۸۳ مطلب با موضوع «سریال های ژاپنی و چینی و.. 🧡» ثبت شده است.

فیلم تل ماسه ، راجبه جنگ بین خاندان های بزرگیه که در جهان باقی موندن و سفرهای بین سیاره ای انجام میگیره . یه سیاره ای هست که تو این سیاره فقط شن و ماسه اس و ماسه اش یه ماده ای داره به اسم اسپایس " ادویه " که سیاره های دیگه برای سفر و برای مصارف دیگه به این مادهه احتیاج دارن . برای همین هرسری امپراطور که حالا معلوم نی چجوری امپراطور شده و مترسک دست زنای فرقه ایه ، یه طایفه ای رو می فرسته تو این سیارهه تا اونجارو تحت قدرت خودشون بگیرن و اون مادهه رو از اونجا استخراج کنن . این سیارهه یه موجود غولپیکر داره زیرزمین که باید با اون مقابله کنن .

پل ، پسر یکی از خاندان های قدرتمند و اصیله که مادرش عضو این فرقه ای هاس . و برای همین از بچگی بهش اموزه های اون فرقه رو یاد داده . و بهش الهام هایی میشد از اینده و اینا . و یه قدرتی هم داشت ، مثلا اینجوری که با یه صدای تحمیلیی به دیگران میتونست تحمیل کنه که یه کاری رو انجام بدن . من قدیما تو فانتزی هام فک میکردم چقد جذاب میشه ادم همچین توانایی داشته باشه .

 البته که به صورت عینی نمیگن اینا یهودی هستن ولی خب نشانه های یهودی بودن تو فیلم موج میزنه ، گاوپرستی اونها ، حتی وقتی میخان از سیاره خودشون برن اون سیاره برهوته ، کله ی گاو رو هم با خودشون می برن و وقتی باباهه میمیره به کله گاوی که اویزون کرده بود رو دیوار ذل زده بود .خود امپراطور هم زیردست این زنای یهودی بود که بهش امر و نهی میکردن . 

فرقه ای ها حجابشون مثل زنان یهودیه و سردسته شون هم زنه و فقط زنا میتونن تو این فرقه عضو بشن اونها تو خفا با پیوند زدن نسل ها دنبال به دنیا اوردن موعودشون و تبدیل دنیا به بهشت هستن ، مامان پل هم یکی از این فرقه ای هاس ، که بهش گفته بودن دختر به دنیا بیار ، انگار که دست خودش بوده تو فیلم ، ولی اون پسر به دنیا اورده . و حالا امپراطور به خاندان پل اینا ، دستور داده که برن به اون سیاره هه تا اون یکی خاندان رو بیرون و استخراج اون ادویه رو به عهده بگیرن ولی همون روز اول سربازای امپراطوری و اون طایفهه که اونجا مستقر بودن ، طایفه ی پل و پدرش رو میکشن ، پل زنده می مونه با مادرش که حامله بود .

درواقع اصلا اون زنای فرقه ای میخاستن خاندان پل و خود پل رو نابود کنن چون اونا قابل کنترل کردن نبودن . خلاصه اولین بار که پل میره به اون سیارهه ،مردم اون سرزمین هم اتفاقا منتظر موعودشون هستن که اسمش مهدیه ، و از سر اتفاق مهدی شون گویا تو یه سرزمین دیگه با یه دین دیگه ای به دنیا اومده .

کسایی که دنبال مهدی بودن همگی شبیه اعراب بودن لباس عربی پوشیده بودن دعاشونو مثل مسلمون ها میخوندن . حجاب داشتن  و حتی اون جایی که داشتن دعا میخوندن مردمشون ، شبیه قبرستان بقیع بود . نخل هم که اونجا کاشته بودن . اونجاام که بیابون بود و شنزار و تابلو بود که جایی که عربیه دیگه . یا عربستانه یا یمنه و یا عراق .

اون پسره پل ، مثلا مهدی بود .   چقدم جذاب و کاریزماتیک بود 

اون سیاره ه هم مثلا نمادی از یمن بود ،امام صادق گفته که پشت یمن وادی به اسم برهوت است و در اون برهوت تنها مارهای سیاه میگذرند . فیلم تل ماسه  درواقع  راجبه اخرالزمان و زمانی در اینده های دوره . اگه به سالی که فیلم بهش اشاره میکنه توجه کنین میبینین که جمع اعدادش ۱۰۱۹۱ میشه ،همون 12 که به مهدی موعود اشاره داره .

