۱۰۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «سریال کره ای عاشقانه» ثبت شده است.

کانگ هه سان ، پسر یه مامورمخفی اطلاعاته ، پدرش 22 ساله که بعد از رفتن به یه ماموریت ناپدید شده . کانگ هه سان رو یکی از همکارای باباش بزرگش کرده ، اون تو دبیرستان مورد ازار و اذیت بچه قلدرا قرار میگیره و دیگه طاقت نمیاره و اونم جوابشونو میده کتک مفصلی بهشون میزنه و همشون اش و لاش میشن ، قیمش که الان دوست باباشه رو صدا میکنن و عذرخاهی و اینا ، ولی کانگ هه سان میگه که کاری نکرده که بخاد عذرخاهی کنه ، واسه همین از دبیرستان اخراج میشه ، اجوشی " دوست باباش " بهش میگه که برای دیپلم گرفتن نیازی نی حتما بره مدرسه میتونه دیپلم معادل بگیره ، از این درس در خانه ها منظور ، بعدها ...، کانگ هه سان هم مث باباش مامور مخفی زبده ای میشه  . 

 سریال کره ای دبیرستان مخفی undercover high school

 

بعدشم بهش ماموریت پیدا کردن طلاهای امپراطور فلانی پیش میاد ، که در زمان انقلابشون برای ازادسازی کره به یه شخصی داده بوده و نگو اون شخص خودش وطن فروش و طرفدار ژاپن بوده ، حالا اون طلاها معلوم نی چی شدن ، و شایعه ای هست که میگه اون طلاها یه جاهایی تو مدرسه ای که اون شخص تاسیس کرده ، پنهان شدن . کانگ هه سان به عنوان بچه مدرسه ای وارد مدرسه میشه و ماموریت داره تا طلاها رو پیدا کنه . این ماموریت باعث میشه تا کانگ هه سان دوران مدرسه ی نرمالی که باید تو زمان بچگیش می گذروند رو بتونه تجربه کنه و دوست پیدا کنه و کمی هم بچگی . این بین عشق زندگیش رو هم پیدا میکنه . 

کانگ هه سان و تیمشون و با کمک معلم لی سو آ که بعدها متوجه هویت واقعی هه سان میشه ، داستان  های بامزه  ای خلق میکنن و این بین هم جای مخفی که طلاها پنهان شده رو پیدا میکنن ، تو همون جا جسد تجزیه شده ی بابای کانگ هه سان هم پیدا میشه . با اینحال از طلا خبری نبود .

درواقع 22 سال پیش بابای کانگ هه سان که همین ماموریت رو داشته و به عنوان معلم رفته بوده تو مدرسه طلاها رو پیدا و بعدم میبره خونه ش و مخفی میکنتشون . رییس مدرسه که خودش هم دنبال طلاهایی که باباش " موسس مدرسه و وطن فروشه " پنهان کرده بوده ، بوده ، توسط یه جاسوس از سازمان امنیت ، متوجه هویت واقعی بابای کانگ هه سان میشه و ازش میخاد طلاها رو بهش بده ،ولی اون مقاومت میکنه و زنه هم با تفنگ همون جاسوسه ، بابای هه سان رو زخمی میکنه ، چون همه جا مامور بودش و باباش نمیتونسته فرار کنه میره تو همون مخفی گاه طلاها و همونجا هم میمیره و برا همین کسی از وجود اون بنده خدا تو زیرزمین اطلاعی نداشته . 

 

درکل سریال قشنگ و باحال و بامزه ای بود . هم از لحاظ عشقی خیلی اندازه ی خوبی داشت هم از لحاظ کمدی هم از لحاظ معمایی . مدتها بود سریال درحال پخشی به این خوبی نداشت کره . 

