۷۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «معرفی سریال کره ای» ثبت شده است.

کدوم ادم احمقی 10 سال تحقیر و سرزنش کار پیدا نکردن رو تحمل میکنه بعد که میفهمه شرکتی که توش بالاخره با پارتی ،کار پیدا کرده درواقع شرکت بابای خودش بوده و بعد  نمی سوزه ؟! بعدشم میره ته و توشو در میاره که قضیه چی بوده ولی در اخر میگه نه من این پولارو نمیخام به خاطر پول اینکارو نکردم . 🤮اسکلین ؟ خیلی فیلمنامه های سریالای 50 قسمتیشون اب و مسخره و غیرمنطقیه . 

همکار و دوست بابای احمقشون که مهندس ؛بوده و شرکت رو تاسیس کرده به باباش خیانت و دقیقا روز مرگش میره همه ی حسابای باباهرو خالی میکنه و با دستکاری سهام ، سهامشونم میخره و شرکت و اموال رو کلا میکشه بالا و اونارم از خونه میندازه بیرون . حالا پسر همون مرد ساده لوح احمق تو یه دانشگاه سطح پایین درس خونده و ده ساله که دنبال کار میگرده ، یارو دزده الان اسم شرکتو عوض کرده و کلی برای خودش اسم و رسم بهم زده . شانسا پسره برای این شرکت هم درخواست میده بدون اینکه بدونه این یارو دوست قدیم باباش بوده ، مرد دزد ، با اینکه پسره تو مصاحبه قبول شده بود ، خصوصی با پسره دیدار و رو گردنش دین میذاره که اره من استخدامت کردم اگه میدونستم تو پسر فلانی هستی مصاحبه تو رد نمیکردم . اینطوری ! 

سریال کره ای خانه پرنده ابی

پسره بعدا از یکی از زیردستای همون دزده می شنوه که این شرکت درواقع اول بنیانگذارش بابای خودت بوده ، بعدش اتفاقی متوجه چیزی میشه و بعدش که تحقیق میکنه متوجه میشه که درواقع اموالشونو این یارو کشیده بالا . و اقدام میکنه  و اینا . 

دست اخر که یارو میگه بیا اموال واسه شما، میگن نه تو این شرکتو به اینجا رسوندی ما پول نمیخاستیم که ما میخاستیم تو به خودت بیای 😶🙄بعدشم کاشف به عمل میاد که اصلا بابای احمقشون از اولم چون مردنی بوده میخاسته شرکت رو بزنه به نام این یارو و بهش بگه که با پولاش مواظب خانواده ش باشه . عجب ادم احمقی خب بزن به نام زنت همشو پول کنه سهام بخر به اسم بچه ات . اصلا یه چیزای مسخره و کسخلی نشون میدن . اصلا چرا یکی باید اینکارو کنه ؟! اصلا بگیم انقد احمق که همه ی سرمایه تو بدی دست کسی و بگی که مواظب خانوادم باش . از کجا معلوم طرف با وجود اون همه اموال همچنان رو حرف و قولش پایبند باشه ؟! اصلا بگیم این قضیه اش هیچی . مامانشون چقد احمق بوده . اصلا مامانشون نبودش . تو یتیم خونه دوست همین یارو دزده بوده و یه زن دیگه ای . سه تایی با این مرده اشنا میشن مامانه عاشق این یارو مهندسه میشه ولی مهندس میره یکی دیگرو میگیره . بعد که زنش میمیره ، این زنه میره به این میگه که من میام از بچه ات نگه داری کنم و اینا من فقط میخام خانواده داشته باشم 😶😐 . از اونطرف دوست یتیم خونه ایش حامله میشه از کسی و بچه رو نمیخاد ، این زنه  و مرده بچه رو به عنوان بچه ی خودشون میارن بزرگ میکنن . درواقع زنه حتی زن مرده هم نشده بوده و هیچ کدوم از بچه ها بچه ش نبودن . چقد بی معنی . 

