قالب

بهترین سریال های کره ای :: •بیشه زاری غرق در شکوفه •

۱۲۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «بهترین سریال های کره ای» ثبت شده است

سریال کره ای dear x ایکس عزیزم

ایکس  عزیزم : 

چندجمله بیشتر نمیگم واقعا سریال عالییه . بازی بازیگرا فوق العاده س . گذشته از داستانش که ممکنه بعضی جاهاشو دوست نداشته باشم واقعا همگی عالی بازی کردن . بازی های به شدت متفاوت از همیشه اس  . یوجونگ . یونگ ده . این یاپ . واقعا محشر بازی کردن . و هرکدوم داستان زندگیشون حس های متفاوتی به ادم میده و باعث میشه که مدتها فک کنی که کاش این این کارو نمیکرد کاش فلانی اونجوری زندگی نمیکرد . چی شد که اینجوری شد و خیلی چیزای دیگه . 

.. بعد از مدتها بعد از دیدن سریال این پست رو اپدیت میکنم  و البته که یه عالم از حسایی که از سریال دریافت کردم گذسته . گرچه فک میکنم هنوزم قشنگ بود و متفاوت مخصوصا از لحاظ اینکه یه دختر الکی مظلوم بازی در نیوورد و جنگید و انتقام گرفت از ادمای بیخود زندگیش . گرچه خب تو راهش بعضی ها رو هم قربانی کرد که خب  어쩔수 없었어요 . ولی اونقدرا هم سلیطه نبود . راستش خیلی خوب بلد بود از خوشگلیش استفاده کنه و مهره مار هم داشت و مردا براش می مردن و خب تقصیر خودشون بود که عقلشون رو به کار ننداختن و خودشون رو برای کس دیگه ای همینجوری بیهوده و بی دلیل فدا کردن . 

البته زیاد از پایانش راضی نبودم . اوایل از جونسو خوشم می اومد ولی واقعا ادم سست عنصری بود شایدم ایراد از فیلمنامه بوده باشه . ولی علاوه بر اینکه بلاتکلیف بود عجیب بود که انقد از مامانش بدش می اومد ولی رفت اخر چسبید به مادرش . بعد اخه به تو چه آجین داره چی کار میکنه زندگی تو از اون جدا کن تو اصلا هیچ کس اون نبودی چرا باید تو زندگیش دخالت میکردی چمیدونم مستند مسخره می ساختی بعدم با تصمیم یه طرفه ی خودت میخاستی بکشیش . حالا همه جا مردا عوضین یه جاام زن عوضی باشه . چی میشه . نه ؟ هاها . 

سریالی که دوست دارم وقت بشه یه بار دیگه ببینمش . 

  • نظرات [ ۲ ]
    • شنبه ۲ آذر ۰۴

    پست همینجوری به علاوه کمی معرفی سریال کره ای غول giant

    می ترسم یه روز بیام اینجا ببینم بیان بسته رفته 🤣 بس که بالا نمیاد چند روزه . 

    چندین تا سریال نگاه کردم که خب اصلا خوشم نیومد بیشترشو زدم جلو . از جمله سریالای در حال پخش کنونی ، همشون اب بودن به جز ایکس عزیزم . که واقعا از 4 قسمت انفجاری اولش خیلی خوشم اومد و بازی کیم یوجونگ تو نقش منفی واقعا عالی بودش . واقعاها . دارم یه سریال قدیمی می بینم که چندوقت پیشا دیدم تی وی داره پخشش میکنه و یئو جین گو توش بود برا همین رفتم دنبال زبان اصلیش بگردم و شانسا با درخاست سایته ، گذاشتتش . یئو جین گو تو این سریال 13 ساله بوده ولی بازیش هر از سونبه ای درخشانتر بوده . واقعا بازیگر به اینا میگن . مخصوصا یئو جین گو که از بچگی تو سریالا بوده و از بچگی هم بازی تاثیرگذار و فوق العاده ای داشته تا الان . 

