قالب

بایگانی آذر ۱۴۰۲ :: •بیشه زاری غرق در شکوفه •

۹ مطلب در آذر ۱۴۰۲ ثبت شده است

فیلم ژاپنی اگر گربه ها از جهان ناپدید بشن

اگر امروز روز آخر عمرتون باشه میخاین با تلفنتون با کی تماس بگیرین !؟میخاین برای آخرین بار چه فیلمی ببینین ؟ اگر بهتون فرصت اینکه یک روز دیگه زنده باشید رو بدن در قبال ناپدید کردن یکی از این چیزایی که نام بردم یا هرچیز دیگه ای که ممکنه باهاش خاطره داشته باشین ،حاضرین این کارو بکنین ؟به یاد داشته باشین که ناپدید شدن هر کدوم از چیزایی که انتخاب میکنین به معنای اینکه انگار اصلا هیچوقت همچین چیزی نبوده در جهان ،پس خاطراتی که ممکنه با اون داشته باشین و یا اون وسیله باعث ایجاد رابطه یا خاطره خوبی بوده همش ناپدید می شه .
آیا این کارو می کنین در ازای یه روز زنده موندن بیش‌تر !؟
 

فیلم ژاپنی “اگر گربه ها از جهان ناپدید بشن …”
 

 
فیلم ژاپنی “اگر گربه ها از جهان ناپدید بشن …”درمورد همین موضوعه ،پستچی تو یه روز معمولی متوجه می شه که یه روز از عمرش باقیه و داره می میره ،یه شیطان جلو روش ظاهر میشه و بهش میگه که در ازای ناپدید کردن یه چیز از دنیا یه روز بیش‌تر می تونی زنده بمونی،برای اولین شی ،تلفن رو انتخاب میکنه بهش میگه که خیله خب حالا یه روز فرصت داری آخرین استفاده رو از تلفنت بکنی ،پسر به دوس دختر قبلیش زنگ میزنه و بعد از این متوجه میشه که چه خاطرات خوبی رو با هم داشتن و تلفن بوده که باعث شده اونا باهم آشنا بشن و لحظات شادی رو با هم داشته باشن ،از ناپدید شدن تلفنا پشیمون میشه چون تمام خاطراتی که تو زندگیش بوده هم ناپدید میشه ،زندگی بدون خاطرات چه ارزشی داره مخصوصا اگر خاطرات خوب باشه ،می ره پیش دختره و می بینه که اون دیگه نمی شناستش .
بعد فیلم ها ناپدید می شن ارتباطی که با یکی از دوستان دوران دانشگاهش داشته و از طریق رد و بدل کردن فیلم و دیدگاهاشون باهم دوست شده بود ،همه چیز از بین می ره ،همکلاسی دانشگاهی دیگه نمی شناستش و اون به جای فیلم فروشی کتاب فروشی داره ،بعد برای سومین دفعه تصمیم بر این می شه که گربه ها ناپدید بشن ،خاطره ی پسره از گربه خیلی عمیق بوده و‌ مربوط به مادرش بوده ،اون دلش نمیخاد که گربه ها ناپدید بشن چون تمام خاطرات خوبی که با مادرش داشته هم ناپدید میشه ،اینطور نه که خاطرات با گربه بوده ها ولی چون گربه تو زندگیشون و تو اون برحه از زندگیش نقش پر رنگی داشته و مادرش گربه رو خیلی دوس داشته برای همین نمیخاد این اتفاق بیفته ،بعد شیطان از کارش دست بر می داره ،پستچی بهش مگه تو همون منی هستی که درونمی ! میخاستی چیزای با ارزشم رو بهم یاد آوری کنی و اینکه زندگیم انقدرا هم پوچ نبوده …و بعد همه چیز مثل قبل می شه پسر بعد سالها پیش پدرش بر می گرده تا روز آخر عمرش رو با اون بگذرونه .در کل فیلم خوبی بود .
  • نظرات [ ۰ ]
    • سه شنبه ۲۸ آذر ۰۲

    سریال کره ای مرد من الهه ی عشق

    سریال مرد من فرشته ی عشق هه :

    4 تا فرشته ی عشق هستن که یه گناهی مرتکب شدن و الان تو زمین هستن و باید مردم رو بهم برسونن تا گناهشون پاک شه . فرشته اصلی داستان ، اسمش سانگ هیوکه ، که 500 سال پیش گناه بزرگی مرتکب شده ، عاشق یه انسان شده و خط رابط سرنوشت اون انسان و مردی که دوسش داشته رو بریده . " من اینجوری فهمیدم هنوز قطعا نشون نداده " سانگ هیوک رو بازیگر جانگ دونگ یون بازی میکنه . 

    او پگ ریان دختری که خط رابط سرنوشت نداره ، ینی سرنوشتش اینکه تنها بمونه ، مردی تو قسمتش نیست ، با هرکی دوس میشه همون روز اول یه بلایی سر پسره میاد و رابطه شروع نشده تموم میشه . 

    اون برای این مشکلش پیش یه فالگیر میره و فالگیر افسانه ای بهش میگه که اون 500 سال پیش یه گناهی مرتکب شده و باید بره بالای کوه و عذرخواهی و التماس کنه تا بخشیده شه ، سر هزارمین بار مردی که تو قسمتش هست رو می بینه ، پگ ریان 900 و خورده ای بار رفته کوه . 

    طرف دیگه ماجرا ، قتل و ایناس ، یه پلیسی هست که اسمش یادم نی، اون پلیسه همون مردیه که تو خط رابط سرنوشت اون دختری که سانگ هیوک عاشقش بوده ،اس .500 سال پیش اون امپراطور بوده.

    او پگ ریان ، اتفاقی با سانگ هیوک اشنا میشه و ازش خوشش میاد ، ولی سانگ هیوک که نمیخاد با کسی رابطه برقرار کنه در تلاشه تا برای پگ ریان دوست پسر یا شوهر پیدا کنه . 

    او پگ ریان اسمش استعاره اس ، او پگ ریان به کره ای " ر" = "ن" خونده میشه سر جمع اسمش مث کلمه ی 500 سال ، میشه ، استعاره از اینکه دختره بعد 500 سال تناسخ کرده و این همون دختریه که 500 سال پیش سانگ هیوک عاشقش شده بوده. پگ ریان اسم یه گلیه ، گل نیلوفر . که خودتون سرچ کنین چون نمیتونم فعلا عکس بذارم .

    بزنین 백련 꽃

    معنی اسمشم تو سریال اشاره میکنه . دلیل اینکه همش تو سریال سر اسمش و تلفظش تاکید میکنه یکی همین که گفتمه ، یکیم اینکه پگ ریان ، همونجور که گفتم نیان تلفظ میشه ، و اینجوری معنی اسمش تغییر میکنه . 

    خیلی از این 4 قسمت خوشم اومد و با اینکه داستانش یجوری تلفیقی از داستان های تکراری سریالای پیشینه ولی جذابه و خط داستانیی خوبی داره . بازی ها هم خیلی خوبن ، دختره که اصلا نیازی نی بگم چقد خوشششششششگله و بازیشم دوس دارم کلا طرز حرف زدنشم خیلی دلنشینه . 

    پسررو زیاد دوس ندارم ولی بازیش خیلی خوبه و با اینکه یه یبسی تو قیافه اش هست ولی بانمکم هست . کاراکترش خوبه اینجا . 

