۹۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «بهترین سریال های کره ای تاریخی» ثبت شده است.

به نظرم هرکی که پیر میشه باید بمیره . حالا یا کشته بشه یا سازمانی برای کشتنشون وجود داشته باشه یا خودشون بای دیفالت بدونن که عه مثلا 60 سالشون شده و عقلشونو از دست دادن و باید برن بمیرن . قدیم تو بچگی م یه کتاب می خوندم یه سازمانی بود که وقتی انسان ها به یه سنی می رسیدن کچلشون می کردن و یه کلاهی اهنی می ذاشتن تو سرشون و افکارشون رو کنترل میکردن . یه همچین سازمانی باید تو ایرانم باشه . " گرچه همینجوریشم یه سری ها اصلا نیاز به این تکنولوژی ندارن انقد سست عنصر هستن که مغزشویی میشن " حالا این هیچ ، برگردیم به همون بحث کشتن پیرا . مخصوصا پیرای نفهم سست عنصر لجباز بیشعور و خلاصه کسایی که نه تنها خودشون پیرن بلکه بقیه رو هم پیر میکنن . همین منوال رو باید رو ادمای حسود هم اجرا بشه . ترکیب ادم پیری که حسود هست سم خالصه و باید درجا با شلیک هفت گلوله کشته شه . 

اینی که میگم بخشیش مربوط به داستان سریال کره ای  " چهره ی امپراطور " ، این سریال تاریخییه ولی نه تاریخی که از روی واقعیت ساخته شده باشه تخیلات نویسنده اس . میگن که در چوسان قدیم چهره شناسی خیلی مرسوم بوده و ازدواج ها از روی چهره شناسی انجام می شده . همچنین ادمایی بودن که این کارو میکردن و اللخصوص چهره شناس دربار میگفتن که امپراطور باید دارای این چهره باشه تا برای ملت و کشور خوش اقبالی بیاره . 

امپراطور سون جو ، دارای چهره ی امپراطوری نبوده ، وقتی تو 15 سالگی به امپراطوری می رسه اولین کاری که میکنه اینکه چهره شناس دربار رو کور و بعدم تبعید کنه . " واقعی نیستا تو سریال " در همین راستا از پسرش گوانگهه یا گوان.هه ، به این خاطر که دارای چهره ی امپراطوری بوده ذهلش میرفته و به شدت نسبت بهش حسودی میکرده . اگه ماست سفید بود و گوانگهه میگفت سفیده امپراطور حتی اگه درستم بود میگفت نه سیاهه و تو چطور جرات میکنی بگی ماست سفیده . و کلا خیلی بدرفتار بودش نسبت به این طفلک و جوری که از حسودی میمرد اگه کسی هوش و ذکاوت گوانگهه رو تعریف میکرد . 

یه چهره شناس اشمال پیدا میشه و میاد پیش امپراطور و میگه که اگه امپراطور با زنی که چهره ش مکمل چونا باشه ازدواج کنه نحسی از چونا و کشور برداشته میشه برای همین یارو میگرده دنبال زنی که دارای این چهره باشه. از قضا این دختر که دختر یکی از وزراس ، سرنوشتش اینه که به دوتا اژدها خدمت کنه ، و برای همین که یجورایی نحسی حساب میشه و بهش گفتن که به مانند پسرا زندگی کنه برای همین کسی نمیدونه که این وزیر دختر داره . گوانگهه و این دختر تو بچگی قبل اینکه دختره به عنوان پسر به زندگیش ادامه بده اشنا میشن و عاشق میشن " از بچگی 😄🙄😶 " گوانگهه مدتها دنبال دختره گشته ولی پیداش نکرده یه روزی از روزها تو خیابون بهش برمیخوره و خلاصه اینا همو می شناسن  . این دیدار مصادف میشه با یه سری اتفاقا که باعث کشته شدن پدر دختره به جرم خیانت میشه ، چهره شناس هم که دختررو پیدا کرده به چونا معرفی میکنه و دختره علی رغم اینکه عاشق گوانگهه اس به خاطر پدرش که کشته نشه حاضره با چونا ازدواج کنه ، ولی دیگه چون پدرش به مرگ محکوم شده و چونا هم از نظرش برگرده افت داره ، قضیه کنسل میشه . اینطور میشه که دختره با یه فردی که مثلا انقلابیه و افکار زندگی برابر و فلان داره فرار میکنه و زندگی رو ادامه میده . گوانگهه هم تو این مدت یه عالم کار میکنه و خلاصه امپراطور هنوز ولیعهد رو انتخاب نکرده و ژاپن به کره حمله میکنه ، اونم درحالیکه گوانگهه بدبخت کلی اخطار میده میگه چونا آباماما ، ژاپن مشکوکه ها فلان بیسال ، ژاپن حمله میکنه و 15 روزه می رسه به هانیانگ " پایتخت " گوانگهه که هم دغدغه ی مردم و اینا داره میره به باباش میگه خبر مرگت منو بکن ولیعهد من اینجا می مونم تو گمشو فرار کن با سوگولیات کس کش ، 😐😁 باباشم از خداخاسته این کارو میکنه و تازه میگه که اگه جنگ تموم شد تو باید از مقام ولیعهدی کنار بکشی . واقعا چقد اصلا چی بگم دیگه . 

خلاصه تو طول جنگ که چندسالی طول میکشه گوانگهه و اون دختر پا به پای هم می جنگن و اینا و جنگ تموم میشه ، امپراطور برمیگرده پایتخت و می بینه که مردم همگی ازش متنفرن و همه طرفدار گوانگهه شدن و از حسودی میمیره ، هی به هر روشی میخاست این پسره ی بدبخت رو حرص بده و اینا ، بازم همون قضیه زنی که مکمل چهره پادشاه پیش میاد و ملکه از دختره میخاد که با اینکه میدونه گوانگهه و اون عاشق همن ، بیاد با امپراطور ازدواج کنه ، دختره هم می بینه که گوانگهه رو همش شاه داره اذیت میکنه تصمیم میگیره اینطوری بره پیش شاه تا شاید نسبت به گوانگهه حساسیتش کم بشه خبر مرگش ، گوانگهه که اینو می فهمه طفلک انقد سکانس غم انگیزی بودا دنیا جلوی چشمش سیاه میشه و مدتها بیهوش میشه ، دست اخرم شاه  چون یه زنگوله پای تابوت زاییده ، میخاد اونو بکنه ولیعهد که همون دختره تو چاییش زهرمار میریزه  امپراطور رو میکشه . خودشم زهرو میخوره ولی نمیمیره . ولی خب بهم نمیرسن دیگه . 

درکل سریال قشنگی بود . عشق بین گوانگهه و دختره قشنگ بود مخصوصا بازی سئو این گوک خیلی خوب بود . 

بعدا که ویکی پدیا اینا اومدن بیشتر راجب بعد تاریخی سریال میام اضافه میکنم . همینقد میدونم که گوانگهه رو خیلی به یونسانگون تشبیه کردن تو تاریخ و دست اخرم تبعیدش میکنن ججو و همونجا میمیره . البته تو این سریال بیشترین کسی که به ویژگی هایی که از یونسانگون گفته شده شبیه بود همین امپراطور سونجو بود . مردک خیلی سادیسمی و پارانویید بود . باید زودتر از اینا کشته میشد . 

اتفاقا تو دوران کرونا یه سریال 50 قسمتی هم از این امپراطور دیده بودم اونم سریال قشنگی بود .

پوکساید اثر خودشو کرده و من فعلا حال معمولی دارم . برای همین گفتم بیام پست این سریال رو هم بذارم . 

سریال کره ای  As You Stood By 2025 یا تو کشته شدی 

 باید اسمش میشد مردی از ناکجا اباد ، کاش کنار هر زنی ، مخصوصا زخم خورده ،همچین مردی بود . 

داستان راجب خشونت خانگیه . عین سو که دختر یه خانواده ایه که باباش ، مادرشو کتک میزده ، از این موضوع رنج میبره هم راجب مادر خودش که کاری از دستش براش برنیومده و نمیاد " چون مادره خودش نمی خواد " و هم وقتی زن دیگه ای رو می بینه که همچین اتفاقی براش افتاده ، اتفاقی متوجه میشه که این موضوع متاسفانه واسه دوست صمیمیش هم پیش اومده ، و میخاد بهش کمک کنه ولی چون هیچ راهی برای کمک پیدا نمیکنه ، به این نتیجه که کشتنش بهترین راهه ، میرسن . عین سو اتفاقی با مردی به نام جین سو بک که به نظر یک رگه ی چینی داره و خیلی پولدار و ادم حسابیه اشنا میشه ، تو انبار این رییس خوشتیپ و جنتلمن ، مردی رو می بینه که با شوهر عوضی ، دوستش هی سو ، مو نمیزنه . اونا نقشه میکشن که شوهررو بکشن و این مردو با مدارک شوهرو بفرستن چین . ولی از بد ماجرا این مرده هم کس کش از اب در میاد و بعد از تموم شدن قضایا چال کردن شوهر و دست به سر کردن خاهر شوهر و مادر شوهر پتیاره ، مرده میاد و براشون دردسر درست میکنه . رییس جین خوشتیپ و به شدت جنتلمن که معلوم نی سر چی و رو چه حسابی میخاد به این دو زن اسیب دیده کمک کنه ، متوجه ماجرا میشه و اینجوری کمک از غیب میرسه : منظور رییس جینه . 

خاهرشوهر پتیاره هی سو متوجه میشه که هی سو و عین سو ، داداش کس کشتر از خودشو ، کشتن و چال کردن ، اون چون پلیسه : ینی خاک تو سر اون پلیسی کنن که تو جزوشی ، و میخاد ترفیع بگیره و بره کاخ ابی ، میخاد با کشتن هی سو قضیه رو جوری جلوه بده که هی سو شوهررو کشته و پولاشو بالا کشیده ، و اینجوری خودشونو قدیسه نشون بده  ،همونجور که مامانش داره نشون میده و این ور اونور سخنرانی حمایت از زنان اسیب دیده و خشونت خانگی راه میندازه ، چینجا ... زنیکه خودش همایش راه مینداخت بعد پسر خودش کس کش بود که هیچ ، میدونست که زنشو کتک میزنه و اصلا هیچی به روشون نمی اوردن . واقعا خیلی خانواده حروم زاده ای بودن . ینی همشون باید یه فصل اول کتک زد هرروز ، بعدشم بندازی تو لباستشویی بمیرن . 

خلاصه گند همه چی در میاد و هی سو تصمیم میگیره که بره خودشو تحویل بده ، از اون طرفم عین سو با ماشین خاهر شوهر و مادر شوهر پتیاره که حامل مرد شبیه به شوهره هستن که کشتنش ، تصادف ایجاد میکنه و بله ابروی اونا هم جلوی همه میره . و می افتن هلفتونی پتیاره ها . 

این وسط دست، غیب اقای خوشتیپ رییس جنتلمن ، که دستش به خیره ، چی گرفت نمیدونم ، شاید فقط توشه ی اخرت ؟ 

من فقط از زیبایی ها و قشنگی های این مرد لذت بردم . همین . کل سریال رو به عشق اون میدیدم . وگرنه موضوعش خیلی عصاب خورد کن بود . نقشه قتلشونم خیلی ایراد داشت احمقانه بود . اونم با وجود فامیلی که پلیسه . ولی خب اخرش با خوشی تموم شد دیگه . 

درکل بد نبود . غم انگیز بود . 

💟 مطالب پیشنهادی 💟  " لی جی هون "

 

💚سریال کره ای رودخانه ای که ماه در ان طلوع کرد 💚

💟 سریال کره ای هتل بزرگ درخشان 💟

🍀  سریال کره ای شام دوستانه dinner mate  🍀

🍀سریال کره ای اسپانسر sponsor2022 🍀

 

 

💟 مطالب پیشنهادی 💟  " رو وون "

(˶ᵔ ᵕ ᵔ˶)

💟 سریال کره ای دلال ازدواج رو وون 💟

💟 سریال کره ای دلال ازدواج 💟

💟 سریال کره ای در حال پخش  💟

💟سریال کره ای این رابطه مقاومت ناپذیره قسمت های جدید 💟

💟  سریال کره ای این رابطه مقاومت ناپذیره 💟

💟 قسمت 7 و 8 سریال کره ای این رابطه مقاومت ناپذیره 💟

💟سریال کره ای این رابطه مقاومت ناپذیره قسمت 11و 12💟

💚نظر پایانی درباره ی سریال این رابطه مقاومت ناپذیره 💚

 

 

💙 سریال ژاپنی با بازی کامناشی کازویا 💙

 

💙سریال ژاپنی چشم های قرمز  💙  سریال ژاپنی هویت  💙 سریال ژاپنی عدالت  💙   سریال من سرنوشت تو هستم I'm Your Destiny  💙  سریال ژاپنی اخرین کات یا برش نهایی💙  ☘  سریال ژاپنی سرنوشت 2024 destiny ☘ معرفی فیلم ژاپنی  ☘ ⚡ معرفی فیلم کره ای و چینی و ژاپنی  ⚡ سریال ژاپنی شوگون  ⚡سریال ژاپنی تصرف بیمارستان  و سریال کره ای خانواده استثنایی 1 ⚡💟سریال ژاپنی اهنگ شیطان با بازی کامناشی 💟

 

💗 مطالب پیشنهادی " ژاپنی " 💗

 

💗 فیلم ژاپنی عشق را ببین و بشنو  💗سریال ژاپنی ازدواج دروغین ما 💗   سریال ژاپنی چشم های قرمز  💗  سریال ژاپنی هویت  💗   سریال ژاپنی عدالت  💗   فیلم ژاپنی someone   💗  سریال ژاپنی معشوق 💗 سریال ژاپنی سکوت  💗  سریال من سرنوشت تو هستم I'm Your Destiny  💗  سریال ژاپنی اخرین کات یا برش نهایی💗 سریال ژاپنی روزها  💗سریال ژاپنی کاش صد ها بار بهت گفته بودم 💗سریال ژاپنی اولین عشق  💗 فیلم ژاپنی ازدواج شاد من 💗فیلم ژاپنی اگه گربه ها از جهان ناپدید بشن💗 فیلم ژاپنی هیولا monster 💗⚡ معرفی فیلم کره ای و چینی و ژاپنی  ⚡☘ معرفی فیلم ژاپنی  ☘ ☘  سریال ژاپنی سرنوشت 2024 destiny ☘ معرفی فیلم ژاپنی  ☘ ⚡ معرفی فیلم کره ای و چینی و ژاپنی  ⚡ سریال ژاپنی شوگون  ⚡سریال ژاپنی تصرف بیمارستان  و سریال کره ای خانواده استثنایی 1 ⚡ سریال ژاپنی کاره پاره وقت خانوادگی   ⚡فیلم ژاپنی هزاران گل   ⚡ سریال ژاپنی سرنوشت با بازی کامناشی کازویا  ⚡معرفی سریال چرنوبیل و یک فیلم ژاپنی ⚡سریال ژاپنی گل افتابگردونی که در باران ناپدید شد ⚡⚡سریال ژاپنی ضدقهرمان ⚡ ⚡کارتون پسر و مرغ ماهی خوار  ⚡

 

 

💜 مطالب پیشنهادی 💜 " لی مینکی " 

 

💜مقاله درمورد بازی 200 لی مینکی در سریال کره ای لمس پشت تو 💜سریال کره ای در پس لمس تو  💜 نظر پایانی درباره ی سریال کره ای لمس پشت تو 💜

 

🥰 مطالب پیشنهادی 🥰 " گابلین " 

 

🥰سریال کره ای نگهبان خدای بزرگ و تنها 🥰 سریال کره ای گابلین خدای تنها و درخشان  🥰عکس از سریال کره ای گابلین  🥰سریال کره ای گوبلین خدای تنها و درخشان  🥰 سریال کره ای گابلین  🥰😎کتاب و سریال و مصاحبه گونگ یو 😎✨مصاحبه ی گونگ یو 

 

💚مطالب پیشنهادی 💚 " تاریخ اسی دال " 

 

💚 سریال کره ای تاریخ اسیدال یا ارتدال  💚

💚   شمشیر ارامون  💚

💚 در انتظار شمشیر ارامون  💚

💚بالاخره شمشیر ارامون 💚

💚دیالوگ از سریال شمشیر ارامون 💚 

 

🧡 مطالب پیشنهادی 🧡  ( اِن چا هاک یون  ) 

 

🧡سریال کره ای خواننده ی جزیره ی دورافتاده قسمت اخر 🧡 

🧡 قسمت 7و 8 سریال کره ای خواننده ی جزیره ی متروکه  🧡

🧡 معرفی N VIXX اِن ویکس   🧡

🧡 خواننده ی جزیره ی دورافتاده  🧡

🧡 سریال کره ای خواننده ی دورافتاده یا سریال کره ای خواننده ی جزیره ی خالی از سکنه 🧡

🧡سریال کره ای هتلدار و سریال کره ای کشور من و سریال کره ای تونل 🧡

🧡سریال کره ای وکیل چوسان 🧡

 

 

 🧡 مطالب پیشنهادی 🧡  ( آی اِم مونستااکس  )  

 

🍀 مصاحبه ی آی اِم IM با مجله ی allure 🍀

💟 اهنگ از IM MONSTAX  💟

💚معرفی اوپا 아이엠  💚

💟اهنگ جدید آی اِم مونستااکس slowly 💟

💚اوپاهای مونستااکس💚

 

 

مطالب خیلی قدیمیتر رو اینجا بخونین : 

 

💟 بیشه زاری غرق در شکوفه  💟

سریال کره ای لاو آل پلی یا سرعتم به سمت تو 493 کیلومتر ، 너에게 가는 속도 493km (The Speed to You Is 493km , love all play  . 

 

سریال کانسپتش بدمینتونه ، توی ورزش بدمینتون، شاتل‌کاک سریع‌ترین جسم در بین تمام ورزش‌هاست (حتی سریع‌تر از توپ بیس‌بال یا تنیس).این عدد ۴۹۳ کیلومتر بر ساعت رکورد سرعتی هست که شاتل بدمینتون می‌تونه در ضربه‌های اسمش (smash) به دست بیاره.

بنابراین، 493km استعاره‌ایه از شدت، سرعت و هیجان عشق و زندگی. عنوان سریال هم از همینجا نشات داره . عنوان انگلیسی سریال هم اصطلاحی تو بدمینتونه وقتی بازی شروع میشه یا امتیازها مساویه، داور میگه: “Love All, Play” یعنی «صفر – صفر، بازی شروع بشه».
 

داستان سریال چیه ؟ ! ته یانگ بازیکن اینده دار بدمینتونه که از بچگی تو تیم بدمینتون بوده ، بازی های بدمینتون اینطوریه که دونفر دونفر تیم میشن . ته یانگ هم با یه دختری که از خودش بزرگتره به نام جون یانگ ، دوست و هم تیمیه . یه روز مسابقه داشتن و زمستون بودش و مسابقه کنسل میشه . ته یانگ سیریش میشه که بریم اسکی رو یخ ، برف ، سوار شیم، فرصته . دهاتیه ندید بدیده دیگه . 🙄😶 جون یانگم انگار زبون نداره یا بچه دوساله س نمیگه که زمان مسابقه س ما باید مواظب بدنمون باشیم ورزشکاریم و از این جور چیزا ، البته خب چون ورزشکاری که نباید خودتو بذاری تو زرورق ببری بیاری 😄 تفریحم باید کرد دیگه ولی خب وقتی بلد نیستی خب ممکنه بلا هم سرت بیاد . ته یانگ که بلد نیست اسکی سواری کنه لیز میخوره و میخوره به پای جون یانگ و اینطوری پای جون اسیب می بینه . جون اول زیاده روی نمیکنه و قیافه بگیره و اینا ولی بعد که می بینه پاش خوب نمیشه و دیگه نمیتونه ورزش بازی کنه ، خودشو چسی شدید که وای تقصیر توعه و اینا ، حالا دوس پسر همین عن خانوم 😄 کاسه ی داغتر از اش که اره تو زدی پای اینو ناکار کردی خودت میخای هنوز به ورزش ادامه بدی ؟ خب ینی چی چه ربطی داره درسته ولی مثلا عین اینکه بگی تو زدی تو اداره پای اینو شکوندی پس باید از اداره استعفا بدی . چه ربطی اخه . خلاصه اینو مجبور میکنه که از ورزش استعفا بده ، اینم عذاب وجدان میگیره و میره سه سال تو یه دهاتی تو رستوران کار میکنه . 

قضیه رفتنش از دنیای ورزش رو هم میگن این رشوه داده بوده . خلاصه همه جا اینجوری پر میشه . بعد سه سال برمیگرده به یه تیمی به اسم یونیس که تیم شرکتی هست مثلا یه کمپانی تیم داره . اینطوری . با مبلغ خیلی کمی . و همه طردش میکنن به جز یه نفر اون کیه ؟ ته جون . ته جون هم بازیکن بدمینتون که اونم اینده داره و تو تیم ملی میخاد بره ولی براش سلامتی و پول ارجحیت داره . حالا رازش چیه >؟! ته جون برادر کوچیک جون یانگه . این میاد تو تیم یونیس و خلاصه با ته یانگ میریزن رو هم و تیم مختلط تشکیل میدن و عشق و فلان . بعد وسطای سریال جون یانگ پیداش میشه و کلا سریال میره تو باقالی ها . 

خب البته میشد به جون یانگ حق داد که میگفت تقصیر ته یانگ بود . راس میگفت تقصیر اون بود ولی اینکه از روی حسودی و خودخواهی از مقصر بخای زندگی ورزشی رو بذاره کنار به نظرم دیگه خیلی زیاده رویه . بعد تا نیومده به برادرش امر و نهی که از این دختره دوری کن و فلان حتی مامان باباشم جری کرده بود که نذارن پسره با دختره دوست باشه . ولی پسره ته جون لجباز و اینا خلاصه اینا باهم اوکی میشن و جون یانگ هم اشتی میکنه و اینا . 

 

کمی تا بیشتری ، 😁 اب بودش . بازیگر نقش ته یانگ رو دوس ندارم کلا . بازیگر نقش ته جون رو هم از سر سریال 💗 خواننده ی جزیره ی دورافتاده  💗 ازش خوشم نمی اومد . می مونه بازیگر نقش جون یانگ که این بازیگر هرچی ازش دیدم همین شخصیت عقده ای و حسود و دو بهم زن و مزاحم زندگی اینو اونه . اتفاقا میخام سریال کیم گو اون رو هم نگا کنم تو اونجاام همین شخصیت  رو داره . دختر یه نقش با یه شخصیت دیگه ای بازی کن خب . من فک میکنم این بازیگرای این مدلی شخصیت واقعیشونم همینجوریه . خیلیم ازش بدم میاد . 

حالا خب اسیه تو که از همه بازیگرای این سریال بدت میاد چرا دیدیش؟ / اگه بپرسین ، راستش من به خاطر بازیگر لی چه مین تو سریال نوش جان امپراطور ، اومدم سریال رو دانلود کردم و اونم طفلک هر قسمت فوقش سه تا 5 تا اینا سکانس داشت . خیلی ناپدید بود . 😁 بعد دیگه دیدم جون یانگ داره زیادی مته به خشخاش میذاره و ایکبیری بازی در میاره بقیه سریال رو ندیدم زدم اخرشو نگا کردم فقط . 

الانم دارم سریال مبانی دلبستگی که لی چه مین توش هست رو نگاه میکنم و پروانه ای هستم . حالا بعدا پست اون رو هم میذارم . 





 

سریال کره ای پری و کیون وو یا دلباخته و معشوقه ش Head over Heels 

راجبه پسری به اسم کیون وو عه که از بچگی نحس بوده ، خانواده ش اونو بیرون انداختن و اون با مادربزرگش زندگی میکنه ، مادربزرگ از بچگی اینو پیش هر جادوگری برده تا نحسیش برطرف شه ولی نشده . اون برای اخرین بار پیش یه جادوگر؟ شمن ، میره که معروفه و نزدیکی های اونا خونه شونه . 

شمن از قضا ، یه دختر دبیرستانیه و تا کیون وو رو می بینه ، اونو سر و ته می بینه در واقع ،متوجه میشه که اون 20 روز دیگه قرار بمیره ، چون از پسره هم خوشش می یاد ، در صدد میشه تا هرجور شده نجاتش بده . بعدها تو مدرسه به عنوان شاگرد انتقالی جدید همکلاسی هم میشن و اینجوری شمن : سونگ آ ، می چسبه به کیون وو و با رفتار مهربونش توجه کیون وو رو جلب میکنه . 

در کل قشنگ بود ولی خب داستانش یه سوالهایی رو برطرف نکرد . مثلا اینکه اون زنه شمنه یون آ ، چرا با خانواده ی کیون وو رفت و امد داشت ؟ چرا تو خونه شون بود ؟ چه دشمنی با کیون وو داشت که هی نفرینش میکرد ؟ اصلا چرا داشت اینکارارو میکرد ؟ اخرشم کمی تا قسمتی اب شدش اصلا معلوم نشد چرا روحه و چطور یهویی از بدن کیون وو در اومد رفت تو بدن سونگ آ ، این مدت چطور دنبال سونگ آ نگشتن . و نحسی کیون وو چطور برطرف شد ؟! خلاصه این موارد هم بود ولی برای پروانه ای شدن و اینا سریال خوبی بود . دختره خیلی بازیش خوب بود از لحن حرف زدنش خیلی خوشم می اومد . خیلی مهربونانه کیون وو رو صدا میکرد . کیون وو هم وقتی تو بدنش روح بدجنس رفته بود خیلی جذابتر شده بود . 

 سریال ژاپنی  با شوهرم ازدواج کن Watashi no Otto to Kekkon Shite:  Marry My Husband 

نسخه ی ژاپنی همون سریال کره ای با شوهرم ازدواج کنه که من جسته گریخته نگاهش کردم ولی قسمتای اخرشو دیگه ندیدم . داستان همون داستانه ولی روابط و رفتارها و ری اکشن های کاراکترا نسبت به موضوعی که براشون اتفاق می افته ، بازی ها صد در صد ، مخصوصا تاکرو ساتوه اصلا یه لول دیگه ای از عاشقانه رو بازی میکنه واقعا حرفی برای گفتن نمی ذاره در برابر بازیگری مث نا این وو ، شخصیت ها اروم تر و کلا داستان بیشتر از اینکه نگرانت کنه و حرصت بده به خاطر ظلم هایی که به خاطر کودنی خود دختره بهش میشه ، حس راحتی میده انگار که واقعا داری یه سریال با یه داستان خیانتی می بینی که شخصیت زن ، نه اونقدرا کودن و نه اونقدرا زرنگه و وقتی دوباره زنده میشه بعد از مدت کوتاهی سریع خودشو پیدا میکنه و سعی میکنه که انتخاب های گذشته رو انجام نده . تو ورژن کره ای پارک مین یانگ شخصیتی داشت که همش میخاست بگه من مستقلم من تنهایی از پس همه چی برمیام ، و دیگه زیادی خودشو به کودنی زده بود . اینجا اونجوری نبود . منطقی تر بود . ساده و اروم و ملایم بود . 

خلاصه در هرحال من ژاپنیش رو بیشتر دوس داشتم . 

 سریال ژاپنی  با شوهرم ازدواج کن Watashi no Otto to Kekkon Shite:  Marry My Husband

سریال کره ای خورشید را ببلع : ببلع ؟ چرا ببلعه ؟ اصلا چرا اینو اینجوری معنی کرده . خورشید را نشان بده . این معنیشه . 태양을 삼켜라 

کره ای ها این سریال رو یجورایی اسپیناف ⚡سریال کره ای all in⚡ می دونن . منم اولش که شروع شد دقیقا یاد اون سریال افتادم . ولی اون کجا و این کجا . 

کانسپت همون داستان قدیمی جزیره ججو ، کازینو و هتل داری  و ایناس . یخورده داستانش متفاوته و کمی تا بیشتر اب و درهم . 

کیم ایل هون ، مردی که به عنوان تبهکار خطرناک شناسایی و به همراه عده ی زیادی به جزیره ی ججو تبعید شده تا اونجا جاده بسازن . کار با اعمال شاقه . یه پلیسیم هست که نگهبان ایناس و از همون اول با این بدبخت چپ می افته . کیم ایل هون فرصتی گیرش میاد و میتونه فرار کنه ولی پیداش میکنن و اون خودشو از صخره پرت میکنه تو دریا . یه دختر ججویی که با مادرش زندگی میکنه و کارش شنا تو دریا و صدف و اینا از دریا جمع میکنه و اینجوری زندگی میگذرونن . کیم رو بیهوش پیدا میکنه و اونو میبره به غار اون نزدیکی و بهش اب و غذا میبره . اینا رابطه پیدا میکنن و شبم باهم میگذرونن . مدتی بعد پسری که قبلا عاشق این دختره بوده متوجه قضیه میشه و با این فکر که کیم دختر رو گروگان گرفته ، سربازارو باخبر میکنه میان میگیرنش و می برنش . دختر حامله میشه و مادرش پنهانش میکنه و بعدم بچه رو میذاره نوان خانه . اون بچه الان جیسونگه در نقش جانگ وو  . شخصیت به شدت عقده ای بی دلیل دنبال انتقام و خیلی مزخرف . مث همه سریالای دیگه اش که خوددرگیری خاصی داره . اینجا صدبرابر بدتر . بازیشم مزخرف بود . 

جانگ وو با بچه های دیگه ای که باهاشون تو یتیم خونه بوده کارای مختلفی انجام میده . که هیچ کدومشون درامد خاصی نداره و همینجوری زندگی میگذرونن . سر یه قضیه ای کیم ایل هون که الان اسمش رو عوض کرده و اسم و رسمی در کرده و پولدار ججو شده و خونه ی معروفی که تو ججو هست واسه اونه ، رو نجات میده و اینجوری میتونه به دم و دستگاه کیم ایل هون که کازینو و هتل داری و ایناس راه پیدا میکنه . کیم اونو پیش پسر سست عنصرش تو سئول می فرسته و بعد پسرش میزنه یه نفر رو میکشه . جانگ وو قبول میکنه جای پسر کیم بره زندان . اون یک سال میره زندان و وقتی برمیگرده ، کیم عنم حسابش نمیکنه . و اینجوری الکی الکی جانگ وو از کیم و پسرش کینه به دل میگیره و میخاد انتقام بگیره . بعدش یه سری کارای دیگه با دوستاش میکنه و بعدش باز سر قتل یه نفر دیگه که اونم داستان داره ، پلیس منطقه بهش میگه بهتره شبونه فرار کنه تا دوباره برای قتل نکرده دستگیرش کنن . پلیسه کیه ؟ همون پسری که عاشق اون دختر ججویی بود که درواقع مامان جانگ ووعه  . پلیسه بهش میگه که مادر و مادربزرگش کیه . و بعد جانگ وو طی تحقیقاتی متوجه میشه که باباش کسی نیست جز کیم ایل هون و برا همین بیشتر میخاد که انتقام بگیره چون فک میکنه باباش عوضی بوده که به مامانش تجاوز کرده و خلاصه . جانگ وو و دوستاش و یه نفر  دیگه ای میرن امریکا و اونجا الکی الکی کله گنده میشن . بعدشم وقتی برمیگرده یهویی بی مقدمه به دوستاش نارو میزنه و باز میره توو تیم کیم اینا ، اینجا زمانیکه متوجه میشه کیم باباشه . خلاصه داستانای بیهوده و اب و دست اخر الکی الکی کیم ایل هون رو به جرمای واهی که واسه گذشته اش بود دستگیر میکنن . اینجاش از همه جاش مسخره تر بود . دختری وجود داره به اسم سوهیون که جانگ وو و پسر سست عنصر کیم عاشق این شیربرنجن . خونه ای که الان واسه کیمه ، قبلا مزرعه پرتقال خانواده ی سوهیون بوده . سوهیون الکی الکی با جندگی و اینا کله گنده میشه و میتونه به دادستانا بگه که برن کیو بگیرن . سر اون مزرعه مسخره اش دادستانارو میکشونه به سمت کیم . و الکی الکی قضایا 30 سال پیش رو تو بازجویی می کشونن وسط . دست اخر هم وقتی کیم متوجه میشه که جانگ وو پسرشه یهویی انگار روح در بدنش حلول کرده باشه تصمیم میگیره بره سرقبر اون زنه و خودشو بکشه . خیلی بی معنی . 

مشکل سریال اینکه از گذشته ی کیم ایل هون که داستان داره رو زندگیش میگذره و شروع سریال با اونه چیزی نمیگه . چیزی راجبه اینکه کی بوده و چطور دستگیر شده و ایا واقعا تبهکار هست یا نه . ولی بعدها نشون میده که به نظر واقعا ادم بی رحمیه و با قاچاق تریاک و اینا تو ویتنام تونسته پولدار بشه . از خطرناک بودنشم چیزی نشون نمیده . حتی جوری نیست که ادم دلش براش بسوزه . کلا یه داستانی سرهم کرده بودن تا بازم همون بک گراند لاس وگاس و کازینو و اینا رو داشته باشه . به قول خود کره ای ها وقتی ده سال پیش دیدن که آل این با بازی لی بیونگ هان گرفته ، گفتن بذا باز یه همچین چیزی بسازیم به شکل عجیبی این سریال هم ریت خوبی داشته . اولین  سریال که تو افریقا فیلمبرداری شده . حتی اون خونه ای که واسه کیم تو ججو بوده رو واقعی ساختن و میلیاردها واسش خرج کردن . با اینحال به نظر من که سریال بیخودی بود . 

سریال کره ای ایدی من خوشگل گنگنامه : 

اشاره به منطقه ی گنگنام که همه ی عملای زیبایی اونجا انجام میشه . یه دختری هست زشته و هیچکس دوسش نداره ، خانواده ی معمولی هم داره ، قبل اینکه بره دانشگاه مامانش پول جور میکنه این میره عمل زیبایی میکنه ، میکوبه دوباره می سازه . از این رو به اون رو . با اینحال همچنان اعتماد به نفس نداره و این سری از این میترسه که کسی نفهمه عمل کرده . یا عملش تابلو باشه . حالا من با اینکه خانواده ی معمولی اون همه پولو از کجا اورد و چرا مث سریالای دیگه اه و ناله واسه پول و کار پاره وقت نمیکردن ، کاری ندارم . ولی اومدیمو قیافه تو عمل کردی مغزتم باید عمل میکردی یه خورده عقل تو کله اش نبود . گیج میزد در کل . خلاصه این میره دانشگاه و چا اون وو ی به شدت جذاب بای دیفالت ، اونجا همکلاسی دوران مدرسه اش از اب در میاد و میفهمه که این همون زشته اس . بعد اینا باهم دوست میشنو اینا . رابطه های تو دانشگاه و الکی رفت و امد و دعوا سر خوشگلی طبیعی یا عملی و این چیزا . و این حرف که قلبت زیبا باشه نه قیافه ات . که ...شر خالصه . حداقل واسه کره ای ها . اب خالص . حیف چا اون وو . از اسمش معلوم بود سریال بیخودیه . 

سریال عشق مقدس 2005 : 

معلم مدرسه یه بیماری خاصی داره که یهویی غش میکنه می افته . اون یه نامزد دادستان خوشتیپ داره  ،کسی نیست جز خدابیامرز اجوشی در سریال اجوشی من ، 

معلم میره به مدرسه ی جدید و اونجا با مشکلات بچه مدرسه ای ها دست و پنجه نرم میکنه این بین یکی از اون بچه مدرسه ای ها خیلی جذاب و خاصه ، کیه ؟ کانگتا ی اس ام ، دعوایی و ناسازگار ، از همون اول دانش اموز از معلم خوشش میاد یهویی قسمت 3 معلم هم اعتراف میکنه که از دانش اموز خوشش میاد و قرار نامزدی با دادستان درست حسابی رو بهم میزنه . بعد از اونور دانش اموز دعوایی تو دعوا غیرعمد میزنه دوستشو میکشه میافته زندان . معلم هم براش صبر میکنه سالها . تهش بهم میرسن . خیلی اب و خیلی مسخره بود . 

 

سریال کره ای با اجازه از محضر دادگاه 변론을 시작하겠습니다   

معنی کلمه ی 변론 یه اصطلاح حقوقیه ،وقتی که وکیل میخاد استدلال هاش و دفاعیه اش رو شروع کنه ، پس درواقع معنی تایتل سریال هست :  من دفاعیه ام رو شروع میکنم . 

سریال کره ای با اجازه از محضر دادگاه 변론을 시작하겠습니다

تو سال 1989 لی هی سو توسط پسر کارخونه دار دهات جانگ کی دو؛ نامی ، بهش تجاوز میشه ، اون خودشو میکشه اونم شب قبل عروسیش با مردی که باهاش تو کارخونه اشنا شده بود و دیپلمم نداشته . لی هی سو زیبا و تحصیل کرده بوده و همه ی مردا تحسینش میکردن البته که برای همه تعجب اور بوده که چطور شین جی شیک مرد بی سوادی رو انتخاب کرده ولی خب سواد مهمه یا شعور و انسانیت ؟ بعد از مرگش ، بابای کارخونه دار از این به بعد اسمش پیری در متن ، که ساواکی هست ، شین جی شیک و مردای دیگه ای که ازش حمایت میکردن ، به نظر اونا عضو این حزبای کارگری بودن و معترض به وضع موجود جامعه ی اون موقع ی کره ، به بهونه ی مرگ یهویی لی هی سو ، اون خانواده و شوهر اینده که همون شین جی شیک هست و عده ی زیادی از بی گناهای دیگه ای رو به بهونه ی کمونیست و خراب کار میگیره شکنجه میکنه و بعدم یا کشته میشن یا با روحیه ها و شخصیت های شکسته شده و از انسانیت در اومده از زندان میان بیرون یا خودکشی میکنن یا با فلاکت و بدون اینکه گذشته ای که با ناعدالتی باهاشون رفتار شده رو از یاد ببرن زندگی میکنن . 

شین جی شیک یکی از همون بازمانده هاس ، پدرزنش به همین بهونه زیرشکنجه کشته میشه ، مادرزنش رو شکنجه میکنن و پسر هفت ساله شون گم میشه . شین جی شیک تو سی سالگی که با بدبختی زندگی کرده حتی یک بار هم اون وقایع تلخ رو فراموش نکرده . مادرزنش فراموشی گرفته و هنوزم فک میکنه پسر هفت ساله ش مدرسه اس . اون پسر هفت ساله رو با یه اسم جدید بزرگ میکنه ، اون پسر هفت ساله الان وکیل شده و درتلاشه تا اینجوری بتونه از راه قانونی انتقام خانواده ش و کشته شده های بی گناه دیگه رو بگیره . ولی تو فکر داماد چیز دیگه ای هست .6 نفر هستن که باعث این وقایع بودن ، که الان هر کدومشون کله گنده های مملکت هستن . 

یکی از اون شکنجه گرا لی دونگ چول ،  که مدت زیادی زندان بوده و بعد از مصرف زیاد الکل فراموشی گرفته ، رو پیدا میکنه میاره پیش خودش و بهش تلقین میکنه که تو رو شکنجه کردن برا همین اینجوری هستی و مجابش میکنه که برای انتقام خودشو اماده کنه ، اینجوری توسط خود شکنجه گره میره بقیه ادمای عوضی رو به همون روش شکنجه میکنه و بعدم میکشه . 

نو چاک هی ، دختر یتیمیه که باباش رهاش کرده و مادربزرگشم پیش همین یارو کارخونه دار ساواکی قدیم ،که الان نقش ادمای خوبو داره بازی میکنه پیرسگ ، کار میکنه ،پسر الدنگشم  جانگ کی دو ،موسسه حقوقی داره ،  مادربزرگه اتفاقی نامه ی لی دونگ چول ؟! که به پیرمرده ارسال شده رو ، میخونه و متوجه حقیقت میشه بعدشم مث احمقا میاد میذاره کف دست پیری که رییس تو واقعا فلانی هستی ؟! پیرمرده هم اونو از پله ها هل میده و میکشه بعدشم نوه اش نو چاک هی رو که از همه جا بی خبر بود رو میگیره زیر بال و پرش و حالاام وکیل خبره ای تو همون دفتر وکالت پسرشه .  جانگ کی دو که نمیخاست سهام موسسه رو بده به نو چاک هی ،سر یه اشتباهی  نو چاک هی رو میفرسته همین دهاته و میگه یه سال اینجا بمون بعدش برت میگردونم اینجا میشی شریک ما . نو چاک هی میاد به دفتر وکالتی که برادر زن شین جی شیک ، که اسمشو تغییر داده به جا شی بک ، و با اون همکار میشه . 

جا شی بک خودشو جای پسر مرده ی یه کفش فروش تو همون دهات جا زده و اسم پسر اونو برداشته . و اینجوری قایمکی زندگی کرده . اون حتی تو خونه ی خودشون ، که الان مامانش مراحل اول الزایمر هست هم خونه اجاره کرده . اون و نو چاک هی پرونده های مختلفی رو حل میکنن و باهم ارتباط  برقرار میکنن . 

بعدها جا شی بک متوجه میشه که قتلهایی که داره اتفاق می افته زیرسر دامادشونه ، و میره خودشو معرفی میکنه به عنوان قاتل تا این خبر سر و صدا راه بندازه و ابروی پیری ساواکی و جانگ کی دو ی حروم زاده که میخاد نماینده مجلس شه رو ببره . اینطوری میشه که تمام وقایعی که تعریف کردم لو میره و نو چاک هی هم متوجه میشه که این همه مدت  به اشتباه کنار چه حروم زاده ای زندگی میکرده . همه ی عوضیا میمیرن . شین جی شیک بیچاره هم بادفن عشقش تو یه جای خوب ، میمیره در اخر ، و نو چاک هی و جا شی بک تو همون دهات در همون دفتر وکالت می مونن تا حق ادمای ضعیفو از حروم زاده ها بگیرن . 

درکل سریال قشنگی بود . و خیلی غم انگیز بود داستانش . کلا داستانای این مدلیشون که به اون انقلابشون برمیگرده خیلی غم انگیزه . این سریال روی رمانی با همین اسم ساختن . بازیگر نقش جاشی بک که قبلا تو سریال جنگل مخفی فصل یک هم قاتل بود ، اینجا هم فوق العاده بازی کردش . قیافه اش برای این نقشای اینجوری که پر از درد و خشم و کینه است و درعین حال خونسرد واقعا عالی در میاره . 

چرا او سو جه ؟! Why Her 왜 오수재인가

سو جه از اموزشگاه وکالت فارغ التحصیل شده ، ینی دانشگاه نرفته . مث فنی حرفه ای ، اون وکیل تسخیری یه پسر 18 ساله میشه که به جرم تجاوز و کشتن خاهر ناتنی ش دستگیر شده . همه ی شواهد ساختگی هستن و دارن به کیم دونگ گو ی 18 ساله اشاره میکنن. هیچکس بهش اعتماد نداره و اون همه ی امیدشو از دست داده ، سوجه ی جوان که تازه وکیل شده تصمیم میگیره به عنوان وکیل ، به موکلش اعتماد کنه ، کلی دوندگی میکنه تا بتونه بی گناهی پسر رو ثابت کنه ولی در اخر به خاطر اینکه خانواده ی داغون خودش تو یه جرمی دستگیر شدن زیاد اصرار به شواهد دیگه که بررسی نشده نمیکنه و دادگاه رو می بازه . کیم دونگ گو به 10 سال زندان متهم میشه ولی یه سال بعد یهو میان میگن قاتل اصلی پرونده پیدا شده و اون ازاد میشه . میره اسمشو عوض میکنه و با کار و تلاش و با دوتا از دوستاش که تو زندان باهاشون اشنا شده رستوران میزنن ، با اینحال اون هنوز نتونسته بی عدالتی که در حقش شده رو فراموش کنه از طرفی میخاد قاتل واقعی خاهر ناتنی ش رو پیدا کنه . برای همین هنوز هم میترسه که فاش شه که اون قبلا کی بوده و از طرفی میخاد دنبال این قضیه رو هم بگیره و یجورایی تو گذشت هم گیر کرده . اون به سوجه هم علاقمنده . 

سوجه با بستن این پرونده میتونه بره به شرکت بزرگ همسو و همسو بهش کمک میکنه تا رشد کنه و معروف شه . حالا با رشد و معروف شدنش باعث شده که رودر روی همسو در بیاد نه زیردستش ، برا همین همسو در تلاشه تا هر انگی بهش بزنه تا بتونه اونو پایین بکشه یا که رامش کنه . 

چرا او سو جه ؟! Why Her 왜 오수재인가

یه سری داستان های زیادی پیش میاد بعد این وسط هم داستان عشقی سو جه و کیم دونگ گو هم هست که به نظرم اضافی بود . 

شاید منظور از عنوان اینکه چرا او سو جه این کارارو کرد ؟ یا شاید منظورش چیز دیگه ای بود درهرحال سریال راجبه وکیل او سو جه اس ، با بازی سا هیو جین ، بازیش واقعا فوق العاده بود طرز صحبت کردنش طرز بیان کلمات و نگاه کردنش خیلی خاصو عالی بود . تلفظش محشر بود . خیلی قشنگ میگفت : 양아치 . 

ولی خب داستان سریال به قول خودش 별로 بود زیاد باحال نبود . خیلی کند میگذشت . یهو تند میشد و ادم خوشش می اومد بعد باز کند میشد . لقمه رو دور سرش پیچونده بود . زیاد رو شخصیت سو جه و کارای شرکت زوم کرده بود . یخورده متراکم بود . پخش و پلا بود . ولی درکل بد نبود . قابل دیدن بود . چون بازیگرای خیلی خوبی داشت که این ضعفارو می پوشوند . بازیگری مث همسو " همسو ی جومونگ "که رییس یه شرکت وکالتی بزرگ و معروف بود و گندای کله گنده ها رو با دور زدن های کاملا قانونی می پوشوند . بازیش خیلی عالیه ولی کاراکتر به شدت کثافت و اشغالی داشت . 😄😬 و خیلیای دیگه از جمله سا هیو جین 🎄سریال کره ای صندوق گونگ یو  트렁크 🎄  . خلاصه هیچی دیگه همین . 

 سریال کره ای روزمرگی رزیدنت ها Resident Playbook  

راجبه او یی یانگ هه که خانواده اش ورشسکت شدن و اون همچنان مث پولدارا خرج میکنه برای همین کلی قرض بالا اورده ، اون رزیدنت سال دوم ؟! بوده ولی به علتی استعفا داده و الان بیکاره . برادرشوهر خاهرشم رزیدنت سال 4عه و تو بیمارستانشون رزیدنت استخدام میکنن ، اون با زور خاهرش میره اون بیمارستان رزیدنت بخش زنان و زایمان میشه ، داستان در کل روی کارهای بخش زنان و زایمان سختی های رزیدنت ها و دکتر شدن و بی خوابی ها و این بین با تمام سختی همکاری و همدلی و دوستی بین رزیدنت های سال اول و سونبه شون کو دو وون که رزیدنت سال 4 هسته " همون برادر شوهره " . و همچنین استادا که هر کدوم خوبی و بدی های خودشون رو دارن و به هرشکلی میخان به دانشجوها درس یاد بدن حالا یکی با داد و بیداد یکی با خنده و درک بالا و یکی با سختگیری ولی همراه با دلسوزی . 

 او یی یانگ و خاهر و شوهر خاهر و برادر شوهره همگی تو یه خونه زندگی میکنن . فاصله سنی خاهرش با خودش تقریبا خیلی زیاده . باباشونو اصلا نشون نمیده مثلا بوسانه و مامانشون هم مرده . خاهرش بچه دار نمیشه ، راستش زیاد از شخصیت خاهرش خوشم نیومد همش به همه زور میگفت که برین کار کنین خب چرا خودت از کارت که خوب بوده اومدی بیرون ، حالا حامله نمیشی که نمیشی مگه نمیگی کلی قرض داری و اینا بچه رو میخای واسه کجات هی الکی میرفت ازمایش و اینا که بچه دار شه . قیافه ش مث روح بود اجومای شلخته . از این که بگذرم ،  تقریبا خانواده ی متعادل و نرمالی بودن  . او یی یانگ به برادر شوهره چشم داره و بهش علاقمند میشه و بعدش سونبه هم بالاخره وا میده و اینا شروع میکنن به قرار گذاشتن . 

او یی یانگ درکل خیلی اویزون و همش خابالو و بی انگیزه بودش . تو بیمارستان قبلی وقتی دیده یکی از دکترا داشته پرستار رو دستمالی میکرده دست دکتر رو گاز گرفته و قبل اینکه بره کمیته انظباطی و اینا رفته استعفا داده . ولی کم کم به کارش علاقمند میشه ، همچنین اینکه استعداد دکتری رو داره از خون کم میترسه تو موقعیت های حساس خودشو می تونه جمع کنه و خوب بخیه میزنه و دستای سریعی داره همینا باعث میشه که استادا ازش خوششون بیاد . از قسمت های 7.8 به بعد کاراکترش بهتر میشه مخصوصا اینکه رابطه ی عشقیش که شروع شده بود خیلی گوگولی و قند بودن . کاش رابطه شونو بیشتر نشون میداد . حیف خیلی کم بود . خیلی عسل بود سونبه هه . 

 سریال کره ای روزمرگی رزیدنت ها Resident Playbook

یکی از استاداشون خیلی خوب بود من به شخصه واسه همچین استادی حاضرم روزها و شبها شیفت برم . بقیه ی رزیدنت های سال یک هم هرکدوم بامزگی های خودشونو داشتن مخصوصا اوم جه ایل که اول خاننده بوده بعد اومده بود دکتر بشه . خیلی شخصیت خوبی داشت . 

از قند بودن کو دو وون هرچقد بگم کم گفتم . خیلی اقا بود خیلی جیگر بود . بهمم می اومدن با او یی یانگ . 

سریال تازه میخاست جون بگیره با شروع رابطه ی عاشقانه ی اینا که حیف تموم شد . فقط یه بدیش همین خاهر رو مخ یی یانگ بود و اصرار بیهوده ش برای بچه دار شدن . 

اولش فک میکردم زیاد باحال نی ولی وقتی با سریال و اتفاقاش پیش میری جذاب میشه . 

سریال قشنگی بود . از اینا که به یادش می افتی کلی میخندی . از هرکدوم یه خاطره دارم . همه ی بازیگرا خیلی خوبو طبیعی بودن رابطه هاشون خیلی قشنگ و دیدنی بود . واقعا لذت بردم . دیگه نمیدونم چجوری بگم که برین اینو ببینین . 😄

سریال کره ای رقابت دوستانه Friendly Rivalry (2025)  با بازی هِری  

هِری در نقش یو جه ای دختره یه خانواده ی پولدار تا سه نسل دکتره که باید همیشه رتبه ی اول باشه و وارث کلینیک معروف باباش شه  . اون یه خواهر بزرگتر داره که فرقشون یک ساله ، باباشون از بچگی اینارو رقابتی بار اورده و سر این مدل رفتار جه ای که بیشتر به باباش شباهت داره تونسته توجه و علاقه باباش رو بدست بیاره ، خاهر بزرگه بیشتر یجورایی کسخل و بی عرضه اس . چقدم زشت بود بازیگرش اصلا شبیه هری نبود .

سریال کره ای رقابت دوستانه Friendly Rivalry (2025)

قضیه در کل اینه : باباش که می بینه دختر بزرگه امیدی بهش نیست و قرار سرافکنده اش کنه تصمیم میگیره به معلم ریاضی مدرسه که طراح سوالای کنکور درس ریاضی شده ، در ازای پیدا کردن دختر گمشده ی معلمه ازش سوالای کنکور رو گیر بیاره ، معلم ریاضی اولش قبول نمیکنه . چندروز قبل از کنکور که امتحانای همینجوری تست و اینا هست ، جه نا دختر بزرگه وقتی میبینه که بازم تو امتحان گند زده میره مدرسه تا نمره اش رو ادیت کنه یا همچین چیزی ، معلم ریاضی مچشو میگیره و بهش میگه که نباید اینکارو کنه و اینا و جنا خودشو به معلم تحمیل میکنه خلاصه اون شب اینا باهم میخابن . اتفاقی موبایل جنا که با ساعتش سینکه میره رو دوربین و از اون کار فیلمبرداری میشه . بابای جنا و جه ای ، مطلع میشه و این دست اویزی میشه تا معلم رو تهدید کنه . دختر معلم رو پیدا میکنه . معلمم سوال کنکور رو میذاره تو کپسول ، کپسولو قورت میده اینجوری می برنش اتاق عمل ، تو اتاق عمل جنا معلم رو میکشه . حالا معلوم نی چرا و معلوم نمیشه که جنا کشته یا بابای جنا ، زن معلم میره شکایت که شوهر من سالم بود و اینا و اینجوری یه شکایت تنظیم میشه . با اینکه سوال ریاضی دزدیده میشه و تو دست جنا بودش ، جنا تو روز کنکور مث کسخلا از جلسه فرار میکنه . و ناپدید میشه . 

سریال کره ای رقابت دوستانه Friendly Rivalry (2025)

دختر معلم  سونگ هی که تو یتیم خونه یه شهر دیگه بزرگ شده بودش با موادی ها سر و کار داره و با کارت ملی های قلابی میره دکتر و قرص های روانپزشکی با دوز بالا از اینا که مصرفشون حتما باید نسخه پزشک باشه و اعتیاد اوره ، میگیره میاره میده به یه اوپایی اینجوری پول در میاره خودشم مصرف میکنه و تو یه سال یهو درسش پیشرفت میکنه و دیگه تو مدرسه بهش زورگویی نمیکنن ، از اونورم که باباشو پیدا میکنه میاد سئول میبینه باباش مرده ، و زن دوم باباش تو سالن تشییع جنازه اس و اینا . اون میره به مدرسه جه ای که بهترین مدرسه تو گنگنامه ، با اینکه تو دهات همیشه رتبه ی اول بودش اینجا بعد از تست تعیین سطح نفر 20 ام میشه . تصمیم میگیره دوباره قرص بخوره ولی نمیخاد با اون اوپاعه ارتباط برقرار کنه . از اونورم جه ای همینجوری الکی از این خوشش میاد و باهاش مهربون میشه . جی ای که تو مدرسه رتبه 1 رو داره و یجورایی هم قلدر مهربون مدرسه اس و همه ازش حساب میبرن حتی معلما . خلاصه اینو میبره اینور اونور ، سونگ هی هم اولش مشکوکه و بالاخره تو یتیم خونه زندگی کرده باید حواسش باشه . اشنا میشنو دوس میشن و حتی با هم حمومم میرن . 😶 اینو یادم رفت بگم که جی ای از کلینیک باباش قرص میدزده می فروشه به بچها . 

جه ای و دوتا دختر دیگه که هردوشون درس خون هستن تو یه گروه مطالعه هستن که تو کلینیک باباشه . اینم برمیداره میبره اونجا و بهش جزوه و اینا میده . سونگ هی که از جی ای قرص گرفته ،  میخونه و این سری هردو رتبه ی یک میشن . همینجوری داستان ادامه داره و رقابت های مدرسه ای و دعواهای دوستانه و کشف راز قتل معلم ریاضی و پیدا کردن جنا و اینا این سریال رو تشکیل میده . تهشم بابای جه ای بازم با همون روش قبلی سوال ریاضی رو کش میره میده به جی ای ، جی ای نفر اول کنکور میشه و دکتری قبول میشه مصاحبه و اینا ، فرداش میره خودشو جنا که باباش پنهانش کرده بود رو از ساختمون پرت میکنه تو اب ناپدید میشه . چقد احمقانه . 🤔😑

سریال کره ای رقابت دوستانه Friendly Rivalry (2025)

تا قسمت 10 . 12 جذاب بود سریال . ولی بعدش مسخره شد . اینکه سوالا رو میدزده اینکه باباهه تو اتاق عمل جه ای رو مجبور میکنه عمل رو خودش انجام بده ، اینکه جه ای که انقد خوره ی درس بود و عملا خودشم با باباش همفکر بود و از خاهرش رقت انگیزش خوشش نمی اومد ، یهویی عشق و علاقه به خاهرش پیدا میکنه و میخاد باباشو که قاتل هست رو لو بده و اینده خودشو تباه میکنه . شخصیت سونگ هی هم خیلی بیخود و ذهلسیز بود . خودش معتاد بود و دزد بعد جانماز اب میکشید و این اونو دلداری میداد که اره تقصیر تو نی فلان ،قیافه ش رو عصاب بود . این وسطا مشکلات دخترای نوجوان و جوان و خودارضایی و این چیزا هم بیان میشه که اصلا گفتنش تو سریال جایی نداشت و بیهوده بود . راستش از اونجا که جی ای و سونگ هی رفتن حموم و کیس رفتن من فک کردم ژانر سریال راجبه این چیزاس بعد یهو موضوع عوض شد . صحنه ی حمومو کیسشونم بی مورد بود . مسخره  . 

بازی هری اینجا خوب بود . گریمشم خیلی خوب بود . از اون قیافه ی دلقک و دریده گی در اومده بود . دیگه چی بگم؟ همینا . 

سریال کره ای دو دو سُل سُل لا لا سُل  Do Do Sol Sol La La Sol

 جونم براتون بگه که ، این سریال رو به خاطر دلتنگی برای جانگ اوک : رو لینک کلیک کنین تا ببینین جانگ اوک کی بود . نگاه کردم . البته که جانگ اوک ایشالا داره با یه سریال تاریخی توپ جدید برمیگرده ولی ایشالا که توپ باشه دیگه . حالا ... 

 

سریال کره ای دو دو سُل سُل لا لا سُل 2020 Do Do Sol Sol La La Sol

یهو یادش افتادم گفتم بذا بهش یه فرصت دوباره بدم ،رارا دختر یه مرد پولداره ، چون زنش سر زایمان میمیره و به پیانو علاقه داشته برای دخترش از نوزادی اهنگای پیانو و اینا میذاشته ، رارا هم گریه میکرده مرده فک میکنه دخترش عاشق موسیقیه برا همین از بچگی بهترین استاد پیانو رو برای دخترش میاره خونه تا بهش پیانو یاد بده خلاصه به هر زوری بود این فارغ التحصیلم میشه و باباش بهش میگه نظرت چیه ازدواج کنی ، بعدم قرار ازدواج با یه پسر بچه ننه ی خاک تو سر سست عنصر که به هوای پول اومده رارا رو بگیره رو میذارن ، ازاونور کمپانیش ورشکست میشه و دقیقا تو روز عروسی می افته میمیره . رارا میمونه و حوضش . 😄 مامانه پسره هم کهمیبینه همه چی با مرگ باباهه می پره پسرشو از تو تالار کشون کشون می بره تایلند ناپدید میشن . منشیه باوفای بابای همه چیو می فروشه یه مقدار پولم بهش میده میگه برو خودتو ناپدید کن تا ابا از اسیاب بیفته . اینم با یه تک ماشینش و یه خورده خرت و پرت می ره خونه اجاره کنه که دست اخر سرش کلاه میذارن و بی هیچ پاپاسی میمونه ول معطل . 

تو اینستا یه نفر هی بهش پیام میده و اون یهویی تصمیم میگیره به حرف اینستایی بره یه دهاتی ، اونجا با لی جه ووک : جانگ اوک ، در نقش جون تصادف میکنه و جون اونو میبره بیمارستان و خلاصه  الله بختکی وقتی می بینه رارا هیچ اهی در بساط نداره بهش پول قرض میده و یجورایی مسئولیت خورد و خوراک و خرجای رارا رو به عهده میگیره . اینا دوست میشنو با همسایه ها اشنا میشه و خلاصه از اینجور داستانا و بالاخره دوستی به عشق می انجامه و یخورده که جلوتر میره داستان بیشتر رو جون چرخیده میشه و اینکه کیه و چرا درحال فراره و مشکوکه و می فهمیم که جون اصلا دبیرستانیه و از خونه فرار کرده . یه سری اب بندی ها و اینا و در اخر جون برمیگرده خونه ولی هنوزم با رارا ارتباط داره تهشم معلوم میشه که سرطان داره میره خارج برای معالجه و در اخر میمیره . 

 

سریال کره ای دو دو سُل سُل لا لا سُل 2020 Do Do Sol Sol La La Sol

تا اونجایی که مرد خوب بود ولی یهو 5 دیقه اخر نمیدونم چرا نویسنده مث دیوونه ها زنده اش کرد و برگشت پیش رارا

سریال بامزه ای بود ولی خیلی اب بود . فقط به خاطر جانگ اوک نگاهش کردم خیلی جذاب و اقا بود . خیلی مهربون بود .ولی خب یه تخته ش هم کم بود . دوستت مرده به بابات چه که قهر کردی فرار کردی ؟!   رارا دیوانه ی خالص بود . خجسته اصلا انگار نه اینگار این ورشکست شده پول نداره یه کاری بکنه چمیدونم کار پاره وقتی بره . مفت مفت میخورد میخابید اصلنم به خودش نگرانی راه نمیداد . بعد اخه تو دهات کی میخاد بیاد پیانو یاد بگیره که اموزشگاه زدش ؟! بازی گو ارا هم اونقدرا باحال نبود تو کل 16 قسمت یجور بود . مث دیوونه فقط میخندید . بعضی جاها بامزه بود ولی دیگه یخورده منطقم باید داشته باشه دیگه . یه تکونی به خودش نمیداد . خلاصه همچین سریالی بود . 

تا سریال بعد . 

 

چون دچار کمبود در سریال کره ای شدم چندتا سریال چینی نگاه کردم که راستش زیاد دوس نداشتم . هرچقد خودمو مجاب کردم ببینم برام جذابیت نداشتن . که لیستشو اینجا میذارم : 

  1. بهار سوزان 
  2. همسر بی همتا 
  3. به عنوان زن به عنوان شوهر 
  4. شورش عشق 
  5. حقیقت 
  6. عشق گمشده در زمان 

  سریال کره ای بهترین ازدواج  최고의 결혼 

چا کی یانگ ، مجری اخبار ساعت 9 عه ، اون خیلی معروفه ولی اخلاق خشک و سرد و کمی تا قسمتی خشن داره . 35 سالشه و تاحالا با مردی قرار نذاشته " من 🙄 " ولی دوس داره که بچه داشته باشه . اتفاقی با یه پسر دو سال از خودش کوچکتر که اونم اشپزه و تو برنامه های اشپزی همون شبکه اشپز بوده ، اشنا میشه . پسره " پارک ته یون " از قبل به چا کی یانگ چشم داره و حتی خونه شو تو همون ساختمونی که کی یانگ هست گرفته ،ولی از بس مغرور و کمی تا قسمتی بیشعور و مرد سالاره به روی خودش نمیاره که زنه رو دوس داره . اون میره به کی یانگ پیشنهاد همکاری تو یه کتاب میده و کی یانگ هم قبول میکنه اینجوری اشنا میشن و دیگه خلاصه دوست میشنو اینا و بعدش کی یانگ حامله میشه . ولی ته یون نه تنها بچه نمیخاد بلکه نمیخاد ازدواج کنه میگه از بچه متنفر و از مسئولیت پذیری ازدواج بیشتر بدش میاد . به کی یانگ میگه بره سقط کنه ولی اون اینکارو نمیکنه . 

به سختی مقاومت میکنه تا تو شبکه کسی بویی نبره حامله اس ولی حالتهای حاملگی بالاخره لو میره . سونبه ی چا کی یانگ ، جو او چا ، میخاسته نماینده مجلس بشه ولی به دلیل اینکه یه زن ازش به علت ازار جنسی شکایت میکنه نمیتونه کاندید بشه و دوباره برمیگرده شبکه . اون از حامله بودن کی یانگ استفاده میکنه و تهدیدش میکنه که اگه نذاره بیاد دستیار گوینده اخبار کنار کی یونگ بشه به همه میگه که حامله س . وقتی کی یانگ خونریزی میکنه ولی اونه که کمکش میکنه و خیلی نگرانشه . شخصیت بامزه ای داشت گرچه نگاهش به زن عقب افتاده ای بود مث همه ی سنتی ها و مردای عوضی و فرصت طلب بود . 

کی یانگ با پارک ته یون میرن خونه ی ته یون تا خبر حاملگی و ازدواج بدن ولی اونجا متوجه میشه که خانواده ی ته یون به شدت سنتی و امل هستن و حالش بهم میخوره و بعد میگه که ازدواج نمیکنه از اون به بعد رابطه شونو تموم میکنه و پارک ته یون میره به کاراموز زیردست کی یانگ میریزه رو هم تا کی یانگ رو بسوزونه . چقد بچگونه پسره ی بی مسئولیت بی غیرت سست عنصر . با اون خانواده ی داغونش . 