    اسم سریال غول ، راجب یه خانواده س که تو بوسان زندگی میکنن و با کشته شدن پدر خانواده توسط یه ارتشی دزد ، مجبور به فرار میشن ولی در حین فرار از هم جدا می افتن . تو قطار به سمت سئول ، برادر بزرگتر با بازی کیم سو هیون در نقش نوجوانی و جوانی ، برای گمراه کردن تعقیب کننده ها ، از مادر و سه تا خاهر برادر کوچیکش جدا میشه ، هنوز نرسیده به سئول تو یه شهری ، مادر خانواده میمیره و یئو جین گوی 12.13 ساله می مونه و خاهر کوچیکش که 6.7 سالشه و یه نوزاد . واقعا خیلی سختی های زیادی میکشن هردوشون . بدون بزرگتر بدون حامی و واقعا خیلی غم انگیز و هنوزم یادم می افته واقعا ناراحت کننده بودش سرنوشتشون . 

    با هزاران بدبختی کانگ مو " یئو جین گو " و خاهرش مینجو و نوزاد ، می رسن به سئول ، همون اوایل رسیدن به سئول باز هم کانگ مو از خاهرش جدا می افته و همو گم میکنن ، بعدش مجبور میشه نوزاد رو بده به یتیم خونه ، که اغلب نوزادها رو میدن به خانواده های خارجی . بعد با بدبختی میره واکسی میشه تا کفش اینو اونو واکس بزنه با یه سری بچه گدا اشنا میشه و مدتی با اونا سر میکنه و خیلی بدبختی میکشه خلاصه . یک عالم اتفاق می افته و بالاخره الان که قسمت 23 هستم ، تونست خاهر و برادرشو پیدا کنه ولی به ناحق افتاد زندان و قبل از زندان افتادن ، برادر بزرگش ، کیم سوهیون ینی ، مجبور شد بهش بگه که کسی که این مدت زیردستش کار میکرد و فک میکرد از این قبل میتونه به جایی برسه ، درواقع قاتل پدرشونه . شخصیتش کاملا تغییر کرد و هیچی دیگه باید ببینم چی میشه . از اونورم برادر بزرگه که با بدبختی تونسته زیردست اون ارتشی عوضی باشه و اعتمادشو جلب کنه یه عالم بدبختی دیگه کشیده . خاهرشونم همینطور . 

    سریال واقعا جذاب و فوق العاده پر کشش و هیجانیه . همش فقط راجب این سه نفر نیست طبیعتا یک عالم شخصیتای دیگه هستن مخصوصا نقش شرور سریال که بازی فوق العاده ای داره و کاراکتر جذابیه با اینکه عوضیه . 

    این پست رو هم بعد مدتها اپدیت میکنم : 

    سریال 20 قسمت اخرش واقعا به شدت خسته کننده و اتفاقات دنباله دار خسته کننده که همش به نفع شخصیت منفی بود افتاد و انقد عصاب خورد کن بود که واقعا قندم می افتاد می دیدمش . ینی ادم از این عوضی تر ندیده بودم . مسخره رو تا قسمت اخر نمی کشتن حالا انگار چه خری بود . اوایل واقعا سریال رو دوس داشتم ولی بعدش افت کرد . 

  • نظرات [ ۰ ]
    • شنبه ۲۵ آبان ۰۴

    سریال کره ای As You Stood By 2025 یا تو کشته شدی

    سریال کره ای  As You Stood By 2025 یا تو کشته شدی 

     باید اسمش میشد مردی از ناکجا اباد ، کاش کنار هر زنی ، مخصوصا زخم خورده ،همچین مردی بود . 