    اون پسر پلیسه هم اسم بازیگرش یادم نی با اینکه چندین تا سریال ازش دیدم و بازی خوبی داره ولی بیشتر جاها شخصیتش ریاکار و مارمولک بوده .اینجام معلومه نقشش خاکستریه .

    حالا باید دید بقیه شم جذاب خاهد بود یا میره به سمت اب . ایشالا که نره . 

    🍀  مطالب پیشنهادی 🍀 

    💟 سریال کره ای مرد من الهه عشقه 💟 my man is cupid 💟 💚 سریال کره ای مرد من فرشته ی عشق 💚

    💚سریال کره ای اهریمن من  💚معرفی کتاب بلندی های بادگیر 💚سریال کره ای رای کشنده 💚سریال کره ای خواننده ی جزیره ی دورافتاده قسمت اخر 💚 سریال کره ای بکشش kill it 💚 سریال کره ای مرد من فرشته ی عشق 💚 فیلم ژاپنی اگه گربه ها از جهان ناپدید بشن 💚سفر انار 💚

  • نظرات [ ۰ ]
    • جمعه ۲۴ آذر ۰۲

    سریال کره ای بکشِش kill it

    سریال کره ای  بکشِش kill it 
     

     

    سریال کره ای  بکشِش kill it
     
    سریال کره ای  بکشِش kill it

     

     
    چندوقت پیشا یه سریال معرفی کرده بودم با عنوان " خیلی وقته منتظرت بودم " 💚  سریال کره ای مشتاق دیدار 💚
     
    این سریال هم تقریبا شبیه اون بود ، ولی به شکل متفاوتی .
     

     

    سریال کره ای  بکشِش kill it
     

    سریال کره ای  بکشِش kill it

     
    سریال در مورد پسری به اسم " کیم سو هیون " که توسط یه مرد خارجی ، قاتل بزرگ شده . روش های قتل ، اینکه چجوری بجنگه و خلاصه یه قاتل به تمام معنای درست حسابی .
    به تازگی توی کره مستقر شده و از طرف یه مشتری پروژه ای دریافت کرده که همه ی هدف ها به هم مربوط هستن . مشتری بهش گفته در ازای کشتن هر مشتری بهت یه عکس میدم که می تونی توسطش گذشته ات و اینکه کی بودی رو بفهمی . عکس نشون دهنده ی خودش و یه دختر که رو ویلچر نشسته و یه زنه و خونه ای که معلومه ، خونه ی معمولی نیست .
     

     

    سریال کره ای  بکشِش kill it
     

     

     
    دو هیون جو پلیسه که از یه خانواده ی خیلی ثروتمند و کله گنده اس . اون قبلا تو روسیه باله کار میکرده یه مدتم تو مسابقات دارت ؟! همچین چیزی برنده شده بوده و الان اومده پلیس شده .
    دو هیون جو دختر واقعی اون خانواده نی ، ولی مادرش مث دختر واقعیش باهاش رفتار میکنه و محبت و دلسوزی و اینا داره . اون برای اینکه خانواده دوباره اونو به یتیم خونه برنگردونن تمام سعی خودشو کرده .
    دو هیون جو اتفاقی به ساختمونی که کیم سوهیون هست اسباب کشی میکنه و دیدار هاشون کم کم باعث میشه هیون جو به این نتیجه برسه که سوهیون دوست دوران بچگیش که تو یتیم خونه با هم بودنه .
     

     

    سریال کره ای  بکشِش kill it
     

     

     سریال کره ای  بکشِش kill it
    یتیم خونه ی مذکور ، دایرکننده ش بابای هیون جو بوده ، باباش با چندتا پروفسور و کله گنده ی دیگه پروژه ای راه انداخته بوده و با لقاح مصنوعی بچه تولید میکنن ، بچه هایی که از خون کله گنده های ممکلت هستن و برای این به دنیا می یان که وقتی وقتش رسید اعضای بدنشونو به به وجود اوردنده هاشون بدن . و تو این مدت توی سلول های کثیف زندگی میکنن و از دنیای بیرون هیچی نمی دونن .
     
     
    سوهیون و دوهیون جو هم یکی از همین بچها بودن .
     

     

    سریال کره ای  بکشِش kill it

     

     
    بقیه شم تعریف نمیکنم تا اسپویل نشه .
     
     
    سریال هرچی جلوتر میره جذابتر و هیجان انگیز تر میشه . موضوع ناراحت کننده ای داشت . و اخرشم غم انگیز بود . ولی عوضش برعکس سریالای دیگه و سریالای جدید که همش دم از قانونو عدالت مسخره می زنن و اخرشم ادمای اشغال فقط می افتن زندان و یا با پول ازاد میشن ، اینجا همگی کشته میشن و دل مخاطب خنک میشه . همچین ادمایی فقط باید کشته شن . وجودشون برای دنیا سمه . نباید باشن .
    فک میکنم کلا هرچقد تو علم پیشرفت حاصل میشه به جای اینکه در جهت خوبی و مثبت و زیباتر شدن جهان باشه ، ادمای منفی و عوضی و اشغال که هر چیزی رو دست مایه ی پول و قدرت میکنن از این پیشرفت بیشتر نفع می برن ، تا ادمای بدبخت و کسایی که نیاز به این پیشرفت علم مخصوصا تو بعد پزشکی ؛دارن .
    لقاح مصنوعی به نظرم درسته که باعث میشه کسایی که تو حسرت بچه هستن بچه دار بشن ولی این یجورایی دست بردن تو مشیت الهی نیست ؟!
    وقتی داشتم سریالو می دیدم یه لحظه از ذهنم گذشت تو ایرانم همچین چیزی بعید نی باشه و بعید نی اقا این همه سال زنده و سالمه شاید به خاطر همین موضوع باشه ؟!🤪🤦‍♀️😶🙄
  • نظرات [ ۲ ]
    • دوشنبه ۲۰ آذر ۰۲

    سریال کره ای خواننده ی جزیره ی خالی از سکنه قسمت اخر

    سریالو دیدم تموم کردم . شاید اگه میذاشتم چندروز بعد کلا نمی دیدم . چون اون سری، خیلی حرصمو در اورده بود . وای من نمیدونستم 12 قسمته . فک کن اب پر کردن توش با این قضیه بابای انگلشون .
    ینی خبیثتر از این یارو تو کی دراما ندیده بودم . خیلی حروم زاده بود . این نشون میده ادم از حسد و خباثت چه کارا که ازش بر میاد . اخرم پسراش عن حسابش نکردن و به عنوان بی خانواده دفن شد .
    ینی اگه بابای فعلیشون که ارایشگر بود و کمکشون کرده بود رو می کشتن ایمیل رو زده بودم به تی وی ان و ریده بودم تو هیکل اون نویسنده ی خدانشناس عوضی .
    یه جاهایی برام قشنگ بود و یه جاهایی روعصاب . رو عصاب اونجاها که قضیه بابای اشغالشونو طول دادن و و اینکه نذاشتن دختره به اِن برسه و به اون پسره خود درگیر عن چهره ی نکبت خودشاخ پندار که انگار قله فتح کرده بود من اول پیداش کردم گوه خوری اضافی انگار دختره اشغالی وسیله ای چیزیه هرکی پیدا کنه مال اون باشه خاک تو سر بیا همش مال تو . دوتا شیربرنج خوب بهم می یاین .
     
