۱۰۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «سریال کره ای عاشقانه» ثبت شده است.

یه داستان خانوادگی و ملو و بیس عشق مادری و اینا داشت . 

درمورد زوجی به اسم کیم جه سوک و سا جه یونگ که کیم جه سوک پسر رییس کمپانیه و عاشق کارمندش جه یونگ میشه ولی باباهه با ازدواجشون مخالفه ، با اینحال اونا با هر سختی شده ازدواج میکنن و حالا زنه حامله س ، زنه از قضا یه دوست خونه خراب کن داره که از بچگی جه سوک رو می شناسه ، جه سوک رو مست میکنه و باهاش میخابه و حامله میشه . بعدشم با چشم سفیدی و وقاحت تمام میاد تو روی دوستش جه یونگ که حامله هم هست میگه منم از شوهر تو حامله ام . جه یونگ هم نه میذاره نه برمیداره سریع میگه فقط طلاق همینو بس تا بمیریم نمیذارم بچتو ببینی . 

سریال کره ای قولی با خدا

 بعد از اون قضیه طولی نمیکشه که بچه ی خونه خراب کن سقط میشه ،جه سوک سه ماه بعد با اون خونه خراب کن به اصرار باباش ،ازدواج میکنه . مجبوری چون اون پتیاره وکیل بود و برای مامان جه یونگ پاپوش درست میکنه که این باعث شده بچم سقط شه . واسه اینکه مامانه جه یونگ زندان نیفته ازدواج میکنن . یه اشتباه رو با یه اشتباه بزرگتر می پوشونه . 

 باباهه از این ادمای سخت گیر و فقط حرف این تو خونه اس و کسی رو حرفش نمیتونه حرفی بزنه س . این زنیکه چون وکیل زرنگی باباهه یخورده بهش بها میده ولی بعدش به گوه خوردن می افته . زنیکه هم بالاخره تور انداخته رو این خانواده به خاطر پول دیگه . منتظر زمانیکه بچه دار شه و یه چیزی بهش بماسه . 

میگذره 6 سالی و تو این 6 سال خونه خراب کن بچه دار نمیشه که هیچ یائسگی زودرس هم میگیره . میزنه بچه ای که بین جه یونگ و جه سوک بودش اسمش هیون وو ،سرطان میگیره . 

جه یونگ هم چاره ای نداره تا به پدر بچه خبر بده چون به مغزاستخوان احتیاج دارن . خلاصه از هر فامیلی داشتن مغز استخوان میگیرن نمی افته به بچه . دکتر میگه چرا یه بچه دیگه نمیارین ؟!

اینجوری میشه که برای نجات بچه ی اول با اینکه هردو ازدواج کردن مجبور میشن لقاح مصنوعی انجام بدن . شوهر جه یونگ خب سخت بود و اینا ولی به خاطر هیون وو که بچه ی خودش می دونستش تن به این کار میده .طفلک خیلی مرد خوبی بود .  زن خونه خراب کن جه سوک اما شرط میذاره که اگه بچه دوم به دنیا اومد ، اونو بدی من بزرگ کنم صداشم در نیاری ،هیچ وقتم نیای سراغش . تو این مدتم ادای حامله هارو در میاره . و بابای خاک تو سر نوه ندیده ی جه سوک رو گول میزنه اینجوری . مادرشوهره و جه سوک می دوننا . باباهه نمیدونه . خلاصه با اوردن بچه خودشو عزیز میکنه و هر گوهی رو به اسم پدرشوهره میخوره . 

سریال کره ای قولی با خدا

خلاصه اینجوری میشه که خون بند ناف دومی رو میدن به اولی و خوب میشه حالش . 

10 سال میگذره و دوباره بیماری هیون وو عود میکنه و دوباره نیازه که از دومی مغز استخوان بگیرن ، اما این سری مغز استخوانش بهش نمیخوره حالا نمیدونم چجوری و اینا ، یه اهدا کننده پیدا میشه ولی پتیاره میره اهداکننده رو منصرف میکنه که نیاد مغزاستخوان بده . چون با بابابزرگه شرط کرده بودش که اگه مغزاستخوان دومی که الان بچه ی پتیاره حساب میشه به هیون بخوره اون موقع بهت سهام شرکت میدم . خلاصه دعوا و اینا پیش میاد و بالاخره هیون وو خوب میشه . 

زن خونه خراب کنه خیلی به تمام معنا عوضی و اشغال و پست فطرت بود . تو هر حالتی از بچه ها سواستفاده میکرد . اصلا بچه میخاست به خاطر سهام . گرچه بچه رو خوب بزرگش کرد و بهش عشق میداد ولی بازم هدفش پول بود . از طرفی همچنان داشت موش دوونی میکرد و دو بهم زنی و خودسر به اسم پدرشوهره یه کارایی میکرد که اصلا بهش ربطی نداشت .

اصلا بچه دومی به اسم اون ثبت نشده بود من نمیدونم چرا الکی نیاز به اجازه اون بود برای مغزاستخوان و اینا ...اصلا به اون ربطی نداشت این موضوع .

