سریال ژاپنی  با شوهرم ازدواج کن Watashi no Otto to Kekkon Shite:  Marry My Husband 

نسخه ی ژاپنی همون سریال کره ای با شوهرم ازدواج کنه که من جسته گریخته نگاهش کردم ولی قسمتای اخرشو دیگه ندیدم . داستان همون داستانه ولی روابط و رفتارها و ری اکشن های کاراکترا نسبت به موضوعی که براشون اتفاق می افته ، بازی ها صد در صد ، مخصوصا تاکرو ساتوه اصلا یه لول دیگه ای از عاشقانه رو بازی میکنه واقعا حرفی برای گفتن نمی ذاره در برابر بازیگری مث نا این وو ، شخصیت ها اروم تر و کلا داستان بیشتر از اینکه نگرانت کنه و حرصت بده به خاطر ظلم هایی که به خاطر کودنی خود دختره بهش میشه ، حس راحتی میده انگار که واقعا داری یه سریال با یه داستان خیانتی می بینی که شخصیت زن ، نه اونقدرا کودن و نه اونقدرا زرنگه و وقتی دوباره زنده میشه بعد از مدت کوتاهی سریع خودشو پیدا میکنه و سعی میکنه که انتخاب های گذشته رو انجام نده . تو ورژن کره ای پارک مین یانگ شخصیتی داشت که همش میخاست بگه من مستقلم من تنهایی از پس همه چی برمیام ، و دیگه زیادی خودشو به کودنی زده بود . اینجا اونجوری نبود . منطقی تر بود . ساده و اروم و ملایم بود . 

خلاصه در هرحال من ژاپنیش رو بیشتر دوس داشتم . 

 سریال ژاپنی  با شوهرم ازدواج کن Watashi no Otto to Kekkon Shite:  Marry My Husband

 

سریال ژاپنی تا دم مرگ عاشقم باش Love Me to Death 

راجبه مردی به اسم کامیشیرو ماساتو عه که یک ساله با همسرش داره زندگی اروم و خوبی رو میگذرونن . اما ماساتو رازی داره که همسرش از اون بی خبره . 

اونا یک سال پیش لب یه دره ای درحالیکه زن سعی داشته خودکشی کنه اشنا میشن . ماساتو زن رو نجات میده و از اون موقع باهم ازدواج که نه هم خونه میشن . زن تو قنادی کار میکنه و ماساتو هم مثلا تو یه شرکت خوب کار میکنه . اما درواقع اون کارش چیز دیگه ایه . اشنا شدن با زنای پولدار ، سکس و پول گرفتن ازشون و گاهی اگه زیادی اویزون شدن کشتنشون و بالا کشیدن مالشون . بله ! ماساتو قاتله . 😁 اون با یه زن پولدار تو این بارهایی که پسر خوشتیپ ها به زنا سرویس میدن ، اشنا میشه و بعد سر یه ماه باهم ازدواج میکنن . گویا زن بیماری قلبی داره . بعد از ازدواج شاد و عالیشون که ماساتو خیلی خوب از زن نگه داری میکرده ، زن میمیره و خب چون بیماری داشته کسی مشکوک نمیشه . اون ارث زن رو که مبلغ کلونی بوده رو به جیب میزنه و از این به بعد هم کارش همینه . برادر زاده ی زن که دختریه که خبرنگاره به مرگ عمه اش مشکوک میشه و راجبه گذشته ماساتو تحقیقاتی رو شروع میکنه . خب راجبه هرکی بشینی تحقیق کنی بالاخره ازش یه چیز تاریکی در میاد دیگه . اون می فهمه که اسم این شخص اصلا ماساتو نیست و ماساتو 13 سال پیش براثر اتش سوزی مرده . خلاصه هی تهشو در میاره و ماساتو دست اخر می فهمه و خبرنگار رو  میکشه . حقشم بود . هیشکی به این ماساتو حتی شک هم نکرده بود این سیریش شده بود ادمای فوضول همیشه سرانجامشون مرگه یا باید مرگ باشه 😁 . اینجوری میشه که خبرنگار دیگه ای که همکار همین دختره بوده و در جریان مرگ عمه اش و شوهر عمهه شروع میکنه به سیریش بازی و تحقیق و اینا . از این طرفم قتلهایی رخ میده که هر دو نفر از قضا تو قنادی که زنش کار میکنه ، رفت و امد داشتن . زنش هم افسردگی حاد که چه عرض کنم مسته مست بود اصلا انگار راه میرفت یا حرف میزد مست بود . یجوری بود . اعتماد کامل و اینا . خلاصه این خبرنگار که خونه بغل خونه ی ماساتو اینا اجاره کرده ، اونارو شنود میکنه . دیگه کار که بالا میگیره میاد زنه رو خبردار کنه ولی زنه باور نمیکنه و فرداام پامیشن میرن سفر . اونم چه سفری سفر اخرت . چرا که ماساتو بعد از یک سال تلاش و صبر بالاخره میخاد زنشو ، زنرو ، تو این سفر تو جنگل بکشه . چرا که زنه  بیمه عمر 150 میلیون ینی داره . خلاصه میخاد نقشه ش رو اجرا کنه که خبرنگار ه میاد و نمیذاره و دعوا و اینا . دست اخر ماساتو باز خودشو به مردن میزنه و پلیسا هم نمیتونن پیداش کنن . زنه هم همچنان مستو عاشق ماساتو  ،تازه به طرز معجزه اسایی حامله هم شده . 

