فیلم ژاپنی ازدواج فرخنده ی من یا ازدواج شاد من یا تا وقتی هر دومون زندگی کنیم
در مورد یه دنیای خیالیه که توش همه ی ادما قدرت های فوق العاده دارن ،بهش میگن استعداد دارن ، بعد تو این دنیا روح ها سرگردان هستن و به انسان ها اسیب می رسونن ، یه سری ها هم هستن که با این روحها میجنگن ، زمونه تغییر کرده و جنگنده ها اومدن همه ی روح ها رو تو یه معبدی به شکل حشره حبس کردن ، امپراطور داره میمیره و به پسرش که ولیعهد میگه که به جنگنده ها بها بده که اونان که باعث بقای امپراطوری هستن .
کودو کیاکا از یه خانواده ی برجسته و قدرتمنده که توانایی جنگیدن با روح ها رو از خاندانش به ارث برده و خیلی تو این کار خبره اس ، تا حالا چندین بار با دخترای خانواده های اشرافی و قدرتمند نامزد کرده ولی همرو پس زده . ازدواج کلا تو این دنیای خیالی سیاسیه و همه میخان با دادن دخترشون به یه خانواده برجسته و قدرتمند ، قدرتمندترتر بشن .
اون به بی رحمی و سردی معروفه . کلا بای دیفالت بدونین مرد بی رحم و سرد ، جذاب و کشنده س .
موهاشم خیلی خوشگل بود هوس کردم برم موهامو اون رنگی و کراتینه کنم . 🤭
میو دختریه که تو یه خانواده اشرافی و قدرتمند به دنیا اومده ولی تو سه چهارسالگی مادرش میمیره و پدرش با عشق قدیمیش ازدواج میکنه و اون چون هیچ استعدادی نداره " ینی قدرت نداره " الان به عنوان خدمتکار تو خونه داره کار میکنه . تناردیه و سیندرلا ن مثلا .
زن باباش از تناردیه ام بدتر بود خیلی فش رکیک بود خیلی . اون چون هیچ استعدادی نداره توسط زن بابا و دختر ایکبیری تر از خودش هی اذیت میشه و کتک میخوره و هی تو گوشش خوندن که تو استعدادی نداری تو هیچی نیستی اینم خودکم بینی پیدا کرده . خلاصه میخان از سرشون بازش کنن میدنش به کودو که معروفه به بی رحمی و اینا .
کودو دستای پینه بسته ی میو رو میبینه و میگه چجوری یه دختر اشراف زاده اینجوری دستاش تحقیق میکنه متوجه میشه مادر میو که مرده ، از خانواده ی قدرتمندی هستن که قدرت کنترل ذهن رو دارن . همینجوری داشته تحقیق میکرده و کم کم به میو هم علاقمند میشه که خاهر ایکبیری میو ، کودو رو میبینه و عاشق اون میشه و میگه من اینو به عنوان شوهر میخام ، اینجوری میشه که تناردیه ها میو رو میدزدن و زورش میخان بکنن که از ازدواج با کودو منصرف شه . کتک و فلان . تا میان به کودو خبر میدن که چه نشسته ای زنتو بردن !
کودو که خیلی دیگه عاشق میو شده بدو میاد و اونی که خبر داده میگه اینا درو که بهت باز نمیکنن ، اینم خونه رو به اتیش میکشه ، خیییییییییییییییلی جذاب بود این تیکه ش خیییییییییییییییلیا . اصلا قدرت های کودو خیلی قشنگ و جذاب بودن . کاش سریال میشد این فیلم .
میگذره از این قضیه و یهو اون روح هایی که گفتم یکی میره اونارو ازاد میکنه و به مردم با استعداد حمله میکنن .
تو همین اثنا هم میو همش کابوس میبینه ، یهو یه پسری میاد بهش میگه به زودی کابوسات تموم میشن . پسره از قضا پسردایی میو میشه و از خاندان کنترل ذهنیا فقط این مونده . پسرداییه میاد به کودو میگه که کابوسای میو تموم نمیشه تا وقتی که بیاد خونه ی من اونجا بمونه ، رسما میگه زنتو بده من ، کودو برای رفاه حال عشقش و از اونجایی که شهر روحا ریختن و باید بره جنگ ، قبول میکنه و دختره اونجا می مونه .
