قالب

بی نظیرترین سریالهای کره ای :: •بیشه زاری غرق در شکوفه •

۱۳۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «بی نظیرترین سریالهای کره ای» ثبت شده است

سریال کره ای پدرم عجیبه My Father is Strange


از این سریالای خانوادگی با 52 قسمت بود . 

داستان از جایی شروع میشه که بازیگر آن جون هی مدتهاس بازیگره ولی به این معروفه که بازی هاش مث رباته . حالا یه سریال بهش پیشنهاد شده که اونجا رابطه پدر و پسری وجود داره تو فیلمنامه ، آن جون هی پدر نداره ، با مامانش و شوهر ننه ش تو امریکا زندگی میکرده و چون خودشو بین اونا اضافی میدیده اودیشن داده اومده کره یه مدت خواننده بوده حالا بازیگر شده . اون چون میخاد هرجور شده تو این سریال بازی کنه ، تصمیم میگیره دنبال باباش بگرده . 

پدر داستان یه مغازه ی کیمباب و رامیون فروشی معمولی داره که استجاریه . 4 تاام بچه داره یه پسر و سه تا دختر . یکی از دخترا که از همه ی دخترا بزرگتره وکیله و برای خودش کسیه . عقل دارشون یکی این بود یکیم دختر اخریه . پسر خانواده 5 ساله که داره ازمون خدمات اجتماعی میده و قبول نمیشه ، تازه دوست دخترم داره . دختر اخریه تو یه مجموعه ورزشی مربی یوگاس . دختر وسطیه که مثلا داستان روی اونه ، از همشون کودن تر و بی انعطاف پذیرتر بود 3 ساله دنبال کار میگرده و پیدا نمیکنه . زمان مدرسه هم مث خرس چاق بوده و یکی بهش قلدری میکرده . اون میره مصاحبه تو شرکت بازیگر آن جون هی و همون قلدر رو اونجا می بینه از شانس همونجا استخدام میشه . و میشه منیجر بازیگر آن جون هی . ان جون هی با پرس و جو باباشو پیدا میکنه و میگه که میخاد با اون زندگی کنه . پدر داستان قبول میکنه که اونو به عنوان پسرش بپذیره و به خانواده اطلاع میده . خلاصه پسره میاد خونه و یه سری وقایع خنده دار و بامزه رخ میده . تو همین اثنا دوست دختر پسر اولیه حامله میشه و میاد خودشو معرفی میکنه و اینا ، دختره کیه ؟ همون قلدره مدرسه دختر وسطی . از اونورم دختر وکیله با دوس پسر هشت سال پیشش دوباره شروع میکنه به دیدار کردن و خلاصه اینجوری و اونجوری .

حالا قضیه عجیب بودن پدره چیه ؟! بازیگر آن جون هی اصلا پسر این مرده نی ، این رازیه بین پدر داستان و زنش و هیچکس ازش خبر نداره . حالا چطور شده که اینجوری شده ، مرده تو جوونیش ورزشکار بوده و جودو کار میکرده روز قبل از مسابقه ، تو یه کوچه ای می بینه که سه نفر دارن یکیو کتک میزنن ، اول بی توجه رد میشه چون فردا مسابقه ی مهمی داشته ولی دلش نمیاد و برمیگرده و می بینه طرف همونجا مرده ، میره زنگ میزنه پلیس که اینجا یکی مرده ولی پلیس عوضی میاد خودشو به عنوان مجرم میگیره و به جرم قتل 3 سال می افته زندان . بعدشم سابقه دار میشه و هیچکس حرفشو باور نمیکنه کارم بهش نمیدادن و مادرش مریض بوده ، یه روزم موقع کارگری کردن بهش انگ دزدی می زنن و دوروز میره بازداشگاه و تو همون دوروز مامانه می میره . تو این مدت زنش که دوستش بوده همیشه بهش ایمان داشته و اعتماد و اون بوده که برای مامانش ختم میگیره . بالاخره بعد از چندوقت یه دوستی تو امریکا بهش زنگ میزنه و میگه که بیاد امریکا و زندگیشو عوض کنه ، مرده قبول میکنه و میره ، همون روز اول که میرن کلاب نوشیدنی بخورن انفجار رخ میده و بعدشم چون اینا تو کلاب کتاشونو عوض کرده بودن رو حساب اسم پاسپورت ، اونی که مرده رو به اسم این میزنن و اینجوری میشه که زنش بهش میگه حالا که اینجوری شدش بیا با همین اسم زندگیمونو ادامه بدیم .

مرده ترسوو مظلوم و بدبخت بودش که مشخصه ی همه ی فقیراس ، اول میترسه و میخاد که خودشو معرفی کنه ولی زنش میگه که حامله اس و اینجوری بچه هاشون با انگ بابای قاتل چجوری میخان زندگی بگذرونن و اینا . اینطوری میشه که 35 سال با اسم اون دوست مرده ، زندگی میگذرونه . حالا پسر اون مردهه فک میکنه که این که اسم باباشو داره ، باباشه . مرده هم شصتش خبر دار و بعد دیدن اینکه پسره چقد طفلکیه به خاطر اینکه خودشم گناهکار میدونه میخاد که یخورده از گناهش کم کنه و میخاد نقش پدر رو برای پسره ایفا کنه . تا اینکه سر یه قضیه هایی پسره شک میکنه و دی ان ای میگیره و متوجه قضیه میشه و اینا ، خلاصه ، بعدشم  دختر وکیله خودش متوجه قضیه میشه و میره تحقیقات و باباشم میره برای دزدی هویت خودشو تحویل میده ولی چون به جرمش اعتراف و پشیمون بود زندان نمی افته . بعدشم دختره ،برای پرونده ی قتل باباش شاهد پیدا میکنه و باباش از قتل مبرا میشه . 

اخرشم همه چی به خوبی و خوشی تموم میشه  . همه ی کاراکترا خیلی خوب بودن به جز نقش اصلی ینی جونگ سومین ، دختر وسطی ،که من اصلا از نقشش خوشم نیومد . مارمولک بود یخورده  . دختر وکیله و شوهرش خیلی باحال بودن مخصوصا شوهرش . پدر داستان خیلی بابای خوبی بود ولی یخورده بی عقل بود و اخراشم داشت دیگه زیادی مظلوم نمایی میکرد .  یه سری اب هاییم داشت که میشه زد جلو . ولی در کل سریال قشنگی بود .هم خنده دار بود هم گریه دار . 


🍀  مطالب پیشنهادی 🍀 

💚سریال کره ای اهریمن من  💚معرفی کتاب بلندی های بادگیر 💚سریال کره ای رای کشنده 💚سریال کره ای خواننده ی جزیره ی دورافتاده قسمت اخر 💚 سریال کره ای بکشش kill it 💚 سریال کره ای مرد من فرشته ی عشق 💚 فیلم ژاپنی اگه گربه ها از جهان ناپدید بشن 💚سفر انار 💚

  • نظرات [ ۰ ]
    • دوشنبه ۲۴ ارديبهشت ۰۳

    سریال چینی در بهار عاشق خواهیم شد There Is a Lover in My Hometown

    سریال چینی در بهار عاشق خواهیم شد There Is a Lover in My Hometown ، درمورد ژوانگ جیه و چن مای دونگ که تو زمان دبیرستان باهم همکلاسی بودن . هردو درونگرا و کم حرفن و هردو مشکلاتی دارن . ژوانگ جیه تصادف کرده و یه پاش از زانو به پایین قطع شده و چن مای دونگ مادر پدرش طلاق گرفتن . اونا تو یه شهر کوچیک زندگی میکنن . سالها میگذره و هردو دارن زندگی خودشونو میکنن که اتفاقی دوباره همو می بینن و این سری ژوانگ جیه میره تا با چن مای دونگ سرحرفو باز کنه و دوست بشن . ولی چن مای دونگ همش یبس بازی در میاره . ژوانگ جیه تو شانگهای کار  و زندگی داره و کارشناس فروش خیلی خوبیه . اون دوس داره همچنان تو شانگهای بمونه و نمیخاد به شهر کوچیکشون برگرده . میگه وقتی اینجاس ازاده و کسی نمی شناستش کسی به لنگ زدنش توجه نمیکنه و کسی نمیدونه که پدرمادرش کیا هستن . شهر بزرگو دوس داره دیگه . مشخصه ی بارز همه ی دهاتیا 😄 اون تو زندگی عشقی شانس نیوورده درواقع زندگی عشقی خاصی نداشته با رییس بخششون سه سال رابطه داشته ولی رییس بخشه ادم حسابیه و از یه خانواده درست حسابی ثروتمند ، طبیعتا اونا هیچ وقت اجازه نمیدن پسرشون بیاد یه دختر دهاتی معلول رو بگیره . برای همین کات کردن . درواقع دوس پسر دیگه ای نداشته . چون به هرکی درمورد معلول بودنش میگفته طردش میکردن . بیشعور زیاده دیگه بالاخره .

    There Is a Lover in My Hometown سریال چینی در بهار عاشق خواهم شد

    من در واقع فک میکنم وقتی اومد دهاتشون و دوس قدیمشو دید به این فک کرد که ممکنه بتونه یه مدت با این دوست قدیمش باشه و لاس بزنه چون اون از هرچیزی زندگیش خبر داشت و معلول بودنش براش مهم نبود . و بهش به چشم کاستی و بد نگاه نمیکرد . با اینحال میگفت که همیشه چن مای دونگ رو دوس داشته و یجورایی عشق یک طرفه بهش داشت ، ولی خب چن مای دونگ دنبال ثبات بودن تو زندگیش و اگرم میخاست با کسی باشه ،میخاست ازدواج کنه ، ژوانگ جیه انقد میره میاد بالاخره پسره نرم میشه و بهش پا میده . درواقع اونم راضی بودا دختترو میخاست ؛ولی هی داشت مقاومت میکرد . شاید میخاست ثابت قدم بودن دختترو بسنجه .

    There Is a Lover in My Hometown سریال چینی در بهار عاشق خواهم شد

    اینجا داشت به چن مای دونگ میگفت : منزوی بودن هم یجور جذابیته  

    با همه ی اینا رابطه عاشقانه شون شروع میشه ولی با اینحال ژوانگ جیه همیشه اینو به مای دونگ میگه که اون بالاخره میخاد برگرده به شانگهای و نمیخاد وقتی ده سال دیگه به زندگیش نگاه کرد پشیمون بشه که چرا زود ازدواج کرده و فرصتهای بیشتری رو برای کار و موفقیت امتحان نکرده . درواقع سریال خیلی سعی داره که مستقلی دختره و تصمیم های دختره تحت شعاع عشق و ازدواج قرار نگیره و اینو نشون بده که زن ها هم باید مستقل باشنو ازاد و اینا . ولی خب هرجوری و با هرفرهنگی که بخای حساب کنی استقلال فردی و ازادی فردی هیچ جوره با ازدواج و رابطه ی عاشقانه ای از نوع رابطه ی این دو، شدنی نیست . و سریال سعی داره بگه که بالاخره یکی باید این وسط کوتاه بیاد برای دیگری ولی اینکه یک نفر خودشو فدای رابطه کنه و دیگری کار و بار خودشو داشته باشه و همش خودسر و بدون برنامه و مشورت کار کنه و بی خبر بره و بیاد اونم برای مدت طولانی کار درستی تو رابطه نی . و اگه قرار ازدواج کنین همه ی جوانب رو بسنجین و رابطه ی دورادور رو انجام ندین . 

    رابطه این دو عمیقتر میشه تا جایی که باهم میخابن ، مادربزرگه مچ جفتشونو میگیره و اصرار داره که حالا که باهم انقد صمیمی شدین خب ازدواج کنین ، چینیا خیلی ازدواجی و سنتی هستن ،😁⚡💜  اصلا من مرد چینی میخام اصلا من چن مای دونگ میخام 😁⚡💜 اینا هم هول هولکی نامزد میکنن ، دختره داره یه کارافرینی انجام میده و باید بره شانگهای و مدتی حداقل یک سال دنبال این کارو بگیره ، و فردای نامزدی ، بدون اینکه به چن مای دونگ بگه میره ایستگاه و دقیقا دقیقه ی نود اینو بهش میگه ، منم عصبانی شدم چه برسه به نامزد عاشق ، پسره واقعا همه جوره هوای دختترو داشت همه جوره خیلی مهربون و از خودگذشته و مراقب و خیلی مرد بود واقعا یه مرد عالی ، ولی اینکه فقط یک نفر خودشو بذاره کنار و همش اجازه بده کسی که عاشقه یک سال ازش دور باشه واقعا دوراز انتظار و دور از شعور نیست ؟ خیلی مسخره س . بعد بدون گفتن دلیل و مشورت حداقل از قبل میگفت . خلاصه اینا باهم قهر میکنن و پسره نمیخاد کوتاه بیاد .

    There Is a Lover in My Hometown سریال چینی در بهار عاشق خواهم شد

    با اینحال این رابطه و این ازدواج و این عشق برای بچه بازی نبود ، ینی اینجوری نبود که خب عه این دختره اینجوری میکنه هی حسابگر باشه که من این همه محبت از خودگذشتگی حالا که تو اینجوری تمومه همه چی ، من شخصا اینجوریم 🙄😄 فقط باهاش قهر میکنه ولی همش حواسش هست بهش . بعد یه مدتی میگذره و یه تصادف رخ میده که دختره نزدیک بود بمیره ، ولی تصادفه رخ نمیده ، با اینحال اگه رخ میداد دختره میمرد ، که به نظرم اگه می مرد تراژیک تر میشد 😁😶 دختره اونجا به خودش میاد و به این نتیجه میرسه که اینکه کنار کسایی که دوس داره باشه خیلی بهتر از موفقیت تو شهره و کارشو تو شهر خودشم می تونه انجام بده ، یهوییم یه فرصت کارافرینی تو دردهات خودشون جور میشه و برمیگرده همونجا . اخرش یخورده اب بود و مستقل بازی دختترو زیادی کش دادن . دیگه داشت عنشو در می اورد . ولیکن ...

    خیلی سریال قشنگ و سافتی بود . رابطه ی بینشون خیلی قشنگ و دوست داشتنی و غبطه امیز بود ، ینی من میگفتم چجوری میتونن همچین رابطه ای رو بین دونفر بسازن و چقد خوب میشه منم بتونم همچین رابطه ای داشته باشم ، یجوری بود که نمیتونم توصیفش کنم ولی خیلی خوب بودن . چن مای دونگ واقعا یه پارچه اقا بود . دختره ام دختر خوب و با ادراکی بود تنها عیبش این بود که زیاد با بزرگی و لاکچری بودن شهر بزرگ تسخیر شده بود و یهویی خودشو تو یه رابطه عشقی انداخت که امادگیشو نداشت ، مخصوصا از این لحاظ که برای رابطه باید تلاش کرد و از خودگذشتگی . اونم با کسی مث چن مای دونگ ،که خودش همچین ادمیه . و چقد سخت تونسته قلبشو به روی یه دختر باز کنه .  همچین پسری خیلی وابستگی داره و خیلی حس مالکیت و مخصوصا مسئولیت داره و میخاد همه چیزشو برای رابطه بده . و میخاد که یه مرد زندگی باشه و نه کسی که هیچ بویی از مسئولیت و احساس نبرده و بگه این نشد بعدی ...برای همین این کش مکش ها یخورده عصابمو خورد کرد ، مسائل مربوط به مرگ و تشییع جنازه که شغل پسره بود هم یخورده زیادی بود که میشه ازشون چشم پوشی کرد چون من میزدم جلو . با همه ی اینا خیلی دوسش داشتم سریالو .

    There Is a Lover in My Hometown سریال چینی در بهار عاشق خواهم شد

    این سریال چینی رو بعد از مدتهای زیادی دیدم . و واقعا چسبید بهم . یکی از او اس تی های سریالم خیلی قشنگ بود . مخصوصا معنی او اس تی ها خیلی قشنگ بودن . که به مرور به عنوان پست جداگونه می ذارمشون . فعلا اینو داشته باشیم اینجا که خالی از لطف نی : 

    نیمه شب با خاطراتت

    گذشته ای که ماه یاداوری کرده

    اتاق احاطه شده با حسرت

    نمیتونم خودمو از این توهمات زیبا خلاص کنم

    گیج شدن از نورهای سوسوزن

    وقتی که شهاب سنگ از کنارت رد میشه

    ارزوم کردی

    برام عجیبه ینی متوجه اشتیاقی که بهت دارم شدی؟


    There Is a Lover in My Hometown
    My Hometown Has A Lover
    Wu Xiang You Qing Ren
    Chun Se Ji Qing Ren
    吾乡有情人
    情人
    吾鄉有情人

    در بهار عاشق خواهم شد


    🍀  مطالب پیشنهادی 🍀 

    💚   سریال چینی خون جوانی  💚 ⚡ معرفی فیلم کره ای و چینی و ژاپنی  ⚡

  • نظرات [ ۱ ]
    • جمعه ۲۱ ارديبهشت ۰۳

    معرفی فیلم ژاپنی و کره ای و چینی

    چندتا فیلم دیدم . 

    فیلم ژاپنی Godzilla Minus One  :

    برای سال 2023 عه ، درمورد جنگ جهانی دومه ژاپنه ،  خلبان جنگنده ای که برای یه ماموریتی رفته بود ، به بهونه ی اینکه جنگنده ش خرابه برمیگرده به جزیره ی ادو تا تعمیرکارا درستش کنن ، تعمیرکار بهش میگه جنگنده ات مشکلی نداشت و مشکوک نگاهش میکنه ، نفر بعدی میاد بهش میگه که درکش میکنه و برای جنگ شکست خورده چرا ادم باید جونشو به خطر میندازه ،شب گودزیلا به جزیره حمله میکنه و فقط خلبانه و یه تعمیرکاری زنده می مونن . برمیگردن توکیو و اونجا می فهمه همه خانوادش مردن . یه روز تو خیابون یه زنی با بچه رو می بینه که درحال فراره ، زن بچه رو میده دستش و میره ، خلبان می مونه و بچه . دوتا خیابون اونطرفتر زن رو می بینه و زن با بچه میان خونه خرابه ی خلبان . همخونه میشن . بچه ماله زنه نی اونم بچه رو پیدا کرده . خلبان کار پیدا میکنه که پول خوبی داره . کم کم خونه می سازه و تازه داشتن بهم انس میگرفتن و زندگیشون درست میشد که این سری گودزیلا میاد توکیو و باز خرابی به بار میاد و اینا ، خلبان  و بقیه افراد این کاره سعی دارن تا گودزیلا رو بکشن . فیلم خوبی بود . البته فیلم ژاپنی شین گودزیلا هم خوبتر بود . چون اوپای ژاپنیم هاسگاوا توش بود . 😁 گودزیلای توی فیلم شبیه moo تو کارتون monster rancher بود . هردو رو باهم سرچ کنین میتونین موو رو ببینین . چون فیلترشکن ندارم . عکس مو برام لود نمیشه . 😭😄

    فیلم ژاپنی گودزیلا

    فیلم ژاپنی گودزیلا

    فیلم کره ای مرز جنوب 2006 South Of The Border :

    درمورد یه خانواده ی کره ی شمالیه که متوجه میشن پدربزرگشون نه تنها نمرده بلکه تو کره جنوبیه و خیلی پولداره و اینا ، اوناام تصمیم میگیرن همگی فرار کنن کره ی جنوبی . ولی پسر خانواده یه معشوقی اینجا داره و سخته که ترکش کنه ، بهش میگه وقتی رسید جنوب ادم می فرسته که اونم بیارن جنوب . با هزارتا بدبختی میرسن جنوب و می فهمن پدربزرگه مرده . خانواده جنوبی پدربزرگه بهشون یه رستوران میدن . پسره چند تا دلال پیدا میکنه برای اینکه بتونه دختررو بیاره جنوب ولی همشون کلاه بردار از اب در میان . بعد یه مدت خواهر پسره بهش میگه که خبردار شده که دختره ازدواج کرده توام دیگه دست بردار و زندگی خودتو بکن . اینجوری میشه که پسره ازدواج میکنه . بعد چندسال دختره فرار میکنه میاد جنوب ، ولی مرده دیگه ازدواج کرده . با اینحال میره پیششو و اینا ، اخرسرم دختره متوجه میشه که پسره ازدواج کرده و میره دنبال زندگی خودش . 