    ینی پسره تا اخر معلوم نبود چش بود البته خب به باباش کشیده بود دیگه خوددرگیر و ذهلم گتمیش بود . تا اخر تو قیافه بود ینی حتی وقتی قضیه ها حل شد این به اون دختره هم رسید بازم تو قیافه بود بابا اینکه گفتن اوپاها تو قیافه باشن جذابن تورو نمیگن تو عنم نیستی چه برسه به اوپا . خجالت بکش که کنار فوق کاریزما و فوق جذابی مث اِن وایسادی و داری غدغد میکنی . هرچی فششه تو دنیا بهش دادم اصلا دوربین می رفت روش فش میدادم اولین باره از یه بازیگر انقد ذهلم میره .
    ولی صحنه ی دادستانی رفتنشون رو خیلی خوشم اومد کلی استرس داشتم اون صحنه 🙄🤪 وقتی اون اشغال داشت یجوری حرف میزد که اِن رو مجرم نشون بده اشغال عوضی ، بعد دادستانه بهش نگاه کرد و تاسف خورد و گفت معلوم نی کی بابای واقعیه واقعا خیلی خوشم اومد از دادستانه . و کار موک ها که براشون چتر خرید اورد واقعا خیلی نیاز داشتن همشون که کسی دیگه ای غیر از خانواده بیاد پیششون . خیلی قشنگ بود کارش . موک ها اصلا باید با اِن می رفت ایش . بی لیاقت . 
    یکی دیگه از سریالای اب و روعصاب اِن رو دیدم و از این بابت که ریت خوبی داشت خوشالم . البته اینم بگم در برابر اون سریال مسخره ای پارک اون بین این خیلی سطحش بالاتر بود نمیدونم چرا انقد ریتش کم بود و نترکوند . به نظر مردم کره ام مث ایرانیا کسخلن هرچی ادابازی و کسخل بازی باشه رو دوس دارن .
     

    خواننده ی دور افتاده قسمت 9 و 10
     

     
    در اخر تشکر میکنم از خاننده ی با صبر و حوصله که متن من رو میخونه و بهم میگه اروم باشم. 🤣ببین من واقعا در ارومترین حالت ممکن دارم می نویسم کلا مدلم اینجوریه .
    ولی از حق نمیگذرم پارک اون بین وقتی رفت خاننده شد چقد خوشگل شده بود از شیربرنجی در اومده بود . بس که شیته همیشه باید ارایش درست حسابی داشته باشه . سایه هاش خیلی قشنگ بود . کلا خیلی قشنگ ارایش میکنن . هی خدا . صداشم خیلی خوب بود اصلا بهش نمیاد همچین صدایی داشته باشه . فردا کمپانیش براش یه البوم می زنه .
     

    خواننده ی دور افتاده قسمت 9 و 10
     

     
  • نظرات [ ۱ ]
    • يكشنبه ۱۲ آذر ۰۲

    سریال کره ای رای کشنده

    سریال کره ای رای کشنده یا رای مردمی برای اعدام
     
    سریال می پردازه به موضوع یه سری قانون های مسخره کشور کره که باید تغییر کنه و قانون از بی گناه و ظلم دیده دفاع نمیکنه و به نفع ظالم و گناهکاره . البته که همه جا پول قانونه .
     
     

     

    سریال کره ای رای کشنده the killing vote
     

     

     
    تو این سریال خاص ، اومده دست گذاشته روی پرونده های جنسی و قتل، و اونهارو زیر سوال برده و این سوال رو مطرح کرده که چرا وقتی یکی منحرفه و جرم جنسی داره و یا زده یکیو کشته باید فقط به زندان بره و تو زندان بخوره و بخابه ، ما باید قانون رو تغییر بدیم و محکومین رو اعدام کنیم .
    سر همین پیام خیلی ریز سریال بارها تو کره پخشش به بهانه های فوتبال و اخبار سیل و غیره به عقب افتاد و حتی ساعت پخششم خیلی دیرتر از حد معمول بود و حتی روز پخشش هم ، برای همین پخشش حدود 6 ماه طول کشید . یه سریال 12 قسمتی که خیلی جاهاشم اصلاحیه خورده بود کاملا معلوم بود تو سریال .
     
    حالا داستان چیه ؟!
    کوان سوک جو ، پروفسور جرم شناس که استاد دانشگاهه یه دختره 6 ساله داره که 8 سال پیش توسط پسر کارگر خونه ی روبه رویی که خونه متعلق به یه نماینده مجلسیه ، کشته میشه ، تو دادگاه با عدله و سندسازی ثابت میکنن که پسر بی گناهه ، و پرونده مختومه میشه ، به همین راحتی ، پروفسور هم یه شب میره قاتل دخترش رو خودش میکشه و 27 تا ضربه ی چاقو به مقتول میزنه دقیقا همونجور که دخترش کشته شده بوده .
     

     

    سریال کره ای رای کشنده the killing vote
     

     

     
    پارک مو چان دوست صمیمیه پروفسوره و پلیسه و پرونده ی دخترش دستش بود ، اون تو تحقیقات متوجه میشه که مضنون ، همدست داشته و اون کسی نیست جز پسر صاحبخونه که پسر نماینده مجلسه . اون مدرکی پیدا میکنه تا پسررو به عنوان مضنون به دادگاه بکشونه ولی چون شواهدی که پیدا کرده بود برای مضنون اولی ، رد میشه پس قضیه مضنون دوم هم رد میشه . اینجوری قاتل واقعی و مغز متفکر راس راس واسه خودش زندگی پرفکت و عالیشو میکنه .
     

     

    سریال کره ای رای کشنده the killing vote
     

     

     
    حالا 8 سال گذشته و پروفسور تو زندانه و پارک موچان رییس تیم جنایت خشنه که بالا دستی ها باهاش مشکل دارن ولی چون سگ شکاریشونه نمیتونن از سر بازش کنن .
    پرونده ای وجود داره که یه عوضی به بچها تجاوز و ازشون فیلم میگیره و فیلمارو می ذاره اینترنت و کلی پول زده تو جیب از این راه ولی فقط یک سال و نیم زندان مونده و روز ازادیش فرا رسیده . دقیقا روز ازادیشم میخاد دوباره همون کارارو از سر بگیره .

     

    سریال کره ای رای کشنده the killing vote
     

     

     
    همون شب به تمام موبایل های مردم یه پیام رای گیری فرستاده میشه و کسی که ماسک عجیبی گذاشته ،لایو میذاره که من اومدم عدالت برقرار کنم و ینی چی که قاتل ها می افتن زندان و می خورن و می خابن یا کسایی هستن که جرم میکنن و به جرمشون رسیدگی نمیشه و از زیر بار مجازات در میرن ، من همرو مجازات میکنم اولین نفرم همین یاروعه که جرمش انقد سنگین بوده ولی مجازات سبکی بهش دادن و با مدرک و عدله به مردم نشون میده که این یارو عوضیه ،و میگه اگه مردم راضین اونو به سزای اعمالش می رسونه پس رای بدین اعدام یا نه . 83 درصد مردم به اعدامش رای میدن و اینجوری یارو کشته میشه .
    و داستان اصلی از اینجا شروع میشه .

