قالب

سریال کره ای در حال پخش :: •بیشه زاری غرق در شکوفه •

۱۸۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «سریال کره ای در حال پخش» ثبت شده است

سریال کره ای رودخانه ای که ماه در ان طلوع کرد

 

سریال کره ای   رودخانه ای که ماه در ان طلوع کرد

از راست : دختر جاسوسه . شوهر شاهزاده . شاهزاده خانوم . اوپای موردبحث

 

سریال کره ای  " رودخانه ای که ماه در ان طلوع کرد "

 

 

نمیدونم دقیقا ماه و رودخانه کجای سریال و استعاره از چه کسی بودن .

داستانش درمورد یه دوره خیالی از پادشاهی گوگوریوعه که امپراطور یه زن جوون از یه قبلیه ای گرفته ، زنه قبلا کس دیگه ای رو دوس داشته که اون شخص از این جنگنجوهای خیلی پرقدرت و معروفه که تو جنگای زیادی پیروز شده ، وزیر وزرای امپراطور خوششون نمیان که چونا: امپراطور ، یه زن داره که دوسش داره و حرفش حرف زنه س . برای همین برای زنه حرف درست میکنن که این با اون شخصه که قبلا دوسش داشته سر و سر داره ، وقتی زنه رفته بوده برای سرکشی به قبلیه ش ، چونا دستور میده برن همرو بکشن ، حالا زنه با دخترش که مثلا یه چیز حدود 14.15 سالشه رفته بوده قبیله ش . دخترشو فراری میده و میگه برو کوه فلان که اون شخصه که الان راهب شده اونجا حضور داره ، خودشونو میکشن . دخترش فرار میکنه میره به کوه میرسه میبینه باباش اومده داره همه ی راهب هارو میکشه . یهو یکی از پشت میگیرتش و بیهوشش میکنه .

 

سریال کره ای   رودخانه ای که ماه در ان طلوع کرد

دختر جاسوسه

 

سالها گذشته و دختره تو یه قبلیه ی کوچیکی که دارن قایمکی تو کوه ها زندگی میکنن تبدیل به قاتل شده ،میره اینو اونو میکشه .دختره حافظشو از دست داده ، این قبلیه قاتل تربیت کن ادمای اون وزیره س که همه ی نقشه ها زیر سرشه . تو یکی از ماموریت ها به دختره ماموریت میدن که بره چونا رو بکشه ، دختره نمیدونه چونا ، باباشه که ، میره تو یه مراسمی بوده برای ارامش روح مامان دختره و خود دختره ، که چونا برگذارش کرده بوده ، اونجا میخاد چونا رو بکشه ولی نمیتونه فرار میکنه و خلاصه یه سری اتفاقا می افته و دختره حافظش یادش میاد متوجه میشه عه شاهزاده س . خلاصه میره جایگاهشو بدست می یاره و به لطف ورودش چونا جون تازه ای میگیره و دربار رو میگیره تو دستش .

از اونور داستان دوتا اوپا هستن که دختره رو میخان ، یکیش پسره یکی از جنگجوهایی بوده که تو قبیله ی مامانش بی سر و صدا داشته از مرز دفاع میکرده و سر همون قتل عام که مامانشو کشتن اونم کشته میشه ، دختررو هم همین پسره فراری میده . اینا عاشق هم میشن . یکیم پسر این وزیره س که خیلی اوپاس خیلی اقاس و از بچگی توی قصر به این دختره شمشیرزنی یاد میداده . اینم عاشق دختره س ولی وسطای سریال که میبینه دختره برای خودش شوهر انتخاب میکنه ازش میکشه بیرون و میره عاشق یه دختر اشراف زاده ی دیگه ای میشه که از قضا دختره جاسوسه شیلاس .

 

سریال کره ای   رودخانه ای که ماه در ان طلوع کرد

اوپا و دختر جاسوسه

 

داستانش به نظرم خیلی ایراد داشت . اولا عشق این دوتا نقش اصلی اصلا مهم نبود برام و باحال نبود به نظرم . داستان اصلیم از جایی که جنگ دو کشور میخاد رخ بده داشت جذاب میشد و اگه به جنگ و داستانای سیاسی و در کنارش عشق بین دختر جاسوسه و پسر اوپاهه تمرکز میکردن خیلی قشنگتر میشد سریال . انگار اونجایی که میخاد اوج بگیره یهو رهاش میکنن و یهو شخصیت پسره که از وسطای سریال عاشق جاسوسه شده تغییر میکنه و یجوری میخان نشون بدن که این عاشق دختره نبوده داشته ازش استفاده میکرده درحالیکه اصلا اینجوری نبود و موقعیت موقعیتی نبود که نشون دهنده ی این باشه که داره از دختره استفاده میکنه برای منافع خودش . و همچین اتفاقی نیفتادش . اخرای سریال چون پسره و باباش که وزیر بود کودتا میکنن و میخان چونا رو بکشن ، موفق نمیشن و دختر جاسوسه پسسرو بیهوش میکنه و با خودش میبرتش شیلا . تو این مدت خب طبیعی پسره یه عمر برای گوگوریو جنگیده حالا اومده شیلا و خیانت کار شده براش سخت بود و ناراحت .

