قالب

جذابترین سریال های کره ای :: •بیشه زاری غرق در شکوفه •

۶۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «جذابترین سریال های کره ای» ثبت شده است

سریال ژاپنی گل افتابگردونی که تو بارون ناپدید شد 2022 Ame ni Kieta Himawari

یه سریال ژاپنی جدید دیدم,درمورد پرونده ی گم شدن دختر بچه ی 10 ساله ایه که موقع برگشت به خونه ناپدید میشه و پلیس سه سال دنبالش میگرده و در اخر اونو درحالیکه تو خونه ی یه معلم پیانو که اتفاقا اولین بار هم از اون بازجویی کردن ولی چیز مشکوکی ندیدن ؛ زندانی شده بوده پیدا میکنن . سریال زندگی پلیسی که داره شب و روز دنبال بچه میگرده رو هم نشون میده . 16 سال پیش وقتی خواهرش داشته به خونه برمیگشته بهش تجاوز میشه و از اون موقع برادرش که فروشنده بوده تصمیم میگیره پلیس بشه اون تو زمان کمی درجه میگیره و الان کارگاه قابلیه ، تو این مدت همش از خواهرش محافظت کرده و نذاشته اب تو دلش تکون بخوره . خواهرشم بالاخره بعد 16 سال به اون قضیه که بهش وارد شده بود فائق میاد و راه زندگیشو پیدا میکنه . درواقع پلیسه : برادره ، به این خاطر پلیس شده که از اتفاقات مشابه اتفاق خواهرش جلوگیری کنه و چون این قضیه هم به نظرش مشکوک میاد برای همین تصمیم میگیره که به این پرونده ملحق بشه . 

از جمله هایی که پلیسه به خواهرش میگفت : 

تو هرکسی که هستی لایق زندگی هستی ، تو لایق اینی که سرتو بالا بگیری ...

 با اینکه تعداد قسمتاش کم بود و روند ارومی داشت ولی قشنگ بود . 

سریال ژاپنی  گل افتابرگدونی که تو بارون ناپدید شد Sunflower That Disappeared in the Rain

  • نظرات [ ۲ ]
    • يكشنبه ۳۱ تیر ۰۳

    سریال کره ای رسوایی : حادثه تکان دهنده و غیرمعمول Scandal: A very shocking and immoral event (2013)

    سریال کره ای رسوایی : حادثه تکان دهنده و غیرمعمول Scandal: A very shocking and immoral event (2013) 

    درمورد پلیسی به اسم ها میونگ گون " مرد سمت چپیه همون اویجای خودمون یا دکتره تو سریال  ⚡ سریال کره ای پزشکی صلیب  ⚡" که پسرش تو مهد کودکی که سازنده و صاحب ساختمونش اون مرد سمت راستی هست  که اسمش جانگ ته ها عه ، بر اثر حادثه ای ساختگی : ریزش ساختمون  کشته میشه . یه مقاله نویس دست سه میاد به هامیونگ گون میگه که حادثه ای که رخ داده عمدی بود و ساختمون به علت بدی مصالح فروریخته و اینطوری و اونطوری . ها میونگ گون کاری از دستش برنمیاد برا همین تصمیم میگیره که بره جانگ ته ها رو بکشه ، شبی که میره جلوی در خونه ی جانگ ته ها ، از قضا شبی بوده که زن و پسر 5 ساله ی جانگ ته ها بعد از 5 سال به خونه برگشته بودن و پسر بچه هه قرار بوده برای اولین بار باباشو ببینه ، یه سری اتفاقا می افته و بچه میاد دم در و ها میونگ گون رو میبینه و فک میکنه که باباشه صداش میکنه بابا و ها میونگ گونم یاد بچه ی خودش که همسن این بچه بوده می افته ، بچه رو می دزده و فردا شبشم زنگ میزنه که بچه ات پیش منه دنبالش نگرد . 