سریال قشنگ و جذابی بود . معماییش باحال بود . با اینکه از ابتدا ماساتو مشکوک بود ولی داستان خیلی خوب پیش میرفت . تهشم خیلی خوب تموم شد . از اینایی که یهو شخصیت منفی بمیره یا بیفته زندان یا توبه کنه و مسخره باشه نبود  . دیگه خب ماساتو همچین شخصیتی داشت دیگه . از بچگی تو سختی و بدبختی بود که به این سمت سوقش داده بود . مرد بدی نبود فقط ادمای عوضی رو میکشت . همین . 😎😂

بازیگرش یخوده ته چهره ی کامناشی و یخورده هم تاکرو ساتوه رو داشت . من تو پوستر اول فک کردم تاکرو ساتوهه . موهاشو جلو میزد زشت میشد ولی فرق باز میکرد قیافه ش خوب میشد . 

سریال ژاپنی love me to death

سریال کره ای فیلم ما  우리 영화 

"سریال قشنگ و جالبی بود که مموقع دیدنش خیلی افکار متفاوتی داشتم . از مرگ و زندگی و بیماری بگیر تا درست بودن یا غلط بودن انتخاب های بابای دختره ، خود دختره . و حتی جه ها ."

هم میتونم اینو بگم هم اینکه :

"سریال بیخود و خسته کننده و روضه ای بود . همش بدبختی بیماری الکی . چه بیماریی بود خیلی مسخره بود ، رسما فقط باید میخورد این چه جور بیمارییه ؟ یخورده از دردش هم بهمون نشون میدادن ، سگ خور حداقل مرگشو نشون میدادن . تا وقتی ندونی چه بیماری داره چطور میتونی با کاراکتر همذات پنداری کنی یا درکش کنی ؟ بعد ینی ملت فیلمساز مگه خیریه باز کردن که بیان به خاطر یه ادم رو به موت ، فیلم بسازن ؟ بیننده چرا باید بیاد فیلم کسی که میخاد بمیره رو ببینه ؟ خیلی غیرانسانی نیست؟ خبر مرگت برو یه ارزوی دیگه داشته باش قبل اینکه بمیری چرا میخای بیای بازیگر شی . بازی نام گونگ مین افتضاح بود به نظرم . مخصوصا قسمتای اخر انگار داشت زور میزد یخورده احساساتی شه . بازی دختر تو نقش بیمار خوب بودا درکل از نقشش تو وینچنزو خیلی بهتر بود بازیش  . ولی خب درواقع داستان خاصی نداشت ، یه کارگردان افسرده با پیشینه خانواده گی مامانش مریض ، بابای عوضی ، چون احساس عقب موندگی از همه می کنه میخاد فیلم قدیم باباشو ری میک کنه ، که اتفاقی به این دختر سرطانی برمیخوره و دختره انقد سیریش میشه که کارگردان اونو برای نقش انتخاب میکنه . دوقسمت اخرش هم اب بود . همینطوری نگا کردم ببینم چی میشه . "

سریال کره ای فیلم ما

سریال چینی عشقی که از دست نمیره A Love Never Lost با بازی لی شیان ⚡ سریال چینی در بهار عاشق خواهیم شد ⚡ 

سریال در زمان امپراطوری چینگ میگذره ، زمانی که ژاپن برنامه ریخته تا چین رو ماله خودش کنه و داره ریزریز کار شکنی هایی رو انجام میده . و از طرفی امپراطوری هم هرج و مرجه و همبستگی وجود نداره . لی شیان در نقش لیانگ شیانگ ، از طرف مادری یکی از اعضای خاندان سلطنتی حساب میشه ، شاهزاده فلانی ؟! " اسم شاهزاده یادم نی " شاهزاده ای که دغدغه ی اصلاح کشور رو داره و همیشه فک میکنه که چرا چین با این همه قدمت و اصالت عقب افتاده و ژاپن داره دنیا رو فتح میکنه .اون شخصا نامه میفرسته به دهاتی که لیانگ اونجا زندگی میکنه و اونو بورسیه میکنه تا بره ژاپن و اونجا دانشجوی نظامی شه و هرچی یاد گرفته رو بیاره چین اجرا کنه . 