 

سریال کره ای   رودخانه ای که ماه در ان طلوع کرد

 

از طرفی باباش بدست شاهزاده خانومه کشته شده بود و میخاست انتقام بگیره ولی راهی نبود تا بتونه به هدفش برسه ، دقیقا از همینجا یهو شخصیت پسره که این همه عشقش نسبت به دختره قشنگ بود تغییر میکنه و میخان نشون بدن که این اصلا عاشق این دختره نبوده هنوزم عاشق شاهزاده س 🤦‍♀️😑 خیلی مسخره شدش ، اگه اینجوری نشون میدادن که مثلا پسره چون وطن پرست بودش نخاست تو شیلا بمونه و میخاست برگرده انتقام بگیره ولی به خاطر کشور انتقام رو میذاره کنار و به عنوان یه جنگجوی گوگوریویی با سربازای شیلا می جنگه و کشته میشه چقد قشنگتر میتونست بشه . ولی متاسفانه ریدن تو کاراکترش . حالا این بعد داستان هیچی . توی جنگ شوهر شاهزاده کلی تیر میخوره و میمیره بعدش بیست دیقه ی اخر نشون میدن که پسره زنده شده بود 😮🤨🥴اینجا دیگه قشنگ سریال و زحماتشون رو خراب کردن .

 

سریال کره ای   رودخانه ای که ماه در ان طلوع کرد

 

این سریال کلی حاشیه داشت و کلی پخشش عقب افتاده ش . تا اونجایی که میدونم تقریبا کل سریال رو فیلمبرداری کرده بودن که خبر میاد بازیگر نقش شوهر شاهزاده ، تو عکس بالا ، از راست نفر دوم ، که البته الان این عکس بازیگر تعویضیه ولی در کل ، تو مدرسه قلدری میکرده به دیگران و کلی از دستش عاصی بودن همکلاسی ها و اینجوری میشه که بازیگر رو کنار میذارن . سریال 6 قسمتش پخش شده بود که اینجوری میشه . تیم تولید هم میان میگن خب ما بازیگر رو عوض میکنیم و سریع یکیو جاش پیدا میکنن که این پسره که تو عکس بهش اشاره کردم ، بعدشم بقیه سریال رو از دوباره با بازیگر جدید فیلمبرداری میکنن ، ببین چقد زحمت میکشن برای سریال ینی میگم کنسلش نمیکنن بگن خب ولش کن که زحمات بازیگرای دیگه ام هدر شه ، بعد از طرفی وقتی بازیگر رو عوض میکنن باید تمام صحنه هایی که با اون بازیگر بوده ازدوباره فیلمبرداری شه واقعا خیلی کار سختیه . فک کن ینی کیم سوهیون عکس پایینه که نقش شاهزاده داشت دوبار نقششو بازی کرده بود با دوتا ادم مختلف . واقعا خیلی سخته . بعد یه تاخیر سریال با بازیگر جدید پخش شد و ریت موردنظرشونم گرفت و اتفاقا به نظر من که همون موقع دوقسمت اولشو با بازیگر اولیه دیده بودم ، این بازیگر بیشتر به این کاراکتر میخورد تا اون اولیه . اصلا از اولشم باید اینو میذاشتن . بعدش خبر اومد که تیم تولید و بازیگرا بدون دریافت پول اضافه قبول کردن که 6 قسمت اول از دوباره با بازیگر جدیده فیلمبرداری شه . واقعا خیلی زحمت کشیدن سر این سریال همه ی بازیگرا ولی متاسفانه داستانش اونقدری که براش زحمت کشیدن جذاب نبود .

 

سریال کره ای   رودخانه ای که ماه در ان طلوع کرد

کیم سو هیون در نقش شاهزاده

 

 

🍀  مطالب پیشنهادی 🍀

 

🍀سریال کره ای اسپانسر sponsor2022 💟 سریال کره ای هتل بزرگ درخشان 💟  سریال کره ای شام دوستانه dinner mate  🍀💟سریال کره ای میراث خانوادگی 💟جاسوس ادمهای مسحور شده 💟 فیلم ژاپنی هیولا monster 💟سریال کره ای با شوهرم ازدواج کن 2024 Marry My Husband 💟  سریال کره ای پولگاسال 불가살 Bulgasal: Immortal Souls  💟 سریال ترکیه ای عطیه هدیه gift 💟 معرفی کتاب جود گمنام 💟 اهنگ از IM MONSTAX  💟 وبلاگ خونی 💟 سریال کره ای هتل بزرگ درخشان 💟 معرفی کتاب شرکت  💟دومین برف تهران عکس و اهنگ برفی  💟 برنامه با حضور گونگ یو 

 

