۱۳ مطلب در دی ۱۴۰۴ ثبت شده است.

پس چرا این نت وصل نمیشه شیبل میچین کسکشا .

به نظر میاد دیگه نباید وبلاگ بخونم . خیلی چیزای استرس آور و نگران کننده ای می نویسن. بی خبری بهتر از این حرفاس. آخرشم رسیدم به بی حسی که چیکار کنم مگه فقط مال من قطعه. گوگل بالاخره یه دیقه اومد بالا برام و تونستم راجب اوپاهام سرچ کنم از احوالشون جویا شم . هیوک پریروز از سربازی برگشته و فردا فن میتینگ داره . خبر کامبک ویکس هم اومده و قرار چهارتایی کامبک بدن. سریال پارک شین هه پخش شده . بیون وو سوک رفته نمیدونم ونیز کجا . 

آی ام هم قرار طرفای بیست بهمن بره سربازی . 

یخورده برف اومد و مثل جوزده های عقده ای پریدم بیرون. تا برسم سر خیابون برف قطع شد . 

کتاب اقای اووه رو خوندم و زیاد خوشم نیومد چه پیرمرد خسته کننده و ابلهی بود . بیشترشو جلو زدم . کتاب رو ! 😑😁

میخام همنام جومپا لاهیری رو شروع کنم بخونم . صدسال پیش یه سری خوندمش و خیلی دوسش داشتم . حالا نمی‌دونم بعد سالها هنوزم نظرم همونه یا نه . 

دو تا کنسرت ویکس نگا کردم . یکی اولین کنسرت شون تو ژاپن و دیگر ی یه کنسرت دیگه بازم تو ژاپن . دقت کردم وجود نداشتن هونگبین تو گروه اینطوری نیست که خیلی به اندازه راوی تو چشم بیاد ولی خب واقعا ویژوالی بود و اگه رو صداش کار میکرد به نتایج خوبی می رسید . واقعا حیف داره می‌کنه خودشو هونگبین با اون همه جذابیت نشسته تو خونه بازی می‌کنه . ینی تو این همه سال حتی سمت بازیگری هم نرفتش. و راوی،  هنوزم هیچ خبری ازش نیست. مدتها گذشته معلوم نیست زندانه سربازی اومده نیومده. اون همه استعداد و توانایی اون همه تلاش برای معروف شدن برای شنیده شدن همشو هدر داد ،رفت . فقط با یه اشتباه بزرگ ! هی. 

الانم میخام بشینم آخرین کنسرت شش تاییشون رو نگا کنم . لایو فنتزیا. آخرین کنسرت شش تایی با اجرای آخرین آلبوم شش تاییی که هر ترک یه تایتل بودن . یه شاهکار . و همشون ساخته ی کی !؟ راوی ،😔،🌠⭐💫 راوی واقعا یه ستاره  بود . امیدوارم بازم تو عرصه ی خوانندگی و ساخت آهنگ ببینمش . البته اگه این نت کیری وصل شه و تا اون موقع از غصه و بی پولی و گشنگی و حرص و جوش ، نمرده باشم . 

عرزشی های کس کش لطفاً تو کامنت ها عرعر نکنین اینجا هم مثل ج.ا دیکتاتوریه. 

خدافظ تا سریالی دیگر و سلامی دیگر درحالیکه نت آزاد شده . 

پست های قبلی رو هم پاک نمیکنم وبلاگ خودمه دوست دارم هر جوری که میخام حرف بزنم. 

به نظرم هرکی که پیر میشه باید بمیره . حالا یا کشته بشه یا سازمانی برای کشتنشون وجود داشته باشه یا خودشون بای دیفالت بدونن که عه مثلا 60 سالشون شده و عقلشونو از دست دادن و باید برن بمیرن . قدیم تو بچگی م یه کتاب می خوندم یه سازمانی بود که وقتی انسان ها به یه سنی می رسیدن کچلشون می کردن و یه کلاهی اهنی می ذاشتن تو سرشون و افکارشون رو کنترل میکردن . یه همچین سازمانی باید تو ایرانم باشه . " گرچه همینجوریشم یه سری ها اصلا نیاز به این تکنولوژی ندارن انقد سست عنصر هستن که مغزشویی میشن " حالا این هیچ ، برگردیم به همون بحث کشتن پیرا . مخصوصا پیرای نفهم سست عنصر لجباز بیشعور و خلاصه کسایی که نه تنها خودشون پیرن بلکه بقیه رو هم پیر میکنن . همین منوال رو باید رو ادمای حسود هم اجرا بشه . ترکیب ادم پیری که حسود هست سم خالصه و باید درجا با شلیک هفت گلوله کشته شه . 