 

سریال کره ای خانه ی کامل با بازی سونگ هه کیو و رین : 

 

سونگ هه کیو یه خونه ی لوکس داره کنار دریا ، ولی درواقع فقیره و کار هم نداره . دلش میخاد نویسنده شه ولی استعداد نویسندگی هم نداره . چون زیاد معاشرت نداشته و تخیلش هم زیاد قوی نی . دوتا دوست عوضی و کلاش داره اونا براش یه بلیت چین میدن و می فرستنش چین بدون هیچ پولی . میگن که همه چی با هتله . درحالیکه حتی هتل هم براش رزرو نشده بودش . تو نبودش خونه ش و حساب بانکیشو خالی میکنن . خیلی اب طور و خیلی مسخره و غیرمنطقی . هه کیو تو هواپیما ، رین رو می بینه که یه بازیگر معروفه . توی هتل با دوست رین اشنا میشه و دوست رین براش اتاق میگیره تو هتل . هه کیو بارها زنگ میزنه به دوستاش ولی جواب نمیدن . گشنه و بی پول تو هتل مونده و چاره ای نداره . میره در اتاق رین و الکی میگه که قبلا با دوست رین رابطه ی عاشقانه ی نافرجام داشتن و الان وضعیتش اینه به این بهونه ازش پول میگیره و میتونه برگرده کره . خلاصه برمیگرده و می فهمه که خونه ش فروش رفته و دوستاش ناپدید شدن . بعدش می فهمه که صاحب جدید خونه ، رینه و رین به عنوان خدمتکار قبول میکنه که اون تو خونه بمونه . و دراخرم عاشق هم میشنو اینا . خیلی اب بود و مسخره . 

 

full house سریال کره ای خانه ی کامل

 

 

سریال کره ای متل کالیفرنیا Motel California : 

 

خیلی دوس داشتم این سریالو ببینم ولی داستانش و روندش و کاراکتر دختره خیلی غیرقابل تحمل بود و قسمت 4 دراپش کردم .خیلی داستان مزخرفی داشت و کاراکتر دختره اصلا یه ادم بلاتکلیفو کسخلی بود . 

سریال منشی پرفکت من یا کشف عشق Love Scout : 

راجبه یه پدر مجرده که یه دختره 6.7 ساله داره . اون تو یه شرکت بزرگ کار خوبی داره ، و دارن رو یه پروژه ی جدید کار میکنن ، اما یه روز از مدرسه بهش زنگ میزنن و میگن که دخترش افسردگی داره و اینا و اون پروژه ی جدید رو نصفه ول میکنه و میگه من باید مرخصی یک ساله بگیرم که به دخترم برسم . احمق ! نه به اون شوری شور نه اینکه اینجوری! حد وسط ندارن ! خلاصه این همه کار انجام میده و دخترش خبرش! خوب میشه ولی وقتی برمیگرده به کار ، اونو از اون پروژه میذارن کنار ، خب این یه چیز بدیهیه ! نیست ؟! بعدشم کم کم کرم می ریزنو میندازنش بیرون . یهویی بیکار میشه . اون ادم خیلی مرتب و منظم و خلاصه خییییییییلی پرفکته دیگه عن پرفکتی رو در اورده ، یه روز یکی از اشناهاش اونو به یه رییس سخت گیر که یه شرکت ؟ خصوصی داره معرفی میکنه تا به عنوان منشی اونجا کار کنه . رییسه شرکته هم که هان جی مین بازیش میکنه ، عکسش تو پوستره ، درسته تو کارش خیلی خوبه ولی شخصیت گیجی داره و یکی همش باید حواسش به همه چیش باشه . 

 

خلاصه اینا کم کم عاشق هم میشن و اینا . من دقیقا نفهمیدم کار شرکت این زنه چی بود ، درهرحال چون دکتر یه " منشیه " خیلی پرفکت بود دیگه طاقت دیدنشو نداشتم ، بد نبودا ولی دیگه اخه یه مرد چقد میتونه فرشته باشه عنشو در اورده بود یخورده منفی باش یخورده کاریزمای مردونه یخورده اخمی چیزی چیه هی شل شل . نه دوس نداشتم . 🤣🤣🤣 برا همین حسش نشد ببینم بقیه شو .