  • نظرات [ ۵ ]
    • پنجشنبه ۲۳ شهریور ۰۲

    سریال کره ای " واگابند " بی خانمان

    سریال کره ای  " واگابند " ینی بی خانمان ،

    درمورد چا دال گیونه که برادرزاده شو تو سانحه سقوط هواپیما از دست میده و توی ایکلادش ویدعویی از برادرزاده ش تو هواپیما گرفته بود رو پیدا میکنه که توی ویدعوئه یکی از مسافرا هم افتاده بوده ، هواپیما توی ابهای مراکش سقوط کرده چون جسدا همه متلاشی شدن دیگه جمع اوری نمیکنن ، خانواده های داغدیده میرن مراکش برای ختم و اینا ، چا دال گیون توی فرودگاه میره دستشویی ، توی دستشویی همون یارو مسافره که تو ویدئو برادرزادهه بود رو میبینه ، و کپ میکنه اگه همه مردن چطور این یارو نمرده ؟! خلاصه می فهمه که سقوط هواپیما به خاطر نقص فنی نبوده ، تروریست تو کار بوده . می افته دنبال قضیه و کل ممکلت رو هم میزنه تا انتقام بگیره . حالا قضیه چیه ؟! قضیه اینکه دوتا کله گنده لابیست هایی که دارن اسلحه و این جور چیزا می فروشن به اینور اونور میخان هرجور شده قرارداد تجهیزات و این چیزا بفروشن به کره اونم با رشوه های خیلی زیاد به اقصا نقاط اداره های کل کره که همه اوکی باشن با قضیه و بیشترین پولم میره تو جیب رییس جمهور . اینا بودن که هواپیمایی که برای شرکت رقیب بوده رو ترکوندن تا کره دیگه با اونا قرارداد نبنده و بیاد با اینا قرارداد ببنده . خیلی خالی بندی ها داشت گرچه بحث لابیست ها و صنایع دفاعی همینقدر واقعی هم ممکنه باشه . ولی من زیاد خوشم نمیاد از این جور موضوع های لابیست و اینجور چیزا . یه سریال دیگه ام اینجوری دیده بودم خوشم نیومد . اولا چادال گیون خیلی دیگه داشت الکی مث قهرمانا یکه تازی میکرد درحالیکه یه ادم عادی بود و کارشم بدل کاری بود . ولی دیگه اینکه یه بدل کار هرچقدم هنرهای رزمی بلد باشه بتونه نیروهای امنیتی که برای کشور دارن کار میکنن رو شکست بده خیلی احمقانه نشون دادن اون کشور و نیروهاش نی . همه ی کارارو اون میکرد . حتی اون رفت به رییس جمهور عقل گذاشت که ممکنه برات تله گذاشته باشن و اینا . اخرش که اصلا انقد مسخره و اب بود که حد نداشت ، میتونستن قضیه رو با گرفتن یارو کله گندهه ببندن و هرکی بره سرکار خودش ولی به شکل مسخره ای چادال گون که خودش از این کارا خوشش نمی اومد رفته بود کیلر لابیست ها شده بود . از اونورم پلیسی که باهاش همکاری میکرد رفته بود لابیست شده بود . خیلی مسخره شده بود چرا یه پلیس که برای حقیقت و عدالت میجنگید باید بره تو همچین صنعتی که مخصوصا برای یه زن انقد کثیفه . دقیقا کسایی که از این ادما ضربه خورده بود رفته بودن تو این صنعت . وقتی پایانشو دیدم حس کردم 16 قسمتی که دیدم بیهوده بوده . درسته که به قول یارو کله گندهه که همه چی زیر سر اون بود ، این صنعت هیچ وقت تمومی نداره و اگه اون بمیره کسی دیگه ای میاد ولی همینکه اندازه خودت بتونی سهمی تو اصلاح و بهبود روابط این مدلی داشته باشی خودش کافی نی ؟! هرچقدم زندگیتو برای جنگیدن با این ادما بذاری هیچوقت تمومی نداره ، هم تو بی خانمانی هم اونایی که دارن تو این صنعت فعالیت میکنن . درکل سریال بدی نبود . ولی اخرشو خراب کردن .


    🍀  مطالب پیشنهادی 🍀

    💟سریال کره ای میراث خانوادگی 💟جاسوس ادمهای مسحور شده 💟 فیلم ژاپنی هیولا monster 💟سریال کره ای با شوهرم ازدواج کن 2024 Marry My Husband 💟 

     سریال کره ای پولگاسال 불가살 Bulgasal: Immortal Souls  💟 سریال ترکیه ای عطیه هدیه gift 💟 معرفی کتاب جود گمنام 💟 اهنگ از IM MONSTAX  💟 وبلاگ خونی 💟 سریال کره ای هتل بزرگ درخشان 💟 معرفی کتاب شرکت  💟دومین برف تهران عکس و اهنگ برفی  💟 برنامه با حضور گونگ یو  

  • نظرات [ ۲ ]
    • پنجشنبه ۲۳ شهریور ۰۲

    فیلم سینمایی موقعیت مهدی

    فیلم موقعیت مهدی

    فیلم " موقعیت مهدی "

    فیلم بریده ای کوتاه از زندگی شهید مهدی باکری و برادرش و جنگ و نقش اونها تو جنگه . در کل بد نبود . ولی به خوبی غریب یا ایستاده در غبار نبود . میتونست بهتر ساخته بشه ، یه جاهاییش اضافی بود یه کسایی رو نشون میداد که اصلا ربطی به داستان نداشت .

    ولی با اینحال چیزایی داشت که منو دوباره به این فکر واداشت که چقد اون زمان ارتباطا قشنگ بوده چقد خالصانه بوده چقد همه درست بودن ، چقد پاک و بی الایش بودن . واقعا حیف این جوونا که بدون برنامه بدون نقشه رفتن و شهید شدن . چقد از اون موقع تا حالا ادما تغییر کردن . دیگه فک نمیکنم مردی مث باکری ها و رستگاری ها پیدا شن . نه فقط برای اینکه به کشور خدمت کنن بلکه برای اینکه شوهر و برادر و پسر خوبی برای زندگی هم باشن . اون ارتباطای پاک و صادقانه بدون فکرای کثیف بدون دروغ بدون برنامه ریزی که اگه اینو گفت اونو بگم بدون اینجور ارتباطای دو دوتا چهارتایی . واقعا پر از سادگی و زیبایی بوده اون موقعها . الان انقد ارتباطالات انسانی پیچیده شده و هرکسی فقط به فکر نفع خودشه که نمیشه راست و دروغ رو تشخیص داد . همش باید تجزیه تحلیل کنی . چقد خسته کننده و طاقت فرساس واقعا زندگی الان . به نظرم یکی از چیزهایی که تو جمله ی " ازدواج اسان " نهفته هست اینکه انقد صاف و صادقانه طرفین خودشون رو بهم نشون بدن که شناخت اسونتر شه و به طبع اون تصمیم گیری و بعدشم زندگی زیباتر شه .