یکی این ویروسو میاد میندازه تو مقری که کودو و هم رزماش هستن ، هم رزماش همه ویروس میگیرن و زامبی مانند میشن حالا نه به اون شدت .
میو صحبت های پدربزرگشو پسر داییشو که داشتن حرف میزدن رو می شنوه و میفهمه کودو تو خطره میخاد بره نجاتش بده . پسر داییه میگه نه اینا همش دستور امپراطوره . میو میگه چرا چی شده ، میگن امپراطور از قدرت های کودو میترسیده از طرفیم بهش وحی شده که یه رویابین که این قدرت خطرناکیه ، میخاد ظاهر بشه که اون تو هستی ، مادرت بچه که بودی قدرت های تورو مهر و موم کرده تا ازت سو استفاده نکنن " چقدم نکردن " امپراطور نمیخاد تو و کودو ازدواج کنین و کودو رو هم میخاد بکشه . میو قبول نمیکنه و میره که کودو رو نجات بده بعد قدرتهاش ظاهر میشه و روح ها رو همه رو نابود میکنه . یهویی .
بعدشم به خوبی و خوشی میرن سر خونه زندگیشون .
فیلم قشنگی بود . اشاره ش به اینکه ادمای بی استعداد بی ارزش نیستن و همه ی ادما هرجور که هستن با ارزشن و لزوما همه نباید با استعداد و خاص باشن و از طرفی اینکه روحا با ادمای بی استعداد کاری نداشتن و با با استعدادها کار داشتن ، به نظرم جالب بود . و اینکه پایان شب سیه سپید رو هم قشنگ نشون داده بودن ، دختره با اینکه تو خونه باباش سختی کشیده بود ولی ازدواجش خوب شد چون خودش قلب مهربون و پاکی داشت . البته اینم بگم دختره یخورده کودن و شیربرنج بود که اینم میذارم رو اینکه تو خونه باهاش بدرفتاری میکردن و اعتماد به نفسش و شخصیتشو خورد کرده بود . جمله ی قشنگ فیلم هم این بود که :
دوست داشته شدن توسط کسی ادمو با اعتماد به نفس میکنه .
امیدوارم همگی بیشتر بی استعداد ها ، توسط کسی صادقانه و از صمیم قلب دوست داشته بشین .
خب میخایم امروز با اسم جدید و قالب جدید صدمین پست جدید رو بذارم :
در مضمون مثلث عشقی :
مثلث عشقی اصلا یه پایه ثابت تو سریال سازیه کره اس . اصلا تو رومنس مثلث عشقی نباشه نمیشه . البته خب مثلث داریم تا مثلث ، بعضی موقعها مثلث وایدتر میشه و تبدیل به ذوزنقه میشه ولیکن ما با ذوزنقه هاش کاری نداریم . طبیعتا قرارم نی هرچی سریال مثلثی کره ای بوده رو بیام معرفی بکنم ، چون اونجوری تا عمر دارم تموم نمیشه نوشتنشون . 😁
کره بین سالهای 2000 تا 2006 ، 4 تا سریال خیلی معروف داشته ، که هرچهارتاشم مثلث عشقی داشت ، که یکی از یکی ریت زیادتر و باعث معروفتر شدن بازیگراش شده .
من دوتا از این لیست رو دیدم و اگه علاقمند بودین میتونین رو اسمش کلیک کنین به صفحه ش برین و درموردش بخونین . هر 4 تاش عشق مثلثی و سوزناکه . تقریبا هر 4 تاش با توجه به داستانی که ازشون خوندم تمش یجوره .
دقیقا تو همون سالا ما هم سریالای مثلثی داشتیم ، کدوما ؟!
اصلا کسی هست که سریال ایرانی در قلب من ، سریال ایرانی در پناه تو و سریال جدال با سرنوشت رو ندیده باشه ؟!
نه نیست ، من خودم هربار تی وی پخشش کرده دیدمش اصلا امکان نداره هرسری درپناه تو رو ببینم و به بی عقلی مریم و دست دست کردن محمد منصوری فش ندم ...اخه کدوم دختری محمد رو ول میکنه میره با اون سست عنصر رامین ازدواج میکنه ؟!" فقط من یادم نی پارسال پیروزفر تو سریال در پناه تو چه نقشی داشت ؟"
در قلب من هم تقریبا همچین داستانی داشت با این تفاوت که این مثلثش رو برداشتن ، ینی قرار بوده پارسا پیروزفر هم یه ضلع مثلث بشه که گفتن بیخیال و شده برادر مریم ...