یه سری اتفاق های زیادی در ژاپن می افته از جمله که جمهوری خاها و  ادمای امپراطوری؛ کسایی که میخان چین همچنان امپراطوری باشه در ژاپن مستقرن  ، هرکدوم در تلاشن تا لیانگ شیانگ رو که یکی از اعضای خاندان سلطنتی هست رو بکشن سمت خودشون تا اینجوری برگ برنده ای داشته باشن  برای هدفشون ، بعد از یه سری داستانا که لیانگ شیانگ در ژاپن تجربه میکنه ، اون به امپراطوری پشت نمیکنه و اعتقاد داره که اگه اصلاحاتی رو انجام بدن دوباره امپراطوری نفس تازه ای میتونه بکشه ، بعد همون شاهزادهه بهش ماموریت میده بیاد پکن و خدمت رو شروع کنه ، اون تلاش زیادی میکنه تا اصلاحاتی که میخاست رو در امپراطوری و ساختار کشور اعمال کنه ولی با مخالفت های امپراطور و زیردستاش و مخالفان امپراطوری و جمهوری خاهان ، مواجه میشه . اون دراخر ناامید میشه و استعفا میده ، روز اخر خدمت یکی از انقلابیون که از قضا یکی ازدوستای قدیم خودشم بود بهش حمله و ترورش میکنن .  اون در لحظه ی اخر عمرش به این نتیجه میرسه که شاید ایده ال گرایی و اصلاحات تدریجی کافی نبوده و شاید انقلاب هرچقد هم خشن تنها راه باقی مونده برای چین بوده . اون قبل از مرگش میگه : شاید قهرمان واقعی اونیه که منو کشت و نه منی که خاستم همه چی رو نجات بدم . اون دیگه نتونست بجنگه چون جنگی که براش ایستادگی کرده بود دیگه وجود نداشت . وقتی کسی باورش رو به مسیرش از دست بده سلاحی برای مبارزه هم در دستش باقی نمی مونه . بیشتر دوستایی که داشت تبدیل به دشمن شده بودن . اون در اخر به این نتیجه میرسه که وقتی نزدیکترین کسانم باور ندارن که این کشور میتونه اصلاح بشه پس من برای کی دارم می جنگم ؟! 

سریال خسته کننده ی بود و خیلی شعاری خوب نساخته بودنش . ولی وضعیت اون موقع چین چقد شبیه الانه ما بوده . این فکر به ذهنم رسید موقع دیدنش . 

سریال چینی افتخار ، شکوه  the glory 2025

سریال کره ای شکارچی با تیغ جراحی Hunter with a Scalpel

همون قسمت یک معلوم شد قاتل کیه . حال نمیده که . چقدم ذهلسیز بود مردک عن . 

درکل زیاد جذاب نبود . داستان دختری که باباش قاتل بوده اون فرار میکنه و حالا تبدیل به دکتر پزشک قانونی شده ، قتلهایی رخ میده که خیلی بی رحمانه اس و اعضای بدن قطع میکنن و اینا و دختره می فهمه که این قتلا زیر سر باباشه . و از اینجور داستانا که میخاد بره خودش باباشو بگیره بکشه و اینا . بیشتر از اینکه داستان جذاب و دیدنی و هیجانی و ترسناک داشته باشه چندش بود . اینکه اعضای قطع شده و یه عالم خون نشون بدی مگه میشه سریال ترسناک ؟ 

دوتا  سریال چینی دیدم که دوس نداشتم : 

سریال چینی بازی شاهدخت : به تفصیل : اب خالص . اصلا خوشم نیومد . خیلی بی روح و مصنوعی بود هم داستان هم بازی ها . چین بازیگرای جذاب رو داره حیف میکنه . 

سریال چینی صعود با باد Rising With the Wind : اینو اصلا بذارین نگم ...فیلمبرداری افتضاح . گونگ جون چقد تو سریال های گذشته ش و مخصوصا سریال کلمه افتخار چقد بازی بیستی داشت ، اینجا نه تنها بازیش بلکه فیلمنامه انقدر مزخرف بود که رو بازیش تاثیر گذاشته بود . دختر نقش رو به روشم زشت بد قواره ، بازی صفر مصنوعی . افتضاحی بود . حیف اوپام . اینو تا قسمت 10 دیدم . 

