قالب

سریال ایرانی جدال با سرنوشت :: •بیشه زاری غرق در شکوفه •

۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «سریال ایرانی جدال با سرنوشت» ثبت شده است

فیلم ایرانی ماجرای نیمروز

ماجرای نیمروز ببینین . به ماجراهای این 12 روزه خیلی شبیهه . همچنین از خون جوانان وطن لاله  دمیده با صدای علیرضا قربانی هم اخرش گوش بدین . 

  • نظرات [ ۳ ]
    • جمعه ۷ تیر ۰۴

    سریال ایرانی عشقی

    میخام مروری داشته باشم رو سریال های خیلی قشنگ ایرانی قدیمی و عشقی. چرا که چون اربعین نزدیک بود . نتونستم اهنگ گوش بدم برا همین یاد او اس تی های سریالای ایرانی افتاده بودم . قدیما که مملکت به قهقرا نرفته بود هم سریال ها خیلی خوب بودن هم اهنگ تیتراژ سریالا . 

    لوح طلایی من میرسه به سریال ارمغان تاریکی . سریال مناسبتی و عشقی به شدت عشقی . من واقعا هرسری این سریال رو نگاه میکنم متعجب میشم چطور تونسته بودن این سریال رو بسازن و در تی وی ایران پخش کنن . انقد این سریال عشقش قشنگ بود و فراموش نشدنی که حد نداره . دیالوگای مجید به سارا و سارا به مجید و بعدش کاری که مجید به خاطر سارا کرد واقعا از هر میلیون مرد ایرانی شاید یکی مث مجید باشه . اولش خودمم وقتی حقیقت رو فهمیدم برگام ریخته بود . و یه غمی داره سریال که نمیدونی براش گریه کنی ناراحت باشی یا چی . غمه هست ولی . و تیتراژ پایانی سریال با صدای افسانه ای محمد اصفهانی  . شما شروع شعر رو نگاه کن ازش نه تنها عشق ، بلکه غم و حتی داستان کاراکترای سریال می باره : 

    چه در دل من چه در سر تو ، من از تو رسیدم به باور تو ...

     

    سریال بعدی سریال مدارصفردرجه س که یه سریال فراموش نشدنی برای من . گرچه داستان سریال باگ هایی داشت ولی داستان عشقی سریال رو نمیشه نادیده گرفت . عشق یه مسلمان و یه یهودی و اخرشم مسلمان شدن اون یهودیه . واقعا عمر حبیب تو این سریال الکی هدر رفتا . همشم به خاطر پاپوش درست کردنای اون یارو همکلاسی عوضیش . ولی در کل سریال قشنگی بود و او اس تی ش هم خیلی قشنگ و ریتم و نحوه خوندنش هم واقعا جدید بود . 

     

    سریال بعدی که او اس تی ش افتاده تو ذهنم و هی تکرار میشه سریال فاصله ها س . بعله . یه زمانی فاصله ها می داد و خیابونای تهران و بسا شهرای دیگه خالی بود از ادم . چون ساعت نزدیک ده سریال فاصله ها پخش میشد . و عجب سریالی بود . خیلی باحال بود . بازی ها بیست داستان بیست . اصلا هیچی کم نداشت . سریالای الان همشون بی بازی هستن . مزخرف بدون داستان منسجم . همش شده داستانا و رابطه های مستهجن با ارایشای زشت و زننده  و لباسای بدتر از ارایشاشون . مردام که یه مشت ریشوی کثافت داعشی ...

    قدیم با یه شالگردن انداختن دور روسری طرف از باحجاب به بی حجاب و خراب تبدیل میشد 😁 . او اس تی اش هم خیلی قشنگ بود با صدای علی لهراسبی

     

    اگه فاصله افتاده اگه من با خودم قهرم ...

     

    سریال بعدی هم سریال دلنوازانه با همون کارگردان ، اینجاام باز شاهرخ استخری و بازی های همیشگی معروفش وداستان جذاب سریال بود که باعث میشد بیننده واقعا باهاشون ارتباط برقرار کنه و با سریال حال کنه . او اس تی این سریالم خیلی به یاد موندنی بود . 

     

    سریال بعدی که خیلی دوس دارم طبیعتا باید در چشم باد باشه گرچه من موضوع عشقیش رو زیاد دوس نداشتم ولی خب چرا ما نباید زوجی که از بچگی عاشق هم هستن رو تو سریالامون نداشته باشیم ؟ بله . ماام داریم خیلی هم افلاطونی . دقیقا مث دیالوگ پارسا پیروزفر تو فیلم نقاب که همیشه با جمله ی من عشق افلاطونی میخام دخترارو اغوا میکرد 😆 اینجا همونجوری عشق افلاطونی داشت . گرچه یه سری اب های فراوانی داشت ولی درکل بیس داستان قشنگ بود البته من بیژن رو زیاد دوس نداشتم از بچگی عقل نداشت ، نادر رو دوس داشتم . 😍😎 . 