هان جی مین ، واقعا بی اغراق یکی از بازیگرایی که همه ی سریالاش شخصیتهای متفاوتی داشته و تو نقش کیوت که تو سریال  🌺نظر پایانی درباره ی سریال کره ای لمس پشت تو 🌺 داشت واقعا خیلی خوشم می اومد ازش . ولی راستش تو نقشای جدی زیاد دوسش ندارم . مخصوصا تو سریال همسر اشنا که با جیسونگ داشت افتضاح وحشی و بیشعور و غیرمنطقی بود . 

 سریال کره ای ملکه تاجدار؟ ملکه ی تاج گذار هم که قبلا گفتم خیلی کس شر بود و خوشم نیومد ازش . تیزرای قسمتای جدیدشو دیدم ملکه یجوری وایساده انگار پادشاهه . خیلی به خودش غره اس کلا مرده رو حساب نمیکنه میخاد لی بانگ وون کبیر تو مشتش باشه . هه . جلل الخالق چطوری جرات کردن همچین کس شری راجبه لی بانگ وون بسازن ؟! واقعا خیلی بی غیرت شدن که به این سریال هیچی نگفتنا . عجیبه . خلاصه که چرت محضه . من از سریالای تاریخی که تاریخ رو برعکس کنه بدم میاد . و درکل از دیدگاه زن محور ذهلم میره . 

سریال اقامت در هانیانگ Check in Hanyang رو هم بعدا یه پست جداگونه ازش میذارم . چون کامل نگاهش کردم . بامزه بود . 

 

 

سریال کره ای متاسفم دوست دارم با بازی سو جی ساب I'm Sorry, I Love You

 

سریال کره ای متاسفم دوستت دارم

این یکی از سریالای معروف سو جی سابه ، این تیپش و همچنین این تیپ و لباس این دختره یه مدت خیلی معروف میشه . همچنین این عکس هم پوزیه که تو برنامه هاشون زیاد برای مسخره بازی انجامش میدن . 

سریال راجبه موهیوک " سو جی ساب " که تو استرالیا زندگی میکنه . اون یه خیابون خابه . دزدی و کارای دیگه ی این چنینی میکنه . بچگی هاش به فرزندی قبولش کردن ولی چون از بچگی بچه ی ناسازگاری بوده می ندازش بیرون . اون یه دوس دختر کره ای داره که دوسش داره . دوس دختره میخاد با یه گنسگتر پولدار ازدواج کنه و موهیوک رو هم دعوت میکنه . تو روز عروسی رقیبای گنگستر میان عروسی رو بهم میریزن و شلیک میکنن و موهیوک میره تا از عروس محافظت کنه که یه تیر میخوره تو ملاجش و مدتی بیهوش میشه .میشه جانباز 😄 گلوله تو سرش می مونه و دکترا میگن که اخلاق و رفتارش تغییر میکنه به خاطر گلوله . ترکش دار میشه 🙄😁 . 

از طرفی هم شوهر خارجیه بعد از اینکه موهیوک بهوش میاد میخاد بکشتش ، دوس دختره یه عالم پول بهش میده میگه برگرد کره حداقل اونجا بمیری .