یه سریال دیگه هم بود اسمش بود تصویر یک رویا ، بین سالای 75 تا 77 پخش میشده ، من اونم خیلی دوس داشتم ، علی دهکردی جوونی هاش واقعا خیلی اوپا بوده ، البته تو این سریال اوپا که چه عرض کنم شوهری بود ...🤭
سریال جدال با سرنوشتم که چندوقت پیش یهو یادش افتادم و بعد یاد اون 4 تا سریال کره ای ، که بعد گفتم ازش یه متن بنویسم حتما ، مثلثی بود ، مهران اومده بود مینا رو بگیره ، مینا مهرانو نمیخاست ، و عباس رو میخاست ...
همونجور که قدیم کره سریالای عشقی داشت ، ماام به اندازه بضاعتمون سریالای قشنگی داشتیم که بارها میشه نگاهش کرد ، داستانش دقیقا مث زندگیه ، بازی ها زنده هستن ، روابط تمیز و نگاه ها تمیز و اصلا فک نمیکنی اینا تو یه دنیای دیگه ای از دنیای تو هستن ، ایناام همینجا زندگی میکنن ایناام این دغدغه هارو دارن ...واقعا ماام سریال قشنگ تا 10.15 سال پیش کم نداشتیم . به غیر از ستایش البته 🤦♀️😁.
متاسفانه بعد از اون موقعها نه تنها صدا و سیما بلکه جامعه مون هم به قهقرا رفته ، با اینکه اون موقع ها سنتی تر و مذهبی تر بود کشور ولی سریالای قشنگی ساخته میشد ، ولی الان با اینکه مثلا بازتر شده کشور نسبت به اون موقع همش چیزای عقب افتادگی نشون میده . درواقع تی وی الان هییییییییییچی نداره . ینی اگه سریالای قدیمی رو نشون نده رسما صفره صفره . سریالای نمایش خانگی هم که همش از فیلم پورن هم بدتره . حتی همین پارسا پیروزفر تو سریال نمایش خانگی یاغی که نگاه کردم بازیش اصلا مث قدیم نبود . خدا شاهده من اون سریالو فقط به خاطر پارسا پیروزفر دیدم و بس . وگرنه محتوا صفر . بازی صفر داستان صفر اصلا چرت ...
سریالای کره ای قدیمی که بالا معرفی کردم هم دیدنش داستان داره ، پارسال این موقع ها من کلاس سجونگ 4 تو مدرسه سجونگ تهران می رفتم ، استادمون سریال پاییز در قلب من رو معرفی کرد و گفت این خیلی قشنگه کل کره این سریالو دیدن و فلان گفتم بذا برم ببینم چیه ...بعدش موقع جستجو اون سریال به سریال سونات زمستان برخوردم ، بعد فک کردم اوپای توی اون سریال اوپای من لی دونگ گانه ، نگو اون نبوده ، خلاصه به خیال اینکه اون لی دونگ گانه ، سریالو شروع کردم و واقعا هم قشنگ بود . بعدش هم که پاییز در قلب من رو نگاه کردم ولی زیاد دوسش نداشتم .
حالا نمیدونم بشینم جدال با سرنوشت نگاه کنم یا بشینم کره ای نگا کنم ؟!😁💚
اینم از صدمین پست . پایین لینک های همه ی پستایی که تا حالا گذاشتم در دسترسه . لطفا بهشون عشق بورزین .