     

    سریال کره ای رای کشنده the killing vote
     

     

     
    پارک هه جین اوپای فرشته ی مهربون و هندسام و قشنگم در نقش پارک موچان بود . با اینکه گریم و استایل موهاشو دوس نداشتم ولی نقشش خیلی متفاوت و خوب بود خیلی خوشم اومد از نقشش .
    ادمای اضافی تو سریال زیاد داشت . به عنوان مثال همکار هکره ، لیم جی یون که خودشم مثلا هکر بود ، اضافی بود . پسره ی دلقک و روعصاب .
    خاهر خود لیم جی یون اصلا انقد روعصاب و چندش بود نقشش من میگفتم کاش یکی بزنه اینو بکشه . دختره ی سیریش نکبت . به شدت اضافی بود . حیف کشته نشد .
    دوقسمت اخر سریالم یخورده احساس کردم زیادی کشش دادن .قاتل سریالم انقد اشغال و انگل بود که حالمو از بازیگرش بهم زد . خودشو مامان نماینده ش " عه گفتم قاتل کیه 🤪😁🙄" یه تنه دست همه ی حروم زاده های کره رو بسته بودن .
     

     

    سریال کره ای رای کشنده the killing vote
     

     

    حیف اونجوری که میخاستم کشته نشد .
    اینارو که فاکتور بگیریم ،سریال در کل بد نبود هیجانی و جذاب بود ولی در بین سریالای جنایی معمایی سطحش زیاد بالا نبود .
  • نظرات [ ۰ ]
    • شنبه ۱۱ آذر ۰۲

    معرفی کتاب بلندی های بادگیر و سالهای گذر با لائورا دیاس

    معرفی کتاب بلندی های بادگیر
    درواقع اسم کتاب واترینگ هایتس ، اسم عمارتیه که داستانه سریال توش اتفاق می افته س و چون این عمارت روی تپه و در بلندی و در معرض وزش بادهای شدید بوده اسمشو گذاشتن بلندی های بادگیر . خب می ذاشتن عمارت بادگیر 🙄
    این نظر من بعد از سومین بار خوندن کتابه .
    اولین بار دبیرستانی بودم خوندم و اون موقع دلم برای هیت کلیف می سوخت و حقو بهش میدادم ولی راستش همون موقع هم عشق سوزناکی بین این دو حس نکردم .
    دومین بار کتابو نصفه خوندم و فیلمشو دیدم که اونجا ایمان اوردم کاترین ج... بیش نی 🙄🤣
    سومین بار که الانه نظرم اینه :
    حالا در هر حال ، داستان درباره ی خانواده ی ارنشاوه که پدر خانواده تو سفرش به لندن یه بچه ی احتمالا دورگه رو پیدا میکنه و با خودش میاره خونه ،
    " تو کتاب نمیگه دو رگه س ولی وقتی مشخصات بچه رو میگه کاملا معلومه یا دورگه س یا خانواده ش چشم رنگی و بور نبودن ، چون اون منطقه همه چشم رنگی و بور بودن ، گرچه تو فیلم هردو مشکی بودن 🤪"
    محلی که خونه شونه ، شهری به نام یورکشایره و اینجا همه اشراف زاده و پولدار هستن و خونه ها هم اکثرا عمارت های بزرگ هستن و همه هم زمین دار و خلاصه پولدارن .
    بچه حدود 7 ساله ایناس و اسمشو می ذارن هیت کلیف ، پسره خانواده که حدود 14.15 سالشه از اولشم از بچه بدش میاد ، دختره خانواده که اسمش کاترین بود ، چون همسن پسر بچه س کم کم ازش خوشش میاد و هم بازی هم میشن . پسره ولی تا می تونه دق و دلیشو از هر چیزی سر هیت کلیف در میاره و کلی بدبختو کتک میزنه . هیت کلیف هم چیزی نمیگه و اینارو تو خودش جمع میکنه تا به موقع انتقام سختی از این پسر بگیره . و میگیره در اخر .
    داستان بیشتر تمرکز داره روی عشق نافرجام و خبیثانه ی هیت کلیف و کاترین بهم . هیت کلیف همینجوری که بزرگتر میشه به کاترین علاقمندتر میشه ، کاترین خوشگله اون منطقه س مثلا ، و کاترین هم همینطور ولی چون اون همیشه شلخته و کثیفه و یجورایی مث کارگر خونه شونه و برادرشم باهاش مث ادم رفتار نمیکنه همه ی اینا باعث میشه کاترین با اینکه هیت رو دوس داره ولی نخاد به عنوان مرد زندگی اینده ش روش حساب کنه .
    و در کل عشقش یجور وسواس و عادته تا عشق و محبت . یجور رابطه ای که چون هر دو هم جنس هم هستن ، هر دو بدطینت و خبیث و بدجنس هستن و همو درک میکنن برای همین فک میکنن عاشقن .
    چند کیلومتر دورتر عمارت لینتون ها قرار داره که اونام یه پسر و یه دختر دارن ولی طرز زندگی و تربیت شون زمین تا اسمون با ارنشاوها فرق میکنه ،خلاصه اینا یجوری باهم اشنا میشن ، پسره ابله و ساده ی این خانواده عاشق کاترین میشه و از اون موقع نفرت هیت کلیف نسبت به این بخت برگشته هم ایجاد میشه ...
    شاید کتاب برای خود انگلیسی ها و خارجیا تو اون دوران انقلابی در عشق و اینا بوده باشه ولی راستش من با 3 بار خوندن کتاب واقعا عشقی رو درک و حس نکردم . همشون خبیث بودن . کارای هیت کلیف با خانواده ی کاترین که حقش بود . چون دختره واقعا به تمام معنا ج ... بود . باعث شد زندگی هیت کلیف و حتی ادگار و خاهرشم نابود بشه . خود هیت کلیف هم بعد از اینکه انتقامشو از برادر کاترین میگه همچنان تشنه ی انتقام گرفتن بود و مملو از کینه و نفرت . و به شدت خبیث بود . ینی حتی بچهای اونارم میخاست زیر سلطه ی خودش بگیره و مال و اموالشونو غصب کرده بود . دیوونه بود . با اینکه یه عالم پول جمع کرده بود ولی اصلا از پولاش لذت نمی برد . خیلی پوچ بود چیزی که راستش تو داستان ها و سریالای خارجی اغلب می بینم .
     
    این کتاب رو از باغ ملک ولنجک اورده بودم چون قدیمی بود گفتم شاید خاک تو سر سانسورش کم باشه ولی حتی اونایی که من خونده بودم رو هم نداشت 🤪🤣🤣🤣🤣🤣 گول خوردم .
    در همین راستا بر ان شدم که هیچ وقت پرنده ی خارزار رو برای دومین بار نخونم که یه وقت رالف از چشمم نیفته . 😁💟
    خاهر نویسنده ی این کتاب هم جین ایر رو نوشته که من صددفعه سریالشو دیدم و کتابشم خوندم و هر صددفعه به کودنی جین فش دادم .🤭🤦‍♀️😎 ولی نمیدونم چرا با اینحال اینو بیشتر از بلندی های بادگیر دوس دارم .

