۱۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «سریال چینی تاریخی ازدواج اجباری» ثبت شده است.

 

 

سریال راجبه دو دنیای اهریمنا و انسان هاس . دنیای اهریمنا که قدرت های خارق العاده دارن و میخان که از اون دنیا بیان به دنیای انسانها و  ازادانه زندگی کنن . منتها یه شرطی شروطی داره ولی خب یه سری از اهریمنا این شرطا رو زیرپا میذارن و باعث میشن که هرج مرج تو دنیای انسان ها به وجود بیاد . از طرفی انسانهایی هستن که از صدتا اهریمن و شیطان بدترن و یه سری اهریمنا رو زندانی میکنن و میخان که قدرت هاشون مث اهریمنا باشه و فرمانروایی کنن و اهریمنا مث سگ زیردستشون باشن و اونایی که تبعیت نمیکنن هم بکشن . 

داستان از جایی شروع میشه که  بعد از مرگ اتفاقی الهه بای زه که به انسانها و شیاطین حکومت میکرد الهه ی بای زه ناپدید میشه و منجر به هرج و مرج بین اهریمن ها و دنیای انسان ها میشه .

داستان اصلی راجبه یه اهریمن بزرگ و قدرتمند به نام ژائو یون ژو یا ژائو یین  که درواقع اون پوسته ایه که شرارت های دنیا رو به خودش جذب میکنه ، اون وقتی ماه خونین میشه شرارتش به بالاترین حد خودش میرسه و کنترلشو از دست میده و قتل عامی رو انجام میده بعد که به خودش میاد مث سگ پشیمون میشه و 8 سال تو انزوا خودشو با رعد و برق تنبیه میکنه که چرا اینکارو کرده . اون از اینکه اهریمنه خیلی ناراحته و ارزوشه که بمیره . ولی قبل از اینکه بمیره باید رسالتش رو انجام بده که همانا کمک به ظهور الهه ی جدید بای زه  و درست کردن دیواری که بین اهریمن ها و انسان ها هست که درحال فروپاشیه . 

 

برای همین ژائو یین به دنیای انسان ها میاد ، تو دنیای انسان ها یه مرکز شکار اهریمن وجود داره که چندین وقته که داره خاک میخوره . برا همین این کارو یه عده ی دیگه که همونطور که گفتم میزنن اهریمنا رو میکشن و ادمای بدین انجام دارن میدن . راس این مرکز شکار اهریمن که مدتیه سوت و کوره ، ژو چن و دختری به نام ون شیائو عه که یه سری قدرت ها داره .

ژو چن از نسل خاندانیه که پدر و برادرش شکارچی اهریمن بودن و برای صلح بین اهریمن ها و انسان ها تلاش میکردن . اون شمشیری داره که نیروی شرارت رو تشخیص میده و میتونه باهاش اهریمنها رو ضربه فنی و مجازات کنه .

ون شیائو  الهه ی بای زه اس ولی هنوز نشان مخصوص و قدرت های الهه رو نداره ، اون شاگرد الهه ی بای زه قبلی بوده که کشته شده . اون موقع مرگش قدرتهاشو به ون شیائو میده . 

مدتیه که یه سری قتل ها رخ میده و هر تازه عروسی کشته میشه . امپراطور نگران این موضوع شده و دستور داده که این دوتا مرکز شکار اهریمن یه کاری کنن .

 

 

 

 سریال چینی نیش های سرنوشت 2024 Fangs of Fortune

 

ژائو یین میاد به مرکز شکار اهریمن و خودشو تسلیم میکنه و بعد با گذاشتن یه سری شرط شروط میگه که حاضره که به انسان ها کمک کنه تا این پرونده و پرونده های احتمالی بعدی رو باهم حل کنن . گروهی متشکل از ژائو یین ، ون شیائو که الهه ی بای زه اس و  ژو چن که دشمن خونی ژائو یینه که بعدا میگم چرا ،و دو سه نفر نوچه ی دیگه که اصلا نبودنشون تو سریال فرقی ایجاد نمیکرد و اضافه بودن ، باهم میرن تا طی 5 روز پرونده رو حل کنن و باهم یه دوستی و صمیمیتی رو تشکیل میدن . 