ولی خب مشکل اینجاس که پل حروم زاده بود . ازدواجی بین پدرش و مادرش انجام نشده بود . !

حالا چجوری شده اینجوری شدن اینا ، این مردم این سرزمین اولش هم دنبال موعود و اینا نبون اون فرقه ای ها چون میخاستن این مردم رو تو این سرزمین کنترل کنن مذهب رو به اونجا بردن و درواقع یجورایی خاستن با مذهب ساختگی اون مردمو کنترل کنن تا اونا سرشون به موعود و دعا و اینا گرم باشه تا اینا بتونن اون منطقه رو استثمار کنن . اینیم که اون مردم فک میکردن پل موعودشونه به خاطر همین پیش زمینه چینی های همون فرقه ای ها بوده . خلاصه پل و مادرش از این موضوع استفاده و خودشونو رهبر و موعود اونا جا میزنن ، اوناام چون نشانه هایی که داشتن با اینا جور در می اومد ایمان اوردن و لشکر درست میکنن و امپراطور غاصب و بقیه خاندان هایی که ایمان نمی یارن رو همرو میکشن . 

فیلم  درواقع اشاره داره میکنه به دنیای جدید که  از مذهب به عنوان دست اویزی برای کنترل کردن مردم عوام استفاده میکنن . توجه کرده باشین تو اون دنیا که مثلا در اینده هست هم مذهب همچان هست و نابود نشده مردم دعا میخونن حجاب دارن حتی . این ینی اونا فهمیدن که دین چیزی نیست که بشه نابودش  کرد ولی میشه توسط اون مردم رو کنترل کرد .

از طرفی انتهای فیلم می بینیم که پل رو یکی از این مارهای اون برهوته سوار شده ودرواقع اون موجود رو رام کرده حتی زمانی که اون موجود میخاست به پل و مادرش حمله کنه ، استوپ میکنه و بعدشم به خاطر صدایی راهشو میگیره و میره .درواقع موجوده به خاطر الهیت پل بوده که بهش حمله نمیکنه اخر فیلمم که نشون میده پل خودشو سوار بر روی این موجود میبینه . تو  مکاشفات یوحنا اومده که دوهیولا برای یاری ضدمسیح میان یکی از زیرزمین و دیگری از زیردریا . درواقع اینها هیولا هستن که در مکاشفات یوحنا به اون اشاره شده . درواقع پل در اینجا نه مهدی موعود بلکه پیامبر دروغین یا همون دجال هستش . پیامبر دروغین با تکیه بر دین دروغ می‌گوید و جنگ و خشکسالی و فقر و بدبختی و بیچارگی را رواج می‌دهد، سپس با آمیختن حق و باطل ، و از حق برای پیشبرد اهداف شیطانی و گناه را استفاده میکند ...

و خلاصه که فیلم جالبی بود ولی اخرش یهویی تموم شد تازه میخاست داستان جون بگیره که زرتی تموم میشه . یخورده مناظر نداره و خسته کننده س . شاید اگه به خاطر این پسره که تو کره رفته بود برای اکران فصل دو فیلم و تو برنامه های کره ای حاضر شده بود نبود ، نمی دیدم فیلمو . من فک میکردم از این جنگ ستارگان و ایناس . گرچه با دین و خرافات درهم امیخته شده بود ولی بازم جالب بود . ببین چقد تحقیق کردن که همچین فیلمی ساختن و چقد مخشون کار کرده اومدن یهود و مسیح و مهدی رو به هم ربط دادن . 

میخام مروری داشته باشم رو سریال های خیلی قشنگ ایرانی قدیمی و عشقی. چرا که چون اربعین نزدیک بود . نتونستم اهنگ گوش بدم برا همین یاد او اس تی های سریالای ایرانی افتاده بودم . قدیما که مملکت به قهقرا نرفته بود هم سریال ها خیلی خوب بودن هم اهنگ تیتراژ سریالا . 

