سلام من تونی تاکیتانی شدم . از اسمم خسته شدم . دنبال یه اسم ساده یه حرفی میگشتم تا یه جمله ولی چیزی به ذهنم نرسید . اسمی که تو ذهنم بود به موضوع وبلاگ نمیخورد ینی . واسه همین تونی تاکیتانی رو برگزیدم .
تونی تاکیتانی اسم داستان کوتاه هاروکی موراکامیه و در مورد شخصی به همین اسمه و زندگی خودش و یه خورده هم پدرش . داستان قشنگی بود و کمی غمگین کننده تهش حس ناامیدی و ناراحتی باقی می مونه . یه جور حسی پوچی هم بذارین تنگش . درواقع اغلب داستان های موراکامی اخرش همچین حسی رو به ادم القا میکنن . داستان اخیرش که چندهفته پیش تو یه جایی فک کنم تو لندن ؟ خونده بودش رو از نیویورک تایمز سیو کردم و هنوز نخوندمش . شاید اگه مضمون رو متوجه شدم اینجا بذارمش . داستانش راجبه یه دختریه و موراکامی گفته که جوری نوشتتش که بتونه اونو جلوی جمع بخونه . نوشتارش مدل جمع خونیه . روایت وار فک میکنم . این کار رو برای یه کار خیر کرده . برای یه کتابخونه ای تو ژاپن میخاستن پول جمع کنن که موراکامی پیش قدم و خلاصه از ملت پول گرفتن که برن بشینن داستان موراکامی رو با خوانش خود موراکامی گوش کنن که خب منم اونجا بودم شاید این پولو میدادم میرفتم . قبلا از داستان های موراکامی خیلی خوشم می اومد . ولی وقتی سالها رو هم تلنبار و عمر همینجور میگذره نظرم راجبش تغییر کرده . الان اونطورا راجبش وسواس ندارم . ولی کاراشو دنبال میکنم البته اگه مفت باشه . 😑🙄 این داستانشم با ترفند از نیویورک تایمز سیو کردم . ینی چی که نیویورک تایمز پولیه . لوچ .
اخیرا یه سریال دیدم اسمش بود سریال کره ای یک بار دیگر از این سریالای 100 و خورده ای قسمتی خانواده گی . اب خالص بود . 5 قسمت اول ، بعد قسمت 20 نصفه ، بعد قسمت 50 و بعدشم 99 ؟ اینا بود دیدم و مزخرف بود .
سریال جدید در حال پخش شین هاکیون سریال کره ای The Auditors 2024 حسابرس ها رو هم 4 قسمت نگا کردم از موضوعش خوشم نیومد همش راجبه حسابرسی از شرکت ها و ایناس .
دیگه اینکه یه سریال قدیمی دارم می بینم که قشنگه . به نسبت سریالای الان خیلی بهتره . ولی خب یه سری باگا داره که انگار خودشونم فراموش کردن که اول فیلم قضیه چی بود بعد چی باید بشه . ولی با اینحال داستانش جذابه . بعدا معرفیشو میذارم .
تو ذهنم افتاده بود اینجارم پاک کنم و دیگه ننویسم . فقط یه لحظه از ذهنم گذشت . ولی خب حالا ببینم چی میشه . شایدم عملی کردم شایدم نه .
این سریال رو به خاطر این ⬇ اوپا که تو سریال 💚سریال کره ای توطئه در دربار 💚 معرفیش کرده بودم ، نگاه کردم . ولی متاسفانه نقش خیلی پررنگی نداشت . ولی نگم از جذابیت و تن صدای نفس گیرش .
اوهوم اوهوم ... داشتم میگفتم ، این سریال یه سریال پزشکی بود ، راجبه بخش پیوند یه بیمارستانیه ، داستان از جایی شروع میشه که دکتر کانگ این کیو رزیدنت سال 4 جراحی ، برای اینکه دکتر زندان بشه از بیمارستان استعفا داده و برای مصاحبه میره زندان . دکتری که رییس بخش بهداری؟ زندانه میگه با این سابقه درخشان چرا اومدی اینجا و اینا ، خلاصه استخدام میشه . چرا باید همچین کاری کنه ؟ معلومه که برای انتقام اومده .