هیون وو که بزرگ شد متوجه شد که بابای واقعیش کیه ، چون خودش میدونست بیماریش عود کرده میخاست اخر عمری یه مدتم پیش باباش باشه برای همین رفت خونه باباش . که همگی باهم زندگی میکردن . زنیکه زودتر از همه فهمید که بچه بیماریش عود کرده ولی هیچی نگفت . از طرفی میخاست گروکشی کنه سر سهام و اینا که من نمیذارم بچه دومی مغزاستخوان بده به اولی و از این حرفا . خیلی طمعکار بود و همش از این می ترسید که نکنه اون جایگاهی که با کلک و خراب کردن زندگی دونفر که عاشق هم بودن بدست اورده رو از دست بده . واقعا معلوم نبود فازش چیه چشم نداشت جه یونگ رو ببینه از طرفی که اینجوری بیماری بچه پیش اومد بازم دیدار جه یونگ و جه سوک پیش اومد و هی داشت کرم میریخت . به شدت جنس خراب بود . 

چیزی که تو سریال یخورده غیرمنطقی مسخره بود این بود که مرده زن اولی رو که این همه عاشقش بود زود طلاق داد ولی زن دومی رو با اینکه عفریته بود و همش فتنه مینداخت تو خونه و شرکت رو طلاق نمیداد . نمیدونم چه اصراری بود تا اخر باهاش باشه . از طرفی پیرمرده عروس اولی رو به خاطر خانواده سطح پایینش نمیخاست ولی خانواده ی عفریته هم درب و داغون تر بود !

جه یونگ هم یه زن احمق به تمام معنا بود . به نظر من بیشتر از اینکه عشق مادری داشته باشه و اینا مظلوم نما بود و همش غمگین بود . بابا فهمیدیم که بچه ت مریضه ناراحتی ولی دیگه نیازی نی تو زمانیکه بچه سالم شده بازم چهره ی غمگین و افسرده و نگران داشته باشی . خیلی مسخره بود کاراکترش دیگه داشت حالمو بهم میزد . از اینا که تا یکی مریض میشه میره بیمارستان به هر دلیلی زود عزا میگیرن و پیش پیش لباس سیاه می پوشن و همش مراقبن و محتاطن . اه انقد بدم میاد . نمیگم برای بچه ای که سرطان داشت ناراحتیش بی معنی بودا ولی دیگه زیادی عن در ار بود.

سریال کره ای قولی با خدا

حالا انگار هیشکی مادر نشده و هیشکی بچه نداره فقط این داره . از طرفی خودش دستی دستی زندگیشو خراب کرد . اصلا بعد از طلاق حتی زندگیش جهنمتر شد . حتی اون مرد بدبختم پاسوز خودش کرد . زنی که با این سختی با مردی که عاشقشه و مرده هم عاشقشه و به خاطرش از مال و اموالش گذشته ازدواج میکنه نباید به راحتی اونو به یه زن دیگه دودستی تقدیم کنه هرچقدم خیانت کرده باشه . مست کرده حالا شده دیگه . مرد عوضیی که نبود . میتونستی چشم پوشی کنی یا یه مدتی خودتو چس کنی ولی جا رو خالی نکنی برای عفریته ای که اصلا هدفش همین بوده . خیلی زود طلاق گرفت هیچ پولیم نگرفت . اون عفریته ام اومد برا پیرخرفت که دنبال این بود که پسرش برگرده شرکت و نوه میخاست سوسه اومد سر سه ماه ازدواج و تمام . 

خیلی شتاب زده همه ش با نقشه ی عفریته خانوم . زندگی همشون خراب شد . اخرشم بالاخره عفریته رو انداختن بیرون و رفت یه گوشه کافی شاپ باز کرد و نشست به کارای خودش فک کنه . اصلام مجازات نشد باید میمرد . 😤😠

جه سوک مرد خوبی بود یه اشتباهش باعث شد که کل زندگیش تحت شعاع قرار بگیره . شاید اگه زن اولیه ازدواج نمیکرد جه سوک بعد از اینکه زن دومی حامله نمیشد بهونه قرار میداد و دوباره بهم برمیگشتن ولی زنه انقد احمق بود که الکی از مرده کینه گرفته بود و این مدتم همش تو عذاب زندگی کرده بود . من نمیدونم تو اگه بچه دار میشدی چرا از شوهر دومی بچه دار نشدی . مسخره . 

این داستان کلی سریال بود خیلی جزییات دیگه ای داشت که بخام همشو تعریف کنم خیلی پیچیده میشه . 

 در کل سریال خوبی بود برای یه بار دیدن . حرص در ار بود  ولی جذاب بود . حداقل 4 تا سریال نگاه کردم که همشون رو زدم جلو اصلا باحال نبودن . بالاخره این یکی به نظرم خوب اومد گفتم تا اخر ببینم . 

سریالای این مدلی اکثرا کشمکش خانواده و این چیزا توشون هست و همیشه یه نفر نقش منفیه که هر بدی که بگی ازش بر میاد . اینجا فقط کار به قتل و اجیر کردن ادم و اینا نکشید . اکثرا هم فضا یا خونه س یا محلی به اسم شرکت .  بد نی برای تنوع ،به شرط اینکه یه جذابیت هایی داشته باشه . 


🍀  مطالب پیشنهادی 🍀 

 

💟 سریال کره ای دلال ازدواج رو وون 💟 سریال کره ای دروغه همه 💟 سریال کره ای داستان ازدواج بانو پارک  💟پادشاه ابدی  💟 سریال کره ای اودیسه ی کره ای سون او گوک 💟قالب جدید 💟 سریال کره ای بدرخش یا دیوانه شو  💟 سریال کره ای مرد من الهه عشقه 💟 my man is cupid 💟 جمع بندی سریال های در حال پخش که دیدم 💟اهنگ جدید آی اِم مونستااکس slowly 💟تاریخ در سریال کره ای عاشقان ماه و بدرخش و دیوانه شو  💟

چندتا سریال نگاه کردم که همشون بیخود بودن . اصلا دست و دلم نرفت ببینمشون بس که مسخره و اب بودن . 