لوح طلایی من میرسه به سریال ارمغان تاریکی . سریال مناسبتی و عشقی به شدت عشقی . من واقعا هرسری این سریال رو نگاه میکنم متعجب میشم چطور تونسته بودن این سریال رو بسازن و در تی وی ایران پخش کنن . انقد این سریال عشقش قشنگ بود و فراموش نشدنی که حد نداره . دیالوگای مجید به سارا و سارا به مجید و بعدش کاری که مجید به خاطر سارا کرد واقعا از هر میلیون مرد ایرانی شاید یکی مث مجید باشه . اولش خودمم وقتی حقیقت رو فهمیدم برگام ریخته بود . و یه غمی داره سریال که نمیدونی براش گریه کنی ناراحت باشی یا چی . غمه هست ولی . و تیتراژ پایانی سریال با صدای افسانه ای محمد اصفهانی  . شما شروع شعر رو نگاه کن ازش نه تنها عشق ، بلکه غم و حتی داستان کاراکترای سریال می باره : 

چه در دل من چه در سر تو ، من از تو رسیدم به باور تو ...

 

سریال بعدی سریال مدارصفردرجه س که یه سریال فراموش نشدنی برای من . گرچه داستان سریال باگ هایی داشت ولی داستان عشقی سریال رو نمیشه نادیده گرفت . عشق یه مسلمان و یه یهودی و اخرشم مسلمان شدن اون یهودیه . واقعا عمر حبیب تو این سریال الکی هدر رفتا . همشم به خاطر پاپوش درست کردنای اون یارو همکلاسی عوضیش . ولی در کل سریال قشنگی بود و او اس تی ش هم خیلی قشنگ و ریتم و نحوه خوندنش هم واقعا جدید بود . 

 

سریال بعدی که او اس تی ش افتاده تو ذهنم و هی تکرار میشه سریال فاصله ها س . بعله . یه زمانی فاصله ها می داد و خیابونای تهران و بسا شهرای دیگه خالی بود از ادم . چون ساعت نزدیک ده سریال فاصله ها پخش میشد . و عجب سریالی بود . خیلی باحال بود . بازی ها بیست داستان بیست . اصلا هیچی کم نداشت . سریالای الان همشون بی بازی هستن . مزخرف بدون داستان منسجم . همش شده داستانا و رابطه های مستهجن با ارایشای زشت و زننده  و لباسای بدتر از ارایشاشون . مردام که یه مشت ریشوی کثافت داعشی ...

قدیم با یه شالگردن انداختن دور روسری طرف از باحجاب به بی حجاب و خراب تبدیل میشد 😁 . او اس تی اش هم خیلی قشنگ بود با صدای علی لهراسبی

 

اگه فاصله افتاده اگه من با خودم قهرم ...

 

سریال بعدی هم سریال دلنوازانه با همون کارگردان ، اینجاام باز شاهرخ استخری و بازی های همیشگی معروفش وداستان جذاب سریال بود که باعث میشد بیننده واقعا باهاشون ارتباط برقرار کنه و با سریال حال کنه . او اس تی این سریالم خیلی به یاد موندنی بود . 

 

سریال بعدی که خیلی دوس دارم طبیعتا باید در چشم باد باشه گرچه من موضوع عشقیش رو زیاد دوس نداشتم ولی خب چرا ما نباید زوجی که از بچگی عاشق هم هستن رو تو سریالامون نداشته باشیم ؟ بله . ماام داریم خیلی هم افلاطونی . دقیقا مث دیالوگ پارسا پیروزفر تو فیلم نقاب که همیشه با جمله ی من عشق افلاطونی میخام دخترارو اغوا میکرد 😆 اینجا همونجوری عشق افلاطونی داشت . گرچه یه سری اب های فراوانی داشت ولی درکل بیس داستان قشنگ بود البته من بیژن رو زیاد دوس نداشتم از بچگی عقل نداشت ، نادر رو دوس داشتم . 😍😎 . 

 

سریال بعدی که دوس دارم شب دهمه که این  هم از اسمش معلومه که مناسبتیه و حتی عشقی . چقد قدیم سریال عشقی درست حسابی داشتیما . او اس تیشم خیلی خوب بود و پر از معنی . اصلا 알차네 ... 

مرز در عقل  و جنون باریک است عشق و ایمان چه بهم نزدیک است ...