    خلاصه این چیزا بعد دیدن فیلم به یادم اومد که گفتم اینجا بنویسم . اینجور فیلما باعث میشه کسایی که کنجکاو هستن برن درمورد شهدا تحقیق کنن و یا کتابشونو بخرن و بخونن تا بیشتر با زندگی اونها و شخصیت اونها اشنا بشن . مث من که دوماهه کتاب " محمد مسیح کردستان " رو خریدم ولی وقت نشده بخونمش . 😄

    سوران
    سوران

    اتفاقا تازگی تی وی یه سریال جدید داره پخش میکنه به نام " سوران" که اونم درمورد یکی از شهدای کرد ، هستش و از روی کتاب خود شهید " عصرهای کریسکان " ساخته شده . و اونم سریال خوبی به نظر میاد .

    اینجور سریالا رو که میبینم بیشتر دلم برای شهدا میسوزه ، طفلکی ها همشون اسیر بودن تو کردستان و کوه هاش که این زبون نفهمای ناسازگار رو ساکت کنن . همین نفهما باعث شدن که پارسال اون همه کشته دوباره داده بشه و ممکلت ناارام شه . بر باعث و بانیش لعنت .

    حسام محمودی در نقش شهید تقی رستگار مقدم
    حسام محمودی در نقش شهید تقی رستگار مقدم

    امروز تا همینجا .


    🍀  مطالب پیشنهادی 🍀

    💟سریال کره ای میراث خانوادگی 💟جاسوس ادمهای مسحور شده 💟 فیلم ژاپنی هیولا monster 💟سریال کره ای با شوهرم ازدواج کن 2024 Marry My Husband 💟 

     سریال کره ای پولگاسال 불가살 Bulgasal: Immortal Souls  💟 سریال ترکیه ای عطیه هدیه gift 💟 معرفی کتاب جود گمنام 💟 اهنگ از IM MONSTAX  💟 وبلاگ خونی 💟 سریال کره ای هتل بزرگ درخشان 💟 معرفی کتاب شرکت  💟دومین برف تهران عکس و اهنگ برفی  💟 برنامه با حضور گونگ یو  

  • نظرات [ ۰ ]
    • چهارشنبه ۲۲ شهریور ۰۲

    سریال ژاپنی روزها : براساس وقایع واقعی

    سریال ژاپنی روزها براساس وقایع واقعی ...


    سریال ژاپنی " روزها " براساس "واقعه ی زمین لرزه و سونامی توهوکو" و به طبع اون "حادثه اتمی فوکوشیما "در سال 2011 ساخته شده .

    حادثه‌ اتمی فوکوشیما ۱ به مجموعه حوادثی گفته می‌شود که از تاریخ ۱۱ مارس ۲۰۱۱، در پی زلزلهٔ ۹ ریشتری و سونامی، و در اثر از کار افتادن ماشین‌آلات نیروگاه هسته‌ای شماره ۱ فوکوشیما متعلق به شرکت نیروی برق توکیو، یکی پس از دیگری، و نشت مواد رادیواکتیو به وقوع پیوست. متخصصان این حادثه را بعد از حادثه چرنوبیل بزرگ‌ترین فاجعهٔ اتمی می‌دانند و از نظر پیچیدگی آن را در مقام نخست فجایع اتمی جهان قرار می‌دهند چرا که تمام رآکتورهای نیروگاه فوکوشیما در نتیجهٔ این رویداد با مشکل مواجه شد.

    بعد از اینکه زمین لرزه 7 و بعد 9 ریشتری 7 استان اصلی و کل شبه جزیره ی ژاپن رو تحت تاثیر قرار میده ، ژاپن و کشورهای کنار اقیانوس ارام هشدار سونامی رو میدن ، اونا احتمال یه سونامی 5 تا 10 متری رو میدن ولی سونامی 15 متر ارتفاع داشته و کلی شهر رو نابود میکنه .

    در پی زمین لرزه یکی از شهرایی که بیشترین خسارت رو میبینه و بیشتر مهمتر بوده فوکوشیما بوده ، چون اونجا نیروگاه اتمی قرار داشته ، بعد از زلزله برق ها قطع میشه و ژنراتورهای اضطراری شروع به کار میکنن ولی یه ساعت بعد از زلزله سونامی میاد و همه چی زیر اب میره برای همین برق کاملا قطع میشه ، نیروگاه اتمی زیر مجموعه شرکت برق توکیو هست ، و برق بیشتر ژاپن و همچنین توکیو از اونجا نشات میگرفته ، کارکنان شرکت برق و نیروگاه دست به دست هم میدن تا بحران پیش اومده رو پشت سر بذارن . از طرفی زلزله نصف کشور رو نابود کرده و از طرفی هم سونامی که حتی از زلزله هم بدتره . تمام اینا یه طرف مشکل بزرگتر نیروگاه ها هستن که با نبود برق شروع کردن به گرم شدن و این حتی از اون دوتای دیگه هم خانمان سوزتره .

    سریال درباره تلاش های شبانه روزی کارکنان نیروگاه هسته ای و برق و بقیه رییس روسا هستش تا علاوه بر بدبختی طبیعی که بهشون وارد شده نذارن بدبختی دست ساز انسان هم بهشون وارد بشه . همشون مستاصل نگران و هول بودن و گیج .

    در راس اونها رییس نیروگاه اتمی " ماسائو یوشیدا " بود که تونست با سرپیچی از دستورات دفترمرکزی از وقوع فاجعه بزرگتری جلوگیری کنه .