زندانی ایکس " اسمش یادم نی 😶 " قاچاقچی اعضای بدنه و سالها پیش بابای کانگ این کیو رو کشته و تمام اعضای بدنشو فروخته . چرا ؟ چون اولا کارش همینه 😁😐🤪 دوما گروه خونی بابای این کیو گروه خونی خاص و کم و خاصی بوده و تو جهان کم کسی هست که این گروه خونی رو داشته باشه . حالا چی بوده ؟ آی منفی که پروتین نداره بهش میگن : rh-a . کانگ این کیو هم همین گروه خونی رو داره .
سالها پیش اینا وضعشون خیلی بد بوده و از طرفی خاهر کوچکتر این کیو سرطان داشته . باباشون چون پول نداشته ، میره زنگ میزنه به این شماره های فروش اعضای بدن و میخاد کلیه ش رو بفروشه ولی خب همچین طلایی رو که فقط کلیه ش رو در نمیارن کلا کشتنش دیگه .
از بچگی یه دکتری اینارو به فرزندی قبول کرده . همون موقعها هم خاهرش میمیره و دکتره که قیم حساب میشده اعضای بدن خاهررو هم اهدا کرده . این کیو هم به همین دلیل از باباهه شاکیه . خلاصه اون خیلی زرنگ و باهوشه و الان دکتر شده و اومده زندان تا با تجویز داروهایی که به بدن اسیب میزنه قاتل باباشو ،بکشه . از طرفی میخاد ببینه اینا به کی وصلن و باند اعضای بدن رو پیدا کنه . سالهاس فکر و ذکرش همینه . و تا انتقام نگیره راحت نمیشه . داشت این کارو انجام میداد که ،
یه روز که برای کار دیگه ای رفته بود بیمارستان ، یارو تو زندان حالش بد میشه و تو راه انتقال به بیمارستان ، همدستاش فراریش میدن .
داستان همینجوری پیش میره و عمل ها و پیوند ها و کارهای غیرقانونی که تو پروسه ی پیوند بعضی کله گنده ها پیش می یاد رو میاد و همرو کانگ این کیو کشف میکنه . تو این حین هم متوجه میشه که قلب باباش تو سینه ی دکتریه که دختر رییس بیمارستانه . و بالاخره متوجه میشن که همه ی گوه ها زیر سر این مرده س . خلاصه با تلاش و کوشش و همدستی کانگ این کیو و این اوپای موردنظر و تحقیقات رییس بخش پیوند که بابای فعلی کانگ این کیو هست ، باند اعضای بدن دستگیر میشن ، تو این حین هم رییس بخش پیوند توسط همون مرد عوضیه کشته میشه . کانگ این کیو هم مدرک پزشکیش باطل میشه؛ چون برملا میشه که با تجویز دارو سعی داشته یارو قاتلرو بکشه . قاتله هم بالاخره توسط یکی دیگه تو زندان کشته میشه . و انتقام کامل میشه و کانگ این کیو برمیگرده سر زندگی نرمالش .
عنوان سریال هم اشاره داشت به اینکه وقتی بدن رو میبرن برای جراحی و اینا بخیه که میزنن باز ،شبیه صلیب میشه .
جزییاتش خیلی زیاد بود، من خلاصه وار گفتم . البته من زیاد از بازیگر اصلی سریال ینی کانگ این کیو خوشم نمی یاد. نمیدونم چرا اونو کردن نقش اول درحالیکه اوپام هست 😠😁😐 ولی خب دیگه کاری از دستم برنمیاد . سلیقه شون همین قده دیگه . 😁 سریال هیجانی و قشنگی بود . بخش پزشکیش هم باحال بود . بعد مدتها ژانر پزشکی نگا میکردم . واقعا خوب میسازن این ژانر رو . ولی من هنوزم سریال کره ای بیمارستان چونا یا سریال کره ای مغز با بازی شین هاکیون که سالها پیش از تی وی پخش می شد رو دوس دارم . واقعا خیلی قشنگ بود . البته که زبان اصلیشم نگاه کردم و خیلی قشنگ بود . شین هاکیون هم که معرف حضورتون هست ؟ این سریالش 💚سریال کره ای فراتر از شیطان 💚 هم خیلی قشنگ بود .