 

بعدی چی میتونه باشه ؟ پریدخت ؟ پروانه ؟ درسته پروانه او اس تی قشنگی داشت و موضوعشم دوس داشتم و از لحاظ عشقی ام حامد کمیلی واقعا خیلی خوب بازی کرد و خیلیم اونجا جذاب شده بود . ولی به اندازه ارمغان تاریکی قشنگ نبود . راستش من لیلا حاتمی رو اصلا دوس ندارم خیلی شیربرنجه . توروخدا ببین خدا شانس و پولو به کیا میده . حالا ...

 

سریال دیگه ای که دوس دارم و او اس تی ش هم خیلی خوبه چی میتونه باشه به غیر از متهم گریخت ، با صدای مدرس و عطاران . 

پی خوشبختی همش صب تا شب دویدم من حتی یک اشنا یک اشنا ندیدم من ... 

چقد حقه این شعر چقد اخه ...حق میباره . 

سریال خانه به دوش هم سریال خییلی باحال و خنده داری بود و واقعا هر لحظه ی سریال اشنا با حال و هوای ایران و ایرانی و زندگی واقعی بودش . رابطه ها گرم و صمیمی بودن . انگار واقعا اونا یه خانواده بودن . چیزی که خیلی وقت که تو جامعه فراموش شده . اون موقع ها هم به تناسب زمان گرونی بوده ولی مردم زندگی هم میکردن الان هممه چیز شده سرچ کردن دلار گرونی امریکا و فش به زمین و زمان . گرچه خودمم مثتصنی نیستم  아쉽게 😑

 

سریال دیگه ای که هم او اس تیشو دوس داشتم هم موضوع عشقیش رو ، سریال وفا بودش . ژوبین واقعا اون موقعها چقد جذاب بودش . 😅❤  او اس تیشم خیلی خوب بود و دوسش داشتم . 

یکی دیگه از سریالایی که دوس داشتم سریال ارام میگیریم بود او اس تی سریال بازی ها به نظرم خییلی خوب بودن. مخصوصا او اس تیش . کامران تفتی رو اونجا دوس داشتم . 

 

 

خیلی سریالای دیگه ام بودن که من خیلی دوس داشتمشون ولی الان تو ذهنم نیست و شاید بعدا پست رو اپدیت کردم . این پست رو هم اضافه کردم : 

 فیلم ایرانی 

 

 

 

 

 

 

جوناس نوه ی اولریکه . اولریک 33 سال پیش برادرش گم شده . اون بچه ای که اول سریال میره تو زمان گذشته پسر اولریکه . جوناس با عمه ش دوسته .

تو طول سریال مداوم اذعان میشه که طرف عمه شه ولی هی کیس میرن . مدام درمورد اینکه زمان نمیدونم اینطوری اونطوری 33 سال یک بار دریچه باز میشه حرف میزنن . خب اگه دریچه اون یک سال و خورده ای تفاوت زمانی شمسی قمری باز میشه چطوریه که شما با این ذره ی خدا که معلوم نی چی چی هست میرین هی تو زمان سفر میکنین ؟! و اگه این هست چه احتیاجی به اون در توی تونل هست ؟ و چطوری انقد کودن بودی که بعد 66 سال فهمیدی که منشا اتفاقات کجاس اونم کلودیا معلوم نی یهو از کجا بهش الهام شد و بهت گفت .

اگه از اول قضیه این بوده و با یه حرف جوناس به پسر اون پیری احمق ، که امشب نرو فردا برو بابات  دوست داره ، پسر نفهمی مث اون ، قرار بود قانع شه چرا با حرف زنش نشد ؟! و فقط همین ؟ماشین زمان ساخته نشه زمان به سه بعد تقسیم نشه و تمام ؟! اگه قرار بود به این راحتی اتفاق بیفته چرا انقد کش و قوسش دادین . الکی رود راینو باز کردین تو سریال . مگه نمیگفتین همه چیز چرخشیه  و هیچوقت نمیتونی چیزیو تغییر بدی پس چجوری شد که این تغییر کرد ؟

 

اگه یوناس با برگردوندن میکل به حال باعث عدم موجودیت خودش میشه پس در زمان حال که تازه 11 سال از به وجود اومدن میکل گذشته ، چجوری میکل وجود داره ؟

