۱۰۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «سریال کره ای عاشقانه» ثبت شده است.

بذارین راجب یکی از بهترین سریالای عمرم بگم : 

جنگل مخفی فصل دو رو برای سومین بار نگاه کردم . لامصب انقد جذابه نمیشه اصلا ولش کرد یا جلوش زد . واقعا فوق العاده س . 

فصل یک حتی از فصل دو هم قشنگتر و جذابتره . 

کاش فصل سه رو هم بسازن با حضور دادستان هوان شی موک . 

این فصل پرونده های مختلفی رو در یک راستا بررسی میکرد و فقط به یک داستان اکتفا نکرده بود . گرچه اون فصل هم یه داستان نداشت ولی داستان اون فصل یطوری چطور بگم بهم پیوسته تر بود ولی این اینطوری نیست که همش شاخه بشه تا به یه داستان واحد برسه . 

درکل یکی از بهترین معمایی پلیسی های کره ایه . 

 سریال کره ای خانه جن زده ی شما را می فروشیم   Sell Your Haunted House یا املاکی دباک 

جانگ نارا ،" اتفاقی این سری هم سریال جانگ نارا رو دیدم 😄" دختر خانواده ایه که نسل هاس جن گیری میکنن . مادرش تو یکی از این جن گیری ها مرده و روحش تو خونه مونده ، جانگ نارا برای اینکه ادمایی که جن زده شدن رو جن گیری کنه احتیاج به یه واسطه داره ، ادمی که بتونه نقش واسط رو پیدا کنه و روح : جن ، بره توش و اون بتونه اونجوری جن گیری رو انجام بده . چون مادرش روح قدرتمندیه نیاز به یه واسط قدرتمند هست . برای همین 20 ساله که روحش هنوز به دیار باقی نرفته . 

یونگ هوا ، از بچگی واسطه بوده ولی خودش خبر نداره که بدنش جن جذب میکنه ، چون خودش  یه گردنبد که عموش بهش داده رو تو گردنشه و از اون موقع این اتفاق براش نیفتاده از طرفی از بچگی چیز زیادی یادش نیست . اون کلاهبرداره . با یکی از دوستاش میره خونه اینو اون و میگه که این خونه جن داره و یه سری وسایل بیهوده به عنوان اینکه جن رو از این خونه دور میکنه می ندازه به مردم . اون و جانگ نارا سر یه پرونده ای باهم اشنا میشن و گردنبندش از گردنش می افته و روح میره تو بدنش . اینجوری جانگ نارا متوجه میشه که یونگ هوا بدن قدرتمندی برای جذب روح های قوی داره و فک میکنه می تونه توسط اون مامانش رو بفرسته بره . اینجوری باهم ارتباط برقرار میکنن ، یونگ هوا وقتی یه خونه ی جانگ نارا میره یه سری خاطره از بچگیش یادش می افته و به بهانه ی همکاری میخاد بمونه ببینه قضیه اون خاطراتش چیه . اینجوری همکار میشن و رازهای گذشته شون رو باهم کشف میکنن . اخرم باهم مچ میشن . 

خیلی کند بود و کمی خسته کننده ینی اگه کیوت بازی های یونگ هوا نبود درکل حوصله سر بر میشد ولی خب دیگه گفتم از بی سریالی بهتره و تو این روزا هم سریال کم دارم بذا حوصله کنم ببینم . 