1. سریال کره ای این عشق بود ؟ 우리가 사랑했을까 ? با بازی سونگ جی هیو " همون سویا تو جومونگ " به اندازه ای شخصیت کسخل و مسخره ای داشت که حد و اندازه نداشت .

حیف اون سه تا مرد جذاب که الکی الکی از این خوششون اومده بود . جون میکند بگه بابای تخمه سگ حروم زاده ش کیه . سه تا مردو مچل خودش کرده بود پتیاره .

درمورد یه مادر مجرد که زمان دانشگاه با دوتا پسر دوس بوده و با دوتاشونم خابیده . از اونی که دوس پسرش بود حامله میشه ولی نمیدونم چی میشه انقد اب بود هی زدم جلو اخرم نفهمیدم چرا بهم زده با پسره گرچه انقد کسخل بود که معلومه به دلایل واهی بهم زده ، خلاصه قایم کرده که حامله اس خبرمرگش و خودشو گم و گور کرده و دانشگاه رو هم انصراف داده . حالا بعد 14 سال هی کار پاره وقت کردن ، یه شرکت فیلم سازی استخدام میشه اونجاام سرش کلاه میذاره قرضاشو میندازه گردن این میره .

یه اقای گنگستر جذاب که شبیه اوپا ژاپنیم هاسگاوا بود هم طلبکارشه میاد میگه این پولو باید بدی ، اینم پیشنهاد میده میگه فلان نمایش نامه هست بیا بسازیمش سود کنیم . گنگستره هم میگه باید بازیگر اصلی فلانی باشه و نویسنده فلان کس . از شانس هرجفتشون

همون پسرایی ان که باهاشون سر و تخت داشته 😁 دخترشم توهم زده که یکی از اینا باباشه  و دنبال باباش میگرده . خلاصه این زنه 14 قسمت جون میکنه بگه که بابای بچه کیه . وای خیلی بیخود بود . به لعنت خداهم نمی ارزه همچین زنی . 

 سریال کره ای این عشق بود ؟ 우리가 사랑했을까

اصلا شما تو ایران یه مرد 47 ساله که به این جذابی باشه دیدین ؟ به همین سوی چراغ اصلا نیست . خدایا چرا منو تو ایران افریدی اخه این چه سرنوشتیه . 

2. سریال بعدی ، سریال کره ای الهه ی انتقام The Goddess of Revenge  درمورد زنی به اسم کانگ هه را ،که زنِ یه مجری تی وی خیلی معروفه ، ولی یارو از این عوضی هاس که کتکش میزنه و اینا ، خود هه را ،هم اینفلوئ... فلانه . شوهرش فش رکیکش براش پاپوش درست میکنه که این داره خیانت میکنه و یه شبه گدا میشه . اونم میره انتقام بگیره ، این وسطا یه وکیلی هست که خاهرش قبلا سونبه ی هه را ؛بوده و شنیده که هه را باعث شده خاهرش بمیره . اومده انتقام بگیره اونم از هه را و خودشو به عنوان دوست به هه را نزدیک میکنه و الی اخر . خوشم نیومد همش انتقام بود و موضوع اصلیم متوجه شدم چی شد . جذاب نبود . 

سریال کره ای الهه انتقام

3. سریال کره ای ارباب خورشیدMaster's Sun با بازی سوجی ساب ، وای ینی از اب بودن این هرچقد بگم کم که هیچ چی بگم که قشنگ متوجه حال عجیبم بشین . گفتم خییلی معروفه بذا مقاومت رو بذارم کنار و نگا کنم ولی وای این دختره خداوندا این دختترو هرجا من دیدم سریال برام زهر شده . خیلی ازش بدم میاد . سیب زمینی خالصه .نمیدونم چجوری میخام تو سریال لی مینهو تحملش کنم . ینی لعنت به اون کسی که اینو برای سریال مینهو انتخاب کرد . خدا صبر بده . 

این دختره روح می بینه و مث سگم از روحا می ترسه و مث دیوونه ها رفتار میکنه ، روحا میان سراغش و ازش میخان که براشون یه کاری انجام بده ، داستانش یه چیز تو مایه های سریال کره ای جدید درحال پخش عکاسی نیمه شب با بازی جو وون هه ، یه شب که رفته بوده کار یه روح رو راه بندازه با سوجی ساب که رییس یه کمپانی بزرگ  و مشهوره بر میخوره و وقتی اتفاقی بهش دست میزنه می فهمه که روحا ازش دور میشن . برای همین میخاد هرطور شده کاری کنه که نزدیک سوجی ساب بمونه .  

سریال کره ای ارباب خورشید Master's Sun

 

4. سریال بعدی سریال کره ای آژانس دوست یابی Flower Boy Dating Agency با بازی سویانگ گرلزجنریشن ، اب خالص بود . 

داستان : 

آژانس دوستی سیرانو برای کارمندانش به منظور پرداخت حقوق قرار های عاشقانه ترتیب میدهد تا بتواند پول کافی برای نجات یک تئاتر قدیمی را جمع کند. بعد از اینکه سو بیونگ هون (لی جونگ هیوک) بهترین دوستش را در تصادفی از دست میدهد دچار عذاب وجدان میشود و تصمیم میگیرد که گروه تئاتر دوستش را با توانایی های خود بروی صحنه حفظ کند و اینگونه میشود که او آژانس دوستی سیرانو را تاسیس میکند…

سریال کره ای آژانس دوست یابی Flower Boy Dating Agency

5. سریال کره ای وکیل محله اقای جو که یه سریال وکالتی بود و پایین کشیدن کله گنده های خلافکار . تا قسمت 4 اینا بد نبود ولی بعدش حوصلمو سر برد . 