 

همونطور که گفتم وقتی ماه خونین شده بوده ، ژائو یین که شرارتش به بالاترین حد خودش رسیده بوده کنترلشو از دست میده و میره یه قتل عام رو انجام میده ، اون قتل عام کشتن همه ی ادمایی که تو مرکز شکار اهریمن بودن که اعم از پدر و برادر ژو چن بوده . همچنین وقتی الهه بای زه رو میبینه اونو هم میکشه . به خاطر همین خیلی ناراحته و از خودش بدش میاد . اومده که به دست ژو چن کشته بشه  چون فقط ژو چن و شمشیرشه که میتونه اهریمن بزرگ رو بکشه . برخلاف اینکه اینا دشمن خونی هم بودن ولی گروه قشنگی رو تشکیل میدن و کم کم اون دشمنی بینشون تبدیل به دوستی میشه و بعدها وقتی ژو چن طی اتفاقاتی تبدیل به اهریمن میشه ، ژائو یین رو درک میکنه که چطور کنترلی رو خودش نداشته و از اینکه در اخر باید بکشتش خیلی ناراحت بودش . 

 

خلاصه پرونده های مختلفی پیش میاد که منشا همشون لی لون دوست قدیمی ژائو یین بودش . حالا قضیه لی لون چیه ؟!

 

 

 

 سریال چینی نیش های سرنوشت 2024 Fangs of Fortune

 

 

لی لون و ژائو یین در گذشته دوستای صمیمی بودن و باهم قرار گذاشته بودن که از سرزمین های اهریمنی محافظت کنن . اونا برای گردش به دنیای انسان ها می اومدن و ژائو یین مصبب این رفت و امد بوده . اون دوست داشته ازادانه به اینور اونور بره و کلا دوست داشت انسان باشه و رفتارهای متناقض زیادی داشت بزرگوار 😆 . طی یه اتفاقی ژائو یین قدرت های یه چوب قدرتمند و معنوی رو جذب میکنه وقتی میاد پیش لی لون میبینه اون یه سری ادمو کشته و در صدده کس دیگه ای رو هم بکشه با همون دستش که چوب قدرتمندو 😁 جذب کرده بوده لی لون رو هل میده و این باعث میشه که اون سمت لی لون بسوزه . چون لی لون پوسته ی واقعیش درخت بوده . بعدشم که الهه بای زه متوجه قتل های لی لون میشه به ژائو یین که باهم رفت و امد داشتن میگه که چاره ای نیست باید لی لون رو مهر و موم کنه و اتفاقا اگه مهر و موم نشه می سوزه و میمیره این مهر و موم باعث میشه زنده بمونه . ولی لی لون با تسخیر اینو اون که شرارت دارن باعث قتل ها و فتنه هایی میشه . که ژائو یین میخاد که اینو بنشونه سرجاش چون از اون قضیه به اینور باهم دشمن شدن  و راهشون جدا شده . 

 

 سریال چینی نیش های سرنوشت 2024 Fangs of Fortune

 

 هرچی جلوتر میده گره های بیشتری و رازهای بیشتری برملا میشه از طرفی الهه بای زه هم طی پروسه ای قدرتهاشو بدست میاره . درواقع نشان بای زه بین دو نفر تقسیم میشه ،همون قضیه یین و یانگه . وقتی الهه بای زه که استاد ون شیائو داشته میمرده و متوجه قتل ها و از خود بیخودی ژائو یین رو میبینه نصف قدرتهاشو به ون شیائو و نصفشو به ژائو یین میده .این قدرت باعث میشه که ژائو یین قدرتمندتر و همچنین باعث شه که کنترلشو از دست نده .  این دو باید بهم علاقمند بشن و ذهن و قلبشون باهم هماهنگ بشه تا اون قدرتهای معنوی و اینا ظاهر بشن و بتونن اون مهم رو انجام بدن . درواقع از ابتدا هم قدرتها و رییس این تشکیلات دونفری بودن و باهم میتونستن قدرتها رو ظاهر و انجام بدن . 

