قالب

بایگانی مرداد ۱۴۰۴ :: •بیشه زاری غرق در شکوفه •

۷ مطلب در مرداد ۱۴۰۴ ثبت شده است

سریال ژاپنی تا دم مرگ عاشقم باش Love Me to Death

 

سریال ژاپنی تا دم مرگ عاشقم باش Love Me to Death 

راجبه مردی به اسم کامیشیرو ماساتو عه که یک ساله با همسرش داره زندگی اروم و خوبی رو میگذرونن . اما ماساتو رازی داره که همسرش از اون بی خبره . 

اونا یک سال پیش لب یه دره ای درحالیکه زن سعی داشته خودکشی کنه اشنا میشن . ماساتو زن رو نجات میده و از اون موقع باهم ازدواج که نه هم خونه میشن . زن تو قنادی کار میکنه و ماساتو هم مثلا تو یه شرکت خوب کار میکنه . اما درواقع اون کارش چیز دیگه ایه . اشنا شدن با زنای پولدار ، سکس و پول گرفتن ازشون و گاهی اگه زیادی اویزون شدن کشتنشون و بالا کشیدن مالشون . بله ! ماساتو قاتله . 😁 اون با یه زن پولدار تو این بارهایی که پسر خوشتیپ ها به زنا سرویس میدن ، اشنا میشه و بعد سر یه ماه باهم ازدواج میکنن . گویا زن بیماری قلبی داره . بعد از ازدواج شاد و عالیشون که ماساتو خیلی خوب از زن نگه داری میکرده ، زن میمیره و خب چون بیماری داشته کسی مشکوک نمیشه . اون ارث زن رو که مبلغ کلونی بوده رو به جیب میزنه و از این به بعد هم کارش همینه . برادر زاده ی زن که دختریه که خبرنگاره به مرگ عمه اش مشکوک میشه و راجبه گذشته ماساتو تحقیقاتی رو شروع میکنه . خب راجبه هرکی بشینی تحقیق کنی بالاخره ازش یه چیز تاریکی در میاد دیگه . اون می فهمه که اسم این شخص اصلا ماساتو نیست و ماساتو 13 سال پیش براثر اتش سوزی مرده . خلاصه هی تهشو در میاره و ماساتو دست اخر می فهمه و خبرنگار رو  میکشه . حقشم بود . هیشکی به این ماساتو حتی شک هم نکرده بود این سیریش شده بود ادمای فوضول همیشه سرانجامشون مرگه یا باید مرگ باشه 😁 . اینجوری میشه که خبرنگار دیگه ای که همکار همین دختره بوده و در جریان مرگ عمه اش و شوهر عمهه شروع میکنه به سیریش بازی و تحقیق و اینا . از این طرفم قتلهایی رخ میده که هر دو نفر از قضا تو قنادی که زنش کار میکنه ، رفت و امد داشتن . زنش هم افسردگی حاد که چه عرض کنم مسته مست بود اصلا انگار راه میرفت یا حرف میزد مست بود . یجوری بود . اعتماد کامل و اینا . خلاصه این خبرنگار که خونه بغل خونه ی ماساتو اینا اجاره کرده ، اونارو شنود میکنه . دیگه کار که بالا میگیره میاد زنه رو خبردار کنه ولی زنه باور نمیکنه و فرداام پامیشن میرن سفر . اونم چه سفری سفر اخرت . چرا که ماساتو بعد از یک سال تلاش و صبر بالاخره میخاد زنشو ، زنرو ، تو این سفر تو جنگل بکشه . چرا که زنه  بیمه عمر 150 میلیون ینی داره . خلاصه میخاد نقشه ش رو اجرا کنه که خبرنگار ه میاد و نمیذاره و دعوا و اینا . دست اخر ماساتو باز خودشو به مردن میزنه و پلیسا هم نمیتونن پیداش کنن . زنه هم همچنان مستو عاشق ماساتو  ،تازه به طرز معجزه اسایی حامله هم شده . 