     

    سریال بعدی که دوس دارم شب دهمه که این  هم از اسمش معلومه که مناسبتیه و حتی عشقی . چقد قدیم سریال عشقی درست حسابی داشتیما . او اس تیشم خیلی خوب بود و پر از معنی . اصلا 알차네 ... 

    مرز در عقل  و جنون باریک است عشق و ایمان چه بهم نزدیک است ...

     

    بعدی چی میتونه باشه ؟ پریدخت ؟ پروانه ؟ درسته پروانه او اس تی قشنگی داشت و موضوعشم دوس داشتم و از لحاظ عشقی ام حامد کمیلی واقعا خیلی خوب بازی کرد و خیلیم اونجا جذاب شده بود . ولی به اندازه ارمغان تاریکی قشنگ نبود . راستش من لیلا حاتمی رو اصلا دوس ندارم خیلی شیربرنجه . توروخدا ببین خدا شانس و پولو به کیا میده . حالا ...

     

    سریال دیگه ای که دوس دارم و او اس تی ش هم خیلی خوبه چی میتونه باشه به غیر از متهم گریخت ، با صدای مدرس و عطاران . 

    پی خوشبختی همش صب تا شب دویدم من حتی یک اشنا یک اشنا ندیدم من ... 

    چقد حقه این شعر چقد اخه ...حق میباره . 

    سریال خانه به دوش هم سریال خییلی باحال و خنده داری بود و واقعا هر لحظه ی سریال اشنا با حال و هوای ایران و ایرانی و زندگی واقعی بودش . رابطه ها گرم و صمیمی بودن . انگار واقعا اونا یه خانواده بودن . چیزی که خیلی وقت که تو جامعه فراموش شده . اون موقع ها هم به تناسب زمان گرونی بوده ولی مردم زندگی هم میکردن الان هممه چیز شده سرچ کردن دلار گرونی امریکا و فش به زمین و زمان . گرچه خودمم مثتصنی نیستم  아쉽게 😑

     

    سریال دیگه ای که هم او اس تیشو دوس داشتم هم موضوع عشقیش رو ، سریال وفا بودش . ژوبین واقعا اون موقعها چقد جذاب بودش . 😅❤  او اس تیشم خیلی خوب بود و دوسش داشتم . 

    یکی دیگه از سریالایی که دوس داشتم سریال ارام میگیریم بود او اس تی سریال بازی ها به نظرم خییلی خوب بودن. مخصوصا او اس تیش . کامران تفتی رو اونجا دوس داشتم . 

     

     

    خیلی سریالای دیگه ام بودن که من خیلی دوس داشتمشون ولی الان تو ذهنم نیست و شاید بعدا پست رو اپدیت کردم . این پست رو هم اضافه کردم : 

     فیلم ایرانی 

     

     

     

     

     

  • نظرات [ ۰ ]
    • يكشنبه ۴ شهریور ۰۳

    سریال ژاپنی سرنوشت destiny 2

    سریال ژاپنی سرنوشت destiny  

    درمورد ماساکی با بازی کامناشی و کاناده و دوستای دیگه شونه که تو دانشگاه اشنا میشن و ماساکی و کاناده باهم قرار میذارن ، اونا همشون دانشجوی رشته ی حقوق هستن میخان وکیل و دادستان شن ، دوست مشترکشون یه روز متوجه میشه که پرونده ی بابای کاناده که قبلا دادستان بوده و براش حرف درست کردن  و حالاام مرده ، با بابای ماساکی که حالا وکیل خبره ایه رابطه ای وجود داره ، اینو به اون یکی دوست مشترک که اتفاقا زودتر از ماساکی خوشش اومده بوده میگه و اون دختره میره پیش بابای ماساکی که حالا پسرت داره با دختر فلانی که تو براش پاپوش ساختی قرار میذاره و اینا مشکلی نداری ؟! اخه بگو به تو چه ...خلاصه میاد اینو به ماساکی هم میگه ، تو طول رانندگی تصادف میکنن بیخود و بی جهت و اون دختر فوضوله میمیره . بعد از اون ماساکی ارتباطشو با  دوستاش قطع میکنه و میره گم و گور میشه . 