امروز اومدم تا بهتون یه سریال فوق العاده رو معرفی کنم . نمیشه اسمشو گذاشت معرفی البته ، چون بعد معرفی انتظار داری دیگران هم برن اونو ببینن من همچین انتظاری ندارم . چون میدونم هنوزم خیلیا نسبت به سینما و تی وی کره گارد گیری خاصی دارن . 😁
حالا بگذریم ، بذارین جرات کنم و بهتون بگم که این سریال فوق العاده ترین سریال تو ژانر خودشه با یک بازیگر بی نظیر که از نظر من بهترین بازیگر کره اس . نفسگیر عجیب رازالود گنگ گاهی . واقعا از شبکه ی "جی تی بی سی " انتظار همچین سریالی رو نداشتم . گرچه "شین هاکیون" که به خدای بازیگری شهره اس (فامیلی بزرگوار "شین" به معنای خداس )توش ایفای نقش کرده از هرلحاظ خوب بودن این سریال را میتونه تضمین کنه . البته برای ادمی مث من نه چون حتی اگه عزیزی مث شین هاکیون هم توش بازی کرده باشه و سریال خوبی نباشه ادامش نمیدم 🙄😁.
اسم سریال هست به انگلیسی : " فراتر از شیطان " به کره ای " هیولا " کره ای ها اغلب وقتی یه شخصی خیلی شرور و شیطان صفت باشه ،مثلا بیشتر به قاتل ها میگن هیولا .
روی پوستر نوشته : " هیولا کیه ؟!" واقعا هیولا تو این سریال کی بود ؟ من هم با اینکه یک بار در زمان پخش این سریال رو دیدم نفهمیدم هیولا کی بود . الان که بعد از یک سال تقریبا دارم ری واچش میکنم متوجه نشدم هیولا دقیقا چه کسیه . بذارین راجبه کاراکتر نقش اول بگم :
ای "یا لی" دونگ شیک ، پلیسه در یکی از شهرای کوچیک نزدیک سئول ، اون تو جوونیش خاهر دوقلوش را از دست داده ،خاهر دوقلوش کشته شده و جسدش بعد از 20 سال هنوز پیدا نشده . همون روز که این اتفاق افتاده دختر دیگه ای که همسن دونگ شیک و خاهرش بوده کشته شده پیدا میشه ،دختر را انگشتاش را قطع کردن و اونو جلوی در خونه ی لی دونگ شیک گذاشتن . صبح وقتی خانواده دونگ شیک انگشتارو میبینن فک میکنن اینا انگشتای دختر خودشونه درحالیکه دونگ شیک اصرار داره که اینا انگشتای خاهرش نیست . خلاصه سر صحنه ی قتل دوم یکی از وسایل دونگ شیک پیدا میشه و بازرس اونو به عنوان مضنون به قتل دستگیر میکنن . ولی الان سالها گذشته و معلوم شده که دونگ شیک هیچکاره بوده و خب الان پلیس هم شده . ولی تو اون شهر هراتفاقی می افته دونگ شیک نفر اول مضنونینه . چون هنوز قاتل اون پرونده پیدا نشده . واقعا خیلی وضعیت بغرنج و ناراحت کننده ایه نه ؟!
چیزی که تو این سه قسمت به ذهنم اومد از شخصیت دونگ شیک اینه که واقعا یه ادم چطور میتونه وقتی که مضنون به قتل شناخته شده انقد خونسرد خودشو نشون بده . از هر لحاظ دونگ شیک یه بدبخت مظلوم به تمام معنا بود ،جوری که حتی اطرافیانشم از اینکه مداوم اتفاقاتی می افتاد که اونو تو مظن اتهام قرار میداد ناراحت و عصبانی میشدن . نمیدونم این حس رو داشتین یا نه ، در حقتون بی عدالتی زیادی شده غم عمیقی دارین ولی به دیگران از ته دل و با گشاده رویی کمک میکنین ، دونگ شیک همچین ادمی بود برای یه بچه ی اوتیسمی که گم شده بود توی بارون 6 ساعت ایستاده بود و با لبخند به لب تا خانوادش بیان ببرنش ، یه همچین ادم خوش قلب و مهربونی چطور میتونه خاهر خودشو کشته باشه ؟! و اصلا چرا پلیس اونو مضنون به قتل خاهرش کرد ؟ حتی زمانی که جوون بود هم به نظر نمی اومد شخصیت شروری داشته باشه . درواقع دونگ شیک شخصیت به ظاهر ساده ولی پیچیده با حسایی که باید خیلی سعی کنی درکش کنی،داره .