به این ترتیب یه سریال کره ای 50 قسمتی دیگه رو ، روی دور تند نگاه کردم . 

لی می جین ،بعد از 7 سال امتحان استخدام دولتی رو رد شدن ، یه شب ارزو میکنه که کاش کس دیگه ای بود . صب که بلند میشه تبدیل به یه پیرزن میشه . قبل از غروب خورشید پیره ، بعد از غروب خودش میشه . منتها خودش با پیریش خییلی متفاوته . خودش بی حال حرف میزنه و اون سرخوشی و خوشالی که پیریش داره رو نداره نتونسته یه کاراکتر یک دست رو بازی کنه . درکل از این دختر دهن گشاد زیاد خوشم نمیاد چه خواننده گیش رو چه بازیشو خیلی پر. روعه دوس ندارم . 

ولی تا قسمت 5 قابل تحمل و خنده داره . داستان جناییش منو یاد سریال کره ای تونل می ندازه . 💚سریال کره ای هتلدار و سریال کره ای کشور من و سریال کره ای تونل 💚 

اجوماعه خیییلی بامزه س و یه بار سریال کلا رو دوش اونه . دادستان هم بامزه گی و جذابیت خودشو داره ولی یه بار کمدی سریال رو دوش اجوما و اون بازرسه اس . یادم نمیاد قبلا کجا دیدمش که نقش عوضی داشت با اون صداش ولی اینجا نقشش خوب بود الحق زرنگم بود . 

داستان جناییشم خوب بود من تو قسمت ده داشتم فک میکردم چرا انقد زود قاتلو لو دادن ولی خداروشکر قاتل یکی دیگه بود . گرچه به اون زنه شک داشتم که یه نقشی حتما داره که هستش بیخودی هی دیالوگ نداره 😁 ولی خیلی پتیاره بود . 

مامان بابای می جین هم خیلی بامزه بودن .

سریال کره ای خانوم روز و شب 낮과 밤이 다른 그녀

ولیکن داستان یه سری باگ های عظیمی داشت مثلا اینکه این چجور استخدامیه که مدارک نمیخان و با گفتن اسم تو رزومه زرتی استخدام میشن اونم تو دادستانی ؟ و چرا دادستانه هرچقدم سرش شلوغ باشه هیچ وقت به این شک نکرد که لباسا گاهی و مخصوصا کوله پشتی اجوما و می جین چقد شبیه هم هستن و ایا اینا باهم اشنایی دارن یا ندارن . از طرفی مگه کار می جین چی میتونه باشه که روزها هیچ وقت دیده نمیشه ؟! و از این جور مسائل دیگه . 

سریال کره ای خانوم روز و شب 낮과 밤이 다른 그녀

اوپای جدید 

با اینحال سریال قشنگی بود خیلی خنده دار و کیوت و دوس داشتنی و قلب قلبی بود تو این بی سریالی در حال پخشی چسبید و در سه روز تقریبا ؟! دیدمش . امروزم که قسمت اخرش اومد بی ساب نگاه کردم . قسمت اخر عملا اضافه بود و کات کردن زوج خییلی بیخودکی بود . من نمیدونم چرا وقتی یه دختر بیکار با یه مرد باکار قرار میذاره یجوری نشون میدن که دختره حس حقارت داره و چون بیکاره نباید عاشق شه یا نباید قرار بذاره برا همین قضیه کات کردن و فاصله انداختن بین زوجارو میندازن وسط تا بالاخره یجوری دختترو کاردار کنن . منشی دادسرا شدن سخته ولی نه انقد که نیاز باشه 8 سال پشت کنکور استخدامی بمونی ینی باید حتما رویای خودت بود تا قبول شی ؟ خیلی مسخره اس نگاهاشون و نشون دادن این قضایا ...این توهین به جامعه ی زنان بیکار یا خونه دار و غیرکارمنده . یعنی چی اقا اصلاح کنین خودتونو ... 반성하세요 

یه عشق بیخود و بی معنی و مزخرف . اشغال بود سریالش . این پسره همه جا مارمولک و خوددرگیر . فک میکنه این کاراکترا خیلی باحالن درحالیکه رو عصاب ترین ادما و جغدترینشون اینجور شخصیت ها هستن .همیشه هم اجوما پسنده . 