میزنه دختر دومی هم حامله میشه این بار دیگه اینو میگیرتش ولی بچه ی اون سقط میشه . روزی که بچه اش سقط میشه ، بچه ی کی یانگ به دنیا میاد . کی یانگ این مدت به سختی از جایگاهش تو شبکه محافظت میکنه . وقتی همه می فهمن اون حامله س اون کنفرانس خبری میذاره و به همه میگه که اون از اسپرم اهدایی بچه دار شده و میگه که نمیخاد ازدواج کنه و فقط بچه میخاد . خب یه چیز غیرمعمول و نامتعارفیه وقتی که جامعه داره از نه به ازدواج جوونها رنج میبره و برنامه و این چیزا می سازن برای ازدواج و فرزند اوری . کلی انتقاد میشه تخم مرغ پرت میکنن فلان . از اخبار گویی کنار گذاشته میشه و اینا خلاصه بچه شو به دنیا میاره . ولی دردسر بچه که یکی دوتا نی . چطور میتونه هم کار کنه هم بچه داری تازه اونم بچه ای که نه تنها نرمال به دنیا نیومده بلکه خودشم نرمال نی . یجوری بود بچهه . تازه تو مهدکودکم والدین بچها و خود بچه ها با بچه دوس نمیشدن . 

خلاصه بدبختی زیاد میکشه . موقع زایمان که سونبه جو باهاش بود و بیشتر موقعهایی که حالش بد بود هم اون باهاش بود . درواقع سونبه چا کیونگ رو دوس داشت ولی به خاطر غرورش بهش نگفته بود . سونبه با طرفداری الکی از زنای مجرد بچه دار و فمینیست بازی خودشو گنده میکنه . بعدم خودشو به عنوان بابای جایگزین بچه به همه معرفی میکنه . خلاصه اینجور داستانا . 

میگذره و درحالیکه چاکی یونگ بچه رو تو خفا داشت بزرگ میکرد سونبه واسه گنده کردن خودش بچه رو میاره تو یه شو و نمایش میده . اینجوری مادر ته یون بچه رو میبینه و متوجه شباهتش به پسر خودش میشه و میفهمن که این بچه درواقع نوه شونه . زن ته یون برای خودشیرینی میسپاره بچه رو میزدن و میاره خونه پدرشوهر مادرشوهرش . دادگاه و دی ان ای و این چیزا راه می افته و پارک ته یون فقط برای رو کم کنی حضانت بچه رو از کی یانگ میگیره . بچه ای که این همه تلاش کرده بود تا داشته باشتش و کسی نفهمه که بچه ی کیه و ازش نگیرنش اینجوری به راحتی ازش گرفته میشه . مدتی میگذره و سونبه به کی یانگ کمک میکنه که خودشو پیدا کنه . اونو سخنگوی تبلیغاتی خودش تو ستادش میکنه ، اون صادقانه راجبه تصمیمش برای بچه دار شدن بدون ازدواج و قضیه بابای بی مسئولیتش صحبت میکنه و بعد حمایت مردم رو جلب میکنه . 

بچه که مدتی پیش خانواده پدری می مونه از دلتنگی مامانش مریض میشه و ته یون دست اخر بچه رو برمیداره میبره پیش کی یانگ و بهش اجازه میده که هروقت بچه خاست بیاره ببینن همو . اینجوری یه رابطه مسالمت امیز بینشون ایجاد میشه . از طرفی زن ته یون هم طلاق میگیره . و سونبه بالاخره از کی یانگ خاستگاری میکنه . و همه چی به خوبی و خوشی تموم میشه . 

سریال خنده داری بود با معنای عمیق و ریشه ای راجبه زن ها و مادر بودن و شاغل بودن و نگاه پست جامعه مردسالار به زن و مادری . خانواده ی ته یون یه خانواده سنتی چوسانی بودن با ریشه های زیاد . مامانه ته یون رسما مث برده و خدمتکار بود و هیچ ابایی هم نداشت از اینکه اینو به دیگران هم یاد بده . باباش یه مستبد بی فرهنگ و وحشی بود . درواقع مامانش بیشتر باعث شده بود که جو خونه اونجوری باشه . بچه ها هم با اینکه از این وضعیت بدشون می اومد و حتی خاهر ته یون چقد از اینکه زن و مرد برابر نیستن و اینا ناراضی بود با اینحال خود به خود خوی و اخلاق باباشونو داشتن . ته یون که یه خودخواه و سست عنصر بود و دستور صادر میکرد . خاهرشم دست بزن داشت و وحشی بود و برا همین کسی باهاش تاحالا دوست نشده بود . کلا با اینکه پولدار بودن ولی خانواده ی داغونی بودن . 

کل اخبارای سریال حول موضوع زن ها ازدواج و نگاه از بالا به پایین جامعه و مرد ها به زن ها بود . البته که مادر شدن بدون ازدواج مسخره اس و اصلا ادم چرا باید بدون ازدواج بچه دار بشه و کسی که تو اسایش نیست چرا باید بخاد بچه داشته باشه !؟

ولی درکل سریال سعی داشت دغدغه های یک زن مستقل در جامعه ی مردسالار  که بیرون از ازدواج میخاد مادر بشه رو نشون بده . 

پارک جه یونگ یه حروم زاده ی شیبله که از بچگی یه روده ی راست تو شکمش نبوده . اون بخاطر قرض و قوله هاش کلی تو دردسره . یه روز باباش تصادف میکنه و میره بیمارستان ، بعدش میره خونه که به برا باباش لباس ببره ، متوجه میشه که باباش بیمه عمر داره و ضی نعفش این نکبته . نقشه میکشه که باباشو بکشه تا به بیمه دست پیدا کنه . این قتل باعث چندتا قتل زنجیره واره دیگه میشه که کشته شده هاش همگی حروم زاده ان . بد نبود ولی اونقدرام هیجانی نبود . شین مینا تازگی چقد قیافه ش اجومایی شده ها . 

هان یو مول دادستان شده تا راز قتل برادرش هان بیول ،که وقتی 6 ساله بوده کشته شده رو کشف کنه . قبل اینکه دادستان شه با گو دونگ چی که دادستان بودش اشنا میشه . اونا باهم دوست میشن و رابطه خوبی داشتن تا اینکه یه روز هان یو مول یه چیزی لای کتاب دونگ چی می بینه که اونو کاملا نسبت به دونگ چی مشکوک میکنه و بعدشم کلا باهاش قطع ارتباط میکنه . 

هان یو مول کاراموز زیردست گو دونگ چی میشه و باهم کار میکنن . بعدها که هان یو مول نسبت به گو دونگ چی اعتمادشو بدست میاره به گو دونگ چی قضیه برادرشو میگه . بعدش اونا راجبه پرونده ی برادرش تحقیق میکنن و متوجه میشن که همه چی زیرسر بالادستی ها بوده . 

سریال کره ای غرور و تعصب

سال 1999 ، دادستانی قرار بوده از این نشست ها با پلیس بذاره که حق تحقیقات ماله کی باشه مث قضیه سریال کره ای جنگل مخفی 2 ، دادستان مو هه مان و دوست وکلیش جونگ چانگ کی ، یه پرونده ی رشوه ی پر سر و صدایی رو حل کردن و خیلی معروف شدن . یه شب اونا تصادف میکنن و باعث مرگ یه زن میشن . پسر بچه ی زن هم اونجا اونور خیابون بوده . این خبر به بالادستی ها میرسه و رییس بزرگ ادم اجیر میکنه تا این پرونده هرچه زودتر لاپوشونی شه و شاهد که پسر بچه س کشته شه . چون ممکن بوده به ضرر مذاکرات تموم بشه این موضوع . هردو نفر دخیل در تصادف نمیخاستن این اتفاقا بیفته و اینجوری برنامه ریزی شده بود که دیگه کاری از دستشون بر نیومده . 

روزی که قرار شده تا شاهد که یه پسر بچه ی 7 ساله س به نام کانگ سو رو از ایستگاه پلیس بدزدن ببرن خفه ش کنن ، هان بیول که گم شده بوده هم همزمان تو ایستگاه بود اونا اتفاقی بهم برخورد میکنن ، از اتفاق هردو پالتوی زرد پوشیده بودن ، به ادم ربا گفتن بچه پالتوی زرد تنشه . ادم ربا که نمیفهمه کدوم بچه رو باید بدزده هردو رو میدزده . بعدشم اشتباهی به جای کانگ سو ، هان بیول رو میکشه . البته کشته شدن هان بیول توسط ادم ربا انجام نمیشه یه دادستان این کارو انجام میده که بعدها متوجه ش میشن تو تحقیقات . جایی که قرار بود این قتل انجام بشه یه کارخونه ی متروکه بوده که بابای دادستان گو دونگ چی اونجا نگهبان بوده . گو دونگ چی دبیرستانی دقیقا همون روز اومده بوده به باباش سر بزنه که ادم ربا رو درحال خفه کردن بچه ای می بینه ، با میله میزنه تو سر ادم ربا و بچه رو نجات میده منتها اتفاقی می افته و بیهوش میشه وقتی بلند میشه هیچ چیز و هیچکسی اونجا نبوده . ادم ربا رو هم دادستان میکشه . کانگ سو فرار میکنه و بعدها وکیل جونگ چانگ گی اونو به فرزندی قبول و بزرگش میکنه . اون حافظه شو از دست داده . همه ی این وقایع درحالی که هان بیول هنوز توسط ادم ربا کشته نشده بود و یه جا قایم شده بوده . بابای دادستان اتفاقی شب بعد دادستان رو میبینه و متوجه بچه میشه . همون شب دادستان کارخونه رو اتیش میزنه . بابای دادستان دونگ چی نمیتونه بچه رو نجات بده . و اینجوری هان بیول طفلکی زنده زنده تو اتیش میمیره . 

تهشم همه به سزای اعمالشون میرسن . دادستان دونگ چی و هان یو مول هم بهم میرسن . تا اخر رفتارای کانگ سو جوری بود که میگفتی این هان بیوله و داره اشتباه میکنه . داستانش جالب بود ولی خیلی کش و قوس الکی داشت . مثلا دیگه مرگ ادم ربا اهمیتی نداره که کیه  و چی میشه .مامان و بابای یو مول هم عن بچه دوستی رو در اورده بوده انقد به مرگ پسرشون و عامل قتل و اینا چسبیده بودن که همه زندگیشون اون شده بود و یو مول دیگه خسته شده بود . دادستان مو هه مان هم الکی شبیه مشکوکا بود تا اخر . از کانگ سو هم خوشم نیومد جون میکند یادش بیاد قضیه چی بوده . دادستان دونگ چی هم بامزه و خوشتیپ و مهربون بود . 

درکل متوسط بود . 

سریال کره ای همسر " زن " خوب 

سریال راجبه دادستان لی ته جونه که زندگی خوبو مرفهی داره اون زن و دوتا بچه داره ،ولی یه روز زندگیش با لو رفتن ویدئو سکسش با یه زنی لو میره . با انتشار این ویدئو یه خبر رسوایی سیاسی هم بهش اضافه میشه و قرار حبس بهش بریده میشه تا دادگاه . زنش که خودش وکالت خونده با پارتی یکی از سونبه هاش تو یه دفتر وکالت کار پیدا میکنه و شروع به کار میکنه . اونا 15 سال پیش ازدواج کردن و زنه بعد از ازدواج خاسته خانه دار باشه . برای همین تجربه ی کار نداره . 

داستان سریال حول پرونده های زنه و موفقیت روز افزون اون ، و پرونده ی پاپوش سیاسی شوهره اس . زنه با اینکه شوهرش بهش خیانت کرده احساساتی هنوز بهش داره و به خاطر بچه هاش نمیخاد که از شوهرش طلاق بگیره . با اینحال مث قبل هم هیچ وقت نمیشه رابطه شون چون بالاخره مرده خیانت رو کرده بوده هرچقدم فیلم گرفتن ازش و انتشارش کار ادمای کثیف بوده باشه . 

با رضایت زنه که با خیانت شوهرش بازم حاضر بود باهاش زندگی کنه ، مرده ازاد میشه تا بتونه پاپوش سیاسی که براش دوختن رو ازادانه حل کنه ، اون موفق میشه تا کسی که با سیاست مدارا زد و بند داشت رو به دادگاه بکشونه و سیاست مدارای کثیف رو هم معرفی کنه ، اینجوری به کارش برمیگرده و بعد از اون هم میخاد وارد سیاست بشه ، تو تمام این مراحل زنه با اینکه دل چرکین بود باهاش همپا بود و تو کنفرانس های مطبوعاتی شرکت میکرد . دراخر هم که همه چی اوکی میشه میخاد طلاق بگیره که مرده میاد  و میگه که بدون تو هرگز و اینا و باز باهم مچ میشن . 

 زنه زرنگ و از خودگذشته بود . اگه همون اول که این اتفاقا افتاد شوهررو ول میکرد شوهره نمی تونست دوباره سرپا شه . شوهره هم خیلی زرنگ و سیاستمدار بود . گرچه یخورده سو استفاده گر بود و از سادگی و مهربونی زنش سواستفاده کرده بود . با اینحال زبون نرم همیشه به کار میاد و اونم اینو خوب بلد بود . بچه هاشم با اینکه این اتفاقا افتاده بود به باباشون اعتماد کردن و دلشون نمیخاست بابا و مامانشون طلاق بگیرن . پسرشون هم خیلی زرنگ بود . وقتی مرده هنوز تو زندان بود نامه های تهدیدامیز بهشون می اومد که اون همرو جمع کرده بود و به مامانش نشون نداده بود بعدم جلوی خونه یه دوربین مخفی گذاشت تا ببینه کیه که داره این کارارو میکنه . اینکارش برای شناسایی دشمن به باباش خیلی کمک کرد . 

درکل سریال خوبی بود .

کانگ هه سان ، پسر یه مامورمخفی اطلاعاته ، پدرش 22 ساله که بعد از رفتن به یه ماموریت ناپدید شده . کانگ هه سان رو یکی از همکارای باباش بزرگش کرده ، اون تو دبیرستان مورد ازار و اذیت بچه قلدرا قرار میگیره و دیگه طاقت نمیاره و اونم جوابشونو میده کتک مفصلی بهشون میزنه و همشون اش و لاش میشن ، قیمش که الان دوست باباشه رو صدا میکنن و عذرخاهی و اینا ، ولی کانگ هه سان میگه که کاری نکرده که بخاد عذرخاهی کنه ، واسه همین از دبیرستان اخراج میشه ، اجوشی " دوست باباش " بهش میگه که برای دیپلم گرفتن نیازی نی حتما بره مدرسه میتونه دیپلم معادل بگیره ، از این درس در خانه ها منظور ، بعدها ...، کانگ هه سان هم مث باباش مامور مخفی زبده ای میشه  . 

 سریال کره ای دبیرستان مخفی undercover high school

 

بعدشم بهش ماموریت پیدا کردن طلاهای امپراطور فلانی پیش میاد ، که در زمان انقلابشون برای ازادسازی کره به یه شخصی داده بوده و نگو اون شخص خودش وطن فروش و طرفدار ژاپن بوده ، حالا اون طلاها معلوم نی چی شدن ، و شایعه ای هست که میگه اون طلاها یه جاهایی تو مدرسه ای که اون شخص تاسیس کرده ، پنهان شدن . کانگ هه سان به عنوان بچه مدرسه ای وارد مدرسه میشه و ماموریت داره تا طلاها رو پیدا کنه . این ماموریت باعث میشه تا کانگ هه سان دوران مدرسه ی نرمالی که باید تو زمان بچگیش می گذروند رو بتونه تجربه کنه و دوست پیدا کنه و کمی هم بچگی . این بین عشق زندگیش رو هم پیدا میکنه . 

کانگ هه سان و تیمشون و با کمک معلم لی سو آ که بعدها متوجه هویت واقعی هه سان میشه ، داستان  های بامزه  ای خلق میکنن و این بین هم جای مخفی که طلاها پنهان شده رو پیدا میکنن ، تو همون جا جسد تجزیه شده ی بابای کانگ هه سان هم پیدا میشه . با اینحال از طلا خبری نبود .

درواقع 22 سال پیش بابای کانگ هه سان که همین ماموریت رو داشته و به عنوان معلم رفته بوده تو مدرسه طلاها رو پیدا و بعدم میبره خونه ش و مخفی میکنتشون . رییس مدرسه که خودش هم دنبال طلاهایی که باباش " موسس مدرسه و وطن فروشه " پنهان کرده بوده ، بوده ، توسط یه جاسوس از سازمان امنیت ، متوجه هویت واقعی بابای کانگ هه سان میشه و ازش میخاد طلاها رو بهش بده ،ولی اون مقاومت میکنه و زنه هم با تفنگ همون جاسوسه ، بابای هه سان رو زخمی میکنه ، چون همه جا مامور بودش و باباش نمیتونسته فرار کنه میره تو همون مخفی گاه طلاها و همونجا هم میمیره و برا همین کسی از وجود اون بنده خدا تو زیرزمین اطلاعی نداشته . 

 

درکل سریال قشنگ و باحال و بامزه ای بود . هم از لحاظ عشقی خیلی اندازه ی خوبی داشت هم از لحاظ کمدی هم از لحاظ معمایی . مدتها بود سریال درحال پخشی به این خوبی نداشت کره . 

 

سریال کره ای وقتی زندگی بهت نارنگی میده When Life Gives You Tangerines 

 

راجبه زندگی اِسون و کوانگ شیک ، که کوانگ شیک از بچگی عاشق و اویزون اِسون بود و بالاخره هم با مشقت های فراوان بهم میرسن . اِسون زندگی پرفراز و نشیب و بدبختی های زیادی داشت و از طرفی ذهنش پر از رویاهای زیاد و بلندی بود ، از جمله که دوست داشت دانشگاه بره دوست نداشت دست به سیاه سفید بزنه و از اینجور چیزا ولی خب موقعیت زندگی و همچنین تقریبا بی خانواده بودنش باعث شد که نتونه به رویاهاش برسه ، عوضش شانس بهش یه مرد عاشق و همه چی تموم که همه ی فکر و ذکرش اِسون بود ، داد که جای همه ی رویاها و پول و دانشگاه و زندگی اشرافی و غیره رو گرفت و صدبرابر از همه ی اینا همون مرد خوب بهتره . بچه دار میشن پیشرفت میکنن دخترشون رو دانشگاه سئول می فرستن ، پسرشون هم به راه میشه و خلاصه درمورد زندگی و سختی های زندگی و عشق و محبت خانوادگی بود . دخترشو رو زیاد دوس نداشتم ، بی لیاقت بود ، تو همچون خانواده ای با همچون بابا و مامان فوق العاده ای که همه چیشون رو همه چیشون رو علاوه بر محبت بی حد و حثر رو بهش داده بودن بعد مث کسخلا میخاست با یه پسری که مامانش عفریته بود ازدواج کنه چون عقده ی پول و خانواده ی پولدار داشت . حالا خوبه دست به سیاه سفید نزده بود و مث شاهزاده ها بزرگش کرده بودن .احمق . حیف اون بابا و مامان ، همون لیاقتش مادرشوهر عفریته بود تا یه مدت باهاش باشه زجر بکشه تا قدر عافیت بدونه . خلاصه .  درکل سریال قشنگی بود . کمی تا قسمتی اب داشت که قابل اغماضه میتونین بزنین جلو . 

سریال هایی که دیدم ۴۰۳:☘️🙌:

فروردین ۱۴۰۳ : 🦢

496-قمارباز

497-زندگی دوباره ی من لی جونگی

498-عکاسی نیمه شب

499-وارث غیرممکن

500-جانگ اوک جانگ

501-ملکه اینهیون

502-منشی کیم چشه .

503-هاید

504-یقه شو بگیر

505-هفت فراری

506-ملکه ی اشکها

507-ارباب خورشید

508- معجزه

509-ارباب خورشید

510-اژانس دوست یابی

511-وکیل جو

512-الهه انتقام

513- این عشق بود؟!

514-قولی با خدا

515-سان جه رو بردار و بدو

516-پینوکیو

517-این همون مرده

518-صلیب

519-بکش خوبم کن

520-سریال چینی در بهار عاشق می شویم

521- شکوفایی جوانی

522-خداحافظ اقای بلک

523-تصادف لی مینکی

524-خانه ما

525-رسوایی قدیمی اویجا توش بود

526-حسابرسان شین هایکون

527-ارتباط

528-گنگستر دوس داشتنی نصف دیدم

529- یک بار دیگر صدقسمتی

530-پلیر سونگ‌ 송승헌

531-رسوایی قدیمی

532-سرنوشت ژاپنی

533-بازی ادم ربایی ژاپنی

534-ضدقهرمان هاسگاوا

535-افتابگردونی که ناپدید شد

536-مشکل بزرگ کره ای نصفه

537-سام شیک عمو

538-گوی طلایی

یک شب بهاری 539-

ماهیت پول 540-

وقتی کامیا شکوفه میده 541-

یه سریال ۵۰ قسمتی 542-

543-dark

544- خانم روز وشب

بزار معر فیت کنم545-


تالاپ تالاپ قلبم546-


تو غیرمنتظره ای 547-


جانگ بوری548-


خانه پرنده آبی549-


احضار550-


همینه که هست،آره اینجوریاست551-


الهه ازدواج552-

گوی طلایی553-


ماهیت پول554-

امپراطوری طلایی555-


باران عشق556-


بازی پول557-


خانواده مهربان558-


دخترم گوم سال 559-


560-روز باشکوه


زنی که سه بار ازدواج کرد561-


عروس زیبای من562-


عشق سوزناک563-


عشق شفا دهنده من564-


غم های ما565-


ملکه جاه طلب566-


نفرین شده567-


هیچ کس نمیداند568-


من یک عاشق دارم569-


هنوز سی سالم نشده570-

571- ستمگر

572- ویرانگر در می زند

573-بدون راه دررو

574- گل رز سریال چینی

575- your honor

576-مبهم

577-손해보기 싫어서

578-بی خبری : سفیدبرفی باید بمیره

579-ملکه وو

580-خانواده عالی

581-بزرگ گونگ یو

582-سریال قدیمی مینکی نصفه

583- ‌ویروس بتهوون

584- زمانی که عاشقت بودم

585-داریم قرار میذاریم قدیمی سوجیساب

586-سندرم

587- ابتدای دریا ژاپنی

588- ملکه ی وارونه

589- ازدواج یک جوان لوس

590-سیاست مدار خندان

591- فرزندان اتم

592-برای یک ازدواج شاد

593-ان زن

594-پرونده های چوسان

595-غریبه ی شیرین بین من و‌ تو

596- مد دهه ی هفتاد

597-پادام پادام

598- روز بهاری والس بهاری

599-جاسوس

600-وینچنزو

601- 지옥에서 온 판사 پارک شین هه

602-سگ همه چیزو میدونه

603- سریال وودوهوان

604- چیزایی که بعد از عشق میاد

605-دالی و شاهزاده

606-خانواده انتخابی

607-ازدواج قراردادی : هان داعون توشه

608-چمدان گونگ یو

609- face me لی مینکی

610- 강남 B-side 지창욱

611-الیس

612-وقتی تلفن زنگ میزنه

613-خانواده عجیب به دونا

614-فراتر از خدافظی ژاپنی

615- تو زیبایی

616-날씨가 좋으면 찾아갈게

617- شکارچی شهر

618-욱씨

619-کارمندرتبه ی هفت جو وون قدیمی

620-وضعیت اب و هوا

621-لی بانگ وون جدید

622-کد تروما

623-سرچ

624- متل کالیفرنیا

625-دیدن. دوباره او چینی

626-هم اتاقی من روباهه

627-دروغگو و معشوقه ش

628- اسم من کیم سام سونه

629-ایریس یک

630- full house

631- 미안해 사랑해 : 소지섭

632-اقامت در هانیانگ

633-아름다운 날들 = 이병원

634-سریال ژاپنی دلیلی که عاشق شدیم

635-ستاره ی من ژاپنی

636- شکوفایی عشق چینی

637-شاهزاده خانوم چون هوا

638-دوازده شب

639- شهرهوایی

640- در اخر دباره عشق

641-عاشقان تروت : موسیقی

642-خانواده کیمچی

643- گناهانم را از بین ببر چینی

644- ملو فیلم :سریاله اسمش اینه

645-مرد استوایی

646- زنی با یک چمدان

647- دوستان خوب : پیرزن بامزه های کره همگی تو سریالن

648-دبیرستان مخفی

همچنین لینک پست سریالا : 

 

 

  1. 💗 سریال کره ای خواننده ی دورافتاده یا سریال کره ای خواننده ی جزیره ی خالی از سکنه 💗
  2.  💗 سریال کره ای سرگذشت ارتدال شمشیر ارامون 💗
  3. 💗بالاخره شمشیر ارامون 💗
  4. 💚 سریال کره ای بازگشت  💚
  5. 💚  سریال کره ای سلبریتی 💚
  6. 💚 سریال کره ای از گور برخاسته  💚 
  7. 💚 سریال کره ای گل شیطان  💚
  8. 💚  سریال کره ای معشوق  💚
  9. 💚 سریال کره ای این رابطه مقاومت ناپذیره 💚
  10. 💚 سریال کره ای نقاش باد ها
  11. 💚 سریال کره ای اتفاقی بهم برخوردیم 💚
  12. 💚  سریال کره ای بی خانمان  💚
  13. 💚 سریال کره ای ایدل مقدس 💚
  14. 💚سریال کره ای رویارویی یا دوست پسر 💚
  15. 💚 سریال کره ای وکیل طلاق 💚
  16. 💚 سریال کره ای توطئه در دربار 💚
  17. 💚 سریال کره ای رودخانه ای که ماه در ان طلوع کرد 💚
  18. 💚 سریال کره ای زنی که هنوزم دلش میخاد ازدواج کنه 💚
  19. 💚سریال کره ای وکیل چوسان  💚
  20. 💚سریال های کره ای که تا امروز دیدم  💚
  21. 💚سریال کره ای هتلدار و سریال کره ای کشور من و سریال کره ای تونل 💚
  22. 💚 سریال کره ای افتخار   💚
  23. 💚سریال انتخاب همسر برای امپراطور 💚
  24. 💚 سریال کره ای تناسخ در خانواده ی ثروتمند 💚
  25. 💚 سریال کره ای یک خانوم اوه دیگر 💚
  26. 💚 سریال کره ای شوالیه سیاه  💚
  27. 💚 قسمت 7 و 8 سریال کره ای این رابطه مقاومت ناپذیره 💚
  28. 💚 سریال کره ای کیمیاگر روح فصل دو  💚
  29. 💚 سریال کره ای می تونم کمک تون کنم ؟ 💚
  30. 💚 سریال کره ای تاریخ اسیدال یا ارتدال  💚
  31. 💚سریال کره ای کیمیاگر روح فصل یک 💚
  32. 💚 سریال کره ای ممنوعیت ازدواج 💚
  33. 💚سریال کره ای کیمیاگر روح  💚
  34. 💚سریال کره ای قاشق طلایی  💚
  35. 💚سریال کره ای سونات زمستان  💚
  36. 💚سریال کره ای سونات زمستان معرفی سریال  💚
  37. 💚سریال کره ای یوندر  💚
  38. 💚سریال کره ای اوه مای ونوس  💚
  39. 💚سریال کره ای پاییز در قلب من  💚
  40. 💚 سریال کره ای عشقم اهل ستاره هاس  💚
  41. 💚سریال کره ای فراتر از شیطان  💚
  42. 💚 سریال کره ای مشتاق دیدار  💚
  43. 💚سریال کره ای این رابطه مقاومت ناپذیره قسمت های جدید 💚
  44. 💚 سریال کره ای متحرک 💚
  45. 💚 سریال کره ای در پس لمس تو 💚
  46. 💚 مثلث عشقی 💚
  47. 💚مقاله درمورد بازی 200 لی مینکی در سریال کره ای لمس پشت تو  💚
  48. 💚   شمشیر ارامون  💚
  49. 💚 سریال باد و ابر و باران 💚
  50. 💚 سریال کیمیاگر روح فصل دو  💚
  51. 💚 در انتظار شمشیر ارامون 💚
  52. 💚 سریال برادران معجزه  💚
  53. 🧡    یادگیری زبان جدید مث شروع یه رابطه عاشقانه س ...   🧡
  54. 🧡  معرفی کلمه کره ای " 적성에 맞는 일 "  🧡
  55. 🧡   رویابافی در روز روشن  🧡
  56. 🧡  حالت غرقگی 🧡
  57. 🧡  معرفی کتاب 🧡
  58. 🧡معرفی کتاب وزن رازها  🧡
  59. 🧡 معرفی کتاب دریای حاصلخیزی 🧡
  60. 🧡معرفی کتاب ژاپنی تاوان 🧡
  61. 🧡 معرفی کتاب کشتن شوالیه 🧡
  62. 💗سریال کره ای ممنوعیت ازدواج 💗
  63. 💗 قسمت 7 و 8 سریال کره ای این رابطه مقاومت ناپذیره 💗
  64. 💗سریال کره ای این رابطه مقاومت ناپذیره قسمت های جدید 💗
  65. 💗رویابافی در روز روشن💗
  66. 💗 اهنگ کره ای شستشوی قلب کیوهیون سوپرجونیور 💗
  67. 💗  معرفی اهنگ the rose back to me💗
  68. 💗 اهنگ کره ای HANDSUP  از گروه قدیمی BAP 💗
  69. 💗اوپاهای مونستااکس💗
  70. 💗 داستان هزار و یک روز  💗
  71. 💜  سریال چینی خون جوانی 💜
  72. 💜 فیلم سینمایی مصلحت  💜
  73. 💜  فیلم سینمایی موقعیت مهدی  💜
  74. 💜 فیلم سینمایی غریب💜
  75. 💜 سریال ژاپنی روزها 💜
  76. 💜 سریال ژاپنی چشم های قرمز 💜
  77. 💜   سریال ژاپنی هویت    💜
  78. 💜  سریال ژاپنی عدالت  💜
  79. 💜   فیلم ژاپنی someone   💜
  80. 💜  سریال ژاپنی معشوق 💜
  81. 💜سریال ژاپنی سکوت  💜
  82. 💜   سریال من سرنوشت تو هستم I'm Your Destiny  💜
  83. 💜  سریال ژاپنی اخرین کات یا برش نهایی💜  
  84. 💜سریال ژاپنی و کره ای ها  💜
  85. 💜سریال ژاپنی کاش صد ها بار بهت گفته بودم 💜
  86. 💜سریال ژاپنی اولین عشق 💜
  87. 🌺اهنگ eclipse از گروه رز 🌺 
  88. 🌺سریال کره ای گابلین  🌺
  89. 🌺معرفی اوپا 아이엠  🌺
  90. 🌺سریال کره ای این رابطه مقاومت ناپذیره قسمت 11و 12🌺
  91.  🌺نظر پایانی درباره ی سریال کره ای لمس پشت تو 🌺
  92. 🌺سریال کره ای نگهبان خدای بزرگ و تنها 🌺
  93. 🌺 سریال کره ای گابلین خدای تنها و درخشان  🌺
  94. 🌺عکس از سریال کره ای گابلین  🌺
  95. 🌺سریال کره ای گوبلین خدای تنها و درخشان  🌺
  96. 🌺 بازبینی سریال سونات زمستانی 🌺
  97. 🌺 فیلم ژاپنی ازدواج شاد من 🌺
  98. 🌺نظر پایانی درباره ی سریال این رابطه مقاومت ناپذیره 🌺
  99. 🌺سریال کره ای بدترین شیطان 🌺 
  100. 🌺 سریال ایرانی جدال با سرنوشت 🌺
  101. 🌺 سریال کره ای بدترین شیطان قسمت 8 و 9 🌺
  102. 💗 فیلم ژاپنی عشق را ببین و بشنو  💗
  103. 💗سریال ژاپنی ازدواج دروغین ما 💗
  104. 💗 سریال کره ای دونا  💗
  105. 💗 سریال کره ای در حال پخش  💗
  106. 💗پایان سریال بدترین شرور 💗
  107. 💗دیالوگ از سریال شمشیر ارامون 💗
  108. 💗سریال کره ای دوستان 💗
  109. 💗 سریال کره ای در حال پخش  💗
  110. 💗 سریال کره ای طلوع ماه در روز  💗 
  111. 💗برنامه تلویزیونی برادری و تاس 💗
  112. 💗 خواننده ی جزیره ی دورافتاده  💗
  113. 💗 سریال کره ای دلال ازدواج 💗 
  114. 💗 قسمت 5 و 6 سریال کره ای خواننده ی جزیره ی خالی از سکنه 💗
  115. 💗 معرفی N VIXX اِن ویکس   💙
  116. 💙 قسمت 7و 8 سریال کره ای خواننده ی جزیره ی متروکه  💙
  117. 💙سریال کره ای سونبه اون رژ رو نزن  💙
  118. 💙سریال کره ای اهریمن من  💙
  119. 💙معرفی کتاب بلندی های بادگیر 💙
  120. 💙سریال کره ای خواننده ی جزیره ی دورافتاده قسمت اخر 💙 
  121. 💙سریال کره ای رای کشنده 💙
  122. 💙 سریال کره ای بکشش kill it 💙
  123. فیلم ژاپنی اگه گربه ها از جهان ناپدید بشن 💙 
  124. 💙 سریال کره ای مرد من فرشته ی عشق 💙
  125. 💟 سفر انار 💟 
  126. 💟سریال کره ای دلال ازدواج رو وون 💟 
  127. 💟 سریال کره ای دروغه همه 💟
  128.  💟 سریال کره ای داستان ازدواج بانو پارک  💟
  129. 💟پادشاه ابدی  💟
  130. 💟 سریال کره ای اودیسه ی کره ای سون او گوک 💟
  131. 💟 سریال کره ای مرد من الهه عشقه 💟
  132. 💟 سریال کره ای بدرخش یا دیوانه شو  💟
  133. 💟 my man is cupid 💟 
  134. 💟 جمع بندی سریال های در حال پخش که دیدم 💟
  135. 💟اهنگ جدید آی اِم مونستااکس slowly 💟
  136. 💟تاریخ در سریال کره ای عاشقان ماه و بدرخش و دیوانه شو  💟
  137. 💟 سریال کره ای میراث خانوادگی 💟
  138. 💟جاسوس ادمهای مسحور شده 💟 
  139. 💟 فیلم ژاپنی هیولا monster 💟
  140. 💟سریال کره ای با شوهرم ازدواج کن 2024 Marry My Husband 💟
  141. 💟 سریال کره ای پولگاسال 불가살 Bulgasal: Immortal Souls  💟
  142. 💟 سریال ترکیه ای عطیه هدیه gift 💟
  143. 💟 معرفی کتاب جود گمنام 💟

  144. 💟 اهنگ از IM MONSTAX  💟

  145. 💟 وبلاگ خونی 💟

  146. 💟 سریال کره ای هتل بزرگ درخشان 💟

  147. 💟 معرفی کتاب شرکت  💟

  148. 💟دومین برف تهران عکس و اهنگ برفی  💟

  149. 💟 برنامه با حضور گونگ یو  🍀

  150. 🍀سریال کره ای اسپانسر sponsor2022 🍀

  151. 🍀سریال کره ای اهنگ عاشقانه ی خیال انگیز 🍀

  152. 🍀  سریال کره ای شام دوستانه dinner mate  🍀

  153. 🍀 فیلم کره ای اسم من لو کی وان با بازی سونگ جونگ کی 🍀

  154. 🍀سریال کره ای پایان خوش من با بازی جانگ نارا  🍀

  155. 🍀سریال کره ای سقوط اضطراری عشق crash landing on you  🍀

  156. 🍀  دیالوگ از سریال کره ای گوبلین goblin 도깨비 🍀 

  157. 🍀 سریال کره ای جنگ گوریو و خیتان 🍀

  158.  🍀 سریال کره ای دکتر اسلامپ  🍀 

  159. 🍀 مصاحبه ی آی اِم IM با مجله ی allure 🍀

  160. 🍀  معرفی کتاب شمس و طغری 🍀

  161. 🍀 سریال کره ای وارث غیرممکن   🍀

  162. 🍀 سریال کره ای قمارباز 🍀
  163. 🍀 سریال کره ای معجزه با بازی پسرای SF9 🍀 
  164. 🍀 سریال کره ای روز خوبی برای سگ بودن  🍀
  165. ☘ داستان از دیوید سدریس ☘
  166. ☘ داستان ژاپنی از اوسامو دازای  ☘
  167. ☘ سریال کره ای جانگ اوک جونگ زندگی برای عشق  ☘
  168.  سریال کره ای مرد ملکه اینهیون ☘ 
  169. ☘  سریال ژاپنی سرنوشت 2024 destiny ☘
  170. ☘ سریال کره ای منشی کیم چشه ؟  ☘
  171. ☘ عکس بهاری ☘ 
  172. ☘ معرفی کتاب داستان های پهلوانی و عیاری ادبیات فارسی  ☘
  173. ☘ کتاب شاه اسماعیل ☘  
  174. ☘  معرفی سریال کره ای که نبینین بهتره  ☘

  175. ☘ سریال کره ای قولی با خدا  ☘

  176. ☘ معرفی فیلم ژاپنی  ☘
  177.  سریال کره ای بکش و خوبم کن 
  178. ☘  سریال کره ای این مرد همون مرده اس  ☘

    ⚡ سریال کره ای پزشکی صلیب  ⚡

  179. ⚡ سریال کره ای مخفی hide ⚡
  180.  سریال کره ای شکوفایی جوانی  ⚡
  181.  سریال کره ای دونده ی دوست داشتنی من  ⚡
  182. ⚡ معرفی فیلم کره ای و چینی و ژاپنی  ⚡
  183. ⚡ سریال چینی در بهار عاشق خواهیم شد ⚡
  184. ⚡ سریال کره ای پدرم عجیبه ⚡
  185.  لیست سریالای جدید در حال پخش که میخام ببینیم  ⚡
  186.  سریال ژاپنی شوگون 
  187.  ⚡ سریال کره ای هفت فراری و سریال ژاپنی جغد 
  188. ⚡  سالگرد ویکس  ⚡
  189. سریال ژاپنی تصرف بیمارستان  و سریال کره ای خانواده استثنایی 1 ⚡
  190. ⚡ سریال کره ای قهرمان نیستم ولی  2 ⚡
  191. سریال کره ای سونجه رو بردار و بدو ⚡
  192. سریال کره ای خانواده استثنایی 2  ⚡
  193. ⚡ سریال ژاپنی سرنوشت با بازی اوپام  ⚡
  194. فیلم ژاپنی هیولای هیزم شکن   ⚡
  195. سریال کره ای خانواده استثنایی 3 
  196. ⚡سریال ژاپنی کاره پاره وقت خانوادگی   ⚡
  197. ⚡فیلم ژاپنی هزاران گل  ⚡ 
  198. معرفی اهنگ کره ای  
  199. شعر  ⚡
  200. ⚡ سریال ژاپنی سرنوشت با بازی کامناشی کازویا  ⚡
  201. ⚡ سریال کره ای تصادف  ⚡
  202.  ⚡سریال کره ای خانه ما ⚡
  203. ⚡معرفی سریال چرنوبیل و یک فیلم ژاپنی ⚡
  204. ⚡سریال کره ای وقتی کاملیا شکوفه میده ⚡
  205. ⚡سریال کره ای all in⚡
  206.  ⚡کارتون پسر و مرغ ماهی خوار  ⚡
  207. ⚡سریال کره ای ارتباط ⚡
  208. ⚡سریال کره ای رسوایی ⚡
  209. ⚡سریال ژاپنی گل افتابگردونی که در باران ناپدید شد ⚡
  210. ⚡سریال ژاپنی ضدقهرمان ⚡
  211.  ✨سریال کره ای کافه پرنس ✨
  212. سریال کره ای سفید برفی باید بمیره  ✨
  213. فیلم تل ماسه 
  214. سریال کره ای مبهم 
  215. سریال کره ای عالیجناب 
  216. سریال کره ای تاریخی ملکه وو 
  217. سریال ایرانی عشقی 
  218. پست چندسریالی 
  219. داستان 
  220. سریال کره ای ستمگر و سریال کره ای غم های ما 
  221. سریال المانی دارک 
  222. سریال کره ای خانه پرنده ی ابی ✨
  223. فیلم کره ای قطار بوسان 
  224. سریال کره ای خانم روز و شب 
  225. سریال کره ای عمو سام شیک 
  226. سریال کره ای شب بهاری 
  227. سریال کره ای بدون سود بدون عشق و سریالهای دیگر ✨
  228. ✨ سریال کره ای چونکه از ضرر کردن بدم میاد  ✨
  229.  ✨فیلم ایرانی دختران انتظار ✨
  230.  ✨ سریال کره ای جنگل مخفی ✨

  231. مصاحبه ی گونگ یو 

  232. مقاله 

  233. سریال چینی داستان گل رز ✨

  234. 😎سریال کره ای سگ همه چیزو میدونه 😎

  235. 😎سریال کره ای جاسوس 😎

  236. 😎مقاله : چیزهایی که نمیدانیم 😎

  237. 😎کتاب و سریال و مصاحبه گونگ یو 😎

  238. 😎سریال ژاپنی ازدواج شاد 😎
  239. 😎سریال کره ای پاچینکو  😎
  240. 😎😎سریال ژاپنی سیاستمدار خندان 
  241. 😎داستان المانی : گذران روز 😎

  242. 😎سریال کره ای قاضیی که از جهنم امد : پارک شین هه 😎

  243. 🎄سریال کره ای صدای قلبت 🎄

  244. 🎄سریال کره ای عشق قراردادی🎄

  245. 🎄سریال کره ای صندوق گونگ یو  트렁크 🎄

  246. 🎄داستان🎄 

  247. 🎄داستان 2🎄

  248. 🎄مقاله 🎄

  249. 🎄سریال کره ای اقای پلانتکون 🎄

  250. 🎄مقاله 🎄

  251. 🎄کتاب 🎄

  252. 🎄اهنگ کره ای 🎄

  253. 🎄سریال کره ای دالی و شاهزاده از خودراضی 🎄

  254. 🎄داستان 3 🎄

  255. 🎄داستان 4🎄

  256. 🎄داستان 5🎄

  257. 🎄سریال کره ای ژاپنی انچه بعد از عشق می اید 🎄

  258. 🎄سریال کره ای آلیس 🎄

  259. 🎄سریال ژاپنی فراتر از خداحافظی 🎄

  260. 🎄فیلم ژاپنی تمام شب های طولانی 🎄

  261. 🎄سریال کره ای وقتی تلفن زنگ میزنه 🎄

  262. 🎄سریال کره ای وقتی هوا خوب باشه میام می بینمت 🎄

  263. 🎄سریال کره ای تو زیبایی 🎄

  264. 🎄فیلم ژاپنی وینی WINNY 🎄

  265. 🎄سریال کره ای شکارچی شهر 🎄

  266. 🎄سریال چینی دیدن دوباره ی اون با بازی ویلیام چن 🎄

  267. 🎄سریال کره ای کارمند دولتی رتبه ی هفت 🎄

  268. 🎄سریال کره ای تجسس search 🎄
  269. 💟سریال کره ای هم اتاقی من گومیهوعه 💟
  270. 💟سریال کره ای کد تروما 💟
  271. 💟سریال کره ای بانو اوک  The Tale of Lady Ok💟
  272. 💟 my name is kim samson سریال کره ای اسم من کیم سام سونه💟
  273. 💟سریال کره ای دروغگو و معشوقه اش💟
  274. 💟سریال کره ای ایریس 1 iris💟
  275. 💟سریال کره ای ملکه وو 우씨왕후💟
  276. 💟معرفی چندسریال که جالب نبود 💟
  277. 💟سریال ژاپنی اهنگ شیطان با بازی کامناشی 💟

 

춘화 연애담 سریال کره ای داستان عاشقانه ی چون هوا ، چون هوا یه نوع هنر نقاشی اروتیکه که تو دوره ی چوسان بوده ، در کلمه به معنای گل بهاری هم هست . 

سریال کره ای 춘화 연애담

نقاش هایی مث کیم هونگ دو و شین یون بوک از نقاشای پیشتاز این ژانر بودن که مفصلا راجبشون تو پست سریال 💚  سریال کره ای نقاش باد ها💚 نوشته بودم . 

سریال داستان عاشقانه ی چون هوا ، تو یه شهر تخیلی میگذره که شاهزاده خانومی به اسم هواری داستان های اروتیک و نقاشی های اروتیک  مینویسه و میکشه که داستان ها درواقع طعنه ای هستن به وضع سیاسی کشور و رفتار یه سری مردا با زنا و بی عدالتی هایی که به خاطر قانون کشور تو روابط زن و مرد پیش میاد . 

هواری سرزنده و کنجکاو و شلوغه . اون با دوستای خودش که همشون از اشراف زاده ها هستن دغدغه های مربوط به سن و موقعیت ازدواج و این جور مسائل رو دارن . دور هم جمع میشن و علاوه بر بحث پیرامون هرچیزی نقاشی و گلدوزی و این کارارو انجام میدن . سریال خیلی خوب به موضوع رابطه ی جنسی پرداخته بود . اون حس ارامش و خیال راحت و ناپدید شدن استرس ها بعد از ازدواج خوب و پیدا کردن یه شریک همفکر و همراه و خوب تو رابطه ها خیلی قشنگ نشون داده شده بود . 

درکل سریال قشنگی بود که دیدنش برام لذت بخش بود . گرچه چانی sf9 🍀 سریال کره ای معجزه با بازی پسرای SF9 🍀 

اینجا اونچنان نقش پررنگی نداشت ولی بقیه بازیگرا و داستانهایی که تو سریال اتفاق می افتاد خیلی جذاب و ارامش بخش بودن . 

سریال کره ای 춘화 연애담

سریال کره ای مرد استوایی  The Equator Man 

سانو و جانگ ایل همکلاسی هستن ، هردو خانواده های نسبتا معمولی به پایین دارن . جانگ ایل باباش کلی قرض داره و نزول خورا دنبالشن ، یه روز میان مدرسه ی جانگ ایل و مزاحمت ایجاد میکنن ، سانو که شخصیت عدالت طلب و بی عدالتی و زورگویی رو نمیتونه تحمل کنه ، میره به کمک جانگ ایل و جای اون کتک میخوره تا اون بتونه بره به امتحانش برسه . اون میگه من که درهرحال زرنگ نیستم این که زرنگه بذا به امتحانش برسه . جانگ ایل هم در عوض این کار میگه من بهت درس یاد میدم تا تو هم خودتو بکشونی بالا و بری دانشگاه و یه چیزی بشی ، جانگ ایل برعکس سانو شخصیت خورده شیشه ای داره ، خودخواهه و مغروره . 

بابای سانو سرطان میگیره و میره پیش بابای واقعی سانو و اونو از اینکه یه پسر داره خبردار میکنه ولیکن بابای واقعی سانو یه ادم عوضی و پارانویای دهاتی تازه به دوران رسیده ای و میگه که اون بچه ماله اون نی و ماله دوستشه که با نامزدش بهش خیانت کردن . بیخود و بیجهت با بابای سانو گلاویز میشن و دراخر بابای واقعی بابای ناواقعی رو میکشه . این اتفاق رو بابای جانگ ایل که کارگر بابا واقعیه اس می بینه . بابای واقعیه اسمش جیننو شیکه ،جین نو شیک پیشنهاد پول و امکانات و رفاه به بابای جانگ ایل میده و میگه که پسرشو ساپورت میکنه به شرط اینکه این موضوع بین خودشون دوتا بمونه و جسد رو هم ببره سربه نیست کنه ،بابای جانگ ایل که میبینه خودش پول نداره و تازه یه عالمه قرض داره و از طرفی پسرشم زرنگ و باهوشه تصمیم میگیره پیشنهاد رییس رو قبول کنه . شب که میره تا جسد رو دار بزنه تا خودکشی جلوه بده ، بابای سانو زنده میشه ، یارو میترسه و بعد وسوسه ی پول و مقام و اینا میزنه خودش بابای سانو رو میکشه . فردا سانو و جانگ ایل که دوست شدن میرن دنبال باباش بگردن و تو جنگل باباهرو پیدا میکنن . پلیس و اینا و داستان . 

سانو باور نمیکنه که باباش خودکشی کرده باشه برا همین دنبال اینکه ببینه اون روز باباش کجا بوده با کی بوده و مدرک جمع کنه تا پلیس بیشتر تحقیق کنه . یه سری مدارک پیدا میکنه و میخاد بره تا به پلیس تحویل بده که جانگ ایل که متوجه شده که باباش و رییس جین کسایین که بابای سانو رو سربه نیست کردن ، با چوب میزنه تو سر سانو و بعدشم پرتش میکنه تو دریا و میره سئول دانشگاه . 

سانو جسدش بالا میاد و یکی دوسال تو کما می مونه . بعدش که بهوش میاد می فهمن در اثر ضربه به سرش کور شده . اون همه چیزو به یاد داره ولی خودشو به فراموشی میزنه . 

این بین یه خانواده ی دیگه ای هم هستن که چه سومی و باباشن ، بابای چه سومی از این شمن هاس و خودشم خیلی خوب نقاشی میکشه . این دوخانواده از قبل همو می شناختن . و سانو وقتی بچه های مدرسه سومی رو مسخره میکردن پشتش در اومده بوده .بابای چه سومی شبی که بابای جانگ ایل بابای سانو رو به درخت می بست ، پشت بته ها بوده و این واقعه رو دیده ولی هیچی نگفته .  به خاطر پول که دست اخرم نمیتونه پولی به جیب بزنه . خود چه سومی هم روزی که کنار صخره ، جانگ ایل به سانو حمله میکنه و میندازتش تو دریا ، شاهد این ماجرا بوده ولی اونم چیزی نمیگه . چون از جانگ ایل خوشش میاد ولی جانگ ایل عنم حسابش نمیکنه . به قول سانو میگفت جانگ ایل حتی اگه به زمین گرمم بشینه بازم به تو نگاهم نمیندازه . کلا فاز چه سومی معلوم نبود خیلی ادم مزخرفی بود . دختره پتیاره . اون بعدها نقاش میشه و از اون واقعه حمله ی جانگ ایل به سانو نقاشی کشیده . تا به خیال خودش اینجوری جانگ ایل رو تهدید کنه و اونو به سمت خودش بکشونه . ولی این اتفاق نمی افته . 

درهرحال زمانیکه سانو بیهوش بودش و به هوش میاد بابای چه سومی و خودش پیشش مونده بودن . 

سانو به همراه چه سومی و یه دوست دیگه میرن سئول و سانو اونجا پیش یه دختری که اونم زخم خورده ی کارای رییس جین نوشیکه ، خط بریل یاد میگیره . بعدشم به عنوان ماساژور کاری دست و پا میکنه . بعدها دوست باباش ، همونی که جین نوشیک فک میکنه نامزدش با اون ریخته بوده روهم ، از طریق نامه ای که بابای سانو نوشته بوده متوجه سانو میشه و برمیگرده کره و متوجه اتفاقایی که به سانو گذشته میشه اونو باخودش میبره خارج ، سانو چشماشو عمل میکنه درسم میخونه و به عنوان یه تاجر معدن برمیگرده کره تا هم کار بکنه هم این وسطا  انتقامشو از جانگ ایل و باباش و رییس جین نوشیک که نمیدونه کجای این ماجراس بگیره . کم کم تو تحقیقات متوجه حقیقت امر میشه و خلاصه انتقامشو میگیره ، یه زن خوبم پیدا میکنه و تمام . 

درکل سریال قشنگی بود . یه سری جاهاش کند بود و یه سری جاهاش خیلی کش می اومد و نزدیک به اب بود ولی جذاب و قشنگ بود . 

شخصیت جانگ ایل خیلی عوضی بود و تا لحظه ی اخر که سانو متوجه حقیقت شده بود و حتی وقتی با زبون بهش گفت من میدونم تو منو به کشت زدی و انداختی تو دریا هیچ پشیمونی و عذرخاهیی نشون نمیداد . شخصیت سانو هم پسر خوب و مهربونی بود که هرسری به هرکسی خوبی کرده بود جاش بدی بهش رسیده بود ولی خب احمق بود و خودشو به خاطر ادمای عوضی تو دردسر می نداخت .

اخرش مث همه ی سریالا یخورده اب بندی و مسخره تموم شد مخصوصا اینکه جانگ ایل اخرش دیوونه شده بود و سانو اورده بودش پیش خودش نگه داری میکرد کی دشمنشو میاره پیش خودش . 🤨🙄😂👀

منظور از عنوان سریال هم شخصیت سانو بود که یهو عوض میشد یا مهربون بود یا احمق یا دنبال انتقام بود . 

 بین سریالای درحال پخش این سریال از همشون باحالتر و قشنگتره . 

کانگ هه سانگ ، مامور مخفی سرویس اطلاعاته که برای یه ماموریتی باید در قالب بچه دبیرستانی وارد یه دبیرستان خیلی معروف و قدیمی بشه . داستانش به نظر مسخره میاد ولی وقتی دیدمش نظرم کاملا عوض شد و باز هم به متفاوت سازی کره ای ها ایمان اوردم . کانسپت بچه دبیرستانی شدن خب تکراری و نخ نماس ولی چجوری همون کانسپت میتونه انقد جذاب و دیدنی بشه ؟ باید ببینین تا بفهمین . 

سریال کره ای دبیرستان مخفی undercover high school

سریال کره ای عاشقان تروت  Lovers of Music؛ تروت یه نوع ژانر موسیقیه . 

این سریال داستانش تقریبا تا به حدی زیاد شبیه سریال رویای بلنده که سوزی و تک و اینا توش بازی کرده بودن . 

چه چون هی با خاهر کوچکتر و باباش زندگی میکنه که یهو ورشکست میشنو باباش خودشو گم و گور میکنه تا مثلا بار روی دختراش نباشه درحالیکه همه ی طلبکارا ادرس خونه رو دارن خب میان قرض و بدهی رو از دختره میخان ، این جور داستاناشون خیلی مسخره و سست عنصری و بی غیرتیه کار باباهاشون . چه چون هی مامانش قبل مرگش خاننده ی تروت بوده ، یه مرده عاشقش بوده که اون مرده الان رییس کمپانی بزرگ و معروفیه ، یه خاننده ی معروف به اسم جانگ جونگ هیون تازگی به کمپانی اونا پیوسته منتها همون فرداش براش رسوایی درست میکنن که این با این زن اون زنه و وضع نابسامانی داره و اینجور بدبخت بیچاره میشه می افته تو خیابونا ، رییسه به جونگ هیون میگه اگه بری این دختری که بهت میگم رو اموزش بدی خاننده بشه من کاری میکنم که بازم مث قدیم ابروتو به دست بیاری و بازم به کارت ادامه بدی . جونگ هیون چاره ای نمی بینه تا اینکارو کنه . با بدبختی این دختره ی دهن گشاده زشت و گستاخ و بی ادب رو راضی میکنه بیاد بره خاننده شه ، دختره ام از اونجا که طلبکارا ول کن نیستن و چاره ایم نداره میره اودیشن میده از شانس می ترکونه و پولدار میشه و اینا . باباشم وقتی می بینه دیگه کسی ی دنبالش نیست و بدهیی نداره برمیگرده سر خونه زندگیش . مردک بی غیرت . جانگ جونگ هیون و چه چون هی هم تو این رفت و امد و اینا عاشق هم میشن . این وسطا پسر رییس کمپانیه هم الکی الکی عاشق این بی ریخت میشه که تا یه قسمتای جذاب و خنده دار بود ولی بعدش سریال اب شد . راستش نقش عاشق دل خسته به شین سونگ روک " پسر رییس کمپانی" نمی یاد . تا همون قسمت 12 هم به خاطر نقش متفاوت شین سوک روک سریالو نگا کردم وگرنه درکل زیاد جذاب نبود و درکل از این دختره ایونجی اصلا خوشم نمیاد . شخصیت واقعیشم همینجوری سرتق و گستاخ و بی ادبه . 

فیلم ژاپنی پسر طلایی gold boy  

اسم فیلمو باید می ذاشتن پسر هیولا پسر جانی پسر قاتل . 

خیلی جنس خراب بود پسره . دوتاداستان موازی داره فیلم ، داماد یه خانواده سرشناس تو یه جزیره ی کوچیک ، وقتی توی کوه هستن ، پدر و مادرزنشو هل میده پایین و بعد میره داد و فریاد که کمک کنین اینا اینجوری شدن پرت شدن ، اون فک میکنه چون کوه خلوته کسی از این جنایتش بویی نمیبره ، غافل از اینکه سه تا بچه مدرسه ای پایین کوه تو ساحل درحال عکس گرفتن هستن که این واقعه رو اتفاقی ظبط میکنن . یکی از این پسرا ، اساهی اسمش و پدرمادرش طلاق گرفتن و باباش رفته با یه زن دیگه ای . دختر زن باباعه با اساهی همکلاسیه . اون به دختره چشم داره ولی وقتی می بینه که دختره بهش رو نشون نمیده دختترو میکشه و قتل رو خودکشی جلوه میده . معلوم نی از کجا مامان دختر اینو می فهمه و مدام مزاحم اینا میشه که تو قاتلی و اینا . مامانه اساهی دوتا شغل داره و اغلب دیر به دیر خونه میاد . یه روز دوست قدیم اساهی با خاهر ناتنیش میان به خونه اونا و میگن که ما به بابامون چاقو زدیم . طفلک پسره خیلی ساده و خنگه ، خاهر ناتنی هم همینطور . آساهی با ملایمت به آنها اطمینان می دهد که پلیس نمی تواند او را دستگیر کند زیرا او زیر سن قانونی است. اساهی وقتی صحنه ی قتل رو میبینه و مدرک هم دارن از ین فرصت استفاده و به دوستاش میگه که بریم از یارو اخاذی کنیم . بچها اول می ترسن ولی بعد با پسره همراه میشن . 

فیلم ژاپنی پسر طلایی gold boy

اونا 60 میلیون ین طلب میکنن ولی داماده میگه که اون انقد پول نداره و هنوزم انحصار وراثت نشده و منم دامادم و اینا . چندروز بعد دختر خانوادهه ینی زن داماد قاتل ، هم تو تصادف کشته میشه با دوس پسرش . پلیساام شک نمیکنن به غیر از یه پلیسی که فامیل این خانواده محسوب میشه . اساهی به خونه ی داماده میاد و میگه که من میدونم تو زنتو کشتی بگو چجوری کشتی منم میخام چندنفرو بکشم و اینا . طفلک داماده شاخ در اورده بود . کم مونده بود بگه سونبه نیم ؛من باید بیام ازتون درس بگیرم . هی اصرار و اینا خلاصه داماده میگه که چجور اینکارو کرده . اساهی میگه تو بیا بابا و زن بابای منو برا من بکش . اینا مزاحم من میشن فلان بابامم عوضیه منو مامانمو ول کرده به خاطر این زنه ، داماده هی قبول نمیکنه اخرسر میگه اوکی ، خاهر برادره هم کمک دستش میشن . اساهی هم شاد و شنگول انگار اصلا این کاره اون نی میره مدرسه و امتحان میده و اینا این داماده و اون دوتا ساده پپه میرن براش ادم میکشن . قشنگ یه بچه ی 14 ساله سه تا ادم رو که یکیش بزرگسال هست رو به بازی میگیره . اخرشم وقتی همه چی تموم میشه ، داماده میخاست اینارو بکشه که اساهی متوجه کلک داماده میشه ، دوستاش کشته میشه و اساهی داماده رو با چاقو میکشه . قشنگ ریلکس هم برمیگرده خونه و انگار نه اینگار پلیسم فک میکنه که این قربانیه . بعدشم که مامانه متوجه قتلای پسره میشه میخاست بگیره با خونسردی تمام مامانرم بکشه . که دیگه مامانه زنگ میزنه پلیس بیان اینو بگیرن زنجیرش کنن میذاشتی ژاپنو کنفیکون میکرد پسره ی پوفیوز . 

فیلم خیلی عجیب و ترسناکی بود . این نشون میده از کسایی که انتظار نمیره چه کارایی بر میاد و چه کارایی که تو خفا میکنن . 

سریال کره ای اقامت در هانیانگ check in hanyang

این سریال ، چجوری بگم یجوری بود تلفیقی از تاریخ و مدرنتیه . داستانش اینجوریه که هونگ جه وون ، دختریه که 12 سال پیش پدرشو کشتن و اون مجبور شده برای اینکه زنده بمونه لباس پسرونه بپوشه . یه مهمون خونه ای هست که مهمون خونه که چه عرض کنم رسما کاخ امپراطوری بود ، برای یه مردی به اسم چونه که رتبه ی پایینی داشته ولی چون استعداد تجارت و اینا داشته بابای هونگ جه وون کمکش کرده بوده ادم بشه ، حالا همون یارو بابای هونگ جه وون رو کشته . حالا جه وون که مثلا پسره ، اومده تا تو اون مهمون خونه استخدام بشه تا بتونه انتقامشو بگیره . همچین داستانی داشت . 

سریال کره ای اقامت در هانیانگ

از راست : هونگ دونگ سو ، شاهزاده . پسر معمولیه ، جون هوا پسر رییس مهمون خونه . 

این مهمون خونه خیلی معروفه و همه اشراف و ادم معمولی ها میخان که اینجا استخدام بشن ، در سمت خدمتکار 🙄🤣 من نمی فهمم چرا یه اشراف زاده باید بیاد خدمتکار بشه ؟! ... 

هونگ جه وون با نام هونگ دونگ سو وارد این مکان میشه و با سه تا پسر دیگه هم اتاقی و هم گروهی میشه ، این سه تا پسرا که هرکدوم داستان خودشونو دارن ، فقط یکیشون ادم معمولیه که اومده واقعا برای کار تا قرضای خانوادشو بده ، دوتای دیگه اشراف زاده هستن ، که هویتشون رو قایم میکنن .

یکیشون شاهزاده س که برای هدفی به اونجا وارد شده ، و یکی دیگه شون پسر همون رییس مهمون خونه برای اینکه کار رو یاد بگیره . اینا باهم دوستی قشنگی رو تشکیل میدن  و داستانهایی اتفاق می افته . کم کم هدف واقعی هرسه معلوم میشه و هویت هونگ دونگ سو و دختر بودنش رو هم هرسه شون تو فواصل زمانی متوجه میشن . پسر رییس مهمون خونه کم کم عاشق هونگ دونگ سو میشه ، از طرفی هونگ دونگ سو و شاهزاده هم به هم یه علاقه های کمرنگی دارن که زیاد بولد نی ، نمیدونم چطور شد که قسمتای اخر داشتن برا هم می مردن 🙄😂. 

حالا اینا دنبال چین ؟ بابای هونگ جه وون وقتی داشته تجارتشو گسترش میداده با دوستش که همین قاتلشه ، یه دفتری داشته که همیشه حسابا رو اونجا یادداشت میکرده به کی چی داده چقد داده اینجور چیزا ، اینا همیشه رشوه هاشونو تو دفتر می نویسن  ،همیشه هم سر این دفترها جنگ در میگیره ، اینجوری خلاصه ، و این دفترچه رو تو یه صندوق میذاره و قفل صندوق رو هم کلیدشو دوتایی کرده یکی دست خودشو بوده یکی هم دست همون دوستش ، موقع مرگ واسه خودشو میده به دخترش . حالا مرده رییس مهمون خونه ، دنبال دختر یارو میگرده سالهاس تا نیمه دیگه کلید رو پیدا کنه و از طرفی صندوق رو . شاهزاده هم دنبال کلیده . حالا چی ؟! اسم امپراطور هم تو این دفتره هستا واسه همین امپراطور گفته که بره دفتر رو گیر بیاره تا دست بالا داشته باشه رو سر این یارو ، شاهزاده هم چی بگم شیر برنج خالص . الکی فقط حرف و چطور جرات میکنی و اینا رو میگه ولی هیچ قدرتی نداره . حرف بدون پشتوانه و قدرت چه فایده داره . و همچنین اون نمیدونه که اسم باباشم تو دفتر هست . اون متوجه میشه که نیمه کلید دست هونگ دونگ سوعه ولی اونو ازش نمی دزده ، میخاد سعی کنه از در دوستی باهاش وارد شه و دست اخر عاشق میشنو اینا . 