 

 سریال چینی نیش های سرنوشت 2024 Fangs of Fortune

 

 

 کل سریال رو پرونده های مختلف و ارتباط این گروه و مخصوصا این سه نفر شخصیت اصلی میگذره .یه ته مایه طنزی هم تو روابطشون وجود داره که برای بامزه شدنش باحال بود که گنجونده بودن .یجورایی هم قشنگ بود هم  اب بود و خیلی کند میگذشت . خیلی رو قیافه ها زوم داشت بیخودکی  . درکل داستانش جوری نبود که نیاز به 34 قسمت داشته باشه . نصفش اب بود . یه سری باگ ها هم داشت که یادم نمیاد . 

اما خب باعث شد من با اوپای به شدت جذابی اشنا بشم . گرچه زوم ها بیخودی بودن ولی از حق نگذریم زومای روی ری اکت ها و نگاهای ژائو یین به جا بودن 😆 و خیلی نگاها و ری اکشن های قشنگی داشت . خیلی جذاب بود . و منم تا قسمت 25 فقط به خاطر گل روی این اوپا نگاه کردم سریال بعدش دیگه حوصلمو سر برد  و همرو زدم جلو . 

 

 سریال چینی نیش های سرنوشت 2024 Fangs of Fortune

 

قسمت 15.16 که اوج داستان بود انقد زوم روی اوپا بود که اصلا داستان داشت از شیرازه خارج میشد . بازی اوپا خیلی خوب بود طلسمهاش خیلی جذاب بود انگشت میذاشت جلو دهنش میگفت رویا طرف میخابید زانو بزن زانو میزدن قسمت اولش واقعا با قدرتهای جادوییش حال کردم که  باعث شد بقیه شو ببینم ولی بعدش خیلی کم از این قدرتها رو نشون دادن و تازه بعدشم انگار یادشون رفته بود این اهریمنه و میتونه از دیوارها بگذره زندانیش کرده بودن 🤣 . درواقع بخام بگم این مدل سریالا همش میگن که اهریمن بزرگ چمیدونم جاودانه ی بزرگ ولی از بزرگی و قدرتمندی فقط اسمشو یدک میکشن ، قسمت اول نشون دادن ژائو یین خیلی قدرتمنده خیلی کاریزما داره و خیلی مقتدره و حرفشو به کرسی می نشونه و همه ازش می ترسن ولی بعدش یهو همه چی عادی شد .  بازی دختره برعکس سریال قبلی که ازش دیدم 🌺سریال چینی افتخار 🌺 فوق العاده بد بود .ینی ماست خالص انقدم سفیدش کرده بودن . قیافه شم کلا تغییر کرده بود الان فهمیدم این همون دختره اس تو سریال تان تای جین هم بودش . اونجاام ایکبیری بود . ژو چن و لی لون هم جذاب بودن ولی زیاد جذبشون نشدم . من اصلا فقط محو ژائو یین بودم . 🥰🤩😎 تصمیم گرفتم برم سریالای دیگه شم ببینم گرچه امیدی به خوب بودنشون ندارم 🤦‍♀️😫😁 . واقعا سریالای چینی تو داستان خیلی ضعیفن . کم پیش یه سریال تا اخر خوب باشه . حیف این همه جذابیت های اوپاها . 

