بالاخره سریال کره ای گوبلین یا گابلین یا خدای تنها و درخشان گابلین رو برای 4 مین بار دیدم تموم کردم .
خیلی قشنگ بود هر لحظه ای لذت بخش بود ، کمدیش فوق العاده اس . مناظر توی سریال حرف ندارن . دیالوگا عالین . داستان جذاب . هرچقدم تو پست قبلی گفتم که اگه اینجوری اونجوری ولی با اینحال خیلی خوبه . عاشقانه ش عالی کیوت . ینی یه سریالی که میشه بارها نگاهش کرد و لذت برد .
فک نمیکنم کسی داستان گابلین رو ندونه ، من به طور خلاصه میگم :
گابلین ، اسمش کیم شین ، فرمانده ی ارتش گوریو " گوریو و گوگوریو فرق دارن " که بعد از جنگهای طولانی وقتی به کشور برمیگرده به جای افتخار ، توسط امپراطور حسود و عقده ای و معلم عوضیش متهم به خیانت میشه و کشته میشه ، کیم شین شمشیرش تو زمین جا مونده ، خدمتکارش و نوه ش میان براش سالگرد بگیرنو و دعا بخونن یهو کیم شین به فرمان خدا زنده میشه و تبدیل به گابلین میشه ، خداهه میگه به خاطر دعاهای ادمایی که تورو دوست داشتن و خون کسایی که روی دستاته این هم مجازاته هم پاداش .تنها کسی که میتونه به عمرت خاتمه بده عروس گابلینه که با بیرون کشیدن شمشیر از بدنت تورو به خاکستر تبدیل میکنه . گابلین قرن ها زنده می مونه و تو نهمین قرنی که زنده اس یه زن حامله رو نجات میده ، دختر اون زن میشه عروس گابلین .
از اونجا که بچه باید میمرده ولی نمرده تبدیل به روح گمشده میشه و فرشته ی مرگ همیشه دنبالشه . بعد چون عروس گابلینه توانایی دیدن روح هارو پیدا میکنه . همینجوری زندگی میکنه تا مادرش باز تصادف میکنه و این سری میمیره ، بچه میره پیش خاله ی تناردیه ش زندگی میکنه تو همین اثنا تو تولد 19 سالگیش با فوت کردن شمع ، گابلین رو فرامیخونه . گابلین میاد و خلاصه اینا اشنا میشن و تو این دیدار ها بالاخره 🌺 شکوفه های عشق شکفته میشه 🌺 و اینا ...
کیم شین قلب مهربونی داره و همیشه سرباز وفاداری بود و هیچ وقت از اینکه توسط صاحبش ینی امپراطور کشته شده گله و شکایتی که به نظر بیاد از کینه س ، نکرده . اون سرنوشتشو قبول کرده ولی بیشتر از اینکه این زنده موندن طولانی رو یه پاداش بدونه ، یه مجازات میدونه و میخاد بمیره ، از طرفی وقتی با عروسش اشنا میشه و عاشق میشه میخاد زنده بمونه ، این تقابل بین زنده موندن و باید مردن ، حسایی بود که گونگ یو اونو فوق العاده در اورده بود . از طرفی این واقعا بی انصافی بود که بعد از دیدار با اولین عشق تو این 900 ساله ، بمیره .
واقعا پایانش منو زیاد راضی نکرد با اینکه بارها دیدمش ، نمیدونم چه نیازی بود جی اون تاک رو بکشن دوباره تناسخ بشه . میتونستن یه کاری کنن دوباره خداهه بیاد بگه این پاداش تمام کارای خوبیو که تو این 9 قرن کردی و یه عالم بنده ی منو دستشونو گرفتی و نجاتشون دادی . خداشون خیلی خوددرگیر بود انگار با گابلین دشمنی داشت . نامرد .
ولی اینکه بعد از 9 قرن این سه نفر که سرنوشتشون بهم متصل بود باهم روبه رو شدن ، حتی هم خونه شدن ، فرشته مرگ و گابلین که متضاد هم بودن و از طرفی تو گذشته هم فرشته ی مرگ امپراطور بود و کسی که کیم شین رو کشته بود ، و خاهر کیم شین ، و یه طرف دیگه جی اون تاک . کاش نشون میدادن که جی اون تاک تو گذشته کی بوده . و دوک هوا هم شیرینی و کیوتی خاصی خودشو داشت .
عکسهایی از محل فیلمبرداری گابلین ، واقعا خیلی قشنگه . اینجا همونجایی که گابلین با جی اون تاک اولین بار کیس رفت ، و عروسی کردن .