این زنه هم همه جا خوددرگیر و یبسه . خود به خود با دوس پسره قهر میکرد سر چیزای الکی . اصلا پسره بدبخت هیچی نمیگفتا این الکی قهر میکرد . خب خسته شدی ازش زودتر بگو تکلیفشو معلوم کن چرا انقد خودتو چسی میکنی . اجوما . الکی هم قضیه خانواده و خاهرشو بولد کرده بودن . خیلی مزخرف بود . اصلا تو یه کشور ازاد خانواده چند بخشه ؟! که حالا بخاد زورت کنه که ازدواج کنی یا نه . هرکی کار خودشو خونه خودشو داره . داستانای بی منطق و مسخره می سازن . الکی بازیگرارو هدر میکنن . 

وسطی دوست پسر دختره س که 4 ساله باهم دوستن . ولی دوستیشون اصلا بی جونه هیچ عشق و محبتی توش نی الکی همینجوری دوستن . مث این زوجای چندین سال ازدواج کرده که از هم خسته شدن و از تب و تاب عشق افتادن . یه روز دختره تو داروخانه اون مارمولک سمت راستی رو می بینه و ازش خوشش میاد . پسره هم همینطور . پسره و دوس پسره تو باشگاه باهم بسکتبال بازی میکنن و همو اینجوری می شناسن . پسره یه بچه ی 6 ساله داره که پیش خانواده ش زندگی میکنه . خودش تنها زندگی میکنه . دکتر داروخونه ایه . هیچی دیگه دختره و پسره باهم دوس میشن و دختره با دوس پسره کات میکنه . از اونورم زور خانواده دختره که این پسره پسر خوبیه و بیا باهاش عروسی کن سر و سامون بگیری . ما خیالمون راحت شه . مث خانواده های ایرانی شوهر دادن دختر به هر قیمتی . دختر اولی رو به زور شوهر داده بودن به یه دندون پزشک طرف شیبل از اب در اومده بود دختترو کتک میزد . اینم برداشته بود البوم کتک درست کرده بود خب زودتر برو اقدام کن دیگه البوم درست کردنت چیه . چون اخبارگو بودش برا همین هی دست دست میکرد . باباشون فهمید شوهره کتکش میزنه مث گاو میگفت عیب نداره اشتی کنین . یابو بود باباشون . دیگه کشور ازاد بابا چندبخشه . مگه باید از اون اجازه بگیری چیکار کنی برا زندگیت همه چیتون جداس . یه ازدواجتون نیاز به اجازه ی خانواده س . اسکلای عقب افتاده . چطور به پول دادن رسیدنی دخترا باید مستقل شن ولی به شوهر کردن رسیدن اجازه و کوفت ؟! خیلی مسخره بود موضوعش . 

موقعی که رفته بودم امریکا به هر طرف که نگاه میکردم زیبایی و فراوانی بود  . درحالیکه کشور من و هم وطنام داشتن تو گشنگی و کثیفی دست و پا می زدن . یارابون میدونین پیتزا چیه ؟ تاحالا پیتزا خوردین ؟ وقتی امریکا بودم بالای یه پیتزا فروشی زندگی میکردم . شبا بوی پیتزا خاب رو از چشام میگرفت . یارابون مشکل اقتصادیمون از داشتن و نداشتن اسلحه مهمتره . کشوری رو دیدم که هیچکس غم نون نداشت . جایی که میتونی هرروز سه وعده غذا بخوری . چیزی که تو این مدت حسرتشو میخوردم جت های جنگنده و ناوهای امریکا نبود ، بلکه پیتزا بود . چه فایده داره که جنگ رو ببری ولی ملت از گشنگی بمیرن ؟ کره میتونه از جوون هایی که داره استفاده کنه و یه کشور صنعتی بسازه ، با موقعیت جغرافیایی که کشورمون داره میتونیم به مرکز تجارت دنیا تبدیل بشیم . 