تو همین اثنا یه دختری هست به اسم یون چه ، که استایلیست یه خاننده معروفه اون از بچگی با خانندهه بزرگ شده . خانوادگی برای خانواده ی خانندهه کار میکنن . باباش راننده و منیجر مامانه یونه ، یون خاننده اس ، و مامانشم بازیگر معروفی بوده و الانم تو برنامه های متفاوتی شرکت میکنه . یون چه عاشقه یونه و یه دختر افسرده ناراحت گیج اویزون ، اینطوریه . از طرفی یون عاشق یه بازیگر زنیه که اونم از اتفاق دوست یون چه اس . یون چه چشم نداره ببینه عشقش با یکی دیگه اس . اونا برای تور میرن به استرالیا و یون و دختره میخان یه روز بیشتر بمونن باهم قرار بذارن ، به یون چه برمیخوره میگه من زودتر برمیگردم کره ، میره تاکسی بگیره که تاکسیه دزد از اب در میاد ، تو خیابونا مث گیجا پرسه میزنه و اتفاقی با سو جی ساب که الکی خودشو به کره ای و ژاپنی ها و چینی ها اشناییت میده تا ازشون پول بچاپه ، برمیخوره  . موهیوک اینبارم از همین در وارد میشه و متوجه میشه یون چه کره ایه . بعدش میبرتش بار و اونجا به یه خارجیه می فروشتش . بعدش پشیمون میشه میره می دزدتش . بعدشم باهم میرن تو خیابون تو کارتون میخابن . 😶

من نمیدونم دختره چرا پاشد رفت با موهیوک تو کارتون خابید ؟ خب میتونست برگرده هتل و به یون بگه که چه اتفاقی افتاده این بهتر از این نیست که با یه ادم عجیب هرچقد هم وطن ، بری یه جای عجیب و تو یه کشور غریب تو خیابون بخابی ؟ اصلا کارش خیلی غیرعقلانی بود . احمقانه بود . 

موهیوک که برمیگرده کره ، میره تو این برنامه های پیدا کردن والدین واقعی ایش اون از اونا یه انگشتر داره ، و خاهرشو پیدا میکنه . خاهرش از لحاظ عقلی مشکل داره و یه بچه ام داره . فک میکنم بچهه پسر خودش نبود ، حالا درهرحال بعدش می فهمه که خاهرشو یه مرده بزرگ کرده و اون مرده از والدین واقعیش خبر داره . گویا یارو پیری قبلا خبرنگار بوده . یارو ادرس خونه ی مادرشو میده و اون میره در خونه ی مادرش ،و بعدشم میگه که مامانش اونو گذاشته یتیم خونه و خاهرشم چون میخاسته دنبال مادرش بگرده به این روز افتاده . 

مادرش کیه ؟ مادرِ یون . و می بینه که مامانش به خوبی و خوشی و پول و نعمت داره با پسرش زندگی میکنه . یون چه رو هم اونجا می بینه . خلاصه هی میره میاد و رابطه برقرار میشه و متوجه میشه که مامانش اونو رها نکرده بوده ، مادرش با یه مرد متاهل رابطه داشته و حامله میشه و خانواده ی مادرش دوقلوهارو میدن دست راننده ببره بذاره یتیم خونه و میگن که این راز بین ما می مونه . بابای یونجه تا موهیوک و خاهرشو میبینه و انگشتر ها رو متوجه میشه که قضیه چیه و حقیقت رو به موهیوک میگه و میگه که مامانه اصلا از وجود شما خبر نداره فک میکنه شما مردین سر زایمان . یون هم پسر خودش نی به فرزندی قبول کرده . یه سری اتفاقا می افته و متوجه میشن که یون مشکل قلبی داره . مامانه یون هی کولی بازی در میاره دنبال قلب برای پسرشه . بعد موهیوک این جز و ولزای مامانه رو می بینه حسودی میکنه ناراحت میشه و در انتها هم چون خودشم یجورایی مردنی بوده این حقیقت که پسر مامانه هست رو با خودش به گور میبره و چیزی نمیگه بعدش میره موتور سوار میشه تا تصادف کنه  و قلبشو بدن به یون تا مامانش خوشال شه . 🤨😐 اخرشم یون چه که عاشق موهیوک شده بود و دلش برای تنهایی و بدبختیش سوخته بود میره سر قبر موهیوک و اونجا سم میخوره خودکشی میکنه . انگار دوره ی چوسانه . 😂🤔 

خیلی سریال ابی بود . 