    بعد 12 سال که کاناده دادستان شده میاد و تازه اون موقع رازها برملا میشه . راز خاصی نبود همین قضیه پاپوش دوختن بابای ماساکی به بابای کاناده بود . خلاصه قضیه حل میشه و میگن همه چی زیرسر نخست ویزره که به وکیله ینی بابای ماساکی اینجوری دستور داده بوده . جالبه اخرش بابای ماساکی مجرم شناخته نمیشه . خلاصه اینا اخرش بهم نمیرسن . پایانش باز بود یجورایی . 

    درکل بد نبود ولی ابش زیاد بود و الکی قضیه رو گنده و مهم نشون میداد درحالیکه چیز خاصی نبود . هیجان نداشت درکل سریالش . مخصوصا بازیگر نقش کاناده از اولش همش مضطرب و اشفته و نگران بود . معلوم نبود چشه . 

    با نامزد جدیدشم ارتباطش انقد سرد و مسخره بود که حد نداشت . 

    فک میکنم سریال جدید کامناشی  جالبتر باشه . اونم معلوم نی چقد طول بکشه سابش . بعدا راجبه اون پست میذارم . 


    💗 مطالب پیشنهادی " ژاپنی " 💗

     

    💗 فیلم ژاپنی عشق را ببین و بشنو  💗سریال ژاپنی ازدواج دروغین ما 💗   سریال ژاپنی چشم های قرمز  💗  سریال ژاپنی هویت  💗   سریال ژاپنی عدالت  💗   فیلم ژاپنی someone   💗  سریال ژاپنی معشوق 💗 سریال ژاپنی سکوت  💗  سریال من سرنوشت تو هستم I'm Your Destiny  💗  سریال ژاپنی اخرین کات یا برش نهایی💗 سریال ژاپنی روزها  💗سریال ژاپنی کاش صد ها بار بهت گفته بودم 💗سریال ژاپنی اولین عشق  💗 فیلم ژاپنی ازدواج شاد من 💗فیلم ژاپنی اگه گربه ها از جهان ناپدید بشن💗 فیلم ژاپنی هیولا monster 💗⚡ معرفی فیلم کره ای و چینی و ژاپنی  ⚡☘ معرفی فیلم ژاپنی  ☘ ☘  سریال ژاپنی سرنوشت 2024 destiny ☘ معرفی فیلم ژاپنی  ☘ ⚡ معرفی فیلم کره ای و چینی و ژاپنی  ⚡ سریال ژاپنی شوگون  ⚡سریال ژاپنی تصرف بیمارستان  و سریال کره ای خانواده استثنایی 1 ⚡

  • نظرات [ ۰ ]
    • چهارشنبه ۳۰ خرداد ۰۳

    سریال ایرانی جدال با سرنوشت

    نشستم سریال ایرانی جدال با سرنوشت رو نگاه کردم . سریال قشنگی بود . من اون موقعی که این سریال پخش میشد حدود 6 .7 سالم بود . فقط یه صحنه ای یادمه که این بدبخت مهران نشسته بود تو راهن . میگفتم این چرا اینجوری شده . عنوان سریال هم بامعنی و ادمو به فکر وا میداره . برای همین محض کنجکاوی گفتم من که بیکارم و سریال میبینم بذا اینم ببینم . اینجوری شد که نشستم به دیدنش .
    داستان سریال رو احتمالا همه بدونین ، مهران مظاهر از یه خانواده متمول و باکلاس و با فرهنگه که از خارج برگشته و دکترای زبان داره ، حالا متوجه نشدم چه زبانی ، ولی 7 . 8 تا زبان بلده و خیلی باهوش و تیزهوش بوده و برای همین پدر مادرش اونو برای تحصیل از 13 سالگی فرستادن انگلیس ، متاسفانه تو انگلیس که پیش خالش می مونده ، خانواده خالش وضعیت اسفناکی داشتن و معتاد و الکلی بودن ، از طرفی مهران که تو سن نوجوونی و حساسی از اغوش خانواده که این همه قربون صدقه اش می رفتن جدا میشه و تو یه کشور دیگه با همچون ادمایی زندگی میکرده ، خب طبیعیه که دچار بحران هویت و فرهنگی و در نهایت افسردگی بشه ، همه ی اینا دست به دست هم میده تا به مواد رو بیاره .
    مهران غیر از اینکه معتاد بود ، هیچ خلل دیگه ای نداشت ، از نظر من میشد اعتیادش رو به عنوان بیماری حساب کنی و با هر دختری که روشون دست میذاشت ازدواج کنه و حتی بچه دارم بشه . اصرار بیهوده و بی دلیلش برای ازدواج با مینا واقعا کش دار و مسخره بود .
    از طرفی مینا که خانواده ش همیشه دستشون جلوی خانواده مظاهر دراز بوده و اصرارشون برای ازدواج دخترشون با مهران فقط به خاطر ثروت هنگفت بابای مهران بود ، یه دختر احمق کودن خودخواه لجباز و حال بهم زن بود ، کسی که حتی به مردی که ازش خوشش میاد هم دقیقا همونجوری رفتار میکنه که با مهران که نمیخاد باهاش ازدواج کنه .
    نه تنها مهران با وجود معتاد و مردنی بودنش براش زیادی بود بلکه عباس هم براش زیادی بود .دختره ایکبیری .
    از طرفی خانواده ی مهران که اوایل هی اصرار میکردن که مینا عروسشون شه و با وعده و وعید پول و زمین و خونه همش سعی داشتن راضیش کنن ولی دست اخر یهو سرد شدن ، متوجه اعتیاد پسری که این همه میگفتن براشون عزیزه میشن ولی اصلا کلمه راجبش بهش صحبت نمیکنن ، چون میدونن این گند رو خودشون بالا اوردن ، درواقع اونا نگران تنهایی خودشون و مال و اموالشون بودن که بعد از مرگ دست نااهل نیفته ، نه نگران پسرشون .
     