    بلندی های بادگیر
    معرفی کتاب بلندی های بادگیر

     
    دومین کتاب رو هم همینجا معرفی میکنم :
    سالهای گذر با لائورا دیاس ، نوشته ی کارلوس فوئنتس :
    درمورد زندگی لائورا دیاس از بچگی تا پیریشه و جنگ مکزیک و انقلاب هاش که برادرش و شوهر و پسر و نوه ش سر این انقلاب کشته میشن .
    یخورده خسته کننده بود ولی بد نبود ولی اینجور نبود که بگم کاش می خریدمش کتاب رو . تازه گفتم خوب شد پس کلی پول کتابشو ندادم 🙄😁.
    من از کارلوس فوئنتس چون کتاب سر هیدرا شو خوندم و دوس داشتم گفتم شاید بقیه ی کتاباشم خوب باشه ولی غیر اون بقیه شونو دوس نداشتم نثر اون خیلی روونتر و جذاب تر بود .
    کتابای این نویسنده بیشتر هول عشق در خلال جنگ می گذره .
    این کتابم مثلا عشقی بود . ولی اگه میخاین ازش چیزی بخونین به نظرم همون سر هیدرا از همه شون قشنگتره .

    سالهای گذر با لائورا دیاس ، نوشته ی کارلوس فوئنتس :
    سالهای گذر با لائورا دیاس ، نوشته ی کارلوس فوئنتس

     
  • نظرات [ ۰ ]
    • چهارشنبه ۸ آذر ۰۲

    جمله از کتاب تلخ و شیرین

    چطور است صرفا دردهایی را که نمیتوانیم از دستشان خلاص شویم به چیز دیگری تبدیل کنیم !؟میتوانیم بنویسیم ، بازی کنیم ، مطالعهکنیم ، اشپزی کنیم ، شعر بنویسیم ، بداهه گویی کنیم ، درباره ی کسب و کاری جدید رویا بپردازیم . صدها کار میتوانیم انجام دهیم . واینکه خوب یا خاص انجامشان دهیم اهمیتی ندارد . حتی نیازی نیست خودمان هنر خلق کنیم . غرق کردن خود در خلاقیت ، از طریقکنسرت موزهای هنری و رسانه های دیگر با رضایت از زندگی و سلامت بیشتر و اضطراب و افسردگی کمتر همبستگی دارد . اقدامساده ی تماشای اثار هنری زیبا باعث افزایش فعالیت در مراکز پاداش لذت در مغز میشود . این حس تاحد زیادی مث عاشق شدن است. پس بیایید هردردی را که نمیتوانید از ان خلاص شوید به پیشکشی خلاقانه تبدیل کنید .~


    کتاب “ تلخ و شیرین “

    💟 مطالب پیشنهادی 💟 

    💟 سریال کره ای داستان ازدواج بانو پارک  💟پادشاه ابدی  💟 سریال کره ای اودیسه ی کره ای سون او گوک 💟قالب جدید 💟 سریال کره ای بدرخش یا دیوانه شو  💟 سریال کره ای مرد من الهه عشقه 💟 my man is cupid 💟 جمع بندی سریال های در حال پخش که دیدم 💟اهنگ جدید آی اِم مونستااکس slowly 💟تاریخ در سریال کره ای عاشقان ماه و بدرخش و دیوانه شو  💟 سریال کره ای میراث خانوادگی 💟

  • نظرات [ ۰ ]
    • سه شنبه ۷ آذر ۰۲

    سریال کره ای اهریمن من 2023 My Demon

    سریال کره ای دمونِ من یا اهریمنِ من :
    قراره بررسی و تحقیقاتم راجبه موجودیت شیطان دایمون رو براتون بگم : با من همراه باشین : 
    دمون " کلا قضیه ش جداس " رو نباید با دایمون اشتباه گرفت ، تو این سریال منظور دایمون ها هستن .
     
    تو سریال میگه دایمون از اسم یونانیه دای مای گرفته شده و به معنای در سرنوشت هم مشترک شدن ، و این دایمون ها از ادمی محافظت میکنن و قدیس محافظ هستن .
    حالا یخورده بیشتر راجبش بدونیم :
    دایمون به معنای "خدا"، "خداگونه"، "قدرت"، "سرنوشت" در اصل به یک خدای کمتر یا روح هدایت کننده مانند دایمون های دین و اساطیر یونان باستان اطلاق می شد. این کلمه از دایمون پروتو-هندواروپایی « تقسیم کننده (بخت یا سرنوشت)» از ریشه *da- «تقسیم کردن» گرفته شده است.احتمالاً دایمون ها به عنوان روح مردان عصر طلایی دیده می شدند که به عنوان خدایان سرپرست عمل می کردند.
     
    دایمون ها الوهیت ها یا روح کمتری هستند، اغلب مظاهر مفاهیم انتزاعی، موجوداتی هستند که ماهیت یکسانی با فانی ها و خدایان دارند، شبیه ارواح، قهرمانان کلاسیک، راهنمایان روح، نیروهای طبیعت، یا خود خدایان . طبق افسانه هزیود، «شخصیت‌های بزرگ و قدرتمند باید پس از مرگ به‌عنوان دایمون مورد احترام قرار می‌گرفتند…»
     
    دایمون‌های قهرمان مورد احترام با ساختن زیارتگاه‌ها بومی‌سازی می‌شدند تا بی‌قرار و سرگردان نشوند و اعتقاد بر این بود که برای کسانی که به آنها احترام می‌گذارند محافظت و خوشبختی می‌دهد.
     
    در عهد عتیق،" قضیه داره مهم میشه "  ارواح شیطانی در کتاب قضات و در پادشاهان ظاهر می شوند.
    در 1.هفتادگانی " این خودش یه ویکی پدیا ی طولانیه که من دوس دارم اینجا بذارمش که یه وقتی اگه کنجکاو شدین زحمت نیفتین 🙄😀" که برای یهودیان یونانی به زبان اسکندریه ساخته شده است، ángelos یونانی (ἄγγελος، «پیام‌آور») کلمه عبری mal'akh ترجمه می‌شه ، در حالی که daimónion (δαιμόνιον؛ (δαιμόνια) که معنای روح طبیعی رو داره . کلمه عبری shedim و همچنین کلمه se'irim را در برخی از آیات و کلمات برای بتها (خدایان خارجی) ترجمه می کند و وجود 2.آسمودئوس " اینم داستان داره " را در کتاب توبیت توصیف می کند.
    استفاده از daimōn در متن اصلی یونانی عهد جدید باعث شد تا در اوایل قرن دوم بعد از میلاد این کلمه یونانی به مفهوم یهودی-مسیحی روح شیطانی اطلاق شود.
     