سریال ژاپنی ستاره ی من my star 

راجبه یه ایدلیه که تو سن زیرسن قانونی بچه دار میشه و دوقلو به دنیا میاره ولی اینو از دنیا مخفی نگه میداره و بچه ها رو قایمکی بزرگ میکنه . بچهاش تناسخ دوتا از فن های همین ایدل هستن و زندگی قبلیشون رو یادشونه . وقتی 7 سالشون بود مادرشون به دست یه فن دیوونه کشته میشه . حالا پسره میخاد دنبال قاتل مامانش بگرده .اون حدس میزنه که قاتل مامانش باباشونه که تاحالا ندیدنش . 

زیاد جذاب نبود در کل . من از روی داستانش فک میکردم باید باحال باشه ولی خیلی درهم بود . معلوم نبود پسره رو چه حسابی به اینو اون شک میکرد و میرفت زودی ازمایش دی ان ای میگرفت . اخرشم که فهمید باباهه مرده و دست اخرم رازی که مادره این همه مدت حفظش کرده بود و حتی خودشون و منیجر مامانه رو به راحتی فاش کرد . " همین که اینا بچه های مادره هستن رو " احمق بود درکل خیلی خودشاخ پندار بود فک میکرد خییلی می دونه . خلاصه چندقسمت نگا کردم بقیه شو رو دور تند دیدم . 

سریال کره ای روزهای زیبا با بازی لی بیونگ هان 

این سریال برا سال 2001عه .خانواده مین چال با بازی لی بیونگ هان ، باباش قبلا زیردست یه مرد دیگه ای از این کارای پرورش خاننده و اینا داشته و حالا مستقل شده . اون یکی مرده یه خاننده ی زن زیردستشه که خیلی معروفه و کلی ترکونده . بابای مین چال میره به عوامل جایزه ی خاننده ی سال رشوه میده تا جایزه ی خاننده ی سال رو بدن به خاننده ای که تو شرکت خودشه . اون مرده یه زن پابه ماه داره که از قضا بابای مین چال قدیم اینو میخاسته . مرده می فهمه که بابای مین چال اینکارو کرده میاد دعوا و اینا و تو دعوا کشته میشه . بابای مین چال هم به یکی از ادماش میگه که یارو رو ببره بذاره تو ماشین و ماشینم اتیش بزنه . اینجوری به راحتی میگن که طرف تصادف کرده و مرده . برای خاننده ی زیردست مرده هم پاپوش مواد درست میکنه و اونم از راه به در میکنه اینطوری تو این صنعت سری تو سرا در میاره و کله گنده میشه . خرج و مخارج زنه اون مرده و پسر تازه به دنیا اومده ش رو هم این به مدت 10 سال میده و وقتی زن خودش میمیره ، ازدواج میکنن و زنه و بچه رو میاره خونه خودش ولی بچه های خودش ینی مین چال و خاهرش از اون زنه و پسره خوششون نمیاد ، بیشتر به این دلیل که فک میکنن وقتی مامانشون مریض بوده باباشون با این زنه بوده و اینم پسر حروم زاده شه  . خلاصه سالها با نفرت و کینه کنار هم زندگی میکنن . سون جه همون پسری که باباش کشته شده ، چیزی راجب بابای واقعیش نمیدونه فک میکنه باباش همین مرده اس . به خاست باباش میره دکتری میخونه ، سوگلی باباهه اس . از اون طرف دوتا دختر که تو یتیم خونه ای که بابای مین چال اونجا کمک میکنه هستن که به سن بزرگسالی رسیدن و باید اونجارو ترک کنن . مین چال عاشق یون سان میشه و دختر کوچیکه هم عاشق سون جه میشه . اینا همشون همو اتفاقی می بینن و داستانهای رابطه های اینا و همچنین خانواده ی مین چال و سون جه هم جریان داره . تا قسمت ده قابل تحمل بود ولی بعدش دیگه حوصلم رو سربرد . اتفاق خاصی نمی افتاد . بیشتر به خاطر لی بیونگ هان میخاستم نگاهش کنم. بازیگر نقش یون سان خیلی شیربرنج بود الکی هی فرت و فرت گریه میکرد و خودشو به مظلومی میزد . دقیقا کاراکتری که تو سریال زمستان سوناتا داشت رو هم اینجا داشت . 