    داستان راجب خشونت خانگیه . عین سو که دختر یه خانواده ایه که باباش ، مادرشو کتک میزده ، از این موضوع رنج میبره هم راجب مادر خودش که کاری از دستش براش برنیومده و نمیاد " چون مادره خودش نمی خواد " و هم وقتی زن دیگه ای رو می بینه که همچین اتفاقی براش افتاده ، اتفاقی متوجه میشه که این موضوع متاسفانه واسه دوست صمیمیش هم پیش اومده ، و میخاد بهش کمک کنه ولی چون هیچ راهی برای کمک پیدا نمیکنه ، به این نتیجه که کشتنش بهترین راهه ، میرسن . عین سو اتفاقی با مردی به نام جین سو بک که به نظر یک رگه ی چینی داره و خیلی پولدار و ادم حسابیه اشنا میشه ، تو انبار این رییس خوشتیپ و جنتلمن ، مردی رو می بینه که با شوهر عوضی ، دوستش هی سو ، مو نمیزنه . اونا نقشه میکشن که شوهررو بکشن و این مردو با مدارک شوهرو بفرستن چین . ولی از بد ماجرا این مرده هم کس کش از اب در میاد و بعد از تموم شدن قضایا چال کردن شوهر و دست به سر کردن خاهر شوهر و مادر شوهر پتیاره ، مرده میاد و براشون دردسر درست میکنه . رییس جین خوشتیپ و به شدت جنتلمن که معلوم نی سر چی و رو چه حسابی میخاد به این دو زن اسیب دیده کمک کنه ، متوجه ماجرا میشه و اینجوری کمک از غیب میرسه : منظور رییس جینه . 

    خاهرشوهر پتیاره هی سو متوجه میشه که هی سو و عین سو ، داداش کس کشتر از خودشو ، کشتن و چال کردن ، اون چون پلیسه : ینی خاک تو سر اون پلیسی کنن که تو جزوشی ، و میخاد ترفیع بگیره و بره کاخ ابی ، میخاد با کشتن هی سو قضیه رو جوری جلوه بده که هی سو شوهررو کشته و پولاشو بالا کشیده ، و اینجوری خودشونو قدیسه نشون بده  ،همونجور که مامانش داره نشون میده و این ور اونور سخنرانی حمایت از زنان اسیب دیده و خشونت خانگی راه میندازه ، چینجا ... زنیکه خودش همایش راه مینداخت بعد پسر خودش کس کش بود که هیچ ، میدونست که زنشو کتک میزنه و اصلا هیچی به روشون نمی اوردن . واقعا خیلی خانواده حروم زاده ای بودن . ینی همشون باید یه فصل اول کتک زد هرروز ، بعدشم بندازی تو لباستشویی بمیرن . 

    خلاصه گند همه چی در میاد و هی سو تصمیم میگیره که بره خودشو تحویل بده ، از اون طرفم عین سو با ماشین خاهر شوهر و مادر شوهر پتیاره که حامل مرد شبیه به شوهره هستن که کشتنش ، تصادف ایجاد میکنه و بله ابروی اونا هم جلوی همه میره . و می افتن هلفتونی پتیاره ها . 

    این وسط دست، غیب اقای خوشتیپ رییس جنتلمن ، که دستش به خیره ، چی گرفت نمیدونم ، شاید فقط توشه ی اخرت ؟ 

    من فقط از زیبایی ها و قشنگی های این مرد لذت بردم . همین . کل سریال رو به عشق اون میدیدم . وگرنه موضوعش خیلی عصاب خورد کن بود . نقشه قتلشونم خیلی ایراد داشت احمقانه بود . اونم با وجود فامیلی که پلیسه . ولی خب اخرش با خوشی تموم شد دیگه . 

    درکل بد نبود . غم انگیز بود . 

  • نظرات [ ۰ ]
    • دوشنبه ۲۰ آبان ۰۴

    سریال کره ای رودتیره 탁류 The Murky Stream

    سریال کره ای رودتیره 탁류  

    سریال کره‌ای «탁류 (Takryu)» یا «The Murky Stream» یک درام تاریخی جدید محصول Disney+ است که در دوران اواخر چوسون جریان دارد و مفاهیم عدالت، فساد و مبارزه برای بقا را با روایتی تیره و پرکنش روایت می‌کند

     

    داستان روی سه شخصیت جوان تمرکز دارد:

    - «جانگ شی‌یول» (با بازی روون): جوانی که گذشته‌ای پنهان دارد و در ناحیه مارینا (ماپو) به نوعی گانگستر تبدیل شده است، اما به مرور به افسانه‌ دوران چوسون بدل می‌شود

    - «چوی اون» (شین یه‌ئون): زنی باهوش و مستقل که ریاست موفق‌ترین کاروان تجاری دوران را برعهده دارد و با شجاعت به فساد اقتصادی می‌تازد

    - «جونگ‌چون» (پارک سو‌هام): افسر پلیسی که رویای حذف فساد و بازگرداندن شرافت به سیستم را دارد

    - همچنین «مودوک» (پارک جی‌هوان)، رئیس یک باند محلی که برای بقای نظم و قانون هواخواهی می‌کند.