    سریال کره ای رسوایی

    حالا خانواده بچه چجورین ؟! جانگ ته ها یتیم بوده که بابای زنه می یارتش بزرگش میکنه و بعدها جانگ ته ها ماله باباهرو بالا میکشه و بابای زنه رو می ندازه زندان و همونجاام میمیره . زنه بعد از ازدواج علاقه ای به کار توی کمپانی باباش نداشته و طبیعتا اونجا رو شوهره میگردونده ، وقتی می فهمه حامله س به بهونه ی درس خوندن میره خارج تا بچه رو سقط کنه ولی نمیکنه و بدون اینکه یارو بدونه 5 سال  خارج با بچه زندگی میکنه و بعدم برمیگرده کره و یه دفتروکالت باز میکنه و میخاد طلاق بگیره ، وقتی تصیمیمش رو گرفته بوده یه شب مث همیشه بچه که  اسمش اون جونگه ،سراغ باباشو میگیره توله سگ 😁 زنه تصمیمش رو عوض میکنه و تصمیم میگیره برگرده به خونه زندگی پدریش و پسرشو همونجا بزرگ کنه و بعدا مال و اموال باباش به پسرش برسه . میره به جانگ ته ها میگه این پسرته فلان ، یارو هم خیلی بچه دوست مخصوصا پسر دوست بوده ، از اون طرف یه معشوقه هم داشته که ازش یه دختر داشته ، اونارو راس و ریس میکنه قضیه شونو و اماده پذیرایی از پسرش میشه شبی که زنه اومده بوده خونه با بچه ، زن معشوقه هه میاد با زنه دعوا میکنه و زنه بچه رو می فرسته از اتاق بیرون ، بچه هم میره دم در که منتظر باباش وایسه ، که اشتباها فک میکنه که ها میونگ گون باباشه و دزدیده میشه . 3 سال بعد زنه برای اینکه شوهر حروم زاده س از خونه زندگیش پرتش نکنه بیرون و چون فک میکنه بچه ممکنه برگرده به این خونه ، تمام یتیم خونه ها رو میگرده و بعد یه بچه که شبیه بجه ی خودش بوده و رو قوزک پاشم زخمی مث زخم بچه ش داشته رو جای پسر گم شدش می زنه و تست دی ان ای رو هم با دندون افتاده ی بچه ی واقعی میگیرن و اینجوری میشه که یه بچه دیگه جای اون جونگ واقعی رو میگیره . 

    از اون طرف ها میونگ گون مدتها مخفیانه زندگی کرده و هرسری می بینه که ادم مشکوکی دور و ورشه میره یه دهات دیگه . از طرفی اون جونگ هم بزرگ شده  و باید مدرسه بره ولی نفرستادتش مدرسه . بعد 3سال تصمیم میگیره که بچه رو برگردونه به خانواده ش که جلوی در متوجه میشه که خانوادهه یه بچه ی دیگه رو به اسم بچه ی خودشون اوردن . برا همین منصرف و بعد از اون بچه رو به نام پسر مرده ی خودش ثبت و یه جا مستقر میشه . 

    25 سال بعد اون جونگ واقعی پلیس شده و اون جونگ قلابی وکیل ، اون جونگ پلیس دنبال پرونده ی قتلی که تو ساختون سازی ته ها که مال بابای واقعیشه رو میگیره و متوجه میشه که رییس جانگ ته ها خلافکاره . و اینجوری دوباره دو خانواده با هم ارتباط برقرار میکنن . 

    داستان رو دستگیری جانگ ته ها و ارتباطش با پسراش و دخترش و زنش و معشوقه ش و داستان ها میونگ گون پیش میره و ی جذابتر میشه . 

    سریال 36 قسمت بود . درکل سریال قشنگی بود با اینکه یه اب های ریزی داشت و یه باگ کوچکی ولی نادیده میگیرمش چون قشنگ بود با اینکه خیلی طولانی بود . از بازی بازیگرا تا داستانش خیلی جذاب بود . حتی نقش منفی هم جذاب و بامزه بود یه جاهایی و نمیشد ازش متنفر شد . 