 

 سریال چینی نیش های سرنوشت 2024 Fangs of Fortune

 

چند عکس از اوپا ببینیم : 

 

 سریال چینی نیش های سرنوشت 2024 Fangs of Fortune

 

 سریال چینی نیش های سرنوشت 2024 Fangs of Fortune

 

 سریال چینی نیش های سرنوشت 2024 Fangs of Fortune

 

 سریال چینی نیش های سرنوشت 2024 Fangs of Fortune

 سریال چینی نیش های سرنوشت 2024 Fangs of Fortune

 سریال چینی نیش های سرنوشت 2024 Fangs of Fortune

 

 سریال چینی نیش های سرنوشت 2024 Fangs of Fortune

 

 سریال چینی نیش های سرنوشت 2024 Fangs of Fortune

 سریال چینی نیش های سرنوشت 2024 Fangs of Fortune

 سریال چینی نیش های سرنوشت 2024 Fangs of Fortune

بعد از مدتها یه سریال چینی دیدم . 

 سریال چینی افتخار ، شکوه  the glory 2025

 داستان راجبه دختری به اسم هان ین هه که از بدو تولد بهش انگ نحسی زدن و به یه شهر دور پیش دوست دوران تحصیل باباش فرستادنش . اون خانواده هم با دختره بدرفتاری میکنن و وقتیم جوون میشه مرده بهش چش داره ، یه شب که میخاسته عمل شنیعش رو انجام بده ، هان ین هردورو میکشه و بعد میاد پایتخت خونه ی خودشون . 

داماده خانواده فو یون شی که قبلا قرار بوده با هان ین ازدواج کنه ولی با خاهر اولی ازدواج کرده ، معاون بازرسیه و خیلی معروفه و همه ی مجرمارو گرفته و خاندان های زیادی رو اینجوری به کام مرگ کشونده . اون پرونده ی هان ین و قتل پدر مادر خونده ش رو قبول میکنه ، هان ین میگه که اونارو راهزنا کشتن  . از همون اول داماد بهش مشکوک بود . 

سریال چینی افتخار ، شکوه  the glory 2025

اون فک میکرد اگه برگرده به خونه شاید ازش استقبال شه و مادرش و پدرش خوشال بشن ولی از بدو ورود فقط زن دومه که مثلا تحویلش میگیره . از همون اولش خونه اون چیزی که فک میکرد براش نشد و کلی با اینو اونو دسیسه هاشون دست و پنجه نرم کرد . از همون اولم کسی که پنهانی کمکش میکرد فو یون شی بود . از پاپوش درست کردن و به میون اوردن نحسیش بگیر تا بی توجهی و نامهربانی های مامانش . 

سریال چینی افتخار ، شکوه  the glory 2025

داستان در کل حول دسیسه های خانواده و زرنگ و باهوش بودن هان ین و مقابله با این سختی هاس . درواقع اون دنبال ارامش و محبت و خانواده داشتن بود ولی دید خانواده ش از مردم غریبه هم عوضی ترن . مخصوصا باباش که سرمنشا همه ی بدبختی های اون و مامانش بود . ینی از این یارو خبیثتر و عوضیتر و وقیح تر ندیده بودم . همچین خودشو به ساده لوحی زده بود فک میکردی این چقد بی عرضه اس نگو همه ی گندا از گور خودش بلند شده بود . 