    فیلم بدی نبود . قابل دیدن بود . از فیلم ایرانی تمساح خونی هزاران برابر بهتر بود . 

    دیروز رفتم سینما این فیلم رو دیدم و به اندازه ای اب و مسخره بود که اصلا نمیدونم چی بگم  . 

    فیلم ژاپنی تو روزمو ساختی you made my dawn  :

    درمورد یه دختر دبیرستانیه که همیشه ماسک میزنه و اختلال اجتماعی ؟ داره . روش نمیشه قیافه شو به دیگران نشون بده . نمیدونم چرا . و یه پسری که از این دختره خوشش میاد و میخاد کاری کنه ماسک نزنه و خود واقعیش باشه . نقاشیشم خوبه . فیلم متوسطی بود از این دبیرستانی ها و اینا . پسره جذاب بود . 😁⚡

    فیلم ژاپنی you made my dawn

    این مثلا معلم نقاشیه مدرسه س به بچها مشق میداد خودش اینجوری فیلم نگاه میکرد . 🤣

    و می رسیم به گل فیلم ها ، 

    فیلم کره ای نبش قبر Exhuma 2024 :

    فیلم کره ای نبش قبر Exhuma 2024

    با بازی کیم گو اون و لی دو هیوک که هردوشون دیروز تو جشنواره ی بکسانگ جایزه گرفتن . فیلم خیلی باحالی بود و خیلی خوشم اومد و کمی تا قسمتی ترسناک ولی ترسناکیش از فیلم کره ای شیون کمتر بود . 

    خلاصه ی فیلم رو مترجم فیلم، خیلی خوب بازگو کرده بود برای همین من دیگه چیزی ننوشتم . 

    اول فیلم دو بخش معرفی شخصیت ها و داستان اصلی فیلم رو داریم که هواریم و سانگ دوک و کارشون رو معرفی میکنه نشون دادن خانواده پارک و دیدگاه هواریم به کارش و موجوداتی که باهاش سرو کار داشت، جسدی که دندون مصنوعیش گم شده بود و نحوه کار و دیدگاه سانگ دوک به زمینه فنگ شویی ،از اونجایی که به نظر هواریم روح جد بزرگ خاندان پارک در عذاب بود و با توجه به پولدار بودن مشتری تصمیم میگیره این کار رو با سانگ دوک انجام بده و این وسط پول زیادی هم به جیب بزنن
    تا جایی که سانگ دوک منطقه رو می بینه و متوجه انرژی شیطانی اون محل میشه
    و وقتی از این کار سر باز میزنه، هواریم برای اینکه بتونن پولشونو بگیرن، سعی میکنه راضیش کنه که با رقص خدایان، میتونه انرژی شوم قبر رو به اجساد خوک ها منتقل کنه و خیلی راحت قبر رو جابجا کنن ( که صاحب کار میخواست تابوت پدربزرگشون سوزنده بشه_به نظرم خانواده میترسیدن سابقه بد پدربزرگ که خائن به وطن بوده، لو بره_) بعد خارج کردن تابوت، به خاطر بارون ناگهانی، سانگ دوک توصیه میکنه که جسد تو روز بارونی سوزونده نشه که روح بتونه آروم بگیره و قرار شد جسد تو سردخونه بمونه از اونجایی که نیاز به مدرک و تایید فرمانداری داشتن سعی کردن با دادن پول به مسئول سردخونه، فقط یه شب تابوت اونجا بمونه که مسئول سردخونه به طمع اینکه تو تابوت با ابهتی که فقط خاندان سلطنتی میتونستن از اون مدل تابوت داشته باشن، چیز باارزشی پیدا کنه، تابوت رو باز میکنه که روح از بدن هواریم رد میشه و آزاد میشه از اونجایی که به خاطر بد بودن محل مقبره اش، روح انتقام جو شده بود میره پسرش تو آمریکا رو از بین میبره، تو بدن نوه اش (پارک جی یونگ ) هم داشته میرفته که هواریم مراسم برگزار میکنه تا روح رو برگردونه که روح میتونه از بدن واسط ( بونگ گیل) در بره و نوه اش رو گول بزنه و تسخیر کنه وقتی میخواست نوه اش رو هم بکشه یه چیزی میگه که ” روباه، کمر ببر رو برید” _اینو تو اسکریپتی که پیدا کرده بودم گفته بود استعاره ای از تقسیم کره به دو بخش شمالی و جنوبیه _ اینجا و بعد مردن جی یونگ و سوزوندن جسد، روح تبدیل به روح سرگردان میشه و بخش اول فیلم تموم میشه-

    فیلم کره ای نبش قبر Exhuma 2024

    بخش دوم فیلم با داستان یکی از قبرکن ها شروع میشه که به سانگ دوک میگه یه مار رو تو قبر کشته و ازش میخواد نجاتش بده، سانگ دوک دوباره میره تو مقبره و متوجه میشه که اونجا یه تابوت دیگه هم دفن شده، به بقیه خبر میده و فکر میکنن تابوت به خاطر رانش زمین عمودی شده و میگن حتما اینم عضوی از خانواده پارک بوده که اینجا دفن شده بیاین در بیاریمش که تو همچین جای بدی نمونه، که هواریم موافق نبوده ولی تابوت رو که بیش از حد بزرگ بوده رو در میارن و میگن شب ببریمش تو معبد بزاریمش و صبح بسوزونیم از عمه اجازه میخوان بگیرن عمه میاد و درباره پدرش حرف میزنه که از کسایی بوده که زمان استعمار، به ژاپنی ها خدمت میکرده و تعجب میکنه چرا یه ژاپنی پدرشو که خادمشون بوده تو همچین جای بدی، دفن کرده و میگه اون یکی تابوت رو بسوزونین که شب هیولای داخل تابوت میتونه بیاد بیرون، راهب رو بکشه و به بونگ گیل صدمه بزنه و روحشو تسخیر کنه و از اونجایی که یه روح وابسته بوده( روحی که باید به انسان یا حیوان یا وسیله ای متصل باشه ) مجبور بوده به جایی که مامور نگهبانی از اونجا بوده( قبر شوم) برگرده
    بعد این صدمه دیدن بونگ گیل و اینکه این موجود روح وابسته بوده، حرف پارک جی یونگ موقع مرگ ذهن سانگ دوک رو مشغول میکنه که این یه طلسمه که ژاپنی ها گذاشتن که کشورمون دو تیکه بشه و جنگ بشه بین خود کره ایا، پس باید درش بیاریم، اینم متوجه میشه که اون گروه خون آهنین که همه فکر میکردن دزد مقبره هستن، سعی داشتن این طلسم شوم رو از بین ببرن ولی ژاپنی ها با دفن یه مقام عالیرتبه تو اونجا، باعث میشن محافظت بشه از مقبره و کسی نتونه بره و اون طلسم رو از بین ببره، تصمیم میگیره که اون طلسم رو از بین ببره که از هواریم و اقای کو هم کمک میخواد و چون میفهمن اون هیولا از نوشته های سوترایی (دعای بودایی) که روی بدن بونگ گیل بوده دوری کرده، پس همه رو صورتشون اون دعا رو مینویسن
    هواریم میگه این هیولا، محافظ اون طلسمه من میتونم نیم ساعت دورش کنم با مراسمی که میگیره این کارو میکنه و دو نفر دیگه سعی میکنن طلسم رو از بین ببرن
    اینجا میگن که این روح، به یه میخ آهنی وابسته ست و اگه اون میخ رو با خون اسب بشوریم و از بین ببریم این روح نابود میشه، که پیدا نمیکننش و هیولای محافظ (همون روح وابسته که روح یه ژنرال ژاپنی بود که خیلیا رو کشته بود و برای اینکه جاودانه بشه روش طلسم خونده بودن و شمشیر تو سرش کرده بودن و تبدیلش کرده بودن به روح محافظ طلسمشون) برمیگرده و سعی میکنه سانگ دوک رو بکشه
    این روح بونگ گیل رو تسخیر کرده بود و بونگ گیل تو اون لحظات، خادمش محسوب میشد(برای همین دیالوگهای مشابه تکرار میکرد) وقتی هواریم و آقای کو برای کمک میان اونا رو میگیره و لحظه ای که این دو نفر باهاش چشم در چشم میشن، میتونن سرگذشتش رو ببینن،اما حالا اون آدم توی تابوت کی بود؟ یه ژنرال از همون دوران جنگ بوده که وقتی کشته میشه شمن های ژاپنی مراسمی براش میگیرن که اگر مهر و موم از بین رفت به حالت جسم فعالیت کنه نه مسل بقیه روح و یه شمشیر از گردن وارد بدنش میکنن به عنوان عنصر آهن. و سرش رو به بدنش میدوزن و دفنش میکنن. اون ژنرال بعد از اینکه از مهر و موم اومد بیرون آتیش میگرفت برای همین بهش میگفتن آهنِ آتشین دیگه بعدش سانگ دوک با توجه به عناصر طبیعت می فهمه چیزی که دنبالش بوده میخ آهنی نبوده بلکه شمشیری بوده که تو بدن هیولا گذاشتن و روش طلسم آتش خوندن و این میشه فلز سوزان و طبق نتیجه گیری خودش چوب و آب عناصر متضاد فلز و آتش میشدن برای همین چوب (دسته کلنگ گروه خون آهنین ) رو با خون خودش خیس میکنه و میتونه با چوب خیس، فلز آتشین رو شکست بده و هیولا رو از بین ببره و خب بونگ گیل هم نجات پیدا میکنه .البته باید دقت داشته باشیم که این فیلم کاملا بر مبنای اعتقادات بودایی ساخته شده .

    فیلم کره ای نبش قبر Exhuma 2024

    نقش روح ژاپنی که تو سریاله و قد خیلی بلندی داره و چهره ش، بازیگر کیم مین جو که قبلا تو سریال سریال کره ای این عشق بود ؟ 우리가 사랑했을까 عکسشو گذاشته بودم ، بود . نوشته بود که 5 ساعت گریم میشده برای این نقش . خیلی باحال بود اصلا فکرشو نمیکردم همچین بازیگری برای این نقش اومده باشه . اون قد بلندش  هم یه نفر دیگه بوده . 

    فیلم کره ای نبش قبر Exhuma 2024

    الان دارم یه سریال چینی برای تنوع می بینم که اسمش هست در بهار عاشق می شویم Will Love In Spring ؛

    سریال چینی در بهار عاشق می شویم

    این سریالو تو اینستا چندتا تیکه شو دیدم و متوجه شدم اون بازیگر چینی که ازش خوشم میاد " دختر این سری 😄" توش بازی کرده به خاطر همین تصمیم گرفتم ببینمش . تا اینجای داستان خیلی سرراسته و اخرشم خب کاملا معلومه . ولی باحاله . 

    سریال چینی در بهار عاشق می شویم

    " لباس دختره قشنگه . خیلی خوشم اومد . 😁"

    داستانش راجبه ژوانگ جیه که وقتی دبیرستانی بوده با باباش تصادف میکنن و یکی از پاهاشو از زانو به پایین قطع میکنن . اون بعد از دبیرستان میره شانگهای همونجا کنکور و درس و کارم داره همونجا میکنه و دختر مستقل و موفقیه . 

    پسر داستان ، همکلاسی دبیرستان ژوانگ جیه بوده که تو دبیرستان خیلی درونگرا و دوستی نداشته و گاهی بزن بزن هم میکرده . یه سری تو این دعواها دوستش توسط کس دیگه ای کشته میشه و اون خودشو مقصر میدونه ، از اون موقع که میره تشییع جنازه ی دوستش ، به کار مرده شوری ، علاقه پیدا میکنه و بهترین مرده شور شانگهای شناخته میشه و الانم چون مادربزرگش تنهاس برگشته شهر خودشون . 

    این دوتا قبلا تو دبیرستان یه چشم خیلی ریزی بهم داشتن . و یه ارتباط عجیبی بینشون شکل گرفته . از اینا که دوس دارن باهم دوست بشن ولی غرور و درونگرایی و خودکم بینی بهشون اجازه نمیده . اونجوری منظور . 

    حالا بعد 10 سال ژوانگ جیه برمیگرده شهرشون برای مرخصی ، و تو قطار تو یه نگاه پسررو میشناسه . اسم پسره یادم رفت 😁 ژوانگ جیه کاملا متفاوت شده شخصیتش و از اون درونگرایی در اومده . اون میگه به خاطر معلولیتش باید سرزنده و شلوغ و پرحرف و اجتماعی تر باشه تا کسی به معلولیتش توجه نکنه . منم نظرم همینه . 

    مادربزرگ پسره هم دنبال زن برای نوه شه و از ژوانگ جیه خوشش اومده . حالا پسره هی داره چسی میاد ولی بالاخره باهم دوست میشن . ولی نه از اون دوستیها معمولی .مشکلی که وجود داره اینکه دختره تو شانگهای زندگی میکنه و نمیخاد برگرده شهرشون و پسره تو اون شهره زندگی میکنه و رابطه شون نشدنیه . حالا اینجا اومدن یه داستان انداختن وسط که دختره مجبور شه برگرده شهرشون که اینا بالاخره یجوری باید باهم رفت وامد کنن دیگه . 😁 حالا باید دید قرار بینشون چی پیش بیاد . هروقت تموم کردم یه پست جداگونه ازش می ذارم . 

    ادامه ی این پست رو اینجا بخونین :  سریال چینی در بهار عاشق خواهیم شد There Is a Lover in My Hometown

    امروز تا همینجا . 


    🍀  مطالب پیشنهادی 🍀

     

    🍀سریال کره ای اسپانسر sponsor2022 🍀سریال کره ای اهنگ عاشقانه ی خیال انگیز 🍀  سریال کره ای شام دوستانه dinner mate  🍀 فیلم کره ای اسم من لو کی وان با بازی سونگ جونگ کی  🍀سریال کره ای پایان خوش من با بازی جانگ نارا  🍀سریال کره ای سقوط اضطراری عشق crash landing on you  🍀  دیالوگ از سریال کره ای گوبلین goblin 도깨비 🍀 سریال کره ای جنگ گوریو و خیتان 🍀 سریال کره ای دکتر اسلامپ  🍀 مصاحبه ی آی اِم IM با مجله ی allure 🍀  معرفی کتاب شمس و طغری 🍀 سریال کره ای وارث غیرممکن   🍀 سریال کره ای قمارباز 🍀 سریال کره ای معجزه با بازی پسرای SF9 🍀 سریال کره ای روز خوبی برای سگ بودن  🍀

  • نظرات [ ۰ ]
    • چهارشنبه ۱۹ ارديبهشت ۰۳

    سریال کره ای سونجه رو بردار و بدو ، یا دونده ی دوست داشتنی 변우석 선재업고튀어

    این سریال کره ای سونجه رو بردار و بدو ، یا دونده ی دوست داشتنی ، رو فقط به خاطر بازیگر نقش سون جه دارم نگاه میکنم . اب خالصه . دختره خیلی حرصمو در میاره اصلا انگار مخاطب رو اسکل فرض میکنن . خب تو اینو دوس داری مث ادم حرف بزن بگو دوس داری هی کیگه کیگه ...کوفت کیگه ...حرفتو سریع چکشی بزن ، انگار امروز و دیروزه که پسررو می شناسه . بعد هی عقب جلو میشه زمانش ، دختره یهو میاد اینده  سرنوشت تغییر میکنه بعد این هیچی از اینکه چیکاره اس و کجاست و غیره نداره مث کسخلا می مونه رفتار و حرف زدنش . داره راه میره می خوره به یکی هرکی اصلا ، انگار کوره یا قدرت تشخیص وضعیت نداره ، همینجور راهشو میکشه میره . خب با تلفنم حرف بزن کور که نمیشی موقع تلفن حرف زدن برمیگردی ببینی پشتت چی شد یا نه ؟! به جای اینکه فلجش کنن باید کورش میکردن و لال . رسما ادمو خسته میکنه این گیج بازیش . بعد پاشده رفته خونه ی پسره بهش میگه امشب میخام اینجا بمونم ، الکی ادای تنگارو در میاره ، خب مث ادم بگو قضیه چیه یه حرفی چیزی یه بهونه ای ، اداهای مسخره ... ینی اگه بیون وو سوک توش نبود و برای اولین بار نقش یک نگرفته بود و انقد معروف نشده بود به خاطر این سریال عمرا بقیه شو نگا میکردم . 

    سریال کره ای سونگ جه رو بردار و بدو 변우석 선재업고튀어

    حالا سریال ملکه ی اشک ها ، یهو همشون گدا میشن ، میرن خونه ی داماده که ادم حسابش نمیکردن ؛تو دهات ، مگه دختره تو دهات ساختمون نداشت ؟ میرفتن اونجا چرا رفتن خونه ی خانواده ی داماد ، بعدشم اونه که گنداشونو درست میکنه و پولاشونو برمیگردونه . اصلا اب خالص . بعد ریتش از 🍀سریال کره ای سقوط اضطراری عشق crash landing on you  🍀 بیشتر شده . چرا ؟ فقط به خاطر ویژوال کیم سوهیون و اون دختره . 

    سریال کره ای سونگ جه رو بردار و بدو 변우석 선재업고튀어

    سریالا واقعا ابن . اون ابی که مدنظر من هست نیست . 🤣  مثلا سریال 💟 سریال کره ای داستان ازدواج بانو پارک  💟 یا  💟 سریال کره ای مرد من الهه عشقه 💟 هم اب بودن ولی یه داستان سرراست دارن کاراکتراش کارای غیرمنطقی کسخلی انجام نمیدن . 

    موندم چی ببینم . 🤕🙄

  • نظرات [ ۰ ]
    • يكشنبه ۱۶ ارديبهشت ۰۳

    سریال کره ای شکوفایی جوانی

    سریالی به ابی و مزخرفی این سریال ندیده بودم . بازیگر دخترشم انقد مزخرف بود که حد نداشت . هیونگ شیک فوق العاده اویزون و سست عنصر بود اینجا . یک اثر دریای بی اندازه . 

    درمورد یه دختریه که روز قبل از ازدواجش خانواده ش کشته میشن با سم و شواهدسازی میکنن که این و معشوقه ش خانواده شو کشته و فرار کردن . نامزد دختره پسر وزیره  و انقد پسر خوبیه که حد نداره . از بچگی این ایکبیری رو دیده و عاشقشه . هیونگ شیک هم ولیعهده و دارن براش پاپوش درست میکنن که نفرین روح ها گرفتتش و این بی لیاقت و فلان باید عزل شه .

    دختره پامیشه خودشو مث خواجه ها میکنه میره پیش هیونگ شیک که ولیعهده میگه اینجوری اونجوری من باید بی گناهیمو ثابت و قاتل خانواده مو پیدا کنم . چجوری اینجوری که این دختره خیلی باهوشو و دانا و عقل کله چوسانه و عقل هیچ ادم و جنی 😁به اندازه این دختر دهاتیه نیست و تمام پرونده های چوسان رو این ؛به اسم برادرش حل میکرده . چون زن نمیتونه این کارارو بکنه تو چوسان .

    حالام میاد پیش ولیعهد؛ چون باباش گفته ، ولیعهد به باباش نوشته که پسرت که باهوش هست رو بفرس پیش من کمک دست من باشه ، نگو این دختره عقل کل بوده . از این طرفم دختترو میخاد شوهر بده . خب اسکلی ؟ یهو دخترتو بده به ولیعهد دیگه چرا میخای به یکی دیگه شوهرش بدی ؟! اصلا همچین چیزی معنی میده ؟ تو میدونی دخترت عقل کله و برای صلاح مملکت نیازه که یه عقل کل پیش ولیعهد و امپراطور بعدی باشه چه کسی بهتر از زن براش ، پس بهتر نی جای اینکه به کس دیگه ای شوهرش بدی ، بندازیش به ولیعهد ؟ اصلا عقل که داشته باشی همینکارو میکنی .