제비꽃같이 조그마한 그 계집애가 꽃잎같이 하늘거리는 그 계집애가 지구보다 더 큰 질량으로 나를 끌어당긴다 순간, 나는
뉴턴의 사과처럼 사정없이 그녀에게로 굴러 떨어졌다 쿵 소리를 내며, 쿵쿵 소리를 내며 심장이 하늘에서 땅까지 아찔한 진자운동을 계속하였다 첫사랑이었다
اندازه جرم متناسب با حجم نیست ...
ان دختر که به کوچکی گل بنفشه اس
ان دختری که مث گلبرک های گل در اسمون پرواز میکند
با جرمی بیشتر از زمین منو به سمت خودش می کشه ...
اون لحظه ، من
مث سیب نیوتون
بدون دلیل به سمت اون می غلتمو می افتم
با صدای کونگ کونگ
قلبم از اسمون تا زمین مث اونگ مداوم بالا و پایین میشد
اون اولین عشقم بود
این شعرو یادتونه ؟!
شعری بود که قسمت 4 گابلین میخونه و به این درک می رسه که عاشق شده . از طرفی عاشق شده از طرفی باید بمیره ...چقد خداشون بی رحم بود ...از طرفی با بی انصافی کشته میشه ، از طرفی زنده میشه ، این همه کار خوب انجام میده به این کمک کن به اون کمک کن ، بعد که بعد از یه قرن میخاد عاشق شه باید بمیره 😭خیلی غم انگیزه . چقد گونگ یو جذابه ...ذوب شدم در جذابیتش . چجوری زشته ولی جذابه ؟! چجوری نگاهاشم قشنگو جذابه ؟! در حالت پروانگی قرار دارم ..
هر شروعی یه پایانی داره ، بالاخره 4 قسمت اخر سریال کره ای لمس پشت تو رو دیدم .
اصلا حسم وصف ناپذیره . انقد این سریال کمدیش قشنگ و لطیف و خاص بود ، انقد نگاه های لی مینکی قشنگ و رومانتیک بود ، انقد بازی هان جین مین اینجا کیوت و باحال بود و انقد سوهو مشکوک بود که حتی اگه به روانسنجی های بون یه بون هم نبود همینجوریم شک برانگیز بود . برای اینکه جون میکند حرف بزنه . 😁
و انقد اجوشی قاتل بامزه و کودن به نظر می اومد که من اصلا شک نکردم که اون قاتله . در واقع من ظنم رفته بود به اون اقاهه که زیردست نماینده مجلسه کار میکرد ، بود . به نظرم خیلی خوب و کسی نفهمه ، 😁 جمعش کردن ، اخرم که این دو جوون بالاخره بهم رسیدن . خداروشکر .
من اعتراف شونو دوس داشتم هر دوشون به یه تایم برک نیاز داشتن و هردوشون یجوری بود شخصیتشون که اینجوری که اعتراف کرد بهشون می اومد . فقط این وسط سوهو شهید شد و جسد مادرشم پیدا نشد . نماینده مجلسم کشتن که دیگه به کش و مکش محکوم کردن و ایناش نپردازن .
کارگاه مون جانگ یول با اینکه کاراکترش خیلی باحال بود ولی خدایی اگه روانسنجی بون یه بون نبود هیچ کاری رو پیش نمی برد . خیلی به بون یه بون وابسطه شده بود ، درسته سوهو هم مشکوک بود ولی وسواس گونه چسبیده بود به این نظریه که اون قاتله . درکل خیلییییییییی قشنگ بود سریالش حال خوب کن و باحال .
ولی خدایی قسمت 12عه ها کی میخان نشون بدن شین یو چرا نفرین شده گرچه خب میشه پیش بینی کرد ولی حالا اونجوری بگم قشنگی سریال کره ای این رابطه مقاومت ناپذیره ، رو انگار دارم بی ارزش میکنم ولی دیگه باید نشون بدن دیگه ...اون یارو خوددرگیره چشه با هونگ جو چه دشمنی داره ، فک کنم اصلن با زنایی که خیانتکارن مشکل داره البته که هونگ جو خیانتکار نی این توهم زده . انگل ! " نگاه خشمگین و چپ چپ "
از طرفی انگار همش سریال رو بریدن ، اون تیکه ای که اخر قسمت 8 ، شین یو رفت در گل فروشی یارو انگله ، بریده شد نشون داده نشد ، یهو نشون دادن بیمارستانه ... اون تیکه ای هونگ جو رو انداخت تو چاله یهو بی مقدمه رفت درحالیکه میخاست دفنش کنه مث زن خودش ، یهو نشون دادن شین یهو فهمیده دوس دختر ایکبیری سیریشه با اون یکی پسره که اتفاقا خوبم بهم میان ! بعد یهو قضیه رو بستن ...یهو اینا رابطه شون خیلی صمیمی شد ...قشنگه ها ولی این بریده بریده ها یخورده میره تو ذهنم ...میگم خب الان چی شد اینجوری شد فلان ...
