گفتم بذا بشینم یه سریال از تلوبیون نگا کنم جدیده ببینم چیه . علاوه بر اینکه اشغال بود از هر لحاظ وقتمم گرفت . اه . اینترنتم نیومده هنوز خاک تو سر این ممکلت کنن . داشتم میگفتم به قدری بازی ها افتضاح داستان فیلمبرداری اب خالص ینی . بازیگرا همون بازیگرای قدیمی هستن این حمید گودرزی همون حمید گودرزی ، نادر تو اون سریال مسخره بود که من فقط بخش اولشو دوس داشتم و زدن نادرو کشتن کس کشا و اون یارو انقلابیرو زنده نگه داشتن . اینم همون نگین صدق گویا تو سریال به کجا چنین شتابان بوده که انقد خوب بازی کرده بود نقش معتاد رو واقعا چی به سر بازیگرا اومده ؟ گفتم به یاد قدیما که این موقعها سریالای بهمن ماهی می داد تی وی و مناسبتی بود بشینم اینو ببینم هی فرصت دادم هیچ فرصت دادم اصلا افتضاح بود . انقد حوصلم سر رفت .
هیچی دیگه نشستم یه وبلاگ خوندم که یه بچه ی سه ماهه دارن ، بعد گفتم بذا ببنیم دکتره چیه خانومه . حرف از مطب زده بود . دیدم دندون پزشکه ، رفتم ارشیوشو هر سال یه ماه خوندم و اصلا غرق شده بودم و به خودم اومدم دیدم دوساعته تو وبلاگ طرفم که هیچ چشام داره در میاد که هیچ دارم از بی حالی و گشنگی میمیرم . دیگه اومدم یه کامنت بذارم که کاش شمارو اون موقعی که داشتم دندونمو میکشیدم میدیدم که هرکاری کردم دیگه بالا نیومد صفحه اش . خلاصه اگه میشناسین برسونین دستش که اگه بازم رفت مطب بگه ماام بریم پیشش . دکتر خوب و دلسوز اونم دندونپزشک کم پیدا میشه .
انقد من از این دندون کشیدم انقد کشیدم که حد نداره . همین دیروز که داشت برف می اومد یادم اومد باز نزدیک بود گریم بگیره ، اون سالی که دندونمو کشیده بودم و رفتم ایمپلنت کردم فرداش برف اومد و منم انقد برف دوس دارم و اصلا مگه میشه برف بیاد و من خونه بمونم ؟ صب تا شبم تو خیابون باشم زیربرف خوشبخترینم ، بعد اخه مگه برف چیزیه که همیشه باشه ؟ اونم تو تهران ؟ یه روز میاد تموم میشه میره . من دندون پایین رو ایمپلنت کرده بودم ولی دردش زده بود فک بالا و انقد درد داشتم که حد و اندازه نداره . حتی درد فک بالام ماه ها ادامه داشت هنوزم یادم می افته عجب میشم که واقعا چطور تحمل کردم اون روزارو ؟! خلاصه من فردای ایمپلنت رفتم بیرون و همون شد دیگه عفونت کرد باز رفتم جراحی اوه یه عالم اتفاق افتاد پدرم در اومد . وقتی خاطراتشو میخوندم به این فکر افتادم که شاید اگه دکتر بهتری پیدا میکردم یا به تورم می خورد شاید میشد دندون رو نگه داشت و نکشید . یا شاید کمتر درد میکشیدم یا خیلی یا های دیگه .
خلاصه اینم از پست امروز . امیدوارم فردا که بیدار میشم اینستا بیاد اه خسته شدم .
نوشته شده در شنبه, ۵ بهمن ۱۴۰۴، ۰۱:۵۵ ب.ظ
|
۰
نظر