     

    این سریال با محوریت رودخانه «گینگ‌گانگ» (همان حوالی رود هان کنونی سئول) که زمانی زلال و اکنون آلوده شده است، فساد فراگیر و سقوط اخلاقی جامعه را به تصویر می‌کشد. آب تیره رودخانه نمادی از وضعیت بی‌قانونی و فقدان عدالت است . هر شخصیت راه خود را برای تحقق عدالت انتخاب می‌کند و تضاد میان مقاومت و سازش محوری‌ترین چالش داستان است

    فیلمنامه اقتباسی از رمان تحسین‌شده‌ای به همین نام اثر «چائه مان‌شیک» است که گرچه رمان ریشه در دهه ۱۹۳۰ دارد، اما اتمسفر، پیچیدگی‌های شخصیتی و مضمون‌های اجتماعی باقی مانده‌اند

     

     

    سریال «탁류 (Takryu)» یا «The Murky Stream» شخصیت‌های اصلی‌اش را از دل سه مسیر متفاوت اجتماعی خلق می‌کند تا هرکدام آینه بخشی از جامعه آلوده چوسونِ قرن شانزدهم باشند.

     

    جانگ شی‌یول (Rowoon)

    او یکی از شخصیت‌های مرکزی و پیچیده است. گذشته‌ای تاریک دارد و در بندر ماپو به قاچاقچی و گانگستر تبدیل شده است، اما برخلاف ظاهرش روحی آزرده و جست‌وجوگر عدالت دارد.شی‌یول تجسد تضاد میان قانون‌شکنی و وجدان انسانی است؛ کسی که برای بقا “آب گل‌آلود” را می‌پذیرد ولی در درون خود از آن بیزار است. در روند داستان، رابطه‌اش با چوی اون (زن تاجر عدالت‌خواه) به نوعی تلاقی میان دنیای «زور و طمع» و «شرافت و حقیقت» تعبیر می‌شود.

     

    چوی اون (Shin Ye-eun)

    دختر بااستعداد و وارث شرکت بازرگانی خانواده چوی است که در فضای مردسالارِ زمانش برای اثبات خود و اداره کاروان‌های تجاری می‌جنگد.نه‌تنها نماد زنان مقاومت‌گر در نظام سنتی است، بلکه تصویری از عقلانیت اخلاقی در برابر بی‌نظمی جامعه نیز به‌شمار می‌رود. او برخلاف خواست پدر و ساختار طبقاتی، تجارت را ابزاری برای عدالت اجتماعی می‌داند، نه ثروت شخصی.

    تحلیل شخصیتی او بر محور شجاعت در تصمیم‌گیری و قاطعیت در برابر فساد می‌چرخد؛ همان چیزی که در استعاره رودخانه، معادل تلاش برای “پاک ماندن در جریان گل‌آلود” است.

     

    ### جونگ‌چئون (Park Seo-ham)

    افسری صادق و وفادار به عدالت است که در آغاز با ایده‌آل‌گرایی می‌کوشد فساد اداری را اصلاح کند، اما به تدریج میان قانون، دوستی و انتقام گرفتار می‌شود.او نماینده آرمان‌گرایانی است که در محیط آلوده، یا باید سازش کنند یا شکسته شوند. صحنه‌های احساسی‌اش با شی‌یول نشان می‌دهد که مرز میان دشمن و دوست تا چه اندازه در جهان خاکستری «탁류» مبهم است.

     

    مودوک (Park Ji-hwan)

    شخصیتی فرعی اما به‌شدت نمادین است: مردی با ظاهر تند و زبان گزنده که در بطن جامعه تبهکاران ماپو زندگی می‌کند اما مرام و عاطفه خاص خود را حفظ کرده است. تضاد میان طمع، ترس و دلسوزی در او نمایشگر “انسان کوچک در نظامی بی‌رحم” است. هنگامی که شی‌یول را از مهلکه نجات می‌دهد، در واقع نشان می‌دهد که حتی در رودخانه‌ای آلوده، هنوز ذراتی از پاکی یافت می‌شود.