بازرسی که تو صحنه قتل یکی از وسایل دونگ شیک را پیدا میکنه درموردش میگه " اون هرکاری میکنه میخاد غم عمیقش را برطرف کنه "
تو جوونی مضنون به قتل شده ،پدرش مرده ، مادرش تو بیمارستانه و جسد خاهرش هنوز بعد 20 سال پیدا نشده . همچین ادمی اونم بعد اینکه همه ی شهر بهش به عنوان قاتل نگاه میکنن و هرقتلی میشه اول میرن سراغ اون تو تمام این سالها تمام این بی عدالتی هایی در حقش شده را بدون اینکه شرور شه بدون اینکه پرخاشگر شه با رفتارهای دیگه ای داره بروز میده . این شخصیت پر پیج و خم را هیچکسی غیر از شین هاکیون نمیتونست اینجوری در بیاره . با من همراه باشین تا بقیه سریال و نظراتم رو اینجا باهاتون به اشتراک بذارم .
ادم چقد میتونه خبیث باشه !؟واقعا انتهایی نداره خباثت انسان . بزنی یک نفرو بکشی یک خانواده رو عذادار بکنی تا سالها و حتی جسدمرده رو هم برنگردونی و یه هینت هم غیرمستقیم ندی که جسد کجا ممکنه باشه . سالها عذاب و غم عمیق کهنه . ای دونگ شیک ی که نمیدونه از کجا راهو کج رفته چیکار کرده که زندگی خودشو خانوادش به اینجا کشیده شده. بعد دقیقا ادمای اطرافش مسبب این واقعه بودن و هنوزم بی دلیل داشتن باهاش دشمنی میکردن .یه دالان پیچیده و پر پیچ و خم از ادمای هیولا تو این سریال بودن .
ای دونگ شیکی که پلیس بود ولی وقتی انگشتای قطع شده ی دختر جوونی که می شناخت را تو خونه خود دختر پیدا میکنه و می فهمه تو این همه مدت قاتل کی بوده ، ولی انگشتارو جابه جا میکنه ،"این جرمه که جسد رو جابه جا کنی " زمانی که به این فک کرد که اگه الان زنگ بزنم پلیس بازم قاتل را تبرئه میکنن و بازم جسد خاهرم و اجساد دیگه پیدا نمیشن و فقط قاتل وقیح تر میشه .و انگشت هارو جابه جا میکنه تا به موقع ازشون استفاده کنه دنبال جسد میگرده ولی پیدا نمیکنه . درحالیکه اگه زنگ میزد پلیس ممکن بود دختره همچنان زنده بمونه گرچه به نظرم مردنش بهتر شد .
هیولای اصلی کسی نیست جز ایشون ، میپرسی ادم بکشیم ؟تو سالهاس داری ادم میکشی زمانی که پسرت جسد خاهر دونگ شیک رو زیر گرفت و به تو زنگ زد ، زمانی که تو جسد رو سپردی به کسی دیگه و زمانی که کلید مزرعه تو دادی به قاتل و تو این 20 سال میدونستی که کی قاتله و دم نزدی به خاطر جایگاهت . به خاطر پسر سست عنصرت . واقعا اصلا از خبیث بودن زیاد ادم دیگه نمیدونه چی بگه . خودشونم نمیدونستن چی باید بگن . ادم لال میشه .