یه سری اتفاقات می افته که نصفش اب بود و بالاخره همه چیز معلوم میشه ، قضیه این بوده که امپراطور فعلی ، و ریسس مهمون خونه و یه وزیر دیگه ای ، باهم دست به یکی میکنن تا امپراطور که برادر امپراطور فعلی هست رو عوض کنن ، وزیره امپراطور رو میکشه ،و برادره تو عمل انجام شده قرار میگیره . امپراطور یه پسر داشته که ولیعهدش بوده بچه بوده ، امپراطور اون بچه رو تو قصر نگه میداره و رابطه پسرعموها باهم خوبه ولی خب در حقیقت حق اونه که امپراطور بشه دیگه . خلاصه اگه اون دفتر برملا بشه محتویاتش همه چی قاراشمیش میشه . از یه طرف واسه امپراطور بد میشه و از طرف وزیر و رییس مهمون خونه میتونن رو سر هم و هردو رو سر امپراطور سوار بشن . گرچه سوار بودن . 

2.3 قسمت اخر خیلی همه چیز تند میگذره ، جون هوا پسر رییس مهمون خونه یهو از یه ادم شاد و شنگول و بیخیال تبدیل به کسی میشه که خشن میشه و میخاد از هر روشی شده هونگ دونگ سو رو بدست بیاره که هونگ دونگ سو معلوم نی فازش چیه تا می فهمه این پسر اون یاروعه باهاش چپ می افته . گرچه قبلشم شعور نداشت ببینه این چه پسر نازنینیه . گرچه بابای جون هوا ، باباشو کشته بود ولی اخه از فضل پدر تورو چه حاصل ؟! رو میگیم پس از شرش هم به پسر چه مربوط میشه ها ؟! چطور فضلش نمیرسه ، ولی شرش میرسه ؟!

خلاصه یهو همه چی رو فیصله میدن خیلی ابکی و پسرعموهه به حقش میرسه و مثلا برملا میشه که پسرعموهه عقل کل بوده و نقشه هارو این کشیده بوده . " یه سری نقشه های تو داستان رو " هونگ دونگ سو و شاهزاده عزل شده هم میرن یه شهر دیگه مهمون خونه میزنن باز ، بابای جون هوا مهمون خونه رو که به مثابه ی قصر بود رو اتیش میزنه و خودشم توش اتیش میگیره ولی نمیمیره . جون هوا هم به عوضی بودن باباش پی میبره و میره با سه تا دوستاش دست در دست هم انتقام میگیرن و بعدشم میره مهمون خونه میزنن و اینا . 

بازیگر نقش هونگ دونگ سو شیربرنج خالص اصلا یه ذره بازی نداره این دختره . قیافه هم نداره نمیدونم چرا انقد تو همه ی سریالا با اوپاها بازی کرده . از این پسره که نقش شاهزاده داشت هم دیگه کلا قطع امید کردم . همه ی نقشاش سست عنصر و شیربرنج و یخورده صلابت نداره یخورده کاریزمای شاهزادگی . این وسط جون هوا رو دوس داشتم که جذاب بود . مخصوصا وقتی خشن شده بود . 

درکل سریال بدی نبود . اینجور بود که تااخر نگاهش کردم ولی خیلیم جذاب نبود . ولی بامزه گی های خودشو داشت . 

سریال کره ای ملکه وو 

همونطور که تو پست ✨سریال کره ای تاریخی ملکه وو ✨ گفتم ، داستان از همون قرار بود . اما ...نظرمو راجبه نقش ملکه وو و همچنین بازیگرش پس میگیرم . بازی عالی و کاراکتر خیلی قابل باور و به دل می شست . اثری از شعارزدگی تو سریال نبود مث سریال ملکه وون کیونگ . و همین نبودن شعارزدگی یکی از پوینت های مهم تو سریال های زن محوره برای من . ینی اینجور نبود که بخاد الکی قوی و باهوش و همه فن حریف نشونش بده ملکه رو . مث یه زن بود نه که بخاد ادای مردا رو در بیاره یا بخاد همش بگه من میدونم من بلدم و فقط من عقل دارم . در کل سریال از هرلحاظی واقعا قشنگ بود . و از دیدنش لذت بردم . حیف که نصفه بود و تو اکثر مواقع فصل های دو شیرازه ی داستان و شخصیت ها تغییر میکنن . 

سریال کره ای ملکه وو

 سریال کره ای ایریس 1 iris 

ایریس ، اسم یونانی فرانسوی ، گل زنبقه . ایریس تو اساطیر یونانی پیام اور خدایان بوده . 

سریال راجبه یک نوع فرقه یا سازمانیه که خواستار جنگ و تفرقه بین دو کره اس . اونها وقتی دو کره میخان باهم اشتی کنن ، موجبات جنگ رو فراهم میکنن و وقتی میخان جنگ کنن ، موجبات اشتی رو . اونها واسه خودشون یک نوع امپراطوری رو تشکیل دادن و اعضاش از بین دو کره و همچنین چندنوع خارجیه . 

ایریس سال 2009 با بودجه ی خیلی زیاد ساخته شده بود ه ،که اسکویید گیم ، در رده بندی بودجه ها فک میکنم همچنان رده ی دوم ؟! رو داره . ایریس یه داستان متفاوت و هیجانی را در بین سریالای کره ای داره . متفاوتیش تا اونجا که داستان عشقیش برخلاف سریال های دیگه ، سد انده . 

 

iris 1 سریال کره ای ایریس

لی بیونگ هان در نقش کیم هیون جون ، یتیم مونده ی بدبخت و به شدت جذابیه  😁😭 که تو ارتش از بهترین و زبده ترین نیروهاس ، سازمان امنیت ملی ،ان اس اس که یه سازمان مخفی هست که حتی رییس جمهور هم ازش خبر نداره ، اونو دوستش رو به عنوان نیروهای جدید زیرنظر میگیرن . اونا یکی از رهبرای زبده ی خودشون به نام لی سونگ هی که کیم ته هی بازی میکنه نقشش رو می فرستن جلوی کیم هیون جون ، لی سونگ هی که یه پروفایلر ماهر هست ، متوجه پتانسیل های کیم هیون جون میشه و اون از ازمون اول سربلند بیرون میاد . این ازمون درواقع بدون اینکه کیم هیون جون ازش خبر داشته باشه صورت میگیره . تو این ملاقات ها که تو دانشگاه اتفاق می افته ، کیم هیون جون عاشق سونگ هی میشه . ولی سونگ هی بعد از اولین شامی که باهم میخورن غیبش میزنه . چندوقت بعد ازمون دیگه ای برای دوست هیون جون ، ینی جونسا صورت میگیره . اون با سونبه ی دوران سربازیش دیدار میکنه و اونجا سونبه سونگ هی رو به جونسا معرفی میکنه . جونسا هم به طبع از سونگ هی خوشش میاد . والا منم خوشم میاد بس که این کیم ته هی خوشگل و قشنگ و دلنشینه . بعد از مدتی اونهارو به یه زیرزمینی میبرن و اونجا ازشون تست های دیگه ای میگیرن و دست اخر بهشون میگن که شما وارد ان اس اس شدین . و اگه مخالفین میتونین الان برین . رییس این سازمان مردی به اسم بک سانه . 

بک سان درواقع از اول هم هیون جون رو می شناخت . اینطوری میشه که دو دوست وارد ان اس اس میشن و اونجا متوجه میشن که سونگ هی درواقع رهبر یکی از تیم هاس و سونبه شون حساب میشه . کیم هیون جون از عشقش دست برنمیداره و عشقشو با کیس به سونگ هی اعتراف میکنه و اونا رابطه شون رو مخفیانه شروع میکنن . 

iris 1 سریال کره ای ایریس

بعدها اونها رابطه شون رو گسترش میدن و برای مرخصی میرن به ژاپن و اونجا لاوها می ترکونن . از اون طرف جونسا که اون هم عاشق سونگ هی هست حسودیش گل میکنه و رابطه ش با دوستش هیون جون رو به تاریکی میره . و وقتی که هیون جون نیست سعی داره تا یجورایی زیراب هیون جون رو بزنه جلوی سونگ هی یا اونو خرابش کنه ولی موفق نمیشه . چشم در اومده . 👀😏🤬

 

اونها پرونده ای بهشون محول میشه و باید برن به مجارستان ، اونجا یکی از نخبه های هسته ای کره شمالی فرار کرده و میخاد که به کره جنوبی پناهنده بشه اونها میرن اونجا تا اون شخص رو حمایت و محافظت کنن و از راست و دروغش سر در بیارن . رییس جمهور جدید جنوب موافق انرژی هسته ای و بمب هسته ای و وقتی مطلع میشه که همچین شخصی هست میگه که با استفاده از اون میتونن به علم و فناوری بمب هسته ای دست پیدا کنن پس اجازه ی پناهندگی نخبه هرو صادر میکنه .

بک سان که درواقع یکی از اعضای مخفی و سردسته ای ایریس هست وقتی میبینه که رییس جمهور میخاد این کارو کنه تصمیم میگیره تا اون نخبه رو بکشه تا پاش به جنوب نرسه . 

و از طرفی به هیون جون که با سونگ هی و جونسا تو مجارستان هستن ، ماموریت مخفی ترور نخست وزیر کره شمالی که همون موقع تو مجارستان نشستی داشت ، رو میده . تا اینجوری باعث شه که بین دو کره بحث و اینا رخ بده . و یجورایی از این طریق ترور نخبه رو لاپوشانی کنه . هیون جون موفق میشه تا اون شخص رو ترور کنه ولی لو میره و تیر میخوره و وقتی به بک سان میگه که چه اتفاقی افتاده بک سان میگه که به اون ربطی نداره که سرش چی میاد و درواقع رهاش میکنه و به جونسا ماموریت میده که بره و خودش کار هیون جون رو تموم کنه تا قبل اینکه دست کره شمالی بهش برسه . هیون جون که تو شوک رها شدن از سمت رییس و از طرفی دور افتادن از عشقشه نمیدونه چیکار کنه و وقتی دوستش رو می بینه دلش خوش میشه که عه پس اون حرفا دروغ بوده و جونسا اومده نجاتش بده ولی جونسای عوضی و خودفروخته که عشق به دوست دختر دوست صمیمیش چشاشو کور کرده و کورکورانه دستور بک سان رو اجرا میکنه و به طرف هیون جون تفنگ میگیره و اینجوری هیون جون ضربه ی بدتری میخوره . خلاصه طی یه تعقیب گریز ، مامورین کره شمالی و جونسا که دنبال هیون جون بودن ، جونسا بالاخره زهر خودشو میریزه و باعث سقوط هواپیمای هیون جون میشه و به این خیال که مرده برمیگردن به سئول . مامورین کره شمالی که نتونستن قاتل نخست وزیر رو بگیرن هم برمیگردن کره شمالی و مجازات میشن . 

سونگ هی که از غم عشق افسردگی گرفته و همش درحال جستجوی هیون جونه سرکار نمیره . ماه ها میگذره و هیون جون که توسط کسی که دشمن ایریس هست نجات پیدا کرده ، بهوش میاد و از بیمارستان فرار میکنه و حالا یجوری به ژاپن میره و به همون کلبه ای که قبلا با سونگ هی رفته بود و اونجا اوقات خوشی داشتن  پناه می بره . از قضا همون زمان سونگ هی هم تو ژاپن بودش ولی نتونستن همو ببینن . اون کسی که هیون جون رو نجات داده به هیون جون میگه که دشمنش کیه و بهش میگه که اسنادی که نشون دهنده ی اعضای ایریس و کارهاشونو تو یو اس بی بوده که نخبه ی کره شمالیی قبل اینکه بمیره بهش داده ،بوده . و میخاد که اونارو براش بیاره و باهم انتقام بگیرن . از طرفی یکی از مامورین کره شمالی هم افتاده دنبال هیون جون تا اونو بکشه ، کم کم ماموره که زنه ،به هیون جون علاقمند میشه و چون راه برگشتی نداشته تصمیم میگیره به هیون جون کمک کنه . هیون جون توسط مامورین ژاپن دستگیر میشه چون میخاسته تفنگ غیرقانونی گیر بیاره و بعد از فرار با مامور کره شمالی تصمیم میگیره که بره به کره شمالی و بااونا همکاری کنه تا بتونه به جنوب برگرده و با همکاری اونا بتونه از بک سان و کره جنوبی که رهاش کرده ، انتقام بگیره . 

خلاصه اتفاقات زیادی می افته و همه چیز برملا میشه  و رییس جمهور هم متوجه عوضی بودن بک سان و تشکیلات ایریس میشه ، اون با هیون جون دیدار میکنه و میخان با همکاری هم و مامور کره شمالی که اون هم متوجه تشکیلات ایریس شده و فهمیده که رییس بالادستیش یکی از اعضای ایریسه و میخان کودتا کنن تو شمال ، و برای همین میخان تو سئول بمب هسته ای منفجر کنن .

هیون جون و اون زنه ماموره که گفتم عاشق هیون جون شده بود ؟!، همکاری میکنن و نمیذارن این اتفاق بیفته . قبل از این اتفاقات سونگ هی و هیون جون همو می بینن و دوباره عشقشون رو بهم ابراز میکنن که چقد منتظر هم بودنو چقد دنبال هم گشتن و اینا . چون هردوشون فک میکردن دیگری مرده . 

یه سری درگیری های دیگه ای رخ میده و دست اخر بک سان رو  با اعضای ایریس رو تو مخفی گاهشون پیدا میکنن و هیون جون که متوجه تمام حقایق شده از جمله اینکه بک سان پدرمادرشو که هردو نخبه ی هسته ای بودن رو کشته و با زندگی اون هم بازی کرده و اینا ، به پای بک سان شلیک میکنه و مردک همچنان چشم سفید داشت سخنرانی بی  معنیشو میکرد . که مامورای دیگه میان و میگن که نه اینو نکش و فلان . ب

بالاخره هیون جون و سونگ هی به ججو میرن تا استراحت کنن و لاو بترکونن . هیون جون برای سونگ هی نامه میذاره تا عصری همو تو برج کنار دریا ببینن اون میره تا حلقه ی ازدواج برای سونگ هی بخره ، و تو راه برگشت درحالی که سونگ هی تو برج همچنان منتظرش بود توسط یکی از اعضای ایریس کشته میشه . اینجوری میشه که لی بیونگ هان و کیم ته هی تو فصل دو ایریس نبودن . 

 

فصل دو ایریس رو هم چندسال پیش نگاه کردم اونم تقریبا ادامه ی همین بود با این تفاوت که اونجا سازمان ان اس اس به عنوان یکی از شاخه های سازمان امنیت شناخته میشه و همه مردم از وجودش باخبرن . و دیگه یه تشکیلات مخفی نی . و داستان های خودشو داره . 

 

دقیق یادم نی که تو حین دیدن فصل دو چه حسی داشتم ولیکن فصل یک رو خیلی دوس داشتم . 10 قسمت اول خیلی هیجان انگیز و قشنگ و متفاوت بود . 10 قسمت بعدی روند داستان یخورده کند میشه ولی خب از قشنگیش کم نمیکنه . درکل سریال قشنگی بود .مدتها بود که سریال به این هیجان انگیزی ندیده بودم . همه چیز عالی بود  ، خط داستانی عالی بازی ها به شدت عالی و واقعی ، اصلا انگار سریال نداری میبینی انگار واقعیه همه چی . بدون ذره ای اب بدون ذره ای برندسازی ک حواس ادمو پرت کنه ،داستان های ابکی که قسمت اخر معلوم چی میشه ، این اصلا معلوم نبود ده دیقه بعد قرار چه اتفاقی بیفته . استرس زا ، دیالوگا به جا . 

 

قبلا زیاد دوس نداشتم سریال قدیمی نگاه کنم . ولی جدیدا چون سریال خوب کم پیدا میشه به سریالای قدیمی رو اوردم . سریالای الان دربرابر سریالای قدیمی واقعا خیلی سطحی و مسخره ان . فیلمنامه ها واقعا خیلی ابکی هستن و برند سازی و برند نشون دادن و پرفکت بودن همه چیز در سریال ، انقد تو سریال زیاده که بازی بازیگرا تو چشم نمیاد . همچنین اینکه داستان ها خیلی بیخودکین و زحمتشون هدر میشه فک میکنم . 

این هم از پست امروز . 

 

 

سریال کره ای دروغگو و معشوقه اش liar and his lover

عرض کنم که این سریال رو تو زمان خودش 6 قسمت دیدم ولی دیگه بقیه شو ادامه ندادم . این سری بازم رفتم سراغش چون سریالی نبود ببینم . این روزا قحطی سریال خوب اومده . 

راستش سریال تاریخی ملکه وون کیونگ رو هم ندیدم . شخصیت لی بانگ وون رو خیلی له کردن . من فک میکنم اگه چندسال پیش این سریال پخش میشد کره ای ها حتما بهش اعتراض میکردن . خیلی عجیبه که الان ریت هم داره حتی . گرچه بازیگر نقش ملکه خیلی خوب بازی کرده ولی یجوری نشون دادن شخصیت امپراطور رو که انگار یه ادم بی دست و پا و ترسو بوده و همه ی کارارو ملکه میکرده و این فقط زن باز بوده . واقعا هرچی تاحالا راجبه لی بانگ وون و شخصیت محکم و زیرکش ساخته بودن رو این سریال رید توش . برا همین اینم ندیدم نخاستم شخصیت لی بانگ وون تو نظرم مکدر شه . تازه دلم میخاد برم سریال کشور من یا فیلم شهوت امپراطوی رو ببینم که جانگ هیوک نقش لی بانگ وون رو به درخشانی در اورده بود . حالا خلاصه اینجور شد که رفتم سراغ این سریال . اخه یه نیم نظری هم به هیون وو دارم . 😁🤩بامزه س . 

این سریال رو از روی فیلم ژاپنی دروغگو و معشوقه ش با بازی تاکرو ساتوه ساختن . که اون فیلم کجا و این کجا . اون فیلم راجبه تاکرو عه که یه اهنگساز معروفه و برای یه گروهی اهنگ سازی میکنه . درواقع اون یکی از عضوهای پنهانی اون گروه هم هست . و اتفاقی با دختر دبیرستانی اشنا میشه که اون دختره هم فن این گروهه و میخاد که خاننده شه . اینا باهم دیدارهایی داشته میشن و عاشق هم میشن . اخرشو یادم نمیاد چی میشه . ولی شخصیت تاکرو ساتو اونجا خیلی سکشی خیلی عاشق و خیلی قشنگ بود . یه غم خاصی هم داشت و اهنگای فیلم هم خیلی قشنگ بودن . 

تو نسخه ی سریال هم کانسپت تقریبا همونه . با این تفاوت که اینجا هیون وو قرار بوده با دوستاش یه گروه تشکیل بدن و دبیو کنن ولی اون خودشو کنار میکشه و میگه که نمیخاد دبیو کنه و به جای اون کس دیگه ای رو میذارن . اینجوری اون میشه عضو پنهانی که هیچ کس قیافه شو ندیده و اهنگساز گروه . دوستاش از اینکار اون ناراحت میشن ولی بعدش چون کارشون با اهنگای این میگیره و معروف میشن دیگه گذشته رو میذارن کنار . هیون وو معلوم نی چرا ولی همش خوددرگیره . 

سریال کره ای دروغگو و معشوقه اش liar and his lover

اون برای اهنگسازی و الهام تو میون مردم راه میره و اتوبوس سوار میشه و اینا یه روز که داشت کنار رود هان راه میرفت یهو یه شعر و اهنگ میاد به ذهنش اون که همیشه این جور موقها اینارو تو گوشیش ذخیره میکنه ، گوشیش خاموش میشه و اون از دختر دوچرخه سواری که اونجا داشت رد میشد گوشیشو میگیره و شعرو اونجا ذخیره و به خودش ارسال میکنه ولی یادش میره که به دختره بگه که این شعرو جایی لو نده و اینو پاکش کنه . اینطوری میشه که مجبور میشه دختترو دوباره پیدا کنه و ببینتش . 

دختره هم زرتی همون لحظه عاشق هیون وو میشه . از قضا دختره هم میخاد که خاننده بشه و با دوستای مدرسه ش یه گروه دارن . 

و داستان خاننده شدن دختره ، و گروه هیون وو اینا که لو میره که اونا اهنگاشونو خودشون نمیزنن و اهنگ رو اهنگسازا براشون میسازن و اونا فقط رو سن ادای درام زدن یا پیانو زدن رو در میارن . خلاصه ی این 16 قسمت ،این بود . اخرشم هیون وو هم عاشق دختره میشه و دختره هم خاننده میشه و به ارزوش میرسه .

سریال کره ای دروغگو و معشوقه اش liar and his lover

هیون وو اصرار داشت که بگه چون من دیدم من گیتار رو بد میزنم و از من بهتر هست و کس دیگه ای قرار اهنگامونو بسازه برا همین نخاستم دبیو کنم و به گروه اسیب بزنم ولی درواقع چیزی که نشون داده میشد این بود که اون وقتی دید که قراره اول کارشون با دروغ شروع بشه خوشش نیومد و نخاست خودشو ضایع کنه . درواقع اینا پسرای جوون و پرانرژی بودن که دلشون میخاست خاننده بشن ، کمپانی هم چون زود میخاست به سود برسه به جای اینکه اینارو اموزش بده و وقتشو بذاره برای اموزششون ، اینجوری بهشون تحمیل کرد که اهنگو ما میسازیم شما فقط ادای اهنگ زدن رو در بیارین . که خب به قول کمپانی شما هم حق انتخاب داشتین دیگه میخاستین قبول نکنین . ولی خب هرچقدم بگیم اولش اینجوری شد بعدش که زمان برای تمرین داشتین تا تواناییتون رو بالا ببرین . مشکل اینجاس اینا اصلا استعداد اهنگ زدن و اهنگ سازی رو نداشتن به قول یکیشون ما قیافه داریم بسه دیگه . واسه همینم اون مشکلات براشون ایجاد شد . درواقع سریال میخاست رفتار کمپانی هها رو نشون بده که از جوونا سواستفاده میکنن و بعدشم پشتشونو خالی میکنن و اینا . 

من هروقت سریال این مدلی می بینم اولین کمپانی که به ذهنم میاد جلیفیشه . جلیفیش کمپانی ویکسه ینی الان دیگه باید بگم ،بود . وقتیم دعوا بین اعضا رو میبینم یاد ویکس می افتم . ینی اینجوری شده بوده؟ ینی راوی هم اینطوری شده بوده ؟! این جور فکرا . 

درکل متوسط بود سریالش . من بیشترشو زدم جلو چون خیلی اب و کش داشت . اهنگاشم زیاد جالب نبود . در مقایسه با سریالای این سبکی ینی خاننده شدن و کمپانی ها و گروه های معروف ، سریال تقلید اوله و سریال بذار شوالیه ات باشم دومیه در بهترین بودن . 

تازگی هم یه سریال این سبکی داره پخش میشه اسمش هست نامیب ، نامیب اسم یه بیابان ساحلی توی جنوب آفریقاست که بیابون و دریا به هم متصل میشن،که من 6.7 قسمتشو دیدم بازیگرشو دوس ندارم زیاد قیافه ش یه وایبی میده انگار مغرور و خوددرگیره . دیگه خوشم نیومد ادامش ندادم . 

امروز تا همینجا . 

~

سریال کره ای داستان بانو اوک The Tale of Lady Ok

کوداک برده ی یه خانواده اشراف زاده ی جنس خرابو عوضیه . اون قایمکی تو خیابونا چیز میز می فروشه تا پول جمع کنه و بتونه همراه پدرش فرار کنه . مادرش رو چندسال پیش به خاطر بیماری اربابش زنده به گور کرده . دختر ارباب هم جنده ی سلیطه و خونه خراب کنیه که لنگه نداره ." فش ازاده "  این کلا کرم داره گیر داده به کوداک و هی کتکش میزنه . زمان ازدواج دختر سلیطه هه فرا رسیده و قراره با پسر اول یه خانواده ی اشراف زاده ی دیگه ازدواج کنه . پسره اسمش هست سونگ هی و عاشق نویسندگی و داستان گفتن به دیگرانه . برا همین باباش اصلا ازش راضی نیست . زن دوم باباشم سلیطه اس و میخاد پسر اول رو رد کنه بره . سونگ هی از این ازدواج راضی نیست . با اینحال مجبوره . یه روز تو خیابون کوداک رو میبینه و می فهمه که این برده ی همون سلیطه هه س . از طرفی از زبون خدمتکار خودش شنیده که دختره فتنه ی روزگاره و با برده هاشون بد رفتاری میکنه . 

خلاصه سونگ هی و کوداک از هم خوششون میاد . روز خاستگاری اتفاقی کوداک میره به اتاق سونگ هی و همون موقع هم دختر سلیطهه وارد اتاق میشه و اینارو باهم می بینه . شب تو خونه انقد کوداک رو کتک میزنه تا بالاخره بابای کوداک میگه که این جوونه و خوشگل بذا صیغه ی بابات شه . باباشم که یه عوضی دیگه ایه . خلاصه شب که میشه کوداک با داس به باباهه حمله میکنه صورتشو تیغ میندازه . از اونورم یه کاسه عنو شاش میریزه تو سر دختر سلیطه هه .  این میشه انتقام :| بعدشم فرار میکنه تو حین فرار تو یه مهمون خونه ای یه مدت می مونه . یه سری اشراف زاده مسافر از چین میان اونجا که یه دختر همسن و سال کوداک همراهشون بود . دختره از این مهربون الکی هایی که موافق برابری انسان ها هستن ، بود . میگه بیا این لباس ابریشمی واسه تو . تن کوداک میکنه . همون شب اشرار میریزن تو مهمون خونه هه و اونجا رو اتیش میزنن . اینجوری میشه که ته یانگ واقعی میمیره و کوداک نقش اوک ته یونگ اشراف زاده رو از این به بعد بازی میکنه . 

The Tale of Lady Ok

چندوقت که میگذره به مادربزرگ ته یانگ حقیقتو میگه ولی مادربزرگه میگه که این خاسته ی نوه ام بوده و اونو به عنوان نوه ش میپذیره . اینجوری زندگی جدید کوداک به عنوان یه اشراف زاده شروع میشه . با اینحال همیشه ترس از اینکه لو بره رو داشت . و کسخلی ها و احمقی هایی که مختص ادمای مرتبه ی پایین هست همیشه باهاش بود . 

خلاصه تو اون دهات یه پسری دقیقا شکل ارباب زاده سونگ هی وجود داشت که از قضا این پسره ، پسر قاضی شهر بود .

یون گیوم زمان ازدواجش فرا میرسه و قرار میشه که با ته یانگ ازدواج کنه . ته یانگ نگران بود که خانواده ی قاضی متوجه مرتبه ی اجتماعی اون بشن برا همین میره راست حسینی راجبه برده بودنش به یون گیوم میگه . یون گیوم هم میگه که حالا که تو رازتو گفتی منم یه راز دارم اونم اینکه من گی هستم . اینا اینجوری باهم ازدواج میکنن . و یون گیوم قول میده که از ته یانگ محافظت کنه . که زهی خیال باطل مردک بی غیرت سست عنصر مسخره . 

The Tale of Lady Ok

بعد از ازدواجشون از اونجا ک ته یانگ واقعی همیشه دوست داشته مدافع حقوق ملت باشه کوداک هم میخاد که ارزوی اونو دنبال کنه و میره وکیل میشه چون پدرشوهرشم قاضی بودش دیگه . بعدش می بینن اینا خیلی شاخ شدن ، سر یه سری داستان‌هایی پاپوش درست میکنن و یون گیوم سست عنصر که سردسته ی یه سری ادمایی مث خودش بود فرار میکنه ، روزبعدش باباش سکته میکنه میمیره و ته یانگ می مونه و برادرشوهر ده ساله ش . اون سعی میکنه ابروی رفته ی پدرشوهرشو برگردونه ، بعدشم خودش دست تنها میشه خانوم خونه و برادر شوهرشو می فرسته دانشگاه و زنشم میده . هفت سال میگذره و همچنان شوهرش برنمیگرده . از اونجا که بیشتر از قبل تو شهر اسم در کرده ، هرچقد معروفتر و درست کارار ، دشمن هم بیشتر . میان حالا گیر میدن به اینکه این شوهرش مرده تاحالا، که نیومده ،پس بیوه س . و دوباره داستان سازی میشه و برادر شوهرش میره دنبال برادر سست عنصرش بگرده . تو چین پیداش میکنه ولی برنمیگرده خاک تو سر ، تو راه برگشت سونگ هی رو می بینه و سونگ هی راجبه رابطه ش با ته یانگ میگه و قبول میکنه که بیاد نقش شوهر ته یانگ رو بازی کنه .

اینم اضافه کنم که بعد از اون ماجرای فرار کوداک و اینا ، سونگ هی هم خونه ش رو ترک میکنه و میره قصه گو میشه و شهربه شهر داستان ها و قصه هاش اوازه در میکنه و کلی معروف میشه . 


مدتیم اینطوری میگذره ٫و بالاخره ارباب سلیطه ی کوداک که این همه ساله دنبالشه ،سیریش ،صیغه ی یه وزیر عوضیی که همه ی گوه های سریال زیرسرشه میشه و میاد تو اون دهات و اونجا برده شو می بینه و داستان میشه و اب بندی و اینا و  اخرش هپی بود گرچه ... 

The Tale of Lady Ok
درکل داستانی داشت که بخای دنبال کنی ببینی چی میشه . سونگ هی هم به خودی خود جذابیت خودشو داشت و شوهر و عاشق خیلی مثال زدنی و به قول بک سان تو سریال تلفن زنگ میزنه ، عشقش یه زبان جدیدی بود .
ولی خب چندین تا پوینتی که من خوشم نیومد داشت یکیش اینکه اصلا دیگه مادربزرگه رو نشون ندادن ، یهو اومدن گفتن مرده . یه برده داشت یه تنه همه کار میکرد و هیچکسم نمی فهمید که این پیشینه ش چی بوده . ترسو هم بود و به خاطر هل دادن ها و حمایت های سونگ هی بود که تونست به همه ی بلاها و ترس‌هاش غلبه کنه .

اونقدی که سونگ هی یه ارباب زاده براش مایه گذاشت تا اخرش ، و دوسش داشت اون اینکارو نمیکرد بعد میگفت نمیخام به تو ضربه ای بخوره . خودرای بود . بابا حالا طرف اسمشو به تو داد خودش مرد ، نگفت دیگه عقلتو فوت کن بره هوا که ، ادمی که تونسته همچین شانسی پیدا کنه تا به عنوان یه اشراف زاده زندگی کنه باید در سکوت در خفا یه زن خونه مث همه ی زنای اون دوران عمل کنه نه که خودشو به همه ی چوسان بشناسونه هی دشمن برای خودش جمع کنه . اونم درحالیکه میدونه که ارباب جنده ش دنبالشه همچنان . خیلی غیرمنطقی و ابلهانه بود .
از طرفی اینکه سونگ هی و یون گیوم یک بازیگر بودن خب بازی تو دونقش واقع عالی بود و واقعا انگار دوتا ادم متفاوت بودن ، ولی هیچ دلیلی منطقی مبنی بر اینکه چرا اینا باید شبیه هم باشن گفته نشد ، بعدشم دیدن نمیشه که این دوتا عاشق بهم نرسن گفتن بذا شوهررو گم و گور کنیم یه مدتم این بیاد لاو لاینی باشه بالاخره .
این وکیلی بازی دختره عنشو در اورده بود . جالب اینجا بود همیشه هم برنده بود . ینی تو از همه ی اشراف زاده های تحصیل کرده و هزارتا اشنا دار زرنگ‌تری ؟! هیچوقت نمی بازی ؟!هی حق ادم معمولیارو میگرفت خیلی نمادین و مسخره بود .
خب یه همچین سریالی که همش رو بی منطقیه داره میچرخه نمیشد شر اون جنده ی سریالم کم میکردن ؟! ینی انقد این دختره قیافه ش جندگی می بارید که حد نداره . اینجور قیافه ها معموله خودشون یه ساید جندگی توشون هست که این نقشارو خوب در میارن . و بهشون می شینه .
خود ایم جی وون «کوداک ،ته یانگ» تو گلوری نقش جنده هارو داشت ادم انقد ازش بدش نمی اومد . ینی اگه این پتیاره رو حذف میکردن کل بی منطقی سریال برام شسته میشد می رفت . ولی دوقسمت اخر واقع مسخره و اب بندی بود . خودشون خنده شون نمیگیره ؟ هرچقدم خیالی باشه یخورده باید قانون و منطق چوسانشون رو بندازن تو سریال دیگه ، چطور قانون هایی که حق دیگرانو میگرفت قانون مند بود ولی این نه؟! چجور میشه چونایی مث سجونگ تو تاریخ خاسته باشه برده ای مث جانگ یونگ شیل که یه نخبه بود و یه رگه ش اشراف زاده بود ،"باباش اشراف زاده بود مامانش برده "، رو از بردگی در بیاره اشراف نذاشتن ، و دست اخرم هم سجونگو دق دادن هم جانگ رو کشتن ، ولی اینجا تو این سریال چونا میاد یه برده رو ازاد میکنه ؟! خیلی خنده داره واقعا . به جای این میتونستن راحت شخصیت منفی سریالو حذف کنن همین . برای همینم پایانشو دوس نداشتم . لذت اوایل سریال که براش هیجان داشتم رو شست برد. 

یه چیز دیگه اینکه بازیگرای نقش اول اصلا به هم نمی اومدن . شیمی بینشون احساس نمیشد . 

همین دیگه . 

سریال کره ای  کد تروما The Trauma Code: Heroes on Call

کد تروما ، یه بخشی تو اوژانسه .  وزیر بهداشت ، شعارش برای وزیر شدن این بوده که هیچ انسانی تو سوانح تصادف یا هرچی نمیره و همگی تا جایی که ممکنه تو بیمارستان ها درمان بشن . از طرفی اومده ده میلیارد هم به بیمارستان هنگوگ ، تخصیص داده . با اینحال این بیمارستان بخش اوژانس و بخش تروماش خوب عمل نکرده و درکل امار مرگ و میر زیاد شده . برای همینم وزیر یه دکتر از بیرون که تو دانشگاه سطح پایینی درس خونده رو میاره به بیمارستان تا بخش تروما رو سازمان بده . 

و دیگه بقیه ش درمورد این دکتره و توانایی منحصر به فردش در جراحی هاس . دو سه نفرم انتخاب میکنه زیردستش و داستان رو اونا و اتاق عمل ها می گذره . 

درکل بد نبود . 

سریال کره ای دکتر اسلامپ  Doctor Slump

سریال کره ای هم اتاقی من گومیهو عه My Roommate Is a Gumiho 

تقریبا همون داستان سریال کره ای روباه نه دم بود ولی این کجا و آن کجا . 

راجبه یه روباه نم دمیه که میخاد انسان بشه برای همین باید با دخترا کیس بره و از اون طریق انرژی انسانیشون رو تغذیه کنه بعد این انرژی یک مهره ای که اینو میدن داخل طرف مقابل ،کیس بعدی اینو ازش میگیرن . 🙄🙄🤢🤣حال بهم زن . 

این روباه نه دم 999 ساله که تلاش کرده که ادم بشه  ولی مدتهاس که با کسی رابطه نداشته تا اون پروسه رو انجام بده . الانم اخرای عمرشه که یهو هِری رو میبینه ، هِری دانشجوی تاریخ و ادبیاته و اتفاقی با این روباهه اشنا میشه . هیری داشت می افتاد که روباه دستشو میگیره و اینجوری طی یه پروسه ی غیر عقلانیی مهره ی روباهه میره تو دختره . برای همین همون قسمت اول نه میذارن نه برمیدارن یهویی هم خونه می شن . 

بقیه ی داستان همش همینه مثلا دختره نباید با مردا ی سال ببر تماس داشته باشه . مرغ نباید بخوره و اینجور چیزا . بعد کم کم اینا عاشق هم میشنو . خیلی بی مزه و بازی ها هم تعریفی نداشتن ،اصلا باحال نبود .  اب خالص . 

سریال کره ای هم اتاقی من یک گومیهو عه

بابای دونگ جین ارتشیه و عملیاتی هست که باید بره مرز چون اونجا مورد مشکوکی رخ داده . با هم تیمی هاش میره اونجا ولی دیگه برنمیگرده . در حین عملیات هم گروهیش که دوستشم بوده بهش خیانت میکنه و زیردستا و همچنین خودشو میکشه . اتفاقی در حین عملیان یه زوج محقق از کره شمالی درحال فرار هستن که گروه ارسالی اینارو می بینن، مرده راهو گم کرده و با خودش مورد تحقیقاتی جدیدشون رو به یه پناهگاه تو همون مرز میبره . تو راه جنازه ی بابای دونگ جین رو می بینه که هنوز نمرده بوده ، با خودش میبره پناهگاه ازش راجبه زن و دخترش می پرسه در همین حین زمین ریزش میکنه ،مرده می میره و مورد تحقیقاتی که تو شیشه بود میشکنه و میریزه رو بابای دونگ جین و باباش زنده میشه . اون سالها اونجا می مونه . 

20 سال بعد دونگ جین که سربازه بهش عملیاتی محول میشه تا بره به همون قسمتی که باباش 20 سال پیش رفته بوده . اونجا چیزای عجیبی رخ میده و دست اخر دونگ جین باباشو بعد 20 سال می بینه . که برای نجات دونگ جین میمیره دست اخر . 

درکل سریال بدی نبود . 

سریال کره ای تجسس search

نهمین سالگرد سریال پنیر در تله cheese in trap مبارک . یکی از بهترین سریال کره ای . 

سریال کره ای پنیر در تله پارک هه جین cheese in trap

 سریال کره ای تو زیبایی . اسمش به کره ای میشه چه خوش قیافه این ! 

راجبه پارک شین هه در نقش گو می نیو ، و گو می نام ،عه که دوقلوهای خیلی شبیه به همن . نقش برادر رو اصلا بازی نمیکنه الکی فقط یه دیقه میاد رخ نشون میده میره . می نام برادره س . اسمش به معنی خوش قیافه ، خوشگله . 

می نام میخاد خاننده شه و قرار که با یه کمپانی معروف قرارداد ببنده و  به یه گروه که مدتی فعالیت داشته به عنوان ووکال اضافه بشه . اون گروه هم اسمش فرشته اس : انجل . که سوکی لیدرشه . منتها قرار میشه یه عمل انجام بده که تو اون عمل مشکل پیش میاد و این سری میره امریکا تا یه عمل دیگه انجام بده . خالی بندی دیگه . خلاصه . اینجوری میشه که منیجره میره دنبال خاهر همسانه می نام ینی پارک شین هه ،  تا اون لباس پسرونه بپوشه بیاد قرارداد رو امضا کنه فعلا تا پسره برگرده . خاهره تو کلیسا میخاد راهبه بشه که با این اتفاق کلا راهبگی رو فراموش میکنه و می افته بین 3 تا پسر خوشتیپو هی لاو می ترکونه . 

می نام به عنوان پسر وارد گروه میشه و عاشق سوکی میشه . سوکی همون قسمت دو متوجه دختر بودن می نام میشه .تا اینجاش جای شکر داشت که فهمید عاشق دختر میخاد بشه .  همچنین یونگ هوا که یکی دیگر از عضوهای گروهه همون اولین برخورد متوجه دختر بودن می نام میشه . این دوتا عاشق می نام میشن و هی ازش محافظت میکنن تا لو نره که دختره . 

سریال کره ای تو زیبایی

و اتفاقات این مدلی . تا قسمت 6 قابل تحمل بود رفتارای پارک شین هه ولی بعدش خیلی افتضاح شد  ،من نمیدونم چرا نقش  دخترایی که میرن بین پسرا و میخان نقش پسر بازی کنن یا اصلا خودشون هستن انقد بچگانه و مسخره و حال بهم زن نوشته میشن . انگار دختره 10 سالشه که هی خودشو به کسخلی و گیجی و دست و پا چلفتی میزنه یکی دیگه باید حتی بیاد کونشو بشوره . خیلی عن در اره اینجور نقشا . دیگه از قسمت 8 به بعد شورشو در اورده بود تو کسخلی . همرو زدم جلو . 

اخرشم مسخره بود . 

تا حدودی میشه گفت فیلمنامه از سریال تازه این روزا تلفن زنگ میزنه بهتر بود ولی نقش دختر قضیه بازم همونجوری کسخل بود . ینی من فک نمیکنم حتی اگه این سریالو تو زمان خودش می دیدم به خاطرش ذوقی چیزی میکردم . خیلی غیرمنطقی و حال بهم زنه رفتاراشون . ینی خب چرا ؟! ینی نمیشه به صورت نرمال یه دختر ساده و چشم و گوش بسته باشه ولی دیگران عاشقش شن ینی باید حتما مث هلن کلر کر و کور لال و فلج ؟! باشه تا دیگران هی مواظبش باشنو هی بخان تر و خشکش کنن ؟اینجوری دختر دوست داشتنی میشه ؟ و اصلا چرا کاراکتری مث سوکی باید بیاد عاشق یه همچین دختر کسخلی بشه ؟! یا حتی یونگ هوا . واقعا دارم فک میکنم کی دراما چجوری کی دراما شده . انقد که بعضی سریالا اب بوده و شده الان که دیگه نمیتونم ببینم . 😭🙄😶😬⚡ ولی همه اینا راجبه سریال به کنار پارک شین هه چقد خوشگل بوده از اول چه بدون ارایش چه الان که با ارایشه . خیلی خوشگله . 👍🌺

 سریال کره ای هوا خوب باشه میام می بینمت  .

با بازی پارک مین یانگ و ساکانگ جون .

راجبه پارک مین یانگ معلم موسیقیه که تو مدرسه جلوی زورگیری یه سلیطه رو میگیره ولی از مدرسه اخراجش میکنن . اونم برمیگرده دهات پیش خاله ش . اونجا جایی که دبیرستان رو گذرونده و همکلاسی هاش اونجان . یکی یکی پیداشون میشه و باهم دوره کتابخونی شبانه تو کتاب فروشی یکی از همون همکلاسی ها که به مین یانگ چشم داشته " سا کانگ جون رو میگم " شرکت میکنن و وقت میگذرونن . اون بین هم خاطراتشون مرور میشه . 

بابای مین یانگ حروم زاده بوده مامانشو کتک میزده ، یه روز خاله ش میاد خونه اونا و این صحنه رو میبینه و میخاد از خاهرش دفاع کنه یارو میاد خاله رو هم کتک بزنه ، مامانه یارو رو هل میده ، بعدشم میرن سوار ماشین شن فرار کنن که یارو میاد جلو در جلوشونو میگیره ، زنه هم گاز میده میزنه به مرده ، شوهررو میکشه . خالهه رو سریع می فرسته بره و بعدشم که می افته زندان و اینا .

مین یانگ میره دهات پیش مادربزرگش و خاله ش می مونه .  اخرشم به همون سئو کانگ جون میره و خودش همونجا یه موسسه موسیقی میزنه و همین . 

خیلی سریال ارومی بود . حوصلمو سر برد زدم جلو ببنیم چی میشه . 

سریال کره ای وقتی تلفن زنگ میزنه .  When the Phone Rings 2024 

ینی من نمیدونم باید این سریال را چجوری تعریفش کنم انقد که از نظرم بچگانه و مسخره و غیرمنطقیه  . 

احتمالا دو خانواده باهم دوست بودن و رو این حساب مامانه خانواده پولدارتره دختر خانواده یخورده کم پولداره رو با بچه های خودش می بره شهربازی تو راه برگشت تصادف میکنن . پسر و مادر خانواده کشته و دختر خانواده کر میشه . اون یکی بچه که بچه ی اون خانواده نی چون وسط نشسته بوده چیز خاصیش نمیشه اون هی جوعه . ولی مامانش میاد بهش میگه پسر خانواده رییس و دخترش هم کر بعد تو سالم ، اگه میخای مارو اینجا نگه دارن تو باید لال باشی .و مگه همین دیروز خانواده ی رییس نمرده تو چجوری زن رییس شدی ؟  خب چیزی که هست اینکه سریاله دیگه ممکنه اینجور باشه که عمل گوش تو بچگی میسر نشه و وقتی مث خرس گنده شدی یهو عمل روت جواب بده . اوکی . ولی اخه لال بازی تا کی ؟ تا یه مدتی دیگه ...تو خوب نمیشی نمیخای بری دکتر ؟! بابای جدید چرا اینو به دختری که داره خرجشو میده نمیگه ؟ خب اگه در راه تجاری و ازدواج های قراردادی و بیزینسی و خانواده های پولدار باهمه خب رو اینم میتونه سرمایه گذاری کنه . هرکی ببینه میتونه بفهمه که این خوشگلتر از دختر واقعیه رییسه . از اینم میگذریم .

سریال کره ای وقتی تلفن زنگ میزنه .  When the Phone Rings 2024

تو یه کشور ازاد با اموزش هایی از الف تا ی زندگی تا جایی که تو محل کار چجوری کار کنی با دیگران چجوری تعامل داشته باشی هرچی که فکرشو ممکنه نتونیم بکنیم ما چون نداشتیم و ندیدیم و فک میکنیم بدیهی نی . خب تو اصلا لالم بزرگ بشی دلیل نمیشه چون لالی پس از خودت دفاع نکنی همچنان دیگران بهت زور بگن برای زندگیت تصمیم بگیرن اونم تو اون جامعه و عقل که داری ینی چون لالی عقلتم همچنان مث بچه ی دو ساله س ؟ ادم خنده ش میگیره از رفتارا و اداهای دختره . چجوری میتونن یه همچین شخصیت احمق و کسخلی رو بازی کنن و همچین سریالی رو انقد جذاب بسازن تا بیننده های کسخل در سرتاسر جهان جذبش بشن ؟ 

من بعضی موقعها از سریالای این مدلی خوشم میاد ولی بعضی موقعهاام مث الان خوشم نمیاد . سریالای تخیلی رو هضم میکنم اوکی مشکلی نی . همینجاام چندین تا سریال تخیلی غیرمنطقی که دوس داشتمو پست گذاشتم . اذعانم دارم که غیرمنطقیه . و میدونمم نباید تو سریال ابکی عشقی ، دنبال منطقی که تو زندگی هست بود ولی اخه نه در این حد که به شعور و فهم بیننده توهین بشه . خیلی خنده داره .

رفتارای هی جو خیلی احمقانه و بچگانه س . قیافه ش طرز جمع کردن لباش ، دختر 15 ساله هم انقد کسخل نی . انگار به جای لال بودن عقل نداره عقب افتاده س .

و در مقابل بک سان ، فرد باهوش و زرنگ از یه خانواده درست حسابی با اصالت که شده سخنگوی رییس جمهور چجوری میتونه انقد گیچ باشه ؟! دیگه تو قسمت 4 قشنگ معلوم شد که بک سان متوجه شده که هی جو لال نی حرف میزنه با چشمش دید داره با تلفن حرف میزنه کسی که لاله چرا باید تلفنو بذاره کنار گوشش ؟! اونم تلفنی که تاحالا دست زنش ندیده . اصلا اینا به کنار فیلم داد زدن هی جو رو پلیس بهش نشون داد . جلل الخالق . بعد دیگه رسما فهمیده بود که مزاحم تلفنی درواقع هی جوعه بازم باهاش سوم شخص حرف میزد . من نفهمیدم این تویی . خب شاید اینجور بخایم اینم تعریف کنیم که نخاسته به روش بیاره تا خودش اعتراف کنه ، هی جو هم متوجه شده که بک سان فهمیده . وسط خیابون رسما صداش کرد اسم بک سان رو باز یجور رفتار میکنه انگار بک سان توهم زده . تو کوه رسما طرز حرف زدنش اینجور بود که داره با هی جو حرف میزنه بعد اون همه داستان و تابلو بازی تو برج نامسان تازه باز میگه یینی تو میدونستی ؟! وا . همه ی دنیا فهمیدن دختره لال نی این همچنان لال بازی در میاره . اصلا دیگه نمیدونم چی بگم . 

قضیه اینکه بک سان کی هست هم معلوم شد . دیگه چی از سریال می مونه . اگه میخاین سریال عشقی ابکی بسازین دیگه معما طرح کردنتون واسه چیه ؟ 

بعضیا توجیه میارن که بک سان این مدت هی جو رو میخاست ولی جلوی خودشو گرفته بود خب چرا ؟! به چه علت از بچگی هی جو رو دوس داشت بهش کمک میکرد . الزایمر که ندارین دیگه همو از بچگی می شناختین دیگه وقتی همش تو مهمانی و اینور اونور همو می بینین یه محبتی ایجاد میشه یه اعتمادی ایجاد میشه . خب اگه از اول با نقشه با دختر اولیه تبانی کردی که عروس عوض بشه ، ینی اینو میخاستی خب بهش میگفتی ، سادیسم داری مگه که عشقتو عذاب بدی و سه سال مداوم خودتو براش چسی کنی بعد یهو ادای عاشقای سینه چاکو در میاری ؟! اصلا تو کتم نمیره . من اگه جای هی جو بودم میریدم تو هیکلش و اصلا از چشمم می افتاد نه اینکه بگم باشه چه خوب منم تورو دوس دارم فلان . هی جو از اولش میخاست از در دوستی و محبت وارد بشه ریدی بهش اگه هدفت محافظت معلوم نیست از چه دشمن بیرونی بود و میخاستی هی جو رو از خونه ای که توش در عذاب بود نجات بدی و به یه ارامش نسبی برسونی اولین کاری که باید میکردی این بود که حقیقت رو بهش میگفتی . هی جوی لال و بی عقل شبیه کسایی بود که بخاد نقشه بریزه و تورو ضایع بکنه ؟ چجوری رفتی شدی سخنگوی دولت ؟ تو اصلا ادم شناس نیستی . دقیقا از وقتی که سونبه ای که به نظر به هی جو علاقه داشت پیداش شد یهو این رگ غیرتش گل کرد و یادش افتاد عه اصلا هی جو زنه منه ها ...

بعد این همه دوندگی و کسخل بازی و اب خالص ، رود هان رو ریختن تو سریال . به اندازه ای اب و مسخره و کس شر بود که فک نمیکنم تاحالا همچین سریال ابی رو دیده باشم . 

سریال کره ای وقتی تلفن زنگ میزنه .  When the Phone Rings 2024

فیلم راجبه فوجیساوا دختریه که پی ام اس خیلی شدیدی داره و به همین دلیل تو محل کار مدام دچار مشکل میشه . اخیرا اون به زادگاه مادرش برگشته و اونجا تو یه تولیدی میکروسکوپ مشغول شده درواقع داره کار دستی انجام میده . این کار اونو خیلی از لحاظ روحی بهتر کرده . گرچه هنوزم حملات پی ام اس وجود داره و یهو به کسی پرخاش میکنه و پاچه میگیره درواقع 😅

چیزی که تو فیلم خیلی دوس داشتم این نگاه و درک و ملاحظه ی همکارای دختره بود . چه تو شرکت قبلی چه تو شرکت جدید تولیدی . غرق در درک زیبایی اصلا الله اکبر از دست ژاپنی ها و تمام . 

 

تو اون شرکت یه پسره هست که گوشه گیره اونم به خاطر حملات پانیک و اختلال هراس 2 ساله که از کار دفتری به این شرکت اومده . یه روز فوجیساوا بهش گیر میده که چقد اب گازدار میخوری اب گازدارت صداش رو عصابمه . و همکارای دیگه میان سریع وسط و اونارو از اون محل دور میکنن . با ذکر اینکه اره تو راس میگی تو حرف اشتباهی نمیزنی .اشکال نداره و ممکنه پیش بیاد و این جور حرفا . میدونین خیلی باملاحظه هستن . جوری رفتار نمیکنن که تو مشکل داری یا عجیبی و حس بدی بهت بدن . وضعیت همو درک میکنن بدون تحلیل بدون فشار فقط می پذیرن . به ارامی انگار که مثل دریای مواج یا مث زلزله ای که همیشه تو کشورشون هست . زلزله میاد و خیلی بدیهی و ریلکس نشستن سرجاشون . آه زلزله اس . و همین . سکوت و پذیرش . زیبا نیست ؟! 

 

 

فیلم ژاپنی تمام شب های طولانی all the long nights

من خیلی فیلم رو دوس داشتم . از هر لحاظ . خیلی درکشون میکردم .

و دوس دارم که همچون رفتاری داشته باشم منم به نوبه ی خودم خیییییییییییلی پرخاشگر هستم خیلی عصبانی و زودجوش هستم و خیلی خودخوری میکنم . توقع درک از کسی ندارم ولی میخام همه چیز در سکوت باشه . حوصله توضیح دادن ندارم . نمی فهمم چرا باید همش یه چیز بدیهی رو توضیح بدم ؟! برای نفهمیدن حرفم توسط کس دیگه عصابم بهم میریزه . و حوصله توضیح اینکه چرا عصابم بهم ریخت رو ندارم . عوضش مدام تو ذهنم صحنه سازی میکنم توضیح میدم و خسته کننده س این وضعیت و دوس ندارم این وضعیت رو . نگران بودن رو استرس داشتن رو . نگران ری اکشن های دیگران بودن . از نگاه و رفتار دیگران حالاتشون رو درک کردن . و چرا فقط من باید درک کنم ؟ 

چرا دیگران به اینکه من از این اهنگ که توسط یه ادم مزخرف بی هنر بدترکیب با اون شعر مزخرفش خونده شده متنفرم توجه نمیکنن ؟! چرا اونا به خاطر من اون اهنگ مزخرف رو قطع نمیکنن ؟! بعد من اهنگ کیوهیون با اون صدای افسانه ای زیبا بهشتی رو باید قطع کنم چون میترسم یکی از این نوع اهنگ خوشش نیاد و یا چون یه اهنگ خارجیه غیر انگلیسیه شاید بره رو عصابش چرا من باید همش به قول کره ای ها 눈치 챘어야  돼 ?! 왜 나만 알아차렸어야지 ?! 

و اینجور مسائل خلاصه . و اها داشتم میگفتم منم دوس دارم ولی این رفتار در حالتی امکان پذیره که محیط پذیراش باشه . فک کن تو یه محیط متشنج و از صب پامیشی دعوا فش عصاب خورد کنی تحمیل عقاید و رفتارها به همدیگه حتی تا جایی که به اینکه چرا دوتا پتو میکشی روت هم میخان تسلط داشته باشن . چجوری میشه تو همچین محیطی مث ادم رفتار کرد . نمیشه . نمیذارن بشه . فقط باید بمیری درحالیکه دوس نداری بمیری . 

 

فیلم درکل راجبه این نوع مشکلات بدیهی انسانیه .  و اینکه چطور میشه اونها رو پذیرفت و باهم کنار اومد و درموردش حرف زد . این فیلم رو دوسال پیش فک میکنم یا شایدم پارسال تو یه مجله ی کره ای دیدم مقاله ش رو و الان بالاخره بعد مدتها برای دانلود اومده بود . 

 

بعد از مدتها سریال ژاپنی . 

سریال ژاپنی که نتفلیکس پخش شده ، به نام فراتر از خداحافظی با بازی ساکاگوچی کنتارو . 

سایکو "دختر" و یوسوکه " پسر" باهم دوستن و خیلی همو دوست دارنو خیلی ارتباط قشنگی دارن از اینا که وقتی میبینی حسرت به دل می مونه و عشق میکنی از عشق بینشون مکالمه ی بینشون . خلاصه همه چیشون . یوسوکه تو روز تولد سایکو میخاد ازش خاستگاری کنه تو راه یه کوهستانی هستن و به دوستاشم سپرده که از یه جای دیگه ای نزدیک اون کوه ، از این فش فشه ها در کنن ، چون اتش بازی دوس دارن . اتش بازی همانا و بهمن همانا . بهمن میاد و اتوبوسشون سقوط میکنه و خلاصه دنبالشون میگردن و یوسوکه میمیمره و دختره زنده می مونه . به شکل موازی ، ناروسه و زنش تو بیمارستان هستن ، ناروسه " کنتارو" بیماری قلبی داره و منتظر عمل پیونده . از شانس یوسوکه مرگ مغزی شده و قلب اونو میدن به ناروسه . بعد از پیوند ناروسه از یه شخص ساکت و کم حرف تبدیل میشه به یه شوخ و شلوغ و پرانرژی . بعد محل کار و خونه شون با یه قطار رفت و امد میکنن ، تو اون قطار به شکل اتفاقی ناروسه و سایکو باهم اشنا میشن و ناروسه از سایکو خوشش میاد و اینا ... 

 

سریال ژاپنی فراتر از خداحافظی beyond goodbye

انتظار نداشتم اخرش ناروسه بمیره و پیوند رو پس بزنه . به نظرم به خاطر این بود که نتونست به عشقش برسه . حالا خبرش از اون زن اجوماعه زشتش که چسب بود جدا میشد نمیشد ؟! 

درکل بد نبود . مناظرش خیلی قشنگ بود . ینی فکرشو بکن هررزو از همچین منظره ای رد شی بری سرکار خونه پیاده روی ...باید چقد خوش شانس باشی که به شکل ادم یا گیاه و درخت و حتی سوسک به دنیا بیای اونم در همچین جایی . واقعا خارق العاده س. اصلا طرز مکالمه و ارتباط هاشون باهم خیلی قشنگه . پر از احترام و زیبایی و همه چیز شفاف همه چیز کادو شده همه چیز ملایم مودب . خیلی دوس دارمشون . انگار رابطه هاشون بویی از اون مناظر بردن و اینجوری قشنگ شدن . خوش بحالشون . اوناام ادمن . ایرانی هام ادمن . 😫🥱

سریال ژاپنی فراتر از خداحافظی beyond goodbye

سریال ژاپنی فراتر از خداحافظی beyond goodbye

سریال ژاپنی فراتر از خداحافظی beyond goodbye

سریال ژاپنی فراتر از خداحافظی beyond goodbye

سریال کره ای آلیس alice 

این سریال با موضوع سفر در زمان ، در این ژانر میشه گفت تقریبا سریال قشنگی بود  . با ارفاق . خب میدونین درکل موضوعات سفر در زمان همیشه اخرش می لنگه و اگه موضوع عشقی هم باشه یجورایی میخان اون دو رو زوری بهم برسونن . به نظرم اگه اخرش این دو زندگی جداگونه ای رو طی میکردن خیلی بهتر میشد . درهرحال . 

alice

داستانش در عین پیچیده گی ساده اس . پروفسور یون ته هی با چندتا محقق دیگه راهی برای سفر در زمان می سازه . بعد از مدتی شایعه میشه که کتابی هست که توش راهکار بستن در زمان و اینجوری قطع سفر در زمان ، درش نوشته شده . و پیشگویی هایی رو کرده . سازمان الیس که یه سازمانیه که سفر در زمان رو ارائه میده ، به پروفسور یون ته هی و یو مین هیوک ، که این دو رابطه ی عشقی باهم دارن ماموریت میده تا برن یه سال 1992 و اون کتاب رو که دست پروفسوری به نام جانگ هست رو بردارن بیارن نابود کنن . اونا زمانی به سال 1992 میرسن که پروفسور جانگ توسط فرد دیگه ای که یه مسافر زمان غیرقانونی هست کشته شده . اونا اون فرد رو میکشن و دختر 6.7 ساله ی پروفسور رو هم میذارن زنده می مونه تا پلیسای اون زمان بهش رسیدگی کنن . همچنین اونها نمیدونن اون کسی که غیرقانونی سفر کرده به این سال و دنبال کتاب بوده چه کسیه . 

روز بعد که میخان برگردن به سال 2050 ، و به آلیس ، یون ته هی حالش بد میشه و میره دکتر متوجه میشه حامله س . و در حین حاملگی از زمان عبور کرده و این ممکنه رو بچه تاثیرات بدی بذاره ، مین هیوک بهش میگه که باید سقطش کنه ولی یون ته هی بعد از فکر مین هیوک رو ترک میکنه و میره یه گوشه تو همون سال 1992 زندگی جدیدی رو شروع میکنه . بچه پسره . 

جین گیوم پسریه که تو مغزش بخش احساسات مشکل داره . یون ته هی اینو هم مجازات کاری که کرده و هم به خاطر رد شدنش از در زمان میدونه . 

زمانی که تو سال 1992 کسانی اومدن تا پروفسور جانگ رو بکشن ، پروفسور صفحه ی اخر کتاب رو پاره کرد و اونو داد دست دختر کوچیکش . اون صفحه صفحه ی مهم و حیاتیه و هم سازمان الیس و هم اون شخص دیگه دنبال اون صفحه ی گم شدس . 

19 سال بعد یون ته هی وقتی ماه کامله به دست کسی کشته میشه و جین گیوم تصمیم میگیره پلیس بشه تا قاتل مادرشو پیدا کنه . اون تقریبا 30 سالشه و حالا داره یه سری وقایع عجیب اتفاق می افته . اون دنبال پرونده های عجیب رو میگیره و متوجه میشه که به نظر این وقایع مث زمانیکه مادرش کشته شدس . 

اون اتفاقی کارت زمان یکی از مسافران زمان رو پیدا میکنه و می فهمه که اون کارت شبیه کارتی که تو وسایل مادر مرحومش بوده برای اینکه بفهمه این چه کارتی پرس و جو میکنه و میگن شاید پروفسور یون ته هی که تو دانشگاه کره اس ، بتونه بهش کمک کنه . اون به دانشگاه کره ، میره و اونجا با مامانش مواجه میشه .درواقع با کسی که عینا مث مامانشه . 

پروفسور یون ته هی جوان از سوال جواب و نگاهای عجیب جین گیوم خوشش نمیاد و بهش میگه منحرف . برای جین گیوم عجیبه که یک نفر چطور میتونه انقد تشابه با مامانش داشته باشه . 

خلاصه ... بعد از حدس و گمان های زیاد و تحلیل ها و تحقیق هایی درباره ی گربه و بعد زمانی و غیره ... همون حرف خودم که بعد زمانی کس شری بیش نیست در سریال تحقق پیدا میکنه . و این پروفسور یون ته هی جوان که سعی داشتن با جین گیوم لاو لاین درست کنن ، درواقع مامانه جین گیوم در این زمان بودش . 

وقتی هردو یون ته هی ها در زمان 2010 همو می بینن " جوونه طی اتفاقاتی سفر میکنه به 2010  که هنوز یون ته هی پیر زنده بوده ، " یون ته هی پیر ،گره از معما باز میکنه و میگه که تو درواقع منی در اون بعد زمانی و هراتفاقی که برا من افتاد واسه توام می افته برای همینم همه چیزو فراموش کن و دنباله این قضیه رو نگیر و برو به زمان خودت و زندگیتو بکن . 

در سریال های سفر در زمانی خیلی اصرار دارن که بگن جهان های موازی هست از نظر من غیرمنطقیه . چرا مثلا باید زمان و مکان های متفاوت وجود داشته باشه و من نوعی در هر زمانی باشم و دقیقا هم همین اتفاقات رو تجربه کنم . اصلا غیرمنطقیه . 

درواقع کانسپت به این شکله که یون ته هی که مامانه جین گیوم میشه با یون ته هی در سال 2020 که درواقع همون دختربچه ای که تو سال 1992 ، یو مینهیوک و یون ته هی اومده بودن باباشو بکشن ، دو شخص مجزا هستن . با اخلاقایات و احساسات جدا و متفاوت . و میخاستن بگن پس چون این دو ، دوتا ادم متفاوت هستن پس اشکالی نداره که جین گیوم با یون ته هی جوان بریزه رو هم . ولی خب نمیشه که خیلی عجیبه تو با زنی بریزی روهم که عین مامانته ضایع نی ؟ مگه امریکاس ؟ یا دارکه ؟ 

سر همین مسائل ، وقتی یون ته هی به 2010 سفردر زمان میکنه ، خود پیرش که در اون زمان بوده بهش میگه که قضیه چیه و اینجوری قضیه عشقی و لاولاین این دو نقض میشه . 

خب حالا چرا میگم بعد زمانی نی ، خب دقیقا به همین دلیل هردوی این زنه ها ممکنه تو زمان های مختلف سفر کردن و زندگی کردن ولی هردوشون یک نفر بودن ، پس اون قضیه اینکه از هر شخص دوتا بوده هم منتفی میشه . از طرفی وقتی یون ته هی سفردرزمان میکرد به شکل عجیبی همه می شناختنش این چجور سفر در زمان و بعد متفاوته که تورو همه جا میشناسن و حتی بابا ننه تم همون ادمان وانگار که مثلا هفته پیش ندیدت میگن عه کجا بوده فلان ... خلاصه اینجوری . 