4 قسمت بعدیم معلومه دیگه هی از این انکار از اون اصرار ...من نمیدونم خب چه کاریه با اون دست ناز میکنی اون حس بهت دست میده ، با اون یکی دست ناز کن 🤣 حالا اینش هیچی اگه نفرین روی مردای خاندانه پس باباش چرا هیچیش نی ... باباش چه اصراری داره پسرش با اون ایکبیری ازدواج کنه ؟! سیریش ...نمیخاد دیگه ...! نفرین چجوری برداشته شه هم تو دفتره نوشته شده ها ، هونگ جو گیجه درست نمیخونه ...
شاید به نظر رفتارای هونگ جو تو رابطه اش با شین یو یا اون همکاره یا همکاراش کودنی باشه و بگی چرا اینجوری رفتار میکنه ولی نگاه از بیرون بخای ببینی کسی که تاحالا با پسری نبوده کسی که تا حالا دوست داشته نشده و دوستی نداشته همینجوری میشه رفتارش ...منم خیلی وقتا با خودم میگم سنگین رفتار کن اینجوری نکن اینجوری نخند اونجوری حرف نزن ولی وقتی تو جمعی جایی میرم ناخوداگاه اون دست پاچگی و خنگی درونم که تو جمع زیاد نبودم و دوست نداشتم و دوست پسرا و فلان پدیدار میشه . فقط کاش واسه منم یه شین یو یی پیدا شه که این رفتارای بدیهی از بی تجربگی رو کیوت و دوست داشتنی بپنداره ...
حالا ایشالا زود طلسمو بشکونن و یه بدسین مارو مهمون کنن 🤣😙🙄حالا بدسین هم نشد جهنم یه کیس درست حسابی بدبختها هر وقت اومدن کیس برن یکی اومده یا نشده یا اینکه دست خونی مزاحم شده ...
من چجوری آی اِم رو شناختم ! پپسی که سالیانه برای تبلیغ یه اهنگ میده ،هیون وون و شونو و ای ام هم تو اون موزیک ویدئو بودن ، بعد من هم از قیافه ش خوشم اومد که خیلی جذاب بود خیلیییییا هم از صداش . من کلا رپ دوس دارم ولی نه هر رپی .صدا و طرز رپ خوندن آی اِم خیلی قشنگ و خاصه و منحصر به فرده . صداش اصلا به قیافه ش نمیاد و خلاصه به قول کره ای ها 반했어요 . اینجوری شد که رفتم سرچ کردم ببینم اسمش چیه ، هیون وون رو می شناختم که تو گروه مونستا اکس بود ولی زیاد جذبم نکرده بود برای اینکه برم گروهشونو بشناسم نمیدونم چرا ، اخه چندسال پیششم هیون وون و هونگبین ویکس که من فن ویکس بودم ، باهم برای پپسی یه اهنگ خونده بودن ولی من اونجا کنجکاو نشدم برم مونستااکس رو بشناسم و اینا .
خلاصه رفتم اسمش رو پیدا کردم اهنگا و کلیپارو نگاه کردم و دیدم این همه سال عجب اوپایی از زیر چشم من در رفته بود و افسوس و اینا ولی خب من زیاد افسوس نمیخورم میگم هروقت هم بشناسم خوبه . خلاصه هیچی دیگه رفتم برنامه ای که مونستااکس باهاش دبیو کرده بود رو دیدم و دیگه مونببه شدم . تو مونستا اکس همرو دوس دارم ولی ای ام و کیهیون رو مخصوص تر دوس دارم و خبرا و عکساشونو اینارو دنبال میکنم . ترکیب ای ام و کیهیونم خیلی دوس دارم . خیلی هیونگ مکنه های قشنگین . اتفاقا برای سربازی رفتن کیهیون هم ای ام فقط کره بود و تونست راهش بندازه . که تو این پست گذاشته بودمش .
یه سری چیزای دیگه از صب تو ذهنم بود که بیام بگمش یادم رفت . وقت نکردم یه جا بنویسمش . فقط مث هزاران فکر و حرف دیگه از ذهنم گذشت و رفت .
میخام همه چی بگم مثلا نمیخام خودمو محدود کنم بگم این میخونه اون میخونه . خاننده خوشش نمیاد . فلان . برم ادامه سریال کره ای این رابطه مقاومت ناپذیر رو ببینم .