هیچی دیگه اینطوری . 

سریال چینی شکوفایی عشق با بازی ژانگ بین بین 

ژانگ بین بین جذاب و به شدت کاریزماتیکه . بهش وانگ دو که خیلی جذابه و پر از ری اکشن رو هم اضافه کنین . حتما سریال خوبیه ، بذا ببینم چیه ، که بله دیدم و انقد اب و بچگانه و مسخره بود که حد نداشت . راستش زیاد سریالای تخیلی این مدلی که جاودانه و اینجور چیزا توش هست خوشم نمیاد . این سریالو به اصرار خاهرم که خیلی غرقش شده بود نگا کردم یه سری صحنه هاش اینور اونور بود ادم فک میکنه با چه سریال جذاب  و عاشقانه ی قشنگی طرفه ولی وقتی میبینی انقد خسته کننده و دیالوگ ها و فضا خیلی حوصلمو سر برد خلاصه . 

سریال کلمه افتخار صدبرابر از این سریال بهتر بود . 

سریال ایرانی ازازیل :

به من ایمان داشته باشین ، همه ی این سریال کره ای ها که بالا گفتم خوب نبودنا ، صدبرابر از این سریال ایرانی مسخره و اب و اشغال بهتر بودن . تمام . 

춘화 연애담 سریال کره ای داستان عاشقانه ی چون هوا ، چون هوا یه نوع هنر نقاشی اروتیکه که تو دوره ی چوسان بوده ، در کلمه به معنای گل بهاری هم هست . 

سریال کره ای 춘화 연애담

نقاش هایی مث کیم هونگ دو و شین یون بوک از نقاشای پیشتاز این ژانر بودن که مفصلا راجبشون تو پست سریال 💚  سریال کره ای نقاش باد ها💚 نوشته بودم . 

سریال داستان عاشقانه ی چون هوا ، تو یه شهر تخیلی میگذره که شاهزاده خانومی به اسم هواری داستان های اروتیک و نقاشی های اروتیک  مینویسه و میکشه که داستان ها درواقع طعنه ای هستن به وضع سیاسی کشور و رفتار یه سری مردا با زنا و بی عدالتی هایی که به خاطر قانون کشور تو روابط زن و مرد پیش میاد . 

هواری سرزنده و کنجکاو و شلوغه . اون با دوستای خودش که همشون از اشراف زاده ها هستن دغدغه های مربوط به سن و موقعیت ازدواج و این جور مسائل رو دارن . دور هم جمع میشن و علاوه بر بحث پیرامون هرچیزی نقاشی و گلدوزی و این کارارو انجام میدن . سریال خیلی خوب به موضوع رابطه ی جنسی پرداخته بود . اون حس ارامش و خیال راحت و ناپدید شدن استرس ها بعد از ازدواج خوب و پیدا کردن یه شریک همفکر و همراه و خوب تو رابطه ها خیلی قشنگ نشون داده شده بود . 

درکل سریال قشنگی بود که دیدنش برام لذت بخش بود . گرچه چانی sf9 🍀 سریال کره ای معجزه با بازی پسرای SF9 🍀 

اینجا اونچنان نقش پررنگی نداشت ولی بقیه بازیگرا و داستانهایی که تو سریال اتفاق می افتاد خیلی جذاب و ارامش بخش بودن . 