سریال چینی افتخار ، شکوه  the glory 2025

کمی تا قسمتی اب داشت و یخورده الکی کشش دادن کشش داشت تا ببینی چی میشه ولی اونجوری که داستانش یجوری باشه که بگی وای چه داستانی چه عشقی اینا یا یه اثر به یاد موندنی باشه و بخای ری واچ کنی اینطوری نبود .البته  داستانش اینطوری نبود که بخاد عشق رو زیاد بولد کنه چون اصلا دختره وضعیتش اینجوری نبود که بخاد بره عاشق شه و اینا ولی واسه پسره یخورده زیادی چسی اومد . گرچه پسره هم از اول تا اخر اکت خاصی نداشت فقط یه حالت بود ، کاریزما داشتا ولی خب یه ری اکشنی چیزی  . راستش دختره هم گرچه نحسیش حرف و حدیث ساخته ی زن دوم بود ولی هرچی جلوتر میرفت به این نتیجه میرسیدی که واقعا نحسه هرجا پا میذاشت بلوا به پا میکرد .  ولی خب دیگه گفتم بعد از 5.6 تا سریال که ندیده تقریبا دراپ کردم بذا به این دل بدم . تا قسمت 20 جریانش خوب بود بعد یهو شل میشه .  همون قسمت 20 اینا که قرار شد خانوادش اعدام بشن همگی اعدام میشدن هان ین و فو یون شی هم ازدواج میکرد تموم میشد میرفت . در کل بد نبود خوب بود .

 https://t.me/healerstarlight

چنل تلگرام ساختم . همینجوری یهویی . هرکی دوست داشت بیاد عضو شه . تو فکرمه اهنگ و معنی اهنگ و عکس و هرچی به نظرم جالب اومد بذارم . 

سریال چینی افتخار ، شکوه  the glory 2025

  فیلم چینی us and them  ما و انها 

راجبه رابطه ی یه دختر و پسر جوونه که از دهاتشون رفتن پکن تا زندگی جدیدی رو شروع کنن و با کار و تلاش به رویاهاشون برسن . 

جیانگ چیانگ باباش تو دهاتشون یه رستوران کوچیک محلی داره و مادرشم موقع زایمان مرده و باباعه عملا تنهاس . عیدا یه سری دوست اشناها میان جمع میشن ولی سال به سال اون رفت و امد هم کمرنگ میشه . جیانگ چیانگ از بچگی عاشق بازی کامپیوتریه و میخاد یه بازی طراحی کنه .اون طرحهایی هم داره ولی چون پول نداره باید کار کنه و وقتی کار میکنی وقتی نمی مونه برا ادم . اینجوری این رویاش همش عقب می افته .  یه روز تو راه برگشت به دهاتشون به مناسبت سال نوی چینی ها ، با یه دختری به اسم شیائو شیائو اشنا میشه . اونو دوستاش باهم دوستی قشنگی رو تشکیل میدن . شیائو شیائو دوس داره تو پکن خونه زندگی خوبی داشته باشه اون با هرکی وارد رابطه میشه دنبال اینکه طرف یه شغل ثابت و خونه تو پکن داشته باشه ولی هرسری روابطش به بن بست میخوره . رویاهای جوونی خودشو داره و یجورایی سرخوش هم هست . امید به زندگی و این نشد بعدی و یجور خنگی تو وجودش هست . تو این دوستی کم کم هردو بهم علاقمند میشن و جیانگ چیانگ دوس داره که مرد رویاهای شیائو بشه . موفق بشه پولدار بشه و یه خونه تو پکن بخره و باهم زندگی شادی داشته باشن ، باباشم بیاره پکن باهم زندگی کنن . فیلم علاوه بر سختی های که دوتا جوون که دنبال کار هستن و دنبال تغییر زندگیشون هستن ، تنهایی ها و شکست ها و به بن بست رسیدن و اینکه گاهی دستیابی به رویاها امکان پذیر نیست و این بین تنهایی والدینی که بچه هاشون برای رسیدن به رویاها و ساختن زندگیشون مجبور به ترک اونها و رفتن به شهرای بزرگ رو میشن ، رو هم نشون میده . 