هیولای بعدی که خودشو به کودنی و لکنت زبان زده تا دیگران بهش ترحم کنن و بهش اعتماد کنن و اینجوری از دیگران سو استفاده میکرد . کسی که دختری که خودش بزرگش کرده بود را زنده زنده انگشتاشو قطع کرد و بعدم زنده دفنش کرد ،کنار کیمچی ها . هه . بعد کیمچی هارم میبرد میداد به همسایه ها بخورن 😵😡🤮😱
کسی که 20 ساله از قبل خانواده دونگ شیک به نون نوا رسیده بود ولی 20 ساله راجبه اینکه جسدش کجا میتونه باشه چیزی نگفت . روانی به تمام معنا 미찬 새까
یکی از بهترین بازی های یئو جین گو ی جوان که از بچگی تو تی وی کره اس ، این سریاله . از بازی بی نظیرش هرچقد بگم کم گفتم . میشه گفت کاراکترش نمود جوانی لی دونگ شیک ولی با شخصیت معترض و عجول بودش . کسی که از بی عدالتی زود عصبانی میشه و میخاد سریع به نتیجه برسه از راه قانون ولی با دونگ شیکی که قانون ایراد دارشون دستش اومده اختلافات زیادی دارن . ولی بعد به یک زوج همکار عالی تبدیل میشن . یکی از کسایی که غیرمستقیم به پیدا کردن راز قتل های زنجیره ای و حتی قاتل خاهر دونگ شیک کمک شایانی کرد .
شخصیت پیچیده ای دونگ شیک و سر راست هان جی ووون ،تضاد این دو واقعا عالترین بخش سریاله .
ینی بعد از اینکه دونگ شیک جسد خاهرش و قاتلشو پیدا کرد تونست به ارامش برسه ؟ ولی من با حرف جه یی که داشت به دونگ شیک این جمله رو میگفت موافقم ،از یه جایی به بعد غم و اندوه برای عزیز از دست رفته از بین میره فقط غمی که برای بی عدالتی میکشه می مونه ، اون فقط میخاست همه چیز تموم شه . میخاست دیگه دیگران بهش نگن قاتل . اونم دوس داشت با خانوادش شاد زندگی کنن . شاید اگه فقط خاهرش میمرد به مرگ طبیعی یا با تصادف خانوادش اینجوری بهم نمیریخت . شاید اگه بازرسی که به ناحق اونو به جرم قتل خاهرشو دختر دیگه ای گرفته بود ،این کارو نمیکرد میشد اینطوری زندگی کنن . ولی متاسفانه همه چیز خراب شد ...
همه ی زندگیش تحت شعاع این واقعه قرار گرفت و هیچوقت نتونست معمولی باشه . طفلک خیلی بدبخت و تنها بود . واقعا خیلی براش گریه کردم . سریال را دوروزه تموم کردم .
از موضوع سریالش خوشم نیومد .گرچه پیامی توش داشت که مث پیامهای همه ی سریالای این مدلیه ولی خب خیلی فضای غم زده و مستاصل و افسرده کننده ای داشت . سریال تو سال 2032 میگذره زمانی که خودکشی خودخاسته قانونی شده و هرکی سرطانی چیزی داره میتونه خودشو بکشه . اینجا یه زوج به ظاهر خوشبخت هستن که مثلا خیلیم عاشق همن ولی من که این عشق رو حس نکردم . بعدش یه سازمانی هست که دکون باز کرده ،اومده از مردمی که یکی از عزیزانشون مرده سو استفاده میکنه ،چجوری اینجوری ، میگه که اون مرگی که شما همه تصور میکنین و اون بهشت بعد از مرگ رو که کسی ندیده ، من یه دنیای جدید درست کردم اسمشو گذاشتم "آن سو " که با خاطرات شما و یا اون شخص که داره میمیره بازسازی شده ، و اون ادمه که میمیره بعدش میره توی اون دنیا "آن سو " .
اولا اصلا چرا بعد از مرگ هم بازمانده باید متوفی رو ببینه ؟! خب شاید دوس نداشته باشه دوباره تو اون دنیا هم با اون شخص باشه حالا هرچقدم همو دوس داشته باشن . بالاخره بعد از مرگ درای جدید و زندگی جدید برای بازمانده شروع میشه . چرا ادم نباید فرصتشو یا شانسشو برای زندگی جدید با شخص جدید امتحان کنه . وقتی یکی میمیره خب مرد دیگه باید همه چیزو گذاشت کنار حتی خاطرات هم به مرور محو میشن . ینی چی که اونایی که میخان بمیرن یا به علتی مردن میان زوری میگن منو به یاد داشته باش یا چمیدونم بیا باز تو این دنیا زندگی کنیم خیلی مسخره س این موضوع . حتی کار این زنه تو سریالم خیلی مسخره و خودخواهانه بود داری میمیری خب به مردنت برس چرا شوهرتو میندازی تو زحمت .