    "او با سرپیچی از دستورات دفتر مرکزی شرکت مبنی بر توقف استفاده از آب دریا برای خنک کردن راکتورها، نقش مهمی ایفا کرد. به گفته فیزیکدان هسته ای دکتر میچیو کاکو، تصمیم به استفاده از آب دریا مسلماً از یک فاجعه بسیار بزرگتر جلوگیری کرد.بدون آخرین تلاش برای استفاده از آب دریا برای خنک کردن راکتور، فاجعه بسیار بزرگتری که می‌توانست بخش زیادی از شمال ژاپن را آلوده کند ممکن است رخ داده باشد. در 12 مارس 2011، حدود 28 ساعت پس از وقوع سونامی، یوشیدا و سایر مدیران TEPCO به کارگران دستور داده بودند که شروع به تزریق آب دریا به راکتور شماره 1 کنند تا از گرم شدن بیش از حد و ذوب شدن راکتور جلوگیری کنند. اما 21 دقیقه بعد به یوشیدا دستور دادند که عملیات را متوقف کند. یوشیدا تصمیم گرفت که این دستور را نادیده بگیرد و به کارگران کارخانه دستور داد که ادامه دهند. در ساعت 20:05 همان شب، دولت ژاپن دوباره دستور داد تا آب دریا به واحد 1 تزریق شود."

    رییس نیروگاه
    رییس نیروگاه

    در پی این حادثه سه نیروگاه بزرگ منفجر میشن و نشت رادیو اکتیو در شهرا اتفاق می افته . تو سریال میگفت که نزدیک نیروگاه 400 اصله درخت ساکورا کاشته بودن که همشو قطع میکنن چون همشون الوده به مواد رادیو اکتیو بودن . اگه چهارمین ساختمون هم به این وضع دچار میشد و منفجر میشد نه تنها چرنوبیل بلکه از حادثه ی بمب اتم هیروشیما ناکازاکی هم 100 برابر بدتر میشد . که خداروشکر تونستن اونو خنک کنن و منفجر نشده ولی ذوب شده گیش به حدی بوده که هیچ بنی بشری نمیتونسته بره تو اون ساختمون و اینجوری میشه که اونجارو به امون خدا ول کردن . تو خبرها اومده که این زمین لرزه شبه جزیره ی ژاپن رو 10 سانتی متر جابه جا کرده .

    رآکتور شماره 1، که در آن تعلیق تزریق آب برای خنک کردن هسته نادیده گرفته شد، اولین رآکتوری بود که در بعدازظهر 12 مارس 2011، یک روز پس از زلزله و سونامی تسلیم انفجار هیدروژن شد. تلاش‌های تزریق آب متعاقباً در راکتور شماره 3 شکست خورد، که در صبح روز 14 مارس منفجر شد. این امر باعث می‌شود که فشار در مخزن مهار راکتور شماره 2 که مواد رادیواکتیو را در 15 مارس به مناطق خشکی در سطوح بالاتر پرتاب می‌کند، غیرممکن کند. راکتور شماره 4 نیز در 15 مارس منفجر شد و نگرانی‌ها را در مورد از دست دادن احتمالی آب از استخر ذخیره سوخت هسته‌ای آن افزایش داد. از دست دادن آب می توانست حتی مواد رادیواکتیو بیشتری را به بیرون پرتاب کند.
    رییس نیروگاه اتمی /
    رییس نیروگاه اتمی /

    سریال خوب و باحالی بود ولی ...

    ولی خیلی باحال نشون ندادن ،در برابر کار تیمی و دقت و دستورایی که هاسگاوا تو فیلم" گودزیلا " میداد رییس نیروگاه اتمی تو این سریال خیلی کند بود و اروم بود انگار هیچی نشده بود ، "یه زلزله اومده و رفته خیله خب برق نی خب زنگ بزن ببین تو نیروگاه چه خبره" . میدونی تو همچین ژانری که خب هیجان و نگرانی موج میزنه ، به عنوان بیننده منتظر ری اکشن های ناراحت تر و هیجانی تر و تند عمل کردن و بدو اینور بدو اونور مث کره ای ها که برنامه ریزی میکنن زود تند سریع ، اینا اروم اروم نگرانی تو قیافش بودا ولی یجوری بود میدونین ؟! قشنگ ژاپنی بود درواقع ، دقیقا مث اون داستانی که میخوندم " باران سیاه " تو داستان بمب انداخته بودن هیروشیما بعد شخصیت اول داستان یه کارخونه ای کار میکرد باید میرفت نمیدونم یه چیزی بخره برای کارخونه ، بمب رو انداختن این گفت عه این سری بمب بزرگتر بوده انگار با اینکه کلی زخم شده بود اومد بیرون رفت سرکارش . 😶 اصلا من همینجوری مونده بودم ، بمب انداختن ! تو میخای بری سرکار ؟؟ریلی ؟ ، تو این سریالم ادما این حسو بهم میدادن .

    بعد رییس انرژی اتمیشون اقتصاد خونده بود نخست وزیر ازش سوال میپرسید الان چی میشه باید چیکار کرد چقد وقت داریم مثلا سوالای علمی راجبه همین رادیو اکتیو ، بعد رییس دست و پاش می لرزید عینهو این دانش اموزایی که درس بلد نیستن معلم ازشون میپرسه .راستش اولش خوشم نیومد برام خنده دار بود ،ولی بعدش متوجه اوج نگرانی و استصال و استرسی که داشتن شدم ، این بلاتکلیفی این سردرگمی رو خوب نشون داده بودن . برای ادمایی مث ژاپنی ها این حد از نشون دادن احساسات هم برام قابل درک شد . برای همین میگم خوب بود .