     

    داستان از مسیر برخورد و نزدیک‌شدن این سه جریان، پرسشی بنیادین مطرح می‌کند: «آیا در جامعه‌ای که همه در گل‌ولای فرو رفته‌اند، می‌توان پاک ماند؟»

    همین ترکیب روان‌شناسانه عمیق است که باعث شده بیشتر منتقدان از «탁류» به‌عنوان یکی از معدود درام‌های تاریخی با شخصیت‌پردازی چندوجهی یاد کنند.

    سریال کره ای رودتیره 탁류

    رمان کره‌ای «탁류 (Takryu)» اثر نویسنده برجسته «چائه مان‌شیک» در سال 1938 منتشر شد و یکی از مهم‌ترین آثار واقع‌گرای اجتماعی در ادبیات مدرن کره به شمار می‌رود.

     

    این رمان در دوره استعمار ژاپن (1910–1945) نوشته شده است؛ زمانی که جامعه کره دچار آشفتگی شدید اقتصادی و اخلاقی بود. عنوان «탁류» که به معنای «رودخانه گل‌آلود» است، نمادی از جامعه‌ای است که در اثر استعمار، فروپاشی ارزش‌ها و حرص برای ثروت، به تباهی کشیده شده است.

     

    داستان حول محور زنی به نام «چوکیوم» می‌چرخد که از طبقه پایین جامعه است و برای بقا در دنیایی فاسد دست به انتخاب‌های دشوار می‌زند. او میان فقر، عشق، شرافت و فشارهای مالی گرفتار است و در نهایت به قربانی ساختارهایی تبدیل می‌شود که ارزش انسانی را با پول می‌سنجند.شخصیت‌های فرعی، هر یک جنبه‌ای از جامعهٔ آن زمان را بازتاب می‌دهند: از مردان منفعت‌طلب تا روشنفکران مأیوس و روحانیون ریاکار.

    چائه مان‌شیک با نگاهی انتقادی به مدرنیزاسیون اجباری دوران استعمار، سقوط اخلاقی مردم و از بین رفتن همبستگی اجتماعی را بازتاب می‌دهد. او با شخصیت زن اصلی نشان می‌دهد چگونه فقر و فشار از پایین، همان‌قدر تباه‌کننده است که حرص و فساد از بالا.

    این رمان یکی از ستون‌های پایهٔ «ادبیات انتقادی کره» محسوب می‌شود و در مدارس نیز بخشی از برنامهٔ درسی است. رمان «탁류» بعدها الهام‌بخش اقتباس‌های متعددی از جمله فیلمی در دهه 1970 و سریال جدید Disney+ در سال 2025 بوده است.

     

    در رمان «탁류 (رودخانه‌ گل‌آلود)» استعاره‌ رودخانه از اساسی‌ترین لایه‌های نمادین اثر است و معنای آن چندوجهی و عمیق است.  

    سریال کره ای رودتیره 탁류

    دنیا به سرعت تغییر میکنه، ولی ما با یه دیوار بلند جلوش رو گرفتیم. یه روز ما تاوان سنگینی بابت اینکه چقدر کند عمل کردیم و از بقیه عقب موندیم میدیم.

    سریال کره ای رودتیره 탁류

     

     

     

     

    نماد اصلی: جریان زندگی و اخلاق

    در فرهنگ کره‌ای ضرب‌المثلی وجود دارد که می‌گوید «رودخانهٔ پاک از چشمهٔ پاک جاری می‌شود»؛ یعنی پاکی یا آلودگی ریشه در منشأ خود دارد. نویسنده با آگاهی از این بینش فرهنگی، واژه «탁류» (آب تیره یا گل‌آلود) را انتخاب کرده تا نشان دهد که چشمه‌ جامعهٔ کره در آن دوران استعمار، یعنی نظام سیاسی و اقتصادی، خود آلوده شده و در نتیجه کل رودخانهٔ جامعه نیز فاسد و تباه شده است. در نتیجه، آلودگی رودخانه بازتابی از فساد ریشه‌دار در ساختار اجتماعی و اخلاقی است.