سریال قشنگ و جذابی بود . معماییش باحال بود . با اینکه از ابتدا ماساتو مشکوک بود ولی داستان خیلی خوب پیش میرفت . تهشم خیلی خوب تموم شد . از اینایی که یهو شخصیت منفی بمیره یا بیفته زندان یا توبه کنه و مسخره باشه نبود  . دیگه خب ماساتو همچین شخصیتی داشت دیگه . از بچگی تو سختی و بدبختی بود که به این سمت سوقش داده بود . مرد بدی نبود فقط ادمای عوضی رو میکشت . همین . 😎😂

بازیگرش یخوده ته چهره ی کامناشی و یخورده هم تاکرو ساتوه رو داشت . من تو پوستر اول فک کردم تاکرو ساتوهه . موهاشو جلو میزد زشت میشد ولی فرق باز میکرد قیافه ش خوب میشد . 

سریال ژاپنی love me to death

  • نظرات [ ۱ ]
    • شنبه ۵ مرداد ۰۴

    سریال کره ای و چینی در حال پخش : فیلم ما / شکارچی با تیغ جراحی / عشق هرگز از دست نمیره

    سریال کره ای فیلم ما  우리 영화 

    "سریال قشنگ و جالبی بود که مموقع دیدنش خیلی افکار متفاوتی داشتم . از مرگ و زندگی و بیماری بگیر تا درست بودن یا غلط بودن انتخاب های بابای دختره ، خود دختره . و حتی جه ها ."

    هم میتونم اینو بگم هم اینکه :

    "سریال بیخود و خسته کننده و روضه ای بود . همش بدبختی بیماری الکی . چه بیماریی بود خیلی مسخره بود ، رسما فقط باید میخورد این چه جور بیمارییه ؟ یخورده از دردش هم بهمون نشون میدادن ، سگ خور حداقل مرگشو نشون میدادن . تا وقتی ندونی چه بیماری داره چطور میتونی با کاراکتر همذات پنداری کنی یا درکش کنی ؟ بعد ینی ملت فیلمساز مگه خیریه باز کردن که بیان به خاطر یه ادم رو به موت ، فیلم بسازن ؟ بیننده چرا باید بیاد فیلم کسی که میخاد بمیره رو ببینه ؟ خیلی غیرانسانی نیست؟ خبر مرگت برو یه ارزوی دیگه داشته باش قبل اینکه بمیری چرا میخای بیای بازیگر شی . بازی نام گونگ مین افتضاح بود به نظرم . مخصوصا قسمتای اخر انگار داشت زور میزد یخورده احساساتی شه . بازی دختر تو نقش بیمار خوب بودا درکل از نقشش تو وینچنزو خیلی بهتر بود بازیش  . ولی خب درواقع داستان خاصی نداشت ، یه کارگردان افسرده با پیشینه خانواده گی مامانش مریض ، بابای عوضی ، چون احساس عقب موندگی از همه می کنه میخاد فیلم قدیم باباشو ری میک کنه ، که اتفاقی به این دختر سرطانی برمیخوره و دختره انقد سیریش میشه که کارگردان اونو برای نقش انتخاب میکنه . دوقسمت اخرش هم اب بود . همینطوری نگا کردم ببینم چی میشه . "

    سریال کره ای فیلم ما

    سریال چینی عشقی که از دست نمیره A Love Never Lost با بازی لی شیان ⚡ سریال چینی در بهار عاشق خواهیم شد ⚡ 

    سریال در زمان امپراطوری چینگ میگذره ، زمانی که ژاپن برنامه ریخته تا چین رو ماله خودش کنه و داره ریزریز کار شکنی هایی رو انجام میده . و از طرفی امپراطوری هم هرج و مرجه و همبستگی وجود نداره . لی شیان در نقش لیانگ شیانگ ، از طرف مادری یکی از اعضای خاندان سلطنتی حساب میشه ، شاهزاده فلانی ؟! " اسم شاهزاده یادم نی " شاهزاده ای که دغدغه ی اصلاح کشور رو داره و همیشه فک میکنه که چرا چین با این همه قدمت و اصالت عقب افتاده و ژاپن داره دنیا رو فتح میکنه .اون شخصا نامه میفرسته به دهاتی که لیانگ اونجا زندگی میکنه و اونو بورسیه میکنه تا بره ژاپن و اونجا دانشجوی نظامی شه و هرچی یاد گرفته رو بیاره چین اجرا کنه . 