    من نمی فهمم ینی چی که تازگی سریال می سازن دختره نامزد و شوهر داره یا حداقل اسم روشه و بعد میره واسه خودش یه شوهر و عشق دیگه پیدا میکنه اونم تو چوسان ..وواقعا خجالت اوره . این یجور زنا نی ؟ بالاخره اسمش شوهره دیگه . بعد دختره ی پتیاره هم بعد اینکه فرار میکنه جای اینکه پیش شوهرش برگرده میره پیش ولیعهد صاف ...بعدشم عاشق اون میشه . 

    شوهرش ندیده و نشناخته عاشقش بود و بهش اعتماد کامل داشت بعد دختره انقد به پسره اعتماد و احساس نداشت که بره پیشش یا بهش نامه بده حداقل ، میدید پسره جلوروش داره پرپر میزنه یه کلام نمیگفت من همونم دیگه تورو نمیخام برو دنبال زندگیت ،بی احساس سرد مث یه تیکه چوب . 

    الکی تو لباس خواجه به بهونه ی پیدا کردن این پرونده اون پرونده چسبیده بود در کون ولیعهد ، مرغم بندازی کنار یه مرد خوشتیپ و مهربون معلومه عاشقش میشه دیگه . 

    داستان اصلی رو  انقد کشش دادن که حد نداره . خستم کرد اصلا . داشتم به زور نگا میکردم گفتم ببینم چیه پشت قضیه قتل ها اونم چیز خاصی نبود . اصلا تکان دهنده و احساسی نبود .فقط چسبیده بودن به لاو ترکوندن ولیعهد سست عنصر و دختره ی چسی .

     

    زمان پادشاهی اشم تابلو بود پادشاه سریال 🍀 سریال کره ای قمارباز 🍀 بود . الکی اسمای دیگه گذاشته بودن . 

     هیچ خوشم نیومد . سریال کره ای هفت فراری صدبرابر بهتر از اینه .  


    🍀  مطالب پیشنهادی 🍀

     

    🍀سریال کره ای اسپانسر sponsor2022 🍀سریال کره ای اهنگ عاشقانه ی خیال انگیز 🍀  سریال کره ای شام دوستانه dinner mate  🍀 فیلم کره ای اسم من لو کی وان با بازی سونگ جونگ کی  🍀سریال کره ای پایان خوش من با بازی جانگ نارا  🍀سریال کره ای سقوط اضطراری عشق crash landing on you  🍀  دیالوگ از سریال کره ای گوبلین goblin 도깨비 🍀 سریال کره ای جنگ گوریو و خیتان 🍀 سریال کره ای دکتر اسلامپ  🍀 مصاحبه ی آی اِم IM با مجله ی allure 🍀  معرفی کتاب شمس و طغری 🍀 سریال کره ای وارث غیرممکن   🍀 سریال کره ای قمارباز 🍀 سریال کره ای معجزه با بازی پسرای SF9 🍀 سریال کره ای روز خوبی برای سگ بودن  🍀

  • نظرات [ ۰ ]
    • شنبه ۱۵ ارديبهشت ۰۳

    سریال کره ای مخفی hide

    سریال کره ای مخفی hide ، این سریال رو از روی یه سریال امریکایی که از bbc پخش میشده به اسم keeping faith ساختن . 

    درمورد یه زن و شوهر وکیله که شوهره داره دفتروکالت بزرگ و اسم و رسم داری که درواقع ماله باباش هست رو میگردونه . باباش یه بنیاد خیریه هم به همین نام داره . اینا تو یه شهر کوچیک زندگی میکنن . 

    زنه سالها پیش که باباش مرده زیر نظر همین بنیاد  و خانواده ی شوهره بزرگ شده و اینجوری موفق شده . با همون پسره هم ازدواج کرده . یه دختر 7.8 ساله هم دارن . 

    یه روز شوهره ناپدید میشه و چندروز بعدم یه ماشین با جسد سوخته تو پرتگاه پیدا میکنن ، که گویا ماله شوهره س ، میگن خودکشی کرده . مامانه پسره بدون کالبد شکافی براساس انگشتر و ساعت میگه این پسرمه کالبد شکافی نیازی نی . درحالیکه زنه میگه شوهرم ادمی نبود که خودشو بکشه و مشکوک و اینا . 

    بعد از مرگ شوهره همه چیز بهم میریزه و زنه متوجه رازهای خانواده شوهره و کارهایی که شوهره کرده میشه .

    یه شرکت کله گنده ای که بساز بفروشه وجود داره و شوهره که اسمش چا سونگ جه اس ، وکیل این شرکت بوده . و کارای خلاف میکرده و اینا . شوهره درواقع نمرده . زنده س . چون دیگه نمیخاسته کارای خلاف اون شرکت رو بکنه خودشو به مردن میزنه ، اینجوری که یه مردی بوده همسن و تقریبا هم قیافه ی خودش ، دائم الخمار بوده ، اونو با همکاری مامانش میکشه و بعدم مدارک شناسایی اون رو به اسم خودش میزنه . الانم داره تو خونه خرابه ی همون یارو زندگی میکنه . 

    حالا یه پسری هم هست یه مدت زندان بوده و با اون یارو که کشته شده و با چا سونگ جه اشناییت داشته ، اون یارو مقتول رو به عنوان برادر بزرگش می دونه و گزارش ناپدید شدنشو داده و داره دنبالش میگرده . سیریشیه که لنگه نداره و تهشم اونه پیدا میکنه که چا سونگ جه زنده س و داره با مدارک اون هیونگش که مرده ؛زندگی میگذرونه . 

    میاد به زنه میگه که شوهرت زنده س و تو شوهرتو نمیشناسی و فلان ، خلاصه زنه  متوجه زنده بودن شوهره میشه و خر تو خری میشه و اینا و تهش شوهره میگه که میخاد با این اسم زندگی کنه حالا به دلایلی . 

    قضیه اینه که ، تو همسایگی اینا یه زن جوون هست که از یه پیرمرد نگه داری میکنه ، این زنه با این چاسونگ جه ریخته روهم و میخان پولایی که از فروش این زمینا که برای بساز بفروشی بوده رو بالا بکشن . یه حساب درست کردن به اسم قلابی مرده و اسم زنه . که برن سوییس و عشق و حال کنن . 

    زنه چا سونگ جه ،اول نمیدونه که قضیه چیه بعدها که متوجه میشه و بعدشم خیانت شوهره رو می بینه کلا هرچی بینشون بودش تموم میشه .

    زنه خیلی از این عدالت طلبا و علیه سلاماس که بدجور رو عصابم بود . به قیمت خراب کردن زندگی خودشو و خانواده ی شوهره هرکاری کرد به اسم عدالت انقد همه چیو هم زد هم زد رید به همه چی تا خیالش راحت شد . حتی خودشم که قدیم جرمی انجام داده بود رو به دادگاه کشوند . اصلا ازش خوشم نیومد . از این کاراکترایی که فک میکنن خودشون یه تنه  باید مبارز عدالت باشن و پرهیزکار تمام متنفرم . خیلی حق به جانب بود . 

    حالا همه ی اینا هیچی این پسره که تو سریال بود خیلی نخود اش بود ، الکی اومده بود به این زنه هی کمک میکرد و مواظبش بود و اینا . خیلی مسخره بود . 

     اخرشم خیلی اب تو اب کردن و شوهره بدبخت رو افلیج کردن تو سوییس . اصلا از اخرش راضی نبودم .راستش اصلا کاراکتر پردازی شوهره خوب نبود . دلایلش برای خیانت و بعدشم کشتن اون یارو و دزدیدن اسمش خیلی غیرمنطقی بود ینی همه ی این کارارو فقط به خاطر پول انجام داده بود ؟ 

    اوایل سریال جذابی بود ولی این کاراکتر زنه دیگه شورشو در اورده بود . شوهره عوضی بودا ولی خب مجبور شده بود این کارارو کنه ، از طرفی ،من چون اوپام بود دوسش داشتم .  اگه زنه لوش نمیداد میتونست با همون اسم قلابی بره خارج  و کلی پولدار شه و همونجاام به راحتی زندگی کنه . حیف شد . من حاضر بودم مرده می اومد کره می افتاد زندان ولی تو خارج اونجوری نمیشد . زنه حتی یک بارم سراغ شوهررو نگرفت . انگار نه اینگار اینا یه مدت باهم بودن و بچه داشتنو . خیلی بی محبت بود . البته وقتی با باباش اونکارو میکنه با شوهر قرار چیکار کنه . یه زنه خودخواه و خودرای بود . همینجوری بود که مرده وقتی قرار بود اینکارارو شروع کنه به جای اینکه به این بگه به مامانش گفته بود . بس که نفهم بود . 

    از قسمت 8 به بعد تقریبا سریال فقط رو مظلوم نمایی و پاک بودن و عدالت طلب بودن زنه زوم میکنه و دلایل منطقی برای کار شوهره نمیاره . کار خلاف زنه رو هم به عنوان جرم اصلا بولدش نمیکنه . و فقط سعی داشت بگه زنه خیلی قهرمانه و برای بچه ش و برقراری عدالت هرکاری کرد . 

    خلاصه که سریال خوبی بود ولی من اخرشو دوس نداشتم . 

    کلا لی بو یونگ همیشه کاراکترای خودرای و سردی رو داره تو سریالا . من درکل ازش خوشم نمیاد . 

    سریالو به خاطر اجوشی جذابه که تو سریال  کره ای رشته های حقیقت یا رهبر ارکستر  بود نگاه کردم . اینجا نقش منفی بود خوشم اومد . 


    🍀  مطالب پیشنهادی 🍀 

    💚سریال ژاپنی کاش صد ها بار بهت گفته بودم 💚سریال کره ای رودخانه ای که ماه در ان طلوع کرد 💚سریال کره ای زنی که هنوزم دلش میخاد ازدواج کنه 💚سریال های کره ای که تا امروز دیدم 💚سریال کره ای هتلدار و سریال کره ای کشور من و سریال کره ای تونل 💚 سریال کره ای افتخار  💚سریال انتخاب همسر برای امپراطور 💚

  • نظرات [ ۱ ]
    • چهارشنبه ۱۲ ارديبهشت ۰۳

    سریال کره ای صلیب cross

      این سریال رو به خاطر این ⬇ اوپا که تو سریال 💚سریال کره ای توطئه در دربار 💚 معرفیش کرده بودم ، نگاه کردم . ولی متاسفانه نقش خیلی پررنگی نداشت . ولی نگم از جذابیت و تن صدای نفس گیرش . 

    سریال کره ای صلیب cross

    اوهوم اوهوم ... داشتم میگفتم ، این سریال یه سریال پزشکی بود ، راجبه بخش پیوند یه بیمارستانیه ، داستان از جایی شروع میشه که دکتر کانگ این کیو رزیدنت سال 4 جراحی ، برای اینکه دکتر زندان بشه از بیمارستان استعفا داده و برای مصاحبه میره زندان . دکتری که رییس بخش بهداری؟ زندانه میگه با این سابقه درخشان چرا اومدی اینجا و اینا ، خلاصه استخدام میشه . چرا باید همچین کاری کنه ؟ معلومه که برای انتقام اومده .

    زندانی ایکس " اسمش یادم نی 😶 " قاچاقچی اعضای بدنه و سالها پیش بابای کانگ این کیو رو کشته و تمام اعضای بدنشو فروخته . چرا ؟ چون اولا کارش همینه 😁😐🤪 دوما گروه خونی بابای این کیو گروه خونی خاص و کم و خاصی بوده و تو جهان کم کسی هست که این گروه خونی رو داشته باشه . حالا چی بوده ؟ آی منفی که پروتین نداره بهش میگن : rh-a . کانگ این کیو هم همین گروه خونی رو داره . 

    سالها پیش اینا وضعشون خیلی بد بوده و از طرفی خاهر کوچکتر این کیو سرطان داشته . باباشون چون پول نداشته ، میره زنگ میزنه به این شماره های فروش اعضای بدن و میخاد کلیه ش رو بفروشه ولی خب همچین طلایی رو که فقط کلیه ش رو در نمیارن کلا کشتنش دیگه . 

    از بچگی یه دکتری اینارو به فرزندی قبول کرده . همون موقعها هم خاهرش میمیره و دکتره که قیم حساب میشده اعضای بدن خاهررو هم اهدا کرده . این کیو هم به همین دلیل از باباهه شاکیه . خلاصه اون خیلی زرنگ و باهوشه و الان دکتر شده و اومده زندان تا با تجویز داروهایی که به بدن اسیب میزنه قاتل باباشو ،بکشه . از طرفی میخاد ببینه اینا به کی وصلن و باند اعضای بدن رو پیدا کنه . سالهاس فکر  و ذکرش همینه . و تا انتقام نگیره راحت نمیشه . داشت این کارو انجام میداد که ،

    یه روز که برای کار دیگه ای رفته بود بیمارستان ، یارو تو زندان حالش بد میشه و تو راه انتقال به بیمارستان ، همدستاش فراریش میدن .

     

    سریال کره ای صلیب cross

    داستان همینجوری پیش میره و عمل ها و پیوند ها و کارهای غیرقانونی که تو پروسه ی پیوند بعضی کله گنده ها پیش می یاد رو میاد و همرو کانگ این کیو کشف میکنه . تو این حین هم متوجه میشه که قلب باباش تو سینه ی دکتریه که دختر رییس بیمارستانه . و بالاخره متوجه میشن که همه ی گوه ها زیر سر این مرده س . خلاصه با تلاش و کوشش و همدستی کانگ این کیو و این اوپای موردنظر و تحقیقات رییس بخش پیوند که بابای فعلی کانگ این کیو هست ، باند اعضای بدن دستگیر میشن ، تو این حین هم رییس بخش پیوند توسط همون مرد عوضیه کشته میشه . کانگ این کیو هم مدرک پزشکیش باطل میشه؛ چون برملا میشه که با تجویز دارو سعی داشته یارو قاتلرو بکشه . قاتله هم بالاخره توسط یکی دیگه تو زندان کشته میشه . و انتقام کامل میشه و کانگ این کیو برمیگرده سر زندگی نرمالش . 

    عنوان سریال هم اشاره داشت به اینکه وقتی بدن رو میبرن برای جراحی و اینا بخیه که میزنن باز ،شبیه صلیب میشه .

    جزییاتش خیلی زیاد بود، من خلاصه وار گفتم .  البته من زیاد از بازیگر اصلی سریال ینی کانگ این کیو خوشم نمی یاد. نمیدونم چرا اونو کردن نقش اول درحالیکه اوپام هست 😠😁😐 ولی خب  دیگه کاری از دستم برنمیاد . سلیقه شون همین قده دیگه . 😁 سریال هیجانی و قشنگی بود . بخش پزشکیش هم باحال بود . بعد مدتها ژانر پزشکی نگا میکردم . واقعا خوب میسازن این ژانر رو .  ولی من هنوزم سریال کره ای بیمارستان چونا یا سریال کره ای مغز با بازی شین هاکیون که سالها پیش از تی وی پخش می شد رو دوس دارم . واقعا خیلی قشنگ بود  . البته که زبان اصلیشم نگاه کردم و خیلی قشنگ بود . شین هاکیون هم که معرف حضورتون هست ؟ این سریالش 💚سریال کره ای فراتر از شیطان 💚 هم خیلی قشنگ بود . 

    امروز تا همینجا . 


    🍀  مطالب پیشنهادی 🍀 

    💚سریال کره ای این رابطه مقاومت ناپذیره قسمت های جدید 💚سریال کره ای متحرک 💚سریال کره ای در پس لمس تو 💚اوپاهای مونستااکس💚 مثلث عشقی 💚مقاله درمورد بازی 200 لی مینکی در سریال کره ای لمس پشت تو   💚اهنگ eclipse از گروه رز 💚

  • نظرات [ ۰ ]
    • جمعه ۷ ارديبهشت ۰۳

    سریال کره ای این مرده همون مرده س 그놈이 그놈이다 That Guy Is That Guy

     

    새로운 오빠 생겼나 봐요 . 굉장히 잘 생겼고 멋지고 숨 막히게 해주는 그런 남자이고 반했어요 또 .설레는 기분 좋아요 . 

    سریال کره ای این مرده همون مرده س 그놈이 그놈이다 That Guy Is That Guy . درواقع معنیش میشه مردا همه مث همن . ولی این یه اصطلاح بی ادبیه . حالا ...

    سریال راجبه عشق بین مرد و زنیه که سه زندگی عاشق هم بودن ولی بهم نمی رسیدن . هرسری هم از طرف مرده مشکل به وجود می اومد . دوران چوسان میره پایتخت امتحان دولتی بده و مریض میشه و نمیتونه برگرده و میمیره . دوران استعمار ژاپن ، مبارز بوده و زنرو ول میکنه تا اسیب نبینه و دوران کودتا و اشوب های گوانگ جو ، بازم انقلابی بوده و می گیرنش و تو شکنجه فلج میشه و برای همین با دختره کات میکنه . 

    سریال کره ای این مرده همون مرده س 그놈이 그놈이다 That Guy Is That Guy

    زندگی 4ام ، مرده اسمش هوانگ جی وو رییس یه کمپانی داروسازیه و دختره سا هیون جو ، منیجر  نویسنده ی وبتون هاس ، و خودشم دستی تو کار داره ولی هنوز موفق نشده چیزی منتشر کنه . از طرفی اون با برگذار کردن مراسمی به همه فک و فامیل و دوست ،گفته که هیچ وقت قرار نی ازدواج کنه و هیچوقتم تاحالا عاشق کسی نشده و قلبش برای کسی به تپش نیفتاده و میخاد دنبال رویاهاش باشه  و اینا .

    سریال کره ای این مرده همون مرده س 그놈이 그놈이다 That Guy Is That Guy

    هوانگ جی وو که زندگی های گذشته ش رو یادش هست همچنان عاشق هیون جوعه و دنبالش گشته پیداش کرده و می بینه که تو کارش دارن ازش سواستفاده میکنن و پیشرفتی نداره . با پارتی و اینا یه کاری میکنه که از اون شرکت اخراج شه و اونو تو شرکت خودش استخدام میکنه به عنوان تهیه کننده ی همه کاره میگه که میخام یه بخش وبتون سازی هم داشته باشه شرکتم . همه میگن اخه شرکت داروسازی و وبتون ؟! ولی خب مثلا میشه دیگه . 

     یه پسری هم که مث داداش کوچکتر برای هیون جو حساب میشه؛ هست که اون پسره از قضا زندگی قبلی هم اینو میخاسته ولی اون چیزی از زندگی قبلی و این چیزا نمیدونه و از دبیرستان که یتیم شده خونه ی اینا بوده و یه طرفه عاشق هیون جوعه . 

    سریال کره ای این مرده همون مرده س 그놈이 그놈이다 That Guy Is That Guy

    هیون جو بچگی می افته تو اب و بعد اینکه از کما در میاد زندگی گذشته ش یادش میاد ولی با درمان و اینا درست میشه . یه روز  با هوانگ جی وو که هنوز همو نمی شناسن تو اسانسور بودن که اسانسور متوقف میشه  و جی وو ترس از فضای بسته داره نفسش میگیره بیهوش میشه ، هیون جو بهش نفس مصنوعی میده تو همون حین صحنه هایی از زندگی چوسانیش تو ذهنش میاد . از قضا از قبل هم گاهی از این خابا می بینه ولی هیچ وقت قیافه ی شوهری که تو خاب صدا میکنه رو نمی بینه . بعد از اینکه میره تو شرکت جی وو مشغول میشه هی باهم برخورد دارنو اینا و کم کم ابراز علاقه و مهربونی های جی وو و اهمیت دادن هاش شروع میشه و هیون جو هم کم کم وا میده . بعدش دقیق یادم نمیاد چی میشه 😁 که جی وو به هیون جو حقیقت اینکه 200 ساله عاشقشه و زندگی گذشته اش یادش هست رو میگه و اونو میبره جاهایی که قبلا باهم تو زندگی های قبلی بودن . 