قضیه پیشگویی کتاب که معلوم نی اصلا کتابو کی نوشته ، داستانش این بوده که زنی در زمان رو باز میکنه و در حین سفر در زمان حامله میشه اون پسری به دنیا میاره که اون وقتی بتونه در زمان سفر کنه میتونه کنترل سفردر زمان رو به دست بگیره و خدای این قضیه بشه . دقیقا همینجورم بود جین گیوم بدون هیچ اگاهی و هیچ وسیله ای هروقت در خطر بود در زمان سفر میکرد . اون 6 بار مرگ مامانشو به چشم دید و نتونست جلوی کشته شدنشو بگیره . صفحه اخرم به این اشاره کرده که اگه بخای سفردر زمان رو درشو ببندی و به این موضوع خاتمه بدی اولا همه ی کسایی که مسافر زمان هستن ناپدید میشن و دوما دو راه حل داره یکی اینکه مادره پسرشو بکشه در اینصورت همه چیز تموم میشه . دو اینکه اگه پسر مامانشو بکشه پس کنترل زمان رو بدست میگیره . یون ته هی مادر ، این رو میدونست چون صفحه ی اخر رو حالا به یه دلیلی تونسته بود بخونه ، اون چون میدونست همه ی زحماتش برای درست کردن سفر در زمان و مهمتر از همه پسرش ناپدید میشه از صفحه روزگار و نمیتونه پسرشو بکشه به خاطر همین اون کاغذ رو پنهان میکنه . 

دست اخر اینجوری میشه که جین گیوم پیر که بارها در زمان سفر کرده و دنبال صفحه ی اخر کتاب بودش میاد به سال 2010 و اونجا با جین گیوم جوان روبه رو میشه و جین گیوم می فهمه که خودش کسی بوده که مامانشو میکشته . چون هرسری مامانه از اینکه پسرشو بکشه شونه خالی میکرده و نمیخاسته این اتفاق بیفته درحالی که می دونست پسرش در پیری چقد سختی کشیده و هرسری این زندگی رو تکرار کرده و کل زندگیش بسته به این بوده که قاتل مامانشو پیدا کنه و اینا . اخرسر مامانه خودش خودشو میکشه و خط بطلان میکشه به پیشگویی ها و اینجوری همه چیز ریست میشه و جین گیوم هم دیگه به عنوان یه انسان معمولی از یه خانواده دیگه به دنیا میاد . اینجوری میشه که یون ته هی جوان که همچنان بعد از تموم شدن همه چی همه چیز یادش بود میتونه دوباره جین گیوم رو ببینه و برن لاو بترکونن . 

واقعا خیلی خلاصه گفتم . چندقسمت اخرش یخورده اب شد ولی در کل داستانش جذاب بود و قشنگ و حالت معما گونه ایش رو تا قسمت اخر حفظ کرد . همونطور که گفتم اینکه این دو همو هیچ وقت نشناسن به نظرم باحالتر بود ولی خب دیگه خاستن اون قضیه عشقیه باشه تو سریال . با همه ی باگایی که این نوع ژانر ممکنه داشته باشه من دوس داشتم سریالو . خیلی بهتراز دارک بود طبیعتا چون کره ای بود و توش پر از احساس و همدلی و غیر بود . 

مثل اسمش که عجیبه ، خود سریال هم چنگی به دل نمیزد . واقعا حیف لی مینکی تو این سریال . بازیش در نقش کسی که سالهاست به یاد عشقشه و مث ربات رفتار میکنه خوب بود ولی درکل سریالش خیلی اب بود . از قسمتای 5.6 به بعد معلوم بود که قاتل دوس دخترش ، کس دیگه ایه . الکی کشش دادن . ینی قسمتای 7 به بعد اب خالص بود . یکی از اولین سریالای لی مینکی بود که اب بود و خوشم نیومد . 

داستانش راجبه دکتر چا جونگ وو ، دکتر زیباییه که به علتی با پلیس همکاری میکنه تا اون قربانیانی که صورتشون یا هرجاییشون نیاز به جراحی زیبایی داره رو درمان کنه . تو این اثنا به صورت اتفاقی به پلیس زنی اشنا میشه که از قضا اون پلیسه خاهر قاتل دوس دختر چانگ جونگ وو عه . اینا باهم هی دیدار میکنن برای پرونده هایی و برادر قاتل ، هم از زندان ازاد میشه و در سدد تا بی گناهی خودشو ثابت کنه و اسم خودشو پاک کنه . از طرفی شب قتل دوس دختره ، چانگ جونگ وو هم تو محل حادثه بوده و قاتله میگه که اونو دیده که از خونه ی مقتول به دو اومده بیرون . برای همین شک مخاطب به این میره که نکنه دکتر چا خودش قاتله دوس دخترشه و خبر نداره . خلاصه همچین داستانی داره . 

درکل زیاد جالب نبود . 

💜 مطالب پیشنهادی 💜 " لی مینکی " 

 

 

سریال کره ای صندوق ، چمدان 트렁크 

 

سریال کره ای صندوق 트렁크

واقعا سریال پیچیده و غم انگیز و قشنگی بود . 

داستان راجبه یه زوجه که سی ساله از بچگی دوست بودن و دوساله ازدواج کردن ، ولی تو هشت ماهگی زنه تصادف میکنه و بچه میمیره . از اون موقع زنه تصمیم میگیره که از مرده طلاق بگیره . و به مرده هم میگه که بیا جدا زندگی کنیم یه مدت تو برو ازدواج کن منم همینطور . حالا کسخله دیگه معلوم نی هدفش چی بود . احمقانه بود درهرحال . میره یه سازمانی که ازدواج های قراردادی ترتیب میده و یه زنی رو برای شوهرش انتخاب میکنه . اینجوری ازدواج قراردادی هان جانگ وون : گونگ یو ، شروع میشه . 

سریال کره ای صندوق 트렁크

زن جدید ، نو این جی ، 5 ساله که تو این کاره . اون 5 سال پیش ده روز قبل از ازدواجش ، فیلم رابطه ی جنسی داماد و پارتنر داماد ، لو میره . داماد از قضا همجنسگرا بوده .این جی با علم به این موضوع میخاسته با مرده ازدواج کنه . حالا زیاد به اینجور دلایل نپرداخته درکل داستان . از اون موقع افسردگی گرفته و خیلی ناراحت  و داغونه و اینا و اتفاقی با این سازمانه اشنا و تصمیم میگیره این کار رو انجام بده . اون تو این 5 سال 5 تا ازدواج قراردادی موفق داشته و کارمند خیلی خوبی بوده . 

 

این جی و جانگ وون یجورایی اینه هم بودن . هردوشون خیلی زخم خورده بودن از اطرافیان  و از زندگی . هرکدوم به یه طریقی . شاید این جی از فقر و جانگ وون از پولداری خیلی زیاد  . شاید اگه جانگ وون یه مرد معمولی و کارمند بود اتفاقای پیش اومده تو زندگیش انقد روش تاثیر نمیذاشت و درش نهادینه و انباشته نمیشد و انقد متلاشیش نمیکرد از لحاظ روحی . چون ادم وقتی سرش با بی پولی و پول در اوردن و بدبختی گشنگی و این چیزا گرم باشه زیاد به زخم ها و اسیب های روحیش توجه نمیکنه و کار کردن اونهارو یجورایی حل میکنه . باعث میشه بیشتر حواسش جمع باشه و حتی حسابگرتر میشه و راجبه کسایی که بهش نزدیک میشن بیشتر توجه نشون میده و اینجور وابستگی شدید به کسی که رو سرش دست میکشه پیدا نمیکرد . درهرحال من اینجوری فک میکنم .ممکنه که اینطورم نباشه . 

خیلی شخصیت شکننده و زجر دیده ای داشت به قول خود گونگ یو که راجبه کاراکتر جانگ وون حرف میزد ، واقعا ادم بدبخت و طفلکیی بود . و متاسفانه باز هم اسیب ها از کسی جز خانواده به ادم نمیرسه و برای جانگ وون هم اینجوری بود . یه پدر عوضی و خبیث و کثافت و یه مادر بدبخت و افسرده که تهش خودکشی میکنه زخمهای جبران ناپذیری و طولانی مدتی رو به جانگ وون زده بود . حساسیت بیش از حدش به لوستر خونه و شی.شی. تی وی ها تو هرجایی اسانسور و یا هرجای دیگه ای نشان دهنده ی زخم های شدید دوران بچگیش بود . "باباش یه کنترل گر عوضی بوده و توی خونه تو لوستر و هرجایی در خانه دوربین گذاشته بوده تا مامانشو بپاعه ." جالبه که اصلا به این فکر نکرده بوده که از اون خونه بیاد بیرون یا خونه شو عوض کنه انگار یه چیزی همش اونجا نگه ش داشته بوده . نمیتونسته یجوری وسواس گونه بود . نمیدونم چجوری بگمش . 

 

سریال کره ای صندوق 트렁크

درهرحال از بابای کنترل گر به این شخصیت تبدیل شده بود و از شانس بدش به یه زن کنترل گر و کثافت و هرزه چسبیده بود . 

یکی از دلایلی که نمی فهمید که این زن داره کنترلش میکنه و رو مغزش کار میکنه و به جای اینکه حمایتش کنه و باهاش خوب باشه و کسی باشه که بتونه از دردهاش بکاهه بیشتر اونو به قعر افسردهگی و خوردن انواع قرص های روانگردان ترغیب کرده بوده . زنش واقعا خیلی انگل و حروم زاده و پتیاره بود . با اینکه میدونست جانگ وون چقد از دوربین بدش میاد و چقد از این کارای باباش صدمه دیده  بازم برداشته بود تو خونه ش دوربین گذاشته بود . واقعا چقد میتونه حروم زاده باشه و تازه بهش قرص هم می اورد و میگفت اگه نمیتونی بدون من دووم بیاری قرص بخور ...😑🤬😐 

جانگ وون به خاطر این شخصیتش وابستگی شدید داشت به نظرم به خاطر همین نمیتونست از اون خونه از اون زن هرزه دل بکنه . 

پدر مادرها غریب به اتفاق همگی ظالمن یه موجودات خودخواه و حروم زاده هستن . خبیث و کثافت . باعث میشن بچه هایی که خودشون به وجود اوردن صدمه های خیلی شدیدی ببینن . اصولا این جور ادما و درکل 90 درصد ادمای افسرده ی حاد اسیب های جدی رو از خانواده هاشون دیدن . اسیب هایی که همیشه باهاشون می مونه ، اونا تلاش میکنن اونارو تو خودشون حل کنن پیش روانکاو میرن قرص میخورن حتی مواد ولی نمیتونن . ناخوداگاه رفتارهایی ازوالدین بهشون میرسه و اونارو نشون میدن . اینجوری بیشتر از خودشون حالشون بهم میخوره از خود متنفر بودن ، پیدا میکنن . هیچ چیزی راضیشون نمیکنه . هیچ چیزی تسلی شون نمیده با هیچ چی التیام پیدا نمیکنن . غیر از عشق . اگه خوش شانس باشه و زن و مرد خوبی جلوشون قرار بگیره شاید بتونن با عشق همه ی اونا رو پاک کنن و بتونن زندگی نرمالی رو پیش بگیرن . 

سریال کره ای صندوق 트렁크

سریال درکل حلقه ای از ادمای بدبخت بود . و ادمای انگل . چقد ادم میتونه از خودش دور بشه و چقد میتونه به خاطر اون اسیب هایی که دیده عقل و فکرش از کار افتاده باشه که باز هم با یه ادمی مث همونایی که بهش صدمه زدن ازدواج کنه ؟! و اختیار خودشو بده دست اونا . ینی واقعا چجوری اینجوری میشه ؟! 

جانگ وون اخرش خودشم اعتراف کرد که سبک مغز بوده که اویزون زنش بوده . 

جانگ وون فقط به یکی که طرفش باشه و همونجوری که هست بدون هیچ پیش داوری و بدون هیچ معلم بازی پیشش باشه به همچون ادمی احتیاج داشت . 

خیلی شخصیت پیچیده ای بود . به نظرم میشد خیلی روی شخصیت و ارتباط بین جانگ وون و این جی مانور داد . همچنین وجود استاکری که مزاحم این جی بود فک میکنم زیاد نیاز نبود . ینی اگه اون استاکره کاری میکرد که زنه قبلی گونگ یو دیوونه بشه خیلی دلم خنک میشد . ولی الکی بود فقط . ادم بدبخت همیشه بدبخته همینه دیگه اون از ازدواجش اونم از شانسش ادم درست حسابی دنبالش نمی افته که انگل افتاده بود دنبالش هی مزاحمش میشد . 

خلاصه که سریال قشنگی بود . گرچه کم بود و یه جاهاییش خیلی سکوت بود . ولی درکل بد نبود . بازی ها فیلمبرداری رنگ سریال اهنگا عالی بودن . داستانش یخورده جذابتر میشد باحالتر میشد فقط . 

سریال کره ای صندوق 트렁크

یه مقاله راجبه این سریال اومده که خوندنش خالی از لطف نیست : 

 

 این تصور که ثمره عشق لزوماً ازدواج است خیلی وقته که از بین رفته است. با این وجود، نیمی از مردم هنوز فکر می کنند که باید ازدواج کنند و امیدوارند که هنگام ازدواج خوشحال شوند. با این حال، نرخ طلاق در کره به حدی است که بالاترین میزان طلاق در آسیا است. ازدواج چیست و چرا ما حتی بعد از ازدواج هم خوشحال نیستیم؟ به نظر می رسد درام های اخیر در حال بررسی علل و راه حل های این سوال هستند. 

 

 مجموعه نتفلیکس "Trunk" که در 29th منتشر خواهد شد، یک درام اقتباس شده از رمانی به همین نام است. داستان، که بر موضوع ازدواج یک ساله متمرکز است، روند بهبودی هان جونگ وون (گونگ یو) و نو جی (سو هیون جین) را به تصویر می کشد که ناراحتی و درد یکدیگر را از طریق ازدواج قراردادی بهبود میدهند .

با این حال، این بدان معنا نیست که "چمدان" ازدواج را به شیوه ای عاشقانه یا مثبت به تصویر می کشد. در عوض، نشان می دهد که وقتی دو نفر بدون رشد کامل به عنوان یک موجود تنها ،ازدواج می کنند، وقتی سعی می کنند طرف مقابل را تصاحب کنند، یا به دلیل دیدگاه های اجتماعی، ازدواج می تواند به جای شروع خوشبختی، نقطه شروع  ناراحتی باشد.

در پایان، داستانی که این نوع درام ها سعی در بیان آن دارد این نیست که "لازم نیست  ازدواج کنید " بلکه ازدواج محدود نکردن یکدیگر و یکدیگر روهمانطور که هست پذیرفتن و همانطور که هست صحبت کردن با یکدیگر است . درام ها در تلاش هستند که به این موضوع تاکید کنند . فقدان و نبود ارتباط " مکالمه " در سراسر جامعه مدرن از طریق نزدیکترین رابطه زناشویی به تصویر کشیده شده است. منتقد میگه که یک رابطه خوب رابطه ای است که در آن فرد قربانی اون  رابطه نشود.  چارچوب ازدواج رابطه شخصی بین دو نفر است. اگر در رابطه ای هستید که در آن عناصری را قربانی می کنید، آن را قطع کنید و رابطه را از نو بسازید.

 

عکسای کاپلی گونگ یو و ساهیو جین . 

 

سریال کره ای صندوق 트렁크

 

سریال کره ای صندوق 트렁크

سریال کره ای صندوق 트렁크

 

سریال کره ای صندوق 트렁크

 

سریال کره ای صندوق 트렁크

سریال کره ای صندوق 트렁크

سریال کره ای صندوق 트렁크

سریال کره ای صندوق 트렁크

 

🥰 مطالب پیشنهادی 🥰 " گابلین " 

سریال کره ای صندوق 트렁크

🥰سریال کره ای نگهبان خدای بزرگ و تنها 🥰 سریال کره ای گابلین خدای تنها و درخشان  🥰عکس از سریال کره ای گابلین  🥰سریال کره ای گوبلین خدای تنها و درخشان  🥰 سریال کره ای گابلین  🥰😎کتاب و سریال و مصاحبه گونگ یو 😎✨مصاحبه ی گونگ یو 

یه مینی سریال 5 قسمتی کره ای نگاه کردم . 

سریال کره ای صدای قلبت The Sound of Your Heart با بازی کوانگ سو . راجبه کوانگ سو و خانوادشه . کوانگ سو میخاد وبتون نویس بشه و چندین تا وبتون هم نوشته ولی هیچ کدوم به مرحله چاپ نرسیدن . دوستش بهش میگه که بهتره جای اینکه از خودش یه چیزی در کنه همون بهتر خاطره بنویسه چاپ کنه خواننده ش بیشتر میشه . به شوخی میگه ولی کوانگ سو جدی میگیره و راجبه اتفاقاتی که تو خونه می افته با پدر و مادرش و برادرش چیز می نویسه و معروف میشه . 

به شدت خنده دار بود . خنده دار واقعی خنده دار ریسه ای از اینایی که غش غش میخندی و فکت درد میگیره از خنده . هر صحنه ش خنده دار بود . ینی بی اغراق یکی از خنده دارترین سریال کره ای هایی بود که دیدم . قشنگ میشد بیشتر از 5 قسمت باشه ولی حیف خیلی کم بود . خیلی باحال بود .     

سریال کره ای عشق قراردادی یا شنبه یکشنبه ...جمعه ، عنوان کره ایش روزهای هفته بود . 

راجبه دختری به نام چه سانگ اونه که 20 سال تو امریکا توسط یه زن خیلی کاربلد تربیت و بزرگ شده برای اینکه بیاد عروس یه خانواده ی پولدار بشه . چه سانگ اون به فرزندی قبول شده تا بزرگ شه و عروس خانواده پولداره شه تا اینجوری رابطه ی فامیلی و بیزینسی شکل بگیره . چه سانگ اون نیومده کره میره به مراسم دیدار با خانواده داماد و درواقع مادر و پدرشم اونجا می بینه برای اولین بار بعد از 20 سال . همونجا عروسی از پیش تایین شده رو بهم میزنه و میره برای خودش زندگی شو شروع میکنه . 

منتها چون نمیتونه جایی استخدام شه ، چون اون خانواده ای که به فرزندی قبولش کردن کله گنده ان و نمیذارن ، برای همین میره کاری که براش تربیت شده رو انجام میده : عروس و زن خوبی بودن . 

اون ازدواج های قراردادی میکنه و هربارم ازدواج رو ثبت میکنه و در ازاش مبلغ هنگفتی پول میگیره و اینجوری زندگیشو می گردونه . تو این ازدواج ها یه دوست خوب مرد که گی بود رو پیدا کرده و باهاش هم خونه س . این بین با یه قاضی 5 ساله تو ازدواجه و روزهای چهارشنبه پنجشنبه جمعه میره خونه این قاضیه باهم شام میخورن اصلا باهم حرف نمیزنن . تو ازدواج ها رابطه جنسی و حرفای خصوصی و اینا نیست . سانگ اون به این مرد علاقه مند میشه که به مانند شیربرنجی وا رفته س . ینی بدترین بازی قرن برمیگرده به بازی این پسره تو این سریال . افتضاح . من موندم چجوری عاشق این شده بود . مث گاو بود . یه روز اتفاقی با بازیگر کانگ هه جین که بازیگر معروفی هست و تو همون ساختمون اسباب کشی کرده برخورد میکنن و کانگ هه جین متوجه رابطه ی عجیب بین این زوج میشه . کانگ هه جین همون هان دائون تو سریال 😎سریال کره ای قاضیی که از جهنم امد : پارک شین هه 😎  عه . ذاتا سریال رو به خاطر این گل پسر شروع کردم 😁💕. بعدها کانگ هه جین هم میخاد که روزهای دوشنبه سه شنبه یکشنبه فک کنم ، با این دختره ازدواج قراردادی بکنه تا خانواده ی پولدارش دست از سرش بردارن . خانواده ش کین !؟ همونا که سانگ اون برای عروس اونا شدن تربیت شده بوده . کانگ هه جین هم تو اون دورهمی بوده و از اینکه سانگ اون حال برادرشو اون شب میگیره و راه زندگی خودشو انتخاب میکنه شگفت زده و خوشال میشه و برای همین اونم از اون درس میگیره و میخاد مث سانگ اون راه زندگیشو خودش بره ، برای همین رفته بازیگر شده و از خانواده ی پولدار جدا شده . ولی مامانه جنده ش که زن دوم حساب میشه همش مزاحمش میشه .

مشکل خانواده ها کلا در همه جای جهان اینکه میخان بچه هاشونو مث سگ قلاده بندازن تو گردنشون و هر راه کوفتی که اونا رفتن رو بچهاشونم بکشونن دنبالشون . اصلا به بچه به عنوان یک انسان جداگانه که افکار و احساسات و علایق جداگانه داره فک نمیکنن . برای همین خانواده فقط خانواده ی اروپا و امریکایی . اسیاییها همشون کسخل به تمام معنا هستن . 

خلاصه داستان همینجوری پیش میره و کانگ هه جین عاشق سانگ اون میشه ، قاضیه بالاخره متوجه میشه که عاشق سانگ اونه ، اون دایه ای که سانگ اون رو بزرگ کرده بود همچنان دست بردار این نبود که اونو عروس بکنه و خلاصه این داستانا بود . 

تا فهمیده میشه که دایه درواقع مامان واقعی سانگ اونه . درواقع بچه ، بچه ی خود اون مرد پولداره بوده ولی سنبلش کردن . زنه بچه رو میره یه جا دیگه به دنیا میاره بعد میذاره پرورشگاه بعد با این نقشه که تو بچه نداری بیا یه بچه بیار بزرگ کن بعدها بشه عروس خانواده کانگ ، بجه خودشون رو میاره بزرگ میکنه . به بهترین و ثروتمندترین حالت ممکن . مشکل فقط این بود که میخاست بجه رو مث کالا بفروشه به اون خانوادهه . درهرحال .

درکل سریال خوبی بود ولی خیلی اب ها داشت  و روندش هم اروم بود . پارک مین یانگ خیلی اینجا خوشگل بود . تو سریال با شوهرم ازدواج کن انقد خوشگل نبود . درکل خوشگله ولی اینجا خیلی خوشگل بود . به کانگ هه جین هم می اومد حیف عاشق اون نشد عاشق اون شیربرنج شده بود .اگه یخورده جذابتر ساخته میشد یا حداقل بازیگر مرد جذابتر و داستان باحالتری براش می نوشتن با همین کانسپت خوب میشد ولی داستانش یجوری بود . یکی از جنبه ها منفی سریال  و خسته کننده شدنش ،همین بازی شیربرنجی نقش یک مرد بود . ینی یه سنگ میذاشتن اونجا بهتر حرکت میکرد تا این پسره . یخورده داستانش مسخره بود ولی خب درواقعیت پولدارها همینجورین دیگه . سرمایه گذاری های بلند مدت میکنن برای تجارتشون . و هیچ کاری فروگذار نیستن . خدا لعنتشون کنه و اونارم مثث ما فقیر و بدبخت کنه . الهی امین .

سریال کره ای آقای پلانکتون ، پلانکتون یه نوع موجود در دریاس که غذای خیلی از ماهی های دیگه س . حالا اینکه چرا اسم سریال اینه راستش متوجه نشدم . 

فکرم نمیکنه کسی فهمیده باشه راجبه این نوع ماهی هم تحقیق کردم ربطی بین ماهیه و پسره پیدا نکردم. 

درهرحال ...! 

راجبه پسری به اسم هه جو که از سمت خانواده ش ترک شده ، خانواده ش هه جو رو با لقاح مصنوعی ؟ به دنیا اورده بودن ، ینی اسپرم باباهرو فریز کرده بودن و اونجوری زنه باردار شده بود خلاصه ، بعد 7 سال می فهمن که این بچه از اسپرم کس دیگه ایه که معلوم نی کیه و خب ینی درواقع این بچه ، مال مرده نی . اینجوری میشه  که مرده با بچه سرد میشه و میگه که تو پسر من نیستی و اینا ، خب درواقع درسته که باباهه بابای بچه نی ولی مامانش که دیگه مامانشه ، زنیکه کسخل افسرده میشه تهشم میره با ماشین ته دره . ابله . خوبه حالا فرت فرت طلاق ورد زبونشونه خب بچه مال شوهرت نی ولی واسه خودت که هست طلاق میگرفتی میرفتی با بچه زندگی جدیدی رو شروع میکردی اونم خبر مرگش میرفت از اسپرم فریز شده واقعیش با یه زن دیگه توله سگ شاهکارشو به دنیا می اورد . خلاصه خیلی احمقانه بود اینجاش . 

بچه تا دیپلم پیش بابای عنش می مونه ولی بعدش از خونه فرار میکنه و بعدشم از اینکارایی که مث پیک می مونه رو در پیش میگیره . ولی همچنان عقده و ترومای رها شدگی توسط باباش و مامانش باهاشه . می گذره یه روز یهو غش میکنه ، میره بیمارستان می فهمه که تومور مغزی داره و ارثیه . اخه نگا کنین چقد ظالمانه س معلوم نی تخم ترکه ی کیه ، هیچ وقت طرفو ندیده دنبالش نگشته اونیم که فک میکرد باباشه ولش کرده ، حالا فک کن تومور مغزی ارثی هم بگیری اخه این چه نوع عدالتیه ؟ ریدم به این دنیا . 

اینجوری میشه که یهو هوس میکنه که بره دنبال باباش بگرده ، میگه من حتی طرفو نمیدونم کیه بعد شیبل واسه من ارثم گذاشته اونم بیماری ؟! باید ببینمش و ازش انتقام بگیرم . برای این کار یهو هوس میکنه تو این چندصباحی که زنده اس بازم به دوس دختر قبلیش برگرده ، از قضا دوس دختر قبلی با یکی قرار ازدواج گذاشته که طرف از این ریشه دارای کره س و الکی گفتن که دختره حامله س تا خانوادهه اوکی بده ، ولی مشکل اینجاس که دختره تو 28 سالگی یائسگی زودرس گرفته و برای همچین خانواده ای بچه و ادامه نسل خیلی مهمه ، خلاصه قوزبالا قوز شده . روز عروسی هه جو میاد دختترو میدزده و با خودش شهر به شهر میبره اینور اونور دنبال باباهای احتمالی که قبلا ردشونو گرفته  . 

طفلک اخرم باباشو پیدا نمیکنه و میمیره . 

سریال ابی بود ولی خنده دار بود  و توامان غم انگیز . حیف وودوهوان . خیلی جذاب بود اینجا . 

 

 سریال کره ای دالی و شاهزاده ی خودسر Dali and the Cocky Prince یا عنوان کره ایش 달리와 감자탕 : دالی و کام جاتانگ 감자탕 : کام جاتانگ یه نوع غذاس . پسره رستوران این غذاهرو داشت که خیلی معروف بود . 

 

دالی یه دختر خیلی مرفه بی درد که تو عمرش فقط درس خونده اونم هنر ، نقاش نیست ولی هنرشناسه ، گالری داره باباش ، نه از این گالری زپرتی های زاقارات ایرانی با نقاشی های بی هنر و مسخره . درواقع  미술관 موزه داره موزه هنر . فارسیش میشه .  دکترای این رشته رو داره توی هلند میگیره و تو هلند یه خونه ی اشرافی داره .

یه روز قرار میشه که بره از فرودگاه یه استاد ژاپنی که خیلی هنردوست هست و کلکسیون دار هست رو بیاره به یه پارتی ، اتفاقا همون موقع جین موهاک که رستوارن گام جا تانگ داره برای خرید خوک هلندی و نشست خوک دار ها اومده هلند ، از اونجا که اسم اون ژاپنیه هم جینه ، دالی و جین موهاک دچار اشتباه میشن ، از طرفی هردو مسافرا قرار بوده به پارتی برن پس شک نمیکنن که میزبان اشتباهی رو انتخاب کردن .

 

 سریال کره ای دالی و شاهزاده خودسر

خلاصه این اولین دیدار دالی و جین موهاک میشه . دو روز کنار هم می مونن و عاشق هم میشن . بعدش خبر میاد که بابای دالی مرده . دالی فوری میره سئول و متوجه میشه که بعد از مرگ باباش همه چی قاراشمیش 😁🙄 بهم ریخته شده . بانک میخاد وامشو زودتر وصول کنه ، طبکارا میریزن و اینا . از طرفی یکی از طلبکارا هم جین موهاکه که به یه دلیلی به بابای دالی 20 میلیون وام داده بوده . اینجوری میشه که اینا تو کره هم سرنوشت وار برخورد میکنن . 

تهشم عروسی میکنن . 😎😁 زوجش بامزه بودن ، صحنه های خیلی خنده دار داشت . همه دالی رو دوس داشتن و عاشقش بودن . البته که دالی هم یخورده گیج بود ولی دختر خوبی بود . خیلی اروم حرف میزد و خب کسی که یه عمر تو اسایش و پول و هنر بوده باشه چیزی کمتر از این نباید بشه قاعدتا . گرچه به قیافه ی کیم مین جه ی عزیز خوشتیپ نمیاد که از بچگی کار کرده باشه و رستوران گام جاتانگ داشته باشه ولی خب اونم خیلی کیوت و جیگر بود . 

مثلا باید اون پسر پلیسه که بامزه هم بود رو میذاشتن برای نقش اول 🤣به اون میخوره از بچگی کار کرده باشه و رستوران دار باشه . 😅 داستانشم خوب بود . یخورده اب ها داشت که میشد ازش اغماض کرد با زدن جلو . درکل سریال قشنگی بود . 

 

 سریال کره ای صدای سگ یا سگ همه چیزو میدونه . 개소리  

راجبه بازیگر لی سونجه " عکسش رو پوستر هست و اسمش تو سریال اسم خودشه " و چندتا دوست همسن خودشه که به علتی میرن یه شهر خوش اب و هوا تا هم استراحت کنن هم باهم معاشرت کنن ، اتفاقی یکی از اونا با یه سگی روبه رو میشه که اون سگ متعلق به یه پلیسه دختره که اتفاقا سگ هم سگ پلیس بوده یه روزی . اون سگ میتونه با لی سونجه حرف بزنه و اتفاقاتی مث دزدی و قتل رو با کمک اون حل کنه . بعدها معلوم میشه که دختره نوه ی لی سونجه اس .

ارتباطشون خیلی بامزه بود و کلا خیلی سریال باحالی بود . سگه هم خیلی باحال بود . سریال قشنگ و خاصی بود . همین . 😁⚡

یادم افتاد که چندوقت پیش سریال کره ای جاسوس رو نگاه کرده بودم و یادم رفته بود راجبش پستی بذارم . از اونجا که این وبلاگ شده مرجعی برای خودم تا سریالایی که دیدیم رو لیست کنم و خلاصه ای ازشون وقتی یادم میره بهشون رجوع کنم هرچی گشتم راجب این چیزی نبود . عجیب بود که راجب این سریال چیزی ننوشتم . شاید اون موقع تو حال روحی مناسبی نبودم برا همین . یادمه که اینجور بودم . 

سریال کره ای جاسوس spy با بازی کیم جه جونگ حنجره طلایی . 

سریال راجبه جه جونگه " اسمش یادم نی تو سریال چی بود " که مامور مخفی امنیته ، اون برای مامور عملیاتیه و برای عملیات ها میره این کشور اون کشور . تو یکی از عملیات ها مجروح میشه و عملیات هم شکست میخوره . برا همین اونو به بخش داخلی و غیرعملیاتی می فرستن . خانواده ش از اینکه اون مامور مخفیه اطلاعی ندارن . فک میکنن تو یه شرکت دولتی داره کار میکنه و حالا به هر دلیلی زخمی شده و اینا . 

طی یه عملیاتی متوجه میشن که از کره شمالی یکیو فرستادن تا ادمای خودشون ینی کره شمالی ها رو حذف کنن . این وسط یکی از این جاسوس های زپرتی که زیادم مهم نیستش رو گیر میندازن . جه جونگ تو بازجویی ها متوجه میشه که کسی که داره این حذفیات رو انجام میده همون کسی که تو تایوان ؟! اونو زخمی کرد ولی نکشتش . خلاصه تو خلال این عملیات رازهای خانوادگی جه جونگ فاش میشه  . 

بنده خدا کل خانواده ش جاسوس کره شمالی بودن . مامانش یکی از جاسوس های زبده بوده که میخاسته یه دانشمند کره جنوبی رو ترور کنه که از قضا اون دانشمنده باباش بوده . اونا عاشق هم میشن و مامانش بالا دستی خودش که همون یارویی که الان اومده داره مردم خودشونو میکشه ، رو ترور ناموفق میکنه و بعد با همون دانشمنده فرار میکنه کره جنوبی و زندگی جدیدی رو شروع میکنه . الان اون یارو میدونه که این زنه کجاست و چه میکنه و اینا و میدونه که پسر زنه ماموره ، میخاد مامانرو بذاره تحت فشار تا پسرش ینی جه جونگ بیاد با اونا ینی کره شمالی ها همکاری کنه . همکاری چجوری ؟! اینجوری که یکی از کله گنده های شمالی با یه هارد فرار کرده جنوب ، اون رمز هارد رو نمیدونه ولی میدونه که اون هارد حاوی حساب های ماکائو شمالیاس که تیریلیون تا توش دلاره . تو بازجویی اون اتفاقی کشته میشه و دست رییس مستقیم جه جونگ می مونه تو پوست گردو . اینجوری میشه که رییس جه جونگ میخاد رمز اون هارد رو هرجور شده باز کنه . 

از طرفی شمالی ها هم دنبال این هاردن و میخان که جه جونگ اونو براشون بدزده  . خلاصه قضیه بیخ پیدا میکنه و پیچیده میشه همه چی . بعدش معلوم میشه که دختری که جه جونگ باهاش دوسته و عاشق هم هستن هم جاسوس کره شمالیه و از قبل با برنامه ریزی بهش نزدیک شده بوده . مامانت جاسوس بوده ، دوست دخترتم جاسوسه . خودتم که مامور امنیت هستی . اصولا باید همگی کشته شن ولی چون قضیه تیریلیون ها دلار پوله همه چیز ماس مالی میشه .

در کل سریال قشنگی بود . 

 سریال ژاپنی سیاستمدار خندان رو دیدم . 

داستان اینکه وزیری هست به نام ایچیرو سِیکه ، وزیر بهداشت و این چیزاس . یه منشی داره به اسم سوزوکی که مرد مشکوکی به نظر میرسه . از طرفی یه خبرنگار هست به نام آسامی ، که پدرش یه طرز مشکوکی تو تصادف ماشین میمیره . آسامی اتفاقی به پرونده ای برمیخوره که مربوط میشه به پرونده ی کشته شدن پدرش و ارتباطش با  منشی وزیر سیکه . اون متوجه میشه که روز مرگ پدرش سوزوکی و پدرش باهم قرار بوده دیداری داشته باشن . بعدش هم یه نفر به شکل ناشناس بهش یه مقاله از وزیر سیکه تو دوران دانشگاه رو می فرسته ، مقاله راجبه هیتلر و مغز متفکر هیتلر ینی هانوسن هه . 

آسامی متوجه ربط این مقاله و وزیر میشه . اون به این نتیجه میرسه که وزیر سیکه وزیر متبحر و دانا و با ابتکار عملی نیست درواقع یه مغزمتفکر پشت اونه که داره راهنماییش میکنه و بهش خط میده که چی بگه چی کار کنه  و اصلا چجوری حرف بزنه . آسامی با دیداری که با وزیر سیکه داشت راجبه مادران مجرد یه سری پیشنهادات و درخاست ها داشت ، چندروز بعد وزیر تو کنفرانس خبریش دقیقا همون حرفارو میزنه . اونجا بود که آسامی مطمئن میشه که وزیر یه چیزیش هست .

Laughing Matryoshka سریال ژاپنی سیاست مدار خندان

اون راجبه منشی سوزوکی و وزیر و مادرش و حتی دوس دختر دوران دانشگاه وزیر تحقیق میکنه و کلی اطلاعات به دست میاره و به نتایج خیلی جالب و شوکه کننده ای میرسه در اخر آسامی می فهمه که سیکه از نوجوانی همش وابسته به کسی بوده و ادم دهن بین و به شدت وابسته ایه اینجور که اول به مادرش وابسته بوده و اونجور که اون دیکته میکرده کاراشو انجام میداده بعدش با سوزوکی اشنا و دیکته های اونو انجام میداده خیلی هم با فراق باز ، یجوری که طرف مقابل فک میکرده خودش داره ازش سواستفاده میکنه درحالیکه سیکه داشته از اون شخص سواستفاده میکرده . بعدش با یه دختره دوس میشه که سایکوپس بودش یه مدت حتی به حرف اون با مادرش هم قطع ارتباط میکنه . مادرش و اون دختره هرکسی که سر راه سیکه بود رو یجوری از راه برمیداشتن . و حتی قتل بابای آسامی هم زیر سر این دوتا بودش . و همینجوری خلاصه . قسمت ده اخرش ، وزیر به آسامی میگه که بیاد و کمکش کنه و منشیش بشه .

آسامی یه مدتی قبول میکنه که اینکارو انجام بده و خب صادقانه اینکارو میکنه و تازه وسوسه هم میشه که چه خوبه که هرچی میگه وزیر انجام میده . ولی بعد به خاطر اینکه از قضایایی که گفته بودم خبردار شده بود و میخاست مقاله ای رو منتشر کنه که مربوط بود به وزیر وزرا به نفسش غلبه کرد و رفت استعفا کرد و مقاله رو منتشر کرد اینجوری شد که عدو شد سبب خیر و حزب مخالف و حزبی که داشت سعی میکرد وزیر سیکه رو کنترل کنه از راه به در شد . خبرنگاره بعد از مدتی متوجه میشه حالا که اون حزب رو لو داد پس چرا اسیبی به وزیر سیکه نرسید که هیچ بیشتر محبوبترم شده . براش عجیب بود کلا گیر داده بود به سیکه . 

میره پیششو میگه که تو منو بازی دادی و همه چی زیرسر خودت بوده و بگو که مغزمتفکرت کیه پس ، سیکه میگه که من مغزمتفکر و کسی که منو کنترل کنه ندارم هیچکس تاحالا نتونسته منو کنترل کنه . اگرم من داشتم حرفای دیگران رو تکرار میکردم این که نمیشه کنترل کردن من به این سمت و این شغل کشونده شدم توسط مادرم ولی بعدش توسط دوس دخترم فهمیدم که مادرم ادم کنترل گریه و درواقع داره از من سواستفاده میکنه اون چشمای منو باز کرد . اینجوری شد که هرکی برام منفعت داشت و میخاست چاپلوسیمو بکنه رو با اغوش باز قبول میکردم و یجوری رفتار میکردم که اونا تو خیالشون دارن منو کنترل میکنن ولی درواقع من بودم که داشتم ازشون استفاده میکردم و وقتیم میدیدم دارن پررو میشن میذاشتمشون کنار . مامانمو وقتی وزیر شدم . دوس دخترمو وقتی جام تو وزارت خونه سفت شد و به همین ترتیب . 

هیچ کس تاحالا منه واقعی رو نشناخته و نخاسته که بشناسه همه فقط خاستن یا کنترلم کنن یا چاپلوسیمو کردن . مامانم وقتی بچه بودم نذاشت با کسی دوس بشم وقتی دبیرستانی هم بودم به جای اینکه به من و توانایی هام اعتماد کنه یکی از همکلاسیام رو گذاشت که برام خط مشی بسازه . برای همین همرو رها کردم. 

خلاصه خبرنگاره شوکه میشه و میره به کار خبرنگاریش ادامه میده و حتی یه کتابم راجبه شخصیت سیکه منتشر میکنه به این هدف که مردم سیکه رو بشناسن که اون پتانسیل دیکتاتور شدن رو داره و اینا . ولی با اینحال بازم مردم به سیکه رای دادن و سیکه نخست وزیر شد . 

سریال قشنگ و جالب و معمایی و جذابی بود .

پاچینکو 

پاچینکو یه بازی ژاپنیه شبیه اون بازی خارجی اس اسمش یادم نی . تو ژاپن به کره ای ها کار نمیدادن یه مدتی و کره ای ها میرفتن تو این پاچینکو کار میکردن اونجا هم کار میکردن هم میتونستن قمار کنن پولدار شن و ارتباط هاشون رو گسترش بدن . تو سریال پسر دوم سونجا میره پاچینکو کار میکنه . پسر اولشم که از اول عقل نداشت ینی من نمیدونم چطور ممکنه که این پسر از خون هانسو باشه و انقد به تمام معنا رقت انگیز و احمق و اسکل باشه . ینی از بچگی مغزش با کاه پر شده بود . اونم اخرش میره تو پاچینکو کار میکنه میشه حمال ژاپنی ها ابله . در حالیکه یک عالم در به روش باز بود با داشتن بابایی مث هانسو . 

 

سریال راجبه یه خانواده ی کره ای که زمان استثمار ژاپن ، تو ژاپن زندگی جدیدی رو شروع میکنن . شوهر سونجا یه کشیشه و چون برادرش تو ژاپنه میره اونجا پیش برادرش . برادرش یه دردسرساز تمام عیاره . زنش هم با اینکه اشراف زاده بوده قبلا یه امل به تمام معناس . درواقع همش به سونجا حسودیش میشد و میخاست جلوی پیشرفت اونو بگیره . سونجا از تاجر کره ای به نام هانسو که تو ژاپن رفت و امد داشته حامله میشه ولی هانسو زن ژاپنی داشته و زنش هم دختر یه یاکوزای پولدار بودش . سونجا قبول نمیکنه که معشوقه ی هانسو شه و بعدش اتفاقی با کشیشه اشنا و ازدواج و اینا . پسر اولش از هانسو بوده . 7 سال بعد به دلیل اینکه کشیشه داشته از کره ای ها دفاع میکرده می افته زندان و مدتها تو زندان می مونه . سونجا از کشیشه هم یه پسر داشت . 7.8 سال بعد هانسو دوباره پیداش میشه و این سری خودشو نشون میده و به خاطر پسرش از سونجا مراقبت میکنه . پسر دوم سونجا که تو پاچینکو کار میکرد از همون طریق پولدار و بعدها خودش مغازه ی پاچینکو میزنه . پسر اولش وقتی میره دانشگاه مدام با هانسو رفت و امد داشتش و دوس دخترش بهش میگه که اون مرد پدرته . چون کلا عقل نداشت این مدت حتی اینم نفهمیده بوده . میره پیش هانسو و متوجه حقیقت میشه . بعدشم میره پیش مامانش و وداع میکنه و بعدم میره ناگویا و اونجا با یه اسم جدید زندگی جدیدی رو به عنوان یه ژاپنی و نه یه کره ای.ژاپنی و یا اواره یا کسی که نه کره ایه نه ژاپنی ، شروع میکنه . با یه دختر ژاپنی ازدواج میکنه و 4 تا بچه داشته . بعد از سالها هانسو پیداش میکنه و به سونجا میگه . سونجا هول میکنه میره ببینتش و بهش میگه که با خانوادش برگردن پیش هم . پسره اولش قبول میکنه ولی بعد از اینکه مادره ترکش میکنه خودشو میکشه  . 😶 چقد کاراکتر مسخره و غیرقابل درکی داشت پسر اولش . پر از حماقت بود . 

این وسط فقط کاراکتر هانسو دیدنی بود که اصن به خاطر لی مین هو سریالو نگا کردم . خاکستری بود و کنجکاو بودم که سرانجامش چی میشه که سریال نصفه تموم شد . مسخره . اصلا چرا این سریالو ساختن اونم اینجوری هی تیکه تیکه . سریالای مسخره ابکی با بازیگرای زاقارت رو پشت هم 50 .تا 50 تا . می سازن بعد اینو هی فصل بندی کردن . حالا انگار سر و تهش چی هست . 

سریال میخاد مشقت های خانواده های مهاجر را نشون بده . و در این جا مهاجران کره ای ، ژاپنی . بعد از جنگ دوم ، ژاپن از کره می کشه بیرون تقریبا همه جا صلح میشه ولی کره بعد از اینکه بعد از سالها رنگ ازادی رو به خودش میبینه ، هنگ میکنه و حالا این سری بین اینکه کشور باید دموکراسی باشه یا کمونیستی جنگ میکنن . تو همچین موقعیتی کره ای هایی که تو ژاپن بودن، موندن تو ژاپن رو به برگشتن ترجیح میدن . هم بخاطر جنگ دوباره کره ای ها باهم ، هم به این دلیل که تو کره بهشون میگفتن حروم زاده ی ژاپنی و بهشون به دید بدی نگاه میکردن . خلاصه سر اینجور دلایل می مونن ژاپن ولی خب ژاپن موندن هم سختی های خودشو داشت . 

به نظرم درکل سریال و یا داستان " البته داستانشو نخوندم " تو نشون دادن این مهم اصلا موفق نبوده . هانسو به عنوان یه کره ای که به لطف یه یاکوزای ژاپنی به نون و نوا میرسه تبدیل به یه کله گنده میشه که به خاطر پول  و قدرتش همه جا حرفش برو داره . ولی به هموطناش کمک میکرده از طرفی اون به سختی تونسته اعتماد و محبت اون ژاپنی رو کسب کنه چرا باید به ادمای عوضی رو نشون بده حالا طرف هموطن هم باشه که بدتر . از این لحاظ میگنن که هانسو شخصیت خاکستری داره که به نظرم خیلی ادم موفق و محکمی بود . نقطه ضعفش فقط رابطه ی اشتباهش با سونجا بود و پسرش که بیشتر به خاطر پسرش خیلی خودشو هلاک کرد الکی . پسرش اصلا لیاقت حتی یه چس نگاه لی مینهو رو هم نداشت . به لعنت خدا هم نمی ارزید سست عنصر . 

سونجا هم به عنوان یه دختر دهاتی که به خاطر رابطه ی اشتباهش حامله میشه ولی بعدش بخت خوبی نصیبش میشه و کلا کاری و قوی و زرنگ بود . سریع دید تو ژاپن چی کمه : کیمچی ، کیمچی درست میکرد می فروخت . واقعا خیلی برای زندگیش تلاش کرد ولی شخصیت توسری خور و دهاتی و املی بودنش رو همچنان داشت و ترسو هم بود و اینارو همرو به پسراش منتقل میکرد . حتی به نوه ش . به خاطر همین پسراش ادمای نه چندان موفقی شدن گرچه دومی تونست پولدار بشه . و اولیم که کلا کله اش پاره سنگ بود . 

از نظر من اگه ژاپنی حرف نمیزدن ، فک میکردی یه خانواده ی پرتلاش بدون مرد هستن که دارن به سختی زندگی میکنن . اصلا نمی فهمیدی که اینا تو ژاپنن و داره بهشون به عنوان مهاجر کره ای ، سخت میگذره . 

تو این جور ژانر کتاب وزن رازها خیلی جذابتر و خیلی موفقتر بوده . 

 

سریال کره ای چونکه از ضرر کردن بدم میاد ، بدون عشق بدون سود . 

به اندازه ای این سریال اب و مسخره و مضحک بود که حد نداشت . اولاش بامزه بود واقعا بهش امید بسته بودم ، تو پستای قبل راجبش صحبت کردم . ولی چجوری میتونه تی وی ان به این اندازه فیلمنامه هاش ک..شر شه ؟ قدیم هرچی تاپ بود از تی وی ان بود . واقعا بهت زده ام کرده . جنگل مخفی ، گوبلین و چه چه چه ... 

اخه کدوم ادم ابلهی خودش یه دختر داره بعد هی بچه یتیم میاره خونه ش بزرگ میکنه ؟ بعد حالا این به جهنم ،بابای یکی از اون بچها زده شوهرتو کشته ...جلل الخالق ...درسته که تقصیر اون بچهه نیست که باباش حروم زاده س ولی خب اخه یخورده غیرت هم خوب چیزیه . بابای دخترتو کشتن بعد تو هنوزم به دختر قاتل محبت و فلان میکنی ؟ اخه چجوری ؟! اخه مگه میشه ؟ بعد خود دختر مقتول میدونه که این دختره باباش قاتله باباشه ، بعد راهش داده تو خونه و باهم میگنو میخندو انگار نه اینگار  ...اصلا مگه میشه مگه داریم ؟ خیلی مسخره س خب یه بک گراند بهتر به این بنده خدا میدادین ینی چی اخه ؟! این رابطه ی مسخره و به شدت غیرمنطقی معنیش چیه اخه ؟! سریال کره ای داره به کجا میره؟ ! 

به شدت بی معنی و بیخود بود . فقط ...فقط رابطه ی بین هه یانگ و جی اوک گوگولی بود که اونم اخرش تر زدن توش و اب تو ابی شد که حد و اندازه نداره . دوقسمت اخرو کلشو زدم جلو درواقع اصلا ندیدم . 

خلاصه اینجوری . 

سریال کره ای جنگل مخفی یا غریبه رو برای بار سوم یا چهارم نگاه کردم . از فصل یک تا فصل دو . قدیما واقعا سریالای جنایی معمایی شون خیلی قشنگ و جذاب و واقعا معمایی بود . این سریال جزو سریالای خیلی قشنگ تو این ژانره . یه سریال تکرارنشدنیه دیگه . با بازی چو سونگ وو در نقش دادستان هوانگ شی موک . و به دونا در نقش ستوان هان یاجین . 

سریال کره ای جنگل مخفی

سریال داستانش از فصل یک شروع میشه و شخصیت هارو معرفی میکنه و داستان معمایی جنایی ش بلافاصله شروع میشه . فصل دو با اینکه پرونده ها متفاوت هستن ولی اسمی از شخصیت هایی که تو فصل اول بودن هم برده میشه و قاتل فصل یک تو فصل دو بازیگر مهمان هم بودش . اگه یه سریال 50 قسمتی میشد طبیعتا خیلی جای مانور بیشتری داشت . از این لحاظ که میشد برای همه ی کاراکترهای سریال از جمله دادستان سا دونگ جه داستان ها و بک گراندهای بیشتری بسازن و بیشتر رو خودش و زندگیش مانور بدن .

سریال کره ای جنگل مخفی

ولی بیشتر دوفصل ،درواقع زومه روی دادستان هوانگ شی موکی که به علت جراحی مغزی که داشته از داشتن احساسات انسانی محروم شده و به علت کاری که داره دادستان بودن و مرد قانون بودن اون حس عدالت طلبی و قانونمندی رو بیشتر داراس . فک میکنم میخاست بگه که اگه یه مرد قانون فاقد احساسات باشه پس ایا بهتر نمیتونه به کارش برسه ؟! 

سریال کره ای جنگل مخفی

هوانگ شی موک زیربار حرف زور نمیره . و تمام زندگیش حول کارش می چرخه و پرونده ها . بازیگر این کاراکتر به شدت عالی در اورده این کاراکتر رو . ینی با اینکه هیچ حسی نداره ولی خیلی جذاب و کاریزماتیکه . تو این دست از کاراکترهای بی احساس هوانگ شی موک رو دست نداشته تا حالا . 

ستوان هان یا جین که از دانشکده ی پلیس فارغ التحصیل شده چون کار عملیاتی دوس داشته پس تو ایستگاه پلیس جنایت خشونت امیز مشغوله . اون اتفاقی سر پرونده ی پر رمز و راز فصل یک ، با دادستان هوانگ شی موک اشنا و این دو یه تیم به شدت فراموش نشدنی و عالی رو نمایش میدن . ینی اگه هان یا جین متوجه این بیماری هوانگ شی موک نمیشد شاید اصلا یه لاولاین هم بینشون میشد در اورد . چون قشنگ معلوم بود که چقد این دو باهم تفاهم دارن و چقد از هم خوششون میاد . حتی هوانگ شی موک با اینکه هیچ حسی از خودش نشون نمیداد ولی رفتارهایی داشت که نشون دهنده ی این بود که حسی به ستوان هان داره . حتی با اینکه از لحاظ کاری درواقع روبه روی هم قرار میگرفتن و مخصوصا ستوان هان تو فصل دو وقتی ترفیع گرفته بود تو اون شخصیت عدالت جوش یه خورده تغییر ایجاد شده بود با این حال باز هم باهم خیلی مچ بودن . همچین زوجی واقعا خیلی کم پیدا میشه تو کی دراما . 

سریال کره ای جنگل مخفی

و حالا بعد از چندسال فصل سه که نمیشه گفت فصل ،؟! اسپیناف سا دونگ جه ، اس .  دادستانی که بین خوبی و بدی همش در حال رفت و امد بود و تو فصل دو این سرک کشیدنش تو هر سوراخی بالاخره کار دستش داد و نزدیک بود دار فانی رو وداع بگه 😁 . که احتمال میدم هوانگ شی موک حداقل یکی دوتا سکانس تو این فصل داشته باشه . چون تو فصل دو که اونایی که حذف شده بودن چندتا سکانس داشتن . اخه واقعا بدون هوانگ شی موک نمییشه . 😁💕 

بی صبرانه منتظر این فصلشم و امیدوارم مث چندفصلی های دیگه و سریالای جدید مسخره نباشه . چون واقعا حیفه . 

سریال کره ای جنگل مخفی

 و ...

وقتی صحبت از سریال کره ای میشه نباید از او اس تیش گذشت . او اس تی این سریال شروع و پایانش یکی از تاپ ترین اینسترومنتال های تمام عمرمه . ینی هر سری گوش میدم مورمور میشم . خیلی قشنگه . خیلی . که اینجا براتون میذارمش . 

ost 비밀의 숲

سریال کره ای جنگل مخفی

 

پاتریشیا رامیرز میگه که وقتی بچه هستیم فک میکنیم که هیچ کاری نکردن نشانه ی تنبلیه . برای همین تنبلی اغلب مترادف اتلاف وقت به کار میره . تنبلی به عنوان مفهومی خصمانه برای تلاش مورد استفاده قرار میگیره . اما ما این رو هم میدونیم که فرهنگ تلاش بیش از حد چقد میتونه سمی باشه . شاید به همین دلیل باشه که وقتی کسی لحظه ای توقف میکنه اینجور تعبیر میکنن که حتما نتونسته به هدفش برسه . این نوع تفکر حتی برای خودتون هم قابل بسطه . ینی وقتی خودتون هیچ کاری نمیکنین و فقط راحت روی صندلی نشستین احساس میکنین که یه چیزی اشتباهه . تو زندگی روزمره بهره وری خیلی درونی و افراد زیادی هستند که میدونن چجوری بهره وری رو انجام بدن . ولی کسی نمیدونه که چطور میشه اونو متوقف کرد . طبیعتا گاهی " دستیابی" و بهره وری سازنده است ، هدف رو محقق میکنه و به شما حس غرور میده و انگیزه ای برای حفظ ان . با اینحال اگر به نتیجه ای که خاستین نرسیدین نباید تیزی شکست رو به سمت خودتون بگیرین . باید بپذیریم که دستیابی به همه چیز غیر ممکنه . 

همچنین میگه که ما بهره وری رو بالا بردن رو کار درست و اگه اون کارو نکنیم ینی تلاش نکنیم ، باید بدونیم که داریم وقت تلف میکنیم . پس چرا ما هیچ کاری انجام ندادن رو  به عنوان یه دیدگاه منفی می شناسیم ؟ چون این دیدگاه تبدیل به یک فرهنگ شده . ما باید بدونیم که هیچ کاری نکردن وقت تلف کردن نیست . مغز هم به استراحت نیازی داره و سلامت مغز یه سرمایه گذاری بلند مدت حساب میشه . اگه زیاد از مغز کار بکشین اطلاعات زیادی درش انباشته و ماهیچه های اون سفت و به مرور خسته می شوند . ما باید این فرهنگ غلط و رسم رو بشکنیم و درک کنیم که هیچ کاری نکردن یک امر ضروریه و وقت تلف کنی نیست . 

حالا چطور باید هیچ کاری نکنی و وقت تلف کنی ، کارهایی که باید انجام بدین رو کم کنین . روی یه مبل بشینین بدون اینکه با گوشی ور برین . یا به پیاده روی بدون اینکه به چیزی فک کنین . مغز در این زمان میتونه خودشو از استرس ها و اطلاعاتی که درش انباشته شده رها کنه و اونهارو سازماندهی کنه . در اون صورت چطور میشه که بدون عذاب وجدان از این لحظه لذت برد ؟ رامیرز میگه که هروقت به فکرتون خطور کرد که دارین وقت تلف میکنین به خودتون بگین : خفه شو . چیز دیگه ای که باید بهش توجه داشت اینکه باید اگاه باشین که این زمان زمانی که شما از لحاظ روحی و ذهنی به اون نیاز دارین و این برای سلامت اونها واجبه . این رو که درک کنین اون موقع حالتون بهتر و عذاب وجدان کم کم از بین میره . اکنون اینجا هستیم در لحظه ای که هیچ کاری انجام نمیدیم و داریم لذت تمام رو از اون می بریم . 

 

متن از مجله ووگیو 아무것도 하지 않고 죄책감 느끼지 않는 법 . 

 

یه سریال دارم نگاه میکنم چینی . اسمش هست داستان گل رز ، سریال The Tale of Rose 2024 

 

درمورد یه دختر خیلی خوشگل خیلی خوشگل واقعا ، که تو یه خانواده از هر نظر عالی بزرگ شده و هیچی کم نداره محبت اعتماد به نفس زیبایی هیچی واقعا خدا حق رو براش تموم کرده . ولی خب هیچوقت چیزی به اسم " هیچی کم نداره " و کامل بودن برای یه انسان متصور نیست . شاید از نظر ناظر بیرونی اینجوری باشه . این دختر هم گرچه شاید از نظر خیلیا و از لحاظ روشن فکری بخایم در نظر بگیریم اینکه تو زندگی شخصی و عشقی شکست زیاد میخوره چیز مهمی نباشه ولی خب اینکه از اون لحاظ که زندگی ادم بیشتر به این مهم وابسته اس دیگه . زندگی شخصی و عشقی و ازدواجت خوب باشه کل عمرت عالیه . ولی " هونگ یی می " متاسفانه تو این بخش شانس نیورده . 

چون خیلی خوشگله پسر زیاد دورشه خودشم طبیعتا دوس داره این موضوع رو ولی اونی که خودش دوس داره هنوز پیش نیومده . طبیعتا انتظار میره که با این همه خوشگلی و خانواده تحصیلات کار و استعداد های خودش یه  ازدواج خیلی خوب داشته باشه . ولی گویا اینجور نخواهد بود . 

 الان تو قسمت 7.8 با یه پسری دوست شده که خب پسر خوبیه از لحاظ قیافه تحصیلات ولی خب شخصیت خوبی نداره . مسئولیت پذیر نی ازدواجی نی یه کلام . سریال تو سالای 2004 اینا میگذره ، من الان این افکارو دارم ببین اون موقع خب حتما باید ازدواجی باشه کیس موردنظر . شخصیتش از این ادمایی که خودش به درجات بالا تو کار و اینا برسه و دختره هم مث اویزونا همش هرجا میره باهاش باشه و هروقت خاست بیاد با دختره . خب اینطوری که رابطه نمیشه چه برسه به ازدواج . البته که کار خوب برای مرد مهمه ولی اینکه مثلا پسره تو فرانسه یه موقعیت شعلی خوب گرفت ولی به جای اینکه به دختره بگه اول به مامانش گفت . مث مامانش می مونه . میخاد تاپ داون باشه رو رابطه . خودش هروقت خاست بره بیاد بگه نگه . اینطوری . دختره هم غرغرو نباشه و توقع نداشته باشه و اینا . من باشم همچین کیسی رو هرچقدم دوس داشته باشم سر این قضیه سریع میندازم دور . خط میکشم . ولی حالا باید دید که هونگ یی می قراره با این چالش چجوری برخورد کنه . 

دختره واقعا از لحاظ خانوادگی و مالی و شغلی و تحصیل هیچی کم نداره . واقعا چقد حیفه که همچین ادمی نمیتونه توو زندگی ازدواج هم کامل و عالی باشه . انقد پدر مادر خوب و با درک و شعوری داره من همش بهش حسودیم میشه . باباش یه تکه جواهره . برادرش فوق العاده س . اصلا تو قضیه دوس پسراش همش برادرش بهش مشاوره میده . ولی متاسفانه اونم تو زندگی شخصیش مونده . با اینکه به خاهرش مشاوره میده و این همه میدونه ولی زندگی عشقی خودش می لنگه . 

واقعا چجوری میتونن اینجوری سریال بسازن مث زندگی واقعی می مونه . با شخصیتا زندگی میکنی . درک میکنی و نمیدونی حرف کدوم رو قبول کنی . هردو حق دارن هردو قابل درکن . البته خب کم سن و سال بودن و جوون بودن دختره رو هم باید در نظر گرفت افکارش همونجور که تو همچون خانواده ای رشد کرده پر از عشق و رومانتیکی و ایناس . و این هم اولین دوس پسر و اولین عشقش حساب میشه . 

جالبه درکل سریالش . 

 

...

پسره تحت تاثیر مامانشه ، مامانش از این ادایی روشن فکرایی که از سنتی بودن خوشش نمیاد و رفته پاریس عشق و حال و موفق شده شوهرش زیاد اهل پول جمع کردن نبوده ، چون پسر پیش مامانش بزرگ شده و مامانه از بچگی باباهرو پیش پسره تحقیر کرده فک میکنه مامانش راس میگه برا همین نمیخاد مث باباش شه . مامانشم همش میگه اره تو مث باباتی فلان پسره هم از این بدش میاد . اگه پسره پیش باباش بزرگ میشد بهتر تربیت میشد . مامانه لاابالیه و زندگی رو فقط کار میدونه و پول برا همین پسرش سر اینکه تو فرانسه بهتر کار میکنه و اینا هی تحریک میکنه . پسره هم چون تحت تاثیر مامانه س نمیخاد اونو ناامید کنه میخاد ازش تاییدیه بگیره . تشویق بشه از طرفش اینجوری . وگرنه اگه مامانش و حرفاش نباشه پسره حتی تو چین هم جای رشد داشت و کارشم داشت . می موند مث ادم با دختره . بالاخره برای عشق باید فداکاری کنی دیگه  . رفته پاریس تازه رسیده میگه دلم تنگ شده پشیمون شدم اومدم خب اگه راس میگی برگرد . 

 

دختره میگه عشق واسش الویت داره البته خب به نظر منم عشق مهمتره ولی به شرطی که طرف بخاد از تو حمایت کنه کار بعدنم پیدا میشه مخصوصا تو خارج اونم برای کسی به خوشگلی و استعداد هنری که دختره داره . این تصمیم گیری یه طرفه ی پسره اس که مشکل کرده قضیه رو . پسره خوبه عاشقه ولی خودرای هم هست . داره برای دختره تصمیم میگیره درحالی همچین مردی مناسبه که دختره چسب باشه یا مستقل نباشه . هونگ یی می یه دختر مستقل و ازاده به قول برادرش اون حتی با خانواده شم مشورت نمیکنه برای کاراش . معلومه که عشق هم نمیتونه براش تصمیم بگیره . درواقع هردوشون همچین اخلاقی دارن . دختره میخاد پسره همش در اختیارش باشه ، همه توجه وقت ، دقیقا تو وقت بدی رفت فرانسه پیشش ، درحالیکه پسره تو کاراموزیه و باید حواسش جمع کارش باشه تا بتونه اونجا موندگار شه . دقیقا تو روزی که رییسش اومد بهش داد و بیداد کرد . اونم یه اسیایی چینی ، خب معلومه فرانسوی خر نژاد پرست از چینیه کار بیشتری میخاد . وقتی تو همچین وضعیه خب طبیعیه که نتونه نه روی دختره و عشق تمرکز کنه نه روی کارش . هردوطرف ضرره . بعد حالا به قول پسره کار دختره اونقدرام کار درست حسابیی نبود . گرچه وقتی داره میگه که من برناممم اینکه بیام فرانسه توام بیای باید درخاستی باشه گفتنش و اینکه نظر دختررو هم بپرسه راجبه تصمیمش ولی حالا نپرسیدم نپرسید میتونی از این دید ببینی که همو دوس دارین و اونم داره برنامه هاشو جوری که با تو باشه تنظیم میکنه . خب این خوب نی ؟ والا به نظر من که پسره اوکازیون البته اگه کمتر ننه دوست باشه که اونم با ترفندای زنانه میشه از ننش جداش کرد . همچین کیسی بیاد واسه من بگه داره تلاش میکنه بمونه فرانسه منم برم پیشش حقوقشم که دوبرابره میگه ینی چی ؟ ینی که همه هزینه هات با من ...اوکیه دیگه . من میرم واسه خودم فرانسه رو میگردم اونم بره هرچقد دوست داره تو کارش پیشرفت کنه . والا 😁

 

قسمت 20 : هم دختره احمقه هم برادرش . واقعا موندم چجوری به عقلشون رسیده شخصیتا رو اینجوری نشون بدن ، مردی با اون همه تحصیلات و دانش و موقعیت شغلی مث برادره که همیشه تو زمینه های شغلی و عشقی مخصوصا ، به خاهرش مشاوره میده ، طبیعتا خودش باید به این موضوعات واقف باشه و زندگی خودش و رابطه های خودش رو بهتر مدیریت کنه ولی مث کسخلا میمونه داره می بینه اون دختر مدیر دفتره سوسو ، بعد از یه تروما و اتفاق وحشتناک واسش بالاخره دیواراشو شکونده و داره به عشق و مرد راه میده بعد عین کسخلا پاشده رفته با اون دختر که ذهلم گتمیشه میره ماهیگیری و اینور اونور اصلا عقل نداره بیشعور . خواهرشم کسخل اعظم حیف اون همه خوشگلی که اون داره . چه فایده تو زندگی عشقی عقل نداشته باشی . 

