۴ مطلب در بهمن ۱۴۰۴ ثبت شده است.

بذارین راجب یکی از بهترین سریالای عمرم بگم : 

جنگل مخفی فصل دو رو برای سومین بار نگاه کردم . لامصب انقد جذابه نمیشه اصلا ولش کرد یا جلوش زد . واقعا فوق العاده س . 

فصل یک حتی از فصل دو هم قشنگتر و جذابتره . 

کاش فصل سه رو هم بسازن با حضور دادستان هوان شی موک . 

این فصل پرونده های مختلفی رو در یک راستا بررسی میکرد و فقط به یک داستان اکتفا نکرده بود . گرچه اون فصل هم یه داستان نداشت ولی داستان اون فصل یطوری چطور بگم بهم پیوسته تر بود ولی این اینطوری نیست که همش شاخه بشه تا به یه داستان واحد برسه . 

درکل یکی از بهترین معمایی پلیسی های کره ایه . 

چه الکی خوشحال شده بودم ،😭

هم اکنون در پوست خودم نمیگنجم درود بر اینستاگرام درود بر تکنولوژی درود بر اینترنت مرگ بر دیکتاتور مرگ بر اینترنت حکومتی مرگ بر کس کش های مملکت . یکی از زیباترین لحظات زمانی بود که نوید آزادی رو نوتیفیکیشن زیبای اینستا با استوری لعو ی عزیزم بهم خبر داد . یجوریم که اصلا جملمو نگا کن چی نوشتم . هم اینک لعو با صدای نازنینش انگار داره به من میگه  예쁘게 나와줘서 . مرگ بر سرمایه دار . مرگ بر هرچی و هرکس که نمی‌ذاره من بله من بقیه به درک به سرگرمیم به عشقای زندگیم برسم . یه روزی میشه که می رم کنسرت شون. یه روزی. 

گفتم بذا بشینم یه سریال از تلوبیون نگا کنم جدیده ببینم چیه . علاوه بر اینکه اشغال بود از هر لحاظ وقتمم گرفت . اه . اینترنتم نیومده هنوز خاک تو سر این ممکلت کنن . داشتم میگفتم به قدری بازی ها افتضاح داستان فیلمبرداری اب خالص ینی . بازیگرا همون بازیگرای قدیمی هستن این حمید گودرزی همون حمید گودرزی ، نادر تو اون سریال مسخره بود که من فقط بخش اولشو دوس داشتم و زدن نادرو کشتن کس کشا و اون یارو انقلابیرو زنده نگه داشتن . اینم همون نگین صدق گویا تو سریال به کجا چنین شتابان بوده که انقد خوب بازی کرده بود نقش معتاد رو واقعا چی به سر بازیگرا اومده ؟ گفتم به یاد قدیما که این موقعها سریالای بهمن ماهی می داد تی وی و مناسبتی بود بشینم اینو ببینم هی فرصت دادم هیچ فرصت دادم اصلا افتضاح بود . انقد حوصلم سر رفت . 

هیچی دیگه نشستم یه وبلاگ خوندم که یه بچه ی سه ماهه دارن ، بعد گفتم بذا ببنیم دکتره چیه خانومه . حرف از مطب زده بود . دیدم دندون پزشکه ، رفتم ارشیوشو هر سال یه ماه خوندم و اصلا غرق شده بودم و به خودم اومدم دیدم دوساعته تو وبلاگ طرفم که هیچ چشام داره در میاد که هیچ دارم از بی حالی و گشنگی میمیرم . دیگه اومدم یه کامنت بذارم که کاش شمارو اون موقعی که داشتم دندونمو میکشیدم میدیدم که هرکاری کردم دیگه بالا نیومد صفحه اش . خلاصه اگه میشناسین برسونین دستش که اگه بازم رفت مطب بگه ماام بریم پیشش . دکتر خوب و دلسوز اونم دندونپزشک کم پیدا میشه . 

انقد من از این دندون کشیدم انقد کشیدم که حد نداره . همین دیروز که داشت برف می اومد یادم اومد باز نزدیک بود گریم بگیره ، اون سالی که دندونمو کشیده بودم و رفتم ایمپلنت کردم فرداش برف اومد و منم انقد برف دوس دارم و اصلا مگه میشه برف بیاد و من خونه بمونم ؟ صب تا شبم تو خیابون باشم زیربرف خوشبخترینم ، بعد اخه مگه برف چیزیه که همیشه باشه ؟ اونم تو تهران ؟ یه روز میاد تموم میشه میره . من دندون پایین رو ایمپلنت کرده بودم ولی دردش زده بود فک بالا و انقد درد داشتم که حد و اندازه نداره . حتی درد فک بالام ماه ها ادامه داشت هنوزم یادم می افته عجب میشم که واقعا چطور تحمل کردم اون روزارو ؟! خلاصه من فردای ایمپلنت رفتم بیرون و همون شد دیگه عفونت کرد باز رفتم جراحی اوه یه عالم اتفاق افتاد پدرم در اومد . وقتی خاطراتشو میخوندم به این فکر افتادم که شاید اگه دکتر بهتری پیدا میکردم یا به تورم می خورد شاید میشد دندون رو نگه داشت و نکشید . یا شاید کمتر درد میکشیدم یا خیلی یا های دیگه . 

خلاصه اینم از پست امروز . امیدوارم فردا که بیدار میشم اینستا بیاد اه خسته شدم .