    ولی خب اینکه تو زندگی سوم از هم جدا شدن دلیل داره ، یه پتیاره ای هست که عاشق جی وو ی اون موقعهاس ، جی وو ولی از هیون جو خوشش میاد و هردو انقلابین ، "همون قضیه کشتار گوانگجو و اینا " جی وو رفته از این جعبه موسیقی ها سفارش داده که برای هیون جو بسازن ، پتیارهه که داره از حسودی میمیره ، میره هیون جو رو به عنوان سردسته ی انقلابیا لو میده میگه ساعت 10 قرار بیاد مغازه ی جعبه موسیقی فروشی ، جی وو متوجه میشه که این تله س خودش میره به مغازه و اونجا میگیرنش . بعدشم می افته زندان و اینا و تو همین حین پتیاره به هیون جو از طرف جی وو نامه میده که من دیگه تورو نمیخام و اینا برو پی زندگیت . از زندانم که در میاد فلج شده اخرین دیدار میاد به دختره میگه من دارم میرم امریکا از انقلاب و اینا خسته شدم . بعدشم خودکشی میکنه . دختره هم یه مدت با اون پسره که عاشقش بود میره ولی بعدش تصادف میکنن میمیرن .

    سریال کره ای این مرده همون مرده س 그놈이 그놈이다 That Guy Is That Guy

    از قضا پتیاره هه همچنان خب زنده اس دیگه پیره ولی ، متوجه تناسخ جی وو میشه و میخاد کاری کنه دخترش با جی وو ازدواج کنه ولی رسما خودش همچین به پسره نگاه میکنه کم مونده بود بگه بیا منو بگیر . 😤😠 خلاصه هی فتنه راه میندازه و یه چند قسمت خیلی حرص در ار میشه . ولی به هرحال موانع رو میگذرونن و باهم ازدواج که نه ولی مراسمی مث ازدواج میگیرن که ما باهم هستیم و اینا . هردوشون از کلمه ازدواج که رو رابطه شون بیاد خوششون نمی اومد . حالا مگه هر کی عاشقه باید ازدواج هم بکنن ؟! همین که باهم خوبن و برای رابطه هم احترام و عشق و زمان و کنار هم هستن خودش باارزش و عالیه . حالا اصلا ازدواج نکنن . 

    سریال کره ای این مرده همون مرده س 그놈이 그놈이다 That Guy Is That Guy

    خب قسمتای اولش خیلی باحال و خنده دار بود و هوانگ جی وو واقعا جذاب بود واقعا اوپایی بود اینجا ، این پسره اسمش  یون هیون مین ، کلا جذابه ها ولی بیشتر جاها من زیاد نقشش و سریالشو خوشم نیومده بود ولی اینجا خیییییییییییییییییلی جذاب و خیییییییییلی قشنگ بود عشقش . مشکلش این بود که فک میکرد چون عاشقه باید خودشو فدا کنه و یه طرفه برای عشقشون تصمیم میگرفت . چه اون موقع که استقلال طلب کره بود ، چه اون موقع که فلج شده بود . و دلیلشم نمیگفت . حتی تو این زندگی هم الکی داشت پنهون کاری میکرد . دختره میگفت خب این زنه چرا داره اینکارو میکنه با ما . ولی این هی فداکاریو ؛ ای خدا یه پارچه اقا 😁😉🧡

    قسمتای اخر یخورده الکی کش دادن جنده بازی اون زنیکه ی پیری رو . اول سریال گفتن این زنه رییس بیمارستانه و با کمپانی داروسازی اینا قرارداد بسته ، بعد اخرش به عنوان سهام دار اومده بود گوه خوری میکرد . بعدشم داشت شرط میذاشت که اگه میخای من کم گوه خوری کنم باید همه ی روابطتت با هیون جو رو قطع کنی . 🙄😐 تو سر پیازی ته پیازی به تو چه ؟! خیلی غیرمنطقی و مسخره بود . باز جوون بود یه چیزی . زنیکه پیری خجالتم نمیکشه . ببین چی بود دخترشم فهمیده بود که مامانش گیر داده به پسره . و واقعا الکی کشش دادن و مسخرگی ترش اینجا بود که دختره رفته بود قسمت اخر به زنه میگفت تقصیر تو نبود اینجوری شده بود خودتو این همه سال عذاب دادی . 😐کسخلی ؟ پس تقصیر کی بود ؟ راس میگی تقصیر این نبود تقصیر توعه شیربرنج بود که سفت عشقتو نچسبیدی . 🤦‍♀️🤬

    خلاصه اخرش خیلی اب تو اب و حرص در ار بود . زنه یه تنه حرص درار سریال بود بعد اون پسررو هم انداخته بودن تو سریال ، قسمتای اول خیلی کسخل بازی داشت دختره . مث کسخلا انگار کوره نمیبینه جی وو داره خودشو هلاک این میکنه ، چسبیده بود به اون پسره . سلیطه خب داری میبینی که پسره عاشق توئه ، توام که اونو نمیخای به عنوان برادر می بینیش پس رابطه تو باهاش سنگیتر کن دیگه . تازه یه قسمتم به همین خاطر با جی ووی نازنینم قهر کرد . دختره ی شیربرنج . ایش . 🙄🤣 .

    سریال کره ای این مرده همون مرده س 그놈이 그놈이다 That Guy Is That Guy

    ولی درکل از لحاظ عشقی سریال باحال و خنده داری بود . این جاهای حرص درار و ابشو فاکتور بگیرم ، سرجمع زوج خوبی بودن . یون هیون مینم اینجا خیلی جذاب بود . واقعا یه پارچه شوهر بود . 😁💕 و به خاطر کل دیالوگاش و نگاهاش واقعا عشقی کردم که نگو . 😄💕 همینجورری همش  두근두근 بودم . 

    او اس تی های سریالم قشنگ بودن . مخصوصا پارت یک و دوش . هوانگ جونگ اوم بد نبود یخورده کسخل بود کاراکترش ولی قابل تحمل بود چون ذاتا کیوته . 😁 با اینحال تو  ☘ سریال کره ای بکش و خوبم کن ☘  بیشتر دوسش داشتم . 


    🍀  مطالب پیشنهادی 🍀

    💟سریال کره ای میراث خانوادگی 💟جاسوس ادمهای مسحور شده 💟 فیلم ژاپنی هیولا monster 💟سریال کره ای با شوهرم ازدواج کن 2024 Marry My Husband 💟 

     سریال کره ای پولگاسال 불가살 Bulgasal: Immortal Souls  💟 سریال ترکیه ای عطیه هدیه gift 💟 معرفی کتاب جود گمنام 💟 اهنگ از IM MONSTAX  💟 وبلاگ خونی 💟 سریال کره ای هتل بزرگ درخشان 💟 معرفی کتاب شرکت  💟دومین برف تهران عکس و اهنگ برفی  💟 برنامه با حضور گونگ یو  💟

  • نظرات [ ۱ ]
    • پنجشنبه ۶ ارديبهشت ۰۳

    سریال کره ای بکش و خوبم کن 킬미힐미 kill me heal me

    بالاخره بعد از مقاومت بسیار بعد از سالها ، نشستم سریال کره ای بکش و خوبم"شفا"کن 킬미힐미 kill me heal me رو دیدم . 

    خب احتمالا داستان سریال رو بدونین ،جیسونگ در نقش چا دوهیون اختلال تجزیه هویت داره . اون از بچگی اسیب ها و شکنجه های خواهرشو دیده و به خاطر ترس و وحشت و اینکه فک میکرده تقصیر اونه که این بلا داره سر خواهرش میاد ، برای دفاع از اون و همچنین دفاع از خودش در برابر خاطرات و اتفاقات تلخ که نمیتونسته تحمل کنه برای خودش شخصیت های متفاوتی ساخته .اون نمیتونه  شخصیت‌هایش را کنترل کنه و بعد از بهوش آمدن، رفتار شخصیت‌های دیگرش را به یاد نمی‌آره . دوهیون به خاطر شخصیت‌هایش هیچ دوستی ندارد و از خانواده‌اش که درواقع باعث چندپاره شدن روحش شدند فاصله گرفته .

     سریال کره ای بکش و خوبم کن 킬미힐미 kill me heal me

    خود چادوهیون  ترومایی که 21 سال پیش براش پیش اومده رو یادش نمیاد . اون سالهاست داره با این اختلال دست و پنجه نرم میکنه و سعی کرده کسی از اینکه بیماره بویی نبره . فقط منشی با وفاش راجبه این موضوع میدونه و دکتری که تحت نظرش درحال معالجه بوده . اون شخصیت اروم و یخورده استرسی به خاطر شرایطش و سربه زیر و مودب و مهربون و ملایم  داره .  با همه سازش میکنه و عذرخاهی زیاد میکنه . حرفایی که باید بزنه رو تو خودش خفه میکنه و زورگویی مادربزرگ عوضیش رو تحمل میکنه . اون بارها سعی کرده که خاطرات گذشته که به خاطرش دچار تروما شده رو یادش بیاره ولی نتونسته . اون باید با اون خاطرات مواجه بشه تا بتونه به شخصیت هایی که ساخته غلبه کنه . 

    واقعا خیلی دلم براش می سوخت . ادم دوست داشت بغلش کنه و دلداریش بده . طفلک خیلی بدبخت و مظلوم و تنها بود . 

    مهمترین شخصیت و اولین شخصیتی که ساخته ، شین سه گی ، که واقعا خیلی جذاب بود .نمیدونم چطور راجبه جذابیت خاص این شخصیت بگم ،  اون بعد دردکشیده و بعد دفاع از خود چا دوهیون بود . خشن بود و عصبانی ، وقتی چادوهیون نمیتونست از خودش دفاع کنه یا موردی پیش می اومد که از توانش خارج بود شین سگی ظاهر میشد . اون شخصیتی بود که همه ی خاطرات تلخ بچگی رو به یاد داشت و همش به دوهیون میگفت که چیزایی که سعی داره یادش بیاره چیزایی نیست که در حد تحمل اون باشه . اون میخاست شخصیت اصلی ینی دوهیون رو بکشه و فقط خودش باشه . 

     سریال کره ای بکش و خوبم کن 킬미힐미 kill me heal me

     یه روز اتفاقی وقتی تو شخصیت شین سگی بود ، با او ری جین که رزیدنت سال یک ، روانپزشکی برخورد میکنه و همون لحظه اونو می شناسه . ری جین همون دختریه که مورد شکنجه و ازار اذیت بابای دوهیون قرار میگرفته . ری جین با یه سری اتفاقات تو یه خانواده که کلی بهش عشق دادن بزرگ شده و ادم نرمال و شاد و شلوغ و کیوتیه .

    شین سه گی همون شب ازش میخاد که باهاش بره بیرون ، با اصرار شین سه گی اون خودشو خوشگل میکنه تا بره بیرون مثلا دیت ،ولی یهو همون شخص از کنارش میگذره و بهش اهمیت نمیده . و طی برخوردهای پی در پی ؛ری جین متوجه چندشخصیتی بودن دوهیون میشه و چون باهاش احساس همدردی و  قلبش اونو به سمت دوهیون میکشونه و از طرفی چون شین سه گی اونو شناخته و مدام دنبالشه ، پس فک میکنه که حالا که شخصیت اصلی خشن باهاش ارتباط برقرار کرده میتونه معالجش کنه برای همین میره  دکتر خصوصیش میشه و اینجوری میشه که ،باهاش همخونه میشه .  

     سریال کره ای بکش و خوبم کن 킬미힐미 kill me heal me

    درواقع باباش تنها پسر یه خانواده پولدار بوده  که یه زن براش میگیرن ولی اون ، اون زن و زندگی رو ول میکنه و با یه زن دیگه می ریزه روهم "درواقع زنه اویزونش میشه "و بچه دار میشه . اون میخاست ازادانه زندگی کنه و شعر بگه و ماهیگیری کنه و از این جور چیزا .اون زندگی خوبی داره و با پسرش خوب رفتار میکنه ، منتها بچه الان 6 سالشه و هنوز شناسنامه نداره . زنه میگه بیا برگرد خونه زندگیت و برای بچمون شناسنامه بگیر و اسمشو تو شجره نامه تون ثبت کن .

    مرده میدونه که زنه به خاطر پول خانوادهه اویزونش شده ولی وقتی فک میکنه می بینه پر بی راه نمیگه وقتی برمیگرده خونه می بینه که زن قبلی که طلاقش داده بود با یه دختر بچه اونجا هستن . قضیه رو می پرسه و معلوم میشه که باباش چون عروسه توانایی اداره کردن کمپانی رو داشته طلاق رو ثبت نکرده بوده و رفته زنرو که حالا بچه ی معشوقه ش رو داشت رو برداشته اورده خونه و دختر زنرو به عنوان نوه تو شجره نامه ثبت کرده اسمشم گذاشته چا دوهیون . دروقع اسم دختره "او ری جین " دوهیون بوده .  مرده هم میگه من یه بارم با این زن نخابیدم و این دختر من نی . بعد از یه ماه همون اسم رو جنسیتش رو تغییر میدن و از این به بعد اسم پسر بچهه میشه دوهیون . مرده چون از دختره و مامانش بدش می اومده دختر بچه رو تو انباری حبس میکرده تا کسی نبینتش و وقتیم با پسرش بازی میکرده دختررو کتک میزده . پسره هم میخاسته از همبازیش دفاع کنه که نتونسته و همون موقع شخصیت شین سگی ظاهر و خونه رو اتیش زده . از اون موقع حافظشو از دست داده بوده . باباهه میره بچه خودش رو نجات میده ولی وقتی میره دختررو هم نجات بده میبینه بچه تو انباری نی و اینجوری میشه که 21 سال میره کما . 

     سریال کره ای بکش و خوبم کن 킬미힐미 kill me heal me

    بقیه شخصیت های چادوهیون :

    فری‌پارک: یکی از شخصیت‌های فرعی دوهیون که از روی پدر دوهیون ساخته شده است. او عاشق ماهیگیری و مشروبات الکلی است. دوهیون به خاطر فاصله گرفتن از پدرش، عذاب وجدان داشته است این شخصیت را در ذهنش به وجود آورده است.

    آن‌ یونا: یکی از شخصیت های فرعی دوهیون که یک دختر 17 ساله‌ی پر شر و شور است. او وقتی دوهیون در فشار روحی شدید قرار می‌گیرد ظاهر می‌شود و همه استرس‌ها را به خودش جذب می‌کند. یونا به راحتی می‌تواند وجهه دوهیون را خراب کند.

     سریال کره ای بکش و خوبم کن 킬미힐미 kill me heal me

    آن یوسوب: برادر دوقلوی آن‌یونا و یک پسر 17 ساله است که روحیه افسرده و تمایل به خودکشی دارد. او روحیه هنری و هوش بالایی دارد. یوسوب تجسم افکار خودکشی دوهیون است و اولین بار وقتی دوهیون در دبیرستان خودکشی کرد ظاهر شد.

    چادوهیون چون ری جین بهش محبت میکنه و درکش میکنه و اونو از تنهایی و دیواری که دور خودش کشیده بود در میاره کم کم به ری جین علاقمند میشه . ری جین هم همینطور . اونا بالاخره خاطرات تلخ گذشته شون رو یادشون میاد و باهم از اون غم و درد میگذرن و دوباره به ازادی و شادی میرسن .

     سریال کره ای بکش و خوبم کن 킬미힐미 kill me heal me

    سریال از لحاظ داستانی واقعا کشش داشت و جذاب بود  و خیلی خوب تونسته بود از بعد روانشناسی اختلال چندشخصیتی رو نشون بده . همچنین اینکه این شخصیت ها چطور به وجود اومدن و منشا هرکدومشون چی بود رو به خوبی بیان کرده بود و نقطه ابهامی نذاشته بود  . حتی از بین رفتن این شخصیت ها هم به خوبی نشون داده شده بود . 

    شخصیت دکتر سریال هم تقریبا میشه گفت برای یه سال اولی قابل قبول بود به نظرم . گرچه اولاش یخورده زیادی جیغ جیغ میکرد ولی خب نشونه ی این بود که تو یه خونه ی نرمال و پر از عشق بزرگ شده بود . البته خودش حافظه شو از دست داده بود ماله 6.7 سالگیش رو و ترس از فضای بسته داشت همچنان . ادراکشم واقعا بالا بود . و به نظرم خوب تونست با هرکدوم از شخصیت های دوهیون همذات پنداری و رامشون کنه . گرچه در عالم واقع بخای حساب کنی درمان همچین بیماری با همچین شدتی که سالهاس درش رخنه کرده خیلی سخت و طاقت فرساس ولی خب قدرت عشق رو هم نمیشه نادیده گرفت . از طرفی چون این دوتا باهم اون اتفاق رو تجربه کرده بودن یجورایی بهم متصل بود بیماریشون . 

     سریال کره ای بکش و خوبم کن 킬미힐미 kill me heal me

    یکی از دیالوگایی که دوس داشتم ری جین به دوهیون گفت این بود که ، درهرحال هرادمی درونش چندین تا شخصیت داره که تو هر وضعیتی ممکنه یه شخصیتش رو بروز بده . درهرحال ممکنه که اگه بازم وضعیتی پیش بیاد که باعث بشه درحد توان و مقابله ی دوهیون نباشه بازم ری اکشنی مث شین سه گی نشون بده . چون درهرحال اونها خود دوهیون بودن و نه شخص دیگه ای . 

    تم معمایی سریال هم خیلی خوب بود . گرچه ! من دوس داشتم این چندشخصیتی شدن دوهیون به خاطر دردهایی باشه که خودش تحمل کرده نه چون یکی دیگه شکنجه میشده ، این به اون اختلال دچار شده . خودش بچگی نرمالی داشت و وقتیم اومد تو اون خونه تقریبا نرمال بود فوقش اینکه ناراحت بشی از این موضوع که یکی دیگه به جات کتک میخوره ولی تا این حد که اختلال بگیری ! وقتی بچگی نرمالی داشتی و بابات با تو خوب بوده خب یجوری میدونین ؟! به نظرم اگه اونجوری بود  منطقی تر بود . حالا مثلا خاستن قضیه رو عشقی کنن . من زیاد رو این مساله اصرار نمیکنم چون از نظر علمیم چیزی نمیدونم ،ولی یخورده تو ذوقم خورد . یخورده کوچیکا خیلی کوچیک 😄🙄 و یکی دیگه اینکه دوس داشتم شخصیت شین سه گی یخورده بیشتر باشه ولی وجودش خیلی کم بود . شاید نمیخاستن شخصیت واقعی دوهیون در نظر بیننده محو و دوست نداشتنی بشه . به شخصه هردو رو به عنوان مرد خیلی دوس داشتم ولی درکل من مرد خشن رو بیشتر می پسندم . 😄😉

     سریال کره ای بکش و خوبم کن 킬미힐미 kill me heal me

     

    از او اس تی سریال نگم که اصلا وقتی پخش میشه تمام مورمورمورمور میشه ادم . فحواشم چادوهیون و شخصیت هاشه . خیلی قشنگه . یکی از بهترین او اس تی های سریالاس . قدیما واقعا او اس تی های سریالا هم قشنگ بودن و به یاد موندنی و شنیدنی ، الانیا زیاد انگار تلاش نمیکنن . 😄 گرچه به نظرم اینکه 20 قسمت همش یه او اس تی رو پخش کنی یه ذره زیاده رویه . 😁🙄 این روزا انقد گوش دادم همش تو ذهنم تکرار میشه دیگه درحدی که عنش داره در میاد .  🙄😁

    به نظرم این سریال از بعد روانشناسانه خیلی بهتر و جذابتر از سریال کره ای مشکلی نیست این عشقه بود ، مخصوصا از لحاظ نقش دکتر سریال . اونجا اون دختره رسما دکتر بود ولی نفهمیده بود دوست پسره چندشخصیتیه . گرچه اونم داستانش خیلی غم انگیز و قشنگ بودا فقط به خاطر نقش اون دکتره یه بار دیگه ندیدم سریالشو . خیلی ازش بدم میاد . مخصوصا اونجا وای نگم بهتره . 🤬

    شخصیت های اضافی به نظرم یکی برادر ری جین بود با بازی پارک سوجون ، که اولش مخاطبو به شک انداخته بودن که نکنه این اون بچه ای که تو انباری کتک میخورده . یکیم اون دختره که میخاست خودشو به دوهیون بچسبونه . برادر ری جین هم وسطاش داشت میرفت روعصابم . چندتا فش نثارش کردم . ولی خب زیاد اذیت نکرد . 😄

     سریال کره ای بکش و خوبم کن 킬미힐미 kill me heal me

    درکل سریال قشنگ و ارزشیی بود . و بازیگراش واقعا عالی بازی کرده بودن و مهمتر از همه جیسونگ که هرچقد از این فرشته بودن این مرد بگم کم گفتم . خوش بحال زنش لی بویونگ 😭😁🥰🧡 . واقعا عالی بود بازیش و واقعا هرکدوم از شخصیتا رو متفاوت و عالی در اورده بود . فک نمیکنم اگه کس دیگه ای جای جیسونگ بود می تونست انقد این کاراکتر رو تمیز و عالی در بیاره . یکی از نقاط قوت سریال وجود یه بازیگر تمام عیاره که تونسته این بیماری و شخصیت های متفاوت رو به طرز باورنکردنی عالی نشون بده .جیسونگ برای این سریال دسانگ گرفته . واقعا به جیسونگ نمیدادن به کی میخاستن بدن ؟! 😁 موقع سخنرانی جایزه اشم تشکر ویژه از هوانگ جونگ اوم بازیگر نقش ری جین کرد و گفت که بازیگر خیلی توانمندیه و اینکه تونست با هرکدوم از 7 تا شخصیتش ری اکشن نشون بده واقعا کار بزرگیه . 