به قول سوسو تو از رابطه ی اولت هیچ درسی نگرفتی بازم داری همون اشتباهارو میکنی . واقعا راس میگه . به قول سوسو راس میگه انگار معطل مرده ، تا داداشش بهش گفت دور خودت حصار نکش انگار گفته برو دوس پسر پیدا کن گفت معاشرت کن نگفت برو سریع بچسب به یه دهاتی گدا گودوله ی بیریخت که . نه تنها خودش پیشنهاد دوستی داد بلکه خودشم پیشنهاد ازدواج پول شرکت پسره تازه از برادرشم پول قرض گرفت برا اون . اصلا عقل نداره . بعد رفته تو شانگهای زندگی میکنه . خب تو میخاستی از پدر مادرت دور باشی خبرت میرفتی فرانسه پیش اریک دیگه . مسخره . نه این یکیو میخاست مث پروانه هی دورش بچرخه و به حرفاش گوش بده و نه نیاره و روش مسلط باشه برا همین اریک اینجوری نبود واسه همین اریکو ول کرد . انقد لوسش کردن و همه همیشه در اختیارش بودن و لی لی به لالاش گذاشتن فک میکنه دوس پسر و شوهرم همونجوری . درواقع دختر ه خودش مشکل شخصیتی داره نه اریک . 

همچین بدو بدو رفت با پسر دهاتی کره شمالیهه ازدواج کردا انگار هول شوهر بود . مث سگ اریکو میخاست داشت واسش له له میزد وقتی دیدش اینکارو کرد که بگه من تورو نمیخام درواقع لج کرده . اگه یخورده دیرتر ازدواج میکرد ممکن بود بازم با اریک دوس شه . 

داماده ، شوهر دختره ، با خودش درگیره انگار خودکم بینی و عقده داره ، اومده پیش اریک بهش میگه ما زندگیمون اینجوری اونجوری خب به این چه مگه پرسید ؟! اسکل . یه نگا به اریک بنداز ببین استاندارد های دختر کسخلی که گرفتی چی بوده حالا چی شده که اومده با تو ، به این باید فک کنی تو . 

اریک دوسش داشت که هیچ دوس دختر دیگه ای نگرفته بود حالاام که به ثبات رسیده برگشت حتی تا دردهات داماده رفت تا می گوی رو برگردونه ولی دختره مث اسکلا برداشت اریکو به شوهر عقده ایش نشون داد . بدترین کاری که میشه کرد . انگار گفته ببین من با این بودما الان با توام . خب معلومه بهش برمیخوره . 

دختره به شدت متناقضه اصلا حرفاش با عملش نمیخونه اولا میگفت عشق برام اولویته نه کار ولی دوس پسر اولی رو به خاطر کار ول کرد ، الانم که شوهر کرده بازم دعواشون سر کاره ، حامله شده میگه نعمته ولی درواقع بچه داره جلوی کار کردنشو میگیره و پشیمونه . واقعا فازش چیه ؟! 

پدر مادر دختره صب تا شب دور بچه هاشون می چرخیدنو حرف از ازدواج و اینا میزدن بعد دخترشون یه ساله ازدواج کرده حامله ام شده هنوز نیومدن خونش . :|

 

....

سریالو تموم کردم به نظرم ده قسمت بعد از طلاق از شوهرش بیهوده و اضافی بود . مثلا میخاستن جریان داشتن زندگی رو نشون بدن ولی به نظرم ضایع بود که میخاستن نشون بدن این دختره رو همه میخان و دوتا هندسام دیگه ام بعد از شوهرش عاشقش شدن . بیشتر کاراش شبیه خودنمایی بود . درضمن به قول سوسو دقیقا نمیتونست بدون مرد زندگی کنه تا هرکیو میدید سریع ازش خوشش می اومد و خودش زودی می رفت خونشونو کیس و فلان . بابا یخورده سنگین باش دیگه . 

اینیم که از شکست عشقی هاش ککش نمیگزید به خاطر نوع تربیت ازادانه ای بود که داشت بس که ول بود و خانوادشم همه جوره حمایت گر بودن . برا همین براش اللسویه بود که بخاد مدت طولانی رو از طلاقش یا مرگ سومین عشقش ناراحت و دپرس بمونه .

بیشتر من کاراکتر سوسو رو دوس داشتم با اینکه اتفاق وحشتناکی براش افتاده بود با اینحال تو زندگیش موفق بود و اخرم تونست به تروماش غلبه کنه . هم کارو داشت هم زندگی عشقی رو و خیلی خوب میتونست مدیریت کنه همه چیزشو . حتی اون خانواده درب و داغونشو هم . گرچه به نظرم لیاقتش بیشتر از برادره می گوی بود ولی خب اونم بد نبود . میشه از کسخل بازی هاش گذشت . 

درکل سریالش چیز خاصی نداشت به نظرم . یا جمله ی قصاری یه داستان معمولی راجبه یه دختر خوشگل بود که همه مردای چین عاشقش میشدن . ولی خب درکل بد نبود . ولی اینجور نیست که خیلی خوشم اومده باشه و باهاش حال کرده باشم . سریال ⚡ سریال چینی در بهار عاشق خواهیم شد ⚡ با اینکه ضعفای زیادی داشت و کسخل بازی زیاد داشت دختره ، ولی با اینحال خیلی رابطه شون و عشقشون رو دوس داشتم . داستانشم قشنگ بود . و یه سرانجامی داشت . این همش عاشق این میشد عاشق اون میشد اخرشم هیچی . 

 

سریال کره ای قاضی شیطان رو برای دومین بار نگاه کردم و بازم سر قسمت 6 ولش کردم و پاکش کردم . 

سریال کره ای عالیجناب رو تا قسمت 8 دیدم و دیگه اخرشو نگاه نکردم . پر از باگ بود . خیلی داستان بیخودی داشت . میتونستن باحالتر بسازن ولی انقد باگش زیاد بود و مسخره که حد نداشت . میخاستن از قاضیه امام بسازن ولی قاضیه خودش حروم زاده ی کره بود . 

سریال کره ای سفید برفی باید بمیره  ✨ ، رو دیگه نگاه نکردم . همونطور که تو پستای قبل گفتم دیوانه کننده عصاب خورده . 

 

عوضش ...

سریال کره ای چون از ضرر کردن بدم میاد یا بدون سود بدون عشق ، رو دیروز 6 قسمت پشت هم نگاه کردم ، همش پروانه بودم و اکلیلی . خیلی قشنگ بود . البته اینم بگم من از اینکه سون هه یانگ با اون دخترای چتر زندگی میکنه خوشم نمیاد . انگار رسما چون مامان سون هه یانگ اونارو یه مدت بزرگ کرده ، اومدن اونجا حق اب و گلی و چتر شدن خونه ش . مامانش احمق به تمام معنا بود زنیکه ی خل وضع . گرچه یه چیز بدیهیه که نشون بدن اخرش با مامانش اشتی میکنه و اینا ولی هیچ وقت اینطوری نمیشه . درهرحال داستانش کیوت و باحال و حال خوب کن بود . خوشم اومد . شین مینا هیچ وقت سریال به تمام معنا بد نداشته . 😁همیشه باحاله همه جا . خودشم خیلی کیوتو خوشگل و گوگولیه . اها البته باید سریال غم های ما ✨سریال کره ای ستمگر و سریال کره ای غم های ما ✨رو فاکتور بگیریم ازش . 🙄🙂🤗 عوضش سریال 💚سریال کره ای اوه مای ونوس  💚 از شین مینا خیلی قشنگ بود . امیدوارم این سریالشم ریتمش همینجور گوگولی پیش بره . 

 

✨ سریال کره ای چونکه از ضرر کردن بدم میاد  ✨

سریال کره ای کافه پرنس رو بعد از دوبار دراپ کردن در سالهای متفاوت ، بالاخره امسال قسمت شد دیدمش . 

هم قشنگ بود هم مسخره . قشنگیش گونگ یو بود و داستان کافه و دوستان و خنده ها و روابط ساده و بدون پیچیدگی ، مسخرگیش موضوعش بود . نمیدونم چرا این سریال اون سالها انقد معروف شده بوده . بعضی اوقات کلا یه سریالی خیلی بی دلیل می ترکونه مث نسل خورشید که واقعا مزخرف بود . احتمالا این سریال هم جزو اون دسته س . گونگ یو با این سریال خیلی معروفتر شد . گونگ یو فوق العاده بود تو سریال خیلی بامزه و باحاله . اصلا بازیش خیلی طبیعیه . انگار خودشه . دختره هم خب خوب بود بد نبود ولی کاراکتر به شدت مزخرفی داشت .

من اصلا نمی فهمم چرا باید یه ادم پولدار بره یه دختر گدا رو بگیره اونم همچین دختری رو . وحشیه خالص گشنه بی فرهنگ چقدم اعتماد به سقف داشت خوبه والا . واه  . بعضی موقعها هست ، یه دختری هست سطح خانوادش پایینه ولی خودشو کشیده بالا حداقل یه جای درست حسابی کار میکنه یخورده شان خودشو حفظ میکنه . اخه پسری مث هانگیول " گونگ یو " که سالها تو امریکا عاشق دختری مث یونجو بوده یهو نمیاد عاشق یه دختر به شدت متفاوت بشه که .

بعد چون دیدن گونگ یو خیلی پرفکته و به دختره نمیاد قضیه تولد عجیب غریب هانگیول رو انداختن وسط . ینی زوری اومدن اینارو بهم اینجوری بچسبونن . اینکه بگن هانگیول پسر حروم زاده ی باباش بوده و مدتی تو پرورشگاه بود بعد اوردتش بزرگش کرده قابل درکه ولی اینکه بگن اصلا پسر خود باباهه هم نی پسر عشق جوونی باباش ، از دوست صمیمیش بوده ، یجورایی مث جون سان ، تو سریال 💚سریال کره ای سونات زمستان  💚 . ینی یجوری اینو پایین بیارن که اگرم رفت یه دختر سطح پایین گرفت ایرادی نداشته باشه .

بعد دختره از هانگیول پول قبول نمیکرد حتی نمیخاست به این زودیا ازدواج کنه انگار مثلا با این وضع زندگی و کارش قرار بود 5 سال دیگه معجزه بشه که میگفت بیا 5 سال دیگه خب 5 سال دیگه هانگیول 35 ساله میشد درثانی اون یهو عاشق شده بود و میخاست چون مادربزرگش داره میمیره زودتر ازدواج کنه  . بعد که مامان بزرگه بهش پیشنهاد بورسیه داده بود که بره ایتالیا باریستا بشه ، سریع قبول کرده بود . خب پول هانگیولم پوله اونه دیگه چه فرقی میکنه مسخره . بعد تقریبا همه فهمیده بودن که دختره ، پسر نی ، دختره  ، حتی عاشق هم بودن رو با هانگیول اعتراف کرده بودن بعد هنوز نمیخاست بهش بگه که پسر نی دختره . ینی اصولش این بود که دختره یهو از چشم هانگیول بیفته ولی همچنان عاشق بودن و اینا . خیلی مسخره بود قضیه پسرونه کردن خودش ، مث ادم میتونستی بگی دختری ولی به کار احتیاج داری . اصلا سینه هاش تابلو بود مگه میشه نفهمن به اون گندگی بود سینه هاش . بعد جالبه دختره میرفت خونه پسر عموی هانگیول اونجا حموم میکرد بعد لخت لخت با حوله حموم اومده بود با اجوشی حرف میزد . ینی چی ؟ بعد با هانگیول یه کیس جون میکند بره . خیلی مسخره بود اینجاهاش . 

قشنگیش فقط فضای قدیمیی سریال و پیچیدگی های شخصیتی که الانا برای ادما می سازن ، رو نداشت ، این قضیه همش غیررسمی حرف زدنشون که الانا زیاد شده تو سریال کم بود . درواقع داستان داستان خاصی نبود . چند تا جوون بودن رفته بودن یه کافه رو بگردونن هرکدوم داستان خودشونو داشتن که البته بیشتر از همه رو داستان عشقی هانگیول و دختره که نقش پسرارو بازی میکرد و پنهان کردن دختر بودنش و رفتارای مسخره و گشنه بازی دختره خیلی زوم کرده بودن . اصلا معلوم نبود دختره فازش چیه . همینجوری الکی یهو رفت با اجوشی دوست شد باهاش حرف میزد از این در از اون در ، حرفای مسخره و بی معنی . با گونگ یو اتفاقی اشنا شد و زوری میخاست ازش پول بگیره بعدشم کم کم به گونگ یو علاقمند شد و اینا . اصلا عروسی اجوشی و دوست دخترش رو نشون ندادن درست حسابی . قضیه کیم جه ووک رو نشون ندادن درست حسابی . اون پسره هاریم خودش کار داشت اصلا چجوری یهو اومد کافه کار کرد ؟! . خلاصه که مسخرگی زیاد داشت .

ولی خب خنده دار و باحال  و پروانه ای هم بود به خاصر گونگ یو و کاراش . من این سریالو به خاطر اینکه لئو 20 دفعه نگاهش کرده . نگاه کردم میخاستم ببینم چیه که اون 20 دفعه نگاهش کرده . واقعا چجوری میتونه 20 دفعه یه سریالو ببینه ؟  미친 게 아니야 ?!💕😁

سریال کره ای سفید برفی باید بمیره : بی خبری : 

ینی از حرص در حالت دیوانگی قرار گرفتم . یه دهات و مردمش چقد میتونن حروم زاده باشن . جونگ وو دلش برای اون  دختره ی سلیطه با مامانش جنده ش  میسوخت و پول غذا و کتاباشو حساب میکرد وقتی بابای حروم زاده ش میزدشون  بهش پناه میداد اما از اون طرف باعث شد که بقیه ی افراد از ضعف هاش مطلع بشن ، همه چیز خانواده ش رو دایره بود انبارشون بدون قفل و کلید همینجوری در اختیار بودش ، کلید ماشینش تو انباری بوده و هرکسی میتونسته ازش استفاده کنه . خودشون همش شاد و مهربون و نیش باز در اختیار دیگران بودن . پولشون و خوشحالیشونو موفقیت پسرشون چشم حسود تنگ نظرای دهاتی رو کور کرده بود . تو رو باهاشون خوب بودن . حتی دوستای جونگ وو ولی خون خونشون میخورد که چرا این انقد خوشبخت و موفقه . تا دیدن فرصت پیش اومده برای زدن زمین اینا ، سریع تو هوا گرفتنش همشون باهم همدستن . 

ینی هیچ کدومشون حتی اون ننه جنده ی اون دختر مقتوله که استخوناش پیدا شده هم ذهلم گتمیش نباشه ، این دو تا دوست جونگ وو  که حدس میزنم به بویونگ تجاوز کردن و الان با خیال راحت پلیس و پرستار شدن و باباهاشون پزشون میدن داره من میکشه مخصوصا باباهاشون به شدت شیبل هستن . ینی اینا انقد حروم زاده ان اصلا براشون اهمیت نداره که کی قاتله و کی مقتول خودشون میدونن کی قاتله خودشون دسته جمعی از قتلا خبر دارن . اون نماینده مجلسه و شوهرش تو صدر این ریشه فساد هستن . حتی اگه ثابت شه که جونگ وو قاتل نبوده باز هم اینا رفتارشون تغییر نمیکنه حتی اگه بکنه هم میشن همون ادمای متظاهر عوضی ده سال پیش که تو رو می خندیدن تو درونشون از حسادت اتیش میگرفتن . 

این سریال ،نشون میده ادم نباید همه چیزشو به دیگران بگه حتی به قیمت اینکه تنها باشه یا انگ سایکوپس بودن بخوره بهش جونگ وو و خانواده ش موفقیت و پول و خوشبختی شون خار چشم اون دهات بودش بدترین کاری که این خانواده حتی در حق خودش کرده بود این بود که همه چیزش رو دهاتیا می دونستن . کلید انباری خونه کلید ماشین چرا باید اینجوری باشه اصلا و همینا در دسترس بودن همه چیز  و مهربونی احمقانه شون باعث این اتفاقات شده . و مامان جونگ وو حتی از اون دهاتیا هم عوضی تره حقشه که بمیره اصلا کمترین کاری که میتونست بکنه این بود که وقتی پسرش از زندان اومد بیرون بره دنبالش . واقعا یه ادم احمق و خاک تو سر که انگار داره برای دهاتیا و مردم اونجا زندگی مکنه . درحالیکه اونا دارن پشت سرش بهش میخندن و از کار خودشون مفتخر و شادن که دیدین چه زدیم خانواده شونو داغون کردیم حقشونه زیادی خوشال بودن .

این سریال رو از روی کتاب المانی سفید برفی باید بمیره . ساختن . داستان سریال هم تقریبا مث کتابه . نمیدونم کتابو بخونم یا نه . 

بعضی زنا هرچقدم پتیاره باشن ها بازم به لطف مهره ی مارشون مردارو مث فرفره تو انگشتشون می چرخونن . ینی مرده میدونه این خرابه ها این دوسش نداره این داره ازش سواستفاده میکنه ولی بازم مریدشه . گو هه ران تو سریال کره ای مبهم misty هم همچین زنی بود . در ظاهر سخت کوش و مقید به قانون هاش و از هیچی به اونجا رسیده ولی در باطن روباهی بود که مردا رو بازی میداد . دبیرستان که دوست دبیرستانش خودشو به خاطرش فدا کرد ، بی دلیل اصلا انقد غیرمنطقی و مسخره که حد نداره . بعدشم با یه مرد دیگه دوست میشه هی بازی بازی تهش یه مرد بهتر با بک گراند عالی پیدا میکنه می چسبه به اون ، اون یکی که هیچی  نداره رو میندازه دور . رسما از شوهرش پله برای موفقیت هاش استفاده کرده بود . خودش هیچ پخی نبود . حتی خرج تحصیلشم همون پسر دبیرستانیه داده بود . واسه ی کار و معروف شدن و محافظت از جایگاه شغلیش حتی بچه شم سقط کرده بود . یه مدت طولانی به خاطر این مساله رابطه ش با شوهرش سرد بود و عملا فقط هم خونه بودن . بعد یهو تا دوس پسر قبلی که رفته موفق شده اومده تو زندگی زنه پیدا شده یهو مرده باز عشقش شکوفا میشه و به خاطر زنه میره یارو رو میکشه . 

کل سریال اصلا غیرمنطقی و مسخره بود . زنه خیلی روعصاب بود یخورده ککش نمیگزید پسره 20 سال به خاطرش زندان بود . یخورده ککش نگزید مردی که دوس داشت یهو کشته شده بود . اصلا انگار نه اینگار شوهر به اون خوبی و گلی داشت . خیلی بی لیاقت بود انگار زندگی همش کاره . حالا مگه چه کاری بود ؟! گوینده اخبار ! مسخره . بی اندازه مزخرف بود . 

اوایل سریال هی نمیذاشت که یه دختر دیگه که سعی داشتن به جای این جایگزین کننش بیاد بشینه اونجا حتی تا جایی که از دختره و دوس پسر قبلی عوضیه عکس بگیره پیش رفتش . بعدش که پسره کشته شد و یه شغل بهتر بهش پیشنهاد شده بود دیگه اروم شده بود با دختره خوب رفتار میکرد مثلا میخاست بگه من یه اخبارگوی مستقل هستم که کسی منو کنترل نمیکنه توام چون سفارشی بودی و میخاستن کنترلت کنن من نمیذاشتم بیای اینجا  و باهات مخالف بودم . تو سریالای دیگه تا یه شایعه درست میشه طرفو کلا از زندگی ساقط میکنن این به جرم قتل شصت دفعه بردنشش بازجویی و اینا بازم داشت اخبار میگفت . دیدن نمیتونن کنترلش کنن گفتن بذا پست سخنگوی کاخ ابی رو بدیم شاید بشه قلاده انداخت گردنش . بازم رفت افشاسازی کرد . اولش اصلا سریال راجبه خیانت و اینا بود . یهو موضوع عوض شد و قضیه کله گنده های سیاسی و پولدارا اومد وسط . 

کاراکتر زنه یه جانماز اب کش خالص بود . خودش منشا همه ی گوه ها بود ولی یجوری رفتار میکرد انگار خیلی بی تقصیره . چشم سفید بود . واقعا هیچ جذابیتی نداشت نه اخلاقی نه جذابیت سکسی ،مردا عاشق چی این بودن ؟ خودش رسما خیانتکار بود بعد خودشو مبرا میکرد  و الکی به شوهرش میگفت که با دوس پسر قبلی رابطه نداره . 

واقعا سریال بیخودی بود . اصلا اهنگشم بهش نمی اومد . خلاصه که افتضاح بود . هیچ خوشم نیومد . 

سریال کره ای عالیجناب your honor 

سیصدمین پست وبلاگ مبارک . 

نمیدونم من دیگه از سریالای کره ای خسته شدم یا سریال کره ای ها رفتن به قهقرا ... 

اصلا جذابیت و کارایی که قدیم کاراکترای پولدار و قدرتمند تو سریالای قدیمی میکردن یک ذره شم تو این سریال نی . همه چی بی منطقه . الکیم همه چی داره به ضرر خود یارو تموم میشه . تهشم خانوادگی می خوان بیفتن زندان . این قاضیه بشه خدای عدالت . مسخره . قدیم سریال میدیدی از دست نقش منفی ها و کسایی که عدالت و دادگاه و اینارو میخریدن حرص میخوردی الان از ادم مثبت ها حرص میخوری و حقو میدی به منفی ها . خیلی سریال بیخودیه واقعا . انقدم لفتش میده یه صحنه رو نشون بده ها . الکی زوم میکنه رو چهره ی قاضیه خوبه قیافه ام نداره . رو اوپای سریال انقد زوم نمیکنه که قیافه و چشم بیریخت اون اجوشی هی زوم میکنه حداقل رو سامبونگ زوم کنه انقد نمی سوزم . پلیس سریال رو که دیگه نگم اصن نمیدونم بازیگرای فرعی سریال رو از کجا اوردن یا ذهلم گتمیش هستن یا در دهاتی و افغانی . بودجه ندارین خب چرا هی فرت فر ت سریال میسازین . این دختره ی زشت دیو کیه که اوردین انگار سامبونگ زده باباشو کشته همچین باهاش دشمنی داره ها . نکبت . کاش کشته شه اه اه ذهلم میره از قیافه ش . بعد پسره زده یکیو کشته انگار نه اینگار میره میاد عین خیالش نی نه استرسی نه چیزی تازه دوس دخترم پیدا کرده . جلل الخالق . بعد دوس دخترش کیه خاهر همونی که کشته دختر سامبونگه . میدونه ها دختره کیه باز باهاش میره بیرون . بعد دختره ام انگار هول بوده تا داداشش بمیره سریع بره رل بزنه زرتی با این پسره دوس شد چقدم صمیمی هی اوپا اوپا میکنه . فرت فرت هم سیگار میکشن . ینی چی که چی مگه امریکاس اصن مگه ایرانه کو اون سریالای باحال پلیس دادستانی و معمایی کره ای . کووووووووووو ....خلاصه که خیلی سریال قاراشمیشو نه.جذابیه . اینم دراپ میکنم . 

سریال بی خبری رو ادامه شو دیدم باز بهتر از اینه . 

میخام مروری داشته باشم رو سریال های خیلی قشنگ ایرانی قدیمی و عشقی. چرا که چون اربعین نزدیک بود . نتونستم اهنگ گوش بدم برا همین یاد او اس تی های سریالای ایرانی افتاده بودم . قدیما که مملکت به قهقرا نرفته بود هم سریال ها خیلی خوب بودن هم اهنگ تیتراژ سریالا . 

لوح طلایی من میرسه به سریال ارمغان تاریکی . سریال مناسبتی و عشقی به شدت عشقی . من واقعا هرسری این سریال رو نگاه میکنم متعجب میشم چطور تونسته بودن این سریال رو بسازن و در تی وی ایران پخش کنن . انقد این سریال عشقش قشنگ بود و فراموش نشدنی که حد نداره . دیالوگای مجید به سارا و سارا به مجید و بعدش کاری که مجید به خاطر سارا کرد واقعا از هر میلیون مرد ایرانی شاید یکی مث مجید باشه . اولش خودمم وقتی حقیقت رو فهمیدم برگام ریخته بود . و یه غمی داره سریال که نمیدونی براش گریه کنی ناراحت باشی یا چی . غمه هست ولی . و تیتراژ پایانی سریال با صدای افسانه ای محمد اصفهانی  . شما شروع شعر رو نگاه کن ازش نه تنها عشق ، بلکه غم و حتی داستان کاراکترای سریال می باره : 

چه در دل من چه در سر تو ، من از تو رسیدم به باور تو ...

 

سریال بعدی سریال مدارصفردرجه س که یه سریال فراموش نشدنی برای من . گرچه داستان سریال باگ هایی داشت ولی داستان عشقی سریال رو نمیشه نادیده گرفت . عشق یه مسلمان و یه یهودی و اخرشم مسلمان شدن اون یهودیه . واقعا عمر حبیب تو این سریال الکی هدر رفتا . همشم به خاطر پاپوش درست کردنای اون یارو همکلاسی عوضیش . ولی در کل سریال قشنگی بود و او اس تی ش هم خیلی قشنگ و ریتم و نحوه خوندنش هم واقعا جدید بود . 

 

سریال بعدی که او اس تی ش افتاده تو ذهنم و هی تکرار میشه سریال فاصله ها س . بعله . یه زمانی فاصله ها می داد و خیابونای تهران و بسا شهرای دیگه خالی بود از ادم . چون ساعت نزدیک ده سریال فاصله ها پخش میشد . و عجب سریالی بود . خیلی باحال بود . بازی ها بیست داستان بیست . اصلا هیچی کم نداشت . سریالای الان همشون بی بازی هستن . مزخرف بدون داستان منسجم . همش شده داستانا و رابطه های مستهجن با ارایشای زشت و زننده  و لباسای بدتر از ارایشاشون . مردام که یه مشت ریشوی کثافت داعشی ...

قدیم با یه شالگردن انداختن دور روسری طرف از باحجاب به بی حجاب و خراب تبدیل میشد 😁 . او اس تی اش هم خیلی قشنگ بود با صدای علی لهراسبی

 

اگه فاصله افتاده اگه من با خودم قهرم ...

 

سریال بعدی هم سریال دلنوازانه با همون کارگردان ، اینجاام باز شاهرخ استخری و بازی های همیشگی معروفش وداستان جذاب سریال بود که باعث میشد بیننده واقعا باهاشون ارتباط برقرار کنه و با سریال حال کنه . او اس تی این سریالم خیلی به یاد موندنی بود . 

 

سریال بعدی که خیلی دوس دارم طبیعتا باید در چشم باد باشه گرچه من موضوع عشقیش رو زیاد دوس نداشتم ولی خب چرا ما نباید زوجی که از بچگی عاشق هم هستن رو تو سریالامون نداشته باشیم ؟ بله . ماام داریم خیلی هم افلاطونی . دقیقا مث دیالوگ پارسا پیروزفر تو فیلم نقاب که همیشه با جمله ی من عشق افلاطونی میخام دخترارو اغوا میکرد 😆 اینجا همونجوری عشق افلاطونی داشت . گرچه یه سری اب های فراوانی داشت ولی درکل بیس داستان قشنگ بود البته من بیژن رو زیاد دوس نداشتم از بچگی عقل نداشت ، نادر رو دوس داشتم . 😍😎 . 

 

سریال بعدی که دوس دارم شب دهمه که این  هم از اسمش معلومه که مناسبتیه و حتی عشقی . چقد قدیم سریال عشقی درست حسابی داشتیما . او اس تیشم خیلی خوب بود و پر از معنی . اصلا 알차네 ... 

مرز در عقل  و جنون باریک است عشق و ایمان چه بهم نزدیک است ...

 

بعدی چی میتونه باشه ؟ پریدخت ؟ پروانه ؟ درسته پروانه او اس تی قشنگی داشت و موضوعشم دوس داشتم و از لحاظ عشقی ام حامد کمیلی واقعا خیلی خوب بازی کرد و خیلیم اونجا جذاب شده بود . ولی به اندازه ارمغان تاریکی قشنگ نبود . راستش من لیلا حاتمی رو اصلا دوس ندارم خیلی شیربرنجه . توروخدا ببین خدا شانس و پولو به کیا میده . حالا ...

 

سریال دیگه ای که دوس دارم و او اس تی ش هم خیلی خوبه چی میتونه باشه به غیر از متهم گریخت ، با صدای مدرس و عطاران . 

پی خوشبختی همش صب تا شب دویدم من حتی یک اشنا یک اشنا ندیدم من ... 

چقد حقه این شعر چقد اخه ...حق میباره . 

سریال خانه به دوش هم سریال خییلی باحال و خنده داری بود و واقعا هر لحظه ی سریال اشنا با حال و هوای ایران و ایرانی و زندگی واقعی بودش . رابطه ها گرم و صمیمی بودن . انگار واقعا اونا یه خانواده بودن . چیزی که خیلی وقت که تو جامعه فراموش شده . اون موقع ها هم به تناسب زمان گرونی بوده ولی مردم زندگی هم میکردن الان هممه چیز شده سرچ کردن دلار گرونی امریکا و فش به زمین و زمان . گرچه خودمم مثتصنی نیستم  아쉽게 😑

 

سریال دیگه ای که هم او اس تیشو دوس داشتم هم موضوع عشقیش رو ، سریال وفا بودش . ژوبین واقعا اون موقعها چقد جذاب بودش . 😅❤  او اس تیشم خیلی خوب بود و دوسش داشتم . 

یکی دیگه از سریالایی که دوس داشتم سریال ارام میگیریم بود او اس تی سریال بازی ها به نظرم خییلی خوب بودن. مخصوصا او اس تیش . کامران تفتی رو اونجا دوس داشتم . 

 

 

خیلی سریالای دیگه ام بودن که من خیلی دوس داشتمشون ولی الان تو ذهنم نیست و شاید بعدا پست رو اپدیت کردم . این پست رو هم اضافه کردم : 

 فیلم ایرانی 

 

 

 

 

 

سریال کره ای  No Way Out: The Roulette 2024 بدون راه در رو ، قمار رو نگاه کردم .  اولاش جذاب بود ولی درکل موضوعش رو دوس نداشتم به نظرم مسخره س که پلیس این همه خودشو جر بده تا از یه متجاوز عوضی قاتل محافظت کنه . کلا به نظر میاد قانونای کره به درد نمیخوره دیگه شور هرچی دموکراسی و حقوق بشر رو در اورده . بعد طرف میره زندان میاد بیرون ، کلی ادم قربانی هست که میخان ازش انتقام بگیرن . خب چه کاریه یهو حکم درست حسابی بدین دیگه . بعد اصلا پلیسه هیچ مجازاتی نشد رسما دزدی کرده بود تو پرونده دخالت کرده بود کلی کار خلاف انجام داده بود انگار نه اینگار . بعد حالا درسته که کشتن یه ادم عوضی خیلی براش راحته و اون درد و رنجی که تو کشیدی رو اون هیچ وقت نمیکشه و نمی فهمه و اگه بکشیش براش زیادی اسونه ولی اینکه نگه داری کنار خودت و بهش برسی و ایناام مسخره نی ؟ این که نشد انتقام . 

یه سریال جدید دیگه ام هست اونم بیسش همینه تقریبا ، اسمش هست سفید برفی باید بمیره . سریال کره ای  Black Out 2024 . اینم پسره تو خونش خابیده بود که پلیس میاد به جرم اینکه ماشینش جلوی محل قتل دختراس میگیره می برتش رسما بهش قتل دوتا دخترو می بنده و اینده ی خودشو خانواده شو نابود میکنه . به شکل خیلی غیرمنطقی و مسخره ای ینی این اتفاق می افته . اصلا  어이가 없다 어이가 없네 . 

بعدشم که از زندان میاد بیرون یکی میزنه مامانشو از ساختمون پرت میکنه بعد یه پلیسی از سئول اومده اونجا و می افته دنبال پرونده و این پسره که ببینه قضیه چیه ، از اون ورم استخونای دخترا داره پیدا میشه . بعد حالا که مثلا ده سال اینا گذشته ، پلیسای عوضی ادعای قانونمندی و اینا میکنن . 10 سال پیش مگه دوران چوسان بود که پسره رو بدون هیچ مدرکی قاتل جلوه دادین . خلاصه خیلی مسخره بود داستانش . فک نکنم بقیه شو ببینم . 

سریال بعدی سریال پسرِ دوست مامان ، یا همسایه بغلی همچین چیزی اها ، سریال Love Next Door 2024 در همسایگی عشق ، این زوجشون بهم واقعا مییان ولی حیف داستان هیچی نداره یه چیز معمولی که من شاید الان رو مد دیدنش نباشم، یه چیز  جذاب میخام . این خیلی معلوم الحاله . دختره و پسره همسایه ان . ماماناشون باهم رقابت دارن یجورایی . مخصوصا مامان دختره در واقع . و نمیخاد از مامان پسره کم بیاره . هی پز موفقیت های دخترشو میخاد بده و کمبودهای زندگی خودشو رو دخترش باید در بیاره همچین استایلیه . ینی این زنه یه بار نشد یه فیلم بازی کنه مامان خوبی باشه همه جا مامانه بده . عفریته ترینش تو عاشقان ماه بود . 

خلاصه دختره و پسره از بچگی باهم هم بازین و دختره وحشیه و پسره اروم بعد همچین پسر ارومی چرا باید عاشق یه دختر وحشی و بی ادب شه اخه . اونم با همچین شخصیتی که برای پسره ساختن اصلا به دختره نمیاد . حتی از لحاظ خانوادگی هم نمیان . اولو اخرشم معلومه دیگه . اخرش می فهمن عاشق همنو و خانواده  هاشو شوک زده و سپس قبول میکنن و اینا . اخرم طبیعتا یه کار خوب و سازمانی به دختره میدن که مبادا دختره بیکار و پسره رییس باشه و اینا از لحاظ شغلی هم باید بهم بیان اخه . نیست همه چیشون اوکیه !

یه جا نبوده این پسره بازی کنه و من از سریالش خوشم بیاد . مودوک هم فقط تو 💚سریال کره ای کیمیاگر روح فصل یک 💚 خوب بود وقتی دیدمش هوس کردم دوباره کیمیاگر روح ببینم ولی وقتی به اخرش و وفصل دو فک میکنم قلبم درد میگیره . خلاصه اینجوری شد که تصمیم گرفتم سریالو تو اینستا دنبال کنم 🙄😁

سریال بعدی که تازگی پخش داره میشه و میخام ببینمش سریال DNA Lover 2024 عاشقان دی ان ای ، که شیوون توش بازی کرده . به نظر کمدی میاد . حالا ببینم این چجوریه . 

سریال بعدی که دیدم 4 قسمت سریال عالیجناب ؟! سریال Your Honor 2024  ، چه اسمش مسخره س .که اینو از روی یه سریال امریکایی ساختن ،  که اینم به قهقرا رفته در واقع تو قسمت 4 . پسره میزنه پسر یه یاروی خیلی پولدار و معروفی رو میکشه ، اینجور که تصادف میکنه با پسر پولداره ولی نمی رسونتش بیمارستان و طرف تو خیابون جون میده . میشه قتل دیگه . بابای پسر ضارب ، قاضی معروفیه . به اینکه خیلی عادل و اینا . همین قاضی عادل جرم پسرشو می پوشونه و ادم اجیر میکنه و اینا و یه یاروی گدای بدبختی رو به عنوان قاتل معرفی میکنه ، پسر اولی یارو پولداره که هول بود میره میزنه ادم های اجیر شده و قاتل قلابی برادرشو میکشه ، از شانس یه عنی اونجا حضور داشت که ازش فیلم میگیره حین ارتکاب جرم . پلیس هم عقده ای و کلا با پولدارا مشکل دار دیگه ، میره حکم میگیره پسر پولداره رو می گیرتش ، خلاصه بابای مقتول تهش متوجه میشه که قاتل پسرش کیه . اما به اشتباه فک میکنه خود قاضیه قاتله ، نمیدونه پسرشه . قاضیه هم میگه که من برای پسرت بی گناهی رو ثابت میکنم تو از من بگذر و اینا . خلاصه مرده چون دستش زیر ساتور اون عوضی و پسر اولیه ریده ، مجبور میشه که انتقام نگیره . حالا این دو قراره دست به یکی شن و همه ی کسایی که از قضیه قتلای پسر اولی خبر دارن رو سر به نیست کنن تا مدرکی باقی نمونه . از اونورم پسر قاتله اتفاقی با خاهر مقتول برخورد میکنه تو بهشت زهراشون 🤣 و دختره هم که کسخل شده بعد مرگ برادرش انگار باهم خیلی صمیمی بودن ، میچسبه به این پسره . بدون اطلاع از اینکه پسره قاتل برادرشه . پسر قاتله هم دوری نمیکنه یا کنار بکشه خودشو . اونم می چسبه . اینم قوز بالا قوز سریاله . این تیکه شو زیاد خوشم نیومد . تازه اینکه مرد پولداره با اینکه پسرش کشته شده باید برای این یکی پسرشم برائت بگیره اونم از قاتل پسر دومیش هم خوشم نیومد . ولی خب بهتر از سریالای دیگه بوده . قابل تحملتره .

این روزا سریال خوب کره ای قحطیش اومده انگار . بازیگرای خوب ولی داستانای بیخود و کلیشه ای . خدایی اینکه از بچگی همو بشناسن هم خیلی دیگه نخ نما شده خیلی . بسه دیگه . خدایی . مشکل اینجاس گاهی واقعا جذاب میشه . عجیبه مثلا سریال💙 سریال کره ای مرد من فرشته ی عشق 💙 هم داستان بیخودی داشت راستش ولی خیلی برام جذاب بود خیلی موقع دیدنش لذت میبردم واقعا . کلا کره ای ها استاد اینن که از یه داستان بیخود و نخ نما با یه کانسپت دیگه و بازیگرای دیگه یه چیز باحال در بیارن . متاسفانه فعلا که این سریالا منو جذب نکردن . حالا باید دید سریال جدید شین مینا که از همین تی وی ان قراره پخش بشه ، چجوری میخاد باشه . امیدوارم اون دیگه خوب باشه . 

موقعی که رفته بودم امریکا به هر طرف که نگاه میکردم زیبایی و فراوانی بود  . درحالیکه کشور من و هم وطنام داشتن تو گشنگی و کثیفی دست و پا می زدن . یارابون میدونین پیتزا چیه ؟ تاحالا پیتزا خوردین ؟ وقتی امریکا بودم بالای یه پیتزا فروشی زندگی میکردم . شبا بوی پیتزا خاب رو از چشام میگرفت . یارابون مشکل اقتصادیمون از داشتن و نداشتن اسلحه مهمتره . کشوری رو دیدم که هیچکس غم نون نداشت . جایی که میتونی هرروز سه وعده غذا بخوری . چیزی که تو این مدت حسرتشو میخوردم جت های جنگنده و ناوهای امریکا نبود ، بلکه پیتزا بود . چه فایده داره که جنگ رو ببری ولی ملت از گشنگی بمیرن ؟ کره میتونه از جوون هایی که داره استفاده کنه و یه کشور صنعتی بسازه ، با موقعیت جغرافیایی که کشورمون داره میتونیم به مرکز تجارت دنیا تبدیل بشیم . 

سریال عمو سام شیک . سام شیک به این معنا که طرف کاری میکنه که کسایی که باهاش دوستن و همدست روزی سه وعده غذا بخورن . یارابون : ملت ،چه چیزی مهمتر از غذاست ؟ این رازیه که کره ای ها بهش رسیدن و مثل خدا می پرستنش و ازش نگه داری میکنن و ما ؟! ما رییس جمهوری که نگران غذای کارگر بود و پرسید غذا خورده یا نه رو مسخره و بعدم کشتیمش و بعدشم یه سست عنصر بی ادب بی فرهنگ رو اوردین کردین رییس جمهور . در این ارزو که با جهان صلح کنیم و حجاب اختیاری داشته باشیم . 

چقد فرق است بین طرز فکرملت ما و ملت اسیای شرق . میل میل매일 매일  هرروز دارم غبطه ی اینو که چرا تو این خراب شده هستم رو میخورم . 

 

سریال ژاپنی با بازی کامناشی.سان اوردم براتون ، به نام The Name of the Game Is a Kidnapping 2024 اسم بازی ادم ربایی ، در مورد یه برنامه ریز تبلیغات در یک شرکت معتبر به نام ساکوما شونسوکه اس ، اون زندگی رو یه بازی میدونه و تو هر مرحله ای میخاد حتما برنده باشه ، همچنین دوس نداره کسی کنترلش کنه و یا کم بیاره ، تو کارش هم که مستثنا از زندگی نیست همینجوری رفتار میکنه . اخیرا برای یه شرکت ماشین سازی یه تبلیغ ساخته ، ولی معاون اون کمپانی یهویی به تبلیغی که اون ساخته میگه دیدگاهش کوته بینانه س و تبلیغش از مد افتاده س و دید بلند نداره و خلاصه یجورایی شخصیت ساکوما رو هم تحقیر میکنه و میگه که این ایده خوب نیست و میخاد که کس دیگه ای براش تبلیغ بسازه ،  همین باعث میشه که ساکوما بهش بربخوره و بخاد که یجوری روی یارو رو کم کنه . از قضا خود یارو که خفن پولدارم هست ، خودش یه بازیکن تمام عیاره و دیگران رو بازی میده . ساکوما اتفاقی با دختر این معاونه در حال فرار از خونه ، اشنا میشه و اینجوری میشه که اونا باهم یه بازی ادم ربایی طراحی میکنن . غافل از اینکه کسی که داره بازی میخوره خودِ ساکوما.سانه 😁 . 

اسم بازی ادم ربایی سریال ژاپنی

سریالش 4 قسمت بیشتر نیست یخورده روندش اهسته اس برعکس سریالای دیگه ی کامناشی زیاد جذاب نبود ولی قسمت اخر یهو شوک زده میشین . بازی کامناشی واقعا خیلی بی نقصه من هر ری اکشنی ازش رو دوس دارم طرز نگاهش واقعا جذابه ، یکی از چیزایی که توش دوس دارم اینکه بیشتر ژانرای معمایی بازی میکنه و سعی میکنه هرسری شخصیت متفاوتی رو بازی کنه . و تو یه کاراکتر تکراری نبوده تا حالا . البته تا جایی که خییلی کم تونستم ازش شناخت پیدا کنم خودش مرد همچین باحالی نیست فقط به عنوان بازیگر ازش خوشم میاد . مث اوپاهای دیگه که از شخصیت خودشون تعریف کنمو اینا نیستش . چون فک میکنم یجوری خودشو میگیره انگار 🤣از اون مدلا که اگه سعی کنم بیشتر بشناسمش ممکنه از چشمم بیفته . 😆 برا همین زیاد کنکاش نمیکنم . ولی سریالای قشنگی داشته تا حالا . 

حالا دیگه باید نشست و منتظر سریال بعدی ازش باشیم . 

اسم بازی ادم ربایی سریال ژاپنی

💙 سریال ژاپنی با بازی کامناشی کازویا 💙

 

💙سریال ژاپنی چشم های قرمز  💙  سریال ژاپنی هویت  💙 سریال ژاپنی عدالت  💙   سریال من سرنوشت تو هستم I'm Your Destiny  💙  سریال ژاپنی اخرین کات یا برش نهایی💙  ☘  سریال ژاپنی سرنوشت 2024 destiny ☘ معرفی فیلم ژاپنی  ☘ ⚡ معرفی فیلم کره ای و چینی و ژاپنی  ⚡ سریال ژاپنی شوگون  ⚡سریال ژاپنی تصرف بیمارستان  و سریال کره ای خانواده استثنایی 1 ⚡

 

دوتا ؟ سریال خارجی نگاه کردم اسم اولی رو یادم رفته .

درمورد یه زیردریایی انگلیسی بود که یه نفر از اعضای تیم توش اووردوز میکنه و از بیرون یه کارگاه پلیس زن می فرستن اونجا تا راجبه قضیه تحقیق کنه . سوال اول : ایا تو زیردریایی پلیسی کسی نیست که به این موارد رسیدگی  و گزارش رد کنه ؟! سوال دوم : ایا باید از بیرون یه پلیس بره تو زیردریایی و بعد اون بفهمه که تو زیردریایی جاسوس هست ؟ پس خودشون سرشون کردن تو بدن نهنگ ؟ سریال زیاد باحالی نبود مخصوصا اینکه پلیس زنه لز بود و خیلی چندش بود . سریالای خارجی همیشه باید یه چیزی بندازن اون وسط . 

 

سریال دومی چرنوبیل بود که بعد از مدتها نگاهش کردم و خب قشنگ بود ترسناک بود جالب بود و قضیه انفجار رو خیلی خوب و راحت و مخاطب معمولی بین ،قابل فهم توضیح داده بود . من حداقل سه بار اون تیکه رو دیدم و تجزیه تحلیل کردمش تا فهمیدم یه نیروگاه هسته ای چجوری کار میکنه .

فقط من متوجه نشدم خب اخرش چی میشه ینی هیچ جوره نمیشه اون هسته روباز رو نابود کرد ؟ و جوری راجبه تلفات حرف می زدن که من گفتم حتما به ایرانم رسیده بالاخره باده دیگه وقتی از اوکراین تا المان رفته و المان به این دلیل تعطیلی و قرنطینه اعلام کرده پس حتما باید اونور اسیا هم  می اومده ها ؟ اون موقع ما سرمون به جنگ تحمیلی گرم بود شاید حالیمون نبوده چه خبره تو دنیا . از کجا معلوم یه سری کشته ها به خاطر همین موضوع بوده باشه . بعد یجوری میگفتن من گفتم پس دیگه روسیه خراب شده و فلان تو چندسال ضرر رو جبران و فقط اونجا غیرقابل مسکونی شده همین ؟! من انتظار واقعه فجیع تری داشتم ولی خب . درهرحال اینا همش تقصیر اون مدیر نالایق بی سواد فرصت طلب حروم زاده ی نفهم بود ، که الکی فقط بهش زندان بریدن درحالیکه باید می کشتنش . مینداختنش تو همون نیروگاهه مث اون بدبختی که دکمه ی اِی زد 5 رو زد تو چندهفته می مرد . مردک روس نفهم . چقدم بازیگرش چندش بود . نکبت دقیقا قیافه ش به این ادمای عن می خوره . ینی حتی اگه اون این کارو نمیکرد شاید هیچ وقت معلوم نمیشد که نیروگاه کلا بد ساخته شده . این سوال برام ایجاد شده که روسیه چجوری تو سال 1365 ، سال خودمون ، میلادیش یادم رفت ، چندین تا نیروگاه این مدلی هسته ای داشته و ما عنم نداشتیم تا باهاش بجنگیم ؟! واقعا ریدم به... بله همون شخص موردنظر . همش تقصیر اونه . 

دروغ و کتمان حقیقت و پنهان کاری اونم تو همچین زمینه ای باعث شد شوروی بهای سنگینی بابتش بپردازه . گرچه این موارد تو همه ی کشورها وجود داره و ایران که اصلا پایه ش دروغ و ربا و دزدیه . و معلوم نی کی قرار بهاشو بپردازه . سریال خوبی بود . گرچه روس ها برخلاف چیزی که نشون میدن که خیلی وطن پرست و اینان تو سریال اینجوری نبودن . تو سریال 💗 سریال ژاپنی روزها  💗 وطن پرستی و از خودگذشتگی ژاپنی ها خیلی بهتر نشون داده شده بود و یک ژاپنی واقعی بودن .  گرچه خب اونو ژاپن خودش ساخته و اینو امریکا از واقعه ی روسیه . هردو سریال خوب بودن و غم انگیز در نوع خودش . 

 

چرنوبیل

دانستی ها راجبه حادثه : 

چرنوبیل زندگی را سه هزار سال متوقف کرد - ایرنا (irna.ir)

(تصاویر) فاجعۀ «چرنوبیل» به روایت عکس‌های تکان‌دهنده (faradeed.ir)

چرا روسیه ابتدا چرنوبیل را اشغال کرد؟ | Euronews

 

 

یک فیلم ژاپنی هم دیدم اسمش بود به گناهانت اعتراف کن . فیلم قشنگی بود . راجبه یه سیاستمدار که نماینده ی نخست وزیر حساب میشه و یجورایی برای اینکه وزیر بشه برای نخست وزیر گندای زیادی رو پوشونده . پسر و دامادش هم شورای شهری هستن و یکی از پسراشم بعد از اینکه پدرش باعث شده شرکتش ورشکست شه اومده شده منشی باباش ، بعد سر یه اتفاقی نوه ی دختریشو گروگان میگیرن و بهش پیام میدن که ساعت 5 بیا و کنفرانس خبری بذار و به گناهات اعتراف کن ... در کل قشنگ بود . 

 

سریال کره ای تصادف با بازی لی مینکی 

درمورد لی مینکی در نقش چا یون هو که وقتی دانشجو دانشگاه برتر کره بوده تصادف میکنه و باعث مرگ یه زن حامله میشه و  زندگیش تغییر میکنه مدتی به عنوان بازرس بیمه کار میکنه و تمام این مدت با دوچرخه رفت و امد میکنه ، عذاب وجدان هم خیلی داره و خیلی کم حرف و غیراجتماعی ولی دقیق و منظبطه . سر یه پرونده ی کلاه برداری بیمه از کارش استعفا میده و به عنوان پلیس جرایم رانندگی مشغول به کار میشه ... 

سریال در کل خیلی پیچیدگی خاصی نداشت راستش من همون اول متوجه شدم که چایون یو قاتل نی و اون پسرای شاهد قاتل اصلی هستن . ولی الکی داشت کشش میدادن با پرونده های دیگه . سریالش سفارشی بود زیرنظر راهنمایی رانندگی ساخته شده بود . هروقت از یه سریالی انتظارم زیاد میشه اینجوری زاقارت از اب درمیاد 😄 . 


💜 مطالب پیشنهادی 💜 " لی مینکی " 

 

 

سلام چطورین ؟! 

 سریال ژاپنی شغل پاره وقت خانوادگی غیرقانونی 2024 Yamibaito Kazoku رو نگاه کردم ، درمورد چند نفر تو رده سنی متفاوت هستن که میرن تا یه شغل پاره وقت غیرقانونی ینی دزدی رو انجام بدن . ولی شکست میخورن و فرار میکنن تو راه با یکی تصادف میکنن و فرار میکنن ، روز بعد به همشون مسیج میاد که عکس طرفی که بهش زده بودن رو توش داشت . این چندنفر تشکیل شده از یه پسر جوون ، یه دختر جوون ، یه زن و مرد میانسال و یه پیرمرد که 47 ؟! تا خلاف تو پرونده ش داشته 😁 طرفی که عکس رو فرستاده شبیه یاکوزاهاس میاد و بهشون میگه که براش یه شغل پاره وقت غیرقانونی دیگه ای انجام بدن و بهشون میگه که از این بعد شما مث یه خانواده میشین ، مادر پدر و پدربزرگ و بچه ها ، اینجوری با همون یه عکس هی ازشون کار میکشه دست اخر پسره و دیگران متوجه میشن که طرف یاکوزاعه ، درواقع پلیسه و داشته با کمک اینا دنبال یه باندی میگشته که پسرش تو این باند گم شده بوده . خلاصه با کمک هم پسررو پیدا و متوجه میشن که کله گنده باند همین پسر مرده س . اخرشم همگی مث یه خانواده پیش هم می مونن و همچنان با پلیس همکاری میکنن . اونم پول خوبی بهشون میداد . پرونده هاشم باحال و خنده دار بودن . خودشونم همینطور . کلا خوب بود . حال عوض کن . 

شغل پاره وقت خانوادگی

سریال کره ای سریال کره ای قهرمان نیستم ولی ! The Atypical Family 2024 ، الان من متوجه نشدم از زمانش چچوریه ، پسره میگه من میتونم برگردم به اون لحظه ای که شاد بودم که تو گذشته اس ، ولی تو اون گذشته هیچ کاری نمیتونه بکنه هیچکسم نمی بینش ، لحظه ای که بچه ش به دنیا اومده یه حادثه رخ داده همکارای اتشنشانش مردن ، 7 سال مداوم برمیگشته به لحظه ای تولد بچش و میرفته تا از مردن همکاراش جلوگیری کنه ولی هیچ کاری نتونسته بکنه و به همین خاطره که افسرده و ناراحته نه به این خاطر که زنش مرده ، درواقع اصلا حواسش به زن و بچه ش نبوده . از ناامیدی و ناراحتی و افسوسی که میتونه برگرده به گذشته ولی نمیتونه کاری انجام بده اس که تو این وضعیته . زنشم درواقع خودکشی کرده یجورایی چون دیگه خسته شده بوده . همون بهتر بیریخت اجوما . دخترشم میتونه با نگاه کردن به چشم دیگران حرف دلشونو بخونه که خب خیلی خوبه که ، ولی این قایم کرده و احمقه . چون این دختره که اومده خونه شون دزد کلاش و کلاه بردارن خانوادگی . موضوع اینجاست که پسره بعد از دیدن دختره تونست دوباره به گذشته برگرده ولی گذشته ای که این دختر توش هست ، از طرفی الان تو گذشته ؟! میره مثلا به دختره گل میده یا وقتی تو خطره نجاتش میده و اینا ولی در حال حاضرش یادش نمیاد که در گذشته اینکارو کرده باشه یا مثلا دختترو بغل کرده باشه یا بهش گل داده باشه ، بعدا ینی درواقع چندوقت بعد اون اتفاق براش رخ میده . نمیدونم الان فهمیدین یا نه 🙄😁

مثلا الان ، یکمه و یکم با دختره تو پارک قرار داره ، سرقرار نرفته ، دختره فرداش میاد خونه شون میگه این گلارو این پسره بهم داده ، پسره میگه منظورت چیه من کی همچین کاری کردم فلان ، میره فک میکنه و اینا ، چندروز بعد اون اتفاقه که گل داده به دختره تازه پیش میاد ، ینی میره گذشته و گل میخره میده به دختره . ینی الان این زمانه چی شد ؟! گذشته س ؟ اینده س ؟ چیه ؟ بعد تو اون زمان گذشته ای که میره فقط دختره می بینتش . الان تو سکانس قسمت 3 دختره داشت می افتاد پسره از گذشته ؟ اومد دختترو گرفت نیفته ، دختره تو اینه دید پسره نی . از کجا اومده ؟ چی شد الان این چه سریالیه . 

به به سریال خوب . 

من دوباره از بی کتابی رفتم سراغ کتاب های داستان همشهری سال های گذشته ، این روایت از دیوید سدریس به نام انگِ هم ، که تو شماره ی 75ام ، ویژه ی نامه ی نوروز 96 ، چاپ شده بود . 

من نوشته های دیوید سدریس رو خییلی دوس دارم . توشون یه حس خوبو و دلنشینی داره . ادا نیست واقعیه . و واقعا هرکدوم از روایت هایی که برای دیوید سدریس بوده رو چندباری خوندم ، از جمله این روایت ، توش حسی از ازادی و بدون نگرانی بودن وجود داره . همچین حسی بهم میده . وقتی میخونمش حس اینکه تو یه جای ساکت و اروم و قشنگ هستم با یه منظره ی فوق العاده زیبا بهم دست میده . 

داستان همشهری

جمله ی " همه ی بعد از ظهر را پیش رو داریم " رو چندین بار خوندمش ، حس خوبی بهم میده . انگار که بعداز ظهر چندساعته و تو اون چندساعت چه کارا که نمیشه کرد . تصور میکنم که تو ژاپن هستم و بعد از ناهاری دلچسب که  با چاپستیک هایی که من میتونم برعکس گرچن خواهر سدریس ، ازشون استفاده کنم ، خورده شده ، منظره ی اروم و تمیز و ژاپنی پیش روم رو نگا میکنم و به اینکه بعدش کجا بریم که بهمون خوش بگذره فکر میکنم . همچین حسی رو موقع خوندن این روایت داشتم . که من بخشیش رو اینجا میذارم . 

این روایت با عنوان   Shopping for Clothes in Tokyo تو نیویورکر سال 2016 چاپ شده بوده . من زبان اصلیشو خوندم همین تازگی ، و یه چیزی فهمیدم 😁 تو متن فارسی از هیو به عنوان نامزد سدریس یاد شده ولی هیو اصلا زن هم نیست چه برسه که نامزدش باشه . 

داستان همشهری

داستان خرید لباس در توکیو  :


من هیچ وقت نشده که از شهر بروم بیرون و برای هیو سوغاتی نیاورم. او هم همین طور، هر چند اوایل این جور نبود و مجبور بودم تربیتش کنم. هیو ذاتا زیاد آدم خرید کننده ای نیست اما توکیو شاید چون خیلی دور است انگار چیزی را درونش شل می کند. مسئله این است که از خرید کردن خجالت میکشد به نظرم به مادرش رفته که خرید کردن را ولخرجی یا از آن بدتر «غیر جدی» میداند میگوید: "چرا آدم بره فروشگاه وقتی می تونه بره موزه؟"

اووم، چون تو موزه هیچ گهی نمی فروشن؟

من و خواهرهایم حس بدی به خرید کردن نداریم و خب چرا داشته باشیم؟ واضح است که داریم سوراخی را در درونمان پر میکنیم ولی مگر همه همین جور نیستند؟ و مگر پر کردنش با کلاه بره هایی به اندازه ی روکش صندلی توالت اگر نگوییم مفیدتر لا اقل سالم تر از پر کردنش با کیک خامه ای یا هروئین نیست؟ «تازه، همه ش هم که واسه خودمون نیست من میخوام برا دوستام کادوی تولد بخرم و هزار تا چیزم واسه پسرخونده م.» این را ایمی در اولین شب تعطیلاتمان سر میز شام گفت.


داستانی از اوسامو دازای برگ های گیلاس و سوت اسرار امیز
از آن جا که هر دو از یک قماشیم گفتم " منو که لازم نیس قانع کنی." خرید کردن ربطی به پول ندارد. اگر داشته باشی میروی سراغ برندها و گالری ها نداشته باشی می روی دست دوم فروشی و سمساری ولی هیچ وقت این طور نیست که قیدش را بزنی و به جایش بروی فلان پارک یا معبد یا مرکز فرهنگی که هیچ کوفتی تویش نمی فروشند. عروس مان کتی سر ebay قسم می خورد اما من جنبه ی اجتماعی خرید کردن را هم دوست دارم؛ بیرون رفتن دست زدن به چیزها و حرف زدن با مردم. " منم همینطور " من توی خانه کار می کنم و بنابراین بیشتر روزها به جز هیو تنها مراوده و معاشر تم با فروشنده ها و صندوق دارها است. مشکلم این است که اگر کسی خودش را وقف من کند یا کوچکترین زحمتی به خودش بدهد احساس می کنم باید هر چه می فروشد بخرم مخصوصا اگر این زحمت شامل نردبان یا دسته کلید باشد. آن نقاشی کوچک کلبه خرابه را در چهارمین روز تعطیلات مان برای همین خریدم...

با این که کار نقاش معاصری است که همیشه دوستش داشته ام وقیمتش هم لابد خیلی منصفانه، عملا برای این خریدمش که صاحب فروشگاه کلید درآورد و قفل قفسه اش را باز کرد. از مغازه که بیرون می آمدیم ایمی گفت: "اگه تو نمیخریدی، من میخریدم."

با اینکه خریدمان را موقتا مختل میکرد اما چیزی که همگی همیشه در توکیو برایش لحظه شماری میکردیم ناهار بود ، که همیشه بیرون می خوردیم ، معمولا در محلی که همان موقع گذارمان بهش افتاده بود . یکی از اخرین بعدازظهرهای مسافرتمان ، وقتی نشسته بودیم سر میزی در یک رستوران دریایی درشیبویا ، چشم انداختم به ایمی که یک بلوز ورزشی کاپیتال با شتک های خون و تکه های مغز تنش بود و به گرچن به کلاه برس توالتی ، خودم ان روز پراهن سیاهی که ده سانت زیر زانوهایم می امد و مرا مثل عروسک خیمه شب بازی میکرد ، افتتاح کرده بودم . ماها ، من و خواهرهایم ، چشم ها و بینی هایمان مثل هم نیست . جنس موه ها و فرم صورت هایمان هم . اما در ان بعد از ظهر به خصوص ، شباهت خانوادگی واقعا خیره کننده بود . هرکس میتوانست بفهمد که ماها با هم فامیلیم .... غذا حرف نداشت اما چیزی که ناهار را دلچسب میکرد تصور بعدش بود ؛ این که همه ی بعد از ظهر را پیش رو داریم و این به بعد از ظهر می تواند به هرچیزی بینجامد ...


🍀  مطالب پیشنهادی 🍀

💚   یادگیری زبان جدید مث شروع یه رابطه عاشقانه س ...   💚  معرفی کلمه کره ای " 적성에 맞는 일 "  💚   رویابافی در روز روشن  💚  حالت غرقگی 💚 معرفی کتاب  💚 معرفی کتاب دریای حاصلخیزی 💚معرفی کتاب ژاپنی تاوان 💚معرفی کتاب وزن رازها  💚 معرفی کتاب کشتن شوالیه 💚💚 داستان هزار و یک روز   💚سفر انار 💚💟 معرفی کتاب جود گمنام 💟 معرفی کتاب شرکت  💟دومین برف تهران عکس و اهنگ برفی  🍀  معرفی کتاب شمس و طغری 🍀 ☘ داستان ژاپنی از اوسامو دازای  ☘ 

오늘도 사랑스럽개 سریال کره ای  امروزم سگ دوست داشتنی یا روز خوبی برای سگ بودن  

سریال کره ای روز خوبی برای سگ بودن

عنوان و محتوا یخورده مسخره بود ولی درکل قشنگ بود  چجوری اینجوریه ؟ اینجوری که الان میگم ...! 

من از اخر میگم سریالو ، درحالیکه دارم به اهنگ های جدید بنگ یونگ گوگ از BAP گوش میدم . و درعین حال ، یک عالم اهنگ جدید دیگه اومده که درست گوش ندادم و یک عالم ویدئو یوتیوب هست که ندیدم . همچنین تیزر دیوانه کننده و کشنده ی مستر ایم چنگ کیون شی . واو نمیدونین چیکار کرده آی اِم ، اصلا انتظار همچین تیزری رو نداشتم  . بعد فک کن دختر تو تیزرش بود ، دهنم باز مونده بود . فک میکنم حتما مونببه های دیگه ام دهنشون باز مونده باشه . واقعا باورنکردنیه با البوم قبلیش و ام وی قبلی خیییییییییلی متفاوته . دوس دارم فقط ری اکشن بقیه اعضا رو ببینم که آی اِم رو درحالیکه داره با یه دختر خوش میگذرونه و می رقصه و اینا رو ببینم . 🍀 مصاحبه ی آی اِم IM با مجله ی allure 🍀 اوری آی اِم 많이 컸네 . از هیجان نمیدونم چه کنم . جز انتظار برای اهنگاش و ام وی دیوونه کننده ش کاری نمیتونم بکنم . 

بعد نوشت : اهنگای آی اِم اومد گوش دادم ، دو سه تاشو دوس داشتم ریتمشو ، معنی بیشترشون عشقی و اینا بود .اهنگ اصلی که ام وی هم داشت قشنگ بود .  ولی زیاد تاثیرگذار نبودن راستش . خجالت اوره که به عنوان یه فن اینو بگم ولی راستش غیر از god damn in like it از اهنگای جدیدش حس خاصی نمیگیرم . 🤦‍♀️🤪 ولی صداش واقعا قشنگه . این تغییر ریتم تو اهنگا و این تغییر تن صداش تو اهنگاشو دوس دارم . 

سریال کره ای روز خوبی برای سگ بودن

سریال کره ای روز خوبی برای سگ بودن

برگردم به تعریف کردن سریال امروز ...