سریال ژآپنی اوردم براتون ، اسمش هست " اولین عشق ، منظور همون عشق اول " با بازی تاکرو ساتوه اوپای ژاپن در تمام ادوار " البته هاسگاوا دوپله ازش اوپاتره ولی خب اوشونم کم محبوب دلها نیستن "
اولین عشق
داستان اینکه این دو نو گل تو مدرسه عاشق هم میشن بعد همینجور رابطه شون ادامه پیدا میکنه تا دیگه وقت دانشگاه رفتن میرسه و از هم جدا میشن . دختره چون هواپیما دوس داره پسره به عشق دختره میره خلبان بشه پس میره ارتش ،فقط من متوجه نشدم مگه هرکی بره ارتش میتونه خلبان بشه تو ژاپن؟ خلاصه دختره هم دانشگاه زبان انگلیسی توکیو قبول میشه . بعد مدتها پسره میاد توکیو که دختترو ببینه منتها یه اتفاقی می افته و پسره قهر میکنه میره ، دختره هم داشته میرفته خونش که تصادف میکنه پسره میرسه جمعش میکنه میبرتش بیمارستان . بهوش میاد حافظشو از دست میده چجوری از دست میده ؟! اینجور یکه فقط پسررو یادش نمیاد ،مامانشو یادشه . 🙄😐 مامانشم بهش نمیگه که دوس پسر داشتی فلان پسره هم ول میکنه میره ولی همچنان به یاد دختره س سالها میگذره ،دختره ازدواج میکنه با یه خانواده مرفه که همه دکترن ، ولی به خاطر اختلاف طبقاتی طلاق گرفته ، خلاصه یه پسر 14 ساله داره . پسره ام از ارتش اومده بیرون و یه دوس دختر داره که بعد از دوسال تازه بهش گفته بیا دوس دخترم شو 🙄 ژاپنی ها عجیبن . فک کن اونهمه مدت بیرون برو خونه برو تا سکس ... بعد تازه میگه بیا دوس دخترم شو پس الان چی بود ؟! بعد تصادفی دختترو دوباره میبینه و عشقش دوباره فوران میکنه خلاصه چندبار همینجوری به واسطه ی پسر دختره میرن بیرون و اینا ولی به نتیجه ای نمیرسه . دست اخرم پسره میره خارج ، بعد یهو دختره تو خونش یه اهنگ قدیمی میشنوه یهو یادش میاد گذشته رو میره شهرشون و اونجا خاطرات گذشته همش تداعی میشه و میفهمه که ای بابا بنده خدا عشقم بوده قبلا . اونم میره خارج دنبال پسره و بهم میرسن .
دونوگل کاملا مشهوده دیگه ؟
خب نظرم : اولا اصلا خوشم نیومد حافظشو از دست داد باگ داشت احساس میکنم میگن حافظه ی قبل از تصادف را از یاد برده ، خب قبل تصادف شامل مامانشم میشه دیگه . پس چجوری کسی که ده سال باهاش دوست بودو از یادش میره ؟! این هیچی . همشون تو یه شهر کوچیک زندگی میکردن چه بعد از ازدواج دختره چه بعد از استعفای پسره یه شهر کوچیک مث ساپورو ، درحالیکه که خونه ننه باباهاشون همونجای قبلیه ، چجوری این همه مدت همو ندیدن ، دقیقا زمانی که پسر دختره میره تو ساختمونی که تاکرو کار میکنه ، یهو میفهمه که عه این پسرِ عشق قدیمیشه ؟! ینی تاکرو هیچوقت تاکسی نگرفته ؟! " دختره تاکسی رون بود "
یه سری جاهای دیگه شم مشکل داشت که همش به نظر من به خاطر ضعف فیلمنامه س . کلا ژاپنی ها درسته زیاد حاشیه نمیپردازن و شخصیتای زیاد نمیارن تو سریال با اینحال همون کمشم زیادیه . چون دیالوگ و رابطه قوی بین دو کاراکتر اصلی خیلی کمه خیلی ناپدیده . دیالوگای بی معنی بیخودکی خالی از عمق و مفهوم . بازیگر زنش که اصلا به دلم نشست . خود تاکرو هم بازی خاصی نداشت . تنها چیزی که سریال داشت مناظر کم ولی زیبای ساپورو بود . مثلا اگه همین موضوع را کره میساخت خیلی جذابتر خیلی اب و تابتر خیلی عمیقتر خیلی پزشکی تر و قابل باورتر خیلی جزییات دیگه که سریال را دیدنی و جذاب و غم انگیز کنه ،اینجوری میساخت ولی این خیلی ابکی و ساده بود و نمیدونم چجوری نتفلیکس داشت نشونش میداد . تنها چیزی که میشه گفت برای پخش در نتفلیکس درونش لحاظ شده منظره و بعدشم صحنه و بعدشم حرف از اسرائیله . شاید ندونین ولی ژاپنی ها خیلی کم صحنه تو سریالاشون دارن . ولی این دوتا صحنه داشت . خلاصه که زیاد خوشم نیومد . حتی غم و سرگشتگی دختره که خب حافظشو از دست داده و عشقشو فراموش کرده ولی حس میکنه یه چیزی کم داره رو خوب نتونستن روش مانور بدن و نشون بدن تا تاثیرگذار باشه برای بیننده .