سریال کره ای پارتنر خوب good partner 

جانگ نارا وکیل طلاقه موفقیه . ولی به خاطر تمرکز زیادی از حد رو کارش از زندگی و دخترش دور افتاده . حالا یه سری دلایل دست به دست میدن و منشی جنده ش تو دفترکار با شوهرش می ریزه رو هم . جانگ ناراا هم می دونه ولی نمیخاد طلاق بگیره حالا به دلایلی . مدتیه که وکیل جوان جدیدی به دفتر حقوقی اونا اومده و زیردست جانگ نارا عه . اون کسی نیست جز نام جی وون ؟ اسم بازیگرش دقیق یادم نی . اونا با هم تیم هماهنگ و عالیی رو از هرجهت هم کاری و هم شخصی و زندگی روزمره تشکیل میدن و دوست خوبی میشن . زندگی جانگ ناراا هم درست میشه و متوجه اشتباهاتش میشه و اینا . سریال رو پرونده های مختلف طلاق ،همکاری وکلا زندگی خصوصی اونا میگذره . درکل سریال خوبی بود . یه سری پرونده هاش از نظر من روعصاب بود زدم جلو . همچنین یه سری تناقضات داشت که یخورده خوشم نیومد . مثلا جانگ نارا حدود 20 سال تو یه دفتر حقوقی وکیل خیلی معروفی بود که برنامه های تی وی و رادیو می رفت حتی ولی وقتی رفت دفترشخصی زد مشتری نداشت مگه میشه ؟ یا تو سریال دیگه ای که وکالتی بود اونی که لی جونگ سوک توش بازی کرده بود همین اخیرا پخش شده بود ، تا 30 سالشون شده بود تصمیم گرفته بودن دفتر وکالت خودشون رو بزنن و مستقل شن ولی اینجا جانگ نارا چسبیده بود به همون دفتر و با اینکه رییس دفتر هم ازش خوشش نمی اومد و میخاست اخراجش کنه همچنان مونده بود اونجا . از لحاظ شخصیتی که برای جانگ نارا درست کرده غیرمنطقی بود همچین رفتاری . یه سری چیزایی دیگه هم بود که تو طول سریال دیدن یادم می اومد ولی دیگه یادم نمونده . این بولدش بود . 

این سریال رو به این خاطر دیدم که فصل دوش قرار با بازی پارک هه جین ساخته شه . مدتهاست منتظر سریال جدید پارک هه جین هستم . البته زیاد از این مدل سریالا خوشم نمیاد پرونده هاشون هرچقدم شاید تو دنیای واقعی باشه بولد کردنش زیادیه و کلا خسته کننده س روندش . این پرونده اون پرونده . منو یاد برنامه ی صدسال پیش تی وی ایران میندازه فردا دیر است ، همچین چیزی . نمیدونم چرا حالا . فک میکنم برای داشتن فصل دو داستان خاصی نداشت . گرچه بازی جانگ نارا خیلی خوب بود نسبت به سریالای دیگه ای که قدیم ازش دیده بودم . ری اکشنای خیلی خوبی داشت . حالا امیدوارم با پارک هه جین هم گود پارتنر باشن . و سریالش خوب بترکونه . چون فصل اولش که به جانگ نارا دسانگ داده بودن . 

با این حساب به پارک هه جین هم یه چیزی میدن و امسال قرار زیاد به عنوان بازیگر ببینیمش . این چندسال همش در حال ورزش کردن بودش . خستم کرد انقد ویدئو ورزش کردن گذاشت . اما عجب بدنی ساخته ها . خیلی خوب شده اصلا متفاوت شده . 

چندوقت پیشم داشتم سریال بدگایز رو نگا میکردم با اینکه به نظر میاد نقش اصلی نی ولی همه ی اتفاقا سر کاراکتر لی جونگ مون " پارک هه جین " می گذره . 

برای دومین بار نگاه کردم اونقدرا برام جذاب نبود مث اون اوایل کی درامریم که دیده بودم سریالشو ولی بازم خوب بود . از اون موقع تاحالا واقعا طرز سریال سازی شون خیلی متفاوت شده . علاوه بر اون برند سازی و شیک و پیک بودنشون ، منظورمه . 

سریال کره ای روزهای طلایی ما our golden days 

 با بازی جانگ ایل وو ، یه سریال خانوادگی طولانیه که به پیشنهاد دوستم شروعش کردم . 6 قسمت اول رو یه سره دیدم و نقش دختر نقش اول سریال رو به زور تحمل کردم ولی این دوقسمت دیگه شورشو در اوردن . 