    یه چیز دیگه ای اینکه این جزییات از کارایی که اون موقع تو اون هفت روز تو نیروگاه انجام دادن تا باعث نشن وضع وخیم تر از این بشه ، همش به دست همین اقای رییس ظبط و نوشته شده به صورت کتاب ،اسم کتاب هست "شهادت یوشیدا " و از همون کتاب هست که تونستن بفهمن اونجا چه خبر بوده و این سریال رو ساختن . این لینک کتابه .

    The Yoshida Testimony - The Asahi Shimbun Digital++


    💗 مطالب پیشنهادی " ژاپنی " 💗

     

    💗 فیلم ژاپنی عشق را ببین و بشنو  💗سریال ژاپنی ازدواج دروغین ما 💗   سریال ژاپنی چشم های قرمز  💗  سریال ژاپنی هویت  💗   سریال ژاپنی عدالت  💗   فیلم ژاپنی someone   💗  سریال ژاپنی معشوق 💗 سریال ژاپنی سکوت  💗  سریال من سرنوشت تو هستم I'm Your Destiny  💗  سریال ژاپنی اخرین کات یا برش نهایی💗 سریال ژاپنی روزها  💗سریال ژاپنی کاش صد ها بار بهت گفته بودم 💗سریال ژاپنی اولین عشق  💗 فیلم ژاپنی ازدواج شاد من 💗فیلم ژاپنی اگه گربه ها از جهان ناپدید بشن💗 فیلم ژاپنی هیولا monster 💗

  • نظرات [ ۰ ]
    • چهارشنبه ۲۲ شهریور ۰۲

    سریال برادران معجزه

    سریال " برادران معجزه "

    دوبرادر هستن که از بچگی تو یتیم خونه ی کلیسا دچار شکنجه و اینا شدن . حالا بزرگ شدن ، نمیدونم مستقلن هنوز یا بازم تو کلیسان هنوز نشون نداده . این از قضیه کلیسا که داشته از بچها سواستفاده میکرده .

    یه روز برادر اولی کنار دریاچه با دوستش بوده که میبینه چندتا همکلاسی های خودش دارن یه بی خانمان رو کتک میزنن و می کشنش و ازش فیلم میگیرن . روانی ان کلا نوجوون های کره . کره میبینین چون دین ندارن اینجورین ها ...نوچ نوچ نوچ ... 😁 " ولی واقعا زورگو زیاد دارن تو مدرسه یه تخته شون کمه "

    میره به یارو بنده خدا کمک کنه نمیتونه ... میره به پلیس میگه که من شاهدم اینجوری فلان ، پلیس معلوم نی چیکار میکنه هنوز نشون نداده ولی یه بنده خدای بدبخت دیگه ای که اون حوالی بی خانمان بوده رو به عنوان قاتل با زور و شکنجه میگیرن میندازن زندان و تمام .

    حالا قضیه اینکه برادر اولی ناپدید شده از اون موقع ، و برادر دومی میره پاسگاه دنبال اولیه .این تا اینجا خب ؟

    تو زمان جدید الان ینی ، یه نویسنده ای هست که سالهاس میخاد نویسنده شه ولی هنوز هیچی درست حسابی ننوشته که چاپ شه . کار پاره وقت میکنه . یه روز موقع رانندگی بوده که یهو یه پسری از ناکجا می افته جلو ماشینش . پسره کیه ؟ برادر دومی که از گذشته اومده اینده . همراهش یه کوله س . نویسنده کوله رو باز میکنه میبینه توش یه رمانه جذابه . اونو به اسم خودش چاپ میکنه معروف میشه . ولی چی ؟

    رمانه از روی وقایع واقعی همون قضیه قتله 27 سال پیش نوشته شده . نویسنده اینو نمیدونه . میزنه یه نفر دقیقا تو همون دریاچه کشته میشه . کارگاه پرونده میفهمه که این کتاب با اون وقایع چندین سال پیش یکیه و بازم داره اونجوری وقایع اتفاق می افته . نویسنده از همه جا بی خبر دهنش باز مونده چطور ممکنه .

    یکی بهش زنگ میزنه... ناشناس ....میگه نباید این کتابو چاپ میکردی . طرف کیه ؟ برادر اولی که 27 سال پیش ناپدید شده بوده البته هنوز معلوم نی که این برادر اولیه س یا کسیه که از وقایع خبر داشته .!

    حالا اون دومیه که اومده اینده میتونه به هرکی دست میزنه گذشته شو ببینه و دردشو حس کنه همچین موقع هایی یهو از دهنش یه هوا می یاد بیرون مث "ها" تو هوای سرد هست ؟! اونجوری . خیلیم تابلو همه هم می فهمن . اینم مث سیریش ها می افته دنبال همه تا مشکلات اونارو حل کنه . خیلی مسخره س این تیکه ش . خیلی سیریشه قیافشم رو عصابه .

    قضیه قتل های 27 سال پیش ،قتل های الان ،که برادر اولی داره انجام میده و انتقام میگیره معلوم نی برای کی ... خب حالا بگیم تو دیدی که یکیو کشتن به تو چه !مگه بابای تو بوده که تو داری مییری از قاتلای اون بنده خدا انتقام بگیری ؟! بعدش قضیه کلیساعه که اول گفتم و قضیه قوز بالا قوز کتابی که نباید چاپ میشده ولی از طرفی با چاپش کلی اعتبار و پول کسب شده ی نویسنده . از طرفی بابای نویسنده هم تو این قضیه دخیله . باباش 27 سال پیش دوتا برادرو میشناخته . و اون بوده که روزی که برادر دومی اتفاقی میاد به 2023 ، کوله پشتی برادر اولیو میده بهش . خلاصه شیرتوشیر و خر توخری شده سریال ...