 بعد از یه سری اختلافات که منشاش ناامیدی از شکست ها و سختی های زندگی و فقره ، وقتی جدا میشن ، جیانگ چیانگ بعد از یه مدت ناراحتی خودشو جمع جور میکنه و بالاخره میتونه بازیی که همیشه دلش میخاست بسازه رو بسازه و تو یه شرکت خوب هم مشغول شه و بلافاصله یه خونه هم تو پکن بخره . بعد از این با غرور به خونه برمیگرده برای باباش تلویزیون میخره و بهش میگه که به زودی قرار باهم برن پکن اونجا زندگی کنن که باباش مخالفت میکنه . اون روز از شیائو هم خاسته بود باهاش برن پیش باباش ، با اینکه کات کرده بودن . اون دوباره به شیائو میگه که یه فرصت دوباره بهش بده و حالا که تو سختی ها و فقر باهاش تو یه الونک زندگی می گذروند حالا تو شادی هم باهم باشن و خونه ای که همیشه ارزو داشت رو براش خریده ولی شیائو احمقانه و غیرمنطقی قبول نمیکنه اون میگه چون جیانگ فقیر بوده باهاش بهم نزده و بعدم میگه که اون فرق کرده و جیانگ هیچ وقت اونو درک نکرده و اینجوری میشه که اینا بهم نمیرسن و گرچه جیانگ به موفقیتی که همیشه میخاست رسیده بود ولی از اینکه نتونسته بود باهم باشن همیشه دلتنگ بود و حسرت تو دلش بود . 

فیلم چینی ما و انها us and them

 

بازی بازیگرا و مچ بودنشون با کارکتراشون واقعا عالی بود ،اون سیاه و سفید بودن پس زمینه تو زمان حال و داستان بزرگی که پشتش بود خیلی جالب بود . و غم داستان رو بیشتر میکرد . 

اون نامه ای که بابای جیانگ برای شیائو شیائو نوشته بود به شدت غم انگیز  و اشک در ار بود ، تو نامه اش گفته بود درسته که بهم نرسیدین ولی بازم یه خانواده بودیم واقعنم همین بود شیائو شیائو برای باباهه عین دخترش عزیز بود . اون زمانیکه باهم گذروندن واقعا خیلی قشنگ و باارزش بود . اون تایمی که با تمام بی پولی ها و سختی ها بهم عشق ورزیدن خیلی قشنگ بود . دختره رابطشون رو خراب کرد میتونست بعد از اینکه جیانگ پولدار شده بود دوباره پیشش برگرده همیشه دلش یه ادم پولدار میخاست که خونه تو پکن داشته باشه جیانگ هیچ تغییری نکرده بود فقط به خاطر سختی هایی که کشیده بود یخورده تند شده بود که اونم به مرور درست میشد چون دوباره باهم میشدن . واقعا خیلی حیف شد که بهم نرسیدن . با اینحال درکل فیلم خیلی قشنگ و به شدت غم انگیزی بود .

اهنگ فیلم هم خیلی قشنگ بود و یه حزنی داره که ادم نمیتونه گریه نکنه . این فیلم رو سالها پیش میخاستم نگا کنم ولی چون ساب نداشت یه مدت نگه داشتمش و بعدشم پاک کردمش . چندروز پیش تو سایت دیدم که ساب داره و یادم افتاد که من یه روز میخاستم این فیلمو ببینم برا همین سریع دانلودش کردم . یکی از بهترین چینی هایی که بود که دیدم . 

سریال کره ای اقامت در هانیانگ check in hanyang

این سریال ، چجوری بگم یجوری بود تلفیقی از تاریخ و مدرنتیه . داستانش اینجوریه که هونگ جه وون ، دختریه که 12 سال پیش پدرشو کشتن و اون مجبور شده برای اینکه زنده بمونه لباس پسرونه بپوشه . یه مهمون خونه ای هست که مهمون خونه که چه عرض کنم رسما کاخ امپراطوری بود ، برای یه مردی به اسم چونه که رتبه ی پایینی داشته ولی چون استعداد تجارت و اینا داشته بابای هونگ جه وون کمکش کرده بوده ادم بشه ، حالا همون یارو بابای هونگ جه وون رو کشته . حالا جه وون که مثلا پسره ، اومده تا تو اون مهمون خونه استخدام بشه تا بتونه انتقامشو بگیره . همچین داستانی داشت . 