داستان : 

جو دول هو (پارک شین یانگ) دادستان میشود تا موقعیت اجتماعی بهتری داشته باشد، اما نمی تواند از فساد محل کارش چشم پوشی کند. گزارش این فساد؛ باعث از دست دادن همه چیزش می شود. او زندگیش را از نو می سازد و به عنوان وکیل در دفتر حقوقی منطقه ای کوچک کار می کند و سخت تلاش می کند تا وکیلی متعهد به عدالت باشد و از فقرا و بی گناهان محافظت کند…

وکیل من آقای جو My Lawyer, Mr. Jo

امشب تا همینجا . 


🍀  مطالب پیشنهادی 🍀

☘ داستان از دیوید سدریس ☘ داستان ژاپنی از اوسامو دازای  ☘ سریال کره ای جانگ اوک جونگ زندگی برای عشق  ☘ سریال کره ای مرد ملکه اینهیون ☘  سریال ژاپنی سرنوشت 2024 destiny ☘ سریال کره ای منشی کیم چشه ؟  ☘ عکس بهاری ☘ معرفی کتاب داستان های پهلوانی و عیاری ادبیات فارسی  ☘ کتاب شاه اسماعیل ☘  

سریال کره ای منشی کیم چشه ؟   What's Wrong with Secretary Kim  김비서가 왜 그럴까 

پارک مین یانگ در نقش منشی کیم " کیم مین سو " ، 10 ساله که تو یه شرکت بزرگ منشیه رییسه. رییس کسی نیست جز پارک سو جون در نقش لی یانگ جون ، لی یانگ جون بعد از اینکه ده سال پیش نایب رییس شده و کمپانی رو اداره میکنه طبیعتا جای باباش ، منشی کیم رو استخدام کرده . چون اونو از قبل می شناخته . " پارتی😎😭 " کیم مین سو  توانایی هاش در حد منشی شدن تو اون شرکت نبوده ولی چون یانگ جون از بچگی می شناختتش استخدامش میکنه و با بداخلاقی کردن و در عین حال مهربونی بهش همه چیو یاد میده . تو این مدت کیم مین سو همه چی یاد میگیره و کلی کار میکنه هفت روز هفته . چون منشی کیم نون اور خانواده س . 🤕🙄🤦‍♀️ باباش یه سست عنصریه که قرض بالا میاره و دوتا خواهر بزرگترم داره ولی فقط مین سوعه که داوطلب شده قربانی شه تا بره مث کوزت کار کنه و خرج تحصیل خاهرای بزرگترش و قرضای باباشو بده ، انگار خاهراش خبرمرگشون علیل بودن . 🤬

حالا که همه ی قرضا تموم شدن ؛ اون میخاد استعفا بده و بیاد بیرون و بببینه دنیا دست کیه و خودش چی میخاد و برا خودش زندگی کنه . ولی خاهراش دارن غیرمستقیم میگن که نیا بیرون شرکت به این خوبی بهت ماشین داده فلان بیسال . خیلی ادمای چترین خاهراش . حالم ازشون بهم خورد . سست عنصرا . خلاصه .

سریال کره ای منشی کیم چشه 김비서가 왜 그럴까 What's Wrong with Secretary Kim

لی یانگ جون یه خودشیفته اس که تاحالا دوس دختر نداشته . مدام از خودش تعریف میکنه . و همه ی کاراشو منشی کیم انجام میده . کروات بستن تا دستمال و قرص و خلاصه مث دایه می مونه . 🙄😁😶 لی یانگ جون یه برادر بزرگتر داره که حسود و عقده ای و عوضیه ، از بچگی رابطه ی اینا باهم خوب نبود . تا جایی که بزرگه ، یانگ جون رو می بره یه محله ای اونجا ول میکنه میره ، یه زن روانیم پیدا میشه میاد اینو می دزده میبره تو یه خونه ای دست و پاشو می بنده ، نمیدونم سر چی و برا چی ، بعد چندروزم همونجا خودشو میکشه :| از شانس تو اون خونه یه دختر بچه ای هم بوده که اون کسی نیست جز کیم مین سو ، دوتا بچه اونجا بودن و زنه خودشو جلوی اونا میکشه ، میمیره و بچه ها تو خونه قیچی پیدا میکنن دست و پاشونو باز میکنن و خودشونو به پلیس می رسونن و یانگ جون از اون موقع تروما داره . حالا برادر بزرگه میره صحنه دزدیده شدن یانگ جون و توهم اینکه خودش جای اون دزدیده شده و اون بلاها سرش اومده رو میزنه . میاد به یانگ جون بدبخت که همینجوریم داره سختی میکشه میگه تو این بلا رو سر من اوردی فلان ، اینو میبرن دکتر و دکتر میگه این توهم زده . خلاصه پدر مادر کسخلشونم پیگیری نمیکنن ، این بچها هی باهم درگیر بودن ، یانگ جون خودقربانی گری میکنه و خودشو میزنه به فراموشی تا این عقده ای جولون بده با دروغاش . 