    ادم عوضی ها هم که معلومه دیگه نفرت انگیز ترین قیافه ها و ری اکشن ها ، حتی فیلمبرداری هم میخاد نشون بده اینا خیلی قدرتمندن و بقیه مث مورچه بی اررزش زیر پاشونن .

    یجورایی تلفیقی از فیلم " من قاتل هستم " و سریال " بازگشت " که البته فک نمیکنم با این وضع انگشت کوچیکه ی بازگشت هم بشه . بازگشت خیییییییییییییییییییییییییییییییییییییلی قشنگ بود 

    بعد نوشت : 

    برادران معجزه 2 : از قسمت 7 تا 14 :

     

    داستان از اونجایی شروع شد که کانگ سان از زمان قدیم به زمان جدید اومد و اتفاقایی افتاد ... حالا کانگ سان کاملا در جریان موقعیت و پیچیدگی وقایع قرار گرفته و بالاخره تونست بعد از 27 سال برادرش رو ببینه . برادری که این همه بهم وابسته بودن و تو این مدت فک میکرد کانگ سان مرده ... دیدار دوباره شون اونم معجزه وار در حالیکه برادر هانول پیر شده و کانگ سان هنوز 17 سالشه خیلی قشنگ و تاثیرگذار بود ...

    کانگ سان و برادرش هانول
    کانگ سان و برادرش هانول

    این دوتا برادر واقعا خیلی سختی کشیدن ولی راستش همونجور که گفتم تقصیر خود هانول بود که خودشو درگیر همچین پرونده ای کرد ...حالا در هرحال این اتفاقا افتاده و تو تصمیم گرفتی که انتقام بگیری دوحالت داره یا میخای بکشیشون یا میخای رسوا کنی و بعد بکشی ...اگه رسوا کنیو نکشی اشتباه محضه ...چون اونا انقد قدرتمندن که رسوا ام بشن بازم پول و پله شونو دارن و از مجازات در میرن پس باید کشته شن ...

    هانول پلیسی که بیشترین تقصیر ها گردن اون بوده تو این وقایع رو میدزده و وادارش میکنه حقیقت رو بگه و بعد ازش فیلم میگیره ...ولی فیلمو به پلیس و قاتلین 27 سال پیش که الان تبدیل به قاتلین و مجرمین حال حاضر شدن می فرسته... کار احمقانه ...

    پلیسه عوضیه که الان نماینده مجلسه ...
    پلیسه عوضیه که الان نماینده مجلسه ...

    پلیس نتونست کاری کنه ...فقط قاتلا تصمیم گرفتن پلیسی که الان تبدیل به نماینده مجلس شده رو حذفش کنن ... یه ادم عوضی به تمام معنا بدون اینکه حقیقت پشت وجود نحسش برملا بشه به عنوان نماینده مجلس به قتل رسید ... حالا اگه فرداام حقیقت برملا شه که مصبب همه این بدبختی ها سر ادمای بی گناه پلیس و پنهان کاری و لاپوشونی برای افراد پولدار بوده ، درحالیکه که مجرم از قبل مرده ، چه اهمیتی میتونه داشته باشه ؟ به نظر من که زحماتش هدر رفت ...

    از طرفی هانول اومد خودشو به قاتل نشون داد ... همه اینا به کنار ...این زن پلیسه خیلی روعصاب منه ... هی از قسمت اول میخاستم هیچی نگم و ازش بدم نیاد دیگه داره عنشو در میاره درحالیکه مدارک معتبری از گوه کاری های ادمای عوضی دارن اونارو به واسطه کله گنده بودنشون ول کردن و چسبیدن به اینکه هانول کجاست و کیه و کانگ سان کیه و رمان نوشته شده توسط نویسنده حقیقته یا توسط خودش نوشته شده یا چی ..خیلی سیریش و مسخره و غیرمنطقیه ...اگه به بی مدرک بودن و قانونی نبودن مدارکه پس چرا تو الکی رو هوا گیر دادی به این دوتا برادر تا پته شونو بریزی رو اب ...که چی شه ؟؟!

    پلیس سیریشه که ادعای زرنگی و عدالتش گوش اسمونو کر کرده ...
    پلیس سیریشه که ادعای زرنگی و عدالتش گوش اسمونو کر کرده ...

    سمت دیگه قضیه کلیساییی که این دوتا برادر تو بچگی توش بزرگ و شکنجه شده بودن ، که هنوزم به قوت خودش باقیه و همچنان داره فرقه ش بزرگتر میکنه ...که به نظرم داستان اضافیه ... داستان تا اینجا به اندازه کافی کشش و سیاه و نقش منفی اش به اندازه کافی نفرت انگیز بوده دیگه چه احتیاجیه که دین رو هم قاطی ماجرا کنی و بگی که از اسم دین دارن سو استفاده میکنن ؟ انگار که ماستارو بریزه تو قیمه ها ...بیخودکی ...

    از طرفی هدف واقعی هانول هنوزم برام نامشخصه ... از کی میخای انتقام بگیری برای چی ؟ درواقع مصبب بدبختی هات اینکه تو کلیسا بودی پس باید بری از اون یارو فرقه ای انتقام بگیری ...اگه به خاطر اینکه از برادرت دور افتادی خشمگینی پس باید از پلیسه که گرفته بودیش انتقام میگرفتی ... اگه به خاطر اواره گیه که تقصیر خودت بود بعدشم باز تقصیر پلیسه ...