اینی که میگم بخشیش مربوط به داستان سریال کره ای  " چهره ی امپراطور " ، این سریال تاریخییه ولی نه تاریخی که از روی واقعیت ساخته شده باشه تخیلات نویسنده اس . میگن که در چوسان قدیم چهره شناسی خیلی مرسوم بوده و ازدواج ها از روی چهره شناسی انجام می شده . همچنین ادمایی بودن که این کارو میکردن و اللخصوص چهره شناس دربار میگفتن که امپراطور باید دارای این چهره باشه تا برای ملت و کشور خوش اقبالی بیاره . 

امپراطور سون جو ، دارای چهره ی امپراطوری نبوده ، وقتی تو 15 سالگی به امپراطوری می رسه اولین کاری که میکنه اینکه چهره شناس دربار رو کور و بعدم تبعید کنه . " واقعی نیستا تو سریال " در همین راستا از پسرش گوانگهه یا گوان.هه ، به این خاطر که دارای چهره ی امپراطوری بوده ذهلش میرفته و به شدت نسبت بهش حسودی میکرده . اگه ماست سفید بود و گوانگهه میگفت سفیده امپراطور حتی اگه درستم بود میگفت نه سیاهه و تو چطور جرات میکنی بگی ماست سفیده . و کلا خیلی بدرفتار بودش نسبت به این طفلک و جوری که از حسودی میمرد اگه کسی هوش و ذکاوت گوانگهه رو تعریف میکرد . 

یه چهره شناس اشمال پیدا میشه و میاد پیش امپراطور و میگه که اگه امپراطور با زنی که چهره ش مکمل چونا باشه ازدواج کنه نحسی از چونا و کشور برداشته میشه برای همین یارو میگرده دنبال زنی که دارای این چهره باشه. از قضا این دختر که دختر یکی از وزراس ، سرنوشتش اینه که به دوتا اژدها خدمت کنه ، و برای همین که یجورایی نحسی حساب میشه و بهش گفتن که به مانند پسرا زندگی کنه برای همین کسی نمیدونه که این وزیر دختر داره . گوانگهه و این دختر تو بچگی قبل اینکه دختره به عنوان پسر به زندگیش ادامه بده اشنا میشن و عاشق میشن " از بچگی 😄🙄😶 " گوانگهه مدتها دنبال دختره گشته ولی پیداش نکرده یه روزی از روزها تو خیابون بهش برمیخوره و خلاصه اینا همو می شناسن  . این دیدار مصادف میشه با یه سری اتفاقا که باعث کشته شدن پدر دختره به جرم خیانت میشه ، چهره شناس هم که دختررو پیدا کرده به چونا معرفی میکنه و دختره علی رغم اینکه عاشق گوانگهه اس به خاطر پدرش که کشته نشه حاضره با چونا ازدواج کنه ، ولی دیگه چون پدرش به مرگ محکوم شده و چونا هم از نظرش برگرده افت داره ، قضیه کنسل میشه . اینطور میشه که دختره با یه فردی که مثلا انقلابیه و افکار زندگی برابر و فلان داره فرار میکنه و زندگی رو ادامه میده . گوانگهه هم تو این مدت یه عالم کار میکنه و خلاصه امپراطور هنوز ولیعهد رو انتخاب نکرده و ژاپن به کره حمله میکنه ، اونم درحالیکه گوانگهه بدبخت کلی اخطار میده میگه چونا آباماما ، ژاپن مشکوکه ها فلان بیسال ، ژاپن حمله میکنه و 15 روزه می رسه به هانیانگ " پایتخت " گوانگهه که هم دغدغه ی مردم و اینا داره میره به باباش میگه خبر مرگت منو بکن ولیعهد من اینجا می مونم تو گمشو فرار کن با سوگولیات کس کش ، 😐😁 باباشم از خداخاسته این کارو میکنه و تازه میگه که اگه جنگ تموم شد تو باید از مقام ولیعهدی کنار بکشی . واقعا چقد اصلا چی بگم دیگه . 