سریال کره ای منشی کیم چشه 김비서가 왜 그럴까 What's Wrong with Secretary Kim

حالا بعد سالها که رییس شده و منشی کیمم میخاد استعفا بده میخاد تلاش کنه که نذاره اون بره . چون غیرمستقیم منشی کیم رو دوس داره . داستان بعدش اینجوری ادامه پیدا میکنه که تلاشای لی یانگ جون برای نگه داشتن و تو چشم منشی کیم اومدن رو نشون میده . بعدشم برادر عقده ای اش میاد و یه سری دعواها پیش میاد و یهو اخرش نشون میدن اینا باهم خوب شدن . درحالیکه وقتی دوتا بچه از بچگی باهم اختلاف داشته باشن تا اخر همینجوری می مونن . حالا در هرحال . منشی کیم هم عشقشو اعتراف میکنه به رییس و ازدواج میکننو و همچنانم منشی اون شرکت باقی می مونه . 

درسته خیلی اب داشتا ، ولی بامزه و خنده دار بود . پارک سوجون تو کمدی خیلی بامزه میشه . کارمندای شرکتم همگی بامزه بودن . صحنه های خنده دارم زیاد داره . عشقیم که هست دیگه .

سریال مفرح برای روزهای بهاری زیبا همراه با شکوفه ای قشنگ بهاری و وزش ملایم نسیم زیبا همراه با یه سریال کره ای عشقی خنده دار ترکیب زیبایی نیست ؟! برین ببینین ضرر نمیکنین . 

سریال کره ای منشی کیم چشه 김비서가 왜 그럴까 What's Wrong with Secretary Kim


🍀  مطالب پیشنهادی 🍀

☘ داستان از دیوید سدریس ☘ داستان ژاپنی از اوسامو دازای  ☘ سریال کره ای جانگ اوک جونگ زندگی برای عشق  ☘ سریال کره ای مرد ملکه اینهیون ☘  سریال ژاپنی سرنوشت 2024 destiny ☘ 


سریال کره ای مرد ملکه اینهیون 인현왕후의 남자

 

درمورد محققی به نام کیم بونگ گو 김붕고، داستان در زمانی داره اتفاق می افته که ملکه اینهیون عزل شده و سورون ها میخان اونو به جایگاهش برگردونن ولی نورون ها میخان ملکه رو بکشن تا دیگه امکان برگشتش وجود نداشته بشه . کیم بونگ گو پسر یکی از وزیرای نورونی بوده که به خیانت متهم و کشته شده ، حالا اون میخاد با برگردوندن ملکه اینهیون اسم خانوادشو پاک کنه و برای همین که سعی میکنه تا از ملکه ی عزل شده محافظت کنه ،در خلال فرار از دست قاتل ها به قصر میره و تو کتابخونه ی قصر مورد حمله قرار میگیره وقتی قاتل میخاد بکشتش ، یهو ناپدید میشه . وقتی بهوش میاد دورش خالی بود بیرون که میره چیزایی می بینه که تاحالا ندیده و تعجب میکنه که اینجا کجاس . اون به 300 سال بعد سفر کرده . 

سریال کره ای مرد ملکه اینهیون 인현왕후의 남자

در زمان مدرن ، بازیگر تازه کاری که اسمش چوی هه جینه ؟! شایدم جین هه ، اسمش یادم رفت ، 🤭

برای نقش ملکه اینهیون اودیشن میده و قبول میشه . اولین شب فیلمبرداری به قصر اومده که کیم بونگ گو که لباس چوسانی تنشه رو می بینه و فک میکنه بازیگر نقش فرعیه . 

 

کیم بونگ گو برمیگرده به کتابخونه و یادش میاد که موقع رفتن به اقامتگاه ملکه ی عزل شده ، خدمتکار خونه شون که الان گیسانگه بهش یه طلسم داده . طلسم رو در میاره و روشو میخونه اینجوری بازم برمیگرده به زمان خودش . اون متوجه چگونگی وقایع میشه و می فهمه که هروقت در معرض خطر قرار گرفته باشه این طلسم کار میکنه . برای بار دوم که میاد زمان مدرن بازم با چوی هه جین برخورد میکنه و اینو سرنوشت میدونه و از چوی هه جین که الان متوجه قضیه شده ، کمک میخاد تا تاریخ اون زمان رو بهش بگه . هه جین اونو به کتابخونه می بره . و کیم بونگ گو با خوندن تاریخ متوجه قضایا میشه . برمیگرده و از کشتن خودش و کشتن ملکه جلوگیری میکنه . و دوباره ملکه رو به جایگاهش برمیگردونه . وقتی همه چیز اوکی شد برمیگرده به زمان جدید تا با عشق زمان مدرنش حال کنه که یهو ناپدید میشه . میره بگرده ببینه قضیه چیه که می فهمه خدمتکاری که برای طلسم رو خریده بوده کشته شده . برای همینم طلسم نابود شده . اون میره قاتلای خدمتکار رو میکشه و بعد اواره بوده که میگیرنش ، میخاد خودشو بکشه که برمیگرده به زمان جدید . این سری برای همیشه . 

 

درمورد کیم بونگ گو که تو سریال هست خیلیا تحقیق کردن که ببینن ایا واقعا همچین ادمی وجود داشته یا نه ،نویسنده سریال گفته که این داستان تخیلیه ولی از اینکه می بینه مردم انقد به داستان علاقمند شدن که بازم رفتن تاریخ شون رو خوندن خیلی خوشاله . بعضی از وبلاگ ها میگن که شخصی به نام دیگه ای با همین مشخصات کیم بونگ گو ی سریال وجود داشته تو زمان امپراطور سوک جونگ . با اینحال اینا همش حدسه . 

 

سریالش خیلی قشنگ و باحال بود . برای دومین بار واقعا چسبید . هم از بعد تاریخی هم از بعد عشقی خیلی دوسش داشتم . 