سریال کره ای 춘화 연애담

سریال کره ای مرد استوایی  The Equator Man 

سانو و جانگ ایل همکلاسی هستن ، هردو خانواده های نسبتا معمولی به پایین دارن . جانگ ایل باباش کلی قرض داره و نزول خورا دنبالشن ، یه روز میان مدرسه ی جانگ ایل و مزاحمت ایجاد میکنن ، سانو که شخصیت عدالت طلب و بی عدالتی و زورگویی رو نمیتونه تحمل کنه ، میره به کمک جانگ ایل و جای اون کتک میخوره تا اون بتونه بره به امتحانش برسه . اون میگه من که درهرحال زرنگ نیستم این که زرنگه بذا به امتحانش برسه . جانگ ایل هم در عوض این کار میگه من بهت درس یاد میدم تا تو هم خودتو بکشونی بالا و بری دانشگاه و یه چیزی بشی ، جانگ ایل برعکس سانو شخصیت خورده شیشه ای داره ، خودخواهه و مغروره . 

بابای سانو سرطان میگیره و میره پیش بابای واقعی سانو و اونو از اینکه یه پسر داره خبردار میکنه ولیکن بابای واقعی سانو یه ادم عوضی و پارانویای دهاتی تازه به دوران رسیده ای و میگه که اون بچه ماله اون نی و ماله دوستشه که با نامزدش بهش خیانت کردن . بیخود و بیجهت با بابای سانو گلاویز میشن و دراخر بابای واقعی بابای ناواقعی رو میکشه . این اتفاق رو بابای جانگ ایل که کارگر بابا واقعیه اس می بینه . بابای واقعیه اسمش جیننو شیکه ،جین نو شیک پیشنهاد پول و امکانات و رفاه به بابای جانگ ایل میده و میگه که پسرشو ساپورت میکنه به شرط اینکه این موضوع بین خودشون دوتا بمونه و جسد رو هم ببره سربه نیست کنه ،بابای جانگ ایل که میبینه خودش پول نداره و تازه یه عالمه قرض داره و از طرفی پسرشم زرنگ و باهوشه تصمیم میگیره پیشنهاد رییس رو قبول کنه . شب که میره تا جسد رو دار بزنه تا خودکشی جلوه بده ، بابای سانو زنده میشه ، یارو میترسه و بعد وسوسه ی پول و مقام و اینا میزنه خودش بابای سانو رو میکشه . فردا سانو و جانگ ایل که دوست شدن میرن دنبال باباش بگردن و تو جنگل باباهرو پیدا میکنن . پلیس و اینا و داستان . 

سانو باور نمیکنه که باباش خودکشی کرده باشه برا همین دنبال اینکه ببینه اون روز باباش کجا بوده با کی بوده و مدرک جمع کنه تا پلیس بیشتر تحقیق کنه . یه سری مدارک پیدا میکنه و میخاد بره تا به پلیس تحویل بده که جانگ ایل که متوجه شده که باباش و رییس جین کسایین که بابای سانو رو سربه نیست کردن ، با چوب میزنه تو سر سانو و بعدشم پرتش میکنه تو دریا و میره سئول دانشگاه . 

سانو جسدش بالا میاد و یکی دوسال تو کما می مونه . بعدش که بهوش میاد می فهمن در اثر ضربه به سرش کور شده . اون همه چیزو به یاد داره ولی خودشو به فراموشی میزنه . 