     

    رودخانه به‌مثابه‌ زندگی

    رودخانه در طول روایت، استعاره‌ای از «جریان زندگی مردم عادی» است؛ جریانی که پیوسته در حرکت است اما مسیرش را نمی‌تواند انتخاب کند. همان‌طور که آب رودخانه از چشمه تا دریا پیش می‌رود، شخصیت‌ها نیز توسط نیروهایی چون فقر، جنسیت، استعمار و حرص طبقاتی پیش رانده می‌شوند. گل‌آلود بودن آب، نمادی از ناتوانی مردم در دیدن حقیقت یا بازیابی شفافیت اخلاقی است.

     

    بعد اسطوره‌ای و روانی

    در تفسیر اسطوره‌ای ریشه‌دار در شرق آسیا، «عبور از رود» یا «در رود بودن» نماد مرحله‌ای از بحران و تطهیر است؛ اما در این رمان برعکس، آب رود آلوده است و امکان پالایش را از بین برده. این وارونگی نشانه‌ای از فروپاشی روحی و اخلاقی جامعه است، جایی که دیگر امکان زایش دوباره یا امید وجود ندارد.

     

    به بیان ساده، رودخانه در «탁류» استعاره‌ای از جامعه‌ای است که زمانی سرچشمه‌ای روشن داشت اما اکنون در اثر ستم، حرص و بی‌عدالتی تیره و مسموم شده است؛ و نویسنده با آن، شکست جمعی انسان‌ها در حفظ شرف و حقیقت را به تصویر می‌کشد.

     ...

    مقاله نوشته شده توسط چت جی بی تی 😁. 

    نظر خودم : 

    سریال رو بیشتر به خاطر رووون و نقش متفاوتش نگاه کردم . البته که درکل تاریخی متفاوتی بود . زرق برق و دربار و اختلافات درباری رو نشون نمیداد و عوضش راجب مردم عادی و تباهی اون دوره ی موردنظر بود . خیلی کند میگذشت . و به نظرم برای این تیپ داستان و داستان گویی نیازه که حداقل سریال 20 قسمت داشته باشه . فک میکنم نصفه موندن و یجورایی هول هولکی تموم کردنش به سریال ضربه زد . من به شخصه همش منتظر حرکتی از سمت رو وون بودم . متوجه این پیام سریال شدم که ضعیف درهرحال تنهایی نمیتونه از پس ادمای زوردار و قدرتمند که پشتشون به دربار گرمه بر بیاد و تو نشون دادن این موضوع به نظرم خیلی واقع گرایانه بود . چیزی که تازگی خیلی کم شده در سریالای مدرن حتی . نه در موضوع عدالت اجتماعی و اینا بلکه در هر زمینه ای ، داستانا به شدت مسخره و بی منطق شدن . یا نمیدونم شاید من برام خسته کننده س که همچین داستانای عجیبی رو ببینم . درهرحال  از قسمت یک بیننده  با خشم و ناامیدی زیادی از سمت رو وون ، رو به رو میشه و بعد همش منتظر اون خشم و ناامیدی به یه حرکتی بینجامه . برادرش رو رسما تنها گذاشت درحالیکه اهدافشون تقریبا یکی بود و میتونستن باهم یه تیم تشکیل بدن . درسته که دفاعشون دربرابر خیانتکارایی که سعی داشتن نقشه ی چوسان رو که با بدبختی ساخته شده بود رو نابود کنن ، وطن پرستانه بود ولی یجورایی مرگ جانگ چون بی معنی و یهویی بود . اون چینی وانگ هه رو رو وون خیلی زودتر از اینا میتونست بکشه و همش معلوم نبود برا چی هی تعلل میکرد .جانگ چون بدون هیچ قدرتی و فقط با ادعای درستکاری و عدالت تنهایی میخاست نظم رو تو اداره شهربانی برقرار کنه که امکان پذیر نبود . و بی هدف همش یارو بالادستی ذهلم گتمیش خیانتکاره رو هی تعقیب میکرد . بی نتیجه. 