 

🍀  مطالب پیشنهادی مرتبط با این سریال 🍀

🍀 سریال کره ای قمارباز 🍀

☘ سریال کره ای جانگ اوک جونگ زندگی برای عشق  ☘

حالا تو این پست میخام بگم که ملکه اینهیون کی بود ، چون دیگه الان جاشه : 

 

" ملکه اینهیون متولد پانزدهم می ۱۶۶۷؛ دومین ملکه پادشاه سوک جونگ از چوسون و یکی از شناخته شده ترین ملکه های سلسله چوسون بود.او از خاندان مین می باشد.پدر وی “مین یو جانگ” وزیر دفاع بود و مادرش بانو سونگ (دومین همسر مین یو جانگ)بود.او در سال ۱۶۸۱ و در سن چهارده سالگی به عنوان دومین ملکه پادشاه سوک جونگ با وی ازدواج کرد.زمانی که “جانگ اوک جونگ” در سال ۱۶۸۸ فرزند پسری به دنیا آورد؛ یک مشاجره خونین که از آن با عنوان “گیسا”(به معنای تصفیه سیاسی)نام برده می شود؛ درگرفت.پادشاه سوک جونگ می خواست تا به بزرگترین پسرش لقب وونجا (به معنی “اولین پسر”)که لقب ولیعهد بود داده و به بانو جانگ از مرتبه “سو اوی” به مرتبه “های بین” ترفیع عنوان بدهد.این اقدام با مخالفت حزب نورون که از ملکه اینهیون حمایت می کردند و توسط “سانگ سی یئول” هدایت می شدند روبرو شد در حالی که این خواسته توسط حزب سورون که از بانو جانگ حمایت می کردند پشتیبانی می شد.پادشاه سوکجونگ از این مخالفت خشمگین شد و تعداد زیادی از جمله سانگ سی یئول کشته شدند.تعداد کثیری از جمله اینهیون و خانواده اش تبعید شدند.ملکه اینهیون عزل شد در حالی که “جانگ سو اوی” به “جانگ های بین” مبدل شد و سپس سومین ملکه لقب گرفت.در سال ۱۶۹۴ سوک جونگ از اقدامات دمدمی خود احساس پشیمانی کرد و با جنبشی که توسط حزب نورون برای برگرداندن اینهیون ترتیب داده شده بود همراه گشت.او ابتدا به قصر کوچکی در “آندونگ” برده شد.سپس به قصر شاه توت و در نهایت به قصر اصلی آورده شد.بانو جانگ هم به مرتبه “های بین”تنزل درجه داده شد.او در سال ۱۷۰۱ و در سن سی و چهار سالگی مریض شد و به دلیل بیماری ناشناخته ای فوت کرد (بعضی منابع علت مرگ وی را مسمومیت ذکر کرده اند).
گفته می شود سوک جونگ در حالی که برای اینهیون سوگوار بود در خوابی او را دید در حالی که لباس سوبوک که به خون آغشته شده بر تن داشت.سوک جونگ علت مرگ اینهیون را از وی جویا شد اما اینهیون چیزی نگفت جز اینکه به سمت اتاق “جانگ های بین” اشاره کرد.سوکجونگ بیدار شد و و به سمت اتاق جانگ رفت.در حالی که به اتاق نزدیک می شد او صدای موسیقی و خنده را شنید.در حالی که در پشت اتاق گوش ایستاده بود؛ پادشاه جانگ های بین را با یک روحانی “شمن” در یک اتاق دید در حالی که برای مرگ ملکه دعا می کردند و یک مجسمه را با تیرهایی هدف قرار می دادند.زمانی که پادشاه به موضوع پی برد؛ بانو جانگ به خاطر اعمالش با سم اعدام شد. "


🍀  مطالب پیشنهادی 🍀

 🍀سریال کره ای پایان خوش من با بازی جانگ نارا  🍀سریال کره ای سقوط اضطراری عشق crash landing on you  🍀  دیالوگ از سریال کره ای گوبلین goblin 도깨비 🍀 سریال کره ای جنگ گوریو و خیتان 🍀 سریال کره ای دکتر اسلامپ  🍀 مصاحبه ی آی اِم IM با مجله ی allure 🍀  معرفی کتاب شمس و طغری 🍀 سریال کره ای وارث غیرممکن   🍀

💕 این 223 مین پست وبلاگ بیشه زاری غرق در شکوفه اس و همچنین  این 500مین سریالی که دارم طی این چندین سال کی درامریم می بینم . 💕

همونجور که تو پست 🍀 سریال کره ای قمارباز 🍀گفتم ، امپراطور سوک جونگ تو  دوتا ملکه داشت : ملکه اینهیون و ملکه جانگ اوک جونگ . این روزا نشستم سریال کره ای جانگ اوک جونگ زندگی برای عشق Jang Ok-jung, Living by Love  ، یا عنوان کره ایش جانگ اوک جونگ  ، زندگی در عشق 장옥정, 사랑에 살다 رو دیدم . این سریال خیلی به تاریخ نزدیکتر بوده که الان تعریفش میکنم . 

سریال کره ای جانگ اوک جونگ زندگی برای عشق Jang Ok-jung, Living by Love

داستان از زمان ولیعهدی سوک جونگ با بازی یو آه این  و بابای بی عرضه ش شروع میشه .جانگ اوک جونگ ،با بازی کیم ته هی  یه دختر معمولیه که خیاطه ، عموش با کشتن معلم خیاطیش که اشراف زاده بوده ، به پول و پله رسیده وجانگ اوک جونگ اسمی برای خودش بهم زده و لباسای اشراف زاده ها رو می دوزه .مامانشم برده ی یه خانواده اشرافیه . باباشم که سالها پیش موقع فرار کشته شد ، مترجم بوده . خلاصه همچین ریشه ای داره . 