سریال عمو سام شیک . سام شیک به این معنا که طرف کاری میکنه که کسایی که باهاش دوستن و همدست روزی سه وعده غذا بخورن . یارابون : ملت ،چه چیزی مهمتر از غذاست ؟ این رازیه که کره ای ها بهش رسیدن و مثل خدا می پرستنش و ازش نگه داری میکنن و ما ؟! ما رییس جمهوری که نگران غذای کارگر بود و پرسید غذا خورده یا نه رو مسخره و بعدم کشتیمش و بعدشم یه سست عنصر بی ادب بی فرهنگ رو اوردین کردین رییس جمهور . در این ارزو که با جهان صلح کنیم و حجاب اختیاری داشته باشیم . 

چقد فرق است بین طرز فکرملت ما و ملت اسیای شرق . میل میل매일 매일  هرروز دارم غبطه ی اینو که چرا تو این خراب شده هستم رو میخورم . 

خیلی گرمه . 

یه برنامه دیدم از اینایی که 5تا دختر پسر میرن تو یه خونه هی باهم قرار میذارن و اینا ، اسمش بود دروغ صورتی . واقعا همشون دروغگو بودن . از طرفی اصلا هیچ کدومشون بهم نمی اومدن . درواقع همشون میگفتن دنبال کسین که بتونن بعدا رو ازدواج باهاش فک کنن ولی هیچ کدوم مناسب هم نبودن . یکی پورن استار بود اون یکی میرفت رقصای سکسی جلوی زنا میکرد زنا بهش دست میزدن . چه کارای مسخره ای . چه افتخارم میکنن . اون یکی پورن استاره نه ها ! اون همش می ترسید بقیه بفهمن که چیکاره بوده برای همین شش سال بود که با پسری دوس نشده بود . یکیشون بچه داشت مادر مجرد بود . اون یکی بدبخت بیچاره بود نصف حقوقشو میداد به خانواده ش . بعد وسط این همه بدبخت یه دختری بود که از این چبول ها پولدارا بود میگفت روزی 15 میلیون وون خرج میکنه . خیلی نامتوازن بود . خب معلومه هیشکی نمیاد با اون دختره دوس شه . مگه اینکه دختره بخاد برای پسره خرج کنه . خلاصه خیلی طولش دادن حوصلمو دیگه داشت سر می برد اخرشم درواقع هیشکی به هیشکی نرسید . تازه موند برای فصل بعدی . مسخره . اسکلمون کردن . 😐

یه سریال نگاه کردم از این قدیمیا مال سال 2003 اسمش بود آل این all in ، آل این یه اصطلاح  تو بازی پوکره که طرف همه چیشو شرط بندی میکنه . سریال رو از رو داستان به همین نام که اشاره به زندگی پوکر باز قهار کره ای داره نوشته شده بوده و اینا سریالشو ساختن . خلاصه .

لی بیونگ هان و سونگ هه کیو و جیسونگ تو این سریال بودن . این سونگ هه کیو یه جا نبوده که عشقی بازی کنه و مث ادم به عشقش برسه . همه جا بدبخته . بدبختی لی بیونگ هان که اصلا شرشر براش اشک ریختم انقد یه ادم بدبخت میتونه باشه اخه ؟! 

خیلی اب داشت راستش ولی داستان عشقیشون قشنگ بود و زندگی کاراکتر لی بیونگ هان واقعا غم انگیز بود . طفلک هرکاری میکرد که مث ادم زندگی کنه یه وضعیتی پیش می اومد که نمیشد و یا نمی ذاشتن . 