    از بازی هوانگ جونگ اوم هم کم بگم بد کردم . واقعا هوانگ جونگ اوم بازیگر خیلی خوبیه . همه جا یه جنبه ی کیوتی داره . ولی همه جا متفاوته . واقعا چرا به اندازه ی بازیگرای معروفی مث کیم ته هی و سئو یه جی معروف و محبوب نی ؟ خیلی سریال داره و همشونم عالی هستن . حیف زندگی شخصیش دچار مشکل شده . طفلک از شوهر شانس نیورده . امیدوارم مشکلش حل بشه . 

    هوانگ جونگ اوم و جیسونگ تو سریال کره ای عشق مخفی هم باهم بازی کرده بودن . داشتم وسوسه میشدم اونم ببینم دیگه وسوسه رو در نطفه خفه کردم .  😄

    فک میکنم به اندازه کافی راجبه سریال و خوبیش گفتم و این رسالت رو هم به انجام رسوندم . 😄 

    دیر دیدمش ولی اینکه بالاخره تصمیم به دیدنش کردم ، کار درستی بود . لذت بردم و هنوزم گاهی صحنه هاش تو ذهنم میاد و میخندم . 

     سریال کره ای بکش و خوبم کن 킬미힐미 kill me heal me


    🍀  مطالب پیشنهادی 🍀

     

    🍀سریال کره ای اسپانسر sponsor2022 🍀سریال کره ای اهنگ عاشقانه ی خیال انگیز 🍀  سریال کره ای شام دوستانه dinner mate  🍀 فیلم کره ای اسم من لو کی وان با بازی سونگ جونگ کی  🍀سریال کره ای پایان خوش من با بازی جانگ نارا  🍀سریال کره ای سقوط اضطراری عشق crash landing on you  🍀  دیالوگ از سریال کره ای گوبلین goblin 도깨비 🍀 سریال کره ای جنگ گوریو و خیتان 🍀 سریال کره ای دکتر اسلامپ  🍀 مصاحبه ی آی اِم IM با مجله ی allure 🍀  معرفی کتاب شمس و طغری 🍀 سریال کره ای وارث غیرممکن   🍀 سریال کره ای قمارباز 🍀 سریال کره ای معجزه با بازی پسرای SF9 🍀 سریال کره ای روز خوبی برای سگ بودن  🍀

  • نظرات [ ۱ ]
    • شنبه ۱ ارديبهشت ۰۳

    معرفی فیلم ژاپنی همه چیزِ سحرگاه All the Long Nights

    فیلم ژاپنی همه چیزِ سحرگاه All the Long Nights به کارگردانی شو میاکه ، فیلم افتتاحیه ی جشنواره بین المللی جئونجو معرفی شده . این کارگردان نماینده ی سینمای معاصر ژاپنه . 

    فیلم راجبه فوجیساوا دختریه که سندرم پیش از قاعدگی داره و نمیتونه عصبی بودن خودشو کنترل کنه . یه روز وقتی که سندرم داره تو شرکت به همکار جدید الورودی "یامازوئه " که اتفاقا اونم از اختلال هراس رنج میبره ، می توپه و عصبانیتش رو روی اون خالی میکنه . همکار جدید هیچ انرژی و امید به زندگی نداره و از خیلی چیزا تو زندگی چشم پوشی میکنه .  فوجیاساوا از اینکه عصبانیتش رو اینجوری بروز داده از خودش بدش میاد ، بعدها احساس دوستی و نزدیکی به ارامی ، به دلیل سندرم هایی که دارن بین اونها به وجود میاد ، روند نزدیک شدن انها بهم ،اینکه در حالیکه دارن بهم نزدیک میشن تغییران ذهنی و علائمی که هریک تجربه میکنن ،به ظرافت به تصویر کشیده شده  و هرکدوم به این فک میکنن که حتی اگه نتونن به سندرم هایی که دارن غلبه کنن بازم میتونن بهم کمک کنن .

    همه چیزِ سحرگاه All the Long Nights

     

    فیلم راجبه مردمی که هیچ استعداد خاصی ندارن ولی مهارت انسانی دارن ، صادق و روراست هستن . فیلمهای میاکه به شدت تحت تاثیر انسانیت و مهارت های مردمی است  . بدون گفتمان بزرگ ، رویداد های بزرگ ، شخصیت های غیرمعمول یا شگفت انگیز ، این استعداد و مهارت درخشان سینمای شو میاکه و جذابیت بی نظیر اوست . 

    این فیلم که در جشنواره ی بین المللی فیلم هنگ گنگ و فیلم برلین امسال اکران شد ، بر اساس رمانی به همین نام از مایکو سئو ، ساخته شده . 

    اصولاً روش هایی که رمان ها و فیلم ها می توانند برای ایجاد جنبه های انسانی انتخاب کنند متفاوت خواهد بود. برخلاف اثر اصلی که محل کار شخصیت‌ها یک شرکت مهندسی بود، فیلم در مکانی ساخته می‌شد که تلسکوپ، میکروسکوپ و کیت‌های رصد نجومی برای کتاب‌های درسی کودکان می‌ساخت. با انجام این کار، این فضا و کاری که آنها انجام می دهند به طور طبیعی تاریخ بسیار طولانی بشری را در بر می گیرد که جهان و ستارگان، روشنایی و تاریکی، شب و سپیده دم و صبح را احاطه کرده است. خرد مردمان باستانی که ستاره‌ها را دنبال می‌کردند تا جهت را اندازه‌گیری کنند، ردپای کسی که با شور و شوق جهان را مشاهده می‌کرد و با پشتکار کار می‌کرد، فوجیساوا، یامازوئه، و کارمندانی که در اینجا و اکنون صادقانه زندگی خود را می‌گذرانند. زمان آنها تلاقی می کند، ملاقات می کند و به هم متصل می شود. و این نیز بی سر و صدا با تاریخ فیلم مواجه می شود. یافتن راه خود از میان روشنایی و تاریکی چیزی است که فیلم ها در مورد آن هستند.

     

    این مقاله رو تو یه مجله ی کره ای خوندم . به نظرم فیلم جالبی به نظر میاد . شاید از اون اروماش باشه البته  . ولی تعریفش از فیلم خیلی هنرمندانه و قشنگ بود که باعث شد بخام ببینمش . فک میکنم فیلم هنوز برای دانلود نیومده . امیدوارم به اندازه ی این مقاله که قشنگ تعریف کرده بود فیلم هم قشنگ باشه . 


    🍀  مطالب پیشنهادی 🍀 

      💚سریال ژاپنی چشم های قرمز  💚  سریال برادران معجزه  💚   یادگیری زبان جدید مث شروع یه رابطه عاشقانه س ...   💚  سریال ژاپنی هویت  💚   سریال ژاپنی عدالت  💚 در انتظار شمشیر ارامون  💚  معرفی کلمه کره ای " 적성에 맞는 일 "  💚

  • نظرات [ ۰ ]
    • شنبه ۱ ارديبهشت ۰۳

    سریال کره ای قولی با خدا A Pledge to God

    یه داستان خانوادگی و ملو و بیس عشق مادری و اینا داشت . 

    درمورد زوجی به اسم کیم جه سوک و سا جه یونگ که کیم جه سوک پسر رییس کمپانیه و عاشق کارمندش جه یونگ میشه ولی باباهه با ازدواجشون مخالفه ، با اینحال اونا با هر سختی شده ازدواج میکنن و حالا زنه حامله س ، زنه از قضا یه دوست خونه خراب کن داره که از بچگی جه سوک رو می شناسه ، جه سوک رو مست میکنه و باهاش میخابه و حامله میشه . بعدشم با چشم سفیدی و وقاحت تمام میاد تو روی دوستش جه یونگ که حامله هم هست میگه منم از شوهر تو حامله ام . جه یونگ هم نه میذاره نه برمیداره سریع میگه فقط طلاق همینو بس تا بمیریم نمیذارم بچتو ببینی . 

    سریال کره ای قولی با خدا

     بعد از اون قضیه طولی نمیکشه که بچه ی خونه خراب کن سقط میشه ،جه سوک سه ماه بعد با اون خونه خراب کن به اصرار باباش ،ازدواج میکنه . مجبوری چون اون پتیاره وکیل بود و برای مامان جه یونگ پاپوش درست میکنه که این باعث شده بچم سقط شه . واسه اینکه مامانه جه یونگ زندان نیفته ازدواج میکنن . یه اشتباه رو با یه اشتباه بزرگتر می پوشونه . 

     باباهه از این ادمای سخت گیر و فقط حرف این تو خونه اس و کسی رو حرفش نمیتونه حرفی بزنه س . این زنیکه چون وکیل زرنگی باباهه یخورده بهش بها میده ولی بعدش به گوه خوردن می افته . زنیکه هم بالاخره تور انداخته رو این خانواده به خاطر پول دیگه . منتظر زمانیکه بچه دار شه و یه چیزی بهش بماسه . 

    میگذره 6 سالی و تو این 6 سال خونه خراب کن بچه دار نمیشه که هیچ یائسگی زودرس هم میگیره . میزنه بچه ای که بین جه یونگ و جه سوک بودش اسمش هیون وو ،سرطان میگیره . 

    جه یونگ هم چاره ای نداره تا به پدر بچه خبر بده چون به مغزاستخوان احتیاج دارن . خلاصه از هر فامیلی داشتن مغز استخوان میگیرن نمی افته به بچه . دکتر میگه چرا یه بچه دیگه نمیارین ؟!

    اینجوری میشه که برای نجات بچه ی اول با اینکه هردو ازدواج کردن مجبور میشن لقاح مصنوعی انجام بدن . شوهر جه یونگ خب سخت بود و اینا ولی به خاطر هیون وو که بچه ی خودش می دونستش تن به این کار میده .طفلک خیلی مرد خوبی بود .  زن خونه خراب کن جه سوک اما شرط میذاره که اگه بچه دوم به دنیا اومد ، اونو بدی من بزرگ کنم صداشم در نیاری ،هیچ وقتم نیای سراغش . تو این مدتم ادای حامله هارو در میاره . و بابای خاک تو سر نوه ندیده ی جه سوک رو گول میزنه اینجوری . مادرشوهره و جه سوک می دوننا . باباهه نمیدونه . خلاصه با اوردن بچه خودشو عزیز میکنه و هر گوهی رو به اسم پدرشوهره میخوره . 

    سریال کره ای قولی با خدا

    خلاصه اینجوری میشه که خون بند ناف دومی رو میدن به اولی و خوب میشه حالش . 

    10 سال میگذره و دوباره بیماری هیون وو عود میکنه و دوباره نیازه که از دومی مغز استخوان بگیرن ، اما این سری مغز استخوانش بهش نمیخوره حالا نمیدونم چجوری و اینا ، یه اهدا کننده پیدا میشه ولی پتیاره میره اهداکننده رو منصرف میکنه که نیاد مغزاستخوان بده . چون با بابابزرگه شرط کرده بودش که اگه مغزاستخوان دومی که الان بچه ی پتیاره حساب میشه به هیون بخوره اون موقع بهت سهام شرکت میدم . خلاصه دعوا و اینا پیش میاد و بالاخره هیون وو خوب میشه . 

    زن خونه خراب کنه خیلی به تمام معنا عوضی و اشغال و پست فطرت بود . تو هر حالتی از بچه ها سواستفاده میکرد . اصلا بچه میخاست به خاطر سهام . گرچه بچه رو خوب بزرگش کرد و بهش عشق میداد ولی بازم هدفش پول بود . از طرفی همچنان داشت موش دوونی میکرد و دو بهم زنی و خودسر به اسم پدرشوهره یه کارایی میکرد که اصلا بهش ربطی نداشت .

    اصلا بچه دومی به اسم اون ثبت نشده بود من نمیدونم چرا الکی نیاز به اجازه اون بود برای مغزاستخوان و اینا ...اصلا به اون ربطی نداشت این موضوع .

    هیون وو که بزرگ شد متوجه شد که بابای واقعیش کیه ، چون خودش میدونست بیماریش عود کرده میخاست اخر عمری یه مدتم پیش باباش باشه برای همین رفت خونه باباش . که همگی باهم زندگی میکردن . زنیکه زودتر از همه فهمید که بچه بیماریش عود کرده ولی هیچی نگفت . از طرفی میخاست گروکشی کنه سر سهام و اینا که من نمیذارم بچه دومی مغزاستخوان بده به اولی و از این حرفا . خیلی طمعکار بود و همش از این می ترسید که نکنه اون جایگاهی که با کلک و خراب کردن زندگی دونفر که عاشق هم بودن بدست اورده رو از دست بده . واقعا معلوم نبود فازش چیه چشم نداشت جه یونگ رو ببینه از طرفی که اینجوری بیماری بچه پیش اومد بازم دیدار جه یونگ و جه سوک پیش اومد و هی داشت کرم میریخت . به شدت جنس خراب بود . 

    چیزی که تو سریال یخورده غیرمنطقی مسخره بود این بود که مرده زن اولی رو که این همه عاشقش بود زود طلاق داد ولی زن دومی رو با اینکه عفریته بود و همش فتنه مینداخت تو خونه و شرکت رو طلاق نمیداد . نمیدونم چه اصراری بود تا اخر باهاش باشه . از طرفی پیرمرده عروس اولی رو به خاطر خانواده سطح پایینش نمیخاست ولی خانواده ی عفریته هم درب و داغون تر بود !

    جه یونگ هم یه زن احمق به تمام معنا بود . به نظر من بیشتر از اینکه عشق مادری داشته باشه و اینا مظلوم نما بود و همش غمگین بود . بابا فهمیدیم که بچه ت مریضه ناراحتی ولی دیگه نیازی نی تو زمانیکه بچه سالم شده بازم چهره ی غمگین و افسرده و نگران داشته باشی . خیلی مسخره بود کاراکترش دیگه داشت حالمو بهم میزد . از اینا که تا یکی مریض میشه میره بیمارستان به هر دلیلی زود عزا میگیرن و پیش پیش لباس سیاه می پوشن و همش مراقبن و محتاطن . اه انقد بدم میاد . نمیگم برای بچه ای که سرطان داشت ناراحتیش بی معنی بودا ولی دیگه زیادی عن در ار بود.

    سریال کره ای قولی با خدا

    حالا انگار هیشکی مادر نشده و هیشکی بچه نداره فقط این داره . از طرفی خودش دستی دستی زندگیشو خراب کرد . اصلا بعد از طلاق حتی زندگیش جهنمتر شد . حتی اون مرد بدبختم پاسوز خودش کرد . زنی که با این سختی با مردی که عاشقشه و مرده هم عاشقشه و به خاطرش از مال و اموالش گذشته ازدواج میکنه نباید به راحتی اونو به یه زن دیگه دودستی تقدیم کنه هرچقدم خیانت کرده باشه . مست کرده حالا شده دیگه . مرد عوضیی که نبود . میتونستی چشم پوشی کنی یا یه مدتی خودتو چس کنی ولی جا رو خالی نکنی برای عفریته ای که اصلا هدفش همین بوده . خیلی زود طلاق گرفت هیچ پولیم نگرفت . اون عفریته ام اومد برا پیرخرفت که دنبال این بود که پسرش برگرده شرکت و نوه میخاست سوسه اومد سر سه ماه ازدواج و تمام . 

    خیلی شتاب زده همه ش با نقشه ی عفریته خانوم . زندگی همشون خراب شد . اخرشم بالاخره عفریته رو انداختن بیرون و رفت یه گوشه کافی شاپ باز کرد و نشست به کارای خودش فک کنه . اصلام مجازات نشد باید میمرد . 😤😠

    جه سوک مرد خوبی بود یه اشتباهش باعث شد که کل زندگیش تحت شعاع قرار بگیره . شاید اگه زن اولیه ازدواج نمیکرد جه سوک بعد از اینکه زن دومی حامله نمیشد بهونه قرار میداد و دوباره بهم برمیگشتن ولی زنه انقد احمق بود که الکی از مرده کینه گرفته بود و این مدتم همش تو عذاب زندگی کرده بود . من نمیدونم تو اگه بچه دار میشدی چرا از شوهر دومی بچه دار نشدی . مسخره . 

    این داستان کلی سریال بود خیلی جزییات دیگه ای داشت که بخام همشو تعریف کنم خیلی پیچیده میشه . 

     در کل سریال خوبی بود برای یه بار دیدن . حرص در ار بود  ولی جذاب بود . حداقل 4 تا سریال نگاه کردم که همشون رو زدم جلو اصلا باحال نبودن . بالاخره این یکی به نظرم خوب اومد گفتم تا اخر ببینم . 

    سریالای این مدلی اکثرا کشمکش خانواده و این چیزا توشون هست و همیشه یه نفر نقش منفیه که هر بدی که بگی ازش بر میاد . اینجا فقط کار به قتل و اجیر کردن ادم و اینا نکشید . اکثرا هم فضا یا خونه س یا محلی به اسم شرکت .  بد نی برای تنوع ،به شرط اینکه یه جذابیت هایی داشته باشه . 


    🍀  مطالب پیشنهادی 🍀 

     

    💟 سریال کره ای دلال ازدواج رو وون 💟 سریال کره ای دروغه همه 💟 سریال کره ای داستان ازدواج بانو پارک  💟پادشاه ابدی  💟 سریال کره ای اودیسه ی کره ای سون او گوک 💟قالب جدید 💟 سریال کره ای بدرخش یا دیوانه شو  💟 سریال کره ای مرد من الهه عشقه 💟 my man is cupid 💟 جمع بندی سریال های در حال پخش که دیدم 💟اهنگ جدید آی اِم مونستااکس slowly 💟تاریخ در سریال کره ای عاشقان ماه و بدرخش و دیوانه شو  💟

  • نظرات [ ۰ ]
    • سه شنبه ۲۸ فروردين ۰۳

    معرفی 5 سریال کره ای که نبینین چیزی رو از دست ندادین

    چندتا سریال نگاه کردم که همشون بیخود بودن . اصلا دست و دلم نرفت ببینمشون بس که مسخره و اب بودن . 

    1. سریال کره ای این عشق بود ؟ 우리가 사랑했을까 ? با بازی سونگ جی هیو " همون سویا تو جومونگ " به اندازه ای شخصیت کسخل و مسخره ای داشت که حد و اندازه نداشت .

    حیف اون سه تا مرد جذاب که الکی الکی از این خوششون اومده بود . جون میکند بگه بابای تخمه سگ حروم زاده ش کیه . سه تا مردو مچل خودش کرده بود پتیاره .

    درمورد یه مادر مجرد که زمان دانشگاه با دوتا پسر دوس بوده و با دوتاشونم خابیده . از اونی که دوس پسرش بود حامله میشه ولی نمیدونم چی میشه انقد اب بود هی زدم جلو اخرم نفهمیدم چرا بهم زده با پسره گرچه انقد کسخل بود که معلومه به دلایل واهی بهم زده ، خلاصه قایم کرده که حامله اس خبرمرگش و خودشو گم و گور کرده و دانشگاه رو هم انصراف داده . حالا بعد 14 سال هی کار پاره وقت کردن ، یه شرکت فیلم سازی استخدام میشه اونجاام سرش کلاه میذاره قرضاشو میندازه گردن این میره .