بعد از مدتهای خیلی زیادی رفتم سینما فیلم " غریب " را دیدم ، دیشب یهو تو مطالعه هایی که یهویی تو نت به سمتشون کشیده میشم ، به این فیلم برخوردم ، به نظر جالب اومد اتفاقا امروزم سه شنبه بود و نیم بها 😄
فیلم راجبه شهید محمد بروجردی ، که نقش به سزایی تو خابوندن قائله ی "اشوب " کردها " ضدانقلاب " تو سنندج داشتن ، این تیکه از مصاحبه برادر دکتر چمران که چگونگی اغاز اشوب تو کردستان را توضیح دادن :
در کردستان کسانی که تفکرات چپ داشتند حزب دموکرات، حزب کومله و عده ای هم که جنبه های مذهبی به خود می دادند همچون حزب دین حسینی این گروه ها در زمان طاغوت یک عده به عنوان مخالف رژیم شاه بودند و عده ای هم حقوق بگیر ساواک بودند.این گروه ها در جریان پیروزی انقلاب اسلامی هیچ کاری نکردند؛ اما پس از پیروزی انقلاب اسلامی همچون منافقین از شرایط سوء استفاده کردند؛ یک روز پس از پیروزی انقلاب اسلامی حزب دموکرات به پادگان مهاباد حمله می کند. حدود 10 روز از پیروزی انقلاب می گذرد که این گروه ها به پایگاهی در سنندج حمله می کنند و شهید قرنی در برابر آن ها ایستادگی می کند.این گروه ها در کردستان پس از پیروزی انقلاب اسلامی به ارتش، نیروهای مردمی و به سپاه پاسداران که از نیروهای مردمی و متدین شکل گرفته بود حمله کردند. اصل این است زمانی که این گروه ها باید حمله و قیام می کردند علیه رژیم شاهنشایی سکوت کردند و پس از پیروزی انقلاب اسلام این گروه ها به نیروهای مسلح ایران حمله کردند. گروه های حزب کومله و دموکرات با حمله به پادگان های مریوان و سنندج حمله کردند و باعث شد، ارتش محاصره شود.
خلاصه به این دلایل کردها انقلاب میخاستن بکنن ، جالبیش اینجاس هم تو این فیلم هم تو " چ " سردسته ی این انقلابشون یه فردی بوده که تحصیل کرده ی فرانسه بوده . یادمه توی فیلم چ اون شخصی که سردسته بود دوست و همدانشگاهی شهید چمران بودش .
راستش راجبه توالی تاریخی این واقعه چیز درست حسابی نتونستم بخونم ، تا جایی که یادمه خابوندن قاعله ضدانقلاب تو کردستان کار شهید کاوه بود ،
محمود کاوه ناجی کردستان است او طی کمتر از هشت سال شبانهروز برای خدا جنگیده و تمامی محورها و قلهها و سلسله جبال زاگرس و بیش از ۳۰۰۰ پارچه آبادی و روستا را پاکسازی کرده و طلسم شبهای نا آرام کردستان را برای همیشه به لطف خدا و همت رزمندگان اسلام و رشادت و تدبیر الهی که به وی عطا گشته شکسته و امن کرده بود ...
کلا شروع این وقایع از اواخر ؟ سال 58 بوده ، و اوجش 59 و 60 ، طی تحقیقاتی که کردم متوجه شدم شهید کاوه تو پاوه بوده سال 59 ، شهید بروجردی سنندج 59 ، شهید چمران هم نوشته شده تو پاوه بوده سال 59 ، همه باهم اونجا بودن ؟ هرکی تو یه شهری بوده ؟ خب چون کل منطقه کردستان تحت تاثیر این اشوبها بوده .
شخصیت و منش شهید مصطفی چمران تأثیر بسزایی در ختم غائله کردستان داشت. حسین شاهحسینی از همرزمان شهید چمران، درباره وقایع کردستان و پاوه میگوید: «...پاوه زمانی آزاد شد که حضرت امام در رادیو پیام داد که هیچ کس حق ندارد بند پوتینش را باز کند مگر محاصره پاوه شکسته شود. همین پیام که پخش شد خود به خود کوملهها که روی کوهها پنهان بودند همه فرار کردند.