این بین یه خانواده ی دیگه ای هم هستن که چه سومی و باباشن ، بابای چه سومی از این شمن هاس و خودشم خیلی خوب نقاشی میکشه . این دوخانواده از قبل همو می شناختن . و سانو وقتی بچه های مدرسه سومی رو مسخره میکردن پشتش در اومده بوده .بابای چه سومی شبی که بابای جانگ ایل بابای سانو رو به درخت می بست ، پشت بته ها بوده و این واقعه رو دیده ولی هیچی نگفته .  به خاطر پول که دست اخرم نمیتونه پولی به جیب بزنه . خود چه سومی هم روزی که کنار صخره ، جانگ ایل به سانو حمله میکنه و میندازتش تو دریا ، شاهد این ماجرا بوده ولی اونم چیزی نمیگه . چون از جانگ ایل خوشش میاد ولی جانگ ایل عنم حسابش نمیکنه . به قول سانو میگفت جانگ ایل حتی اگه به زمین گرمم بشینه بازم به تو نگاهم نمیندازه . کلا فاز چه سومی معلوم نبود خیلی ادم مزخرفی بود . دختره پتیاره . اون بعدها نقاش میشه و از اون واقعه حمله ی جانگ ایل به سانو نقاشی کشیده . تا به خیال خودش اینجوری جانگ ایل رو تهدید کنه و اونو به سمت خودش بکشونه . ولی این اتفاق نمی افته . 

درهرحال زمانیکه سانو بیهوش بودش و به هوش میاد بابای چه سومی و خودش پیشش مونده بودن . 

سانو به همراه چه سومی و یه دوست دیگه میرن سئول و سانو اونجا پیش یه دختری که اونم زخم خورده ی کارای رییس جین نوشیکه ، خط بریل یاد میگیره . بعدشم به عنوان ماساژور کاری دست و پا میکنه . بعدها دوست باباش ، همونی که جین نوشیک فک میکنه نامزدش با اون ریخته بوده روهم ، از طریق نامه ای که بابای سانو نوشته بوده متوجه سانو میشه و برمیگرده کره و متوجه اتفاقایی که به سانو گذشته میشه اونو باخودش میبره خارج ، سانو چشماشو عمل میکنه درسم میخونه و به عنوان یه تاجر معدن برمیگرده کره تا هم کار بکنه هم این وسطا  انتقامشو از جانگ ایل و باباش و رییس جین نوشیک که نمیدونه کجای این ماجراس بگیره . کم کم تو تحقیقات متوجه حقیقت امر میشه و خلاصه انتقامشو میگیره ، یه زن خوبم پیدا میکنه و تمام . 

درکل سریال قشنگی بود . یه سری جاهاش کند بود و یه سری جاهاش خیلی کش می اومد و نزدیک به اب بود ولی جذاب و قشنگ بود . 

شخصیت جانگ ایل خیلی عوضی بود و تا لحظه ی اخر که سانو متوجه حقیقت شده بود و حتی وقتی با زبون بهش گفت من میدونم تو منو به کشت زدی و انداختی تو دریا هیچ پشیمونی و عذرخاهیی نشون نمیداد . شخصیت سانو هم پسر خوب و مهربونی بود که هرسری به هرکسی خوبی کرده بود جاش بدی بهش رسیده بود ولی خب احمق بود و خودشو به خاطر ادمای عوضی تو دردسر می نداخت .

اخرش مث همه ی سریالا یخورده اب بندی و مسخره تموم شد مخصوصا اینکه جانگ ایل اخرش دیوونه شده بود و سانو اورده بودش پیش خودش نگه داری میکرد کی دشمنشو میاره پیش خودش . 🤨🙄😂👀

منظور از عنوان سریال هم شخصیت سانو بود که یهو عوض میشد یا مهربون بود یا احمق یا دنبال انتقام بود . 

 بین سریالای درحال پخش این سریال از همشون باحالتر و قشنگتره . 

کانگ هه سانگ ، مامور مخفی سرویس اطلاعاته که برای یه ماموریتی باید در قالب بچه دبیرستانی وارد یه دبیرستان خیلی معروف و قدیمی بشه . داستانش به نظر مسخره میاد ولی وقتی دیدمش نظرم کاملا عوض شد و باز هم به متفاوت سازی کره ای ها ایمان اوردم . کانسپت بچه دبیرستانی شدن خب تکراری و نخ نماس ولی چجوری همون کانسپت میتونه انقد جذاب و دیدنی بشه ؟ باید ببینین تا بفهمین . 

سریال کره ای دبیرستان مخفی undercover high school