اگه زمان موازی حرکت میکنه  و گذشته و اینده ای وجود نداره و هردو موازی هستن پس نباید هیچ خاطره ای داشته باشیم از طرفی اگه اینطور نیست درحالیکه سریال میگه هست ، پس چطور هیچ کدوم افراد تو سریال هیچ خاطره ای از دیدن افراد حال حاضر ندارن ؟ مثلا شارلوت چندبار یوناس رو تو گذشته دیده پس چرا اشنا براش نمیاد قیافه و تیپ یوناس در زمان حاضر ؟

 

یارو میگه که، تومهاس ؟! یه شی اگه بره گذشته یا اینده و از مبداش خارج شه حتی اگه منشاش وجود نداشته باشه هم وجود داره . ینی حتی اگه یوناس بمیره در اینده یوناس گذشته وجود داره . گذشته بمیره اینده وجود داره . پس در این حالت میشه نتیجه گرفت که اگه میکل برمیگشت هم یوناس وجود داشت ، و این ینی که زمان یه چیز لوپ مانندیه که هی داره می چرخه و اینا . تا شیی به وجود نیاد چطو ممکنه که وجود داشته باشه ؟! 

اصن بگیم که اینجوریه . اوکی . اخرالزمان ینی چی ؟ اگه منظورش ترکیدن اون نیروگاه باشه خب چرا تو سال 2055؟ بزرگسالی الیزابت الکی تفنگ دستشون بود ؟ خب اینا چرا نمیرفتن یه شهر دیگه . اون شهر اون قد بزرگ بود که اگه نیروگاهم می ترکید دیگه کل المان که خراب نمیشد . امریکا دوتا بمب به اون گندگی انداخت ژاپن ، دوتا شهرش خراب شد . بعد خب نیروگاه به اون عظمت بترکه که همگی پودر میشین ، عکس مرده هارو هم گذاشته بودن اونجا . 😂

بعد این میکل چرا مث ماستا بود ؟! اوریک که اومد دنبالش چرا باهاش فرار نکرد رفت چسبید در کون اون پرستار پتیاره هه . 

اوریکم عوضی بود ینی تو دوتا دنیا هم عوضی بود این مرد . و اون زنه هانا یه تنه کل المانو میتونه بهم بریزه همچین زنی و بهتر که زودتر یکی بکشتش . خوب شد اخر بزرگسالی جوناس کشتش . دلم خنک شد . جنده ی خالث بود . 

بعد خب اگه میتونستین از تونل تو زمان سفر کنین چرا اون کشیشه اون ماشین الکی رو درست کرده بود بچها رو میکشت ؟ 

 نمی فهمم چرا باید انقد پیچیده راجبه هرچیزی فکر کرد . اصلا ادمای سریالم نرمال نبودن همش چرت و پرت بهم می گفتن . یا می لاسیدن یا شر و ور میگفتن . و یه سری دیالوگاش واقعا حقیقت محض بود 🤣 مثلا بزرگسالی جوناس میگفت : 

عجیب نیست که ادم بزرگترین بیزاری رو نسبت به کسایی که بیشترین شباهت بهش رو دارن ، حس کنه ؟

ما به امیدی چنگ میزنیم که برامون اتفاق نمی افته . 

در کل  خییلی سریال بیخودی بود . خیلی پوچ بود و خیلی فضای ناامید کننده و یاس اور و تاریک و مزخرفی داشت به همه ی اینا داستان مسخره و زبان المانی سخت رو هم اضافه کنین . 

 

هاسگاوا در نقش ماساکی آکیزومی وکیلیه که قبلا دادستان بوده ، 12 سال پیش اون به اشتباه مضنون پرونده ی قتلی رو به قتل متهم کرده و مضنون الان تو زندانه . 6 سال بعد توسط یکی از همکاراش متوجه میشه که مدرک محکمی برای بی گناهی مضنون وجود داشته و رییس دادستانی منطقه اونو پنهان کرده . اون از دادستانی استعفا و وکیل میشه تا بتونه از خارج علیه اون رییس فاسد مدرک جمع کنه و همچنین بی گناهی اون متهم رو هم ثابت کنه .