  • نظرات [ ۰ ]
    • پنجشنبه ۲۸ تیر ۰۳

    سریال کره ای ارتباط connection

    سریال کره ای ارتباط connection  با بازی جیسونگ ☘ سریال کره ای بکش و خوبم کن ☘ 

    راجبه جیسونگ در نقش پلیسی به اسم جه کیونگ. و دایره دوستاش تو 20 سال پیش . یک افتضاح دیگر از جیسونگ متاسفانه . من فقط جیسونگو تو سریال بکش خلاصم کن ازش خوشم اومد . خودشم مرد خیلی عالی و خوبیه ولی سریالاش اکثرا ابن . به شدت بچگانه س موضوع سریال . واقعا افتضاح بود . جیسونگ مثل همیشه مثل اون سریال مسخره و مفتضح مدافع اینجاام دقیقا همونطوری خودشاخ پندار و عن عدالت و مجرم و قانون رو در بیاره و سیریش به شدت سیریش . بعد جالبه خودشو معتاد شده بود اصلا از پلیس بیرون نکردن یا تعلیق بکنن . اصلا انقد اب بود . من گفتم تا قسمت 7 خوب پیش رفته بقیه شم خوبه ولی از 8 به بعد اب شد .اصلا خوشم نیومد . 

    فعلا حوصله اینکه دلایلم برای اینکه چرا اب بود و داستانو تعریف کنمو ندارم . 

  • نظرات [ ۱ ]
    • سه شنبه ۱۹ تیر ۰۳

    سریال کره ای all in با بازی سونگ هه کیو ، برنامه کره ای دروغ صورتی

    خیلی گرمه . 

    یه برنامه دیدم از اینایی که 5تا دختر پسر میرن تو یه خونه هی باهم قرار میذارن و اینا ، اسمش بود دروغ صورتی . واقعا همشون دروغگو بودن . از طرفی اصلا هیچ کدومشون بهم نمی اومدن . درواقع همشون میگفتن دنبال کسین که بتونن بعدا رو ازدواج باهاش فک کنن ولی هیچ کدوم مناسب هم نبودن . یکی پورن استار بود اون یکی میرفت رقصای سکسی جلوی زنا میکرد زنا بهش دست میزدن . چه کارای مسخره ای . چه افتخارم میکنن . اون یکی پورن استاره نه ها ! اون همش می ترسید بقیه بفهمن که چیکاره بوده برای همین شش سال بود که با پسری دوس نشده بود . یکیشون بچه داشت مادر مجرد بود . اون یکی بدبخت بیچاره بود نصف حقوقشو میداد به خانواده ش . بعد وسط این همه بدبخت یه دختری بود که از این چبول ها پولدارا بود میگفت روزی 15 میلیون وون خرج میکنه . خیلی نامتوازن بود . خب معلومه هیشکی نمیاد با اون دختره دوس شه . مگه اینکه دختره بخاد برای پسره خرج کنه . خلاصه خیلی طولش دادن حوصلمو دیگه داشت سر می برد اخرشم درواقع هیشکی به هیشکی نرسید . تازه موند برای فصل بعدی . مسخره . اسکلمون کردن . 😐

    یه سریال نگاه کردم از این قدیمیا مال سال 2003 اسمش بود آل این all in ، آل این یه اصطلاح  تو بازی پوکره که طرف همه چیشو شرط بندی میکنه . سریال رو از رو داستان به همین نام که اشاره به زندگی پوکر باز قهار کره ای داره نوشته شده بوده و اینا سریالشو ساختن . خلاصه .

    لی بیونگ هان و سونگ هه کیو و جیسونگ تو این سریال بودن . این سونگ هه کیو یه جا نبوده که عشقی بازی کنه و مث ادم به عشقش برسه . همه جا بدبخته . بدبختی لی بیونگ هان که اصلا شرشر براش اشک ریختم انقد یه ادم بدبخت میتونه باشه اخه ؟! 

    خیلی اب داشت راستش ولی داستان عشقیشون قشنگ بود و زندگی کاراکتر لی بیونگ هان واقعا غم انگیز بود . طفلک هرکاری میکرد که مث ادم زندگی کنه یه وضعیتی پیش می اومد که نمیشد و یا نمی ذاشتن . 