    1.سپتوآگینتا یا هَفتادگانی (به لاتین: Septuaginta، در عربی: سبعینیه) نسخه‌ای است از نسخ تورات یا همان تنخ (تناخ) که در قرن سوم قبل از میلاد و در دوران فرمان‌روایی بطلمیوس دوم فیلادلفوس در مصر، به دستور او، یهودیان اسکندریه کتاب عهد عتیق را به زبان یونانی ترجمه کردند.اغلب به عنوان LXX عدد رومی 70 ،مخفف می شود.
    نام این نسخه برگرفته از این روایت است که این کتاب را نزدیک به هفتاد تن از دانشمندان یهودی ترجمه کرده‌اند. نسخه هفتادگانی با متن عبری تفاوت‌هایی داشت. مهم‌ترین تفاوت‌های آن این بود که کتاب‌هایی در این نسخه وجود داشت که متن عبری آن در دست نبود. این هفت کتاب عبارت‌اند از طوبیت، یودیت، کتاب حکمت، حکمت یشوع بن سیراخ، باروخ و کتب مکابیان.
    نسخه هفتادگانی برخلاف نسخه عبری که دارای ۳۹ سفر است، دارای ۴۶ سفر می‌باشد. در بین سال‌های ۲۰۰ ق. م تا ۱۰۰ ب. م بسیاری از یهودیان و مسیحیان، از این نسخه استفاده می‌کردند. تا این که در حدود سال ۹۰ میلادی، سران یهود شورایی در شهر جابنه تشکیل دادند و ۳۹ کتابی را که در متن عهد عتیق عبری بود به رسمیت شناختند و اسفار هفت‌گانه اضافی موجود در ترجمه هفتادگانی را غیرقانونی اعلام کردند. هم‌اکنون، هفت کتاب موجود در نسخه هفت‌گانه، از اسفار مشکوک عهد عتیق است. تفاوت‌های نسخه هفتادگانی با نسخه عبری تنها به این هفت کتاب منحصر نیست؛ سفر دانیال و سفر استر در نسخه هفتادگانی طولانی‌تر هستند؛ در این نسخه یک مزمور اضافی وجود دارد و دعای منسه که در این نسخه‌است در دیگر نسخ یافت نمی‌شود.
     
    2.آسمودئوس (‎/ˌæzməˈdiːəs/‎; یونانی باستان: Ἀσμοδαῖος، Asmodaios) یا آشمودای (‎/ˈæʃmɪˌdaɪ/‎; عبری: אַשְמְדּאָי‎، ʾAšmədʾāy)، شاهزادهٔ دیوها و جهنم است. در اسلام و یهودیت او پادشاه هر دو شیاطین شامل (جن/شدیم) و دمون‌ها (دیو) است.آسمودئوس به عنوان یکی از هفت پادشاه جهنم و عهده‌دار یکی از هفت گناه کبیره، نماد و مظهر شهوت است.
    در برخی از افسانه‌های تلمودی نیز از این دیو یاد شده‌است؛ به‌طور مثال در داستان ساخت هیکل سلیمان.
    در اسلام به نام او تحت عنوان یَأجوج و مَأجوج در قرآن اشاره شده. " اینو مطمئن نیستم ولی فک کنم همینه "
    در کتاب دیوشناسی ژاک کولان دو پلانسی تحت نام فرهنگ لغات دوزخی، آسمودئوس با سینهٔ انسان، پای خروس، دم مار، و سه سر (اولی به مانند یک گاو نر، دومی به شکل مردی که آتش از دهانش بر افروخته می‌شود و سومی یک قوچ) سوار بر شیری دارای بال و گردن اژدها به تصویر کشیده می‌شود.
    اعتقاد بر اینکه ، نام آسمودای از اوستای گرفته شده که aēšma-daēva ، به معنای خشم aēšma و به معنای دیو daēva .
    تو کتاب 3.توبیت «آسمودایوس» (Ἀσμοδαῖος) و در تلمود «اشمدای» (אשמדאי) نام برده میشه . در دیوشناسی زرتشتی و پارسی میانه، شکل پیوسته خشم دِو (خشم + دیو) وجود داشت که در آن هر دو واژه همزاد هستن . با اینحال دایره المعارف یهودی 1906 رابطه ریشه‌شناختی پذیرفته‌شده بین «Æshma-dæva» فارسی و «اشمودای» یهودیت را رد می‌کند و میگه همچین کلمه ای تو فارسی اصلا نیست . همچنین تو اون دایره المعارف اومده که آسمودئوس یا اشمدای «تجلی از تأثیری است که دین ایرانی یا باورهای عمومی ایرانی اعمال کرده است» بر یهودیت داشته است .
    چرا ؟ به دلیل داستانی که کتاب توبیت در برگیرنده ی اونه ، که در زیر میگمش : " چون خیلی جالب بود اینم میذارم . "
    3. کتاب توبیاس یا کتاب توبیت (یونانی : Τωβιθ عبری: טובי ، טוביה به معنی توف-یه یا خدا خوب است) بخشی از کتاب مقدس است که تنها در نسخه کاتولیک و ارتدوکس وجود دارد...
    (کتاب توبیاس داستان یک اسرائیلی از قبیله نفتالی به نام توبیت را بیان کرده که در نینوا زندگی می‌کرده. او توسط سارگون دوم پادشاه آشوریان در سال ۷۲۱ قبل از میلاد از سرزمین اسرائیل تبعید شده بوده. توبیت توسط پدربزرگ پدریِ خود بزرگ شده بوده است و به پرستش خدا در معبد اورشلیم پایبند مانده بوده و مانند بقیه مردم به پرستش گوسالهٔ طلایی در دان توسط یروبعام روی نیاورده بوده. در زمان تبعید، او سعی داشته تا قوانین خاکسپاریِ یهودی را در مورد اسرائیلی‌هایی که کشته شده بودند اجرا کند. او در نینوا فردی را که در خیابان کشته شده بود ه دفن می‌کند. در آن شب در زمانی که او خوابیده بوده، مدفوع پرنده‌یی بر چشمانش می‌افتد و او را کور می‌کند. این مسئله باعث ایجاد دردسر در ازدواجش می‌شود و او آرزوی مرگ می‌کند. در این زمان در سرزمین مادها (ایران) زنی جوان به نام سارا نیز درخواست مرگ می‌کرده. او هفت شوهر قبلی خود را به دست یک شیطان به نام آسمودئوس از دست داده بوده. آسمودئوس در هر هفت ازدواج قبلیِ او قبل از اینکه ازدواج رسمی شود در شب عروسی شوهر او را می‌کشته. خدا فرشتهٔ خود روفائیل (رافائل) را به صورت یک انسان می‌فرستد، تا توبیت را آرام کند و سارا را از شیاطین نجات دهد. در ادامهٔ داستان پسر توبیت به نام توبیاه یا توبیاس به سراغ پولی که پدرش قبلاً در سرزمین ماد گذاشته بوده می‌رود. رافائیل خود را به صورت یک انسان در می‌آورد و در سفر همراه توبیاس می‌شود. تحت راهنماییِ رافائیل، توبیاس به سرزمین مادها می‌رود. در زمانی که توبیاس می‌خواهد پای خود را در رود دجله بشوید یک ماهی به او حمله می‌کند و سعی می‌کند پای او را بخورد. به دستور رافائیل او ماهی را می‌گیرد و قلب و جگر و کیسه صفرای آن را در می‌آورد تا با راهنمایی رافائیل به عنوان دارو استفاده کند. بعد از رسیدن به سرزمین مادها رافائیل به توبیاس می‌گوید که با سارا ازدواج کند زیرا سارا دخترخالهٔ او است. او به توبیاس می‌گوید که قلب و جگر ماهی را بسوزاند تا شیاطینی را که شوهران سارا را می‌کشتند دور کند. آن دو ازدواج می‌کنند، و بوی قلب و جگر ماهی آسمودئوس را تا مصر به دور می‌راند و رافائیل او را زندانی می‌کند. پدر سارا که انتظار داشته توبیاس نیز مانند شوهران قبلی بمیرد برای او قبری تهیه کرده بوده. صبح روز بعد، از زنده ماندن توبیاس متعجب می‌شود و برای او جشنی بسیار بزرگ ترتیب می‌دهد. توبیاس که به دلیل مسائل عروسی گرفتار می‌شود، از رافائیل درخواست می‌کند که پول پدرش توبیت را به او بازگرداند. بعد از جشن عروسی، توبیاس و سارا به نینوا می‌روند و رافائیل به توبیاس می‌گوید که کیسه صفرای ماهی را برای بینا کردن پدرش استفاده کند. در این زمان رافائیل به آنها می‌گوید که او یک فرشته است و به بهشت بازمی‌گردد و توبیت خدا را ستایش می‌کند. توبیت به پسرش می‌گوید که از نینوا خارج شود زیرا خداوند آن را نابود خواهد کرد. بالاخره توبیت در سن بالا روزی پس از به جای آوردن دعا می‌میرد. توبیاس بعد از خاک‌سپاریِ پدر و مادرش، به همراه همسرش به سرزمین مادها بازمی‌گردد.)
    همچنین :
    (در فرهنگ اسلامی، آسمودئوس به صخر (صخره) معروف است، که احتمالاً اشاره ای به سرنوشت او دارد که در جعبه ای سنگ زندانی شده و با زنجیر آهن بسته شده و به دریا انداخته شده است.
     