سریال درمورد یه روباه نه دمِ که خدای کوهستانه ، اون به یه انسان طبیعتا از نوع زن ، علاقمند شده و از دور مراقب اون زنه . 

اون زن؛ الان همسر یه شاهزاده ایه . خدمتکار زن این دختره اس که عکسش هست ، چا عین وو ، یا چا اون وو ، یه اشراف زاده اس که عاشق این خدمتکاره س ، شاهزاده به خیانت متهم و کشته میشه و دنبال زنش میگردن تا اونم بکشن چون حامله ام هست میخان ریشه رو قطع کنن . چا اون وو از این پلیسای  چوسانیه ، میاد خونه ی اینا و خبر میده که دارن میان بگیرنشون و فراریشون میده . اینا میرن تو کوهستان خدای کوهستان بهشون جا میده . بچه ی زن تو شکمش می میره . حالا نمیدونم تو دوران چوسان بچه میمیره چجوری از شکم در میارن و چجوری مادر زنده می مونه ، حالا بماند . 

سریال کره ای روز خوبی برای سگ بودن

خلاصه زنا هردو یه مدت خونه ی روباه نه دم  می مونن ، و خب از قبلم که روباه علاقمند بود؛ زنه ام علاقه مند میشه و اینا ، تا زمانیکه خدمتکار به روستا رفت و امد میکرده و می فهمه که چا اون وو رو گرفتن چون نتونسته زن شاهزاده رو پیدا کنه و بکشه ، میره میگه من جاشو بلدم ، اینو میگه ولی بعد پشیمون میشه ،تهدید اینا ، میگه من میرم خودم میارمش اینجا ، وقتی میرفته اونجا مخفیگاهشون ، دنبالش میکنن و می افتن دنبالشون و بدو بدو تا لب اون صخره معروفه تو کوه های کره که همیشه تو تعقیب و گریز به اونجا ختم میشه ماجرا 😁 

چا اون وو هم میاد کمکشون ، زنه می بینه همه چی زیر سر خودشه و اون بمیره قضیه حل میشه ، شمشیر چا اون وو رو میگیره خودشو میکشه از صخره پرت میشه ، این بین روباه هم افتاده بود دنبالشون نجاتشون بده می بینه زن با شمشیر چا  اون وو کشته میشه ، فک میکنه اون کشته ، گریه زاری کینه ، میره چا اون وو رو بکشه که می بینه خودش مرده ی خداییه 😄 قبلش مرده بود چون تیر خورده بود . 

میاد زنه رو هم بکشه ، خدمتکاره میگه رحم کن فلان تو خدایی اینا ، روباه میگه راس میگی زنده ات میذارم چون اینجوری بمیری حیفه برات زیادی اسونه اینجوری مردن ، نفرین میکنه خاندان زنه رو ، میگه از این به بعد هر کسی از خاندانت کسی رو ببوسه تبدیل به یه موجود غیرانسانی ، واضحا نمیگه سگ 😁 میشه و تا عشق اونا پاک نباشه و اون طرف ، کسی که تبدیل شده رو دوباره نبوسه ، طرف همونجوری می مونه . اینجوری میشه که ...

در زمان معاصر ، معلم هان هه نا ، تو سن 27 سالگی تاحالا با پسری کیس نرفته ."نیست من رفتم 🤐🙄😁" و تو مدرسه هم به معلم تاریخ علاقمنده ، معلم تاریخ کیه ؟ روباه نه دم

سریال کره ای روز خوبی برای سگ بودن

روباه نه دم نقشه می ریزه تا معلم هه نا عاشق معلم ریاضی با بازی چا اون وو ، بشه و وقتی عاشق شدن اینارو از هم جدا کنه  تا زجر بکشن . 

داستان با کیس اشتباهی معلم هه نا و چا اون وو که از سگ ها میترسه ، شروع میشه و چالش های هه نا برای اینکه دوباره بتونه چا اون وو رو ببوسه تا نفرین برداشته شه ، و اینکه کاری کنه تا ترس و فوبیای معلم ریاضی نسبت به سگ بریزه ، پیش میره . نفرین اینجوری که اگه بعد یه مدتی " نفهمیدم چه مدت " نتونه اون طرفو دوباره ببوسه ، همینجوری سگ می مونه . که دایی شون هم همینجوری مونده . 

من این سریالو درحال پخش دیدم خوشم نیومد ول کردم اخه خیلی مسخره بود موضوعش ینی چی انسان سگ میشه ، گیر دادن چندوقته به سگا ...🙄🤐

بعد دیدم داستانش به چوسان کشیده شد و هیون وو ⬇، که نقش  معلم تاریخ رو داره ، روباه نه دمِ برای همین دوباره گفتم یه امتحانی بکنم . 

سریال کره ای روز خوبی برای سگ بودن

بخشای روباه نه دم و عشقش واقعا قشنگ بود . دوست داشتم .از اینکه دوباره بهش فرصت دادم خوشالم !

 

اصلا نیازی به گفتن این نیست که چا اون وو چقد جذابه.  مخصوصا اونجا که روباهه حافظه ی هه نا رو پاک کرده بود و خودش داشت با هه نا لاس میزد و معلم ریاضی داشت عذاب میکشید و خیلی ناراحت بود . اونجاها واقعا دلم براش سوخت . 

اخرشم زنی که روباه نه دم عاشقش بود ،تناسخ کرده بود ، میاد به روباه نه دم  قضایا رو تعریف میکنه و روباه نه دم  می فهمه که اشتباه میکرده بعدشم میره کنار دریا زندگی میکنه ، چون عشقش دریا رو دوست داشته و اخرین بار قرار بود برن دریا که کشته شد . اون دختر تناسخیه هم معلوم شد که رو معلم تاریخ یا روباه نه دم کراش زده بود بالاخره تناسخ همون دختره بود تو زمان چوسان دیگه ، برای همین رفت دریا پیشش و باهم از این بالن ارزوها هوا کردن . فقط من وجود پلنگ ؟ در پوستر سریال و تو طول سریال رو نفهمیدم . اون معاونه پلنگ بود ولی خب چه ربطی به روباه داره ؟ درهرحال ...

درکل خوب بود فقط یخورده اب داشت . 

...

تو همین حین البوم بنگ یونگ گوگ از BAP رو گوش دادم ،  دوتا از اهنگاشو خوشم نیومد ، از همشون قشنگتر که خیلی خوشم اومد اهنگ BANG YONGGUK - MOVIMIENTO  بود . معنی خاصی نداشت از این اهنگایی که تو کلاب ها حال میده باهاش برقصی . 

یکی از قشنگترین اهنگایی که تاحالا بیشتر از 100 دفعه گوش دادم این اهنگه ، حتما ببینینش : 

آهنگ I Remember از Bang Yong Kuk - نماشا (namasha.com)


🍀  مطالب پیشنهادی 🍀

 

🍀سریال کره ای اسپانسر sponsor2022 🍀سریال کره ای اهنگ عاشقانه ی خیال انگیز 🍀  سریال کره ای شام دوستانه dinner mate  🍀 فیلم کره ای اسم من لو کی وان با بازی سونگ جونگ کی  🍀سریال کره ای پایان خوش من با بازی جانگ نارا  🍀سریال کره ای سقوط اضطراری عشق crash landing on you  🍀  دیالوگ از سریال کره ای گوبلین goblin 도깨비 🍀 سریال کره ای جنگ گوریو و خیتان 🍀 سریال کره ای دکتر اسلامپ  🍀 مصاحبه ی آی اِم IM با مجله ی allure 🍀  معرفی کتاب شمس و طغری 🍀 سریال کره ای وارث غیرممکن   🍀 سریال کره ای قمارباز 🍀 سریال کره ای معجزه با بازی پسرای SF9 🍀 

عرض کنم به خدمتتون که یه سریال دیدم به اسم معجزه miracle از این سریالای رویای ایدل شدن و فن یه ایدل بودن .

مث سریال کره ای تقلید . ⬇

 

سریال کره ای معجزه MIRACLE

سریال کره ای معجزه miracle ، با بازی هی یانگ و چانی SF9 .

 

سریال کره ای معجزه MIRACLE

از راست : هی یانگ "در نقش شی وو " ، چانی " در نقش لوییس " 

 

درمورد دختری به اسم سورین که دبیرستانی و فن یه خواننده ای به نام لوییس هه که کره ای امریکایی و تو امریکا دبیو کرده  و کلی ترکونده مثل بتس BTS ، سورین هم دوس داره ایدل شه و کلی تمرین و اودیشن و اینا . میگه بعد از دیدن لوییس ارزوی خواننده شدن ، کرده . کارشم خوبه و بعید نی به زودی یه جا برش داره و به عنوان کاراموز اونجا شروع به فعالیت کنه . سورین یه دوست و همکلاسی پسر ؛داره به اسم شی وو و یه دختر دیگه هم تو دایره ی دوستیشون هست اسمش یادم نی .اون دختره از شی وو خوشش میاد و شی وو از سورین . ولی بعدها وقتی اون دختره متوجه عشق زیبا و پاک و صادقانه ی شی وو میشه ازش دست میکشه و فقط دوست باقی میمونه . شی وو زرنگ کلاسه و رویای خاصی نداره درسش خوبه فقط  . ولی چون سورین رو دوست داره تو فن گیرلی هاش همراهیش میکنه با اینکه از لوییس خوشش نمیاد و همش میگه اخه این پسره چی داره که تو عاشقشی و این چیزا . 

 

 سریال کره ای معجزه MIRACLE

 

بالاخره بعد مدتها لوییس قراره برای اولین بار بیاد کره و فن میتینگ داره . فن میتینگ هم دزدی بیش نیست فن ها باید بیان البوم بخرن ببینن تو البوم عکس لوییس رو پیدا میکنن یا نه اگه پیدا کنن همون میشه بلیت فن میتینگ . سورین میره 50 تا البوم میخره و شی وو یه دونه ، شی وو با اینکه یکی میخره اسمش در میاد و قرار میشه برن فن میتینگ .

 

سریال کره ای معجزه MIRACLE

 

حالا شب قبل که لوییس اومده کره ؛ میخاد بره کره رو برگرده که منیجر و مدیر دزد کلاشش ، بهش اجازه نمیدن . حتی پولاشم دست خودش نی . خلاصه یجوری از هتل فرار میکنه و تو راهش میخوره به سورین که سوار دوچرخه بودش ، چون دارن دنبالش میکنن که بیان بگیرنش ، با دوچرخه ی سورین و خود سورین فرار میکنه میره یه گوشه پارکی جایی ، اونجا رسما قیافه ش تابلوعه که کیه ، دختره گیج متوجه نمیشه که این اوپاشه . حتی براش یه دهنم میخونه براش رقص اهنگشو هم یاد میده ولی گیج بود خلاصه دختره . خلاصه . 🤦‍♀️🤕

 

 

سریال کره ای معجزه MIRACLE

 

فرداش لوییس منتظر میشه که این دختره که فنش بود بیاد فن میتینگ و ببینتش و بهش بگه که دیدی پسر دیشبیه 😁من بودم که دختره نمیاد . 

چرا نمیاد ؟ شب که داشتن با شی وو ، دوچرخه میرفتن فن میتینگ تصادف میکنن . سورین به گوشش اسیب می رسه و بعضی اوقات زنگ میزنه وقتی استرس داره و اینا . مدام نیست حلاصه مث من ....🙄🤦‍♀️😶🤕 جالبه شی وو تو تصادف چیزیش نمیشه فقط دختره رو می برن اتاق عمل ! 🙄😄

از اون موقع سورین ایدل شدن و فن لوییس بودن رو می بوسه میذاره انباری . واقعا چرا ادم باید فن بودن رو بذاره کنار من اصلا درک نمیکنم . خیلی عجیب بود رفتار دختره ، تصادف تو چه ربطی به اوپات داره ؟ حالا بیایم بگیم که چون داشتی میرفتی اونجا اینجوری شد به فال بد میگیری و دیگه فن این نمیشی ولی بالاخره یخورده بهش احساس داری هنوز یا اهنگشو که گوش میدی . نمیدی ؟ یا وقتی تو واقعیت ببینی یاد قدیمات نمی افتی ؟ دختره خیلی شخصیت عجیب و به معنای واقعی کلمه کسخل بود . 🤐🤭😎

 

 سریال کره ای معجزه MIRACLE

 

حالا اصلا بگیم تو دیگه فن لوییس نیستی ؛چرا ایدل شدن رو گذاشتی کنار ؟ 

خلاصه ...تا میزنه این تصادف میکنه یهو شی وو میگه من میرم رویای تورو ادامه میدم ایدل میشم .اخه رویای این به تو چه ؟ تازه دختره حسودیشم میشه .  درحالیکه اصلا به ایدلی و اینا علاقه ای نداشتا . 5 سال میگذره و شی وو خواننده ی معروفی شده و سورین تو همون کمپانی ویدئو های پشت صحنه ی گروه شی وو اینا رو می سازه و تو کارش خوبه . 

 

سریال کره ای معجزه MIRACLE

 

 

بعد داستان اینجوری میشه که مدیر کمپانی میخاد شی وو فعالیت سولوش رو شروع کنه و میخاد شی وو با لوییس البوم همکاری بده . لوییس با یه دست لباس شلوار پامیشه میاد کره و کمپانی همه چی بهش میده . خبر همکاری که میاد بیرون ، یهو خبر شوکه کننده میاد که لوییس 3ساله که مالیات نداده و خدا وون ، مالیات نداده داره . دادگاهی و اینا . و لوییس از این موضوع چیزی نمیدونه . کاشف به عمل میاد که منیجر و مدیره مالشو کشیدن بالا و خبر فرار مالیاتیشو دادن بیرون که اسمشو خراب کنن و نذارن تو کره هم فعالیت کنه ، چرا چون نمیخاسته دیگه با اونا همکاری کنه و قرارداد امضا کنه . خلاصه از شانس کمپانی کره ایه خوب از اب در میاد و پشتش در میاد و بعد از عذرخاهی از ملت بهش میگه یه مدت خودتو نشون نده ، بعدش چون هیچ جایی نداشته بره و کمپانی به جای اینکه بهش جا بده ، سورین که می بینه بدبخت تو خیابوناس اونو میبره خونه ی خودشون . اینجوری باهم همخونه میشن . خونه ی مامان باباش ها . 

 

سریال کره ای معجزه MIRACLE

 

بعد دیگه بقیه داستان رابطه ی شی وو و سورین که سورینو دوس داره ولی هی دست دست میکنه نمیگه و بعدشم لوییس متوجه میشه و خودشم یه نیم نگاهی به سورین داره ولی میکشه کنار و بعدشم اینکه یهویی رییس کمپانی به سورین میگه تو چرا ایدل نشدی بیا باز فعالیتتو شروع کن و اینا و سورینم میاد خواننده میشه . زرتی ! البته خب نه به زرتی بودن و مسخره بودن خواننده شدن موک ها تو

سریال 🧡 خواننده ی جزیره ی دورافتاده  🧡 عشق شی وو به سورین هم مالیده میشه . اخه جمع دوستیشون با اضافه شدن لوییس خیلی خوب شده بود حیف بود به خاطر عشق از هم بپاشه . 

 

 سریال کره ای معجزه MIRACLE

 

لوییس خیلی شخصیت بامزه و باحالی داشت . خیلی ساده بود و به خاطر سادگیش بود که کمپانی ازش سواستفاده داشت میکرد . وجودش تو سریال ،باعث شد داستان خیلی جذابتر و بامزه تر بشه و صحنه های خنده دار و کیوتی رو ساخت . 

شی وو هم خیلی جذاب و اقا بود فقط این دست دست کردنش تو ابراز عشقش رو زیاد خوشم نیومد . ولی نگاهاش و ابراز عشقش خیلی قشنگ و جنتلمنانه  بود . 🥰 

سورین دختر بدی نبود ولی شخصیت کسخلی داشت کلا . تو تصمیم گرفتی دیگه ایدل نشی پس چرا وقتی بهت پیشنهاد دادن بازم دلت لرزید !؟ خب اگه میخاستی چرا اون موقع ادامه ش ندادی ؟ اخه وز وز گوش اونم هر از گاهی هم شد دلیل ؟ کاراکترپردازی خوبی نداشت.  

سریال کره ای معجزه MIRACLE

خیلی هم گیج بود ادم چطور ممکنه یه پسری 15 سال هی حرف از اینکه به خاطر تو همه کار میکنم و فلان و اینا بزنه بهش بعد تو نفهمی که این پسره عاشقته ؟مگه میشه !؟ مگه داریم ؟ چجوری یک بارم تو ذهنت حتی بعد از اینکه شی وو ایدل شد چطور میشه بهش چشم نداشته بوده بشی ؟ مثلا بگی شی وو هم پسر خوبیه ها ، اقدام کنم . شاید اگه یخورده از حالت دوستی نرمال خارج میشد دختره؛ پسره هم شجاعتشو جمع میکرد و زودتر اعتراف میکرد . دراون حالت اگه زودتر میسر میشد گفتن عشقش ، وقتی بعدا لوییس به جمع دوستیشون اضافه شد خب میدید که دختره دوست پسر داره و دلش یه لحظه نمی لرزید . البته یه جاهایی نشون دادن که دختره هم داره حس داشته میشه ، ولی دیگه اخر سریال سمبل کردن . 

از طرفی رفتارش با لوییس اصلا مث فن نبود . واقعا چجوری میتونی اوپاتو جلو روت بایسته و فقط یه عینک دودی بزنه و تو نفهمی این همون پسره ؟ جلل الخالق ...مگه میشه ؟! مگه داریم ؟! بعد وقتی میاد یه اهنگ محشر میخونه جلو روت تو مث بت فقط نگا میکنی ؟ 😶🙄

آی اِم 💚معرفی اوپا 아이엠  💚 تو مترو با اون همه استتار سوار میشه ، مونببه ها می شناسنش و بهم علامت میدن مثلا ما تورو شناختیم . مونببه ها علامت دارن اخه . دستاشون V میکنن رو به روی هم قرار میدن . اینجوری : 

 سریال کره ای معجزه MIRACLE

 یک عدد مونببه ی خوش شانس که داشت با 💚اوپاهای مونستااکس💚 چت میکرد . 

...

سریال قشنگ و فضا و حسش مث کی دراماهای قدیم بود . ولی کاش کسخلی دخترارو تو سریالا کم کنن . خدایی انقد گیجن ؟ 

این سریال رو اتفاقی نگاهش کردم . اولش میخاستم سریال دوباره زندگی ، با بازی لی جونگی رو نگاه کنم ، دیدم اینم تو فولدر هست فک کردم خاهرم ریخته برا من ، گفتم بذا اول اینو ببینم انگار ابه .دوساعته تمومش کنم . چی شد ؟فک میکنم از عصر  تا ساعت 3 صب نشستم نگاهش کردم تموم کردمش . تو زمان نگا کردنش خیلی خندیدم کمدیش واقعا باحال بود .

پسرای SF9 واقعا باحالن . چانی برخلاف قیافه ش که یخورده یبس به نظر میاد؛ خیلی کیوته تو اینجور کاراکترا ، خیلی بامزه بود . بعضی صحنه هارو دو سه بار میدیدم . رابطه ش با شی وو تو سریال خیلی بامزه بود . هی سر به سر میذاشت و اینا . شی وو هم بااینکه پوکر بود ولی بامزگی های خودشو داشت . کلا رابطه هاشون تو سریالا خیلی قشنگن . فک کن چقد باحال میشه سه تا دوست صمیمی باشین و برین تو یه شرکت کار کنین و باهمم خوب باشین . به قول اون اون همگروهی شی وو انگار نه اینگار سرکارن . اومدن خوشگذرونی . 😎😄

تو واقعیت شی وو "هی یانگ " میشه هیونگِ چانی ، بزرگتر از چانیه ، چانی مکنه س تو SF9 ، بعد تو سریال برعکس بود ، همشم به شی وو میگفت به من بگو هیونگ ! خیلی باحال بودن . 😁🤣 اما خب بخایم نسبت به سابقه کار تو بازیگری حساب کنیم چانی سونبه ی هی یانگ میشه . چون از بچگی تو سریالاس . 

 اهنگای سریالم قشنگ بودن همشون من این دوتارو خیلی قشنگ بودن  خوشم اومد . درواقع اون اهنگی که لوییس برای کامبکش تو اون برنامهه خوند هم خیلی قشنگ بود ولی اون بیرون نیومده حیف . 

 

▶💜 01. Cha Ni (SF9) - Shining Star 💜

▶💜  02. BLITZERS - For You 💜 


💟 مطالب پیشنهادی 💟  " رو وون " (˶ᵔ ᵕ ᵔ˶)

💟 سریال کره ای دلال ازدواج رو وون 💟

💟 سریال کره ای دلال ازدواج 💟

💟 سریال کره ای در حال پخش  💟

سریال کره ای قمارباز تو دوره ی امپراطور سوک جونگ  پدربزرگ ولیعهد سادو می گذره .تو  صفحه ی سریال 💚 سریال کره ای نقاش باد ها  💚 مفصلا راجبه ولیعهد سادو Crown Prince Sado توضیح دادم .  سریال راجبه شورشی به اسم ای اینجوا ،  که شخصی به همین اسم که از جناح سورون بوده ؛سردسته اش بوده .

همه ی خانواده ای این جوا به دستور امپراطور کشته شدن  و اون میخاد انتقام بگیره ، درهمین راستا ؛ زنی به اسم پوک سون آ " این کلمه ینی هلو " رو که خدمتکار کاخ بوده با نقشه جلوی امپراطور سوک جونگ قرار میده و امپراطور عاشق اون زن میشه .

ولی اون زن ، شوهر داره و شوهرش قمارباز قهاریه . درواقع اشراف زاده بوده ولی از اشراف زادگی براش فقط اسمش باقی مونده . امپراطور که عاشق این زن شده میره با این مرد قمار بازی میکنه و دست اخر مرده برای اخرین بار که میخاد شرط ببنده زنشو پیش میکشه و میگه رو زنم شرط میبندم . اینجوری میشه که زنش میشه زن امپراطور . خلاصه بعد از 6 ماه زن یه پسر به دنیا میاره ولی چون براشون غیرقابل قبول که یه بچه 6 ماهه به دنیا بیاد و سالم و زنده باشه، زن مجبور میشه اون بچه رو بفرسته پیش شوهر قبلیه ، چون میدونه که این بچه ، بچه ی امپراطور نی . امپراطورم خودش شک میکنه به این موضوع . میگذره و باز بچه دار میشه و این بار شاهزاده یون این گون ،" بابای ولیعهد سادو "  به دنیا میاد . 

پسری که بیرون فرستاده اسمش بک ده گیله . اون خیلی شانس داره و خط عمریش بلنده و تو طالعش هست که امپراطور میشه .

ای این جوا این رو دست اویز و میخاد اون پسر رو به امپراطوری برسونه ولی دست سرنوشت بک ده گیل و برادر شاهزاده ش رو روبه روی هم قرار میده و اونا باهم دوست و میخان باهم ای این جوا رو بگیرن . چون اون یه خیانتکاره . 

این داستان سریال بود . 

حالا بیاین نگاهی به تاریخی که داستان سریال درش میگذره بندازیم : 

شورش ای "یی" این جوا ، 이인좌의 난을 ، ای این جوا کی بود و چه کرد ؟!

ای این جوا ، نسل نهم از پسر چهارم امپراطور سجونگ بوده . اون تو دسته ی سورون ها " زمان چوسان کلا درباریا دوتا جناح داشتن سورون و نورون " ولی افکارش با نورون ها هم همسو بوده . اون  نقشه ی خیانت کشید و این دوجناح رو باهم متحد کرد ولی دست اخر خیانتش شکست خورد و اعدامش کردن . بعدها اسم اون رو از شجره نامه ی خانوادگی شون حذف کردن . درواقع وقتی اعدام شده 34 ساله بوده . ولی تو بیشتر سریالا به دلیل اینکه اون سردسته ی خیانتکاراس و مغز متفکره پیر نشونش میدن . که اصلا خب چه ربطی داره مگه هرکی مغز داره ، پیره ؟ 

این شورش سومین شورش بزرگ در زمان چوسانه . وقتی ولیعهد  کیونگ جونگ پسر اول امپراطور سوک جونگ که تو سریال نشون داده میشه ، یهویی میمیره ، این نظریه که توسط برادر ناتنی ش ، یانگ جو یا یونگ جو ، در سریال با بازی یئو جین گو ⬇ ، مسموم شده از سمت ای این جوا نشات و بزرگ میشه و اینجوری میشه که نقشه ی خیانتی که سالها کشیده بود رو عملی میکنه . با اینحال یانگ جو این شورش رو سرکوب و 50 سال فرمانروایی میکنه . و عمر به تخت نشستنش از بقیه ی امپراطور های چوسان بیشتر بوده .

 سریال کره ای قمارباز 대박 The Royal Gambler

هنگامی که پادشاه یانگ جو  پس از مرگ کیونگ جونگ به سلطنت رسید، جناح سورون به شدت توسط جناح نورون که قدرت را به دست گرفته بود  تضعیف شد. در نتیجه، گروه سورون که بیرون رانده شد، سوء ظن شدیدی را در مورد مرگ مرموز کیونگ جونگ ایجاد کردند  و این تصور که یانگ جو ، کیونگ جونگ را مسموم کرد، به تدریج گسترش یافت. و در نهایت، او طرحی را برای سرنگونی دولت به نام انتقام پادشاه کیونگ جونگ ،  آغاز کرد.

یانگ جو  پادشاهی بود که به مدت 52 سال حکومت کرد، یعنی یک دهم از 500 سال سلسله چوسون.

حالا قراره ببینیم که "سوک جونگ " کی بوده .

سوک جونگ که ایشون ⬇ نقششو در سریال کره ای  قمارباز بازی کرده ، 12سالگی بعد از مردن پدرش به تخت می شینه . اینکه یه پسر 12 ساله به تخت بشینه اولین بار در تاریخ چوسان اتفاق افتاده . چون پسرا در اون زمان 15 سالگی بزرگسال حساب میشدن و مادر و مادربزرگش زنده بودن و میتونستن نایب السلطنه بشن ولی اون به تخت نشسته و درباریان هم به شکل عجیبی اینو پذیرفتن . اون تنها پسر بود و برادر دیگه ای از مادر دیگه ای نداشت . همچنین به واسطه ی رابطه ی خوبش با جناح نورون تونست سریع به تخت بشینه .

 

سریال کره ای قمارباز 대박 The Royal Gambler

 

سوک جونگ شخصیتی تندخو و بی رحم و خونسرد  داشت و پادشاهی بود که در طول 46 سال سلطنت خود از قدرت سلطنتی بسیار قوی در روابط خارجی بی شماری برخوردار بود. سوکجونگ دارای چهار ملکه بود که از این بین دومین ملکه ، ملکه اینهیون، و سومین ملکه جانگ اوک جونگ یا جانگ هی بین ،  بود. برخلاف سایر پادشاهان، او به دلیل استفاده فعالانه از همسرانش به عنوان راه حلی برای مسائل سیاسی شناخته شده است.

یکی از مهم‌ترین سیاست‌های او برای ارتقاء سطح حکمرانی و تقویت اختیارات خودش، عوض کردن مداوم جایگاه دو جناح سیاسی غالب (جناح‌های موسوم به غرب و جنوب) در راس قدرت بود؛ سیاستی که در تاریخ کره از آن به عنوان «هوانگوک» یا «چرخش دولت» تعبیر شده است. او در دوران سلطنت خود اجازه نداد که یکی از جناح‌ها به طور کامل بر همۀ امور مسلط شود تا بتواند سررشتۀ اصلی قدرت را در دست بگیرد.

سلطنت سوک جونگ رو با امپراطور یونگسانگون  연산군 مقایسه کردن . از لحاظ تندخویی و حذفیات مخالفان . گرچه میگن که سوک جونگ خیلی قدرتمندتر از یونگسانگون بوده .

ملکه این هیون و ملکه جانگ اوک جونگ دوتا از ملکه های مهم سوک جونگ بودن که اون برای حذف درباریانی که باهاش مشکل داشتن از اونا  استفاده میکرد . و بعد هم که می دید اونا زیادی قدرتمند شدن مجازات شون میکرد . حتی گفتن که خود سوک جونگ بوده که پسرش ولیعهد کیونگ جونگ رو مسموم و کشته چون می ترسیده اون مثه یونگسانگون بشه و بعدها بخاد برای انتقام مادرش که کشته شده بود ، تو قصر حمام خون راه بندازه .

کلا دوره ی سوک جونگ دوره ای بود که هرسری به یه جناح غش میکرد یه سری طرف نورون ها رو میگرفت و اونارو تحریک میکرد تا مخالفین سورون رو بکشن و یه سری سمت سورون غش میکرد و میذاشت اونا این سری نورون ها رو بکشن و اینجوری مخالفاشو سرکوب میکرد . و جامعه یجوری شده بود که همش تو شک و خیانت و لو دادن هم و خون رو با خون شستن زندگی پیش میرفته .

وقتی زن اول سوک جونگ میمیره ، ملکه این هیون که اون موقع 14 ساله بوده و نسبش به نوه ی امپراطور سونگ جونگ میرسه ، ملکه ی سوک جونگ میشه ولی از اونجا که سوک جونگ ،صیغه جانگ اوک جونگ رو هم داشته وقتی ازش بچه دار میشه و کیونگ جونگ به دنیا میاد و ولیعهد میشه ،  اونو به مقام ملکه ای می رسونه و این هیون رو مقامش پایین میاره . این کار با مخالفت نورون ها روبه رو میشه و میگن که ملکه هنوز جوونه و شاید به زودی اونم بچه دار شه و اینا ،  ولی سوک جونگ همرو حذف میکنه . 

بعدشم ملکه این هیون و خانواده ش رو تبعید میکنه . بعد 5 سال سوک جونگ از کارش پشیمون میشه و درصدد میشه تا این هیون رو به جایگاهش برگردونه . این هم یه واقعه ی جداگونه ای داره . از اون طرف چون یه صیغه جدید پیدا کرده صیغه چوی سوک بین ، که تو سریال اول اسمش پوک سون آ بود ، و اون صیغهه از علاقمندان ملکه اینهیونه ،درواقع اون یکی از خدمتکارای خانه زاد ملکه اینهیون بوده که باهاش به قصر اومده بود ، سر یه مسائلی به اون سمت غش  و ملکه جانگ رو میذاره کنار ، وقتیم ملکه اینهیون رو برمیگردونه ؛از اونجا که نمیشه دوتا ملکه باشه ، میخاد بازم ملکه اینهیون ملکه باشه که بازم دعوا پیش میاد که ینی چی نمیشه مادر ولیعهد ،ملکه جانگ اوک جونگه و فلان  . یک عالم کشت و کشتار این وسط رخ میده و دست اخر ملکه اینهیون ، ملکه میشه .

 پنج سال بعد و در سال ۱۶۹۴، حزب جنوبی نقشه تصفیه سیاسی دیگری را بر علیه حزب غربی کشید و آنها را به توطئه برای بازگرداندن ملکه اینهیون عزل شده متهم کرد. این درحالی بود که سوکجونگ از غزل ملکه اینهیون پشیمان شده بود و بانو سوک از خاندان چوی (بانو چوی) را که متحدی برای ملکه اینهیون و حزب نورون بود، مورد لطف قرار می داد. سوکجونگ که از اقدام حزب جنوبی برای پاکسازی سیاسی غربی ها عصبانی شده بود، ناگهان اقدام به تصفیه سیاسی جنوبی ها و برگرداندن حزب غربی به قدرت نمود. حزب جنوبی دیگر هرگز نتوانست بعد از این واقعه که گاپسول هوانگوک نامیده می شود، خود را احیا کند. سوکجونگ ملکه جانگ را تا عنوان بانو جانگ هوی بین تنزل رده داده و مجددا ملکه اینهیون را منصوب کرد. بانو جانگ سرانجام به دلیل نفرین ملکه اینهیون که به مرگ او انجامید، با سم اعدام شد. حزب سورون از ولیعهد هویسو (یی یون) که پسر بانو جانگ بود حمایت می نمود در حالیکه حزب نورون از پسر بانو چوی، شاهزاده یونینگ (یی گئوم) که بعدها با عنوان پادشاه یونگ جو به تخت نشست، حمایت می کرد. ملکه اینهیون و ملکه این وون که به تازگی منصوب شده بود، بدون فرزند بودند.

مامان امپراطور یانگ جو ، خدمتکار قصر بود.  چون سوک جونگ می بینه که اون به ملکه اینهیون خیلی علاقه نشون میده ازش خوشش میاد و صیغه ش "صیغه سوک بین " میشه .اتفاقا تو سریالم پوک سون آ با گذاشتن کفش و گل جلوی قصر ملکه اینهیون بوده ش که امپراطور رو می بینه .  اونو به اسم دونگ یی ، هم می شناسیم . گرچه من سریال دونگ یی رو ندیدم . بالاخره نفهمیدم این دونگ یی ؟! یا اونی که تو سریال سراستین قرمز بود . ؟!

خلاصه ،امپراطور یانگ جو همیشه برای اینکه مامانش خدمتکار بوده مورد تمسخر و اینا قرار می گرفته . و اگه کسی تو قصر راجبه مادرش چیزی میگفت اینو به منزله ی توهین تلقی میکرده . ملکه این وان ،ملکه ی سوم سوک جونگ ،" اینهیون میمیره "  یانگ جو رو به فرزندی قبول میکنه و درواقع چون اون اینکارو میکنه اون میتونه گزینه ی بعدی برای امپراطوری شه وگرنه مامان خدمتکارش رو دست اویز میکردنو بازم سورون و نورون اشوب به پا میکردن .ملکه این وان خیلی از یانگ جو دفاع میکنه تو دوره ی سلطنتش . 

یانگ جو وقتی امپراطور میشه تقریبا مث پدرش و امپراطور یونگسانگون ، میزنه هرکی زر مفت می زده رو میکشته ، اون مث پدرش تندخو بوده ، بعد از اینکه اشوب های ای این جوا و سورون ها رو میخابونه ، و پسرش تو بچگی ، تو همین اشوب ها  کشته میشه . اون از قبل هم تندخوتر میشه . بعد از اینکه تو 40 سالگی دوباره بچه دار میشه که پسرش سادو منظورمه ، با سادو بدرفتاری میکنه به عللی که تو پست، سریال کره ای نقاش باد ها توضیح دادم . دست اخرم که اگه سریال کره ای سراستین قرمز رو دیده باشین نوه اش ولیعهد میشه و الی اخر . 

تاریخی که تو سریال نشون میده و شورشی که ازش یاد کردم درواقع تو دوره ی امپراطور یانگ جو اتفاق افتاده ولی تو سریال از دوره ی سوک جونگ نشون میده کینه توزی رو تا  یانگ جو . راستش سریالش خییییییلی اب بود و زیادم جذاب نبود... من بیشتر به خاطر یئو جین گو نگاهش کردم . از نقشای امپراطور هایی که میزنن می کشن و اینا خوشم میاد . این ینی امپراطور! به نظرم .

برگشت به وزیره گفت فلانی دیگه نمیخام قیافتو ببینم . یارو گفت ینی میگی دیگه نیام قصر ؟! گفت نه میخام اعدامت کنم . 😁 خیلی باحال بود . 

☘ مرتبط با این سریال ☘

☘ سریال کره ای جانگ اوک جونگ زندگی برای عشق  ☘

 سریال کره ای مرد ملکه اینهیون ☘ 

به نظر من کسی که شورشی هست و ذهن خیانتکار رو داره رو باید تو نطفه خفه کرد . این امپراطورم اینجوری بوده . ولی خب چون زن بارگی نکرده و انتقام مامانشو نگرفته اسمش بد نشده . ولی اون یونگسانگون نگون بخت چون انتقام مامانشو داشته میگرفته اسمش تو تاریخ بد در رفته . ریدم به تاریخ نویساشون. اتفاقا تو این سریالم یانگ جو تاریخ نویسارو اورد و گفت هرچی من میگم رو بنویسین . قانون منم . قانون ینی امپراطور . 

شورشی و خیانتکار که تو سریال می سازن دیگه عن خباثت رو در میارن . طرف این همه خیانت کرده، توام امپراطوری مگه دوره ی معاصره که دنبال محاکمه کردن هستین بزن زود بکشش دیگه ،هی دست دست میکردن . خیلی مسخره و اب بود .

وقتی امپراطور ادم فرستاد ای این جوای عوضی رو  بکشن ، برگشته میگه امپراطور ادم فرستاده یه ادم معمولی رو بکشن ؟! بعد که نتونست بکشه خودش پاشد رفت یکی از پسرای امپراطور که تو بیرون قصر زندگی میکرد رو کشت . مسخره . بعد هیشکیم پی اشو نگرفت که شاهزاده چی شد مرد ...تا اخر مردک زنده بود .

دیگه عصابمو بهم ریخت همشو زدم جلو . اخه عوضی بازی ام تا یه حد . وقتی نمیتونی داستان رو تا ته جذاب پیش ببری اولا گوه میخوری 24 قسمت درست میکنی دوما تاریخ رو درست حسابی درست کن که وقتی زدی شورشی رو تو قسمت 20 که هنوز امپراطور اولیه زنده س کشتی ، اشتباه تاریخی پیش نیاد تو سریال که مردم کسخلتون بیان بگن عه فلانی تو دوره ی امپراطور سومی مرد چرا اینجوری ساختین و فلان . 

یئو جین گو خیلی خوب بازی میکنه نقشای این مدلی رو ،اوایل خییلی هول بود با اینحال چون شبیه امپراطور بود خلق و خوش ، امپراطورم ازش خوشش می اومد و خیلی بهش بها داد . زرنگ بود ولی باید زرنگیش رو میگرفتی و صیقل میدادی و بهش میگفتی اینجوری انجام بدی بهتره . 

پرنس اسیا ⬇ که معرف حضورتون ممکنه باشه جانگ کیونگ سوک ، هم بازی یه دست و خوبی داشت ولی نقشش خیلی مسخره بود .

سریال کره ای قمارباز 대박 The Royal Gambler

هوا برش داشته بود که میتونه امپراطور بشه. وقتی به گدا و رعیت هی برسی و بهشون نون بدی خب معلومه از تو خوششون میاد دیگه . امپراطور که نمیتونه بیاد دونه دونه تو دهن رعیت نون بذاره ،یخورده خودشونم باید تلاش کنن یا نه . یه مشت سست عنصر قمارباز بودن مردم ، هی قمار میکردن می باختن بعد مجبور میشدن خودشونو برده ی اون کله گنده هایی که قمارخونه رو اداره میکنه بشن ، بعدشم مینداختن تقصیر امپراطور . 

امپراطور " سوک جونگ " هم خیلی شخصیت زرنگ و تیزی داشت . اولین باره که از نقش این بازیگر تو یه سریالی خوشم میاد . طرز حرف زدنشم خیلی باحال بود . من حتی به خواجه هاشم چشم داشته شدم . 🤪😄🤦‍♀️

اصرار بی جای ای این جوا به پسر امپراطور بودن بک ده گیل و اینکه تا اخر زنده نگه داشته بودنش خیلی عصاب خورد کن  بود . مخصوصا اونجا که محافظ امپراطور نتونست ای این جوا رو بکشه ولی اون رفت شاهزاده رو کشت انقد مسخره بود که حد نداشت . شاید  اگه همین موارد رو بدون اب بندی و صحنه های اضافی قمارکردن و ادمای مختلف که تو قمار دست دارن و غیره می ساختن سریال تاریخی باحالی میشد ولی خب نشده بود . بااینحال چون نمیتونم جلوی کنجکاویم رو بگیرم چندصفحه ای تاریخ خوندم . که خلاصه ش رو براتون گذاشتم . 

سریال کره ای قمارباز 대박 The Royal Gambler

این منم ، وقتی میخام تاریخ بخونم . 

🍀🍀🍀

امروز تا همینجا . 


🍀  مطالب پیشنهادی 🍀 

💚 سریال کره ای کیمیاگر روح فصل دو 💚 سریال کره ای می تونم کمک تون کنم ؟ 💚 سریال کره ای تاریخ اسیدال یا ارتدال  💚سریال کره ای کیمیاگر روح فصل یک 💚 اهنگ کره ای HANDSUP  از گروه قدیمی BAP 💚سریال کره ای ممنوعیت ازدواج 💚معرفی کتاب وزن رازها  💚 معرفی کتاب کشتن شوالیه 💚سریال کره ای کیمیاگر روح 💚سریال کره ای قاشق طلایی  💚

 

 

سلام من اومدم با یه پست جدید با یه سریال کره ای جدید .

سریال کره ای وارث غیرممکن The Impossible Heir  로얄로더

ببینین کی اینجاست ؟ بله لی جه ووک که در سریال  💚 سریال کیمیاگر روح فصل دو 💚  نقش جانگ اوک رو به زیبایی فوق العاده ای ایفا کرد حالا در سریال ، چی بود اسمش ؟ اها سریال کره ای وارث غیرممکن The Impossible Heir  로얄로더 ، نقش هان ته او رو داره . هان ته او یه بدبخت بیچاره ای که باباش حروم زاده س ، مامانش رفته خودشو راهب کرده و از دست باباش قایم شده و خودشم رفته تو یه کوره دهاتی اونجا قایم شده. حالا دقیق نفهمیدم باباش چی شد .

ولی خودش میره مدرسه تا سال اخر رو تموم کنه و با کانگ این ها پولدار اون دهات که فرزند نامشروع یه یاروی خیلی پولدار تو سئول هست ، اشنا میشه و یه اتفاقایی می افته و اینها و ته او باهم دوست میشن . اینها از هوش و زرنگی ته او میخاد استفاده کنه تا بتونه خودشو وارد دم و دستگاه باباش کنه . اون از ارث محرومه و تو کمپانی هم نمیتونه وارد بشه ولی پول و هرچی بخاد تو دست و بالش گذاشتن . اره خب اینجورین کره ای ها از پول دریغ نمیکنن . حتی اگه بچه رو نخان . خلاصه . زمان میگذره و بزرگ میشن و ته او داره تو یه خونه ی بالاپشت بومی معروف تو سریالای کره ای زندگی میکنه که ساختمون رو به روش هم یه دختر زندگی میکنه .

دختره کیه ؟ یه شیربرنج خالص . داستان از اینجا به سمت زاقارتی پیش میره . 

ته او با یه هکر نابغه که انگار کره ی شمالیه رابطه داره و هراطلاعاتی بخاد براش جور میکنه طرف . از طرفی این خیلی زرنگه و از همه چی سر در میاره . یه طرح داده برای کمپانی بابای اینها ، و اون طرح خیلی طرح خوبیه و تو فکر هیشکی جز هان ته او نرسیده و خلاصه یجوری اب تو اب وارد دم و دستگاه بابای اینها میشه . دختره هم همینطور . بعد اینا مثلا عاشق همن . چیه چیه دختره مامانش عوضیه و قرض بالا میاره ، شرخرا میان دانشگاه دختترو کتک و اینا قهرمان عاشق پیشه هان ته او وارد دعوا میشه و از دختره دفاع میکنه و بعد عاشق هم میشن . 🙄😶 انقد عشقشون مصنوعی و اصلا دیده نمیشه منو یاد سریال ایرانی ها می ندازه گاهی . خیلی نچسبه دختره . خیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییلیییییییییییییییییییییییییییییلی. 

خلاصه باز یه سری اتفاقات اب تو اب می افته و اینها رو به عنوان پسرش قبول میکنه یارو؛ و وارد خونه و دم دستگاه میشه . بعد اها اینو نگفتم ، اینها می بینه که ته او از اون شیربرنج خوشش میاد میره با شیربرنج یهویی کیس 😘 میره و شیربرنج هم با کله افتاده تو کندوعسل چرا پس بزنه خلاصه اینا عروسیم میکنن ولی از اونور قلبش فقط با ته او عه . 🤢 

اوپام لی جی هون که تو سریال   💟 سریال کره ای هتل بزرگ درخشان 💟 معرف حضورتون شد ،  پسر دوم باباهه س . که خیلی موفق بوده و اینا نمیدونم چی به چی میشه ؛ ته او پته شو می ریزه رو اب و باباهه پسرشو میذاره کنار . مسخره مسخره . مردک عوضی مال و اموالت رو نمیخای بدی به بچه هات به کی میخای بدی ؟ به یه پسر عوضی گدا گودوله و یه دختر پتیاره که فرسنگ ها با تو غریبه س ؟ حقته همچین ادمایی بیان تلکتون کنن . حروم زاده ها . همچین ادمایی واقعا وجود دارنا .

سریال کره ای وارث غیرممکن The Impossible Heir  로얄로더

هربلایی سرشون بیاد حقشونه ولی مشکل اینجاست که این بچها هستن که خیلی ضربه می بینن و از مال موروثی که حق خودشونه کنار گذاشته میشن و چقد این سوزش داره که بابای خودت مالشو به تو نده بده به یه حروم زاده ی دیگه . مکررا فش به این خانواده ها . 

خلاصه اینها متوجه میشه که ته اوه و زن شیربرنجش باهم جیک تو جیکن تا رختخواب 🤬، نمیدونست ممکنه تا اینجاها حروم زاده باشن . میرینه به زنش و پاپوش قتل برای ته او درست میکنه و میندازتش زندان . بعد حالا باباهه انگار پسر خودشه ته او ، میخاد اونو از زندان بکشه بیرون . 😶انگار اصلا کارمند دیگه ای و سگ دیگه ای نداشته تو اون دم و دستگاهش فقط ته او باعرضه بوده . مسخره . مسخره . 

من از قسمت 6 به بعد نمیخاستم دیگه ادامه شو بدم چون خیلی سریال اب و داستانش خیلی درهم و مسخره س . ولی این صحنه ی حالگیری اینها از اون دختره ی پتیاره ی شیربرنج خیلی سکشی و باحال بود نمیشد از دستش بدم 😄🤦‍♀️ . 

اصلا من نمیدونم نقش اوپام تو این سریال چیه دقیقا ؟ حیف شدن همه ی اوپاها تو سریال . چه لی جه ووک ، چه لی جون یانگ 💚 سریال کره ای می تونم کمک تون کنم ؟ 💚 چه لی جی هون .

مرکز اصلی ریدمونیه سریال وجود یه دختر شیربرنج با نابازیگری خالصه . انگار از تو کوچه اوردنش . بازیگر وقعا قحط بود ؟ شاید اگه داستان عشقی قابل لمس تر و بازی بازیگر چشمگیرتر بود انقد وجود داستان درهم و مسخره ش تو چشم نمی اومد . 

مسخره ترش اینکه ته او تو قسمت 8 با دختر شیربرنجه که فقط به فکر منافع خودشه ریخته روهم ، اونم از تو زندان ، میگه من میخام تورو بکنم صاحب دم و دستگاه بابای اینها . هه .

اره ... اون کله گنده ای که وزیر جابه جا میکنه چقد بدبخت و ذلیل و خاک تو سر و بی عرضه اس که تو گدا گودوله بیای یه پتیاره کون نشسته رو بکنی رییس دم و دستگاهی که ساخته و حتی به پسراشم نمیده . واقعا این داستانای متوهمی رو مواد میزنن می نویسن ؟ خب بازیگرارو حیف نکنین . واقعا چقد خوشال بودم به خاطر همبازی شدن این پسرا با هم .

یخورده منطق داشته باشین . کسی که وزیر جا به جا میکنه چه احتیاجی به همچین ادمی سطح پایینی داره ؟ و چجوری میشه که همچون ادم سطح پایینی بیاد کسی که وزیر جابه جا میکنه رو بذاره کنار و یه زن که حتی نشونه ای از زرنگی و زحمت کشی توش نیست رو بکنه رییس ؟ دختره فقط دنبال پوله . حتی برای بدست اوردنشم زحمتی نکشید تا دید پسر پولداره میخادش سریع پا داد . چقدم افاده میاد . پتیاره . 

کاش یخورده بیشتر کتکش بزنن . دلم خنک شه .  ایش شیبل . 

سریالو دیدم تموم کردم ینی یک حال بدی دارم که حتی با استفراغم 🤢درست نمیشه این حال بد . خیلی اشغال بود سریالش . اب خالص . عوضی ترین ادم سریال ته اوه بود که اومد شد رییس شرکت . واقعا اشغال بود . از همه سواستفاده کرد یه ادم انگل عوضی که از اینها برای بالا اومدن خودش استفاده کرد . با زن اینها ریخت روهم هرجور کثافت کاری رو کرد و بعدم یهویی شد دشمن اینها . انگار اون چیکار کرده بود باهاش .خیلی شخصیت کثافتی داشت . من گفتم اخرش باباش که از زندان اومده بیرون میاد حالشو میگیره بازم برمیگرده به همون کثافت خونه ای که لیاقت خودشو و اون پتیاره عاشق دل خسته اش بود ، مثلا که چی بازم باباشو نشون دادن  اصلا مردن ننه ش چه سودی تو سریال داشت ؟ فوق العاده حال بهم زن بود . اعتراف میکنم یکی از حال بهم زن ترین سریالای کره ای بود که دیدم . واقعا خاک تو سر نویسنده و عوامل سریال . با همچین سریال اشغالی . حیف جون . حیف جانگ اوک . 

پست بعدی احتمالا زنگ تاریخ کره ؛ باشه . 


 

💜 مطالب پیشنهادی 💜 " لی مینکی " 

 

سلام عیدتون مبارک .

کتاب خوندم .

داستان : شمس و طغری 

این یه رمان قدیمیه که داستانش تو قرن 7 ام و زمانیکه مغول ها به ایران حمله و ایران رو تحت تملک خودشون داشتن ، میگذره . تاریخ توی داستان کاملا واقعیه و خیلی باحال بود . 

داستان توی شیراز میگذره که اون زمان ها ، با وجود حمله ی مغول ها ، چون حکمران شیراز قبول خراج به مغول ها میکنه ، برای همین شیراز از گزند وحشی بازی های مغول ها در امان می مونه و روز به روز پیشرفت میکرده .

داستان اصلی راجبه پسری به اسم شمس که از نژاد آل بویه اس و نسبش به عضدالدوله می رسه ، شمس و پدرش که از خان های فیروزاباد شیراز ، هستن ، برای اینکه به پیشواز فرستاده ی مغول بیان به شهر شیراز اومدن ، شبی که شمس تازه به شهر وارد شده بوده ، تو خونه ی یکی از فرمانده های مغول که تو شیرازه اتش سوزی میشه و شمس برای نجات طغری دختر فرمانده مغولی  ؛ جون خودشو به خطر می ندازه . این فداکاری همان و فالینگ لاو شدن  این دو به هم همانا . 

ولی عشق و هزار مشکل ، اول اینکه مغول ها بهشون ممنوع کرده ازدواج با ایرانی ها رو ، و این مهمترین مشکل بین این دوعه که یک عالم سفر و هزینه به وجود میاد تا اینا بهم برسن . 

این وسطا هم با ابش خاتون اتابک ، که از باقی مونده ی نسل حکمران شیراز بوده و بعد عروس مغولا میشه و بعدشم از طرف مغولا به عنوان حکمران شیراز باقی می مونه اشنا میشیم . 

داستان عشقی که با تاریخ امیخته شده و تاحدودی جذاب بود از لحاظ تاریخی بودنش و تا حدودیم قشنگ بود . ولی یه اب هایی داشت که خب داستان قدیمیه دیگه . داستان همونطور که گفتم ، تاریخش تاریخ واقعی و من باز رفتم کلی تاریخ خوندم که اگه بخام همشو اینجا بذارم اصلا کی حال داره بخونه ! 

داستان شمش و طغری

با خوندن این داستان بازم به این نتیجه که پول حلال مشکلاته رسیدم .

اولا شمس خودش اقازاده بود و چقد ملک و دارایی داشتن ، پدرشم که اومد شیراز به واسطه اینکه با امیرهای مغول و حکمران شیراز رفت و امد و چاکر و سیاست مدار بود ، تونست پسرشو که میخاست به خاطر عشقش تو شیراز بمونه به همه ی امیران موجود در شیراز معرفی و براش کلی زمین و اینا خرید . از طرفی پسر کو ندارد نشان از پدر ، شمس هم از زیرکی و سیاست چیزی کم از پدرش نداشت و با اینکه 18 سالش بود ولی خیلی زرنگ بود و عدو شد سبب خیر و مال و گنج موروثی که از عضدالدوله بهشون به جا مونده بود رو سر یه اتفاقی پیدا میکنه و کلی با اون پول می تونه اینو اونو بخره و برای خودش اسم و رسمی تو دربار مغولها و جلوی امیرمغولی بدست بیاره . به واسطه ی همون پولها از هر مخمصصه ای جون سالم به در میکرد و حرفش به رو داشت . حتی وقتی ابش خاتون فهمیده بود که شمس عاشق یه مغولی شده میگفت اگه به ایلخانی پول خوبی بده میتونه دختررو به راحتی بگیره . خلاصه درسته زرنگ بود ولی بی مایه فتیره ...! 

درکل داستان عشقی قشنگی بود ولی این همه تب و تاب عشقشون بعد از شب اول انگار سرد شد و دیگه اون حرارت عشق تو داستان پیدا نبود ،نذاشت حداقل چهاربار باهم بخابن بعد اتش عشقو سرد کنه 😁😶 از طرفی اینکه بعد از چندوقت طغرا ، شمس رو مجبور کرد بره یه زن دیگه بگیره و بعدش هردو زن گفتن برو ابش خاتون که بهت چشم داره؛ رو هم بگیر هم ، خیلی مسخره بود . از طرفی این ابش خاتونی عجب پتیاره ای بود . 😁🤭🙄

خلاصه اینکه دم عیدی بعد از یه هفته کتاب رو تموم کردم و حالاام که عید شد و برای من که اهمیتی نداره این روز با روز پیش ، چهارشنبه ای مث همه ی چهارشنبه ها . هیچی دیگه میخام سریال جدید شروع کنم . 

سریال کره ای قمارباز the Royal Gambler  . 

💜 مطالب پیشنهادی 💜 " لی مینکی " 

 

 

سریال کره ای دکتر اسلامپ  Doctor Slump 


اسلامپ ینی وضعیت عملکرد ضعیفی که برای مدت طولانی ادامه پیدا کنه .

 

سریال راجبه پارک شین هه در نقش کیم هانول که رزدینته و استادش هی بهش کار میده و‌ زور میگه و برای دیگران مقاله و پایان نامه می نویسه و یه روزم استراحت نداره و پدرش در اومده ، اون از بچگی خیلی درس خون بوده و هدفش دکتر شدن بوده ولی حالا که دکتر شده تقریبا ،از خستگی داره میمیره ، و هرسری که تو دوران دبیرستان از تفریح و هرکاری که باعث شده از درس عقب بمونه ، دست کشیده به خودش گفته که عوضش دکتر میشه و یه نفس راحت میکشه و خوشحال میشه ، ولی الان نه تنها خوشال نی بلکه خیلی خسته اس و به هیچیش نمیرسه .

سریال کره ای دکتر اسلامپ  Doctor Slump

یه روز تو خیابون غش میکنه و میره کبد؟ یه جایی هست اسمش یادم رفت عمل میکنن در می یارن ؟! ، اونجارو عمل میکنه ، ولی فرداش بالافاصله میره سرکار و برای کار نکرده مجبور عذرخاهی کنه ، از طرفی بالاخره تصمیمشو گرفته و رفته روانپزشکی و بهش گفته تو افسرده ای و باید از کارت کناره بگیری، دچار فرسودگی کار شدی ، قضیه عذرخاهی اجباری هم مزیدی بر علت میشه و طاقتش تموم میشه و میرینه به استادش و از بیمارستان میاد بیرون و فک میکنم تعلیق میشه . اینجوری بیکار میشه. میاد خونه میره طبقه ی بالا پشت بوم مشروب بخوره می بینه عه همکلاسی دوران دبیرستانش اونجاس .

سریال کره ای دکتر اسلامپ  Doctor Slump
همکلاسی دوران دبیرستان هیونگ شیک در نقش جانگ وو ،عه، که دکتر زیباییه و خیلی موفق و پولدار بوده ولی به خاطر اینکه یه مریض خارجی زیردستش میمیره ، دادگاهی میشه و همه چیش رو از دست میده . اینجوری میاد یه خونه ارزون بالا پشت بوم و اونجا هانول همکلاسی دوران دبیرستانشو می بینه .
هرکدوم تو وضعیت سخت و شکست هاشون و ناراحتی هاشون همو می بینن و کم کم باهم صمیمی میشن و عاشق هم میشن .
سریال با نشون دادن پرونده ی مردن مریض خارجی جانگ وو و بیکار شدن هانول و سونبه ای که هردوشون باهاش رابطه دارن و ازش ضربه خوردن پیش میره .

سریال کره ای دکتر اسلامپ  Doctor Slump
این بین ، رابطه ی کیوت و قشنگ هانول و جانگ وو ، و شخصیت روشن و مثبت و قوی جانگ وو خیلی دیدنی کرده سریالو و واقعا یکی از بهترین سریالایی که پارک شین هه این مدت بازی کرده س . هم از لحاظ داستان و جذابیت هم از لحاظ بازی خودش .

واقعا بعد از ازدواج احساس میکنم باری روی دوشش بوده و راحت نبوده و این بار از دوشش برداشته شده انقد راحت و معمولی و خوب بود که حد نداره . چه تو بازی چه تو مصاحبه ها و برنامه هایی که باهم رفتن .
هیونگ شیک هم دقیقا همین شخصیت شوخ و راحت و باحال و بامزه و مثبت و جو راحت کن که خودش داره ، رو تو سریال داره . با وجود خانواده ی عوضیی که داره تو سریال ،با اینحال خیلی شخصیت خوبی داره و با انرژی مثبت تونسته به سختی خانواده ش غلبه کنه . البته اینجوریم نیست که خجسته باشه و مسخره .

 

سریال کره ای دکتر اسلامپ  Doctor Slump
 

هانول هم کلا شخصیت دشوار و پیچیده ای نداره ، یه. دختر معمولیه که فک میکرده اگه خیلی درس بخونه و به شغل خوب داشته باشه خوشبخت میشه و خانوادشم ازش راضی . بامزگی خاص خودشو داره و از این درس خونای عن نیست خلاصه .
سریال قشنگ و باحالی بود . البته اب های خاص خودشو داره . بعضیا میگن بار سریال رو هیونگ شیک به نظر من اینجوری نی ، دوتاشونم خیلی خوب بودن گرچه شخصیت باحال هیونگ شیک باعث شده بازیگر روبه روش حتی بهتر باشه کارش .به نظر من شیمی خیلی خوبی داشتن . 

من زیاد شخصیت های فرعی رو نگا نکردم ، مثلا این دوست جانگ وو و دوست هانول ، دوست جانگ وو قابل تحمل بود بامزه بود ولی واه واه دوست هانول انقد حال بهم زن بود که حد نداره ذهلم میره ازش . خیلی روعصاب بود . من اون می اومد میزدم جلو . 😁


دیگه اینکه ، همین دیگه برین ببینین .خیلی قشنگ بود . 

  عکسای قسمت اخر سریال : 

خیلی قشنگن عکساشون ، از این تیپ عکسا خوشم میاد . 

سریال کره ای دکتر اسلامپ  Doctor Slump

 

سریال کره ای دکتر اسلامپ  Doctor Slump

سریال کره ای دکتر اسلامپ  Doctor Slump

سریال کره ای دکتر اسلامپ  Doctor Slump

سریال کره ای دکتر اسلامپ  Doctor Slump

پارک شین هه تو مصاحبه اش میگفت که این سریال رو وقتی فیلمنامه ش رو خوندم دیدم چقد با زندگیی که داریم می گذرونیم شبیه ، از اونجا که خودم بازیگرم و با ادمای زیادی ارتباط دارم زمان هایی هست که مث کیم هانول در سریال نتونسته باشم جوابی که درخور موقعیت هست رو بدم و اونو در خودم دفن کردم . کیم هانول هم همیشه در درونش حرفهایی داشت که نمیتونست در خور موقعیت جواب کسی رو بده و اینا همه در وجودش جمع شده بود و داشت سختی میکشید . من به این شخصیت احساس تعلق پیدا کردم . هرکسی ممکنه وضعیت رکود رو تجربه کنه . ادمهایی هستن که در ظاهر سرحال هستن و چیزیشون نی ولی در درون دارن وضعیت سختی رو می گذرونن .

این داستان غلبه بر اون سختی با ادمهای اطرافت و یا ساختن عادت های کوچیک برای اینکه قدرت بدست بیاری تا بر اون مشکلات غلبه کنیه و نه اینکه اون زمان رو به عنوان یه واقعه ی بزرگ در نظر بگیری و بخای زوری بهش غلبه کنی . 

از اونجا که این روزا در جامعه ما ، رفتن به روانپزشکی یه جو اجنتنابی شده ما سعی کردیم تو این سریال این پیش داوری رو کاهش بدیم . 

سریال کره ای دکتر اسلامپ  Doctor Slump

مصاحبه ش طولانیه به مرور بقیه شو میذارم  . 

سریال کره ای دکتر اسلامپ  Doctor Slump

مخصوصا اینو خیلی دوس دارم . 😎💗 

سریال کره ای دکتر اسلامپ  Doctor Slump

تو سریال دیالوگ خوب خیلی زیاد بود که نتونستم همرو بنویسم . ولی اینا رو چون به کره ایشون رو نوشتم اینجا می ذارم . 

قسمت اخر هانول گفت که من تصمیم گرفتم به اینکه شانس من ، ممکنه فردا یا در جای دیگه ای منتظر من باشه ایمان بیارم . 

 یه جادیگه بود که رفته بود روانپزشکی ، به دکتره میگفت اینا همه اومدن اینجا تا خوب بشن ؟ و واقعا خوب شدن چیه ؟ ینی میخان شاد بشن ؟ 

دکتر گفت نه ، اینکه بدبختی ها و بدشانسی های زندگیت رو قبول کنی و وقتی دوباره پیش میاد بگی اشکال نداره و دوباره سرپا شی و به این ایمان بیاری که میتونی اونارو تحمل و پشت سر بذاری . 

سریال کره ای دکتر اسلامپ  Doctor Slump

سریال کره ای دکتر اسلامپ  Doctor Slump


🍀  مطالب پیشنهادی 🍀 

 

💚 سریال کره ای بازگشت  💚  اهنگ کره ای شستشوی قلب کیوهیون سوپرجونیور  💚  سریال کره ای سلبریتی 💚   سریال چینی خون جوانی  💚  معرفی اهنگ the rose back to me 💚 سریال کره ای از گور برخاسته💚  سریال کره ای گل شیطان  💚 

 

 

سریال کره ای  جنگ گوریو و خیتان رو دیدم ، یخورده سریال سنگینی بود مخصوصا اینکه قسمت های جنگیش خیلی زیاد بود و یخورده خسته کننده بود . من سریال 134 قسمت ده جو یونگ رو دیده بودم که اونم جنگی بود و راجبه جنگ گوگوریو و خیتان که باعث نابودی گوگوریو میشه ، ولی اون خیلی جذابتر بود جنگش و سیاست ها و مکالمه ها و نقشه هایی که برای هم می کشیدن . البته که بازیگر هاشم خیلی بهتر از این بودن و همشون واقعا نقش به سزایی تو سریال داشتن . 

این سریال برعکس سر و صدایی که براش راه انداختن که به مناسبت نمیدونم 50 مین سالگرد ؟ شبکه ی کی بی اس ساخته شده ، با اینکه دوره و امپراطوری که نشون دادن درواقع دوره ی طلایی و امپراطور خوبی بوده ولی خیلی شیت بود . از نقش امپراطور اصلا خوشم نیومد و نقش کانگ گام چان یکی از وزرا و نقش اصلی سریال ، که بازیگرش بازیگر سریال امپراطور دریا در نقش گونگ بوک ، بود ، بود ، اینجا زیاد نقش باحالی نداشت . بیشتر خیلی پدرطور حامی امپراطور جدید و جوون بود .

دیالوگی که خیلی تو سریال به کار می رفت : ما حتما پیروز میشیم .

وزرای دیگه خیلی ماست بودن و مفت خور به تمام معنا بودن . کاش یخورده از کار وزرا نشون بدن که دقیقا غیر از مخالفت با امپراطور و یا موافقت و ایستادن و بر و بر نگاه کردن هم دیگه چه کار مهم و تاثیرگذاری برای گوریو یا چوسان انجام میدادن ، خیلی ادمای بیخودی بودنن . قسمتی بود که ژنرال های جنگی از اینکه امپراطور اونارو حساب نمیکنه و فقط با وزرا مشورت میکنه خشمگین شده بودن و اومده بودن حقشونو بگیرن ، درواقع این سربازا هستن که باید درمورد وضع جنگ و ممکلت و صلح و سیاست حرف زده بشه نه وزیری که تو پایتخته و هیچی نمیدونه و فقط نگران برنج خودشو و تا جنگ میشه بدو بدو فرار میکنه ، واقعا حق با اونا بود و به ناحق کشته شدن به نظرم . خلاصه ...