درواقع تو اون دنیا زمانی وجود نداره فقط خاطرات گذشته متوفی و یا خاطرات تصور شده از اون شخص که مثلا دوس داشته با شوهرش ،دخترش هرکیش داشته باشه را تو یه چیپ میذارن و مثلا یجوری ماوراییه اینجاهاش ،بعد انقد واقعی ، بازمانده جو گیر عذادار فک میکنه واقعیه و بعضی هاشون هم برای اینکه بتونن تو اون توهم زندگی کنن خودکشی هم میکنن . درواقع اون توهمه متوفی به بازمانده ش میگه بیا اینجا با هم زندگی کنیم و طرف خودکشی میکنه .درواقع سازندهه میخاسته امار خودکشی رو زیاد کنه و اینجوری پول بزنه تو جیب . خب این بین کسایی هم هستن که میدونن همچین چیزی دروغه ولی بازم طرف بالاخره خانوادشه دیگه قبول میکنن و میرن به دنیایی که توش همش تکرار جریان داره همه چیز شادی ارامش جریان داره . و خب گول این ظواهر رو میخورن .
نمیدونن که بابا اگه میخای مردنت را زیبا طراحی کنی نکته ی بسیار مهم اینکه اولا باید پول داشته باشی دوما با پول اعمال خوب انجام بدی بیمارستان بسازی مدرسه بسازی به مستضعفین کمک کنی با خانواده ات رفتار خوبی داشته باشی مردم ازاری نکنی مثلا ساعت 12 نیای تو کوچه ی مردم داد بزنی مرگ بر دیکتاتور درحالیکه خودت دیکتاتوری که داری مردمو زور میکنی صداتو بشنون . خب ؟! این کارارو که بکنی نماز و قرانم بخون مرگت زیبا میشه .
سوالی که پیش میاد اینکه اگه تو سال 2032 علم و تکنولوژی و ازادی انقد زیاد شده باشه که مثلا بتونی با موبایلت اونجوری کار کنی یا بری تو یه بعد دیگه ای از دنیای چمیدونم مردگان ، چجوریاس که برای سرطان هیچ درمانی پیدا نشده ؟اونم سرطان قلب . درحالیکه الان خبرش اومده که دارن برای سرطان هم واکسن میسازن .
موضوعش ممکنه مغز یه سری هارو درگیر کنه ولی برای منو که نکرد . حتی ناراحت کننده هم نبود یه سریال معمولی با بازی شین هاکیون بود فقطم به خاطر اوشون و کارگردانش سر و صدایی به پا کرد . من اوایل فک میکردم باحال باشه منتظرش بودم و بعدشم ناراحت بودم از اینکه چقد کمه تعداد قسمتهاش و زمانش ولی الان که دیدم ،به این نتیجه رسیدم همینم زیادیش بود تازه من جلو هم زدم . 🙄😄
پیامشم این بود که خاطرات فقط تو اون لحظه قشنگن و ارزشمند خانده میشن چون تبدیل به خاطره میشن ،خاطرات زمانیکه ازاردهنده بشه یا نذاره تو در جدیدی رو به روی زندگیت باز کنی یا شانس جدید زندگیت رو دور بندازی بی ارزش هستن و تبدیل به سوهان روح میشه . این خارجی هایی که راجبه این چیزا سریال میسازن برن یخورده زندگی بعد از مرگ بخونن ،زندگی بعد از مرگ واقعی را سریال کنن انقده جذاب میشه ها .
아름다운 기억이 소주한 것은 그 순간이 다시 돌아오지 않기 때문입니다 .
دلیل ارزشمندی خاطرات زیبا اینکه اون لحظات دیگه برنمیگردن .