    آسمودئوس در تفسیر آیه 38 سوره 34 قرآن به عنوان شخصیت محوری تبدیل شد: «ما اجازه دادیم سلیمان به وسوسه اغوا شود و بدنی بر صندلی او افکندیم، سپس توبه کرد». اصلش اینه : ما سلیمان را آزمودیم، و بر کرسی او جسدی افکندیم، سپس او به درگاه خداوند انابه کرد.سوره ی ص ایه ی 34 .
    And, indeed We did try Sulaiman (Solomon) and We placed on his throne Jasadan (a devil, so he lost his kingdom for a while) but he did return (to his throne and kingdom by the Grace of Allah and he did return) to Allah with obedience and in repentance.
    ینی فک کن یه سریال باعث شد من برم 4 صفحه قران بخونم . ال... اکبر ...
    و در هرچیزی نشانه ای است برای انان که می اندیشند ...
     
    منظور از جسد همون اسمودئوسه .
    بر اساس تفسیر قرآن، «جسد» اسمودئوس است; جنی یا دیو (div) که خود را به عنوان پادشاه معرفی می کند. ابن فقیه و عجایب مخلوقات در عجایب المخلوقات از صخر به عنوان جنی یاد می کنند، در حالی که مفسر قرآن فارسی طبری از وی به عنوان شیطان یاد میکند . دیگران نیز او را به عنوان یک دیو (div) معرفی می کنند، که ممکن است اصطلاح فارسی برای شیطان باشد زیرا هر دو به ارواح شیطانی بدیع اشاره می کنند. سلیمان پس از چهل روز صخر را شکست می دهد و تاج و تخت خود را پس می گیرد و سپس صخر را در صخره ای محبوس در زنجیر آهنی می اندازد و به دریا می اندازد.
     
    قصص الأنبیاء دلایل مختلفی برای مجازات او آورده است. گاهی به دلیل اقدام ناعادلانه قبل از دعوای خانوادگی یا سپردن انگشتر به دست دیو در ازای علم، در حالی که بیشتر منابع (مانند طبری، عمره بن وثیمه، ثعلبی، بن عساکر، ابن الاثیر) به این فکر استناد می کنند که یکی از او همسران مرتکب بت پرستی شدند.
     
    عطار نیشابور این تمثیل را روشن می کند: باید مانند سلیمان پیروز رفتار کرد و شیاطین نفس را به زنجیر کشید و شاهزاده دیو را در صخره ای حبس کرد، قبل از اینکه روح (روح) بتواند اولین قدم ها را بردارد.
     
    در داستان صخر و بولوقیه، شاهزاده جوان یهودی، که در جستجوی آخرین پیامبر (ص) است، گفته می‌شود که صخر با نوشیدن از چاه جاودانگی که توسط خضر محافظت می‌شود، به جاودانگی رسیده است. آفرینش جهان توسط خداوند را بیان می کند و قصد خدا از قرار دادن محمد و مجازات کفار را بیان می کند و لایه های مختلف جهنم را بیان می کند و از فرشتگان یاد می کند.)
     
    پس نتیجتا ، دایمون ، آسمودئوسه و یکی از هفت پادشاه جهنمه و نماد شهوته . همچنین وجودش از اساطیر ایران و کتاب اوستا سرچشمه میگیره . و از اوستا و به کتاب های یهودی داخل شده .
    تو هر کدوم از کتاب های دین یهود ، آسمودئوس یک جور کاراکتر داره . تو توبیت خدای شهوته و برای شهوتی که نسبت به سارا داشته نمیذاشته ازدواج کنه و تو کتاب های دیگه ام شخصیت های دیگه ای ازش یاد کردن .
    که بعد ، این داستان ها که تو کتاب های یهودی هست همونجور که اولش گفتم به دستور یک پادشاهی تو یونان به یونانی ترجمه و اینجوری شده که اسم آسمودئوس به دایمون تغییر کرده و همه فک میکنن که دایمون ها از اساطیر یونان هستن . در حالیکه یونان ششصد هزارتا از این چیزا داره بذار این یکی واسه یهود بمونه .
    و می رسیم به سریال و معرفی سریال 🤣 :
    داستان سریال اینه :
    درمورد وارث یه گروه تجاری بزرگه که اخلاق سردی داره و خیلی مغروره و به همه بی اعتماده و اعتقادی هم به عشق نداره و روزی با یه اهریمن برخورد می‌کنه که براثر اتفاقی کل قدرت اهریمن به جسمش منتقل میشه و اهریمن مجبوره به خاطر از بین نرفتنش با ازدواجی قراردادی از این انسان مراقبت و محافظت کنه باید دید این رابطه چطور پیش می‌ره و به کجا میرسه ...
    🍂💛‌ مطالب پیشنهادی 🍂💛 
    سریال کره ای اهریمن من 2023 My Demon
    زبانم از گفتن جذابیت های بازیگر نقش دایمون قاصره . دختره هم که معلومه اصلا نیازی نی بگم چقد خوشگله . فقط کاش زودتر عاشق شه .
     
    سریالش واقعا جذاب بود برای دو قسمت . حیف شیطان عزیزم زود قدرت هاشو از دست داد . کاش حداقل قدرت اغواکنندگی ش باقی مونده باشه 😁😎.
    اسم دایمون یا دمون تو سریال کو وان هه . کو وان به معنای نجات دهنده س . و همونطور که تو داستانایی که براتون تعریف کردم این شیطان نقش نجات دهنده و یاری کننده ی انسانی که بهش می چسبه رو هم داره .
    توی سریال این داستان که دایمون یه موجود از اساطیر یهود هست به درستی رعایت شده . مثلا اینجا که من تعجب کردم چرا عبری نوشته شده ،
    و الان تو تحقیقاتم فهمیدم و احتمالا شمام فهمیدین که چرا ؟!

    سریال کره ای اهریمن من 2023 My Demon
     
     
    سریال کره ای اهریمن من 2023 My Demon
    فیلیپین 4: 13یکی از این آیات است که توسط پولس نوشته شده است.
     