    این تمرکزش رو کازینو و قمار هم زیادی بود و زیاد خوشم نمیاد راستش . قدیما از این سریالا زیاد داشتن که رو قمار می چرخیده . و مثلا جیسونگ پولداره میاد میگه که من ارزوم اینه که یه هتل کازینو داشته باشم و معروف شم :| فک کن بری امریکا درس بخونی بیای بشی رییس هتل کازیتو چقد مسخره . 

    لی بیونگ هان برای این سریال دسانگ گرفته و کلا سریالش خیلی گرفته بوده ریتش 47 بوده . نمیتونم بگم بد بود یا خوب بود . متوسط بود . قدیمی بودنش هم باید در نظر گرفت خب . 

    all in

    این همه گفتم ولی داستان سریالو نگفتم اینم بگم که رسالت این پست هم کامل شه ، داستان راجبه پسری به اسم کانگ اینها که با عموش زندگی میکنه و عموش قماربازه . از این کارت بازی های کره ای و با بچه میره اینور اونور قمار میکنه و به اینها هم با ایما و اشاره یاد داده که بشینه رو به روشون تا چشش به کارتای حریفا باشه و بهش با علامت دادن بگه که طرف چه کارتی دستشه . خلاصه اینجوری اینها هم قمار یاد میگیره . ولی عموش بهش میگه که تو نباید پاتو تو این کار بذاری وگرنه هیچ وقت نمیتونی ازش بکشی بیرون . اینها درونگرا تقریبا و شره و دعوایی مثلا ببینه یکی داره زور میگه دعوا میکنه یا به دیگران کمک میکنه و دعوایی کلا . خلاصه یه روز یه دختری رو میبینه و عاشقش میشه که طبیعتا سونگ هه کیوعه . 

    الان دبیرستانیه و عموش با هزارتا التماس دوباره ثبت نامش کرده حداقل دیپلمشو بگیره . میره مدرسه اونجا با جیسونگ که پولداره و زرنگ کلاسه اشنا میشه و جیسونگ میخاد با اینها دوس شه . یه روز تو سینمایی که مال بابای جیسونگه نزول خورا میاد خِر بابای سونگ ههه کیو رو میگیرن و کتک و اینا ، اینها و جیسونگ میرن کمک . بعدش اون نزول خورا میان سیریش میشن به اینها که تو مارو کتک زدی چطور جرات کردی فلان هی سیریش بازی دیگه . دست اخر بابای دختره یجوری می میره . و اینها و جیسونگ فک میکنن که کار همون نزول خواراس . میرن انتقام بگیرن می زنن انباری که پاتوق این ادما بوده رو اتیش می زنن نگو کله گنده هه تو اونجا بوده میمیره . میان جفتشونو میگیرن ولی چون جیسونگ باباش گردن کلفته اونو میاره بیرون و همه تقصیرا می افته گردن اینها . و اینها هفت سال می افته زندان . سونگ هه کیو هم میره تو یه صومعه ای تو ججو که مثلا راهبه شه که دست اخر نمیشه و با اشنا بازی میره تو کازینو ، بانکر میشه . 

    خلاصه اینها از زندان می یاد بیرونو با کمک یکی از دوستای تو زندانش که هموسوی خودمون بود ، تو یه کازینو کار پیدا میکنه  ،مونیتورینگ بود کارش درواقع ، سر یه بازیی اینها باعث میشه که کازینو پول از دست نده و اینجوری مدیره اونو استخدام رسمی میکنه و بعدشم مدیر کازینو میشه چون خیلی حرفه ای بودش همینطوری میشه که همونجا اینها  و هه کیو همو می بینن و عاشق و اینا ولی باز عوضیا نمیذارن این به زندگیش برسه و یه قتل باز می افته گردنش و اینها با کمک جیسونگ فرار میکنه امریکا . و همینجوری هی سرنوشت وار همو می بینن و باز جدا میشن و به همین ترتیب . دست اخر بهم می رسن . 