 

تو پست 💟تاریخ در سریال کره ای عاشقان ماه و بدرخش و دیوانه شو  💟 راجبه اصل و نسب این امپراطور تو سریال مفصل گفتم و بیشترش زیاده گویی ، یخورده پیچیده س ولی دقیق بخونین می فهمین چی شد 🙄🤭😁 ، دقیق بخونین . زحمت کشیدم از کره ای به فارسی برگردوندم .

در ادامه درمورد تاریخ در این سریال باید بگم که تمام وقایع سریال عینا با تاریخ واقعی ساخته شده و چیز تخیلی توش وجود نداره .

کانگ گام چان با بازی گونگ بوک ، که بالا گفتم کیه ، یکی از فرمانده و وزرای اشراف زاده ی اون موقع بوده که نقش به سزایی تو جنگ با خیتان داشته و خیلی سیاستمدار بوده ، حتی مجسمه ی و مقبره سنگی اون تو پارکی به نام ناک سانگ ده ؛وجود داره . 

 

ناک سانگ ده جایی که کانگ گام چان توش به دنیا اومده و به معنای جایی که وقتی کانگ گام چان توش متولد شد ستاره ای سقوط کرده . اونو تو مقبره ی امپراطور دفنش کردن . 

 

درکل سریال متوسطی بود گویا میگن فصل دو هم داره . من زیاد دوسش نداشتم . اولاش جذابتر بود . به نسبت سریالای جنگی و تاریخی دیگه زیاد جذاب نبود . با اینحال به نظرم از سریال 💚سریال کره ای معشوق  💚 خیلی بهتر بود از لحاظ سیاسی و جنگی . گرچه اون دوره کلا با این دوره فرق میکرد . اونجا یه امپراطور دیگه حاکم بود . 

 

 

🍀  مطالب پیشنهادی 🍀 

💚  سریال کره ای بی خانمان  💚  سریال ایرانی برف بی صدا می بارد 💚  فیلم سینمایی موقعیت مهدی  💚 سریال ژاپنی روزها 💚 سریال کره ای ایدل مقدس 💚 فیلم سینمایی غریب 💚سریال کره ای رویارویی یا دوست پسر 💚سریال کره ای وکیل طلاق 💚سریال کره ای توطئه در دربار 💚

 

من بعد از مدتها مقاومت این سریال رو دیدم . 

سریال کره ای سقوط اضطراری عشق یا سقوط بر روی عشق ، 사랑의  불시착 crash landing on you 

سریال راجبه یون سری یه دختر از یه خانواده پولداره " پولدار نباشه نمیشه " که رفته برای خودش یه کمپانی زده و موفق شده حالا اومده پاراگلایدر و لباس ورزش و اینا تولید کرده ، من نفهمیدم این بالاخره لوازم ارایشی داشت تولید میکرد یا لباس ، خلاصه یه روز برای امتحان وسایلی که ساختن با برند یون سری ، سوار پاراگلایدر میشه و پرواز میکنه ولی یهو طوفان و تندباد میاد و یون سری رو برمیداره میندازه کره شمالی ، " از جمله حقایق یکی اینکه شبه جزیره ی کره 70 درصدش کوه و دریاس و امکان همچون طوفانی درش نی " چشم باز میکنه می بینه تو جنگله؛ سر و صدا ، که هیون بین میاد و اونجا اولش دچار سوتفاهم میشه و فک میکنه تو کره اس ، ولی هیون بین بهش میگه که اینجا کره شمالیه و اگه میخای گیر نیفتی اینجا، همینجوری مستقیم بدو و به دوراهی رسیدی بپیچ راست ، ولی دختره چون احمقه می پیچه چپ و اینجوری میشه که شانس برگشت به کره جنوبی رو از دست میده و شانسا خیلی شانسا از دهاتی که هیون بین زندگی میکنه سر در میاره ، از قضا هیون بین هم داشته دنبالش میگشته و پیداش میکنه و اونو تو خونه ش پنهان میکنه .

سریال کره ای سقوط اضطراری عشق 사랑의 불시착

و اینا در عرض یک ماه عاشق هم میشن و هربار که میخاسته اینو بفرسته جنوب مشکل به وجود می اومده . این بین داستان های دیگه ایم هست که مهمترینشون وجود یه عوضی تو سریاله که سیریشه و برادر هیون بین رو کشته و حالا میخاد یه آتو پیدا کنه هیون بینم بکشه و سپس کل خانواده شو بکشه پایین . اولش همه فک میکنن هیون بین یه سرباز معمولیه که درجه داره ، ولی درواقع اون پسر یه مقام بلندپایه س خیلی کله گنده س . 

سریال کره ای سقوط اضطراری عشق 사랑의 불시착

9 قسمت اول خوب بود ولی بعدش فوق العاده اب شد . و اصلا خیلی غیرمنطقی و مسخره بود . من فک میکنم اگه بر حسب واقعیت درست میکردنش عشقشون قشنگتر جلوه میکرد . ولی اینجوری خیلی اب تو اب بود .

اولا چجوری زود در عرض یه ماه درحالیکه زیادم باهم حرف نزدین عاشق هم شدین !؟ اصلا بگیم شدین . دختره اصلا انگار رفته بود سوییس ، اصلا انگار درکی از اینکه الان کره شمالیه نداشت . انگار پیک نیک رفته بود عین خیالش نبود . خجسته 😶 هی لفت میداد رفتنشو به کره جنوبی خبر مرگت خب اگه این پسسرو میخای عاشقشی خب بمون اونجا ، بالاخره راه واسه موندگار شدنت بیشتره تا فرستادنت به کره جنوبی ، اگه نمیخای خب تلاش بکن اصرار بکن به اونی که میتونه کاری کنه بچسب ، یه پسره دیگه بود اصلا این دیگه خیلی مسخره بود ، که از برادر این دختر ه کلاه برداری کرده بود برای اینکه فرار کنه رفته بود چین از چینم با واسطه اومده بود کره شمالی قایم شه ! 🤨🙄ادم بره کره جنوبی زندان بهتره ؟یا اینکه بری کره شمالی که معلوم نی چجورین و نکنه تورو بکشن و اینا ؟ عقل دارین ؟ 

سریال کره ای سقوط اضطراری عشق 사랑의 불시착

خلاصه اون پسره قبلا به یون سری چشم داشته ، همو تو کره شمالی می بیننو پسره میگه خطرناکه فلان بیا من می فرستمت بری ، نفهم بازی و تهش باز میره پیش هیون بین

اخرش انقد مسخره و ساده اینو رد کرد کره جنوبی اصلا همینجوری موندم ، خب اگه این راه بود چرا همون فردا اینکارو نکردی ؟ اصلا بگیم فردا نتونستی چون از مرز برگشته بودی ، چرا بهش نگفتی که یه ماه بعد میتونم به راحتی ردت کنم بری و هی راهای مختلف امتحان کردی ؟! بعد اخه اگه این راه هست چرا خودتون اینجوری فرار نمیکنین ؟! اصلا اگه انقد عاشق هم بودین فرار میکردی کره جنوبی ،به نظر من خیلی طبیعی بود که اینکارو کنن بالاخره این یه سریال تخیلی بود دیگه چرا نذاشتن هیون بین بره کره جنوبی ؟! 

سریال کره ای سقوط اضطراری عشق 사랑의 불시착

7 قسمت بعدی رسما اب بود ، اصلا اومدن اون سربازا به کره جنوبی و فرار اون عوضیه برای کشتن یون سری به کره جنوبی ، خیلی مسخره بود . واقعا چجوری این سریالا میترکونن؟؟؟؟ من واقعا دارم به خودم به عنوان یه کی درامر شک میکنم 😁😎🤭

من تا قسمت 6 دوس داشتم پروانه اینا بودم خنده دار بود ولی موندن بیشترش تو کره شمالی خیلی خیلی  غیرواقعی بود . 

بیاین چندتا حقایق سریال بهتون بگم  : 

شایعه ای هست که 90 درصد کره شمالی این سریال رو دیدن . همچنین برای ساخت این سریال از فراری های کره شمالی که تو کره جنوبی هستن کمک گرفته شده . با اینحال سریال طبیعتا با حقایق خیلی متفاوته . 

تو قسمت 9 صحنه ای هست که اون یارو سیریشه میره خونه رییس امور سیاسی که یه مقام بلند مرتبه س تا دنبال جاسوس کره جنوبی ینی یون سری و هیون بین ؛پسر رییسه بگرده ، و وقتی پیدا نمیکنه تو روی رییس اعتراض میکنه که اونا کجان و فلان . به گفته ی کره شمالیا همچین چیزی محاله ممکنه . اگرم ارتش بریزه تو خونه ی یه مقام ارشد حتما دستور رو از کیم جونگ اون گرفتن و حتما برای پاکسازی رفتن وگرنه همچین کاری مجازاتش هم برای اونایی که رفتن و هم برای خانواده و اطرافیانشون ، مرگه . درجا ...

تو درام نشون میده که سرباز هایی که تو مرز هستن جلیقه ضدگلوله پوشیدن و خیلی تر تمیزن ، درحالیکه اینجوری نی اونا مث گداها لباس می پوشن و وقتی ببینیشون نمی فهمی اینا سربازن یا گدا . " بدبختا " 

سریال کره ای سقوط اضطراری عشق 사랑의 불시착

نکته ی خیلی مهم که اصلا سوتی سریال بود ، همونجور که گفتم ، یون سری به راحتی از مرز ، انگار مرز سوییس و فرانسه س ، که همه جاش در واقعیت فنس با برق فشار قویه رد میشه اونم بعد از ده قسمت ، اگه میشد به این راحتی رد شد چرا انقد قایم موشک بازی کردن ؟! و دوما اصلا امکان نداره یکی به اون راحتی رد شه بیاد کره جنوبی و فردا بیاد سئول ، درواقع سریال امنیت مرز خودشونو برده زیر سوال و ارتش و سربازایی که تو مرز هستن رو بز جلوه داده . 

سوتی که نمیدونم ولی سریال یجوری نبود که نشون بده کره شمالی ها به رهبرشون خیلی احترام میذارن و عرق دارن ، وقتی درمورد کره ی جنوبی حرف میزدن انگار دهنشون اب می افتاد برن اونجا ، و وقتیم اونجا بودن همچین حسی تداعی میشد . بعد نوشته بود یه جا که سریال ترویج علاقه و کنجکاوی به کره شمالی کرده و اگه دوران کرونا نبود سیلی از توریست ها روانه ی کره شمالی میشدن . 

البته که من متوجه هستم اگه قرار بود واقعیت باشه خب انقد ممکن نبود محبوب بشه ولی فک میکنم اگه واقعی تر می ساختن عشقشون خیلی سوزناک تر و قشنگتر میشد . فک کن وضعیت سخت و اسفناک و خفگان کره شمالی و عشقی که بین این دونوگل جوانه میزنه و امید رو در سرباز کره شمالیی می شکفه ، و وضعیتی که نمیتونن بهم برسن ، باحالتر نبود ؟ اینجوری اصلا انگار نه اینگار ، بعد یه ارتشی کره شمالی بدون تفتیش عقاید و به پا ، چطور میتونه بره سویییس و با یه زن خارجی اونم کره جنوبی لاو بترکونه ؟ 

سریال کره ای سقوط اضطراری عشق 사랑의 불시착

تو کره شمالی اگه یه ارتشی که نامزد داشته باشه همچین موردی براش پیش بیاد بلافاصله اخراج و معلوم نی چه بلایی سرش بیارن . و کل خانواده ش به زناکار متهم میشن . چون اونا خیلی به عقاید کنفسیوسی قدیمشون پایبند هستن . 

تو سریال نشون میده که قسمت های اول هیون بین به یون سری میگه که موهای باز تو کره شمالی نشون دهنده ی دیوونه یا زن خارجیه ولی نامزد خودش که قسمتای بعد میاد موهاش بازه همیشه . 🙄 تو کره شمالی موی زن باید کوتاه یا بسته باشه . 

درواقع از قسمت ده به بعد کلا سریال رو به اب رفت و فقط برای اینکه یه لاوترکونی تو کره جنوبی هم انجام بپذیره ،نشون دادن . 

وگرنه کلش از منطق خارج بود . اگه کره شمالی ها میتونن به راحتی دو روزه ؟ تونل بکنن و وارد کره جنوبی شن خب چرا فراریا انقد خودشونو عذاب میدن میرن نمیدونم چین یا مث فیلم  🍀 فیلم کره ای اسم من لو کی وان با بازی سونگ جونگ کی  🍀  بلژیک و اینا ؟! خب اونام میان تونل میکنن دیگه .

و اصلا چرا یه مقام ارشد کره شمالی که اون همه جرم کرده باید بره دادگاه ؟ اصلا مگه دادگاه دارن ؟ درجا مجازات میشن میبرنش اردوگاه کار اجباری ، مگه میشه اصلا چرا باید فرار کنه بیاد کره که یون سری رو بکشه ؟ بعد عاشق دل خسته هیون بین هم از جنگل ها بگذره و وارد جنوب شه و بیاد از یون سری محافظت کنه بدون اینکه هیچ برنامه ریزی هماهنگی با مامورین کره جنوبی ،همینجوری یلخی ؟! ینی سرویس امنیت ملی کره جنوبی برای شما یک شوخیه ؟ اینجوری بود که کره جنوبی  الان به فنا رفته بود . 

قسمتای اول دوس داشتم ولی درکل زیاد باحال نبود داستانش . 


🍀  مطالب پیشنهادی 🍀 

💟 سریال کره ای دلال ازدواج رو وون 💟 سریال کره ای دروغه همه 💟 سریال کره ای داستان ازدواج بانو پارک  💟پادشاه ابدی  💟 سریال کره ای اودیسه ی کره ای سون او گوک 💟قالب جدید 💟 سریال کره ای بدرخش یا دیوانه شو  💟 سریال کره ای مرد من الهه عشقه 💟 my man is cupid 💟 جمع بندی سریال های در حال پخش که دیدم 💟اهنگ جدید آی اِم مونستااکس slowly 💟تاریخ در سریال کره ای عاشقان ماه و بدرخش و دیوانه شو  💟

 


 지은닥 : 아쩌씨 지금 내 머리카락 쳤어요 ?

아 ... 그러니까 가슴에 검이 꽃히지 , 사람이 이런 게 꽃히는 데는 다 이유가 있다니까요 .

 ? 도깨비 : 너 어떻게 사람 아픈 데를 콕콕 찔러? 사이코패스야?

지은닥 : 아쩌씨는 뭐 ! 처음부터 안  그랬는 줄 알아요 ? “ 너 도깨비 신부 아니다 “ “ 소문에 살지 말고 현실에 살아라 “

자기는 뭐 , 콕콕 안찌르고 되게 푹신푹신했는 줄 아나 봐.

도깨비 : 너 위해서 얘기한 거잖아 ! 너 위해서 !

지은닥 : 나 위할 거면 , 남친이나 내놔요 ! 알바 , 이모네, 남친 !

무슨 수호신이 이래 ? 안 이뤄젔잖아요 남친 !

도깨비 : 여기 있잖아 네 남친

지은닥 :여기 어디요 ? 여기 어디 ?

 도깨비 : 여기 !!! 네 앞의 나 !!!

 


 

سریال کره ای گابلین 쓸쓸하고 찬란한 도깨비

 

جی اون تاک : اجوشی الان موهامو کشیدی ؟ آ.. برا همینه که یه شمشیر تو سینت فرو رفته ...حتما دلیلی داشته که اینجوری شدی ...

گابلین : چطور میتونی رو نقطه ضعف مردم دست بذاری و نمک بپاشی رو زخمشون ؟ سایکوپسی ؟ 

جی اون تاک : خودت چی ، فکر کردی خودت از اول رفتارت درست بوده ؟ " تو عروس گابلین نیستی ، تو شایعه ها زندگی نکن ، تو واقعیت زندگی کن " خودت حتما فک کردی که خیلی ادم نجیب و مهربونی بودی ...

گابلین : به خاطر خودت اون حرفارو زدم ... به خاطر خودت ...

جی اون تاک :اگه به خاطر منه یه دوست پسری چیزی بهم بده ...کار نیمه وقت ، خانواده خالم و دوست پسر ...چجور نگهبانی هستی ؟ براورده ش نکردی دوست پسر رو ...

گابلین : دوست پسرت همینجاست ! 

جی اون تاک : اینجا کجا کجا ...؟!

گابلین : همینجا جلو روت ، من ! 

 

 

 

💗 مطالب پیشنهادی " ژاپنی " 💗

 

 

 

💗 فیلم ژاپنی عشق را ببین و بشنو  💗سریال ژاپنی ازدواج دروغین ما 💗   سریال ژاپنی چشم های قرمز  💗  سریال ژاپنی هویت  💗   سریال ژاپنی عدالت  💗   فیلم ژاپنی someone   💗  سریال ژاپنی معشوق 💗 سریال ژاپنی سکوت  💗  سریال من سرنوشت تو هستم I'm Your Destiny  💗  سریال ژاپنی اخرین کات یا برش نهایی💗 سریال ژاپنی روزها  💗سریال ژاپنی کاش صد ها بار بهت گفته بودم 💗سریال ژاپنی اولین عشق  💗 فیلم ژاپنی ازدواج شاد من 💗فیلم ژاپنی اگه گربه ها از جهان ناپدید بشن💗 فیلم ژاپنی هیولا monster 💗مصاحبه ی گونگ یو 

 

 

 

خب من زیاد از جانگ نارا خوشم نمیاد چون همه جا خیلی حق به جانب و مظلوم نماس . 

ولی گفتم حالا به خاطر این اوپای جدید هم که شده بذار اینم ببینم . چیزی که زیاده وقت ...

شما دارین 205 مین پست به نوشته ی آسیه در بیشه زاری غرق در شکوفه رو می خونین که یه وبلاگیه که نظراتم راجبه سریالایی که دیدم رو می نویسم . با اسپویل ...🤭😎 به تعداد صفحات وبلاگ ،توجه نکنین این 205مینه . 

سریال کره ای پایان خوش من my happy ending 

درمورد جانگ ناراس که اسمش جه وون هه ، خیلی موفقه و رییسه یه کمپانی مبلمان سازیه ، و زندگی خوبی داره و شوهر استاد دانشگاه و بچه 7 ساله و پول و اینا ... بعد کم کم معلوم میشه که این زندگی چقد راز درش نهفته بوده . 

سریال کره ای پایان خوش من my happy ending 2023

جانگ نارا اختلال دوقطبی داره و قرص مصرف میکنه مامانشم اونجوری بوده . بچه اشم بچه ی شوهره نی . از کس دیگه ایه که حتی خود جانگ نارا هم نمیدونه که این بچه بچه کس دیگه ایه . 

شوهره اینو می فهمه از کجا ؟!

یه پتیاره ای هست تو سریال 🤦‍♀️😁 "چندوقت این فش افتاده تو دهنم خیلی زششته ولی واقعا جنده بود دختره " که دوست صمیمی جانگ ناراعه که اون پتیاره دختر یه کله گنده ایه که جانگ نارا از مدرسه ساپورت کرده تا به الانش تبدیل بشه . اول سریال خب اینو نشون نمیدن بیننده فک میکنه اووو  این زنه خودساخته س فلان بعد یهو میبینی اصلا کمپانی واسه یکی دیگه س این فقط مدیره ... البته خب کارمند شدنم کار شاقیه تو همچون کمپانیی ، چه برسه به مدیر ولی خب به شرطی که یه انگل زندگیتو تو دستش نداشته باشه ...انگل اشاره به بابای اون پتیاره هه . 

حالا خب آسیه.شی بگو قضیه چرا فش میدی فلان ... 

جونم براتون بگه که ، این باباهه از این موسسه های بورسیه و اینا داره میره مدارس خوبا و استعداد.دارا رو بورس میکنه بعدم تو شرکت خودش استخدام میکنه و یکاری میکنه که ازشون اتو داشته باشه ...

سریال کره ای پایان خوش من my happy ending 2023

جه وون رو هم اینطوری کرده وقتی موفق شده و به عنوان یه طراح اسمی در کرده ، به یه اشغال الدنگ که شوهر دخترش بوده ، فک کن ادم چقد باید حروم زاده باشه که شوهر دخترشو ، زندگی دختر خودشو خراب کنه ...شوهر دخترش از این ادم اشغالا بوده به این زن اون زن دارو میداده استفاده میکرده طرف صب یادش نمی اومده چی شده ، جه وون رو هم اینجوری کرده . بچهه مال این اشغاله س . 

دختر مرده ، " پتیاره ی موردبحث" اینو می فهمه که شوهرش رفته با دوست صمیمیش ، فک میکنه که دختره خودشم پا داده ، خودشم چون حامله بوده سقط میشه و اینا ، با وجود اینکه میدونسته شوهرش چه اشغالیه بازم دنبال انتقام بود پتیاره ... واقعا دهنم باز مونده 😲 نویسنده چی زده اینو نوشته ...

اصلا یهو سریال خیانتی شد بعدش قتل شد بعدش سیاسی شد اصلا آشی بود...

بعد خودشم اینو به اسم ناشناس ایمیل زده به شوهر جه وون که دخترت دختر تو نی ، شوهره هم دی ان ای و اینا ، چقدم راحت زود میرن دی ان ای میگیرن ، می فهمه که اره بچه بچه خودش نی این همه مدت داشته بزرگش میکرده و خودشو جر داده براش ، از اینورم از زنش بدش میاد ، تصمیم میگیره زنرو بسوزونه چیکار میکنه ؟! میره با دوست صمیمی زنش ینی دختر پتیاره هه میریزه رو هم ، خر ؟از خدا چی میخاد ؟ اصلا دختره واسه همین اینکارو کرده که زندگی جه وون رو بهم بریزه . 

کشمکش اینا ، دست اخر شوهره متوجه میشه که جه وون بیماری دوقطبی داره و مدتهاس قرص استفاده میکنه یهو عشقش که خاموش شده بود بیدار میشه و دلش می سوزه و به خودش نفرین که من چه کردم ،بعدشم می فهمه که  اینا همه نقشه ی پتیاره بوده و باهاش بهم میزنه ،ولی دیگه دیره ...بابای پتیاره بیخود و بی جهت می زنه شوهررو میکشه ... واقعا چرا شوهرشو کشتن ؟ خب میتونست اون موبایل " این یه قضیه دیگه س که الکی برای اب کردن و قاتل نشون دادن پتیاره اوردن تو فیلمنامه " رو ازش بدزده یا مجروح کنه موبایلو بدزده ، نیازی به کشتنش نبود ...خیلی مسخره بود ... میدونین چرا کشتنش ؟ 

چون یه اوپای جذاب که عاشق و مراقب جه وون هست وجود داره و انقد جنتلمنه هی خدا یه دونه از اینا بفرست ایران دیگه از تو دراما ......اه . 🤦‍♀️😁 این پسره قبلا تو سریال موش بازی کرده با لی سونگی . ولی من اونجا از کارش خوشم نیومد ، نامرد نیومد به لی سونگی بگه قضیه چیه . حالا درهرحال ...😁

سریال کره ای پایان خوش من my happy ending 2023

خلاصه این پتیاره و باباش از هیچ کاری فروگذار نمیکنن که جه وون رو از زندگی ساقط کنن ، ولی جه وون با کمک این اوپای جیگر همه ی سختی هارو پشت سر میذاره و اخرشم به اوپا اوکی میده . و تمام . 

اوناام الکی الکی بدون اینکه به سزای اعمالشون برسن میمیرن ...

تا قسمت هشت خوب بود همینجوری یواش یواش داشت اتفاق می افتاد یهو همه چی تند شد ، بابای پتیارهه سگه یه نماینده مجلس از اب در اومد ، پتیاره هه یهو قاتل شد زد یکیو کشت انگار کارش کشتن بوده انقد راحت با چاقو یکیو کشت حرمله هم اونجوری نبود والا ...

اختلال دوقطبی جه وون عود کرد مث خلو چلا شده بود . شوهررو یهو کشتن ..اصلا من همینجوری موندم ...

خوبی سریال بازی متفاوت جانگ نارا و وجود اوپایی به این لعبتی بود . 

بابای جانگ نارا هم با اینکه باباش نبود خیلی بابای خوبی بود . چقد برای جانگ نارا کار کرد . از مامان سست عنصرش بهتر بود . بعد یجوری سریالو نشون میدادن من فک کردم مامانش خیلی وقته مرده نگو همین 7 سال پیش بوده . الکیم باباشو کشوندن دادگاه و اینا ...الکی خاستن پیچیده تر شه و پتیاره حروم زادگی رو به اوج برسونه . 

...

فک کنم کره ای ها از این داستانای اینجوری خوششون میاد . ولی من هم از لحاظ منطق هم از لحاظ داستانایی که اینجوری عوضی بازی و ظلم به دیگری توشون هست بدم میاد . نمیتونم تحمل کنم . 

شاید به این دلیل باشه که من وجود حروم زاده ها در زندگی واقعی رو حس کردم و می شناسمشون و از اینکه این داستانا درواقع شاید به نظر بیاد که سریاله و داستانه ولی همچین ادمایی واقعا هستن ، مدتها در کنارتن و دوست و اشنا هستن ولی در نهانشون دارن تورو زنده زنده می جوون و برای نابودیت از هیچ تلاشی فروگذار نیستن . مث اون دوست پتیاره ی پارک مین یانگ تو 💟سریال کره ای با شوهرم ازدواج کن 2024 Marry My Husband 💟  شاید به نظر بیاد که اینا تخیل نویسنده ان ولی تخیل از کجا می یاد وقتی در واقعیت چیزهایی رو نبینی و نشنوی ؟! ادم عوضی همه جا هست . 

البته خداروشکر همچین ادمایی دورم نبودن مث سریالا ولی عوضی زیاده . برای همینه که بابای من همیشه میگه دوست به درد نمیخوره و منم الان حرفشو اویزه گوش کردمو هیچ دوستی ندارم 🤣 نه به این دلیل که بابام گفته و فوبیا شده باشه بلکه به این دلیل که خیلی زود می فهمم که فلانی چجور ادمیه  و خوشم نمیاد و بعد یه مدت خودمو پنهان میکنم مثلا پیام نمیدم سین نمیکنم اینا طرف منو یادش بره یا مستقیم بلاکش میکنم . درهرحال دوست نداشتن خیلی بهتر از داشتن دوستیه که از صدتا دشمن بدتره .

الانم به نظر منه البته ، دوره یجوری شده که ادم وقتی تنها میشه درمورد هر حرف و رفتار خاهر برادر خودشم فک میکنه و یه سری چیزا دستش میاد چه برسه به دوست . راستش من زیاد اهل روابط پیچیده و کش مکش و این اونو گفت تو اونو گفتی فلانی دیدی چی گفت چی پوشیده بود و اینا نیستم . درواقع حرفی هم ندارم با کسی بزنم . زندگیم که دوخط بیشتر نی . وضیعتمم سال به سال تغییری نمیکنه . همه ش هم بخای غر بزنی وای مملکت اینجوری اونجوری وای من اینجوری خونه اینجوری کم کم روابط سرد و تکراری  میشن . چون همه این مشکلات رو دارن . ادم مسخره بازی هم نیستم . پولدارم نیستم هر روز یه کافه برم . 

الکی یه چیزایی گفتم . 

سریالش در کل بد نبود اگه این موضوع ها رو عصابتون نی ببینین . من راستش بیشتر عوضی بازی هارو زدم جلو چون فهمیدم چی به چ شد . 

🍀  مطالب پیشنهادی 🍀 

💟 سریال کره ای دلال ازدواج رو وون 💟 سریال کره ای دروغه همه 💟 سریال کره ای داستان ازدواج بانو پارک  💟پادشاه ابدی  💟 سریال کره ای اودیسه ی کره ای سون او گوک 💟قالب جدید 💟 سریال کره ای بدرخش یا دیوانه شو  💟 سریال کره ای مرد من الهه عشقه 💟 my man is cupid 💟 جمع بندی سریال های در حال پخش که دیدم 💟اهنگ جدید آی اِم مونستااکس slowly 💟تاریخ در سریال کره ای عاشقان ماه و بدرخش و دیوانه شو  💟

واقعا کاش میتونستم حس الانمو براتون بیان کنم . انقد هیجان انقد قلبی اکلیلی پروانه ای .بی تقصیر  چقد اقا چقد جنتلمن چقد خوشتیپ چقد وای نمیدونم صفت بلد نیستم در وصفش بگم . چرا این بازیگر انقد نقش فرعیه چرا حیف نی ؟! 

انقد عاشقش شدم تو این چندسریال و عشقم بهش فوران کرده اصلا چشمم سونگ سونگ هون رو نمیبینه  미안하게 됐어요 어떻게  😄😁 ...

نمیدونم الان داستان رو تعریف کنم یا بذارم نصف ببینم قشنگ راجبه شخصیت اوپا مطلع شم یا نه ؟! نمیدونم حالا که اینجام بذار بگم ...

سریال کره ای می یای باهم شام بخوریم ؟ یا سریال کره ای شام دوستانه ، درمورد یه روانپزشک و یه تهیه کننده ی برنامه های یوتیوبیه که اتفاقی باهم تو ججو اشنا میشن و میرن با هم غذا میخورن ، اسم همو کار همو هیچی نمی دونن . اصلا این چیزارو از هم نپرسیدن فقط از این در و اون در حرف زدن و بعد اینکه اومدن سئول هم بازم اتفاقی کاملا اتفاقی رفتن با هم شام خوردن ، و بین حرف زدن هاشون درمورد عشق اول های هم صحبت کردن . 

سونگ سونگ هون در نقش هه کیونگ   که روانپزشکه ، خودش تو خونه مشکلاتی داره با مامانش ، و همون قضیه تکراری اسیب هایی که مادر به کودک میزنه . و همیشه با ادم می مونه و فک میکنم حدود 70 درصد بچها از مادرهاشون بیشتر از اینکه دوستشون داشته باشن متنفرن ... و اسیب هایی که مادرا به بچها میزنن اسیب هایی که هیچ وقت خوب نمیشن . یکی به این دلیل که بچه نمیتونه تلافی کنه و نمیتونه راحت و ازادانه متنفرم رو به مادر بگه ... از این جور مسائل ....

سریال کره ای dinner mate شام دوستانه

با اینحال روانپزشک خیلی قابلیه و معروفه . کتاب هم نوشته . و ازش همش دعوت میکنن از هرجایی که بره برنامه ها ولی اون رد میکنه . 

دختره اسمش دوهی و تهیه کننده ی برنامه یوتیوبیه . خیلی معروف شده واقعا یوتیوب ها ...و چقد راحت میتونن هرکاری رو انجام بدن ..هی ...🤦‍♀️😶🙄

هر دوشون عشق اولشون ترکشون کرده . عشق اول دوهی ، اوپاعه که 5 سال پیش با پیامک خدافظی کرده و بهم زده و گفته داره میره خارج درس بخونه " خبرش 😁🤭" اخه اوپا این چه کاری بود کردی ادم با عشقش با پیامک خدافظی میکنه ؟ البته میدونین به نظر من درس خوندن هم مهمه اونم تو خارج ، ولی بیشعوری که یهو با یکی که دوس بودی با اس ام اس بهم بزنی 😄🤪🤦‍♀️

دوس دختر دکتر ، یه دختره س که دقیقا معلوم نی چیکاره س ولی عاشق زیاده داره و به همین دلیل خیلی اعتماد به سقفه . هشت سال دوس بودن و دختره یهو بهم زده . 

حالا هردوی عشقا برگشتن و میخان دوباره رابطه رو از سر بگیرن ...

سریال کره ای dinner mate شام دوستانه

اوووم ...نمیدونم ولی خب موقعیت به موقعیت و شخص به شخص فرق میکنه . من شاید قبول کنم مخصوصا اگه اون طرفو دوس داشته بودم و هنوزم دوسش داشته باشم  و اون طرف یه لعبتی مث اوپا باشه ، 😄🤭💗 یخورده التماس که کنه قبول میکنم ولی خب میدونین دیگه این سری اونی که رفته و دوباره برگشته رو قبول میکنه اون دست بالا رو داره ،داره ولی ... ولی اگه قرار باشه رابطه رو دوباره شروع کنی نباید قلدر بازی در بیاری براش چون جو بینتون باحال نمیشه بده بستون که نی عشق و رابطه س بخای عن بازی در بیاری اصلا از اول نباید قبول کنی دوباره بهم برگردی ..نمیخای خودتو الاف کنی و عصابتو خورد کنی که ، ها ؟! 

منتها یه سری شرطا میذاری که دیگه هوس این گوه خوری ها به سرش نزنه . 😄😎♒

ولی از جنبه ی دکتر و دوس دخترش ، اولا دختره خییلی طلبکاره و فک میکنه چون خاطرخواه زیادداره پس میتونه هروقت رفت بره و بیاد ، و تازه نه با التماس با طلبکاری و گستاخانه رفتار کنه ...تو این کیس باید صددرصد رد کرد . 

خیلی باحاله ذوقم مث اوایل کی درامری شدنمه. اینجور سریالا کم پیدا میشن . اوپاااا  사랑해 

🤭💗

سریال کره ای dinner mate شام دوستانه

سریالو دیدم تموم کردم . قشنگ بود . همونطور که گفتم راجبه رابطه ی بین دوهی و روانپزشکی به نام هه کیونگه " سونگ سونگ هون"  اتفاقی تو جزیره ی ججو با هه کیونگ اشنا میشه و سرنوشت بار ،هرسری بهم بر میخورن ،بعد قرار میذارن که باهم دوست بشن و برن باهم شام بخورن چون شام دونفره بهتر از شام تنهاییه . کم کم بهم داشتن علاقمند میشدن که xهای هردوشون یهو پیدا میشن  و اصرار که بیاین دوباره باهم باشیم .

اوپام که معرف حضورتون هست اکسه دوهیه ، اون به نظر خیلی عاشق دوهیه و تمام مدتی که تو امریکا بودده رو با فکر به دوهی بوده که تونسته دووم بیاره . به نظر خیلی نرماله و اصرارش برای برگشتن بهم دیگه هم کاملا طبیعیه فقط یخورده گستاخانه س 🤪😁 هیچ توضیحی راجبه اینکه چرا یهویی رفته نمیده و عذرخاهی که کره ای ها خیلی بهش پایبند هستن اصلا ریشه و رگ شون بربنای عذرخاهی هست ، نمیکنه . فقط یهویی اومده و اصرار که این سری فرق داره و اینا . ولی دوهی مداوم اونو پس میزنه و براش قیافه میگیره و انگار نه اینگار که این اون بوده که 10 سال پیش به جه هیوک " اوپام" اعتراف کرده که دوسش داره . یه جوری رفتار میکنه انگار جه هیوک کار ناشایستی انجام داده و رفتارش کاملا دشمنی رو می رسونه . 

سریال کره ای dinner mate شام دوستانه

راستش شخصیت دختره خیلی خوددرگیر بود حتی وقتی با هه کیونگ هم بود همش محافظه کار بود بهونه شم این بود که دوتا دوس پسر قبلیش ادمای بیخودی بودن . جالبه اونارو که ادمای بیخودی بودن رو تو مدت زمان خیلی زیاد دوس بودی و نشناختی و ضربه خوردی ، بعد هه کیونگ که از اول رابطه معلومه چقد نرمال و متشخص و جنتلمن هست رو میگی که من برای سومین بار نمیخام ضربه بخورم و این حرفا ؟ درواقع اصلا ادمشناس نیستی . اونی که خوب هستو همون اول متوجه خوب شدنش نمیشی پس رابطه های قبلیت هم همش همینجوری بودی . با جه هیوک خیلی بد رفتار میکرد . می تونست خییلی دوستانه تر باهاش بهم بزنه . بالاخره 5 سال رابطه ی عشق و عاشقی داشتن باهم . هنوز تکلیفش با حسش معلوم نبود که جه هیوک رو میخاد یا نه . 

و کاراکتر اوپام که یهویی اونو به یه روانی و کسی که کمبود محبت داره و از سمت خانواده ش تایید نمیشده و مدتها زیرنظر پزشک بوده و عشقش به دوهیی عشق نه و وسواس بوده تغییر دادن . فقط به این دلیل که بالاخره روانپزشک بودن هه کیونگ اونجا یه منفعتی داشته باشه . که من که چیزی ندیدم منفعتشو 😁من این تغییر یهویی کاراکتر جه هیوک رو اصلا خوشم نیومد . 

 نمیدونم چه احتیاجی بود که جه هیوک رو روانی نشون بدن . کاملا متوجه هستین که چون اوپامه دارم اینو میگم ؟ نه اشتباه نکنین حتی اگه اوپام نباشه هم نظرم دقیقا همینه . 😁😎 من برای اینکه نظرم تک بعدی نباشه و فقط به اوپام توجه نکنم از هر نظر روابط و داستان رو نگاه و بهش فک میکنم ، تو سریال نشون میده که سونبه ی دوهی یهو میاد به جه هیوک میگه تو که امریکا نرفته بودی ، پس اگه امریکا نرفته بود کجا بود ؟ اخر سریال واضحا نشون میده که بابای پولدار جه هیوک بهش میگه بره امریکا اون حتی کارت ویزیت و مدرک که امریکا بوده رو هم داره . بعد از این سوال جه هیوک میاد بیرون دفتر و یه مشت قرص میخوره بعدشم با یکی تماس میگیره که من فقط به خاطر دوهی زنده ام و اینا . بعدش نشون نمیده که تماس دیگه ای برقرار شه یا بره دکتر ...

اخرای سریال برای اینکه تیرخلاصی که جه هیوک ادم درستی نیست رو بزنه نشون میده که اون از اول به دوهی دروغ گفته بوده که فقیره اون از یه خانواده متمول بوده ، درحالیکه اصلا از اون خانواده انداخته شده بود بیرون و درواقع بالفعل فقیر بوده . پس این دروغ نمیشه که ، اخرشم یهو یه گدایی میاد میگه که روانپزشک بوده و به خاطر خبر غلط جه هیوک زندگیش کنفیکون شده و الان گداس و جه هیوک خطرناکه و جو میده و میره . درکل کاراکتر پردازی سریال زیاد قوی نبود .

سریال کره ای dinner mate شام دوستانه

به نظر من جه هیوک واقعا عاشق دوهی بودش . اون میخاست هرطور شده از سمت پدرش عشق و تایید و تشویق دریافت کنه برای همین اون خبر دروغی رو منتشر کرده بود . و برای همینم یهویی مجبور شده بود بره امریکا . کارش غلط بوده ولی به دوهی چه مربوطه . تو روابط خودشون که همیشه صادق و عاشق بود . زمانیکه کلا از خانواده ش دست کشید و به گفته روانپزشکه نیازی نی حتما از پدرت تاییدیه بگیری تو خودت ببین خودت کی هستی یه ادم باهوش و خوشتیپ که اگه اراده کنه میتونه موفقترین ادم بشه . دقیقاهمون موقع که خودشو از بند خانواده رها کرد حالش رو بهبود رفت . وقتی خوب شده بود معلوم بود که حسش به دوهی عشق بوده . متاسفانه زیاد خوب نشونش ندادن وگرنه بازیش واقعا حرف نداشت . 

هه کیونگ ولی یه ادم نرماله که با اینکه اسیب هایی از سمت مادرش دیده با اینحال نرمال بزرگ شده  و با اون اسیب ها  مقابله کرده و حالا کار و بار خوبی هم داره . اون دقیقا مث کارش که خوب می شنوه و دلداری میده تکیه گاه خوبی برای دوهی میشه . با اینحال با اینکه گفتن روانپزشکه من که چیز خاصی از تبحر تو کارش ندیدم فقط هی میگفتن این معروفه و کارش خوبه و اینا ولی چیزی نشون ندادن که حداقل یه حرف روانپزشکی ای بزنه . فقط خیلی خوشتیپ و خوشگل با لباسای خیلی قشنگ و موقر می اومد می رفت . 

درکل سریال از نظر عشقی که بین هه کیونگ و دوهی بود و اون گوگولی و جنتلمن بازی هاش بود خوب بود ولی منطق خاصی در جریان نبود . ولی برای یه بار دیدن قشنگه . 

سریالایی که لی جی هون اوپا ،توشون هست و نقش فرعی و تاثیرگذار بوده و من دیدمشون : 

💚سریال کره ای رودخانه ای که ماه در ان طلوع کرد 💚

💟 سریال کره ای هتل بزرگ درخشان 💟

🍀سریال کره ای اسپانسر sponsor2022 🍀

🍀  سریال کره ای افسانه ی ابی دریا 🍀

سریال کره ای  اهنگ عاشقانه خیالی Love Song for Illusion  رو بالاخره دیدم تموم کردم . از همون اولم که شروعش کردم میدونستم با یه سریال اب فانتزی طرفم برای همین خیلی ازش توقع نداشتم . همین گوگولی بودنشون و اینا بامزه بود  . ولی دیگه خیلی اب بستن بهش نتونستن دوشخصیتی بودنه ساجوهیون رو خوب جمعش کنن . شخصیت دومش خیلی قوی و عقلمند تر بود . خودش خیلی سست و اویزون و شیربرنج بود . اصلا اولشم آک هی که شخصیت دوم بود عاشق دختره شد یهویی ، چجوری ساجوهیون شخصیت اصلیه عاشق دختره شد خیلی مسخره بود  .

سریال کره ای اهنگ عاشقانه ی خیالی

و دختره انقد بدم میاد دختترارو عقل کل نشون میدن . ینی تا این نیاد تو زندگیت تو شاه نبودی تو خودت عقل نداشتی ببینی کی دشمنته کی نیس و باید چیکار کنی باید این نقشه بریزه تا دشمنتاتو سربه نیست کنه . چقد بیشعوری بود کار اخرش که زد ساجو یونگ رو کشت .

من اصلا از قسمت 10 به بعد فقط به خاطر یونگ بود که داشتم سریالو میدیدم . اصلا خوشم نیومد که اونو حذفش کردن . میتونستن از قصر بندازنش بیرون حالا پادشاه قبلیرو که کشته بود که کشته بود همچین نه بابای درست حسابیی بود نه امپراطور درست حسابیی که به خاطر کشتن اون خاستن اعدامش کنن . کثافتا . نمیشه که این شیربرنج همه چی داشته باشه و یونگ هیچی و اخرشم بمیره . خیلی ناعادلانه بود .

4 قسمت اخر که رسما اقیانوس بود هی فراموشی میگرفت هی درتلاش بود آک هی رو نابود کنه چطور الان که حرف زن اومد وسط آکی هی شد هیولا ؟ قبلا باهاش داشتی سازگاری میکردی ؟ 

بعد اصلا از اولشم دختره به چشم دشمن به هیون نگاه میکرد چطوری یهو عاشق شد خیلی مسخره بود . انقد زود عاشق شدن واقعا دیگه خیلی زیاده رویه . تو تمام عمرت از بچگی تا بزرگی به چشم دشمن به این پسره نگاه میکردی بعد یهو اومدی زرتی عاشقش شدی ؟ غیرت نداری ؟ خاک تو سرت کنن ...پس انتقام و ننه بابامو کشتی و فلان پوچ بوده از اول دنبال شوهر امپراطور میگشتی سلیطه ...

اصلا از دختره خوشم نیومد فک میکرد خیلی شاخه . ایکبیری  . اون همه آک هی کمکش کرد براش همه کار کرد نجاتش داد خیلی بیخودکی عاشق هیون شده بود . الکی زورکی میخاستن بگن این شخصیت واقعی پسررو دیده 🤢🤐...

بازی ساجو یونگ خیلی خوب بود تو سریال من خیلی نقششو دوس داشتم . هم صداش باحاله هم ری اکشناش خوب بود . قیافه شم خیلی خوب شده بود این مدلی با موهای بلند و لباس تاریخی . خیلی بهش می اومد . راستش از اولشم به خاطر اون سریالو شروع کردم . حیف اخرش کثافتا کشتنش . ایش .

سریال کره ای اهنگ عاشقانه ی خیالی

اسمش kim ji soo 황희 یا هوانگ هی ، واو 😲 فک نمیکردم 35 سالش باشه کمتر بهش میخورد . از معدود کره ای هایی که سبیل  بهشون میاد . تو سریال 💚 سریال کره ای تاریخ اسیدال یا ارتدال  💚 فصل اول خیلی نقش نکبتی داشت 😄 ولی تو روباه نه دم بامزه بود . امیدوارم بیشتر بدرخشه پتانسیلشو داره از نقش اصلی بازیش بهتر بود . 

درکل سریال فانی بود ولی اونجوراام نیس که اگه نبینین چیزیو از دست بدین . با اینحال همونطور که قبلا گفتم از سریالای درحال پخش همزمان با خودش ، بهتر بود . 

داستان سریال رو میتونین تو پست 💟 جمع بندی سریال های در حال پخش که دیدم 💟 بخونین . 

💗🍀شما دارین وبلاگ بیشه زاری غرق در شکوفه نوشته ی آسیه رو میخونین . دویستومین پست مبارک 💗🍀

سریال کره ای اسپانسر sponsor2022  رو دیدم . 

اوپام که تو سریال هتل بزرگ درخشان ، معرفیش کردم ، پسر یه کارخونه دار لوازم زیبایی بهداشتیه که باباش تو وضعیت اغماس ، دوست دخترش هم که خیلی عاشق هم بودن هم تو بیمارستان روانیه و مردنش بهتر از زنده بودنشه . 

سریال نشون نمیده جزییات چیه و چه اتفاقی افتاده ، یکی که پایینتر میگم کی ، در نبود اوپا به دوس دخترش تجاوز کرده و اون الان اینجوری شده و متجاوز هم با زد و بند با نبود مدرک و اینا ازاده . تو متن ازش به عنوان متجاوز یاد میکنیم . 

یه سرمایه دار پیر و خیلی پولداری هست که بابای همین متجاوزه س ، اون با زد و بند کاری کرده که بابای اوپا به جرم اختلاس و دفترسازی و اینا از ریاست کارخونه ی خودش کنار گذاشته بشه بعدشم کارخونه رو مفت خریده و داده به معشوقه ش تا سرپاش کنه . 

حالا چرا این بلا سر باباش اومده معلوم نی . ولی راجبه اتفاق دوس دخترش یه دیالوگ بیشتر گفته نمیشه ، داشته راجبه گندای پیرمرد پولداره تحقیق میکرده که پسرش که زن بازه این کارو کرده . 

معشوقه ی یه زن جوون حدود 40 ساله س " داره برف میاد ❄😄💟" اون تو امریکا تو بار کار میکرده ، یه روز تو بار یه زنی بهش پیشنهاد میده که بدن و جوونیش حیفه و بیاد بره زیردست یه  اسپانسر ، زن معرفی میکنه به مردای پولدار و پول تو جیب میزنه ، مردا هم از زنا استفاده و پول و ماشین و خونه و اینا میدن بهشون .همچین روابطی تو سریال درجریانه . منظور از عنوان سریال ، اسپانسر هم همینه . 

معشوقه هه از 20 سالگی با این پیرمرده بوده و با حمایت اون درس خونده و مدل شده و پولدار و  حالاام پیری بهش کارخونه ی یکی دیگرو داده . 

حالا اما وضع فرق کرده معشوقهه دیگه نمیخاد اینجوری زندگی کنه میخاد مث ادم ازدواج کنه و بچه دار شه و اینا . اینا یه کمپانی مدلینگ و اینا هم دارن که متجاوزه هم اونجا عکاسه . 

کار اوپا هم عکاسی و عکاس معروفی و تو امریکا کار میکرده که حالا که باباش اینجوری شده اومده کره ببینه چه خبره و انتقام بگیره . 

اون دلیل اینکه چرا باباش به وضعیت اغما رفته رو نمیدونه ، باباش دوست اون پیرمرده بوده و مدام میره از پیرمرده میپرسه چی باعث شده که همچین اتفاقی بیفته و باباشو به این روز انداخته ...

سریال کره ای اسپانسر sponspr2022

از طرفی یه ویدئوو وجود داره که از دوربینای خونشون بدست اورده شب حادثه یکی با چوب بیسبال زده تو سر باباش و یه یو اس بی رو از دستش دزدیده و رفته . 

تا اخر سریال نشون نمیده یو اس بی چی بود . حتی قاتل باباش هم درست حسابی نشون نداد که دستگیر شده یا نه . 

اوپا یجوریی متوجه شده که وضعیت باباش به این معشوقهه ربط داره ، برا همین میخاد به این معشوقهه نزدیک بشه . 

داستان سریال حول  انتقام اوپا و دوسه نفر دیگه که به خاطر پول میخان اسپانسر داشته باشن و اینجوری به پول برسن و طمع اونها و سواستفاده پولدارا از ادمای گرفتار می چرخه ...

راستش بازیش خوب بودا ولی خیلی سریال اشفته ای بود انگار یه سریال 30 قسمتی رو نصفه کرده باشن خلاصه وار نشون بدن خیلی جزییات رو نشون نمیداد و خیلی چیزا گنگ بود . اخرشم درست حسابی انتقام نگرفت . با متجاوز دوس دخترش اصلا شبیه دشمنا رفتار نمیکرد .

خیلی دل رحم بود تا معشوقهه ادای کسایی که مشکل روحی روانی داره رو در اورده بود تا اینو به سمت خودش بکشونه دلش براش سوخته بود . 

سریال کره ای اسپانسر sponspr2022

ولی نگم از عشقی نگاه کردنش 🥰به دوس دختر بدبختش . خوب شد دختره مرد خیلی بدبخت بود طفلی زنده موندنش اصلا بیهوده بود و عذاب برای پسره . راحت شد مرد . 

درکل سریال بیخود و درهمی بود و برای اینکه داستان سرراستی نداشت نمیتونم درست درموردش بنویسم .  چون خیلی چیزای گنگی هم وجود داشت . فقط به خاطر اوپام که اسمشو بالاخره یاد گرفتم لی جی هون . lee jihoon نگا کردم سریالو . 

و بعدش یه مقاله خوندم که متوجه شدم چرا انقد این سریال درهم بود ، موقع ساختن سریال یه بحثی بین کارگردان و نویسنده به وجود اومده که اخر دعوا کردن و کارگردان و نویسنده سریال عوض شده . بعد نویسنده اومده تو اینستاش گفته که من هرچی می نوشتم میگفتن تصحیح کن و یجوری نامه رو نوشته بوده که باعث سوتفاهم شده که لی جی هون خاسته که این تصحیحات انجام بگیره ، برای همین دوباره لی جی هون اومده تو اینستاش گفته که من کاره ای نیستم و من حتی کارگردان و نویسنده رو شخصا ندیدم و همچین درخاستیم نکردم تاحالا . بعدم گفته که به خاطر دعوای خودشون اسم منو برای سپربلا نندازین وسط  . بعد دوباره گفته که به نظرتون درسته که سه هفته قبل از فیلمبرداری بهتون بگن که نقشت عوض شده و باید اون یکی نقش رو بازی کنی الان من اینجا دارم سواستفاده میکنم یا شماها . 

برای همین دعواها و عوض شدن نویسنده و کارگردانه که سریال اینجوری تیکه پاره شده بود . خب یهو نسازین دیگه اینجوریه 🙄😄 .

سریال کره ای اسپانسر sponspr2022

سریال جدید اوپا لی جی هون ،  وارث غیرممکن  The Impossible Heir هم بالاخره داره پخش میشه و متاسفانه باز نقش فرعیه . 😭 نقش اصلی یکی جون 💚 سریال کره ای می تونم کمک تون کنم ؟ 💚 که من خیلی خوشم میاد ازش و یکیم لی جه ووک 💚سریال کره ای کیمیاگر روح 💚گوگولی عزیزم که اخیرا خبر اومده داره قرار میذاره 😄💗 . سه تا اوپای جیگر تو سریال . متاسفانه سریال 12 قسمتیه . امیدوارم خیلی باحال باشه . اتفاقا همیشه دوس داشتم این دوتا باهم تو یه سریال بازی کنن . ترکیبشون واقعا خیلی باحاله . هردوشون بازیگرای خوب و جذابین و طرز صحبت کردن و اکت منحصر به فردی دارن . همچنین اینکه هردوشون یه نیمچه کیوتی و غدی در کاراکترهایی که تاحالا داشتن ، دارن . 

من واقعا همه ی بازیگراشو دوس دارم . 

سریال کره ای اسپانسر sponspr2022

سریال دیگه ای که میخام ازش بببینم سریال کره ای dinner mate شام دوستانه اس . نمیدونم اینجا باید عاشق اوپام باشم یا سونگ سونگ هون فوق جذاب 😄❤ 

سریالایی که لی جی هون توشون هست و نقش فرعی و تاثیرگذار بوده و من دیدمشون : 

  1. 💚سریال کره ای رودخانه ای که ماه در ان طلوع کرد 💚
  2. 💟 سریال کره ای هتل بزرگ درخشان 💟
  3. سریال کره ای افسانه ی ابی دریا 

تا سریال بعدی و پست بعدی . 

یه کانال یوتیوب هست که واسه یو جه ساپ ، یوجه ساب هستو دوتا کمدین دیگه که اسماشونو حفظ نکردم 🤣 گونگ یو رو به سختی پیدا کرده بودن دعوت کرده بودن خیلی جو صمیمی و خیییییلی قشنگ بود حرفای معمولی از زندگی اتفاقاشون حساشون ، بعد گونگ یو یهو سوالای باحال می پرسید یه جور تیپ سوالایی که همه برای رعایت ادب و بدیهی شمردن نمی پرسن ، چرا اسم برنامه اینه ، اینجا کجاعه “منظور استدیو “چجوری استفاده میشه توش می خابین؟ رو به جه ساپ برای خودته؟! 🤣 خیلی موقعیت های خنده دار کیوتی بود ،گونگ یو واقعا عالیه .

بعد میگفت وقتی گابلین اونقد ترکوند شاید برای بقیه عجیب باشه من هیجا نگفتم اینو ، با خودم گفتم شاید بگن از شکم سیریه و میخاد پز بده ، ولی من حس پوچی داشتم نمیدونم چرا حس میکردم باید برم برای خودم باشم تا بتونم دوباره خودمو پیدا کنم و جمع کنم ، من راستش حسشو درک نکردم ولی شاید بعدا درکش کنم .
از هر دری دیگه ،اصلا بدون هیچ مقدمه ای هیچ موقعیت معذب کننده ای ، هرکی حد خودشو میدونه خیلی بااحترام اصلا حذ میکنم می بینمشون ، ورزش چی میکنی ، عه هیونگ موقع کرونا اینجوری ورزش میکرد ، و ورزش چقد تبدیل به یک فرهنگ شده براشون ، همینه که جه ساپ خودش نزدیک پنجاه سالشه و انقد خوب مونده . ماهی گیری میکنه گونگ یو درمورد این چیزا …خیلی حرفای دیگه هم زدن که خیلی باحال بود ولی همش یادم نمونده .
خیلی قشنگه خیلی حس خوبی داد برنامه ش بهم و برای همین چتر شدم رو کانالش 🤣. حیف بود اینو اینجا نگم .

امشب برای دومین بار نگاهش کردم ، اخرای برنامه کمدین سوم زودتر رفت چون برنامه ی دیگه ای داشت ، بعد گونگ یو و جه ساپ و اون یکی مونده بودن ، سه تاشونم برای یه کمپانین ، بعد تو خلال برنامه از اولش کلا یه نقاط مشترک هیونگ دونسنگی پیدا کرده بودن ، یهو جه ساپ گفت عه اصلا ما هممون برای یه کمپانی هم هستیم اینجاام نقطه مشترک هیونگی دونگسنگی 🤣🤣🤣💗💗💗 عالی عالی … اینجوری که تعریف میکنم بی مزه س وقتی می بینی برنامه رو متوجه باحالیش میشی . 😁
میدونی برنامه هاشون خسته کننده نی یک ساعت و نیمه و همش حرفای باحال میزنن باهم خوش می گذرونن واقعا ، ترکیبشون خیلی باحال بود . و همشون واقعا یه کمدین واقعی هستن که بدون لوده بازی و مسخره کردن بی ادبانه دارن کار میکنن و واقعا طناز هستن .
ادم لذت میبره می بینتشون .
جدیدترین برنامه ش برنامه ای که به سختی این بار هم تونستن زوج گابلین و فرشته مرگ رو بیارن و این برنامه هم انقد باحال بود که حد نداره .
دیگه راجبه این حسش نی تایپ کنم . خییییلی باحال بود .


لینک کانال برنامه:

https://youtube.com/@ddeunddeun?si=zV-FuA9oDfZZAbBX


فیلم ژاپنی " هیولا" monster2023괴물 رو دیدم .
فیلم با صحنه اتیش سوزی یه متل عشق ، شروع میشه ، در مورد پسر بچه ای به اسم میناتو عه که در اوایل فیلم نشون داده میشه گوشش زخم شده و به نظر تو مدرسه یا درمعرض قلدری توسط همکلاسی ها قرار گرفته یا معلم ، پدرش مرده و با مامانش زندگی میکنه ، مامانش ازش می پرسه قضیه چیه و میناتو میگه معلممون اقای هوری به من گفته من مغز خوک دارم . 🙄
 

فیلم ژاپنی " هیولا" monster2023
 

 
مامانه میره مدرسه گزارش میده میگه معلم بچه منو زده ، معلما و مدیر رفتار مشکوکی دارن معلم خاطی رو میارن خمش میکنن عذرخاهی میکنن همگی ، مامانه میگه من عذرخاهی نمیخام میخام بدونم چرا بچه منو کتک زده ، جوابی نمیگیره . همش خم میشن به عذرخاهی .
یک سوم فیلم تو رفت و امد مامانه به مدرسه و شکایت از معلم میگذره ، بعدش یهو دوباره صحنه ی اتیش سوزی میاد و حالا میخاد از دید معلم اقای هوری قضیه رو نشون بده . بعد دوباره از دید میناتو ...
 
داستانش خیلی درهم و تو لفافه بود درمورد دوجنسه بودن بچه ها و خانواده هایی که این موضوع رو مسکوت میذارن ، سنت و زشت بودن و این چیزا ...خیلی سکوت بود ...مث بیشتر فیلمای ژاپنی ...فک نمیکنم بیشتر از دویست تا دیالوگ بین تمام بازیگرا وجود داشته باشه و خیلی ابهامات داشت .
 

فیلم ژاپنی " هیولا" monster2023
 

 
مثلا صحنه ای که مامان میناتو میره خونه ی یوری و متوجه سوختگی روی دست یوری میشه ، میپرسه اینجارو اقای هوری کرده یوری جوابی نمیده و کات میشه صحنه ... چرا یوری کلمات رو برعکس می نوشت ؟ خانواده و وضعیت خانوادگی یوری نشون داده نمیشه ، یوری دوجنسه بودش ، باباش به خاطر این موضوع همیشه کتکش میزده حتی اخرش نشون میده کتکش زده و بدنش کبوده و اون حالا تو وان دراز کشیده ، میناتو میره نجاتش میده ...یوری به خاطر مست بودن همیشگی باباش ناراحت بوده و اون بوده که متل عشق رو اتیش زده بوده ، از طرفی چون اتفاقا اون روز اقای هوری تو متل عشق با یه زنی بوده پس بک گراند والدین و بقیه و بیننده این میشه که اقای هوری ادم بیخودیه ...
بعد یه صحنه بود اقای هوری میره تو پشت بوم انگار میخاد خودکشی کنه ، به خاطر اینکه اخراج شده بوده ، بعد صحنه باز کات میشه ، چرا اقای هوری میره پشت بوم ؟
میناتو قبل اینکه با یوری اشنا شه هم یجوری بود ، به شدت کم حرف و یبس بود . نشون داده نمیشه که چرا میناتو اینجوری ینی چون فهمیده به پسرا تمایل داره اینجوریه ؟!
زخم روی گوش میناتو وقتی اتفاق می افته که تو خلال زورگویی و مسخره کردن یوری ، میاد ازش دفاع میکنه ، بچه ها اونم مسخره میکنن ، به نشونه ی اینکه با یوری دوست نی میاد کتکش میزنه و یوری گوش میناتو رو گاز میگیره . اقای هوری اینجا قضیه رو گزارش نمیده . پس قضیه زخم گوش که اول فیلم نشون داد همینجا اتفاق افتاده ،.
اصلا اقای هوری به بچها قلدری نمیکرد . اون حتی برای اینکه به یوری قلدری میکردن رفت خونه یوری تا این موضوع رو به والدینش بگه باباشو می بینه که مسته و برمیگرده به معلم میگه یوری مغزش خوکیه من به زودی میخام ادمش کنم ...معلم خودش کپ میکنه و صحنه کات میشه ...
 