سریال کره ای اقامت در هانیانگ

از راست : هونگ دونگ سو ، شاهزاده . پسر معمولیه ، جون هوا پسر رییس مهمون خونه . 

این مهمون خونه خیلی معروفه و همه اشراف و ادم معمولی ها میخان که اینجا استخدام بشن ، در سمت خدمتکار 🙄🤣 من نمی فهمم چرا یه اشراف زاده باید بیاد خدمتکار بشه ؟! ... 

هونگ جه وون با نام هونگ دونگ سو وارد این مکان میشه و با سه تا پسر دیگه هم اتاقی و هم گروهی میشه ، این سه تا پسرا که هرکدوم داستان خودشونو دارن ، فقط یکیشون ادم معمولیه که اومده واقعا برای کار تا قرضای خانوادشو بده ، دوتای دیگه اشراف زاده هستن ، که هویتشون رو قایم میکنن .

یکیشون شاهزاده س که برای هدفی به اونجا وارد شده ، و یکی دیگه شون پسر همون رییس مهمون خونه برای اینکه کار رو یاد بگیره . اینا باهم دوستی قشنگی رو تشکیل میدن  و داستانهایی اتفاق می افته . کم کم هدف واقعی هرسه معلوم میشه و هویت هونگ دونگ سو و دختر بودنش رو هم هرسه شون تو فواصل زمانی متوجه میشن . پسر رییس مهمون خونه کم کم عاشق هونگ دونگ سو میشه ، از طرفی هونگ دونگ سو و شاهزاده هم به هم یه علاقه های کمرنگی دارن که زیاد بولد نی ، نمیدونم چطور شد که قسمتای اخر داشتن برا هم می مردن 🙄😂. 

حالا اینا دنبال چین ؟ بابای هونگ جه وون وقتی داشته تجارتشو گسترش میداده با دوستش که همین قاتلشه ، یه دفتری داشته که همیشه حسابا رو اونجا یادداشت میکرده به کی چی داده چقد داده اینجور چیزا ، اینا همیشه رشوه هاشونو تو دفتر می نویسن  ،همیشه هم سر این دفترها جنگ در میگیره ، اینجوری خلاصه ، و این دفترچه رو تو یه صندوق میذاره و قفل صندوق رو هم کلیدشو دوتایی کرده یکی دست خودشو بوده یکی هم دست همون دوستش ، موقع مرگ واسه خودشو میده به دخترش . حالا مرده رییس مهمون خونه ، دنبال دختر یارو میگرده سالهاس تا نیمه دیگه کلید رو پیدا کنه و از طرفی صندوق رو . شاهزاده هم دنبال کلیده . حالا چی ؟! اسم امپراطور هم تو این دفتره هستا واسه همین امپراطور گفته که بره دفتر رو گیر بیاره تا دست بالا داشته باشه رو سر این یارو ، شاهزاده هم چی بگم شیر برنج خالص . الکی فقط حرف و چطور جرات میکنی و اینا رو میگه ولی هیچ قدرتی نداره . حرف بدون پشتوانه و قدرت چه فایده داره . و همچنین اون نمیدونه که اسم باباشم تو دفتر هست . اون متوجه میشه که نیمه کلید دست هونگ دونگ سوعه ولی اونو ازش نمی دزده ، میخاد سعی کنه از در دوستی باهاش وارد شه و دست اخر عاشق میشنو اینا . 