    این بود داستان سریال . 😄

  • نظرات [ ۰ ]
    • سه شنبه ۱۲ تیر ۰۳

    سریال کره ای وقتی گل کاملیا شکوفه میده When the Camellia Blooms

      سریال کره ای وقتی گل کاملیا شکوفه میده 동백꽃 필 무렵 When the Camellia Blooms کاملیا به کره ای میشه دونگ بک ، اسم قشنگیه درواقع . 

    سریال راجبه دونگ بک یه مادر مجرده که به یه شهر کوچیک نقل مکان میکنه و اونجا بار باز میکنه . از اینایی که الکل می فروشه با یه غذای سبک کنارش . بار باز کردن برای زن هم وجهه خوبی نداره . ولی این عقل نداره و ادمای عقل ندار کلا مقاومت شون زیاده . 

    تو اون شهر کوچیک ، نمیگم دهات حالا ، 😶🙄😏 یه مادری هست که طرفدار کاملیا یا همون دونگ بک در میاد . و هرجا مشکلی داشت ازش طرفداری میکرد . این زن بیوه اس ، و سه تا پسر داره ، پسر اخریشو که حامله بوده شوهرش می میره . پسر اخریش اسمش هست یونگ شیک با بازی کانگ ها نول ، از بچگی سر نترسی داره و زیربار حرف زور نمیره و کتک کاریشم خوبه و چندین بار دزد و عوضی های محل رو گرفته و هی بهش تقدیرنامه دادن . اخرم میره پلیس میشه . منتقل میشه سئول اونجا کارگاه میشه ولی چون باز یه قاتلی که گرفته بودش رو جلوی دوربین کتک میزنه منتقلش میکنن شهر خودش . 

    سریال کره ای وقتی کاملیا شکوفه بده

    از قضا 5.6 سال پیش تو اون شهر یه قاتلی بوده که زنا رو میکشته . از قضا یه سری هم میخاسته چندین سال پیش دونگ بک رو بکشه که قصر در میدره دونگ بک . سری بعدی هم شاهد بوده . خلاصه دونگ بک جونش در خطره و تو لیست قاتله . 

    یونگ شیک تقریبا سی سالش شده و مامانش میگه چرا زن نمیگیری . یونگ شیک مشخصه های خودشو برای زن اینده ش داره ولی قضا و قدر دست به دست هم میدن و اون عاشق دونگ بک میشه . اولش نمیدونه که دونگ بک یه پسر 8 ساله داره ولی بعدش میگه که مشکلی نی . تقریبا یه تخته ش کمه ولی زرنگه و البته که نمیذاره کسی سوارش شه . تو یکی از  قسمتها، خوب حال دختترو گرفت ، حال کردم اونجا دلم خنک شد . 😆🤣

    تو همین اثنا که اینا باهم اشنا میشن و داشتن بهم نخ میدادن بابای واقعی بچه پیداش میشه؛ کیه ؟ بازیکن معروف بیس بال که خیلی پولداره و زنش اینفلوئنسره . " اسمشو درست گفتم 😁" 

    حالا چی چی شد چلو شد ... 

    دونگ بک عقل نداره وقتی سالها با بابای بچه دوست بوده و عاشق معشوق ، پسره چون اوایل معروفتیش بوده نمیخاسته فاش بشه که با یه دختر معمولی رابطه داره . از طرفی نمیخاسته بچه دار شه و حالا زده و دختره حامله میشه و چون می فهمه پسره بچه نمیخاد به جای اینکه بهش بگه ازش قایم میکنه و بعدشم ترکش میکنه . پسره دنبالش میگرده ولی پیداش نمیکنه . البته که یه دختر پولدار خانواده دار دیگه اویزونش میشه و میشه مزید بر علت ، خلاصه ولی این دلیل نمیشه که پسره ندونه که بچه داره وقتی متوجه میشه که پیل گو " بچه ی موردنظر " پسر خودشه خیلی احساساتی و ناراحت میشه و میگه که باید بهش میگفته و این حقش بوده و فلان خلاصه با اینکه دیره میخاد مسئولیت قبول کنه و خرج بچه رو بده ...