    یه اقای گنگستر جذاب که شبیه اوپا ژاپنیم هاسگاوا بود هم طلبکارشه میاد میگه این پولو باید بدی ، اینم پیشنهاد میده میگه فلان نمایش نامه هست بیا بسازیمش سود کنیم . گنگستره هم میگه باید بازیگر اصلی فلانی باشه و نویسنده فلان کس . از شانس هرجفتشون

    همون پسرایی ان که باهاشون سر و تخت داشته 😁 دخترشم توهم زده که یکی از اینا باباشه  و دنبال باباش میگرده . خلاصه این زنه 14 قسمت جون میکنه بگه که بابای بچه کیه . وای خیلی بیخود بود . به لعنت خداهم نمی ارزه همچین زنی . 

     سریال کره ای این عشق بود ؟ 우리가 사랑했을까

    اصلا شما تو ایران یه مرد 47 ساله که به این جذابی باشه دیدین ؟ به همین سوی چراغ اصلا نیست . خدایا چرا منو تو ایران افریدی اخه این چه سرنوشتیه . 

    2. سریال بعدی ، سریال کره ای الهه ی انتقام The Goddess of Revenge  درمورد زنی به اسم کانگ هه را ،که زنِ یه مجری تی وی خیلی معروفه ، ولی یارو از این عوضی هاس که کتکش میزنه و اینا ، خود هه را ،هم اینفلوئ... فلانه . شوهرش فش رکیکش براش پاپوش درست میکنه که این داره خیانت میکنه و یه شبه گدا میشه . اونم میره انتقام بگیره ، این وسطا یه وکیلی هست که خاهرش قبلا سونبه ی هه را ؛بوده و شنیده که هه را باعث شده خاهرش بمیره . اومده انتقام بگیره اونم از هه را و خودشو به عنوان دوست به هه را نزدیک میکنه و الی اخر . خوشم نیومد همش انتقام بود و موضوع اصلیم متوجه شدم چی شد . جذاب نبود . 

    سریال کره ای الهه انتقام

    3. سریال کره ای ارباب خورشیدMaster's Sun با بازی سوجی ساب ، وای ینی از اب بودن این هرچقد بگم کم که هیچ چی بگم که قشنگ متوجه حال عجیبم بشین . گفتم خییلی معروفه بذا مقاومت رو بذارم کنار و نگا کنم ولی وای این دختره خداوندا این دختترو هرجا من دیدم سریال برام زهر شده . خیلی ازش بدم میاد . سیب زمینی خالصه .نمیدونم چجوری میخام تو سریال لی مینهو تحملش کنم . ینی لعنت به اون کسی که اینو برای سریال مینهو انتخاب کرد . خدا صبر بده . 

    این دختره روح می بینه و مث سگم از روحا می ترسه و مث دیوونه ها رفتار میکنه ، روحا میان سراغش و ازش میخان که براشون یه کاری انجام بده ، داستانش یه چیز تو مایه های سریال کره ای جدید درحال پخش عکاسی نیمه شب با بازی جو وون هه ، یه شب که رفته بوده کار یه روح رو راه بندازه با سوجی ساب که رییس یه کمپانی بزرگ  و مشهوره بر میخوره و وقتی اتفاقی بهش دست میزنه می فهمه که روحا ازش دور میشن . برای همین میخاد هرطور شده کاری کنه که نزدیک سوجی ساب بمونه .  

    سریال کره ای ارباب خورشید Master's Sun

     

    4. سریال بعدی سریال کره ای آژانس دوست یابی Flower Boy Dating Agency با بازی سویانگ گرلزجنریشن ، اب خالص بود . 

    داستان : 

    آژانس دوستی سیرانو برای کارمندانش به منظور پرداخت حقوق قرار های عاشقانه ترتیب میدهد تا بتواند پول کافی برای نجات یک تئاتر قدیمی را جمع کند. بعد از اینکه سو بیونگ هون (لی جونگ هیوک) بهترین دوستش را در تصادفی از دست میدهد دچار عذاب وجدان میشود و تصمیم میگیرد که گروه تئاتر دوستش را با توانایی های خود بروی صحنه حفظ کند و اینگونه میشود که او آژانس دوستی سیرانو را تاسیس میکند…

    سریال کره ای آژانس دوست یابی Flower Boy Dating Agency

    5. سریال کره ای وکیل محله اقای جو که یه سریال وکالتی بود و پایین کشیدن کله گنده های خلافکار . تا قسمت 4 اینا بد نبود ولی بعدش حوصلمو سر برد . 

    داستان : 

    جو دول هو (پارک شین یانگ) دادستان میشود تا موقعیت اجتماعی بهتری داشته باشد، اما نمی تواند از فساد محل کارش چشم پوشی کند. گزارش این فساد؛ باعث از دست دادن همه چیزش می شود. او زندگیش را از نو می سازد و به عنوان وکیل در دفتر حقوقی منطقه ای کوچک کار می کند و سخت تلاش می کند تا وکیلی متعهد به عدالت باشد و از فقرا و بی گناهان محافظت کند…

    وکیل من آقای جو My Lawyer, Mr. Jo

    امشب تا همینجا . 


    🍀  مطالب پیشنهادی 🍀

    ☘ داستان از دیوید سدریس ☘ داستان ژاپنی از اوسامو دازای  ☘ سریال کره ای جانگ اوک جونگ زندگی برای عشق  ☘ سریال کره ای مرد ملکه اینهیون ☘  سریال ژاپنی سرنوشت 2024 destiny ☘ سریال کره ای منشی کیم چشه ؟  ☘ عکس بهاری ☘ معرفی کتاب داستان های پهلوانی و عیاری ادبیات فارسی  ☘ کتاب شاه اسماعیل ☘  

  • نظرات [ ۰ ]
    • جمعه ۲۴ فروردين ۰۳

    زندگی هر ادمی یک حماسه است .

    چند عکس بهاری 

    عکس بهاری

    این روزا هوا خیلی خوبه . نسیم بهاری ، که البته باده تا نسیم 😁 شکوفه های درختا ، وقتی باد میاد و شکوفه های تازه ی درختارو تو هوا پراکنده میکنه واقعا منظره ی قشنگ و هیجان انگیزیه برای من . من خیلی ناراحتم خیلی ناامیدم خیلی بی پولم خیلی پوچم . هرروز با این فکر که امروز چیکار کنم بیدار میشم . گاهی تو سکوت شب وقتی دارم سریال میبینم یهو فکرای متفاوتی به ذهنم میاد . خیلی مشکلات دارم مث همه ی ادما که هرکسی به نوبه ی خودش مشکلات خودش رو بزرگ میدونه . من هم همونطورم . نقطه ی امید یا روشنی تو زندگیم نیست . هرروز مث همه .

    داستان همشهری

    با اینحال گل ها رو دوست دارم . بهار رو دوست دارم . بارون بهاری ، رعد و برق که دلم براش تنگ شده بود رو دوست دارم . شکوفه های نو رسیده ی درختا که تو هوا می رقصن رو دوست دارم . کتاب ها رو دوست دارم . برعکس سالهای خیلی دورتر که به اینترنت دسترسی نداشتم تا وقتی کتابی میخونم راجبه اون مکان اون غذا اون نویسنده تحقیق کنم ، رو دوست دارم . از خوندن داستان های تکراری خسته نمیشم . از دیدن شکوفه ها و هزاران عکس تکراری ازشون گرفتن خسته نمیشم . از دیدن اسمون ابی که ابرهای سفید بزرگ توش اینور اونور میرن سیر نمیشم . از دیدن درختای سبز تازه جوونه زده ... از شنیدن صدای پرنده ای که گه گاهی می خونه و صدای دلنشینی داره و اسمشو نمیدونم ، هربار دنبال صدا میگردم ولی نمی بینمش . 

    داستان همشهری

    از شنیدن اهنگای تکراری خسته نمیشم . هنوزم اهنگای ایرانی خیلی قدیمی گوش میدم و می رقصم . رقصیدن رو دوست دارم . حتی اگه مسخره بازی باشه . من اینجوری شادی میکنم . 

    از دیدن سریال کره ای . از اینکه یه کلمه ی جدید که حفظ کرده بودم رو تو سریال می شنوم و می فهمم خوشال میشم . دوباره میخام زبان کره ای خوندن رو شروع کنم . زبان کره ای خوندن رو دوست دارم . 

    عکس بهاری

     خوندن وبلاگ ها و زندگی های دیگران رو دوست دارم . و خیلی چیزای دیگه که ممکنه الان یادم نباشه . 

    همینجوری اینا یادم اومدن و نوشتمشون ، میخاستم دوباره به خاطر چندتا دوستی که تو ویرگول داشتم دوباره تو ویرگول ثبت نام کنم هم زورم اومد هم منصرف شدم . ولی خب دلم برای اون دوستم که نوشته های خوبی داشت و فک کنم جنوبی بود تنگ شده بود . خیلی قلم خوبی داشت اگه برم ویرگول به خاطر اون میرم . گرچه میشه صفحه شو بوکمارک کنم برم بخونمش ولی چون نمیتونم نظری بدم یه حس یجوری بهم دست میده . یه چیزی میخونم باید حتما اظهار نظر کنم . از واجباته برام . البته که اونم اگه دلش میخاست میتونست همین کارو با وبلاگ من بکنه ولی خب زوری که نی . 🙄🤦‍♀️😐 سایت اقای دست انداز رو هم بوکمارک دارم ولی راستش چون دیگه حوصله خوندن مسائل جامعه و سیاست رو ندارم نمیخونمشون . 😶🙄 

    این سریال جدیدی که قرار شروع کنم ببینم : اسمش هست به کره ای :

    سون جه رو بردار و بدو " منظور از بردار ینی بزن زیربغلتو بدو " 

    به انگلیسی میشه دونده ی دوست داشتنی Lovely Runner 2024 

    درمورد سون جه اس که ایدله ولی به خاطر سختی های این صنعت ،خودکشی میکنه ، و این دختره یه معلولیتی داره و فن سون جه س و سون جه بهش نیرو و امید به زندگی میده ،بعد از شنیدن خبر خودکشی اوپاش ، اون یه روز معجزه وار به 15 سال قبل میره و اینبار تصمیم میگیره که بره و از خودکشی ایدل محبوبش جلوگیری کنه . 

    دونده دوست داشتنی Lovely Runner 2024

    خب میرسیم به ادامه عکسای بهاری : 

    عکس بهاری

    عکس بهاری

    امروز تا همینجا تا پست های بعدی . 


    🍀  مطالب پیشنهادی 🍀 

     

    💟 سریال کره ای دلال ازدواج رو وون 💟 سریال کره ای دروغه همه 💟 سریال کره ای داستان ازدواج بانو پارک  💟پادشاه ابدی  💟 سریال کره ای اودیسه ی کره ای سون او گوک 💟قالب جدید 💟 سریال کره ای بدرخش یا دیوانه شو  💟 سریال کره ای مرد من الهه عشقه 💟 my man is cupid 💟 جمع بندی سریال های در حال پخش که دیدم 💟اهنگ جدید آی اِم مونستااکس slowly 💟تاریخ در سریال کره ای عاشقان ماه و بدرخش و دیوانه شو  💟

  • نظرات [ ۱ ]
    • پنجشنبه ۲۳ فروردين ۰۳

    سریال کره ای منشی کیم چشه ؟ 김비서가 왜 그럴까

    سریال کره ای منشی کیم چشه ؟   What's Wrong with Secretary Kim  김비서가 왜 그럴까 

    پارک مین یانگ در نقش منشی کیم " کیم مین سو " ، 10 ساله که تو یه شرکت بزرگ منشیه رییسه. رییس کسی نیست جز پارک سو جون در نقش لی یانگ جون ، لی یانگ جون بعد از اینکه ده سال پیش نایب رییس شده و کمپانی رو اداره میکنه طبیعتا جای باباش ، منشی کیم رو استخدام کرده . چون اونو از قبل می شناخته . " پارتی😎😭 " کیم مین سو  توانایی هاش در حد منشی شدن تو اون شرکت نبوده ولی چون یانگ جون از بچگی می شناختتش استخدامش میکنه و با بداخلاقی کردن و در عین حال مهربونی بهش همه چیو یاد میده . تو این مدت کیم مین سو همه چی یاد میگیره و کلی کار میکنه هفت روز هفته . چون منشی کیم نون اور خانواده س . 🤕🙄🤦‍♀️ باباش یه سست عنصریه که قرض بالا میاره و دوتا خواهر بزرگترم داره ولی فقط مین سوعه که داوطلب شده قربانی شه تا بره مث کوزت کار کنه و خرج تحصیل خاهرای بزرگترش و قرضای باباشو بده ، انگار خاهراش خبرمرگشون علیل بودن . 🤬

    حالا که همه ی قرضا تموم شدن ؛ اون میخاد استعفا بده و بیاد بیرون و بببینه دنیا دست کیه و خودش چی میخاد و برا خودش زندگی کنه . ولی خاهراش دارن غیرمستقیم میگن که نیا بیرون شرکت به این خوبی بهت ماشین داده فلان بیسال . خیلی ادمای چترین خاهراش . حالم ازشون بهم خورد . سست عنصرا . خلاصه .

    سریال کره ای منشی کیم چشه 김비서가 왜 그럴까 What's Wrong with Secretary Kim

    لی یانگ جون یه خودشیفته اس که تاحالا دوس دختر نداشته . مدام از خودش تعریف میکنه . و همه ی کاراشو منشی کیم انجام میده . کروات بستن تا دستمال و قرص و خلاصه مث دایه می مونه . 🙄😁😶 لی یانگ جون یه برادر بزرگتر داره که حسود و عقده ای و عوضیه ، از بچگی رابطه ی اینا باهم خوب نبود . تا جایی که بزرگه ، یانگ جون رو می بره یه محله ای اونجا ول میکنه میره ، یه زن روانیم پیدا میشه میاد اینو می دزده میبره تو یه خونه ای دست و پاشو می بنده ، نمیدونم سر چی و برا چی ، بعد چندروزم همونجا خودشو میکشه :| از شانس تو اون خونه یه دختر بچه ای هم بوده که اون کسی نیست جز کیم مین سو ، دوتا بچه اونجا بودن و زنه خودشو جلوی اونا میکشه ، میمیره و بچه ها تو خونه قیچی پیدا میکنن دست و پاشونو باز میکنن و خودشونو به پلیس می رسونن و یانگ جون از اون موقع تروما داره . حالا برادر بزرگه میره صحنه دزدیده شدن یانگ جون و توهم اینکه خودش جای اون دزدیده شده و اون بلاها سرش اومده رو میزنه . میاد به یانگ جون بدبخت که همینجوریم داره سختی میکشه میگه تو این بلا رو سر من اوردی فلان ، اینو میبرن دکتر و دکتر میگه این توهم زده . خلاصه پدر مادر کسخلشونم پیگیری نمیکنن ، این بچها هی باهم درگیر بودن ، یانگ جون خودقربانی گری میکنه و خودشو میزنه به فراموشی تا این عقده ای جولون بده با دروغاش . 

    سریال کره ای منشی کیم چشه 김비서가 왜 그럴까 What's Wrong with Secretary Kim

    حالا بعد سالها که رییس شده و منشی کیمم میخاد استعفا بده میخاد تلاش کنه که نذاره اون بره . چون غیرمستقیم منشی کیم رو دوس داره . داستان بعدش اینجوری ادامه پیدا میکنه که تلاشای لی یانگ جون برای نگه داشتن و تو چشم منشی کیم اومدن رو نشون میده . بعدشم برادر عقده ای اش میاد و یه سری دعواها پیش میاد و یهو اخرش نشون میدن اینا باهم خوب شدن . درحالیکه وقتی دوتا بچه از بچگی باهم اختلاف داشته باشن تا اخر همینجوری می مونن . حالا در هرحال . منشی کیم هم عشقشو اعتراف میکنه به رییس و ازدواج میکننو و همچنانم منشی اون شرکت باقی می مونه . 

    درسته خیلی اب داشتا ، ولی بامزه و خنده دار بود . پارک سوجون تو کمدی خیلی بامزه میشه . کارمندای شرکتم همگی بامزه بودن . صحنه های خنده دارم زیاد داره . عشقیم که هست دیگه .

    سریال مفرح برای روزهای بهاری زیبا همراه با شکوفه ای قشنگ بهاری و وزش ملایم نسیم زیبا همراه با یه سریال کره ای عشقی خنده دار ترکیب زیبایی نیست ؟! برین ببینین ضرر نمیکنین . 

    سریال کره ای منشی کیم چشه 김비서가 왜 그럴까 What's Wrong with Secretary Kim


    🍀  مطالب پیشنهادی 🍀

    ☘ داستان از دیوید سدریس ☘ داستان ژاپنی از اوسامو دازای  ☘ سریال کره ای جانگ اوک جونگ زندگی برای عشق  ☘ سریال کره ای مرد ملکه اینهیون ☘  سریال ژاپنی سرنوشت 2024 destiny ☘ 

  • نظرات [ ۰ ]
    • پنجشنبه ۲۳ فروردين ۰۳

    سریال ژاپنی سرنوشت 2024 Destiny

    خبر اینکه اوپای ژاپنیم کامناشی کازویا ،카메나시 카즈야 (Kazuya Kamenashi) که در سریال 💚  سریال ژاپنی هویت  💚 معرفی کردمش ،  یه سریال جدید خفن داره که به نظر امروز اولین قسمتش پخش میخاد بشه . در 10 قسمت و باز هم جنایی معمایی . 😎☺ . 

    سریال ژاپنی destiny 2024سرنوشت

    اسم سریال جدیدش هست :

    سریال ژاپنی سرنوشت 2024 Destiny ، داستانش در مورد نیشیمورا کانده اس که وقتی سوم دبیرستان بود پدرش که دادستانه تو یه تصادف می میره بعد از اون ، اون با مامانش به شهر زادگاه مامانش Nagano ناگویا نقل مکان می کنن . نیشیمورا میخاد که مث باباش دادستان بشه اون به دانشگاه ملی در ناگویا میره و  اونجا 4 تا دوست صمیمی پیدا میکنه . از جمله ماساکی نوگی با بازی کامناشی کازویا  . اما یهو به دلیل یه پرونده ی قتل رابطه ی اونها به پایان میرسه . 

    سریال ژاپنی destiny 2024سرنوشت

    12سال بعد ؛ نیشیمورا 35 سالشه و تو دفتر دادستانی یوکوهاما کار میکنه ، اون یه دوست پسر دکتر به اسم تاکاشی اوکادا داره و اونا باهم زندگی میکنن . یه روز، اون دوستی که سر پرونده ی قتل 12 سال پیش ناپدید شده بود ، جلوی نیشیمورا ظاهر میشه ینی ماساکی نوگی ، اینجوری میشه که دوباره قضیه اون سال برای نیشیمورا باز و اون باید با پرونده ی مشکوک اون روزها  روبه رو بشه .کند و کاو تو اون پرونده باعث میشه که اون با حقیقت مرگ پدرش تو 20 سال پیش روبه رو و چهره مخفی دوستش رو بشناسه . 

      سریال قرار در نتفلیکس هم نمایش داده بشه  . به امید اینکه زود با ترجمه بیاد و ببینمش . داستانش که جذاب بود . و کامناشی با سریالای این ژانری اش هیچ وقت ناامیدم نکرده . 