     
     
    حتی یک بارم به بیمارستانی که پسرشون توش بستری بود نرفتن ، دست اخرم تا اخرین لحظه کسی که پیش مهران موند عباس بود . تو طول سریال همش برای مهران ناراحت بودم که چرا با وجود اینکه میدونست داره با خودش چیکار میکنه رفت سمت مواد و اینکه همچین پسر خوب و پرفکتی چرا باید موادی باشه .
    طبیعتا سریال برای 20 سال پیشه و عقب افتاده بازی های 20 سال پیش هم توش زیاد بود ، مثلا اینکه هرکی از خارج میاد رو بد نشون میدن و هرکی پولدار هست رو طاغوتی ...خانواده ی مهران هم غیر از اینکه با پسرشون همچون رفتاری داشتن واقعا خانواده خوبو با فرهنگی بودن ، پدر مادری که خیلیا خواهانشن ، و تو سریالای ایرانی کم پیدا میشه . تنها اشتباهشون فرستادن پسر بچه 13 ساله پیش کساییه که شناختی از طرز زندگیشون نداشتن ، هرچقدم فامیل بوده باشه . متاسفانه اینده و سلامت تنها پسرشون رو به خطر انداختن . اخرشم پولای عزیزشون رو غیر مستقیم دادن عباس .
    سریال قشنگ و غم انگیزی بود . من اگه جای مینا بودم همون اول جواب بله رو میدادم . مهران پسر خوبی بود .
    با اینکه سریال قدیمیه ولی از نظر من بازی ها و داستان سریال خیلی جذابتر از سریالای الانیه .
  • نظرات [ ۰ ]
    • دوشنبه ۲۴ مهر ۰۲

    صدمین پست : مثلث عشقی سریال های کره ای و مثلث عشقی سریال های ایرانی

    خب میخایم امروز با اسم جدید و قالب جدید صدمین پست جدید رو بذارم :
     
     
    در مضمون مثلث عشقی :
     

     

    سریال کره ای این رابطه مقاومت ناپذیره
     

     

     
    مثلث عشقی اصلا یه پایه ثابت تو سریال سازیه کره اس . اصلا تو رومنس مثلث عشقی نباشه نمیشه . البته خب مثلث داریم تا مثلث ، بعضی موقعها مثلث وایدتر میشه و تبدیل به ذوزنقه میشه ولیکن ما با ذوزنقه هاش کاری نداریم . طبیعتا قرارم نی هرچی سریال مثلثی کره ای بوده رو بیام معرفی بکنم ، چون اونجوری تا عمر دارم تموم نمیشه نوشتنشون . 😁
     
    کره بین سالهای 2000 تا 2006 ، 4 تا سریال خیلی معروف داشته ، که هرچهارتاشم مثلث عشقی داشت ، که یکی از یکی ریت زیادتر و باعث معروفتر شدن بازیگراش شده .
    سریال کره ای والتز بهاری🌺  سریال کره ای عطر تابستان 💚سریال کره ای پاییز در قلب من 🍂و سریال کره ای سونات زمستانی ❄🌨
     
    من دوتا از این لیست رو دیدم و اگه علاقمند بودین میتونین رو اسمش کلیک کنین به صفحه ش برین و درموردش بخونین . هر 4 تاش عشق مثلثی و سوزناکه . تقریبا هر 4 تاش با توجه به داستانی که ازشون خوندم تمش یجوره .
     