    فک میکنم نشون دادن زندگی بدبختی مردم کنار رودخانه و شخصیت پردازی کاراکتری مث مودوک برای دو یا فوقش 4 قسمت کافی می بود . ولی همش رو زندگی اونا زوم میکرد . رو وون هم یه نقش ناامید و هیچ کاری از دستش برنمیاد و اویزون و بدبخت به شدت بود . کار خاصی نکرد در کل تو سریال .  درکل زیاد خوشم نیومد از سریالش . ولی اینجورم نیست که مفاهیمی که راجبش نوشته شده همش چرت باشه . کمک میکنه که بیشتر راجب شخصیت ها و داستان به درک برسی . 

  • نظرات [ ۱ ]
    • شنبه ۲۷ مهر ۰۴

    فیلم خارجی Steve(2025) با بازی کیلین مورفی

    فیلم خارجی Steve(2025) با بازی کیلین مورفی 

    فیلم «استیو» در دهه ۹۰ میلادی می‌گذرد و داستان یک روز سرنوشت‌ساز از زندگی مدیر یک مدرسه اصلاحی به نام استیو را دنبال می‌کند. این مدرسه محل آموزش نوجوانانی است که از جامعه و خانواده طرد شده‌اند. استیو در تلاش است تا مدرسه را از خطر تعطیلی نجات دهد، در حالی که خودش نیز با بحران‌های روانی و فشارهای درونی دست‌وپنجه نرم می‌کند.

    در کنار او، نوجوانی به نام شای با خشونت درونی و شکنندگی روانی مواجه است. روایت موازی این دو شخصیت، فیلم را به اثری چندلایه و انسانی تبدیل کرده که به موضوعاتی چون مسئولیت اجتماعی، فروپاشی روانی، و امید به نجات نسل فراموش‌شده می‌پردازد . 

    🧠 لایه‌های روانی شخصیت استیو:

    1. فروپاشی هویت حرفه‌ای و شخصی استیو خودش رو وقف نجات نوجوان‌ها کرده، ولی سیستم آموزشی، جامعه، و حتی خودش، بهش پشت کردن. این تضاد بین آرمان‌گرایی و واقعیت، باعث شکاف در هویت‌اش شده.

    2. احساس گناه و ناتوانی مزمن او مدام با این فکر درگیره که شاید نتونسته بچه‌ها رو نجات بده. این حس گناه، به شکل خشم درونی، افسردگی، و اعتیاد به الکل بروز پیدا می‌کنه.

    3. وابستگی به کنترل و شکست در آن استیو سعی می‌کنه محیط مدرسه رو کنترل کنه، ولی هرچه بیشتر تلاش می‌کنه، بیشتر از کنترل خارج می‌شه. این شکست، حس بی‌ارزشی رو درش تقویت می‌کنه.

    4. هم‌ذات‌پنداری با نوجوانان آسیب‌دیده رابطه‌اش با شای، فقط رابطه‌ی مدیر و دانش‌آموز نیست. استیو خودش رو در شای می‌بینه—کسی که جامعه طردش کرده، کسی که از درون در حال فروپاشیه.

    5. ناتوانی در بیان احساسات و نیاز به نجات استیو نمی‌تونه از کسی کمک بخواد. حتی وقتی خودش در حال غرق شدنه، باز هم نقش نجات‌دهنده رو بازی می‌کنه. این سرکوب احساسات، یکی از دلایل اصلی فروپاشی روانی‌اشه.

    🍷 الکل در فیلم فقط یک نشانه‌ست، نه علت: الکلی بودن استیو، نمادیه از تلاشش برای فرار از درد، نه صرفاً یک ضعف شخصی. فیلم نشون می‌ده که چطور آدم‌هایی با نیت خوب، در سیستم‌های ناکارآمد، به تدریج از درون تهی می‌شن.

    گاهی آدم‌هایی مثل استیو، با قلبی پر از امید و مسئولیت، وارد میدان‌هایی می‌شن که ظرفیت روانی‌شون رو فراتر از حد می‌بره. و وقتی سیستم حمایتی وجود نداره، اون بار سنگین تبدیل می‌شه به خستگی، انزوا، و گریزهایی مثل الکل.