    اینکه اون 4 تا دانش اموز که الان کله گنده های ممکلت ریختن یه بی خانمان رو کشتن راستش اصلا به تو ربطی نداشت و نداره که بخای از اونا انتقام بگیری اگه حرصت از بی عدالتی در اومده خب میتونی مدارک رو ، رو میکردی مث نویسندهه که رفت اخبار همه چیو لو داد ...به جای اینکه قایمکی مث ترسو ها زندگی کنی میتونستی " خنجر انتقام رو تو قلبت تیز کنی " ___ این جمله ی یونگ سان به گونگ بوک تو سریال امپراطور دریاعه که وقتی کشتش گفت این مدت این خنجرو تو قلبم تیز کرده بودم تا از تو انتقام بگیرم ___ و کاره ای شی تا بتونی این اهداف رو دنبال کنی ... اینکه قایمکی بدون پشتوانه درحالیکه این مدت زیاد با تغییر جامعه هنوزم به کسی اعتماد نداری خب طبیعیه ولی میتونستی در عین بی اعتمادی این کارارو بکنی که نکردی ...حالا در هرحال سریال تا حالا به ما نگفته این دردش چیه و میخاد از کی انتقام بگیره ...واقعا نمیدونم برای چی این کارارو کرده ...به چه هدفی ... شخصیت عجیبی داره ... اینکه تو بری شهادت بدی چندنفر یکیو کشتن بعد پلیس جای محافظت ازت و تشکر بیاد خودتو بخاد بکشه خب حرص داره ولی انتقام ؟!خب حداقل انتقام میگرفتی از پلیسه ...بعد اینکه پلیس اگه درست حسابی بود که نمیذاشت کلیسا و ادمای فرقه ای عوضیش اون کارارو با بچها بکنن ...این جور کارا با همدستی پلیس انجام میشه دیگه ..این همه سال اونجا بود نفهمیدی اینو ؟! خیلی کودنی بوده کارش ...

    راستش داستانش ضعفایی داره ولی تونسته خودشو جذاب نشون بده و تا اینجا بکشونه منو ...به غیر اینکه نقش نویسنده خیلی احمق و کندذهن و تاپاله و مفت خوره ... و چیزاییکه گفتم ... جمعا بد نی . برای مخاطبی که مث من ریزبین نباشه میتونه عالی هم باشه ... باید دید دوقسمت اخرو چجوری جمعش میکنن راستش من اصلا خوشم نیومد پلیسه رو یلخی کشتن و حذفش کردن ادم کثافتی که نه تنها به عنوان یه ادمی که پست مهمی تو جامعه داشته ،بلکه برای خانوادشم عوضی بوده ... باز اگه ادم عوضی باشه به خاطر خانواده و فقر این کارو کرده باشه یا حداقل با خانوادشم خوب بوده باشه ، در طول زمان به واسه پول حروم و طمع اینجوری شده باشه یه چیزی ...اصلا بی وجدانیه که نگو ...حیف شد اینجوری مرد باید تیکه تیکه میشد ...برای همین من 14 رو رو دور تند دیدم ...

    اپدیت در 27 مرداد :

    بالاخره این سریال هم تموم شد ، نظر پایانیم اینکه اصلا پایانشو دوس نداشتم . اولا به صورت قطعی به ما نشون ندادن که هانول چه جرمی مرتکب شده بود که عذاب وجدان داشت و بعدشم رفته بود زندان ،تو این دوقسمت هم اینو شفاف سازی نکردن .

    منظورش از اینکه میخاد خوشبخت و شاد با کانگ سان زندگی کنه چی بود و چه چیزی سد راهش بود . شاید منظورش هویت تقلبیش بوده باشه ولی چه اهمیتی داره اونقدرام جرم بزرگی نبود . حتی اگه میخاست میتونست بره با هویت خودش زندگی کنه درهرحال اونقدی نبود که 5 سال به خاطرش زندان بیفته . تمام زندگیش قایمکی و با کینه و حس بی انصافی در حقش زندگی کرده بود و تازه باید ازش تقدیرم میشد ...تنها کسی که فوق عوضی سریال بود و به درستی به سزای اعمالش نرسید همون پلیسه بود که همه گندا زیر سرش بود و الکی الکی مرد . خلاصه زیاد زیاد باحال نبود فقط میخاستم ببینم اخرشو چیکار میکنن...


    💟 مطالب پیشنهادی 💟 

    🍀سریال کره ای اسپانسر sponsor2022 🍀سریال کره ای اهنگ عاشقانه ی خیال انگیز 🍀  سریال کره ای شام دوستانه dinner mate  🍀 فیلم کره ای اسم من لو کی وان با بازی سونگ جونگ کی  🍀سریال کره ای پایان خوش من با بازی جانگ نارا  🍀سریال کره ای سقوط اضطراری عشق crash landing on you  🍀  دیالوگ از سریال کره ای گوبلین goblin 도깨비 🍀 سریال کره ای جنگ گوریو و خیتان 🍀 سریال کره ای دکتر اسلامپ  🍀 مصاحبه ی آی اِم IM با مجله ی allure 🍀  معرفی کتاب شمس و طغری 🍀 سریال کره ای وارث غیرممکن   🍀

  • نظرات [ ۰ ]
    • دوشنبه ۲۰ شهریور ۰۲
    | سریال و اهنگ و کتاب و دیدگاه |