اینهیون دختر وزیریه که رییس سورون هاس . اون میخاد برای ولیعهد لباس بدوزه که میاد خیاط خونه ی جانگ اوک جونگ ، از همون اول از جانگ اوک جونگ خوشش نمیاد . برای اندازه گیری ، ملکه مادر ولیعهد رو می فرسته به اون خیاط خونه و اونجا سوک جونگ برای اولین بار جانگ اوک جونگ رو میبینه . اتفاقاتی پیش میاد و سرنوشت وار ، اینا هی بهم برخورد میکنن . تا جایی که دیگه عاشق میشن و سوک جونگ خودشو رییس مامورای سلطنتی جا میزنه و به جانگ اوک جونگ میگه اگه یه روز خاستی بیای پیش من بیا قصر دنبال ادمی به اسم لی سون بگرد . لی سون اسم خودشه . 

سریال کره ای جانگ اوک جونگ زندگی برای عشق Jang Ok-jung, Living by Love

یه سری اتفاقات زنجیره وار می افته  و وزیری که تو جبهه ی نورون هاس و مامانه جانگ تو خونه ش برده س ، به جانگ میگه که ملکه ی مادر ، " مادربزرگ " دنبال یه دختری میگرده تا اینو بزرگ کنه و براش سوداور باشه و برای منافع این یه کارایی بکنه . ختم کلام اینکه خوشگل باشه و بیاد جاشو تو دل چونا باز کنه . این موقع سوک جونگ تازه امپراطور شده و با دختر یه وزیری از سورون ازدواج کرده . اون بین این دختره و اینهیون ، این دختترو انتخاب میکنه . چون نمیخاد اینهیون که دختر وزیر قدرتمنده هست رو بگیره . 

باز یه سری اتفاقها می افته و جانگ اوک جونگ به این نتیجه میرسه که باید وارد قصر بشه و قدرتمند بشه . اینجوری میشه که با پارتی مادربزرگه ، وارد قصر میشه و اونجا می فهمه رییس مامورای سلطنتی کسی نیست جز چونا

سریال کره ای جانگ اوک جونگ زندگی برای عشق Jang Ok-jung, Living by Love

ملکه ابله مرغان میگیره میمیره . تو این اثنا عشق بین سوک جونگ و اوک جونگ بیشتر میشه  .و اونارو درحالیکه همو بغل کرده بودن تو قصر می بینن ،  همه می فهمن و ملکه ی مادر میخاد اینارو از هم جدا کنه که نمیشه ، ولی با اینحال سوک جونگ مجبور میکنن که اینهیون رو بگیره .اونم مرغش یه پا داره و نمیخاد با دختر وزیره ازدواج کنه .  اینهیون بهش میگه که اگه تو اون دختترو میخای من برات پیداش میکنم و اونو به عنوان صیغه ات قبول میکنم چون این دیگه مربوط به دربار داخلی زنا میشه .  به همین شرط سوک جونگ بالاخره راضی میشه که اینهیون رو بگیره . 

شب زفاف ؟! سوک جونگ به جای اینکه بره اتاق ملکه اینهیون سریال کره ای مرد ملکه اینهیون ☘ ، میره بیرون قصر با اوک جونگ . فرداشم برش میداره میاره قصر میگه خب اینهیون قولتو عمل کن . اینجوری میشه که اوک جونگ میشه صیغه . 

ولی همچنان ملکه ی مادر باهاش مخالف بودو تاجایی که میخاست نازاش کنه پیش رفت . با اینحال هرسری که اینا فتنه درست میکردن که دختترو یکاریش کنن و از چشم چونا بندازنش نشد که نشد . دعانویسش خوب بود . 🤣🤭 نه تنها نشد بلکه عشقش بیشترم میشد . توروخدا ببین برده چه شانسی داره . 😶

سریال کره ای جانگ اوک جونگ زندگی برای عشق Jang Ok-jung, Living by Love

جانگ اوک جونگم همچین علیه سلام نبود مارمولکی بود که حد نداره . راستش اصلا از شخصیتش خوشم نیومد . با اینکه عاشق شاه بود و ازدواج یه زنی که مامانش برده و خودش از طبقه ی پایینی حتی به عنوان صیغه ممکن نبود ،با اینحال چونا براش هرکاری کرد و دست اخر ملکه ش کرد ، اونم چون دید چونا میخادش و فقط حرف اونو باور میکنه هی خودشو به مظلومی میزد و فتنه راه مینداخت . تا جایی که به خاطر اینکه ملکه مادرو کاملا بشونه سرجاش سم خورد تا بندازه گردن اونا . 