    سریال ژاپنی destiny 2024سرنوشت

    سریال ژاپنی destiny 2024سرنوشت

    سریال ژاپنی destiny 2024سرنوشت

    سریال ژاپنی destiny 2024سرنوشت

    سریال ژاپنی destiny 2024سرنوشت


    💙 سریال ژاپنی با بازی کامناشی کازویا 💙

    💙سریال ژاپنی چشم های قرمز  💙  سریال ژاپنی هویت  💙 سریال ژاپنی عدالت  💙   سریال من سرنوشت تو هستم I'm Your Destiny  💙  سریال ژاپنی اخرین کات یا برش نهایی💙  

  • نظرات [ ۰ ]
    • سه شنبه ۲۱ فروردين ۰۳

    سریال کره ای مرد ملکه اینهیون 인현왕후의 남자


    سریال کره ای مرد ملکه اینهیون 인현왕후의 남자

     

    درمورد محققی به نام کیم بونگ گو 김붕고، داستان در زمانی داره اتفاق می افته که ملکه اینهیون عزل شده و سورون ها میخان اونو به جایگاهش برگردونن ولی نورون ها میخان ملکه رو بکشن تا دیگه امکان برگشتش وجود نداشته بشه . کیم بونگ گو پسر یکی از وزیرای نورونی بوده که به خیانت متهم و کشته شده ، حالا اون میخاد با برگردوندن ملکه اینهیون اسم خانوادشو پاک کنه و برای همین که سعی میکنه تا از ملکه ی عزل شده محافظت کنه ،در خلال فرار از دست قاتل ها به قصر میره و تو کتابخونه ی قصر مورد حمله قرار میگیره وقتی قاتل میخاد بکشتش ، یهو ناپدید میشه . وقتی بهوش میاد دورش خالی بود بیرون که میره چیزایی می بینه که تاحالا ندیده و تعجب میکنه که اینجا کجاس . اون به 300 سال بعد سفر کرده . 

    سریال کره ای مرد ملکه اینهیون 인현왕후의 남자

    در زمان مدرن ، بازیگر تازه کاری که اسمش چوی هه جینه ؟! شایدم جین هه ، اسمش یادم رفت ، 🤭

    برای نقش ملکه اینهیون اودیشن میده و قبول میشه . اولین شب فیلمبرداری به قصر اومده که کیم بونگ گو که لباس چوسانی تنشه رو می بینه و فک میکنه بازیگر نقش فرعیه . 

     

    کیم بونگ گو برمیگرده به کتابخونه و یادش میاد که موقع رفتن به اقامتگاه ملکه ی عزل شده ، خدمتکار خونه شون که الان گیسانگه بهش یه طلسم داده . طلسم رو در میاره و روشو میخونه اینجوری بازم برمیگرده به زمان خودش . اون متوجه چگونگی وقایع میشه و می فهمه که هروقت در معرض خطر قرار گرفته باشه این طلسم کار میکنه . برای بار دوم که میاد زمان مدرن بازم با چوی هه جین برخورد میکنه و اینو سرنوشت میدونه و از چوی هه جین که الان متوجه قضیه شده ، کمک میخاد تا تاریخ اون زمان رو بهش بگه . هه جین اونو به کتابخونه می بره . و کیم بونگ گو با خوندن تاریخ متوجه قضایا میشه . برمیگرده و از کشتن خودش و کشتن ملکه جلوگیری میکنه . و دوباره ملکه رو به جایگاهش برمیگردونه . وقتی همه چیز اوکی شد برمیگرده به زمان جدید تا با عشق زمان مدرنش حال کنه که یهو ناپدید میشه . میره بگرده ببینه قضیه چیه که می فهمه خدمتکاری که برای طلسم رو خریده بوده کشته شده . برای همینم طلسم نابود شده . اون میره قاتلای خدمتکار رو میکشه و بعد اواره بوده که میگیرنش ، میخاد خودشو بکشه که برمیگرده به زمان جدید . این سری برای همیشه . 

     

    درمورد کیم بونگ گو که تو سریال هست خیلیا تحقیق کردن که ببینن ایا واقعا همچین ادمی وجود داشته یا نه ،نویسنده سریال گفته که این داستان تخیلیه ولی از اینکه می بینه مردم انقد به داستان علاقمند شدن که بازم رفتن تاریخ شون رو خوندن خیلی خوشاله . بعضی از وبلاگ ها میگن که شخصی به نام دیگه ای با همین مشخصات کیم بونگ گو ی سریال وجود داشته تو زمان امپراطور سوک جونگ . با اینحال اینا همش حدسه . 

     

    سریالش خیلی قشنگ و باحال بود . برای دومین بار واقعا چسبید . هم از بعد تاریخی هم از بعد عشقی خیلی دوسش داشتم . 

     

    🍀  مطالب پیشنهادی مرتبط با این سریال 🍀

    🍀 سریال کره ای قمارباز 🍀

    ☘ سریال کره ای جانگ اوک جونگ زندگی برای عشق  ☘

    حالا تو این پست میخام بگم که ملکه اینهیون کی بود ، چون دیگه الان جاشه : 

     

    " ملکه اینهیون متولد پانزدهم می ۱۶۶۷؛ دومین ملکه پادشاه سوک جونگ از چوسون و یکی از شناخته شده ترین ملکه های سلسله چوسون بود.او از خاندان مین می باشد.پدر وی “مین یو جانگ” وزیر دفاع بود و مادرش بانو سونگ (دومین همسر مین یو جانگ)بود.او در سال ۱۶۸۱ و در سن چهارده سالگی به عنوان دومین ملکه پادشاه سوک جونگ با وی ازدواج کرد.زمانی که “جانگ اوک جونگ” در سال ۱۶۸۸ فرزند پسری به دنیا آورد؛ یک مشاجره خونین که از آن با عنوان “گیسا”(به معنای تصفیه سیاسی)نام برده می شود؛ درگرفت.پادشاه سوک جونگ می خواست تا به بزرگترین پسرش لقب وونجا (به معنی “اولین پسر”)که لقب ولیعهد بود داده و به بانو جانگ از مرتبه “سو اوی” به مرتبه “های بین” ترفیع عنوان بدهد.این اقدام با مخالفت حزب نورون که از ملکه اینهیون حمایت می کردند و توسط “سانگ سی یئول” هدایت می شدند روبرو شد در حالی که این خواسته توسط حزب سورون که از بانو جانگ حمایت می کردند پشتیبانی می شد.پادشاه سوکجونگ از این مخالفت خشمگین شد و تعداد زیادی از جمله سانگ سی یئول کشته شدند.تعداد کثیری از جمله اینهیون و خانواده اش تبعید شدند.ملکه اینهیون عزل شد در حالی که “جانگ سو اوی” به “جانگ های بین” مبدل شد و سپس سومین ملکه لقب گرفت.در سال ۱۶۹۴ سوک جونگ از اقدامات دمدمی خود احساس پشیمانی کرد و با جنبشی که توسط حزب نورون برای برگرداندن اینهیون ترتیب داده شده بود همراه گشت.او ابتدا به قصر کوچکی در “آندونگ” برده شد.سپس به قصر شاه توت و در نهایت به قصر اصلی آورده شد.بانو جانگ هم به مرتبه “های بین”تنزل درجه داده شد.او در سال ۱۷۰۱ و در سن سی و چهار سالگی مریض شد و به دلیل بیماری ناشناخته ای فوت کرد (بعضی منابع علت مرگ وی را مسمومیت ذکر کرده اند).
    گفته می شود سوک جونگ در حالی که برای اینهیون سوگوار بود در خوابی او را دید در حالی که لباس سوبوک که به خون آغشته شده بر تن داشت.سوک جونگ علت مرگ اینهیون را از وی جویا شد اما اینهیون چیزی نگفت جز اینکه به سمت اتاق “جانگ های بین” اشاره کرد.سوکجونگ بیدار شد و و به سمت اتاق جانگ رفت.در حالی که به اتاق نزدیک می شد او صدای موسیقی و خنده را شنید.در حالی که در پشت اتاق گوش ایستاده بود؛ پادشاه جانگ های بین را با یک روحانی “شمن” در یک اتاق دید در حالی که برای مرگ ملکه دعا می کردند و یک مجسمه را با تیرهایی هدف قرار می دادند.زمانی که پادشاه به موضوع پی برد؛ بانو جانگ به خاطر اعمالش با سم اعدام شد. "


    🍀  مطالب پیشنهادی 🍀

     🍀سریال کره ای پایان خوش من با بازی جانگ نارا  🍀سریال کره ای سقوط اضطراری عشق crash landing on you  🍀  دیالوگ از سریال کره ای گوبلین goblin 도깨비 🍀 سریال کره ای جنگ گوریو و خیتان 🍀 سریال کره ای دکتر اسلامپ  🍀 مصاحبه ی آی اِم IM با مجله ی allure 🍀  معرفی کتاب شمس و طغری 🍀 سریال کره ای وارث غیرممکن   🍀

  • نظرات [ ۳ ]
    • يكشنبه ۱۹ فروردين ۰۳

    سریال کره ای جانگ اوک جونگ زندگی برای عشق Jang Ok-jung, Living by Love

    💕 این 223 مین پست وبلاگ بیشه زاری غرق در شکوفه اس و همچنین  این 500مین سریالی که دارم طی این چندین سال کی درامریم می بینم . 💕

    همونجور که تو پست 🍀 سریال کره ای قمارباز 🍀گفتم ، امپراطور سوک جونگ تو  دوتا ملکه داشت : ملکه اینهیون و ملکه جانگ اوک جونگ . این روزا نشستم سریال کره ای جانگ اوک جونگ زندگی برای عشق Jang Ok-jung, Living by Love  ، یا عنوان کره ایش جانگ اوک جونگ  ، زندگی در عشق 장옥정, 사랑에 살다 رو دیدم . این سریال خیلی به تاریخ نزدیکتر بوده که الان تعریفش میکنم . 

    سریال کره ای جانگ اوک جونگ زندگی برای عشق Jang Ok-jung, Living by Love

    داستان از زمان ولیعهدی سوک جونگ با بازی یو آه این  و بابای بی عرضه ش شروع میشه .جانگ اوک جونگ ،با بازی کیم ته هی  یه دختر معمولیه که خیاطه ، عموش با کشتن معلم خیاطیش که اشراف زاده بوده ، به پول و پله رسیده وجانگ اوک جونگ اسمی برای خودش بهم زده و لباسای اشراف زاده ها رو می دوزه .مامانشم برده ی یه خانواده اشرافیه . باباشم که سالها پیش موقع فرار کشته شد ، مترجم بوده . خلاصه همچین ریشه ای داره . 

    اینهیون دختر وزیریه که رییس سورون هاس . اون میخاد برای ولیعهد لباس بدوزه که میاد خیاط خونه ی جانگ اوک جونگ ، از همون اول از جانگ اوک جونگ خوشش نمیاد . برای اندازه گیری ، ملکه مادر ولیعهد رو می فرسته به اون خیاط خونه و اونجا سوک جونگ برای اولین بار جانگ اوک جونگ رو میبینه . اتفاقاتی پیش میاد و سرنوشت وار ، اینا هی بهم برخورد میکنن . تا جایی که دیگه عاشق میشن و سوک جونگ خودشو رییس مامورای سلطنتی جا میزنه و به جانگ اوک جونگ میگه اگه یه روز خاستی بیای پیش من بیا قصر دنبال ادمی به اسم لی سون بگرد . لی سون اسم خودشه . 

    سریال کره ای جانگ اوک جونگ زندگی برای عشق Jang Ok-jung, Living by Love

    یه سری اتفاقات زنجیره وار می افته  و وزیری که تو جبهه ی نورون هاس و مامانه جانگ تو خونه ش برده س ، به جانگ میگه که ملکه ی مادر ، " مادربزرگ " دنبال یه دختری میگرده تا اینو بزرگ کنه و براش سوداور باشه و برای منافع این یه کارایی بکنه . ختم کلام اینکه خوشگل باشه و بیاد جاشو تو دل چونا باز کنه . این موقع سوک جونگ تازه امپراطور شده و با دختر یه وزیری از سورون ازدواج کرده . اون بین این دختره و اینهیون ، این دختترو انتخاب میکنه . چون نمیخاد اینهیون که دختر وزیر قدرتمنده هست رو بگیره . 

    باز یه سری اتفاقها می افته و جانگ اوک جونگ به این نتیجه میرسه که باید وارد قصر بشه و قدرتمند بشه . اینجوری میشه که با پارتی مادربزرگه ، وارد قصر میشه و اونجا می فهمه رییس مامورای سلطنتی کسی نیست جز چونا

    سریال کره ای جانگ اوک جونگ زندگی برای عشق Jang Ok-jung, Living by Love

    ملکه ابله مرغان میگیره میمیره . تو این اثنا عشق بین سوک جونگ و اوک جونگ بیشتر میشه  .و اونارو درحالیکه همو بغل کرده بودن تو قصر می بینن ،  همه می فهمن و ملکه ی مادر میخاد اینارو از هم جدا کنه که نمیشه ، ولی با اینحال سوک جونگ مجبور میکنن که اینهیون رو بگیره .اونم مرغش یه پا داره و نمیخاد با دختر وزیره ازدواج کنه .  اینهیون بهش میگه که اگه تو اون دختترو میخای من برات پیداش میکنم و اونو به عنوان صیغه ات قبول میکنم چون این دیگه مربوط به دربار داخلی زنا میشه .  به همین شرط سوک جونگ بالاخره راضی میشه که اینهیون رو بگیره . 

    شب زفاف ؟! سوک جونگ به جای اینکه بره اتاق ملکه اینهیون سریال کره ای مرد ملکه اینهیون ☘ ، میره بیرون قصر با اوک جونگ . فرداشم برش میداره میاره قصر میگه خب اینهیون قولتو عمل کن . اینجوری میشه که اوک جونگ میشه صیغه . 

    ولی همچنان ملکه ی مادر باهاش مخالف بودو تاجایی که میخاست نازاش کنه پیش رفت . با اینحال هرسری که اینا فتنه درست میکردن که دختترو یکاریش کنن و از چشم چونا بندازنش نشد که نشد . دعانویسش خوب بود . 🤣🤭 نه تنها نشد بلکه عشقش بیشترم میشد . توروخدا ببین برده چه شانسی داره . 😶

    سریال کره ای جانگ اوک جونگ زندگی برای عشق Jang Ok-jung, Living by Love

    جانگ اوک جونگم همچین علیه سلام نبود مارمولکی بود که حد نداره . راستش اصلا از شخصیتش خوشم نیومد . با اینکه عاشق شاه بود و ازدواج یه زنی که مامانش برده و خودش از طبقه ی پایینی حتی به عنوان صیغه ممکن نبود ،با اینحال چونا براش هرکاری کرد و دست اخر ملکه ش کرد ، اونم چون دید چونا میخادش و فقط حرف اونو باور میکنه هی خودشو به مظلومی میزد و فتنه راه مینداخت . تا جایی که به خاطر اینکه ملکه مادرو کاملا بشونه سرجاش سم خورد تا بندازه گردن اونا . 

    سریال کره ای جانگ اوک جونگ زندگی برای عشق Jang Ok-jung, Living by Love

    این وسط اینهیون واقعا یه اشراف زاده ی واقعی بود . باوقار باصبر . طفلک اصلا نمیتونست از پس این برده های زبون و فتنه بربیاد . دست اخرم براش پاپوش درست کردنو از قصر انداختنش بیرون و عزل شد و اون برده اومد هیچی هیچی شد ملکه . 😖 وقتیم بعد سالها با نقشه ی سورون ها دوباره تونست به قصر برگرده چندی نگذشت که به خاطر بیماری تو جوونی مرد . تو این مدت ازدواجش با چونا فقط خون جیگر خورد و تو خودش ریخت . یک بارم چونا بهش محبت نکرد . نامرد . تا اخرین لحظه عاشق اون فتنه بود . مردک عوضی . موقع مرگش واقعا ناراحت شدم . طفلک هم نمیتونست بچه دار شه تازه غیر از اینا اصلا چونا باهاش خوب رفتار نکرد تازه باهاشم نخابید . بعد الکی جلوی وزیرا میگفت اون بچه دار نمیشه چقد تلاش کنم . لاشی .🤬🤐😄

    سریال کره ای جانگ اوک جونگ زندگی برای عشق Jang Ok-jung, Living by Love

    رابطه ی اینهیون با باباشو خیلی دوس داشتم . قشنگ میشینن باهم حرف میزنن درمورد سیاست و باباش چقد به فکرش بود . اخرشم وقتی دید دخترش بالاخره به جایگاهش برگشت با خیال راحت مرد . 

    راستش من زیاد از بعد عشقیش خوشم نیومد . عشقشون تنها زمانیکه جانگ اوک جونگ به فکر قدرتمند شدن و انتقام از اینو اون نبود ، قشنگ بود . ولی بعدش همچین جولونی میداد که حد نداره . درکل خیلی دریده بود جانگ اوک جونگ که خب طبیعیه دیگه برده بوده . از بعد تاریخی هم همونطور که گفتم به واقعیت تاریخی نزدیکتر بود .درکل سریال قشنگ و جذابی بود . روندش منو به شک انداخت که نکنه 50 قسمتیه 😁 حس کردم اخرش اونجا که جانگ اوک جونگ رو عزل میکنن رو یهویی تمومش کردن . کسی که با اون فتنه اندازی و مارمولک بازی به اون جایگاه رسیده هیچوقت انقد سریع تسلیم نمیشه . 

    از بعد تاریخی ، اون قضیه که تو پست سریال کره ای قمارباز گفتم ، ای این جوا ، بازم اینجا تو زمان سوک جونگ اتفاقا افتادنشو نشون دادن . اینکه چطور سوک جونگ با عوض کردن ملکه ها وزرا و جناح رو کنترل میکردن رو نشون دادن و برام واضح شد که منظورش چی بوده . و اینکه عزل ملکه اینهیون و بعدشم فرستادن خدمتکارش سوک وون ، به قصر برای اغوای شاه همه ش تو تاریخ هست .

    همینطور این سوک وون بود که باعث عزل جانگ اوک جونگ شد .اینجوری که ، وقتی پسر جانگ اوک جونگ ابله گرفت ، شمن اورد تو قصر و اونجا از این دعاها و اینا انجام داد و اون دعا بیشتر باعث شدن که روی فرد مریض دیگه ای ملکه اینهیون هم اون موقع مریض بود و تو بستر بیماری ، تاثیر بذاره " اینجاس که میگن دعا وقتی میکنی ممکنه اثر بدش رو یک نفر دیگه بیفته ها . حتی تو سریالم اینو نشون دادن واقعا این چیزا واقعیه . " و اینجوری اینهیون مرد و بچه ی اوک جونگ زنده موند . سوک وون این رو دست اویز قرار داد و وقتی اینهیون مرد با خودش گفت اگه اوک جونگ بازم ملکه شه منو میکشه پس رفت جلوی وزرا به چونا گفت که اوک جونگ برای اینهیون دعا نوشته تا بمیره و مدرکش فلانجاس . و اینطوری شد که اوک جونگ هم سم بهش دادن خورد مرد . 

    سریال کره ای جانگ اوک جونگ زندگی برای عشق Jang Ok-jung, Living by Love

    ولی واقعا چقد قشنگ میسازن و چقد خوب بازی میکنن . ادم اصلا احساس نمیکنه که این سریاله که داره می بینه انقد واقعی و خوبن . 

    یو آه این تو نقش امپراطور سوک جونگ خیلی خوب بود . خیلی به فکر مردم بود و واقعا کار داشت میکرد . با اینحال این عشقی که چشاشو کور کرده بود رو خوشم نیومد . امپراطور که نباید همه چیو به پای یه زن بریزه . واقعا خیلی ناراحت شدم که اون اتفاقا برای یو آه این افتاد . حیف همچین بازیگری بود . 

    سریال کره ای جانگ اوک جونگ زندگی برای عشق Jang Ok-jung, Living by Love

     دیگه اینکه برم سریال ملکه اینهیون رو هم ببینم و بیام . 🤭 این سری سریال تاریخی ها همش درمورد این زمان شدش . خیلیم اتفاقی اینجوری شد . اولش من هوس کرده بودم برای دومین بار سریال کره ای مردِ ملکه اینهیون رو ببینم ولی همش عقب افتاد بعدش قماربازو دیدم و بعدشم چون خاهرم و بقیه تعریف کردن تصمیم گرفتم جانگ اوک جونگ رو هم ببینم . اگه ملکه اینهیون هم بندازم عقب دیگه ممکنه نبینمش برای همین باید بلافاصله دیده شه . 😄


    🍀  مطالب پیشنهادی 🍀 

    💚 سریال کره ای تناسخ در خانواده ی ثروتمند 💚سریال ژاپنی اولین عشق 💚سریال کره ای یک خانوم اوه دیگر 💚سریال کره ای شوالیه سیاه 💚 قسمت 7 و 8 سریال کره ای این رابطه مقاومت ناپذیره 💚 معرفی کتاب  💚 معرفی کتاب دریای حاصلخیزی 💚معرفی کتاب ژاپنی تاوان 💚 سریال کیمیاگر روح فصل دو 💚

     

  • نظرات [ ۴ ]
    • شنبه ۱۸ فروردين ۰۳

    برگ های گیلاس و سوت اسرار امیز Hazakura to Mateki

    داستانی از اوسامو دازای 

    برگ های گیلاس و سوت اسرار امیز Hazakura to Mateki 

    این داستان هم از کتاب های داستان همشهری ، ویژه ی نامه ی نوروز 96 ،که دوسش داشتم . مخصوصا این پاراگرافش که یاد خودم و خیلی از دخترای این مدلی می ندازه . 