خوب متوجه نشدم ولی چیزی که معلومه اینکه این سه نفر باعث شدن کردستان امن شه . دقت کردین هر اشوبی که تو کشور بوده اول تو کردستان بوده ؟ همیشه ساز مخالف میزنن این عزیزان . اشوب پارسالم زیرسر همینا بود .
در مورد فیلم میتونم بهش نمره ی 6 بدم بد نبود خوب بود ، ولی یخورده درهم بود . تهیه کننده کارگردانش گفتن که فیلمو از روی کتاب " محمد مسیح کردستان " ساختن چون تنها منبع موجود راجبه شهید این کتاب بوده که نویسنده ش 15 سال راجبش تحقیق کرده . کتاب خوندنی به نظر میاد چون یه جا خوندم که راجبه شهید کاوه و چمران هم داخلش نوشته شده ." اتفاقا جدیدا کتاب محمد مسیح کردستان رو خریدم و قرار بخونمش "
عکس شهید کاوه و بروجردی ،اینجور که به عکس نگا میکنم این بزرگواری که کنار شهید بروجردیه یجوریه تو عکس که انگار داره به ادم نگا میکنه
من کلا فیلمای اینجوری دوس دارم به نظرم باید بیشتر ساخته بشه . و هی نمایش داده بشه یه سری کور و کرا " مسئولین مخصوصا " ببینن که چه جوونای دسته گل و هندسامی رفتن جنگیدن و زندگیشونو گذاشتن و اینطوری ایران ایران شده .
فیلم شورشیرین
فیلم شورشیرین که سالها پیش اینم تو سینما دیدم " فرهیختگی ازم میچکه 🤣💖" درمورد شهید کاوه اس که اونم فیلم بسی قشنگ و غم انگیزی بود البته ، سر این خیلی گریه کردم . 😄🤧
شهید وصالی در فیلم چ
بابک حمیدیان کلا چهره ش یجوریه که هر گریمی بهش میاد . خداروشکر میکنم که تو اشوبهای پارسال نطقی در نکرده بود . تو فیلم غریب هم کپی برابر اصل شهید بروجردی شده بود . یه جا خوندم زده بود بابک حمیدیان تو اکران فیلم " ایستاده در غبار " گفته بوده شیفته ی شخصیت شهید بروجردی شده و بعد سالها قسمت شده تونسته نقش شهید رو بازی کنه . خوب بازی کرده بود و کلا بازیگر خوبیه .
توی فیلم راستش تیکه و اینا نسبت به حوادث اخیر هم بود که زیاد بولد نبود ینی یجوری بود که هم معلوم بود حرفای یه ضدانقلاب تو سال 59عه و هم تداعی کننده ی وضع اخیر کشور بود . یه سری نقدا دیدم میگفتن همش سفارشیه فلان من که سفارشی ندیدم البته که بهتر میتونست ساخته بشه ولی خب بضاعتشون همین بوده .
ایستاده در غبار
یادم اومد دیشب چرا به شهید بروجردی کشیده شدم ، داشتم درمورد خبری که میگن میخان شهید؟ متوسلیان را به عنوان شهید رد کنن و دیگه براش تشییع جنازه نمادین بگیرن میخوندم که تو اثنای خوندن اسم شهید بروجردی و فیلم غریب رسیدم . که البته شواهد زیادی هست که میگن ایشون شهید شدن خیلی وقته ولی خب گفتن که خبر صحت نداره . میگن دارن پیگیری میکنن 41 ساله ؟! ولی چشمم اب نمیخوره . این فیلمم که بیشتر مستند گونه بود فیلم قشنگی بود . من دوبار دیدمش خیلی غم انگیزه . اینکه بدونی پسرت برادرت یا از دید مردم فردی مورداحترام که انقد ادم خوبی بوده شهید شده یا مفقودالاثره بحثش خیلی فرق داره با اینکه بدزدنش و خبری ازش نیاد . ادم هزاران فکر و نگرانی داره که اگه زنده س الان کجاس چطوری زندس اگه کشته شده چطوری کشته شده جسدش کجاس نکنه به جسدشم بی احترامی شده . نکنه هنوزم زیر شکنجه اس . از این فکرای جیگرسوز . کاش زودتر خبرش بیاد .