این تمرکزش رو کازینو و قمار هم زیادی بود و زیاد خوشم نمیاد راستش . قدیما از این سریالا زیاد داشتن که رو قمار می چرخیده . و مثلا جیسونگ پولداره میاد میگه که من ارزوم اینه که یه هتل کازینو داشته باشم و معروف شم :| فک کن بری امریکا درس بخونی بیای بشی رییس هتل کازیتو چقد مسخره . 

لی بیونگ هان برای این سریال دسانگ گرفته و کلا سریالش خیلی گرفته بوده ریتش 47 بوده . نمیتونم بگم بد بود یا خوب بود . متوسط بود . قدیمی بودنش هم باید در نظر گرفت خب . 

all in

این همه گفتم ولی داستان سریالو نگفتم اینم بگم که رسالت این پست هم کامل شه ، داستان راجبه پسری به اسم کانگ اینها که با عموش زندگی میکنه و عموش قماربازه . از این کارت بازی های کره ای و با بچه میره اینور اونور قمار میکنه و به اینها هم با ایما و اشاره یاد داده که بشینه رو به روشون تا چشش به کارتای حریفا باشه و بهش با علامت دادن بگه که طرف چه کارتی دستشه . خلاصه اینجوری اینها هم قمار یاد میگیره . ولی عموش بهش میگه که تو نباید پاتو تو این کار بذاری وگرنه هیچ وقت نمیتونی ازش بکشی بیرون . اینها درونگرا تقریبا و شره و دعوایی مثلا ببینه یکی داره زور میگه دعوا میکنه یا به دیگران کمک میکنه و دعوایی کلا . خلاصه یه روز یه دختری رو میبینه و عاشقش میشه که طبیعتا سونگ هه کیوعه . 

الان دبیرستانیه و عموش با هزارتا التماس دوباره ثبت نامش کرده حداقل دیپلمشو بگیره . میره مدرسه اونجا با جیسونگ که پولداره و زرنگ کلاسه اشنا میشه و جیسونگ میخاد با اینها دوس شه . یه روز تو سینمایی که مال بابای جیسونگه نزول خورا میاد خِر بابای سونگ ههه کیو رو میگیرن و کتک و اینا ، اینها و جیسونگ میرن کمک . بعدش اون نزول خورا میان سیریش میشن به اینها که تو مارو کتک زدی چطور جرات کردی فلان هی سیریش بازی دیگه . دست اخر بابای دختره یجوری می میره . و اینها و جیسونگ فک میکنن که کار همون نزول خواراس . میرن انتقام بگیرن می زنن انباری که پاتوق این ادما بوده رو اتیش می زنن نگو کله گنده هه تو اونجا بوده میمیره . میان جفتشونو میگیرن ولی چون جیسونگ باباش گردن کلفته اونو میاره بیرون و همه تقصیرا می افته گردن اینها . و اینها هفت سال می افته زندان . سونگ هه کیو هم میره تو یه صومعه ای تو ججو که مثلا راهبه شه که دست اخر نمیشه و با اشنا بازی میره تو کازینو ، بانکر میشه . 

خلاصه اینها از زندان می یاد بیرونو با کمک یکی از دوستای تو زندانش که هموسوی خودمون بود ، تو یه کازینو کار پیدا میکنه  ،مونیتورینگ بود کارش درواقع ، سر یه بازیی اینها باعث میشه که کازینو پول از دست نده و اینجوری مدیره اونو استخدام رسمی میکنه و بعدشم مدیر کازینو میشه چون خیلی حرفه ای بودش همینطوری میشه که همونجا اینها  و هه کیو همو می بینن و عاشق و اینا ولی باز عوضیا نمیذارن این به زندگیش برسه و یه قتل باز می افته گردنش و اینها با کمک جیسونگ فرار میکنه امریکا . و همینجوری هی سرنوشت وار همو می بینن و باز جدا میشن و به همین ترتیب . دست اخر بهم می رسن . 

این بود داستان سریال . 😄