    داستانی از اوسامو دازای برگ های گیلاس و سوت اسرار امیز


    همه ی اون نامه ها رو می نوشتم و برای خودم میفرستادم مسخره م نکن جوونی خیلی مهمه، خیلی. من بعد از این که مریض شدم اینو فهمیدم این که آدم خودش برای خودش نامه بنویسه کار کثیفیه ،فلاکت باره ،احمقانه است .کاش واقعا با یکی معاشرت میکردم کاش یکی در زندگی ام بود. من تا حالا عاشقی که هیچ، حتی با یه مرد غریبه حرف هم نزدم تو هم مثل منی دیگه خواهر ما اشتباه کردیم زیادی سربه راه بودیم. 

    داستانی از اوسامو دازای برگ های گیلاس و سوت اسرار امیز


    🍀  مطالب پیشنهادی 🍀

    ☘ داستان از دیوید سدریس ☘ 💚   یادگیری زبان جدید مث شروع یه رابطه عاشقانه س ...   💚  معرفی کلمه کره ای " 적성에 맞는 일 "  💚   رویابافی در روز روشن  💚  حالت غرقگی 💚 معرفی کتاب  💚 معرفی کتاب دریای حاصلخیزی 💚معرفی کتاب ژاپنی تاوان 💚معرفی کتاب وزن رازها  💚 معرفی کتاب کشتن شوالیه 💚💚 داستان هزار و یک روز   💚سفر انار 💚💟 معرفی کتاب جود گمنام 💟 معرفی کتاب شرکت  💟دومین برف تهران عکس و اهنگ برفی  🍀  معرفی کتاب شمس و طغری 🍀

  • نظرات [ ۰ ]
    • جمعه ۱۷ فروردين ۰۳

    Shopping for Clothes in Tokyo : David Sedaris روایت از دیوید سدریس : انگِ هم

    من دوباره از بی کتابی رفتم سراغ کتاب های داستان همشهری سال های گذشته ، این روایت از دیوید سدریس به نام انگِ هم ، که تو شماره ی 75ام ، ویژه ی نامه ی نوروز 96 ، چاپ شده بود . 

    من نوشته های دیوید سدریس رو خییلی دوس دارم . توشون یه حس خوبو و دلنشینی داره . ادا نیست واقعیه . و واقعا هرکدوم از روایت هایی که برای دیوید سدریس بوده رو چندباری خوندم ، از جمله این روایت ، توش حسی از ازادی و بدون نگرانی بودن وجود داره . همچین حسی بهم میده . وقتی میخونمش حس اینکه تو یه جای ساکت و اروم و قشنگ هستم با یه منظره ی فوق العاده زیبا بهم دست میده . 

    داستان همشهری

    جمله ی " همه ی بعد از ظهر را پیش رو داریم " رو چندین بار خوندمش ، حس خوبی بهم میده . انگار که بعداز ظهر چندساعته و تو اون چندساعت چه کارا که نمیشه کرد . تصور میکنم که تو ژاپن هستم و بعد از ناهاری دلچسب که  با چاپستیک هایی که من میتونم برعکس گرچن خواهر سدریس ، ازشون استفاده کنم ، خورده شده ، منظره ی اروم و تمیز و ژاپنی پیش روم رو نگا میکنم و به اینکه بعدش کجا بریم که بهمون خوش بگذره فکر میکنم . همچین حسی رو موقع خوندن این روایت داشتم . که من بخشیش رو اینجا میذارم . 

    این روایت با عنوان   Shopping for Clothes in Tokyo تو نیویورکر سال 2016 چاپ شده بوده . من زبان اصلیشو خوندم همین تازگی ، و یه چیزی فهمیدم 😁 تو متن فارسی از هیو به عنوان نامزد سدریس یاد شده ولی هیو اصلا زن هم نیست چه برسه که نامزدش باشه . 

    داستان همشهری

    داستان خرید لباس در توکیو  :


    من هیچ وقت نشده که از شهر بروم بیرون و برای هیو سوغاتی نیاورم. او هم همین طور، هر چند اوایل این جور نبود و مجبور بودم تربیتش کنم. هیو ذاتا زیاد آدم خرید کننده ای نیست اما توکیو شاید چون خیلی دور است انگار چیزی را درونش شل می کند. مسئله این است که از خرید کردن خجالت میکشد به نظرم به مادرش رفته که خرید کردن را ولخرجی یا از آن بدتر «غیر جدی» میداند میگوید: "چرا آدم بره فروشگاه وقتی می تونه بره موزه؟"

    اووم، چون تو موزه هیچ گهی نمی فروشن؟

    من و خواهرهایم حس بدی به خرید کردن نداریم و خب چرا داشته باشیم؟ واضح است که داریم سوراخی را در درونمان پر میکنیم ولی مگر همه همین جور نیستند؟ و مگر پر کردنش با کلاه بره هایی به اندازه ی روکش صندلی توالت اگر نگوییم مفیدتر لا اقل سالم تر از پر کردنش با کیک خامه ای یا هروئین نیست؟ «تازه، همه ش هم که واسه خودمون نیست من میخوام برا دوستام کادوی تولد بخرم و هزار تا چیزم واسه پسرخونده م.» این را ایمی در اولین شب تعطیلاتمان سر میز شام گفت.


    داستانی از اوسامو دازای برگ های گیلاس و سوت اسرار امیز
    از آن جا که هر دو از یک قماشیم گفتم " منو که لازم نیس قانع کنی." خرید کردن ربطی به پول ندارد. اگر داشته باشی میروی سراغ برندها و گالری ها نداشته باشی می روی دست دوم فروشی و سمساری ولی هیچ وقت این طور نیست که قیدش را بزنی و به جایش بروی فلان پارک یا معبد یا مرکز فرهنگی که هیچ کوفتی تویش نمی فروشند. عروس مان کتی سر ebay قسم می خورد اما من جنبه ی اجتماعی خرید کردن را هم دوست دارم؛ بیرون رفتن دست زدن به چیزها و حرف زدن با مردم. " منم همینطور " من توی خانه کار می کنم و بنابراین بیشتر روزها به جز هیو تنها مراوده و معاشر تم با فروشنده ها و صندوق دارها است. مشکلم این است که اگر کسی خودش را وقف من کند یا کوچکترین زحمتی به خودش بدهد احساس می کنم باید هر چه می فروشد بخرم مخصوصا اگر این زحمت شامل نردبان یا دسته کلید باشد. آن نقاشی کوچک کلبه خرابه را در چهارمین روز تعطیلات مان برای همین خریدم...

    با این که کار نقاش معاصری است که همیشه دوستش داشته ام وقیمتش هم لابد خیلی منصفانه، عملا برای این خریدمش که صاحب فروشگاه کلید درآورد و قفل قفسه اش را باز کرد. از مغازه که بیرون می آمدیم ایمی گفت: "اگه تو نمیخریدی، من میخریدم."

    با اینکه خریدمان را موقتا مختل میکرد اما چیزی که همگی همیشه در توکیو برایش لحظه شماری میکردیم ناهار بود ، که همیشه بیرون می خوردیم ، معمولا در محلی که همان موقع گذارمان بهش افتاده بود . یکی از اخرین بعدازظهرهای مسافرتمان ، وقتی نشسته بودیم سر میزی در یک رستوران دریایی درشیبویا ، چشم انداختم به ایمی که یک بلوز ورزشی کاپیتال با شتک های خون و تکه های مغز تنش بود و به گرچن به کلاه برس توالتی ، خودم ان روز پراهن سیاهی که ده سانت زیر زانوهایم می امد و مرا مثل عروسک خیمه شب بازی میکرد ، افتتاح کرده بودم . ماها ، من و خواهرهایم ، چشم ها و بینی هایمان مثل هم نیست . جنس موه ها و فرم صورت هایمان هم . اما در ان بعد از ظهر به خصوص ، شباهت خانوادگی واقعا خیره کننده بود . هرکس میتوانست بفهمد که ماها با هم فامیلیم .... غذا حرف نداشت اما چیزی که ناهار را دلچسب میکرد تصور بعدش بود ؛ این که همه ی بعد از ظهر را پیش رو داریم و این به بعد از ظهر می تواند به هرچیزی بینجامد ...


    🍀  مطالب پیشنهادی 🍀

    💚   یادگیری زبان جدید مث شروع یه رابطه عاشقانه س ...   💚  معرفی کلمه کره ای " 적성에 맞는 일 "  💚   رویابافی در روز روشن  💚  حالت غرقگی 💚 معرفی کتاب  💚 معرفی کتاب دریای حاصلخیزی 💚معرفی کتاب ژاپنی تاوان 💚معرفی کتاب وزن رازها  💚 معرفی کتاب کشتن شوالیه 💚💚 داستان هزار و یک روز   💚سفر انار 💚💟 معرفی کتاب جود گمنام 💟 معرفی کتاب شرکت  💟دومین برف تهران عکس و اهنگ برفی  🍀  معرفی کتاب شمس و طغری 🍀 ☘ داستان ژاپنی از اوسامو دازای  ☘ 

  • نظرات [ ۴ ]
    • جمعه ۱۷ فروردين ۰۳

    오늘도 사랑스럽개 سریال کره ای امروزم سگ دوست داشتنی

    오늘도 사랑스럽개 سریال کره ای  امروزم سگ دوست داشتنی یا روز خوبی برای سگ بودن  

    سریال کره ای روز خوبی برای سگ بودن

    عنوان و محتوا یخورده مسخره بود ولی درکل قشنگ بود  چجوری اینجوریه ؟ اینجوری که الان میگم ...! 

    من از اخر میگم سریالو ، درحالیکه دارم به اهنگ های جدید بنگ یونگ گوگ از BAP گوش میدم . و درعین حال ، یک عالم اهنگ جدید دیگه اومده که درست گوش ندادم و یک عالم ویدئو یوتیوب هست که ندیدم . همچنین تیزر دیوانه کننده و کشنده ی مستر ایم چنگ کیون شی . واو نمیدونین چیکار کرده آی اِم ، اصلا انتظار همچین تیزری رو نداشتم  . بعد فک کن دختر تو تیزرش بود ، دهنم باز مونده بود . فک میکنم حتما مونببه های دیگه ام دهنشون باز مونده باشه . واقعا باورنکردنیه با البوم قبلیش و ام وی قبلی خیییییییییلی متفاوته . دوس دارم فقط ری اکشن بقیه اعضا رو ببینم که آی اِم رو درحالیکه داره با یه دختر خوش میگذرونه و می رقصه و اینا رو ببینم . 🍀 مصاحبه ی آی اِم IM با مجله ی allure 🍀 اوری آی اِم 많이 컸네 . از هیجان نمیدونم چه کنم . جز انتظار برای اهنگاش و ام وی دیوونه کننده ش کاری نمیتونم بکنم . 

    بعد نوشت : اهنگای آی اِم اومد گوش دادم ، دو سه تاشو دوس داشتم ریتمشو ، معنی بیشترشون عشقی و اینا بود .اهنگ اصلی که ام وی هم داشت قشنگ بود .  ولی زیاد تاثیرگذار نبودن راستش . خجالت اوره که به عنوان یه فن اینو بگم ولی راستش غیر از god damn in like it از اهنگای جدیدش حس خاصی نمیگیرم . 🤦‍♀️🤪 ولی صداش واقعا قشنگه . این تغییر ریتم تو اهنگا و این تغییر تن صداش تو اهنگاشو دوس دارم . 

    سریال کره ای روز خوبی برای سگ بودن

    سریال کره ای روز خوبی برای سگ بودن

    برگردم به تعریف کردن سریال امروز ...

    سریال درمورد یه روباه نه دمِ که خدای کوهستانه ، اون به یه انسان طبیعتا از نوع زن ، علاقمند شده و از دور مراقب اون زنه . 

    اون زن؛ الان همسر یه شاهزاده ایه . خدمتکار زن این دختره اس که عکسش هست ، چا عین وو ، یا چا اون وو ، یه اشراف زاده اس که عاشق این خدمتکاره س ، شاهزاده به خیانت متهم و کشته میشه و دنبال زنش میگردن تا اونم بکشن چون حامله ام هست میخان ریشه رو قطع کنن . چا اون وو از این پلیسای  چوسانیه ، میاد خونه ی اینا و خبر میده که دارن میان بگیرنشون و فراریشون میده . اینا میرن تو کوهستان خدای کوهستان بهشون جا میده . بچه ی زن تو شکمش می میره . حالا نمیدونم تو دوران چوسان بچه میمیره چجوری از شکم در میارن و چجوری مادر زنده می مونه ، حالا بماند . 

    سریال کره ای روز خوبی برای سگ بودن

    خلاصه زنا هردو یه مدت خونه ی روباه نه دم  می مونن ، و خب از قبلم که روباه علاقمند بود؛ زنه ام علاقه مند میشه و اینا ، تا زمانیکه خدمتکار به روستا رفت و امد میکرده و می فهمه که چا اون وو رو گرفتن چون نتونسته زن شاهزاده رو پیدا کنه و بکشه ، میره میگه من جاشو بلدم ، اینو میگه ولی بعد پشیمون میشه ،تهدید اینا ، میگه من میرم خودم میارمش اینجا ، وقتی میرفته اونجا مخفیگاهشون ، دنبالش میکنن و می افتن دنبالشون و بدو بدو تا لب اون صخره معروفه تو کوه های کره که همیشه تو تعقیب و گریز به اونجا ختم میشه ماجرا 😁 

    چا اون وو هم میاد کمکشون ، زنه می بینه همه چی زیر سر خودشه و اون بمیره قضیه حل میشه ، شمشیر چا اون وو رو میگیره خودشو میکشه از صخره پرت میشه ، این بین روباه هم افتاده بود دنبالشون نجاتشون بده می بینه زن با شمشیر چا  اون وو کشته میشه ، فک میکنه اون کشته ، گریه زاری کینه ، میره چا اون وو رو بکشه که می بینه خودش مرده ی خداییه 😄 قبلش مرده بود چون تیر خورده بود . 

    میاد زنه رو هم بکشه ، خدمتکاره میگه رحم کن فلان تو خدایی اینا ، روباه میگه راس میگی زنده ات میذارم چون اینجوری بمیری حیفه برات زیادی اسونه اینجوری مردن ، نفرین میکنه خاندان زنه رو ، میگه از این به بعد هر کسی از خاندانت کسی رو ببوسه تبدیل به یه موجود غیرانسانی ، واضحا نمیگه سگ 😁 میشه و تا عشق اونا پاک نباشه و اون طرف ، کسی که تبدیل شده رو دوباره نبوسه ، طرف همونجوری می مونه . اینجوری میشه که ...

    در زمان معاصر ، معلم هان هه نا ، تو سن 27 سالگی تاحالا با پسری کیس نرفته ."نیست من رفتم 🤐🙄😁" و تو مدرسه هم به معلم تاریخ علاقمنده ، معلم تاریخ کیه ؟ روباه نه دم

    سریال کره ای روز خوبی برای سگ بودن

    روباه نه دم نقشه می ریزه تا معلم هه نا عاشق معلم ریاضی با بازی چا اون وو ، بشه و وقتی عاشق شدن اینارو از هم جدا کنه  تا زجر بکشن . 

    داستان با کیس اشتباهی معلم هه نا و چا اون وو که از سگ ها میترسه ، شروع میشه و چالش های هه نا برای اینکه دوباره بتونه چا اون وو رو ببوسه تا نفرین برداشته شه ، و اینکه کاری کنه تا ترس و فوبیای معلم ریاضی نسبت به سگ بریزه ، پیش میره . نفرین اینجوری که اگه بعد یه مدتی " نفهمیدم چه مدت " نتونه اون طرفو دوباره ببوسه ، همینجوری سگ می مونه . که دایی شون هم همینجوری مونده . 

    من این سریالو درحال پخش دیدم خوشم نیومد ول کردم اخه خیلی مسخره بود موضوعش ینی چی انسان سگ میشه ، گیر دادن چندوقته به سگا ...🙄🤐

    بعد دیدم داستانش به چوسان کشیده شد و هیون وو ⬇، که نقش  معلم تاریخ رو داره ، روباه نه دمِ برای همین دوباره گفتم یه امتحانی بکنم . 

    سریال کره ای روز خوبی برای سگ بودن

    بخشای روباه نه دم و عشقش واقعا قشنگ بود . دوست داشتم .از اینکه دوباره بهش فرصت دادم خوشالم !

     

    اصلا نیازی به گفتن این نیست که چا اون وو چقد جذابه.  مخصوصا اونجا که روباهه حافظه ی هه نا رو پاک کرده بود و خودش داشت با هه نا لاس میزد و معلم ریاضی داشت عذاب میکشید و خیلی ناراحت بود . اونجاها واقعا دلم براش سوخت . 

    اخرشم زنی که روباه نه دم عاشقش بود ،تناسخ کرده بود ، میاد به روباه نه دم  قضایا رو تعریف میکنه و روباه نه دم  می فهمه که اشتباه میکرده بعدشم میره کنار دریا زندگی میکنه ، چون عشقش دریا رو دوست داشته و اخرین بار قرار بود برن دریا که کشته شد . اون دختر تناسخیه هم معلوم شد که رو معلم تاریخ یا روباه نه دم کراش زده بود بالاخره تناسخ همون دختره بود تو زمان چوسان دیگه ، برای همین رفت دریا پیشش و باهم از این بالن ارزوها هوا کردن . فقط من وجود پلنگ ؟ در پوستر سریال و تو طول سریال رو نفهمیدم . اون معاونه پلنگ بود ولی خب چه ربطی به روباه داره ؟ درهرحال ...

    درکل خوب بود فقط یخورده اب داشت . 

    ...

    تو همین حین البوم بنگ یونگ گوگ از BAP رو گوش دادم ،  دوتا از اهنگاشو خوشم نیومد ، از همشون قشنگتر که خیلی خوشم اومد اهنگ BANG YONGGUK - MOVIMIENTO  بود . معنی خاصی نداشت از این اهنگایی که تو کلاب ها حال میده باهاش برقصی . 

    یکی از قشنگترین اهنگایی که تاحالا بیشتر از 100 دفعه گوش دادم این اهنگه ، حتما ببینینش : 

    آهنگ I Remember از Bang Yong Kuk - نماشا (namasha.com)


    🍀  مطالب پیشنهادی 🍀

     

    🍀سریال کره ای اسپانسر sponsor2022 🍀سریال کره ای اهنگ عاشقانه ی خیال انگیز 🍀  سریال کره ای شام دوستانه dinner mate  🍀 فیلم کره ای اسم من لو کی وان با بازی سونگ جونگ کی  🍀سریال کره ای پایان خوش من با بازی جانگ نارا  🍀سریال کره ای سقوط اضطراری عشق crash landing on you  🍀  دیالوگ از سریال کره ای گوبلین goblin 도깨비 🍀 سریال کره ای جنگ گوریو و خیتان 🍀 سریال کره ای دکتر اسلامپ  🍀 مصاحبه ی آی اِم IM با مجله ی allure 🍀  معرفی کتاب شمس و طغری 🍀 سریال کره ای وارث غیرممکن   🍀 سریال کره ای قمارباز 🍀 سریال کره ای معجزه با بازی پسرای SF9 🍀 

  • نظرات [ ۰ ]
    • يكشنبه ۱۲ فروردين ۰۳