جی هیوک ، پسر اول یه خانواده 6 نفره س ، باباش بازنشسته شده و قرار بوده بره جای دیگه کار کنه که کنسل میشه ، جی هیوک خودش تو یه شرکت خوب مهندس معماره ، ولی تو شرکت بی عدالتی های رخ میده و جی هیوک که شخصیت غدی داره اینو برنمیتابه و با وجود اینکه به کار احتیاج داره استعفا میده . خاهر کوچکترش 24 سالشه و بیکاره ،برادرش هم تو باشگاه کار میکنه که اونم اخراج میشه و مردای خانواده همگی بیکارن . یه دختر پولدار که دختر یه شرکت ساختمون سازی معروفه ، قبلا یه داستان عشقی داشته که تقریبا کل دانشگاه و هم رشته ای ها ازش خبر دارن . حالا به عشقش نرسیده و باباش اصرار داره که ازدواج کنه ، دختر خوبیه و خانواده خوبیم داره . اون به جی هیوک که معروفه به اینکه نه به ازدواجه ، پیشنهاد ازدواج میده . پیشنهاد بسی اوکازیون ، مدیر تو شرکت بابای دختره و یه زندگی خوب ، تازه دختره هم که دختر خوب و با کمالاتیه . چندوقت قبلش دوست و هم دانشگاهی جی اون وو که مدتهاست عاشق جی هیوکه دلشو میزنه به دریا و به جی هیوک میگه که با وجود اینکه اون ازدواجی نیست با اینحال میخاد باهاش دوست بشه و قرار بذارن ولی جی هیوک بهش میگه که منو تو بهم نمیایم و این شوخی مسخره ایه . و یه جورایی میخاد دست به سرش کنه ولی دختره بی شعوره و با یه جمله دست به سری دوستی چندین ساله رو بهم میزنه و جبهه میگیره که وای تو چرا اینو گفتی و اینا . جی هیوک هم میرینه بهش . بعدا که پیشنهاد ازدواج و قضیه بیکاریشو همرو باهم کنار میذاره می بینه براش بهتره که پیشنهاد ازدواج رو قبول کنه . برا همین همه چی اوکی میشه و روز عروسی میرسه ولی دقیقا روز عروسی ، عروس نمیاد و فرار میکنه میره پیش عشق قدیمش . اینجوری میشه که جی هیوک حس میکنه که تحقیر شده و ضایع شده پیش دوستاش برا همین ول میکنه میره یه شهر دیگه مدتی . یه قضیه ساده رو یجور پیچیده و مرگ نشون میدن . اصلا جی هیوک قربانیه چرا باید فرار میکرد و شرمنده میشد جلو دوستاش ؟چرا اصلا باید پیش دوستاش شرمنده شه ؟ مگه کار غیرقانونی انجام داده ؟ ینی اگه همون دختره این پیشنهادو به یکی از دوستای بیکار و سست عنصر بینشون میداد همشون دهنشون اب نمی افتاد ؟ چون همیشه میگفته نه به ازدواجم ولی یهو خاسته با یه پولدار ازدواج کنه کار ناشایستی مرتکب شده در حق دوستاش ؟ چون شمارو نگرفته ؟ حالا از حرفای خوددرگیرانه و سلیطه بازی که جی اون وو بهش زد که بگذرم ، برگشتن دور هم جمع شدن میگن این دیگه نباید برگرده سئول . خب چرا ؟؟ مگه چیکار کرده ینی چی ؟! بعد که بعد از یه دوران افسردگی و خجالت از خود الکی ، برگشته و میخاد کار جدیدی رو شروع کنه همه جبهه گرفتن دقیقا هم دوستای نزدیکش که همیشه باهم میگذروندن روزاشونو ، که  تو چرا اومدی چرا برگشتی چرا اومدی این کافی شاپ ، سونبه ای که میشناخت و میدونست اگه بهش رو بندازه روشو زمین نمیندازه همون صاحب کافه بود ، از اولم تو اون کافه احساس راحتی میکرد اصلا خودش اونجا رو طراحی کرده بوده چرا نباید بیاد اصلا مگه باید از شما اجازه بگیره ؟ ینی یه سری وقایع  어이 없게  مسخره و غیرمنطقی و پیچیدگی غیرضروری و یه دوستی مزخرف  و بد ، وقتی می بینی این دوستی باعث عذاب و ناراحتیت میشه چرا باید ادامه ش بدی !؟ ...  اون موقع اونا دوستات بودن مثلا به قول خودتم هیچ کدوم تورو درک نمیکردن پس چرا به خاطر اینکه ازدواجت بهم خورد به خاطر اونا خودتو قایم کردی و وقتی دختترو تو خیابون دیدی نخاستی تورو ببینه مسیرتو عوض کردی . اصلا حوصلمو سر برد خلاصه . هیچی دیگه . فک نمیکنم ادامشو ببینم . 

سریال کره ای اِما Aema

داستان آن در دهه ۱۹۸۰ کره میگذره ، زمانی که صنعت سینما با چالش‌های اجتماعی و فرهنگی بزرگی روبه رو بوده . 

داستان حول محور دو بازیگر زن می‌چرخد:

  • جونگ هی‌ران: ستاره‌ای مشهور با روحیه‌ای آتشین که پس از درگیری با تهیه‌کننده از نقش اصلی فیلم جنجالی «مادام اِما» کنار گذاشته می‌شود.

