سریال چینی عشق و رستگاری  Love and Redemption

بای لینگ خدای قلمروی اسمانی و لو هو جی دو یکی از قوی ترین اهریمناس ، اونا با اینکه قلمرو اسمانی و اهریمنا باهم در جنگ هستن با هم دوستن ، و حالا قلمرو اسمانی که فرمانده ی جنگی نداره داره از اهریمنا شکست میخوره . بای لینگ با نیرنگ و خوروندن شرابی لو هو جی دو رو بیهوش و روح اولیه ش رو جایی پنهان و از استخوان اون خدای جنگ می افرینه ، از قضا خدای جنگ زنه . اون هیچ اختیاری  و ارتشی از خودش نداره و فقط از فرامین بای لینگ اطاعت باید بکنه وگرنه خود بای لینگ حسابشو میرسه . خدای جنگ به جنگ با اهریمنا که قبلیه ی خودشن میره و همرو میکشه ولی بعد از اینکه هراهریمنی رو میکشه حس بدی پیدا میکنه . بالاخره متوجه حقیقت میشه و میره تا برینه به بای لینگ که اون میخاد بکشتش که از اینور شی شوان پسر خدای خدایگان میاد و از خدای جنگ طرفداری میکنه ، خدای خدایگان هم اونارو به دنیای فانی می فرسته تا 10 بار تناسخ کنن و خشم کینه شونو خالی کنن . تو این ده بار تناسخ بای لینگ خودشو جای فانی میزنه و میره تا شوان جی دختری که تناسخ خدای جنگ هست رو به راه راست هدایت کنه ولی هرسری عاشق یو سه فنگ میشه که از قضا اهریمنه . تو اخرین تناسخ شوان جی مهر و مومش شکسته میشه و میفهمه که خدای جنگه و فک میکنه ستاره ی موشا یا لو هو جی دو ، یو سه فنگه ، و میخاد جام بلورین رو باز کنه و یو سه فنگ رو نجات بده " حالا یه چیزیش شده بوده "  که از قضا تو جام بلورین روح اولیه خودش ینی ستاره ی موشا لو هو جی دو ، هست . بای لینگ که به عنوان یه تهذیب گر خیلی فن داره و استاد شوان جی بوده وقتی می بینه شوان جی به راه راست هایت نمیشه و هیچ جوره از یو سه فنگ دست نمیکشه با هر نیرنگی که میزنه تا اونو از چشمش بندازه ، دیگه از بدن فانی در میاد و میره به عنوان خدا حلول میکنه و میخاد که سه قلمرو رو نابود کنه و میگه که شوان جی باعثشه و اون نباید جام بلورین رو باز کنه . خلاصه . شوان جی تو همون قسمتای 40 .45 متوجه میشه که خودش لو هو جی دو " خیلی سعی کردم اسمشو حفظ کنم " خلاصه مهر و موم شکسته و شوان جی تبدیل به خود واقعیش ینی لو هو جی دو ی مرد میشه و میره خدیا اهریمنا میشه و میخاد انتقام بگیره . از اونور یو سه فنگ میگه نه و نباید جنگ کنیم و سه قلمرو رو خراب کنیم . خلاصه یک عالم اتفاق می افته و خدای خدایگان میاد و میذاره اینا سنگاشونو باهم وا بکنن و به لو هو جی دو اجازه میده که برای عدالتی که میخاد هرکاری بکنه چون این حقشه و خدای بای لینگ رو میگه تو شیطان درونته و همش تقصیر توعه ، بای لینگ متنبه میشه و خودشو نابود میکنه و از خدایی و قدرت های الهی ش رو نابود میکنه ینی . بعدشم شراب الوده ای که یه روز داده بود به دوستش لو هو جی دو رو باهم میخورن و میمیرن . شوان جی و یو سه فنگ هم فانی میشن و میرن زمین زندگی میکنن . 

این همه ای که تعریف کردم تو ده قسمت معلوم شد چی به چیه . فوقش میشد 20 قسمت باشه سریال . بقیه ی 39 قسمت اب بود . من تقریبا 5تا 5 دیدم و وقتی می دیدم بالاخره داره یه چیزایی معلوم میشه از داستان اصلی و نیازه قبلتر رو ببینم میزدم مثلا قسمت قبل . اینطوری دیدن بهتره ادم وقتش تلف نمیشه حوصلشم سر نمیره . درکل بد نبود سریالش .