     

     
    دقیقا تو همون سالا ما هم سریالای مثلثی داشتیم ، کدوما ؟!
    اصلا کسی هست که سریال ایرانی در قلب من ، سریال ایرانی در پناه تو و سریال جدال با سرنوشت رو ندیده باشه ؟!
     

     

     
    نه نیست ، من خودم هربار تی وی پخشش کرده دیدمش اصلا امکان نداره هرسری درپناه تو رو ببینم و به بی عقلی مریم و دست دست کردن محمد منصوری فش ندم ...اخه کدوم دختری محمد رو ول میکنه میره با اون سست عنصر رامین ازدواج میکنه ؟!" فقط من یادم نی پارسال پیروزفر تو سریال در پناه تو چه نقشی داشت ؟"
     

     

     
    در قلب من هم تقریبا همچین داستانی داشت با این تفاوت که این مثلثش رو برداشتن ، ینی قرار بوده پارسا پیروزفر هم یه ضلع مثلث بشه که گفتن بیخیال و شده برادر مریم ...
     
    یه سریال دیگه هم بود اسمش بود تصویر یک رویا ، بین سالای 75 تا 77 پخش میشده ، من اونم خیلی دوس داشتم ، علی دهکردی جوونی هاش واقعا خیلی اوپا بوده ، البته تو این سریال اوپا که چه عرض کنم شوهری بود ...🤭
     

     

    سریال جدال با سرنوشتم که چندوقت پیش یهو یادش افتادم و بعد یاد اون 4 تا سریال کره ای ، که بعد گفتم ازش یه متن بنویسم حتما ، مثلثی بود ، مهران اومده بود مینا رو بگیره ، مینا مهرانو نمیخاست ، و عباس رو میخاست ...
     

     

    همونجور که قدیم کره سریالای عشقی داشت ، ماام به اندازه بضاعتمون سریالای قشنگی داشتیم که بارها میشه نگاهش کرد ، داستانش دقیقا مث زندگیه ، بازی ها زنده هستن ، روابط تمیز و نگاه ها تمیز و اصلا فک نمیکنی اینا تو یه دنیای دیگه ای از دنیای تو هستن ، ایناام همینجا زندگی میکنن ایناام این دغدغه هارو دارن ...واقعا ماام سریال قشنگ تا 10.15 سال پیش کم نداشتیم . به غیر از ستایش البته 🤦‍♀️😁.
    متاسفانه بعد از اون موقعها نه تنها صدا و سیما بلکه جامعه مون هم به قهقرا رفته ، با اینکه اون موقع ها سنتی تر و مذهبی تر بود کشور ولی سریالای قشنگی ساخته میشد ، ولی الان با اینکه مثلا بازتر شده کشور نسبت به اون موقع همش چیزای عقب افتادگی نشون میده . درواقع تی وی الان هییییییییییچی نداره . ینی اگه سریالای قدیمی رو نشون نده رسما صفره صفره . سریالای نمایش خانگی هم که همش از فیلم پورن هم بدتره . حتی همین پارسا پیروزفر تو سریال نمایش خانگی یاغی که نگاه کردم بازیش اصلا مث قدیم نبود . خدا شاهده من اون سریالو فقط به خاطر پارسا پیروزفر دیدم و بس . وگرنه محتوا صفر . بازی صفر داستان صفر اصلا چرت ...
     
    سریالای کره ای قدیمی که بالا معرفی کردم هم دیدنش داستان داره ، پارسال این موقع ها من کلاس سجونگ 4 تو مدرسه سجونگ تهران می رفتم ، استادمون سریال پاییز در قلب من رو معرفی کرد و گفت این خیلی قشنگه کل کره این سریالو دیدن و فلان گفتم بذا برم ببینم چیه ...بعدش موقع جستجو اون سریال به سریال سونات زمستان برخوردم ، بعد فک کردم اوپای توی اون سریال اوپای من لی دونگ گانه ، نگو اون نبوده ، خلاصه به خیال اینکه اون لی دونگ گانه ، سریالو شروع کردم و واقعا هم قشنگ بود . بعدش هم که پاییز در قلب من رو نگاه کردم ولی زیاد دوسش نداشتم .
     
    حالا نمیدونم بشینم جدال با سرنوشت نگاه کنم یا بشینم کره ای نگا کنم ؟!😁💚
     
     
    اینم از صدمین پست . پایین لینک های همه ی پستایی که تا حالا گذاشتم در دسترسه . لطفا بهشون عشق بورزین . 
     

  • نظرات [ ۲ ]
    • دوشنبه ۳ مهر ۰۲
    | سریال و اهنگ و کتاب و دیدگاه |