    از قضا پیل گو مثل باباش استعداد بیس بال داره و میخاد بازیکن بیس بال بشه ولی چون مامانش پول نداره نه اردو میره نه کلاس خصوصی ، بذارین از بچه بگم ، بچه چون با یه مامان خنگ بزرگ شده خیلی فهمیده شده اصولا بچه هایی که مامانای خنگ دارن فهمیده میشن . خیلی پسر خوب و گوگولی بود و خیلی مامانی هم بود . پیل گو خودش یه بار سریال رو دوشش بود . من واقعا بازی پسررو اینجا دوس داشتم و خیلی دوست داشتنی بود . بابای بچه که اینو می فهمه میخاد که هرطور شده خرج بچه رو بده ولی دونگ بک کسخل همش رد میکنه و عن بازی در میاره . کلا این دختره همه جا همه جا یه تختش کمه و خدا رحم کنه زمانیکه قراره سریالش با لی مینهو رو ببینم فک کنم باید ارامبخش بخورم 🤣 ... 

    میگذره و رابطه ی دونگ بک و یونگ شیک جدی میشه ولی مامان یونگ شیک مخالف اینکه پسر ته تغاریش که با بدبختی بزرگش کرده اول جوونی یه زن بچه دار اونم نه نوزاد بلکه 8 ساله رو بگیره و مسئولیتشون رو قبول کنه . دختره دختر خوبیه ولی بچه ش هم خوبه ها ولی سرباره . بچه اینو می شنوه و تصمیم میگیره که بره با باباش زندگی کنه چون قبلشم باباش بهش پیشنهاد داده بود . چندوقتی میره ولی بعدش که دونگ بک متوجه میشه که پیل گو به خاطر این حرف که از زبون مادرشوهر اینده شنیده رفته با باباش زندگی کنه میره سئول و بچه رو برمیگردونه . البته که زدن این حرف حقیقت هم هست ولی باید مواظب باشی به گوش بچه نرسه . چون همیشه تو یادش می مونه . دونگ بک هم تو این مدت هرکاری کرده بود تا مبادا بچه همچین فکری به ذهنش برسه . 

    خلاصه یه سری کش مکش و اب بندی و ... قاتل رو میگیرن بعدش بابای بچه میاد باز پول بچه رو میده و خدا بده از این باباها ، تازه هزینه عروسی دونگ بک و یونگ شیک رو هم این میده . طفلی پسر خوبی بود اخرشم با زنش اشتی میکنه . زنش اخه کسخل بود ولی بعد ادم میشه . حالا این سری دونگ بک پولو قبول میکنه ،نمیگه نه وای پول نمیخام عجیبه اولش هی چسی می اومد ولی اخرش قبول کرد . مسخره . 

    سریال کره ای وقتی کاملیا شکوفه بده

    درکل سریال قشنگی بود ولی یه ذره ابش زیاد بود و دختره هم احمقیش زیادی بود و جون هم میکند حرف بزنه و مسخره بازی در می اورد . انقد بدم میاد به پول نه میگنا ایکبیری تو که پول نداری گوه میخوری غرور داری بچه رو زاییدی حالام که باباش با کمال میل میخاد خرج خودتو بچه شو بده ، من نمی فهمم گداها چرا انقد مغرورن . اینکه بجه رو با پول باباش بزرگ کنی خجالت داره و به غرورت برمیخوره یا اینکه فردا تو مدرسه و دبیرستان به پسرت بگن مامانش بار داره خجالت اوره ؟! طفلی بچهه تو مدرسه هرسری به این خاطر که بچه ها به مامانش تیکه می نداختن کتک کاری میکرد که مامان من زن فلان نی فقط الکل می فروشه همین . پسرش برعکس خودش به باباش کشیده بود و قشنگ حال میگرفت . حتی یونگ شیک هم از سرش زیادی بود . خوبه والا زن با یه بچه 8ساله پسر جوون رفت گرفتش . چقدم خوشبخت شد . 

    ...

    امروز تا همین جا . 오늘은 여기까지 

     

     

  • نظرات [ ۰ ]
    • دوشنبه ۴ تیر ۰۳
    | سریال و اهنگ و کتاب و دیدگاه |