چندتا فیلم ژاپنی دیدم  : 

 

فیلم ژاپنی  شخصیت با  بازی ماساکی سودا :

 

راجبه یه مانگانویسه و نقاشه که با اینکه طراحی های خوبی داره ولی داستاناش بی روحن . اون داستانای جنایی مینویسه . بهش میگن انگار تو اصلا نمیدونی قتل و قاتل چه جوریه . اون یه روز اتفاقی وقتی به یه محله رفته بوده تا عکس یه خونه رو بکشه ، با صحنه قتل واقعی رو به رو میشه و قاتل رو هم می بینه ولی به پلیس چیزی نمیگه . از اون موقع یهو مانگاهاش میترکونه و کلی پیشرفت میکنه تا زمانی که قاتل خودش میاد پیش طراحه و خودشو نشون میده . قاتله خیلی روانی بود . درکل فیلمش زیاد جالب نبود خیلی باگا داشت که خنده داشت . ولی خب حسش نی همشو بگم . 

 

 Character

فیلم ژاپنی سامورایی در زمان : 

 

این فیلم راجبه یه سامورایی که ماموریت داره تا یه نفر از یه خاندان دیگه رو بکشه ، شبی که میره تا باهم بجنگن رعد و برق میزنه و هردو به زمان اینده منتقل میشن . منتها هردو تو یه زمان نمی افتن . سامورایی که اشراف زاده نیست و درواقع خدمتگذار یه خانواده ی اصیله ، تو زمان حال می افته و دشمن موردنظر 30 سال قبل از زمان حال . از اتفاق هردو هم تو لوکیشن فیلمبرداری می افتن و زندگیشون تغییرات بزرگی میکنه . سامورایی که تو زمان حال منتقل شده ، به زودی می فهمه که الان 140 سال بعد از زمانی که خودش بوده ، دستیار کارگردان با کمک کسی که تو معبد بودش بهش کمک میکنن و بهش اب و غذا میدن بعدها چون معبد محل فیلمبرداری بودش ، به دلیل ظاهر و بلد بودن فن شمشیر زنی اونو برای نقش کوتاهی انتخاب میکنن و از این به بعد اون میشه بازیگر سریال و فیلم های تاریخی ژاپنی . مدتی بعد بازیگر معروف که با سریال ها و فیلم های تاریخی خوش درخشیده و کلی طرفدار داره بعد از ده سال استراحت و دوری از ژانر تاریخی ، تصمیم میگیره یه فیلم تاریخی بسازه چون معتقده که ژانر تاریخیشون داره رو به استهزا میره  . اون برای نقش اول منفی ، سامورایی موردنظر رو انتخاب میکنه . موقع دیدار خودشو معرفی میکنه و اونا می فهمن که اون شب هردو به زمان حال منتقل شدن . اولش سامورایی همچنان با بازیگره که قبلا دشمنش بود  ،چپ بود ولی بعدها متوجه میشه که حالا که زندگی اینجوری براش رقم خورده و راهی نیست تا بتونن به زمان خودشون برگردن بهتره که سرنوشت رو بپذیره و راه جدیدی برای زندگیش بربگزینه . 😁 پیام سریال هم یجورایی همین بود که مهم نی کجای زندگی و تو چه زمانی زندگی میکنی فقط باید سعی کنی با جریان پیش بری . فیلم بامزه ای بود . گرچه یخورده طولانی بود ولی ته مایه کمدیش کیوت بود . 

 

  A Samurai in Time

 

فیلم ژاپنی اخرین مرحله یا اخرین مایل :

 

بیشتر یجورایی حس کردم یه فیلم تبلیغاتی برای نشون دادن شرکت خرید و بسته بندی و ارساله . که خیلی باحال و پیشرفته بود . این فیلمو چون این پسره🌺فیلم ژاپنی پسر طلایی 🌺 توش بود نگا کردم . درکل زیاد جالب نبود . 

 

/Last_Mile

 ژاپنی ها ژانر معمایی پلیسیشون از این لحاظ که یه تیم 100 نفری یهو میان برای حل یه پرونده شون خیلی باحاله . ینی اگه این همه ادم برای حل پرونده های ما بودن ، هیچ دزدی و قاتلی تو ایران نمی موند 😂

سریال ژاپنی

سریال ژاپنی