سریال ژاپنی ضد قهرمان anti hero

تو این راه به یه پرونده ای برمیخوره که متهمش یکی از کسانی بوده که ممکنه مدرک بی گناهی متهم قتل 12 سال پیش رو داشته باشه ، برای همین میره به ملاقاتش و در ازای ازاد کردن اون از زندان ازش میخاد که اون مدرکی که داره رو پیدا کنه . اینجوری میشه که اون با تلاش مدراکی که برعلیه متهم بوده رو نقض و حتی فاسد بودن دادستان پرونده رو هم فاش میکنه . 

سریال ژاپنی ضد قهرمان anti hero

سریال جذاب و قشنگی بود . داستانش یخورده کند میگذشت ولی در عین کندی جذابیتی داشت که نمیشد جلو زد . بازیگر نقش اصلی هیروکی هاسگاوا خیلی عالی بود و طرز صحبت کردنش خیلی محکم و قاطع بود و در عین حال کیوتی خاص خودشو داشت . اهنگ سریال خیلی ازاردهنده بود انگار داشتم اصهاب کهف می دیدم . 😁🤐🥱دیالوگهای قصار هم خیلی داشت که تامل برانگیز بودن .  سریال اخرش شوک زده تون میکنه . و کسی که فک نمیکردین ممکنه تو تیم اکیزومی باشه ، هم تیمی از اب در میاد .  بعد از مدتها از دیدن صوت و تصویر هاسگاوا لذت بردم  . هاسگاوا بعد از مدتها سریال بازی کرده و این تم سریال تو ژاپن جدیده . چون بازیگر هاسگاوا توش بوده همه منتظر بودن ببینن که سریال چیه و هر قسمت کلی کامنت و نظر راجبه سریال تو ژاپن ترند میشده . اهنگ تیتراژش برای یه خاننده ایه که جدیده و تم و معنی عشقی داره . 

معنی اهنگ رو اینجا میذارم : 


من ازت متنفرم این دروغ نی ، گاردتون رو به ارومی پایین بیارین 
هنوزم میخام دوستت داشته باشم من شکننده تر از هرکس دیگه ای هستم و تو اینو راجبه احساس من میدونی 
یه کورسوی نور هم باشه خوبه من قول میدم که اونو درخشانش کنم . " نورشو بیشتر کنم  " 
دستاتو میگیرم و متاسف گویان میگم متاسفم برای اینکه به اندازه ی کافی قوی نبودم 
حتی اگه اینده تغییریافته و خراب باشه من میخام با تو بمونم 
من پیشقدم شدم و با مهربانی ناشیانه ام به تو تکیه دادم  
به جای دسته گل زیبا یه گل بی نام رو انتخاب کردم 
اگه تو پیشم باشی انگار چراغی در تاریکی شب روشن شده است 
ینی یادت رفته ؟! حتی اگه اشک ها پژمرده شن  گلها شکوفه میدن 
حتی اگه کثیف بشه بازم زیباتر از هرکسیه 
اینطوری تا سر حد پشیمونی عاشق شدم 
تو فقط بمان 
منی که نتونستم قولم را نگه دارم  رو نبخش 
یه ذره نور هم باشه خوبه وقتی با تو قدم می زدم قسم خوردم 
نمیتونم قوی بشم ولی به خاطر اینکه با تو هستم نمیترسم 
میخواهم تو را تنگ در اغوش بگیرم و ازت محافظت کنم . 
ادامه بده 
برو ادامه بده ...

 

 

سریال ژاپنی ضد قهرمان anti hero

 

 

سریال ژاپنی ضد قهرمان anti hero

 

 

💗 مطالب پیشنهادی " ژاپنی " 💗

 