میناتو و یوری باهم دوست میشن میرن مخفی گاه یوری که تو جنگله ، اونجا یه اتفاقی می افته و میناتو فرار میکنه ، بعدش میناتو هم متوجه همچین حسی تو خودش میشه .
یوری و میناتو درمورد اینکه اگه بمیرن دوباره به دنیا میان و این سری مغزشون خوکی نی حرف میزنن .
یه روز که رفته بود مخفی گاه ، مامانه نگران میشه و میره دنبال میناتو ، و میناتو رو تو تونل دورافتاده ای که مخفی گاه میناتو و یوری هست ، می بینه خلاصه باهم برمیگردن ، داشتن تو ماشین می رفتن که یهو میناتو خودشو از ماشین پرت میکنه پایین ! 🙄 ینی چون فهمیده دوجنسه اینکارو میکنه که بمیره ؟ یا چون میخاد بره سی تی اسکن تا مطمئن شه که مغزش خوکی نی اینکارو میکنه ؟
همه چیز خیلی یهویی و بدون مقدمه اتفاق می افته ...
فقط من نمیدونم میناتو با اقای هوری چه پدرکشتگی داشت که اسم اونو تو مدرسه خراب کرد ؟
بعد دوباره نشون میده میناتو و یوری باهم رفته بودن تو اون مخفی گاه شون و فک میکنن اگه برن اونجا میمیرن ...بعدش که طوفان تموم میشه میان بیرون و میرن سمت خورشید و تموم میشه فیلم . :|
خب چی شد الان ؟ فیلم چی میخاست نشون بده ؟ اینکه باید سنت رو کنار گذاشت و بچه های دوجنسه رو پذیرفت ؟ هیولا کی بود ؟ بچه هایی که دوجنسه هستن ؟ یا بچه هاییی که باعث میشن والدین تا مرز جنون برن مث اقای هوری !که باعث ایجاد سوتفاهم و یجورایی معلم رو مقصر جلوه دادن با کاراشون .
چرا این فیلم جایزه گرفته ؟! 😄 اینکه فیلمو از چندزاویه نشون بده جالبه ولی به شرطی که ابهامات رو برطرف کنه . نه که به ابهامات اضافه کنه . بعد اخه بچها هنوز خیلی بچه بودن چجوری 9.10 سالشه فهمیده دوجنسه س ...! اخه مگه بچه از 10 سالگی تمایل جنسی پیدا میکنه ؟ مثلا اگه بچهارو 15.16 ساله نشون میداد باز قابل توجیه تر بود ...
راستش من فیلمای ژاپنی رو زیاد دوس ندارم تو اون سکوت و مشکوک بودن روابط ، همیشه یه بازی روانی وجود داره که تاثیر عمیقی می ذاره . یادمه چندسال پیش یه فیلم دیدم که الان حتی نمیخام اسمشم بیارم انقد وحشتناک بود .
کلا همیشه گفتم ، اکثر فیلمایی که تو جشنواره ها جایزه میگیرن فیلمای بیخودین .
اگر امروز روز آخر عمرتون باشه میخاین با تلفنتون با کی تماس بگیرین !؟میخاین برای آخرین بار چه فیلمی ببینین ؟ اگر بهتون فرصت اینکه یک روز دیگه زنده باشید رو بدن در قبال ناپدید کردن یکی از این چیزایی که نام بردم یا هرچیز دیگه ای که ممکنه باهاش خاطره داشته باشین ،حاضرین این کارو بکنین ؟به یاد داشته باشین که ناپدید شدن هر کدوم از چیزایی که انتخاب میکنین به معنای اینکه انگار اصلا هیچوقت همچین چیزی نبوده در جهان ،پس خاطراتی که ممکنه با اون داشته باشین و یا اون وسیله باعث ایجاد رابطه یا خاطره خوبی بوده همش ناپدید می شه .
آیا این کارو می کنین در ازای یه روز زنده موندن بیش‌تر !؟
 

فیلم ژاپنی “اگر گربه ها از جهان ناپدید بشن …”
 

 
فیلم ژاپنی “اگر گربه ها از جهان ناپدید بشن …”درمورد همین موضوعه ،پستچی تو یه روز معمولی متوجه می شه که یه روز از عمرش باقیه و داره می میره ،یه شیطان جلو روش ظاهر میشه و بهش میگه که در ازای ناپدید کردن یه چیز از دنیا یه روز بیش‌تر می تونی زنده بمونی،برای اولین شی ،تلفن رو انتخاب میکنه بهش میگه که خیله خب حالا یه روز فرصت داری آخرین استفاده رو از تلفنت بکنی ،پسر به دوس دختر قبلیش زنگ میزنه و بعد از این متوجه میشه که چه خاطرات خوبی رو با هم داشتن و تلفن بوده که باعث شده اونا باهم آشنا بشن و لحظات شادی رو با هم داشته باشن ،از ناپدید شدن تلفنا پشیمون میشه چون تمام خاطراتی که تو زندگیش بوده هم ناپدید میشه ،زندگی بدون خاطرات چه ارزشی داره مخصوصا اگر خاطرات خوب باشه ،می ره پیش دختره و می بینه که اون دیگه نمی شناستش .
بعد فیلم ها ناپدید می شن ارتباطی که با یکی از دوستان دوران دانشگاهش داشته و از طریق رد و بدل کردن فیلم و دیدگاهاشون باهم دوست شده بود ،همه چیز از بین می ره ،همکلاسی دانشگاهی دیگه نمی شناستش و اون به جای فیلم فروشی کتاب فروشی داره ،بعد برای سومین دفعه تصمیم بر این می شه که گربه ها ناپدید بشن ،خاطره ی پسره از گربه خیلی عمیق بوده و‌ مربوط به مادرش بوده ،اون دلش نمیخاد که گربه ها ناپدید بشن چون تمام خاطرات خوبی که با مادرش داشته هم ناپدید میشه ،اینطور نه که خاطرات با گربه بوده ها ولی چون گربه تو زندگیشون و تو اون برحه از زندگیش نقش پر رنگی داشته و مادرش گربه رو خیلی دوس داشته برای همین نمیخاد این اتفاق بیفته ،بعد شیطان از کارش دست بر می داره ،پستچی بهش مگه تو همون منی هستی که درونمی ! میخاستی چیزای با ارزشم رو بهم یاد آوری کنی و اینکه زندگیم انقدرا هم پوچ نبوده …و بعد همه چیز مثل قبل می شه پسر بعد سالها پیش پدرش بر می گرده تا روز آخر عمرش رو با اون بگذرونه .در کل فیلم خوبی بود .
من امدم با یک سریال باحال :
سونبه اون رژ رو نزن یا اون هرگز نمی داند
هر جفت اسماشم به سریال نمی اومد فک کنم نمیدونستن اسم سریالو چی بذارن . چون نه کاملا اداره ای بود نه کاملا خانوادگی نه کاملا عشقی . قرار در شرکت بهش بیشتر می اومد گرچه .
سریال در مورد رو وون عزیر دل به شدت جذاب و خوشتیپه که تو یه کمپانی لوازم ارایشی کاراموزه ، کمپانیه تو دانشگاه نمایشگاه کار گذاشته بوده و کاراموز جذب میکرده که رو وون اونجا زیرنظر یکی از کارمندای بخش مارکتینگ جذب کمپانی میشه و زیرنظر همون سونبه ،
سونبه ینی کسی که یه درجه از هرکسی که داره به طرف میگه سونبه بالاتره رتبش ، سونبه رو میشه به هرکسی گفت تو اداره سابقه و رتبه ی بیشتری داشته باشه سونبه میگن تو دانشگاه همچنین .
کار یاد میگیره و اینجوری کم کم به سونبه علاقمند میشه ، 2 ساله که زیر نظر سونبه داره کار یاد میگیره کار میکنه و اینا میخاد بهش اعتراف کنه عشقشو ،که می فهمه عه سونبه داره با مدیرتیم مارکتینگ قرار میذاره .
 

سریال کره ای سونبه اون رژ رو نزن
 

از بالا راست : رو وون ، سونبه ای که نباید اون رژو بزنه 😁 ، خاهر کوچکتر رییس کمپانی که عکاسه ، مدیر تیم مارکتینگ .
 
و اینجا یه پیچیدگی داستانی به وجود میاد . سمت دیگه ی ماجرا که داستان های عشقی رو وون و سونبه و کارای کمپانی و ایناس ، خانواده ی رو وون هم نشون میده ، رو وون دوتا خاهر بزرگتر داره که وسطی ازدواج کرده و یه بچه ی 5.6 ساله داره ، خاهر بزرگه مزون لباس عروس داره و کارشم خیلی خوبه " اینو با لحن شماعیلزاده بخونین "

سریال کره ای سونبه اون رژ رو نزن
 

خاهر بزرگه ی رو وون .
 
خاهراش خیلی خوبن ، اینا دوهفته یه بار ، هفته ای یه بار همو می بینن بیرون غذا می خورن باهم حرف میزنن و خیلی رابطه شون قشنگ و خوبه ، من خاهر بزرگه رو خیلی دوس داشتم . خیلی بادرک و شعور بود و پر از ارامش بود و واقعا ادم یه خاهر اینجوری داشته باشه دیگه غم نداره .
خاهر وسطی یجوری بود از اینا که فک میکرد چون زودتر شوهر کرده خیلی حالیشه ، رابطه ی رو وون و خاهر بزرگه بهتر بود از این لحاظ که مشکلاتشون رو بهم می گفتن و مثلا کیو دوس دارم و این حرفا خیلی باهم راحتتر بودن .
سونبه 2 ساله داره با مدیر بخش قرار میذاره ، یه روز تو شام تیمی سونبه میره تو خیابون مدیرو ببینه ، رو وون میره دنبالش و اینجوری متوجه میشه که اینا باهم قرار میذارن ، ناراحت میشه و اینا میره به خاهرش تعریف میکنه ، از مزون خاهرش که داشت می اومد بیرون ، می بینه عه مدیر با یه دختر دیگه دست در دست هم دارن وارد مزون میشن ، اینجا متوجه میشه که مدیره داره خیانت میکنه و سونبه رو اسکل کرده . از اون ور سونبه بدبخت داره برنامه می چینه که راجبه ازدواج با مدیر حرف بزنه ، رو وون نمیتونه اینی که دیده رو تحمل کنه و میگه حتما باید به سونبه بگم ، میره سونبه رو با یه بدبختی میاره مزون تا دختره خودش با چشای خودش ببینه که مدیر داره بهش خیانت میکنه . سونبه میگه چرا اینکارو کردی رو وونم اعتراف میکنه که عاشق سونبه س و نمی تونه ببینه که اون اینجوری داره بازی میخوره . خلاصه می گذره و سونبه و پسره بهم می زنن ...
 اینی که تعریف کردم دوقسمت سریال بود .

سریال کره ای سونبه اون رژ رو نزن
 

حالا عروسه کیه ؟! خاهر رییس کمپانی که ،رییس کمپانی عکس پایینه ایس ، درواقع مدیر دوست و همکلاسی از بچگی ، رییس بوده و خاهرشم عاشق دوسته برادرش میشه و چون پولداره فک میکنه میتونه با پول هرچیزیو بدست میاره ، به خاطر مدیر حتی خودکشی هم میکنه تا بالاخره مدیر راضی میشه باهاش قرار و بعدشم ازدواج کنن .دختره واقعا مدیرو دوس داشت ولی مدیر بی لیاقت و خوددرگیر بود . 
 

سریال کره ای سونبه اون رژ رو نزن
 

رییس کمپانی خیلی بامزه بود و خیلی خوشال شدم با خاهر بزرگه رو وون قرار گذاشتن بهم می اومدن .
کاراکترای سریال همشون خیلی خوب بودن . دیگه بیشتر از این تعریف نمیکنم . 
سریالش در کل قشنگ بود و حرص در بیارم نبود . دختره یخورده به رو وون نمی اومد ولی دختر خوبی بود ، اینکه یه مدت باهم کات کردن هم به خاطر هر دوشون بود و منطقی بود از نظر من .
سریالی از رو وون نبوده که ببینم و قشنگ نبوده باشه . گفتم این سریالم خیلی معروفه به یه بار دیدنش می ارزه . رو وون واقعا فتبارک ال... احسن الخالقین ، ینی خدا حجت رو بر این مرد تموم کرده . خیلی خوبه . شخصیتش هم خیلی خوبه .
قضیه ی شرکت و کاراشونو اغلب جلو می زدم ولی عجب کمپانی های درست حسابی عجب کارای درست حسابی اصلا ال.. اکبر ... درست حسابی کاراموز میگیرن درست حسابی استخدام میکنن درست حسابی به کاراموز واقعا همه چیز رو از صفر یاد میدن ، نمایشگاه کارشون واقعه واقعا کاراموز رو بر میدارن ،ینی اینارو می بینم افسردگی م بیشتر میشه .
به خدا من دارم تو این ممکلت هدر میشم . هرچی بی سواد و بیشعور و بنگی و لاشی با پارتی و به واسطه ی لاس زدن شون تو شرکت های چس کلاس با حقوقای انچنانی دارن کار میکنن بعد من با این همه دانش دوساله دارم دنبال کار میگردم . خاک تو سر این ممکلت و همه ی شرکت و ادارات کنن .

فیلم ژاپنی ازدواج فرخنده ی من یا ازدواج شاد من یا تا وقتی هر دومون زندگی کنیم 
 

فیلم ژاپنی ازدواج شاد من
 

 
 
در مورد یه دنیای خیالیه که توش همه ی ادما قدرت های فوق العاده دارن ،بهش میگن استعداد دارن ،  بعد تو این دنیا روح ها سرگردان هستن و به انسان ها اسیب می رسونن ، یه سری ها هم هستن که با این روحها میجنگن ، زمونه تغییر کرده و جنگنده ها اومدن همه ی روح ها رو تو یه معبدی به شکل حشره حبس کردن ، امپراطور داره میمیره و به پسرش که ولیعهد میگه که به جنگنده ها بها بده که اونان که باعث بقای امپراطوری هستن .
 
کودو کیاکا از یه خانواده ی برجسته و قدرتمنده که توانایی جنگیدن با روح ها رو از خاندانش به ارث برده و خیلی تو این کار خبره اس ، تا حالا چندین بار با دخترای خانواده های اشرافی و قدرتمند نامزد کرده ولی همرو پس زده . ازدواج کلا تو این دنیای خیالی سیاسیه و همه میخان با دادن دخترشون به یه خانواده برجسته و قدرتمند ، قدرتمندترتر بشن .
اون به بی رحمی و سردی معروفه . کلا بای دیفالت بدونین مرد بی رحم و سرد ، جذاب و کشنده س .
ایشون هستن :

ایشون همون بازیگر 💚 سریال ژاپنی سکوت  💚  هستش . خیلی جذابه . 

فیلم ژاپنی ازدواج شاد من
 

موهاشم خیلی خوشگل بود هوس کردم برم موهامو اون رنگی و کراتینه کنم . 🤭
 
میو دختریه که تو یه خانواده اشرافی و قدرتمند به دنیا اومده ولی تو سه چهارسالگی مادرش میمیره و پدرش با عشق قدیمیش ازدواج میکنه و اون چون هیچ استعدادی نداره " ینی قدرت نداره " الان به عنوان خدمتکار تو خونه داره کار میکنه . تناردیه و سیندرلا ن مثلا .

فیلم ژاپنی ازدواج شاد من
 

 
زن باباش از تناردیه ام بدتر بود خیلی فش رکیک بود خیلی . اون چون هیچ استعدادی نداره توسط زن بابا و دختر ایکبیری تر از خودش هی اذیت میشه و کتک میخوره و هی تو گوشش خوندن که تو استعدادی نداری تو هیچی نیستی اینم خودکم بینی پیدا کرده . خلاصه میخان از سرشون بازش کنن میدنش به کودو که معروفه به بی رحمی و اینا .

 فیلم ژاپنی ازدواج شاد من

 
کودو دستای پینه بسته ی میو رو میبینه و میگه چجوری یه دختر اشراف زاده اینجوری دستاش تحقیق میکنه متوجه میشه مادر میو که مرده ، از خانواده ی قدرتمندی هستن که قدرت کنترل ذهن رو دارن . همینجوری داشته تحقیق میکرده و کم کم به میو هم علاقمند میشه که خاهر ایکبیری میو ، کودو رو میبینه و عاشق اون میشه و میگه من اینو به عنوان شوهر میخام ، اینجوری میشه که تناردیه ها میو رو میدزدن و زورش میخان بکنن که از ازدواج با کودو منصرف شه . کتک و فلان . تا میان به کودو خبر میدن که چه نشسته ای زنتو بردن !
کودو که خیلی دیگه عاشق میو شده بدو میاد و اونی که خبر داده میگه اینا درو که بهت باز نمیکنن ، اینم خونه رو به اتیش میکشه ، خیییییییییییییییلی جذاب بود این تیکه ش خیییییییییییییییلیا . اصلا قدرت های کودو خیلی قشنگ و جذاب بودن . کاش سریال میشد این فیلم .
 

فیلم ژاپنی ازدواج شاد من
 

 
میگذره از این قضیه و یهو اون روح هایی که گفتم یکی میره اونارو ازاد میکنه و به مردم با استعداد حمله میکنن .
تو همین اثنا هم میو همش کابوس میبینه ، یهو یه پسری میاد بهش میگه به زودی کابوسات تموم میشن . پسره از قضا پسردایی میو میشه و از خاندان کنترل ذهنیا فقط این مونده . پسرداییه میاد به کودو میگه که کابوسای میو تموم نمیشه تا وقتی که بیاد خونه ی من اونجا بمونه ، رسما میگه زنتو بده من ، کودو برای رفاه حال عشقش و از اونجایی که شهر روحا ریختن و باید بره جنگ ، قبول میکنه و دختره اونجا می مونه .
یکی این ویروسو میاد میندازه تو مقری که کودو و هم رزماش هستن ، هم رزماش همه ویروس میگیرن و زامبی مانند میشن حالا نه به اون شدت .
میو صحبت های پدربزرگشو پسر داییشو که داشتن حرف میزدن رو می شنوه و میفهمه کودو تو خطره میخاد بره نجاتش بده . پسر داییه میگه نه اینا همش دستور امپراطوره . میو میگه چرا چی شده ، میگن امپراطور از قدرت های کودو میترسیده از طرفیم بهش وحی شده که یه رویابین که این قدرت خطرناکیه ، میخاد ظاهر بشه که اون تو هستی ، مادرت بچه که بودی قدرت های تورو مهر و موم کرده تا ازت سو استفاده نکنن " چقدم نکردن " امپراطور نمیخاد تو و کودو ازدواج کنین و کودو رو هم میخاد بکشه . میو قبول نمیکنه و میره که کودو رو نجات بده بعد قدرتهاش ظاهر میشه و روح ها رو همه رو نابود میکنه . یهویی .
بعدشم به خوبی و خوشی میرن سر خونه زندگیشون .

 فیلم ژاپنی ازدواج شاد من

 
فیلم قشنگی بود . اشاره ش به اینکه ادمای بی استعداد بی ارزش نیستن و همه ی ادما هرجور که هستن با ارزشن و لزوما همه نباید با استعداد و خاص باشن و از طرفی اینکه روحا با ادمای بی استعداد کاری نداشتن و با با استعدادها کار داشتن ، به نظرم جالب بود . و اینکه پایان شب سیه سپید رو هم قشنگ نشون داده بودن ، دختره با اینکه تو خونه باباش سختی کشیده بود ولی ازدواجش خوب شد چون خودش قلب مهربون و پاکی داشت . البته اینم بگم دختره یخورده کودن و شیربرنج بود که اینم میذارم رو اینکه تو خونه باهاش بدرفتاری میکردن و اعتماد به نفسش و شخصیتشو خورد کرده بود . جمله ی قشنگ فیلم هم این بود که :
دوست داشته شدن توسط کسی ادمو با اعتماد به نفس میکنه .
 

🌺پست های وبلاگ  بیشه زاری غرق در شکوفه در یک نگاه 🌺

 

 https://t.me/healerstarlight

چنل تلگرام ساختم . همینجوری یهویی . هرکی دوست داشت بیاد عضو شه . تو فکرمه اهنگ و معنی اهنگ و عکس و هرچی به نظرم جالب اومد بذارم . 

 

 

 

  1. 🌺سریالای 403🌺
  2. 🌺سریال کره ای مرد استوایی 🌺
  3. 🌺سریال کره ای خانواده کیمچی 🌺
  4. 🌺سریال کره ای عاشقان تروت 🌺
  5. 🌺فیلم ژاپنی پسر طلایی 🌺
  6. 🌺فیلم چینی ما و انها 🌺
  7. 🌺سریال ژاپنی دلیلی که عاشق شدیم 🌺
  8. 🌺معرفی اهنگ کره ای و اوپای جدیدم تن 🌺
  9. 🌺 سریال کره ای اقامت در هانیانگ 🌺
  10. 🌺سریال کره ای کارما 🌺
  11. 🌺سریال کره ای غرور و تعصب 🌺
  12. 🌺سریال ژاپنی پناهنگاه لاین 🌺
  13. 🌺سریال ژاپنی ائوشیماکون قلدره 🌺
  14. 🌺سریال کره ای همسر خوب 🌺
  15. 🌺سریال کره ای دبیرستان مخفی 🌺
  16. 🌺سریال کره ای وقتی زندگی بهت نارنگی میده 🌺
  17. 🌺سریال چینی نیش های سرنوشت 🌺
  18. 🌺سریال چینی افتخار 🌺
  19. 🌺سریال ژاپنی گانیبال 🌺
  20. 🌺سریال کره ای بهترین ازدواج 🌺
  21.  🍀سریال کره ای قصر تسخیر شده  🍀
  22.  🍀سریال کره ای بخشش برای هیچکس  🍀
  23.  🍀سریال کره ای خورشید رو نشان بده  🍀
  24.  🍀سریال کره ای اب  🍀
  25.  🍀سریال کره ای دفاعیه رو شروع میکنم  🍀
  26.  🍀سریال کره ای خواهران زنده ان  🍀
  27.  🍀سریال کره ای چرا او سوجه  🍀
  28.  🍀سریال کره ای روزمرگی های رزیدنت  🍀
  29.  🍀سریال کره ای هونگ رانگ عزیرم  🍀
  30.  🍀سریال کره ای رقابت دوستانه  🍀
  31.  🍀سریال کره ای دودو سل سل  🍀
  32. 🍀سریال کره ای قصر تسخیر شده 🍀🍀
  33. 🍀سریال کره ای روباه نه دم 🍀
  34. 🍀سریال کره ای وکیل کار نو مو جین با بازی چا هاک یون 🍀
  35. 🍀سریال کره ای وویس صدا 🍀
  36. 🍀ماجرای نیمروز 🍀
  37. 🍀سریال درحال پخشی 🍀
  38. 🍀فیلم کره ای اهنگ خورشید و دیگر 🍀
  39. 🍀سریال کره ای زمانی بین گرگ و سگ 🍀
  40. 🙂سریال کره ای قلب جدید 🙂
  41. 🙂فیلم کره ای تاریخ اعتراف 🙂
  42. 🙂سریال کره ای کارگاه در سایه 🙂
  43. 🙂سریال کره ای روزهای طلایی ما 🙂
  44. 🙂سه سریال کره ای 🙂
  45. 🙂سریال کره ای ملکه هفت روزه و تاریخ 🙂
  46. 🙂سریال کره ای باحال 🙂
  47. 🙂سریال کره ای پست فطرت 🙂
  48. 🙂سریال کره ای پری و کیون وو 🙂
  49. 🙂سریال ژآپنی قلب شیشه ای 🙂
  50. 🙂سریال کره ای فراتر از شیطان 🙂
  51. 🙂سریال ژاپنی با شوهرم ازدواج کن 🙂
  52. 🙂سریال ژاپنی تا دم مرگ عاشقم باش 🙂
  53. 🙂سریال فیلم ما 🙂
  54. 🙂سریال چینی بازی شاهدخت 🙂
  55. 🙂چند فیلم ژاپنی 🙂
  56. 🙂 سریال کره ای love all play 🙂
  57.  

 

  1. 💗 سریال کره ای خواننده ی دورافتاده یا سریال کره ای خواننده ی جزیره ی خالی از سکنه 💗
  2.  💗 سریال کره ای سرگذشت ارتدال شمشیر ارامون 💗
  3. 💗بالاخره شمشیر ارامون 💗
  4. 💚 سریال کره ای بازگشت  💚
  5. 💚  سریال کره ای سلبریتی 💚
  6. 💚 سریال کره ای از گور برخاسته  💚 
  7. 💚 سریال کره ای گل شیطان  💚
  8. 💚  سریال کره ای معشوق  💚
  9. 💚 سریال کره ای این رابطه مقاومت ناپذیره 💚
  10. 💚 سریال کره ای نقاش باد ها
  11. 💚 سریال کره ای اتفاقی بهم برخوردیم 💚
  12. 💚  سریال کره ای بی خانمان  💚
  13. 💚 سریال کره ای ایدل مقدس 💚
  14. 💚سریال کره ای رویارویی یا دوست پسر 💚
  15. 💚 سریال کره ای وکیل طلاق 💚
  16. 💚 سریال کره ای توطئه در دربار 💚
  17. 💚 سریال کره ای رودخانه ای که ماه در ان طلوع کرد 💚
  18. 💚 سریال کره ای زنی که هنوزم دلش میخاد ازدواج کنه 💚
  19. 💚سریال کره ای وکیل چوسان  💚
  20. 💚سریال های کره ای که تا امروز دیدم  💚
  21. 💚سریال کره ای هتلدار و سریال کره ای کشور من و سریال کره ای تونل 💚
  22. 💚 سریال کره ای افتخار   💚
  23. 💚سریال انتخاب همسر برای امپراطور 💚
  24. 💚 سریال کره ای تناسخ در خانواده ی ثروتمند 💚
  25. 💚 سریال کره ای یک خانوم اوه دیگر 💚
  26. 💚 سریال کره ای شوالیه سیاه  💚
  27. 💚 قسمت 7 و 8 سریال کره ای این رابطه مقاومت ناپذیره 💚
  28. 💚 سریال کره ای کیمیاگر روح فصل دو  💚
  29. 💚 سریال کره ای می تونم کمک تون کنم ؟ 💚
  30. 💚 سریال کره ای تاریخ اسیدال یا ارتدال  💚
  31. 💚سریال کره ای کیمیاگر روح فصل یک 💚
  32. 💚 سریال کره ای ممنوعیت ازدواج 💚
  33. 💚سریال کره ای کیمیاگر روح  💚
  34. 💚سریال کره ای قاشق طلایی  💚
  35. 💚سریال کره ای سونات زمستان  💚
  36. 💚سریال کره ای سونات زمستان معرفی سریال  💚
  37. 💚سریال کره ای یوندر  💚
  38. 💚سریال کره ای اوه مای ونوس  💚
  39. 💚سریال کره ای پاییز در قلب من  💚
  40. 💚 سریال کره ای عشقم اهل ستاره هاس  💚
  41. 💚سریال کره ای فراتر از شیطان  💚
  42. 💚 سریال کره ای مشتاق دیدار  💚
  43. 💚سریال کره ای این رابطه مقاومت ناپذیره قسمت های جدید 💚
  44. 💚 سریال کره ای متحرک 💚
  45. 💚 سریال کره ای در پس لمس تو 💚
  46. 💚 مثلث عشقی 💚
  47. 💚مقاله درمورد بازی 200 لی مینکی در سریال کره ای لمس پشت تو  💚
  48. 💚   شمشیر ارامون  💚
  49. 💚 سریال باد و ابر و باران 💚
  50. 💚 سریال کیمیاگر روح فصل دو  💚
  51. 💚 در انتظار شمشیر ارامون 💚
  52. 💚 سریال برادران معجزه  💚
  53. 🧡    یادگیری زبان جدید مث شروع یه رابطه عاشقانه س ...   🧡
  54. 🧡  معرفی کلمه کره ای " 적성에 맞는 일 "  🧡
  55. 🧡   رویابافی در روز روشن  🧡
  56. 🧡  حالت غرقگی 🧡
  57. 🧡  معرفی کتاب 🧡
  58. 🧡معرفی کتاب وزن رازها  🧡
  59. 🧡 معرفی کتاب دریای حاصلخیزی 🧡
  60. 🧡معرفی کتاب ژاپنی تاوان 🧡
  61. 🧡 معرفی کتاب کشتن شوالیه 🧡
  62. 💗سریال کره ای ممنوعیت ازدواج 💗
  63. 💗 قسمت 7 و 8 سریال کره ای این رابطه مقاومت ناپذیره 💗
  64. 💗سریال کره ای این رابطه مقاومت ناپذیره قسمت های جدید 💗
  65. 💗رویابافی در روز روشن💗
  66. 💗 اهنگ کره ای شستشوی قلب کیوهیون سوپرجونیور 💗
  67. 💗  معرفی اهنگ the rose back to me💗
  68. 💗 اهنگ کره ای HANDSUP  از گروه قدیمی BAP 💗
  69. 💗اوپاهای مونستااکس💗
  70. 💗 داستان هزار و یک روز  💗
  71. 💜  سریال چینی خون جوانی 💜
  72. 💜 فیلم سینمایی مصلحت  💜
  73. 💜  فیلم سینمایی موقعیت مهدی  💜
  74. 💜 فیلم سینمایی غریب💜
  75. 💜 سریال ژاپنی روزها 💜
  76. 💜 سریال ژاپنی چشم های قرمز 💜
  77. 💜   سریال ژاپنی هویت    💜
  78. 💜  سریال ژاپنی عدالت  💜
  79. 💜   فیلم ژاپنی someone   💜
  80. 💜  سریال ژاپنی معشوق 💜
  81. 💜سریال ژاپنی سکوت  💜
  82. 💜   سریال من سرنوشت تو هستم I'm Your Destiny  💜
  83. 💜  سریال ژاپنی اخرین کات یا برش نهایی💜  
  84. 💜سریال ژاپنی و کره ای ها  💜
  85. 💜سریال ژاپنی کاش صد ها بار بهت گفته بودم 💜
  86. 💜سریال ژاپنی اولین عشق 💜
  87. 🌺اهنگ eclipse از گروه رز 🌺 
  88. 🌺سریال کره ای گابلین  🌺
  89. 🌺معرفی اوپا 아이엠  🌺
  90. 🌺سریال کره ای این رابطه مقاومت ناپذیره قسمت 11و 12🌺
  91.  🌺نظر پایانی درباره ی سریال کره ای لمس پشت تو 🌺
  92. 🌺سریال کره ای نگهبان خدای بزرگ و تنها 🌺
  93. 🌺 سریال کره ای گابلین خدای تنها و درخشان  🌺
  94. 🌺عکس از سریال کره ای گابلین  🌺
  95. 🌺سریال کره ای گوبلین خدای تنها و درخشان  🌺
  96. 🌺 بازبینی سریال سونات زمستانی 🌺
  97. 🌺 فیلم ژاپنی ازدواج شاد من 🌺
  98. 🌺نظر پایانی درباره ی سریال این رابطه مقاومت ناپذیره 🌺
  99. 🌺سریال کره ای بدترین شیطان 🌺 
  100. 🌺 سریال ایرانی جدال با سرنوشت 🌺
  101. 🌺 سریال کره ای بدترین شیطان قسمت 8 و 9 🌺
  102. 💗 فیلم ژاپنی عشق را ببین و بشنو  💗
  103. 💗سریال ژاپنی ازدواج دروغین ما 💗
  104. 💗 سریال کره ای دونا  💗
  105. 💗 سریال کره ای در حال پخش  💗
  106. 💗پایان سریال بدترین شرور 💗
  107. 💗دیالوگ از سریال شمشیر ارامون 💗
  108. 💗سریال کره ای دوستان 💗
  109. 💗 سریال کره ای در حال پخش  💗
  110. 💗 سریال کره ای طلوع ماه در روز  💗 
  111. 💗برنامه تلویزیونی برادری و تاس 💗
  112. 💗 خواننده ی جزیره ی دورافتاده  💗
  113. 💗 سریال کره ای دلال ازدواج 💗 
  114. 💗 قسمت 5 و 6 سریال کره ای خواننده ی جزیره ی خالی از سکنه 💗
  115. 💗 معرفی N VIXX اِن ویکس   💙
  116. 💙 قسمت 7و 8 سریال کره ای خواننده ی جزیره ی متروکه  💙
  117. 💙سریال کره ای سونبه اون رژ رو نزن  💙
  118. 💙سریال کره ای اهریمن من  💙
  119. 💙معرفی کتاب بلندی های بادگیر 💙
  120. 💙سریال کره ای خواننده ی جزیره ی دورافتاده قسمت اخر 💙 
  121. 💙سریال کره ای رای کشنده 💙
  122. 💙 سریال کره ای بکشش kill it 💙
  123. فیلم ژاپنی اگه گربه ها از جهان ناپدید بشن 💙 
  124. 💙 سریال کره ای مرد من فرشته ی عشق 💙
  125. 💟 سفر انار 💟 
  126. 💟سریال کره ای دلال ازدواج رو وون 💟 
  127. 💟 سریال کره ای دروغه همه 💟
  128.  💟 سریال کره ای داستان ازدواج بانو پارک  💟
  129. 💟پادشاه ابدی  💟
  130. 💟 سریال کره ای اودیسه ی کره ای سون او گوک 💟
  131. 💟 سریال کره ای مرد من الهه عشقه 💟
  132. 💟 سریال کره ای بدرخش یا دیوانه شو  💟
  133. 💟 my man is cupid 💟 
  134. 💟 جمع بندی سریال های در حال پخش که دیدم 💟
  135. 💟اهنگ جدید آی اِم مونستااکس slowly 💟
  136. 💟تاریخ در سریال کره ای عاشقان ماه و بدرخش و دیوانه شو  💟
  137. 💟 سریال کره ای میراث خانوادگی 💟
  138. 💟جاسوس ادمهای مسحور شده 💟 
  139. 💟 فیلم ژاپنی هیولا monster 💟
  140. 💟سریال کره ای با شوهرم ازدواج کن 2024 Marry My Husband 💟
  141. 💟 سریال کره ای پولگاسال 불가살 Bulgasal: Immortal Souls  💟
  142. 💟 سریال ترکیه ای عطیه هدیه gift 💟
  143. 💟 معرفی کتاب جود گمنام 💟

  144. 💟 اهنگ از IM MONSTAX  💟

  145. 💟 وبلاگ خونی 💟

  146. 💟 سریال کره ای هتل بزرگ درخشان 💟

  147. 💟 معرفی کتاب شرکت  💟

  148. 💟دومین برف تهران عکس و اهنگ برفی  💟

  149. 💟 برنامه با حضور گونگ یو  🍀

  150. 🍀سریال کره ای اسپانسر sponsor2022 🍀

  151. 🍀سریال کره ای اهنگ عاشقانه ی خیال انگیز 🍀

  152. 🍀  سریال کره ای شام دوستانه dinner mate  🍀

  153. 🍀 فیلم کره ای اسم من لو کی وان با بازی سونگ جونگ کی 🍀

  154. 🍀سریال کره ای پایان خوش من با بازی جانگ نارا  🍀

  155. 🍀سریال کره ای سقوط اضطراری عشق crash landing on you  🍀

  156. 🍀  دیالوگ از سریال کره ای گوبلین goblin 도깨비 🍀 

  157. 🍀 سریال کره ای جنگ گوریو و خیتان 🍀

  158.  🍀 سریال کره ای دکتر اسلامپ  🍀 

  159. 🍀 مصاحبه ی آی اِم IM با مجله ی allure 🍀

  160. 🍀  معرفی کتاب شمس و طغری 🍀

  161. 🍀 سریال کره ای وارث غیرممکن   🍀

  162. 🍀 سریال کره ای قمارباز 🍀
  163. 🍀 سریال کره ای معجزه با بازی پسرای SF9 🍀 
  164. 🍀 سریال کره ای روز خوبی برای سگ بودن  🍀
  165. ☘ داستان از دیوید سدریس ☘
  166. ☘ داستان ژاپنی از اوسامو دازای  ☘
  167. ☘ سریال کره ای جانگ اوک جونگ زندگی برای عشق  ☘
  168.  سریال کره ای مرد ملکه اینهیون ☘ 
  169. ☘  سریال ژاپنی سرنوشت 2024 destiny ☘
  170. ☘ سریال کره ای منشی کیم چشه ؟  ☘
  171. ☘ عکس بهاری ☘ 
  172. ☘ معرفی کتاب داستان های پهلوانی و عیاری ادبیات فارسی  ☘
  173. ☘ کتاب شاه اسماعیل ☘  
  174. ☘  معرفی سریال کره ای که نبینین بهتره  ☘

  175. ☘ سریال کره ای قولی با خدا  ☘

  176. ☘ معرفی فیلم ژاپنی  ☘
  177.  سریال کره ای بکش و خوبم کن 
  178. ☘  سریال کره ای این مرد همون مرده اس  ☘

    ⚡ سریال کره ای پزشکی صلیب  ⚡

  179. ⚡ سریال کره ای مخفی hide ⚡
  180.  سریال کره ای شکوفایی جوانی  ⚡
  181.  سریال کره ای دونده ی دوست داشتنی من  ⚡
  182. ⚡ معرفی فیلم کره ای و چینی و ژاپنی  ⚡
  183. ⚡ سریال چینی در بهار عاشق خواهیم شد ⚡
  184. ⚡ سریال کره ای پدرم عجیبه ⚡
  185.  لیست سریالای جدید در حال پخش که میخام ببینیم  ⚡
  186.  سریال ژاپنی شوگون 
  187.  ⚡ سریال کره ای هفت فراری و سریال ژاپنی جغد 
  188. ⚡  سالگرد ویکس  ⚡
  189. سریال ژاپنی تصرف بیمارستان  و سریال کره ای خانواده استثنایی 1 ⚡
  190. سریال کره ای قهرمان نیستم ولی  2 ⚡
  191. سریال کره ای سونجه رو بردار و بدو
  192. سریال کره ای خانواده استثنایی 2  ⚡
  193. ⚡ سریال ژاپنی سرنوشت با بازی اوپام  ⚡
  194. فیلم ژاپنی هیولای هیزم شکن   ⚡
  195. سریال کره ای خانواده استثنایی 3 
  196. ⚡سریال ژاپنی کاره پاره وقت خانوادگی   ⚡
  197. ⚡فیلم ژاپنی هزاران گل  ⚡ 
  198. معرفی اهنگ کره ای  
  199. شعر  ⚡
  200. ⚡ سریال ژاپنی سرنوشت با بازی کامناشی کازویا  ⚡
  201. ⚡ سریال کره ای تصادف  ⚡
  202.  ⚡سریال کره ای خانه ما ⚡
  203. معرفی سریال چرنوبیل و یک فیلم ژاپنی 
  204. سریال کره ای وقتی کاملیا شکوفه میده 
  205. سریال کره ای all in
  206.  کارتون پسر و مرغ ماهی خوار  
  207. سریال کره ای ارتباط 
  208. سریال کره ای رسوایی 
  209. سریال ژاپنی گل افتابگردونی که در باران ناپدید شد 
  210. سریال ژاپنی ضدقهرمان 
  211.  ✨سریال کره ای کافه پرنس ✨
  212. سریال کره ای سفید برفی باید بمیره  ✨
  213. فیلم تل ماسه 
  214. سریال کره ای مبهم 
  215. سریال کره ای عالیجناب 
  216. سریال کره ای تاریخی ملکه وو 
  217. سریال ایرانی عشقی 
  218. پست چندسریالی 
  219. داستان 
  220. سریال کره ای ستمگر و سریال کره ای غم های ما 
  221. سریال المانی دارک 
  222. سریال کره ای خانه پرنده ی ابی ✨
  223. فیلم کره ای قطار بوسان 
  224. سریال کره ای خانم روز و شب 
  225. سریال کره ای عمو سام شیک 
  226. سریال کره ای شب بهاری 
  227. سریال کره ای بدون سود بدون عشق و سریالهای دیگر ✨
  228. ✨ سریال کره ای چونکه از ضرر کردن بدم میاد  ✨
  229.  ✨فیلم ایرانی دختران انتظار ✨
  230.  ✨ سریال کره ای جنگل مخفی ✨

  231. مصاحبه ی گونگ یو 

  232. مقاله 

  233. سریال چینی داستان گل رز ✨

  234. 😎سریال کره ای سگ همه چیزو میدونه 😎

  235. 😎سریال کره ای جاسوس 😎

  236. 😎مقاله : چیزهایی که نمیدانیم 😎

  237. 😎کتاب و سریال و مصاحبه گونگ یو 😎

  238. 😎سریال ژاپنی ازدواج شاد 😎
  239. 😎سریال کره ای پاچینکو  😎
  240. 😎😎سریال ژاپنی سیاستمدار خندان 
  241. 😎داستان المانی : گذران روز 😎

  242. 😎سریال کره ای قاضیی که از جهنم امد : پارک شین هه 😎

  243. 🎄سریال کره ای صدای قلبت 🎄

  244. 🎄سریال کره ای عشق قراردادی🎄

  245. 🎄سریال کره ای صندوق گونگ یو  트렁크 🎄

  246. 🎄داستان🎄 

  247. 🎄داستان 2🎄

  248. 🎄مقاله 🎄

  249. 🎄سریال کره ای اقای پلانتکون 🎄

  250. 🎄مقاله 🎄

  251. 🎄کتاب 🎄

  252. 🎄اهنگ کره ای 🎄

  253. 🎄سریال کره ای دالی و شاهزاده از خودراضی 🎄

  254. 🎄داستان 3 🎄

  255. 🎄داستان 4🎄

  256. 🎄داستان 5🎄

  257. 🎄سریال کره ای ژاپنی انچه بعد از عشق می اید 🎄

  258. 🎄سریال کره ای آلیس 🎄

  259. 🎄سریال ژاپنی فراتر از خداحافظی 🎄

  260. 🎄فیلم ژاپنی تمام شب های طولانی 🎄

  261. 🎄سریال کره ای وقتی تلفن زنگ میزنه 🎄

  262. 🎄سریال کره ای وقتی هوا خوب باشه میام می بینمت 🎄

  263. 🎄سریال کره ای تو زیبایی 🎄

  264. 🎄فیلم ژاپنی وینی WINNY 🎄

  265. 🎄سریال کره ای شکارچی شهر 🎄

  266. 🎄سریال چینی دیدن دوباره ی اون با بازی ویلیام چن 🎄

  267. 🎄سریال کره ای کارمند دولتی رتبه ی هفت 🎄

  268. 🎄سریال کره ای تجسس search 🎄
  269. 💟سریال کره ای هم اتاقی من گومیهوعه 💟
  270. 💟سریال کره ای کد تروما 💟
  271. 💟سریال کره ای بانو اوک  The Tale of Lady Ok💟
  272. 💟 my name is kim samson سریال کره ای اسم من کیم سام سونه💟
  273. 💟سریال کره ای دروغگو و معشوقه اش💟
  274. 💟سریال کره ای ایریس 1 iris💟
  275. 💟سریال کره ای ملکه وو 우씨왕후💟
  276. 💟معرفی چندسریال که جالب نبود 💟
  277. 💟سریال ژاپنی اهنگ شیطان با بازی کامناشی 💟
  278. 🌺سریال کره ای دبیرستان مخفی 🌺
  279. 🌺سریال کره ای داستان عشقی چونگ هوا 🌺
  280.  
  281.  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

خب میخایم امروز با اسم جدید و قالب جدید صدمین پست جدید رو بذارم :
 
 
در مضمون مثلث عشقی :
 

 

سریال کره ای این رابطه مقاومت ناپذیره
 

 

 
مثلث عشقی اصلا یه پایه ثابت تو سریال سازیه کره اس . اصلا تو رومنس مثلث عشقی نباشه نمیشه . البته خب مثلث داریم تا مثلث ، بعضی موقعها مثلث وایدتر میشه و تبدیل به ذوزنقه میشه ولیکن ما با ذوزنقه هاش کاری نداریم . طبیعتا قرارم نی هرچی سریال مثلثی کره ای بوده رو بیام معرفی بکنم ، چون اونجوری تا عمر دارم تموم نمیشه نوشتنشون . 😁
 
کره بین سالهای 2000 تا 2006 ، 4 تا سریال خیلی معروف داشته ، که هرچهارتاشم مثلث عشقی داشت ، که یکی از یکی ریت زیادتر و باعث معروفتر شدن بازیگراش شده .
سریال کره ای والتز بهاری🌺  سریال کره ای عطر تابستان 💚سریال کره ای پاییز در قلب من 🍂و سریال کره ای سونات زمستانی ❄🌨
 
من دوتا از این لیست رو دیدم و اگه علاقمند بودین میتونین رو اسمش کلیک کنین به صفحه ش برین و درموردش بخونین . هر 4 تاش عشق مثلثی و سوزناکه . تقریبا هر 4 تاش با توجه به داستانی که ازشون خوندم تمش یجوره .
 

 

 
دقیقا تو همون سالا ما هم سریالای مثلثی داشتیم ، کدوما ؟!
اصلا کسی هست که سریال ایرانی در قلب من ، سریال ایرانی در پناه تو و سریال جدال با سرنوشت رو ندیده باشه ؟!
 

 

 
نه نیست ، من خودم هربار تی وی پخشش کرده دیدمش اصلا امکان نداره هرسری درپناه تو رو ببینم و به بی عقلی مریم و دست دست کردن محمد منصوری فش ندم ...اخه کدوم دختری محمد رو ول میکنه میره با اون سست عنصر رامین ازدواج میکنه ؟!" فقط من یادم نی پارسال پیروزفر تو سریال در پناه تو چه نقشی داشت ؟"
 

 

 
در قلب من هم تقریبا همچین داستانی داشت با این تفاوت که این مثلثش رو برداشتن ، ینی قرار بوده پارسا پیروزفر هم یه ضلع مثلث بشه که گفتن بیخیال و شده برادر مریم ...
 
یه سریال دیگه هم بود اسمش بود تصویر یک رویا ، بین سالای 75 تا 77 پخش میشده ، من اونم خیلی دوس داشتم ، علی دهکردی جوونی هاش واقعا خیلی اوپا بوده ، البته تو این سریال اوپا که چه عرض کنم شوهری بود ...🤭
 

 

سریال جدال با سرنوشتم که چندوقت پیش یهو یادش افتادم و بعد یاد اون 4 تا سریال کره ای ، که بعد گفتم ازش یه متن بنویسم حتما ، مثلثی بود ، مهران اومده بود مینا رو بگیره ، مینا مهرانو نمیخاست ، و عباس رو میخاست ...
 

 

همونجور که قدیم کره سریالای عشقی داشت ، ماام به اندازه بضاعتمون سریالای قشنگی داشتیم که بارها میشه نگاهش کرد ، داستانش دقیقا مث زندگیه ، بازی ها زنده هستن ، روابط تمیز و نگاه ها تمیز و اصلا فک نمیکنی اینا تو یه دنیای دیگه ای از دنیای تو هستن ، ایناام همینجا زندگی میکنن ایناام این دغدغه هارو دارن ...واقعا ماام سریال قشنگ تا 10.15 سال پیش کم نداشتیم . به غیر از ستایش البته 🤦‍♀️😁.
متاسفانه بعد از اون موقعها نه تنها صدا و سیما بلکه جامعه مون هم به قهقرا رفته ، با اینکه اون موقع ها سنتی تر و مذهبی تر بود کشور ولی سریالای قشنگی ساخته میشد ، ولی الان با اینکه مثلا بازتر شده کشور نسبت به اون موقع همش چیزای عقب افتادگی نشون میده . درواقع تی وی الان هییییییییییچی نداره . ینی اگه سریالای قدیمی رو نشون نده رسما صفره صفره . سریالای نمایش خانگی هم که همش از فیلم پورن هم بدتره . حتی همین پارسا پیروزفر تو سریال نمایش خانگی یاغی که نگاه کردم بازیش اصلا مث قدیم نبود . خدا شاهده من اون سریالو فقط به خاطر پارسا پیروزفر دیدم و بس . وگرنه محتوا صفر . بازی صفر داستان صفر اصلا چرت ...
 
سریالای کره ای قدیمی که بالا معرفی کردم هم دیدنش داستان داره ، پارسال این موقع ها من کلاس سجونگ 4 تو مدرسه سجونگ تهران می رفتم ، استادمون سریال پاییز در قلب من رو معرفی کرد و گفت این خیلی قشنگه کل کره این سریالو دیدن و فلان گفتم بذا برم ببینم چیه ...بعدش موقع جستجو اون سریال به سریال سونات زمستان برخوردم ، بعد فک کردم اوپای توی اون سریال اوپای من لی دونگ گانه ، نگو اون نبوده ، خلاصه به خیال اینکه اون لی دونگ گانه ، سریالو شروع کردم و واقعا هم قشنگ بود . بعدش هم که پاییز در قلب من رو نگاه کردم ولی زیاد دوسش نداشتم .
 
حالا نمیدونم بشینم جدال با سرنوشت نگاه کنم یا بشینم کره ای نگا کنم ؟!😁💚
 
 
اینم از صدمین پست . پایین لینک های همه ی پستایی که تا حالا گذاشتم در دسترسه . لطفا بهشون عشق بورزین . 
 

 

سریال کره‌ای «Moving» (متحرک) یکی از جذاب‌ترین و متفاوت‌ترین آثار سال ۲۰۲۳ه که با ترکیب اکشن، فانتزی و درام خانوادگی، تونسته دل خیلی‌ها رو ببره. اگه دنبال یه داستان پرهیجان با شخصیت‌هایی که قدرت‌های ماورایی دارن ولی درگیر زندگی روزمره‌ان، این سریال حسابی می‌تونه جذب‌ت کنه.

سه نوجوان دبیرستانی—کیم بونگ سوک، جانگ هی سو و لی گانگ هون—در ظاهر مثل بقیه بچه‌ها هستن، ولی هرکدوم یه قدرت خاص دارن که از والدینشون به ارث بردن:

  • کیم بونگ سوک می‌تونه پرواز کنه ✈️
  • جانگ هی سو قدرت ترمیم سریع داره، حتی از گلوله و چاقو جون سالم به در می‌بره 💥
  • لی گانگ هون هم سرعت و قدرتی عجیب داره ⚡

اونا سعی می‌کنن قدرت‌هاشون رو مخفی نگه دارن، ولی دنیا همیشه امن نیست. والدینشون هم خودشون گذشته‌ای پر از درد و خطر دارن و حالا باید از بچه‌هاشون محافظت کنن.

🎭 بازیگران برجسته

  • هان هیو جو
  • جو این سونگ
  • ریو سونگ ریونگ
  • چا ته هیون
  • و کلی چهره‌ی محبوب دیگه که هرکدوم یه نقش کلیدی دارن.

این سریال نه‌تنها اکشن و جلوه‌های ویژه‌ی قوی داره، بلکه یه لایه‌ی احساسی و خانوادگی هم تو دل داستانش هست که باعث می‌شه با شخصیت‌ها ارتباط بگیری. اگه بخوای، می‌تونم برات خلاصه‌ی هر قسمت یا حتی دیالوگ‌های خاص و تأثیرگذارش رو هم بیارم.

🎯 نقاط قوت سریال Moving

  • داستان چندلایه و شخصیت‌محور سریال فقط درباره قدرت‌های ماورایی نیست؛ بلکه تمرکز زیادی روی روابط بین والدین و فرزندان، گذشته‌های پنهان، و انتخاب‌های اخلاقی داره. هر شخصیت یه داستان مستقل داره که به‌مرور باز می‌شه و مخاطب رو درگیر می‌کنه.
  • بازی‌های قوی و احساسی بازیگرهایی مثل هان هیو جو و جو این سونگ با اجرای دقیق و احساسی‌شون، عمق شخصیت‌ها رو نشون دادن. حتی نوجوان‌ها هم بازی‌هایی فراتر از انتظار داشتن.
  • جلوه‌های ویژه و صحنه‌های اکشن برخلاف خیلی از سریال‌های کره‌ای که اکشن رو ساده برگزار می‌کنن، Moving از جلوه‌های ویژه‌ی حرفه‌ای استفاده کرده که صحنه‌های پرواز، مبارزه و تعقیب‌وگریز رو واقعاً دیدنی کرده.
  • تم‌های انسانی و فلسفی سریال سؤال‌هایی مطرح می‌کنه مثل: اگر قدرتی داشتی، ازش برای محافظت استفاده می‌کردی یا برای کنترل؟ آیا باید قدرت رو پنهان کرد یا باهاش دنیا رو تغییر داد؟ این لایه‌های فکری باعث شده سریال فقط یه سرگرمی نباشه، بلکه یه تجربه‌ی فکری هم باشه.

🔍 نقدهایی که به سریال وارد شده

  • ریتم کند در بعضی قسمت‌ها بعضی منتقدها گفتن که سریال در قسمت‌های میانی کمی کش‌دار می‌شه و تمرکز بیش از حد روی گذشته‌ی شخصیت‌ها ممکنه باعث افت هیجان بشه.
  • تعداد زیاد شخصیت‌ها چون داستان چندلایه‌ست و شخصیت‌های زیادی داره، ممکنه برای بعضی مخاطب‌ها گیج‌کننده باشه، مخصوصاً اگه دنبال یه روایت ساده باشن.

📈 موفقیت جهانی

سریال Moving فقط تو کره محبوب نشد؛ بلکه بعد از فقط یک هفته پخش، تبدیل شد به پربیننده‌ترین سریال کره‌ای در Disney+ در سطح جهانی و حتی در Hulu آمریکا هم رکورد زد. این نشون می‌ده که داستانش فراتر از مرزها تونسته مخاطب جذب کنه.

 

 

سریال ژاپنی " هویت " 

 

 

 
سریال ژاپنی هویتShoutai 2022
سریال ژاپنی هویت

 

 

کابوراگی به جرم کشتن یه زوج به زندان افتاده سه ساله که تو زندانه و تو این مدت مدام گفته که اون قاتل نی ولی به خاطر وجود اثرانگشتش رو چاقو و مهمتر از اون شاهد که مامانه مقتوله ، براش حکم اعدام بریدن ، وقتی حکم نهایی میشه و قراره چند وقت بعد اعدام شه ، بیمار میشه و تو راه بیمارستان فرار میکنه ...

قضیه این بوده که کابوراگی همسایه خانواده مقتول بودش و هروقت از جلو در خونه اونا رد میشد می ایستاد و چنددیقه تو رو نگا میکرد ، هرکسی که این منظره رو ببینه شاید به نظرش بیاد مرده داره خونه مردم رو دید میزنه ، ولی چون مامان مقتول پیانو میزد اون می ایستاد صدای پیانو زدن مامانه رو بشنوه . خلاصه یه روز که داشت رد میشد از خونه اونا صدای داد و فریاد می شنوه میره تو و میبینه زن و شوهره مردن و فقط مامانه زنده س ، و سعی داره چاقو رو از شکم پسرش بکشه بیرون ، کابوراگی به زنه میگه زنگ بزن امبولانس و خودش چاقو رو میکشه بیرون و جای زخم رو داشته فشار میداده که پلیسا میرسن و چون چاقو دستش بوده فک میکنن اون قاتله .

سه سال تو زندان بود و دوسال تو فرار ، تو اون دوسال جاهای مختلف با اسمای مختلف زندگی میکردش ،

 

 

سریال ژاپنی هویتShoutai 2022
کابوراگی

 

 

اوایل فرار به عنوان کارگر ساختمون میره کار میکنه و به کارگرای دیگه کمک میکنه که حقشونو از شرکت پیمانکاری که حقوقشون رو بهشون نمیده رو بگیرن . یکی از کارگرا بهش نزدیک میشه و میخاد باهاش طرح دوستی بریزه چون اون واقعا ادم خوبیه ، بعدش اتفاقی می فهمه که این همون قاتل فراریه ، چون جایزه ای که براش گذاشتن وسوسه انگیزه ،تو حالت مستی ، با پلیس تماس میگیره ولی بعدش پشیمون میشه ولی فایده ای نداره ...

 

 

سریال ژاپنی هویتShoutai 2022
سریال ژاپنی هویت

 

 

کابوراگی فرار میکنه و این سری قیافشو تغییر میده و به عنوان یه فری لنسر که مقاله درباره ی مد می نویسه کار پیدا میکنه چون جایی برای موندن نداره همیشه چمدون همراهشه ، روزی که میخاد برای تحویل کار و پولش به سایت خبری مد ، بره با یکی از کارمندای اونجا اشنا میشه و کارمنده از کابوراگی خوشش میاد میگه اگه جا نداری بیا خونه ی من ...

 

 

سریال ژاپنی هویتShoutai 2022
سریال ژاپنی هویت

 

 

یه مدت باهم هم خونه بودن ، ژاپنی ها از کره ای هام چشم پاک ترن فقط همخونه بودن ، 😁 تو این مدت از هم خوششون میاد ، یه روز دوس پسر قبلی دختره میاد مزاحمش میشه کابوراگی میرسه و میندازتش بیرون مردک فلان فلان شده رو ... یارو هم میره زنگ میزنه پلیس میگه که قاتلو فلان جا دیدم ، پلیسم میاد جلوی در ، دختره که از قبل متوجه شده بود کابوراگی کیه بهش میگه که پلیس اومده و من میدونم تو کیی و بهت اعتماد دارم و گذشته ات برام مهم نی ، کابوراگی میگه من بیگناهم خلاصه تو کمد پنهان میشه ولی پلیس می فهمه و کابوراگی فرار میکنه .

 

 

سریال ژاپنی هویتShoutai 2022
سریال ژاپنی هویت

 

 

تو مدتی که تو خونه دختره بود ، برای خرید میرفت بیرون تو راه یه مردی رو میبینه که مشکوک یهو میبینه مرده میخاد خودشو از پل پرت کنه میره نجاتش میده ، بعدش میفهمه مرده وکیله و اتفاقی ناعادلانه براش افتاده که اونو مظن اتهام قرار داده ولی رد شده ولی چون ازش فیلم گرفتن مردم تو نت پخش کردن زندگیش مختل شده ، کابوراگی از دختره میخاد راجبه این موضوع مقاله بنویسه و خلاصه این کار انجام میشه و مرده میتونه به زندگی عادیش برگرده به کابوراگی میگه که تو هم نجاتم دادی هم زندگیمو بهم برگردوندی ، چندوقت بعد که متوجه میشه کابوراگی کی بوده میخاد در صدد کمکش بربیاد که میفهمه از اونجا فرار کرده ...

 

 

سریال ژاپنی هویتShoutai 2022
سریال ژاپنی هویت

 

 

این سری کابوراگی رفته شهری که خاهر ، مادر مقتول اونجا کار و زندگی میکنه ، میخاد بدونه مامانه الان کجاس ، تو اون مدتی که اونجاس بازم تغییر قیافه داده و به اون اهالی اونجا هم کمک میکنه ، ولی یکی از ادمایی که اونجا بودش هویت واقعیشو می فهمه و لوش میده ، این سری کابوراگی میره به اسایشگاهی که مامان مقتول اونجاس و به عنوان مددکار استخدام میشه ، به مادر مقتول نزدیک میشه ، میفهمه که مادر مقتول بعد از حادثه حافظش دچار اشکال شده ، ولی با حرف زدن باهاش متوجه میشه که دادستان به مادر مقتول تلقین کرده که حافظش دچار اشکاله و بهش گفته که تو دادگاه بگه که کابوراگی قاتله ...این مامانه خیلی رو مخ بود زنیکه ابله ...

 

سریال ژاپنی هویتShoutai 2022
سریال ژاپنی هویت

 

 

تو همین اثنا یه قاتلی رو گرفتن که یه خانواده رو کشته بوده ، قاتل گفته قتلای دیگه ایم انجام داده ، حالا ...

کابوراگی رو باز این سری هم یکی از کارکنا لوش میده ، پلیس ها میان و میخاد فرار کنه که پاش تیر میخوره و از ساختمون پرت میشه، مدتی تو کما بودش ، تو اون مدت کسایی که تو این دوسال باهاشون اشنا شد و به شکلی بهشون کمک کرده بود و اونها فهمیده بودن کابوراگی چه ادم خوبیه ، و همچنین وکیله جمع میشن و کمکش میکن تا بی گناهیشو ثابت کنه ، دختره که باهم تو یه خونه زندگی میکردن و وکیله اسنادی پیدا میکنن که ثابت میکنه ممکنه قاتل واقعی اون حادثه همین قاتلی باشه که دستگیر شده ، از طرفی مامانه کودنه مقتول هم بالاخره مث ادم به حرف میاد که کابوراگی قاتل نی بلکه کسی بوده که کمکش کرده ... اینجوری میشه که بیگناهیش ثابت میشه . و تبرئه میشه .

 

 

سریال ژاپنی هویتShoutai 2022
وقتی تبرئه میشه . طفلی باور نمیکرد ...

 

 

خیییییییییییلی قشنگ بود واقعا خوشم اومد . استصال کابوراگی ، تلاش برای زنده موندنش و اثبات بی گناهیش مدتی که با دختره تو یه خونه زندگی میکردن ، یه سریال جمع و جور 4 قسمتی و پر از هیجان واقعا خیلی خوشم اومد .

 

سریال ژاپنی هویتShoutai 2022
اینم قاضی های ژاپن

 

 

بازیگرشم همون بازیگر سریال " چشم های قرمز " بود ، چون از بازیگره تو اون سریال خوشم اومد این سریالشم دانلود کردم . خیلی قسمتاش کم بود تعجب کردم گفتم نکنه نصفه ش . ولی واقعا خیلی خوب بود . بازی بازیگر و داستان و هیجان سریال واقعا قشنگ بود . یه حس غم انگیزی خاصی هم داشت که نمیدونم چجوری توصیفش کنم .

در واقع پیام سریال این بود که اگه ادمی واقعا انسانیت و صداقت داشته باشه در هر مرحله ای از زندگیش هم باشه بازم با دیگران با انسانیت و صداقت رفتار میکنه ، شاید به نظر بیاد که کارایی که کابوراگی داشت میکرد برای نفع خودش بود ولی اینطور نبود اون خودشو خوب نشون نمیداد و برای نفع خودش وکیله رو نجات نداد یا به پیرزنایی که با خاهر مادر مقتول دوس بودن و درگیر کلاه برداری شده بوده به نفع خودش کمک نکرد ، اگه به خاهره نزدیک شده بود فقط به خاطر این بود که میخاست بفهمه مامانه مقتول کجاست تا بره ازش کمک بخاد که شهادتش نسبت به قاتل بودنش رو پس بگیره . با اینکه خودش داشت به سختی قایمکی زندگی میکرد و اواره بود ولی بازم داشت به دیگران کمک میکرد . واقعا فک میکنم سریالی بود که 4 قسمت براش کم بود ولی همینم خیلی جذاب بود .

 

اپدیت در 14 فروردین 1402 : 

 

دیروز بازیگر این سریال کامناشی خبر داد که این سریال تو نتفلیکس قرار گرفته شده و امروز این سریال جزو تاپ 10 نتفلیکس جهانی قرار گرفت . 

 

 

سریال ژاپنی هویتShoutai 2022


💟 مطالب پیشنهادی " ژاپنی " 💟 

 

 

💗 فیلم ژاپنی عشق را ببین و بشنو  💗سریال ژاپنی ازدواج دروغین ما 💗   سریال ژاپنی چشم های قرمز  💗  سریال ژاپنی هویت  💗   سریال ژاپنی عدالت  💗   فیلم ژاپنی someone   💗  سریال ژاپنی معشوق 💗 سریال ژاپنی سکوت  💗  سریال من سرنوشت تو هستم I'm Your Destiny  💗  سریال ژاپنی اخرین کات یا برش نهایی💗 سریال ژاپنی روزها  💗سریال ژاپنی کاش صد ها بار بهت گفته بودم 💗سریال ژاپنی اولین عشق  💗 فیلم ژاپنی ازدواج شاد من 💗فیلم ژاپنی اگه گربه ها از جهان ناپدید بشن💗 فیلم ژاپنی هیولا monster 💗

 

💙 سریال ژاپنی با بازی کامناشی کازویا 💙

 

💙سریال ژاپنی چشم های قرمز  💙  سریال ژاپنی هویت  💙 سریال ژاپنی عدالت  💙   سریال من سرنوشت تو هستم I'm Your Destiny  💙  سریال ژاپنی اخرین کات یا برش نهایی💙  ☘  سریال ژاپنی سرنوشت 2024 destiny ☘ معرفی فیلم ژاپنی  ☘ ⚡ معرفی فیلم کره ای و چینی و ژاپنی  ⚡ سریال ژاپنی شوگون  ⚡سریال ژاپنی تصرف بیمارستان  و سریال کره ای خانواده استثنایی 1 ⚡💟سریال ژاپنی اهنگ شیطان با بازی کامناشی 💟

سریال ژاپنی " معشوق "

سریال ژاپنی معشوق
سریال ژاپنی معشوق

درباره ی دختری به نام " ریو" که با باباش و برادر کوچکترش تو روستا زندگی میکنه ، باباش سرپرست خابگاه یه دانشگاه ورزشیه ، ریو هم تو کارای خابگاه به باباش کمک میکنه و با بچهای خابگاه هم دوسته ، از بین پسرای خابگاه یه پسری هست که خیلی پسر خوبیه و ریو از این پسره خوشش میاد ، پسره هم همینطور .

سریال ژاپنی معشوق
ریو کاراکتر بدی نبود ولی شخصیت پردازیش به عنوان نقش اول زیاد قوی نبود .

اسم پسره هست " میازاکی " ...ریو تصمیم داره که کنکور پزشکی بده و بره توکیو داروسازی بخونه ، برادرش یه بیماری مغزی داره که بعضی چیزا از یادش میره مث اختلال حواسه ...مامان ریو که از باباش جدا شده ، تو توکیو یه کمپانی داروسازی داره و به باباش گفته که ریو بیاد توکیو ساپورتش میکنه و هیچ نگرانی نداشته باشه ، روز قبل از کنکور برای ریو یه حادثه ای پیش میاد که یادش نمیاد چه اتفاقی افتاده ، باباش اونو راهی توکیو میکنه که بره کنکور بده ، تا اون کنکور بده و برگرده باباش میمیره ...ریو خونه رو میگرده یه مشمع که توش لباسای خونیش هست رو پیدا میکنه ، یه چیزایی محوی یادش میاد و متوجه قضیه میشه و به این نتیجه میرسه پی اش رو نگیره بهتره و حقیقت رو تو خودش دفن میکنه ...

سریال ژاپنی معشوق
میازاکی که خیلی اقا بود

چندروز بعد پدر یکی از دانشجو ها میاد خابگاه و سراغ پسرشو میگیره ، ریو متوجه میشه که لباسای خونیش ربطی به اون پسره داره ، چون اخرین بار داشت با اون حرف میزد ، ریو از این قضیه چیزی نمیگه ، اون میره به توکیو تا درس بخونه ...

حالا 15 سال گذشته و اون رییس کمپانی داروسازی شده و به عنوان یه رییس جوان معروفه ، میازاکی پلیس شده و پرونده ای اتفاق افتاده که به ریو و قضیه ای که 15 سال پیش اتفاق افتاده ربط داره ...بابای اون دانشجوعه تو دریاچه مرده پیدا میشه و ریو مضنون پرونده س ...!

سریال ژاپنی معشوق
اولین دیدار ریو و میازاکی بعد 15 سال ...


💗 مطالب پیشنهادی " ژاپنی " 💗

 

💗 فیلم ژاپنی عشق را ببین و بشنو  💗سریال ژاپنی ازدواج دروغین ما 💗   سریال ژاپنی چشم های قرمز  💗  سریال ژاپنی هویت  💗   سریال ژاپنی عدالت  💗   فیلم ژاپنی someone   💗  سریال ژاپنی معشوق 💗 سریال ژاپنی سکوت  💗  سریال من سرنوشت تو هستم I'm Your Destiny  💗  سریال ژاپنی اخرین کات یا برش نهایی💗 سریال ژاپنی روزها  💗سریال ژاپنی کاش صد ها بار بهت گفته بودم 💗سریال ژاپنی اولین عشق  💗 فیلم ژاپنی ازدواج شاد من 💗فیلم ژاپنی اگه گربه ها از جهان ناپدید بشن💗 فیلم ژاپنی هیولا monster 💗