    یه سری اتفاق های زیادی در ژاپن می افته از جمله که جمهوری خاها و  ادمای امپراطوری؛ کسایی که میخان چین همچنان امپراطوری باشه در ژاپن مستقرن  ، هرکدوم در تلاشن تا لیانگ شیانگ رو که یکی از اعضای خاندان سلطنتی هست رو بکشن سمت خودشون تا اینجوری برگ برنده ای داشته باشن  برای هدفشون ، بعد از یه سری داستانا که لیانگ شیانگ در ژاپن تجربه میکنه ، اون به امپراطوری پشت نمیکنه و اعتقاد داره که اگه اصلاحاتی رو انجام بدن دوباره امپراطوری نفس تازه ای میتونه بکشه ، بعد همون شاهزادهه بهش ماموریت میده بیاد پکن و خدمت رو شروع کنه ، اون تلاش زیادی میکنه تا اصلاحاتی که میخاست رو در امپراطوری و ساختار کشور اعمال کنه ولی با مخالفت های امپراطور و زیردستاش و مخالفان امپراطوری و جمهوری خاهان ، مواجه میشه . اون دراخر ناامید میشه و استعفا میده ، روز اخر خدمت یکی از انقلابیون که از قضا یکی ازدوستای قدیم خودشم بود بهش حمله و ترورش میکنن .  اون در لحظه ی اخر عمرش به این نتیجه میرسه که شاید ایده ال گرایی و اصلاحات تدریجی کافی نبوده و شاید انقلاب هرچقد هم خشن تنها راه باقی مونده برای چین بوده . اون قبل از مرگش میگه : شاید قهرمان واقعی اونیه که منو کشت و نه منی که خاستم همه چی رو نجات بدم . اون دیگه نتونست بجنگه چون جنگی که براش ایستادگی کرده بود دیگه وجود نداشت . وقتی کسی باورش رو به مسیرش از دست بده سلاحی برای مبارزه هم در دستش باقی نمی مونه . بیشتر دوستایی که داشت تبدیل به دشمن شده بودن . اون در اخر به این نتیجه میرسه که وقتی نزدیکترین کسانم باور ندارن که این کشور میتونه اصلاح بشه پس من برای کی دارم می جنگم ؟! 

    سریال خسته کننده ی بود و خیلی شعاری خوب نساخته بودنش . ولی وضعیت اون موقع چین چقد شبیه الانه ما بوده . این فکر به ذهنم رسید موقع دیدنش . 

    سریال چینی افتخار ، شکوه  the glory 2025

    سریال کره ای شکارچی با تیغ جراحی Hunter with a Scalpel

    همون قسمت یک معلوم شد قاتل کیه . حال نمیده که . چقدم ذهلسیز بود مردک عن . 

    درکل زیاد جذاب نبود . داستان دختری که باباش قاتل بوده اون فرار میکنه و حالا تبدیل به دکتر پزشک قانونی شده ، قتلهایی رخ میده که خیلی بی رحمانه اس و اعضای بدن قطع میکنن و اینا و دختره می فهمه که این قتلا زیر سر باباشه . و از اینجور داستانا که میخاد بره خودش باباشو بگیره بکشه و اینا . بیشتر از اینکه داستان جذاب و دیدنی و هیجانی و ترسناک داشته باشه چندش بود . اینکه اعضای قطع شده و یه عالم خون نشون بدی مگه میشه سریال ترسناک ؟ 

  • نظرات [ ۲ ]
    • سه شنبه ۱ مرداد ۰۴
    | سریال و اهنگ و کتاب و دیدگاه |