یه سری اتفاقات می افته که نصفش اب بود و بالاخره همه چیز معلوم میشه ، قضیه این بوده که امپراطور فعلی ، و ریسس مهمون خونه و یه وزیر دیگه ای ، باهم دست به یکی میکنن تا امپراطور که برادر امپراطور فعلی هست رو عوض کنن ، وزیره امپراطور رو میکشه ،و برادره تو عمل انجام شده قرار میگیره . امپراطور یه پسر داشته که ولیعهدش بوده بچه بوده ، امپراطور اون بچه رو تو قصر نگه میداره و رابطه پسرعموها باهم خوبه ولی خب در حقیقت حق اونه که امپراطور بشه دیگه . خلاصه اگه اون دفتر برملا بشه محتویاتش همه چی قاراشمیش میشه . از یه طرف واسه امپراطور بد میشه و از طرف وزیر و رییس مهمون خونه میتونن رو سر هم و هردو رو سر امپراطور سوار بشن . گرچه سوار بودن . 

2.3 قسمت اخر خیلی همه چیز تند میگذره ، جون هوا پسر رییس مهمون خونه یهو از یه ادم شاد و شنگول و بیخیال تبدیل به کسی میشه که خشن میشه و میخاد از هر روشی شده هونگ دونگ سو رو بدست بیاره که هونگ دونگ سو معلوم نی فازش چیه تا می فهمه این پسر اون یاروعه باهاش چپ می افته . گرچه قبلشم شعور نداشت ببینه این چه پسر نازنینیه . گرچه بابای جون هوا ، باباشو کشته بود ولی اخه از فضل پدر تورو چه حاصل ؟! رو میگیم پس از شرش هم به پسر چه مربوط میشه ها ؟! چطور فضلش نمیرسه ، ولی شرش میرسه ؟!

خلاصه یهو همه چی رو فیصله میدن خیلی ابکی و پسرعموهه به حقش میرسه و مثلا برملا میشه که پسرعموهه عقل کل بوده و نقشه هارو این کشیده بوده . " یه سری نقشه های تو داستان رو " هونگ دونگ سو و شاهزاده عزل شده هم میرن یه شهر دیگه مهمون خونه میزنن باز ، بابای جون هوا مهمون خونه رو که به مثابه ی قصر بود رو اتیش میزنه و خودشم توش اتیش میگیره ولی نمیمیره . جون هوا هم به عوضی بودن باباش پی میبره و میره با سه تا دوستاش دست در دست هم انتقام میگیرن و بعدشم میره مهمون خونه میزنن و اینا . 

بازیگر نقش هونگ دونگ سو شیربرنج خالص اصلا یه ذره بازی نداره این دختره . قیافه هم نداره نمیدونم چرا انقد تو همه ی سریالا با اوپاها بازی کرده . از این پسره که نقش شاهزاده داشت هم دیگه کلا قطع امید کردم . همه ی نقشاش سست عنصر و شیربرنج و یخورده صلابت نداره یخورده کاریزمای شاهزادگی . این وسط جون هوا رو دوس داشتم که جذاب بود . مخصوصا وقتی خشن شده بود . 

درکل سریال بدی نبود . اینجور بود که تااخر نگاهش کردم ولی خیلیم جذاب نبود . ولی بامزه گی های خودشو داشت . 

سریال کره ای ملکه وو 

همونطور که تو پست ✨سریال کره ای تاریخی ملکه وو ✨ گفتم ، داستان از همون قرار بود . اما ...نظرمو راجبه نقش ملکه وو و همچنین بازیگرش پس میگیرم . بازی عالی و کاراکتر خیلی قابل باور و به دل می شست . اثری از شعارزدگی تو سریال نبود مث سریال ملکه وون کیونگ . و همین نبودن شعارزدگی یکی از پوینت های مهم تو سریال های زن محوره برای من . ینی اینجور نبود که بخاد الکی قوی و باهوش و همه فن حریف نشونش بده ملکه رو . مث یه زن بود نه که بخاد ادای مردا رو در بیاره یا بخاد همش بگه من میدونم من بلدم و فقط من عقل دارم . در کل سریال از هرلحاظی واقعا قشنگ بود . و از دیدنش لذت بردم . حیف که نصفه بود و تو اکثر مواقع فصل های دو شیرازه ی داستان و شخصیت ها تغییر میکنن . 

سریال کره ای ملکه وو