    همچنین بزرگوار مثلا خیلی اغواکننده س هستن . چون خدای شهوت هستن . حالا ایشالا بیشتر ببینیم از این چشمه ها 😄 .
    اینم از معرفی سریال و تحقیقات راجبه سریال . خوندین ؟
  • نظرات [ ۲ ]
    • يكشنبه ۵ آذر ۰۲

    سریال کره ای اون هرگز نمی داند یا سونبه اون رژ رو نزن

    من امدم با یک سریال باحال :
    سونبه اون رژ رو نزن یا اون هرگز نمی داند
    هر جفت اسماشم به سریال نمی اومد فک کنم نمیدونستن اسم سریالو چی بذارن . چون نه کاملا اداره ای بود نه کاملا خانوادگی نه کاملا عشقی . قرار در شرکت بهش بیشتر می اومد گرچه .
    سریال در مورد رو وون عزیر دل به شدت جذاب و خوشتیپه که تو یه کمپانی لوازم ارایشی کاراموزه ، کمپانیه تو دانشگاه نمایشگاه کار گذاشته بوده و کاراموز جذب میکرده که رو وون اونجا زیرنظر یکی از کارمندای بخش مارکتینگ جذب کمپانی میشه و زیرنظر همون سونبه ،
    سونبه ینی کسی که یه درجه از هرکسی که داره به طرف میگه سونبه بالاتره رتبش ، سونبه رو میشه به هرکسی گفت تو اداره سابقه و رتبه ی بیشتری داشته باشه سونبه میگن تو دانشگاه همچنین .
    کار یاد میگیره و اینجوری کم کم به سونبه علاقمند میشه ، 2 ساله که زیر نظر سونبه داره کار یاد میگیره کار میکنه و اینا میخاد بهش اعتراف کنه عشقشو ،که می فهمه عه سونبه داره با مدیرتیم مارکتینگ قرار میذاره .
     

    سریال کره ای سونبه اون رژ رو نزن
     

    از بالا راست : رو وون ، سونبه ای که نباید اون رژو بزنه 😁 ، خاهر کوچکتر رییس کمپانی که عکاسه ، مدیر تیم مارکتینگ .
     
    و اینجا یه پیچیدگی داستانی به وجود میاد . سمت دیگه ی ماجرا که داستان های عشقی رو وون و سونبه و کارای کمپانی و ایناس ، خانواده ی رو وون هم نشون میده ، رو وون دوتا خاهر بزرگتر داره که وسطی ازدواج کرده و یه بچه ی 5.6 ساله داره ، خاهر بزرگه مزون لباس عروس داره و کارشم خیلی خوبه " اینو با لحن شماعیلزاده بخونین "

    سریال کره ای سونبه اون رژ رو نزن
     

    خاهر بزرگه ی رو وون .
     
    خاهراش خیلی خوبن ، اینا دوهفته یه بار ، هفته ای یه بار همو می بینن بیرون غذا می خورن باهم حرف میزنن و خیلی رابطه شون قشنگ و خوبه ، من خاهر بزرگه رو خیلی دوس داشتم . خیلی بادرک و شعور بود و پر از ارامش بود و واقعا ادم یه خاهر اینجوری داشته باشه دیگه غم نداره .
    خاهر وسطی یجوری بود از اینا که فک میکرد چون زودتر شوهر کرده خیلی حالیشه ، رابطه ی رو وون و خاهر بزرگه بهتر بود از این لحاظ که مشکلاتشون رو بهم می گفتن و مثلا کیو دوس دارم و این حرفا خیلی باهم راحتتر بودن .
    سونبه 2 ساله داره با مدیر بخش قرار میذاره ، یه روز تو شام تیمی سونبه میره تو خیابون مدیرو ببینه ، رو وون میره دنبالش و اینجوری متوجه میشه که اینا باهم قرار میذارن ، ناراحت میشه و اینا میره به خاهرش تعریف میکنه ، از مزون خاهرش که داشت می اومد بیرون ، می بینه عه مدیر با یه دختر دیگه دست در دست هم دارن وارد مزون میشن ، اینجا متوجه میشه که مدیره داره خیانت میکنه و سونبه رو اسکل کرده . از اون ور سونبه بدبخت داره برنامه می چینه که راجبه ازدواج با مدیر حرف بزنه ، رو وون نمیتونه اینی که دیده رو تحمل کنه و میگه حتما باید به سونبه بگم ، میره سونبه رو با یه بدبختی میاره مزون تا دختره خودش با چشای خودش ببینه که مدیر داره بهش خیانت میکنه . سونبه میگه چرا اینکارو کردی رو وونم اعتراف میکنه که عاشق سونبه س و نمی تونه ببینه که اون اینجوری داره بازی میخوره . خلاصه می گذره و سونبه و پسره بهم می زنن ...
     اینی که تعریف کردم دوقسمت سریال بود .

    سریال کره ای سونبه اون رژ رو نزن
     

    حالا عروسه کیه ؟! خاهر رییس کمپانی که ،رییس کمپانی عکس پایینه ایس ، درواقع مدیر دوست و همکلاسی از بچگی ، رییس بوده و خاهرشم عاشق دوسته برادرش میشه و چون پولداره فک میکنه میتونه با پول هرچیزیو بدست میاره ، به خاطر مدیر حتی خودکشی هم میکنه تا بالاخره مدیر راضی میشه باهاش قرار و بعدشم ازدواج کنن .دختره واقعا مدیرو دوس داشت ولی مدیر بی لیاقت و خوددرگیر بود . 
     

    سریال کره ای سونبه اون رژ رو نزن
     

    رییس کمپانی خیلی بامزه بود و خیلی خوشال شدم با خاهر بزرگه رو وون قرار گذاشتن بهم می اومدن .
    کاراکترای سریال همشون خیلی خوب بودن . دیگه بیشتر از این تعریف نمیکنم . 
    سریالش در کل قشنگ بود و حرص در بیارم نبود . دختره یخورده به رو وون نمی اومد ولی دختر خوبی بود ، اینکه یه مدت باهم کات کردن هم به خاطر هر دوشون بود و منطقی بود از نظر من .
    سریالی از رو وون نبوده که ببینم و قشنگ نبوده باشه . گفتم این سریالم خیلی معروفه به یه بار دیدنش می ارزه . رو وون واقعا فتبارک ال... احسن الخالقین ، ینی خدا حجت رو بر این مرد تموم کرده . خیلی خوبه . شخصیتش هم خیلی خوبه .
    قضیه ی شرکت و کاراشونو اغلب جلو می زدم ولی عجب کمپانی های درست حسابی عجب کارای درست حسابی اصلا ال.. اکبر ... درست حسابی کاراموز میگیرن درست حسابی استخدام میکنن درست حسابی به کاراموز واقعا همه چیز رو از صفر یاد میدن ، نمایشگاه کارشون واقعه واقعا کاراموز رو بر میدارن ،ینی اینارو می بینم افسردگی م بیشتر میشه .
    به خدا من دارم تو این ممکلت هدر میشم . هرچی بی سواد و بیشعور و بنگی و لاشی با پارتی و به واسطه ی لاس زدن شون تو شرکت های چس کلاس با حقوقای انچنانی دارن کار میکنن بعد من با این همه دانش دوساله دارم دنبال کار میگردم . خاک تو سر این ممکلت و همه ی شرکت و ادارات کنن .
  • نظرات [ ۲ ]
    • جمعه ۳ آذر ۰۲