سریال کره ای جانگ اوک جونگ زندگی برای عشق Jang Ok-jung, Living by Love

این وسط اینهیون واقعا یه اشراف زاده ی واقعی بود . باوقار باصبر . طفلک اصلا نمیتونست از پس این برده های زبون و فتنه بربیاد . دست اخرم براش پاپوش درست کردنو از قصر انداختنش بیرون و عزل شد و اون برده اومد هیچی هیچی شد ملکه . 😖 وقتیم بعد سالها با نقشه ی سورون ها دوباره تونست به قصر برگرده چندی نگذشت که به خاطر بیماری تو جوونی مرد . تو این مدت ازدواجش با چونا فقط خون جیگر خورد و تو خودش ریخت . یک بارم چونا بهش محبت نکرد . نامرد . تا اخرین لحظه عاشق اون فتنه بود . مردک عوضی . موقع مرگش واقعا ناراحت شدم . طفلک هم نمیتونست بچه دار شه تازه غیر از اینا اصلا چونا باهاش خوب رفتار نکرد تازه باهاشم نخابید . بعد الکی جلوی وزیرا میگفت اون بچه دار نمیشه چقد تلاش کنم . لاشی .🤬🤐😄

سریال کره ای جانگ اوک جونگ زندگی برای عشق Jang Ok-jung, Living by Love

رابطه ی اینهیون با باباشو خیلی دوس داشتم . قشنگ میشینن باهم حرف میزنن درمورد سیاست و باباش چقد به فکرش بود . اخرشم وقتی دید دخترش بالاخره به جایگاهش برگشت با خیال راحت مرد . 

راستش من زیاد از بعد عشقیش خوشم نیومد . عشقشون تنها زمانیکه جانگ اوک جونگ به فکر قدرتمند شدن و انتقام از اینو اون نبود ، قشنگ بود . ولی بعدش همچین جولونی میداد که حد نداره . درکل خیلی دریده بود جانگ اوک جونگ که خب طبیعیه دیگه برده بوده . از بعد تاریخی هم همونطور که گفتم به واقعیت تاریخی نزدیکتر بود .درکل سریال قشنگ و جذابی بود . روندش منو به شک انداخت که نکنه 50 قسمتیه 😁 حس کردم اخرش اونجا که جانگ اوک جونگ رو عزل میکنن رو یهویی تمومش کردن . کسی که با اون فتنه اندازی و مارمولک بازی به اون جایگاه رسیده هیچوقت انقد سریع تسلیم نمیشه . 

از بعد تاریخی ، اون قضیه که تو پست سریال کره ای قمارباز گفتم ، ای این جوا ، بازم اینجا تو زمان سوک جونگ اتفاقا افتادنشو نشون دادن . اینکه چطور سوک جونگ با عوض کردن ملکه ها وزرا و جناح رو کنترل میکردن رو نشون دادن و برام واضح شد که منظورش چی بوده . و اینکه عزل ملکه اینهیون و بعدشم فرستادن خدمتکارش سوک وون ، به قصر برای اغوای شاه همه ش تو تاریخ هست .

همینطور این سوک وون بود که باعث عزل جانگ اوک جونگ شد .اینجوری که ، وقتی پسر جانگ اوک جونگ ابله گرفت ، شمن اورد تو قصر و اونجا از این دعاها و اینا انجام داد و اون دعا بیشتر باعث شدن که روی فرد مریض دیگه ای ملکه اینهیون هم اون موقع مریض بود و تو بستر بیماری ، تاثیر بذاره " اینجاس که میگن دعا وقتی میکنی ممکنه اثر بدش رو یک نفر دیگه بیفته ها . حتی تو سریالم اینو نشون دادن واقعا این چیزا واقعیه . " و اینجوری اینهیون مرد و بچه ی اوک جونگ زنده موند . سوک وون این رو دست اویز قرار داد و وقتی اینهیون مرد با خودش گفت اگه اوک جونگ بازم ملکه شه منو میکشه پس رفت جلوی وزرا به چونا گفت که اوک جونگ برای اینهیون دعا نوشته تا بمیره و مدرکش فلانجاس . و اینطوری شد که اوک جونگ هم سم بهش دادن خورد مرد . 

سریال کره ای جانگ اوک جونگ زندگی برای عشق Jang Ok-jung, Living by Love

ولی واقعا چقد قشنگ میسازن و چقد خوب بازی میکنن . ادم اصلا احساس نمیکنه که این سریاله که داره می بینه انقد واقعی و خوبن . 

یو آه این تو نقش امپراطور سوک جونگ خیلی خوب بود . خیلی به فکر مردم بود و واقعا کار داشت میکرد . با اینحال این عشقی که چشاشو کور کرده بود رو خوشم نیومد . امپراطور که نباید همه چیو به پای یه زن بریزه . واقعا خیلی ناراحت شدم که اون اتفاقا برای یو آه این افتاد . حیف همچین بازیگری بود . 

سریال کره ای جانگ اوک جونگ زندگی برای عشق Jang Ok-jung, Living by Love

 دیگه اینکه برم سریال ملکه اینهیون رو هم ببینم و بیام . 🤭 این سری سریال تاریخی ها همش درمورد این زمان شدش . خیلیم اتفاقی اینجوری شد . اولش من هوس کرده بودم برای دومین بار سریال کره ای مردِ ملکه اینهیون رو ببینم ولی همش عقب افتاد بعدش قماربازو دیدم و بعدشم چون خاهرم و بقیه تعریف کردن تصمیم گرفتم جانگ اوک جونگ رو هم ببینم . اگه ملکه اینهیون هم بندازم عقب دیگه ممکنه نبینمش برای همین باید بلافاصله دیده شه . 😄


🍀  مطالب پیشنهادی 🍀 

💚 سریال کره ای تناسخ در خانواده ی ثروتمند 💚سریال ژاپنی اولین عشق 💚سریال کره ای یک خانوم اوه دیگر 💚سریال کره ای شوالیه سیاه 💚 قسمت 7 و 8 سریال کره ای این رابطه مقاومت ناپذیره 💚 معرفی کتاب  💚 معرفی کتاب دریای حاصلخیزی 💚معرفی کتاب ژاپنی تاوان 💚 سریال کیمیاگر روح فصل دو 💚