    اما چیزی که فیلم نشون می‌ده، اینه که حتی در لحظه‌های فروپاشی، هنوز یه جرقه‌ی همدلی وجود داره. استیو شاید شکست خورده باشه، ولی اون لحظه‌هایی که با شای حرف می‌زنه، یا فقط کنارش می‌مونه، یه جور نجاته—نه فقط برای شای، بلکه برای خودش . 

    🧑‍🎤 شای (با بازی جِی لایکورگو):

    1. نوجوانی طردشده با خشونت درونی شای از آن دسته بچه‌هایی‌ست که جامعه، خانواده، و سیستم آموزشی ازش دست کشیده‌ن. خشونت رفتاری‌اش، بیشتر از اینکه نشانه‌ی شرارت باشه، فریاد خاموشیه برای دیده شدن.

    2. شکنندگی روانی و نیاز به امنیت زیر ظاهر سرکش و پرخاشگر، شای یه کودک زخمیه که دنبال پناهگاهه. مدرسه‌ی اصلاحی آخرین جاییه که می‌تونه احساس تعلق داشته باشه—و استیو، آخرین کسیه که شاید بتونه درکش کنه.

    3. رابطه‌ی پیچیده با استیو شای هم از استیو متنفره، هم بهش وابسته‌ست. گاهی باهاش درگیر می‌شه، گاهی سکوت می‌کنه، ولی در لحظه‌های خاص، یه پیوند عاطفی بین‌شون شکل می‌گیره. این رابطه، قلب فیلمه.

    4. نماد نسل فراموش‌شده شای فقط یه شخصیت نیست؛ نمادیه از نوجوانانی که بین خشونت، بی‌توجهی، و بحران‌های روانی گیر افتادن. فیلم از طریق شای، سؤال‌هایی درباره‌ی مسئولیت اجتماعی، تربیت، و نجات نسل آینده مطرح می‌کنه.

    🎭 بازی جِی لایکورگو: با اجرای ظریف و پرتنش، شای رو نه به‌عنوان یک «بزهکار»، بلکه به‌عنوان انسانی در حال فروپاشی نشون می‌ده. نگاه‌های خالی، انفجارهای ناگهانی، و لحظه‌های سکوتش، همه نشونه‌ی دردی‌ان که کلمات نمی‌تونن بیانش کنن. 

    درکل فیلم عمیقی بود . برای یه بار دیدن بد نبود . این فیلم نشون میده که ادم هیچ وقت نمیتونه راجب زندگی دیگران درک عمیقی داشته بشه و نمیتونه بفهمه تو زندگی اونها چی میگذره . همچنین راجب معلم خسته ای که خودش نیاز به کمک داشت ولی سعی میکرد به دیگران کمک کنه و اونارو نجات بده . 


    جی لیکورگو در نقش شی، دانش‌آموزی که هرگز بدون هدفونش دیده نشده و هدفون موسیقی متن درام و بیس زندگی او را پخش می‌کند، در قلب فیلم به مورفی می‌پیوندد. شی سه کلمه‌ای که برای تعریف خودش استفاده می‌کند «عصبانی و بی‌حوصله» است و اگرچه مشخص است که وقتی این را می‌گوید منظورش همین است، اما واضح است که خلاصه کردن زندگی هر کسی در قالب سه کلمه غیرممکن است. تنها راه برای فهمیدن اینکه ما چه کسی هستیم، حضور در زندگی یکدیگر، توجه به ناگفته‌ها و امتناع از نادیده گرفتن یا حذف قسمت‌های سخت است - مهم نیست چقدر دردناک باشد. 

      استیو می‌گوید: «می‌خواهم همه این بچه‌ها بدانند که چیز دیگری هم وجود دارد... اینکه چیزهای بی‌نهایت وجود دارد... فاجعه شکل عوض می‌کند و به شادی فردا یا هر چیز دیگری تبدیل می‌شود.» استیو می‌داند که ممکن است درد و آسیب روحی به طور کامل از بین نرود، اما تا زمانی که به یکدیگر توجه کنیم، می‌تواند توسط هر چیز دیگری - موسیقی، عشق، زندگی - جبران شود. 


  • نظرات [ ۰ ]
    • شنبه ۲۰ مهر ۰۴
    | سریال و اهنگ و کتاب و دیدگاه |