  • شین جو-ائه: دختری که در یک کلاب شبانه کار می‌کند و آرزوی بازیگری دارد. او به‌طور غیرمنتظره‌ای نقش اصلی فیلم را به‌دست می‌آورد.

این دو زن ابتدا رقیب‌اند، اما در ادامه برای مقابله با فساد، سانسور و سلطه مردانه در صنعت سینما متحد می‌شوند.

درکل زیاد سریال باحالی نبود بیشترشو جلو زدم . 

سریال امریکایی با بازیگرای کره ای و در کره فیلمبرداری شده ی ، پروانهButterfly

داستان حول محور دیوید جونگ (با بازی Daniel Dae Kim)، یک مأمور سابق اطلاعاتی ایالات متحده، می‌چرخد که پس از ۹ سال پنهان‌کاری، متوجه می‌شود دخترش ربکا (با بازی Reina Hardesty) اکنون به‌عنوان یک قاتل حرفه‌ای برای سازمان جاسوسی Caddis کار می‌کند—سازمانی که خودش بنیان‌گذار آن بوده. این کشف او را مجبور می‌کند از مخفی‌گاهش در کره جنوبی بیرون بیاید و با گذشته‌اش روبه‌رو شود.

سریال باحالی بود ، بدیش نصفه بودنش بود . نقش ربه کا یخورده شبیه جنده ها بود همش نگاهاش یجوری بود انگار داشت پا میداد . چه به نقش باباش چه به اون پسره قاتله 😁 . 

سریال کره ای ترای : تلاش پیروزمندانه  The Winning Try / 트라이: 우리는 기적이 된다

سریال راجبه بازی راگبیه . نماینده ی کره که  کاپیتانش جو گارام قرار به المپیک برن و فقط یه بازی مونده تا المپیک ولی قبل از بازی جو گارام یهو حالش بد میشه میره دکتر و متوجه میشه یه نوع بیماری خودایمنی داره که ضعف یهویی عضلات و علائم نادری مث متوقف شدن دستگاه تنفسی هم داره  ، برا همین معلوم میشه اون دیگه نمیتونه راگبی بازی کنه . روز قبل از بازی به سرمربی میگه حالش خوب نیست و نمیتونه بازی فردا رو انجام بده ، ولی سرمربی بهش میگه که المپیک و فلان ، خلاصه اون قرصاش که کورتون هم شاملشون میشه رو میخوره ، بعد از بازی خبر اینکه جو گارام دوپینگ کرده در میاد ، و اون اعلام بازنشستگی میکنه . ولی هنوز یه اسطوره س و میتونه مربی باشه .

مدرسه ای که جو گارام قبلا اونجا درس میخونده ، مدرسه مخصوصا ورزشه ، مدیر اونجا قبلا معلم جو گارام بوده و فقط اونه که از بیماریش مطلعه . سه سال بعد که معالجه میشه و استراحت میکنه و به حالت عادی برمیگرده ، معلمه بهش پیشنهاد میده که بیاد مربی تیم راگبی مدرسه بشه .  اون دعوت رو قبول و با اومدنش یه سری مخالفت ها و نادیده گرفتن ها صورت میگیره ولی دراخر همگی قدرت مربی گری و توانایی و دانش اون رو تحسین و بچه ها هم بهش اعتماد میکنن و اینجوری کم کم پیشرفت میکنن . بعدا معلوم میشه که سه سال پیش چرا جوگارام قرص استفاده کرده بود قبل از مسابقه و اسمش به عنوان بازیکن دوپینگی هم پاک میشه . درکل سریالی با داستان متفاوت و ورزشی بود .

ترای مهم‌ترین و پرامتیازترین حرکت در راگبیه ؛وقتی بازیکن مهاجم توپ رو به منطقه انتهایی زمین حریف (منطقه ترای) برسونه و با دست روی زمین بزنه، ۵ امتیاز می‌گیره.؛بعد از ترای، تیم می‌تونه یک شوت به سمت دروازه بزنه که در صورت موفقیت، ۲ امتیاز اضافه به دست میاره (به این شوت می‌گن "کانورژن").

ترای نماد تلاش، عبور از موانع و رسیدن به هدفه—به همین دلیل هم اسم سریال کره‌ای "The Winning Try" خیلی معنا‌دار انتخاب شده.

اینم سریال باحالی بود .