💗 فیلم ژاپنی عشق را ببین و بشنو  💗سریال ژاپنی ازدواج دروغین ما 💗   سریال ژاپنی چشم های قرمز  💗  سریال ژاپنی هویت  💗   سریال ژاپنی عدالت  💗   فیلم ژاپنی someone   💗  سریال ژاپنی معشوق 💗 سریال ژاپنی سکوت  💗  سریال من سرنوشت تو هستم I'm Your Destiny  💗  سریال ژاپنی اخرین کات یا برش نهایی💗 سریال ژاپنی روزها  💗سریال ژاپنی کاش صد ها بار بهت گفته بودم 💗سریال ژاپنی اولین عشق  💗 فیلم ژاپنی ازدواج شاد من 💗فیلم ژاپنی اگه گربه ها از جهان ناپدید بشن💗 فیلم ژاپنی هیولا monster 💗⚡ معرفی فیلم کره ای و چینی و ژاپنی  ⚡☘ معرفی فیلم ژاپنی  ☘ ☘  سریال ژاپنی سرنوشت 2024 destiny ☘ معرفی فیلم ژاپنی  ☘ ⚡ معرفی فیلم کره ای و چینی و ژاپنی  ⚡ سریال ژاپنی شوگون  ⚡سریال ژاپنی تصرف بیمارستان  و سریال کره ای خانواده استثنایی 1 ⚡ سریال ژاپنی کاره پاره وقت خانوادگی   ⚡فیلم ژاپنی هزاران گل   ⚡ سریال ژاپنی سرنوشت با بازی کامناشی کازویا  ⚡معرفی سریال چرنوبیل و یک فیلم ژاپنی ⚡سریال ژاپنی گل افتابگردونی که در باران ناپدید شد ⚡⚡سریال ژاپنی ضدقهرمان ⚡⚡کارتون پسر و مرغ ماهی خوار  ⚡

 

그나저나  داشتم سریال جدید هیروکی هاسگاوا ، اوپایی که ده سال پیش عاشقش شدم و رفتم همه ی فیلم و سریالاشو دیدم و الان بعد سالها یه سریال جدید  داره رو نگاه میکردم دوقسمت ساب داشت ولی بقیه ش ساب نخورده بود تصمیم گرفته بودم با ساب انگلیسی نگا کنم . گفتم بذا تیریه در تاریکی به این وبلاگ ژاپنیه درخواست بدم برای ساب که دیدم درخواستم رو دیدن و امروز ساب قسمت یکش اومده . بسی مشعوف شدم . برا همین باید وایسم وقتی سابش اومد ببینمش . سریال جذابیه . اسمش هست آنتی هیرو ، ضدقهرمان . 

درمورد وکیلی به اسم ماساکی اکیزومیه که یه پرونده قتل دستش میاد و با اینکه میدونه طرف قاتله هرکاری میکنه تا بی گناهیشو ثابت کنه و طرف ازاد میشه . همکار زیردستش می فهمه که قضیه چیه و می ره تعقیب مضنون که ازاد شده می بینه داره مدرک جرم رو می سوزونه . هدف اکیزومی از این کار چیه ؟ و چرا اکیزومی میخاد با دادستانی بجنگه ؟! داستان هول این موضوع می چرخه که دادستانی که طرفدار مردم و بی گناها هستش ولی با اینحال داره حق خوری میکنه و مردمو تبدیل به بزهکار و یا قاتل میکنه تا زودتر پرونده ها رو ببنده . حالا باید دید که چرا اکیزومی تصمیم گرفته که دادستانی رو ابروشو ببره ؟! 

پست سریال : ⚡سریال ژاپنی ضدقهرمان ⚡

دوتا و نیم ، فیلم سینمایی کره ای دیدم، اولیش The Roundup: Punishment مجازات بود که قشنگ بود . داستانشم راجبه ما دونگ سونگه که پلیسه و با قتل یه پسری تو فیلیپین دنبال پرونده شو میگیره و به یه باند کازینو و پول شویی و یه قاتل می رسه و اینا . 

دومی اسمش تعقیب کننده بود برای سال 2017 ، راجبه پیرمردیه که چندین تا خونه داره و صاحب خونه س و معروفه که خسیسه و همش مستاجراشو اذیت میکنه و چون دنبال پول اجاره خونه هاشه مردم ازشون خوششون نمیاد . 🤔🤨مردم چقد قباحت دارن والا . پ نه بیاد مفت اجاره بده ؟ خلاصه دو تا از مستاجراش کشته می شن و یهو یه ادمی که قبلا کارگاه بوده پیداش میشه و میگه که من میدونم قاتل کیه و  این یارو سی سال پیشم ادم می کشت باید پیداش کنیم و اینا ... دونفری می افتن دنبال قاتل . 

قشنگ بود اینم . 

فیلم شین مینا رو هم دیدم our season ولی نصفه زیاد باحال نبود .