خلاصه تو طول جنگ که چندسالی طول میکشه گوانگهه و اون دختر پا به پای هم می جنگن و اینا و جنگ تموم میشه ، امپراطور برمیگرده پایتخت و می بینه که مردم همگی ازش متنفرن و همه طرفدار گوانگهه شدن و از حسودی میمیره ، هی به هر روشی میخاست این پسره ی بدبخت رو حرص بده و اینا ، بازم همون قضیه زنی که مکمل چهره پادشاه پیش میاد و ملکه از دختره میخاد که با اینکه میدونه گوانگهه و اون عاشق همن ، بیاد با امپراطور ازدواج کنه ، دختره هم می بینه که گوانگهه رو همش شاه داره اذیت میکنه تصمیم میگیره اینطوری بره پیش شاه تا شاید نسبت به گوانگهه حساسیتش کم بشه خبر مرگش ، گوانگهه که اینو می فهمه طفلک انقد سکانس غم انگیزی بودا دنیا جلوی چشمش سیاه میشه و مدتها بیهوش میشه ، دست اخرم شاه  چون یه زنگوله پای تابوت زاییده ، میخاد اونو بکنه ولیعهد که همون دختره تو چاییش زهرمار میریزه  امپراطور رو میکشه . خودشم زهرو میخوره ولی نمیمیره . ولی خب بهم نمیرسن دیگه . 

درکل سریال قشنگی بود . عشق بین گوانگهه و دختره قشنگ بود مخصوصا بازی سئو این گوک خیلی خوب بود . 

بعدا که ویکی پدیا اینا اومدن بیشتر راجب بعد تاریخی سریال میام اضافه میکنم . همینقد میدونم که گوانگهه رو خیلی به یونسانگون تشبیه کردن تو تاریخ و دست اخرم تبعیدش میکنن ججو و همونجا میمیره . البته تو این سریال بیشترین کسی که به ویژگی هایی که از یونسانگون گفته شده شبیه بود همین امپراطور سونجو بود . مردک خیلی سادیسمی و پارانویید بود . باید زودتر از اینا کشته میشد . 

اتفاقا تو دوران کرونا یه سریال 50 قسمتی هم از این امپراطور دیده بودم اونم سریال قشنگی بود .

پوکساید اثر خودشو کرده و من فعلا حال معمولی دارم . برای همین گفتم بیام پست این سریال رو هم بذارم . 

نشستم از بیکاری قالب وبلاگ رو عوض کردم خسته شدم . میخاستم قبلی رو بذارم ولی نشد گزینه انتخاب نداشت . معلوم نی چرا . دیگه مجبوری با بدبختی اینو گذاشتم اصلا هیچی نمیاره نتم . میگن گوگل ازاد شده ولی هیچی نمیاره برا من . همین سایت بیان هم به زور باز میشه . دیگه نشستم یه وبلاگ روزمرگی پیدا کردم اونو خوندم . حالا ببینین قالب چطوره ؟! 

الان تو گوشی امتحان کردم به نظر قالبه حالت موبایل نداره . این همه زحمت کشیدم . اه  . 

پوکساید و سیتالوپرام و زاناکس خوردم . کی خدا قرار انتقام مارو از این قوم ظالم بگیره. جواب میاد  never ever  

چون خدایی نیست که. دوست دارم برم عین‌علی زینعلی بشینم یه عالم گربه و شیون کنم ولی حتی حال و نیروی گریه کردنم ندارم . گریه کنم ضجه بزنم درست میشه ؟! نه . فقط حالم بدتر میشه . تازه شاید از نظر جسمی هم مریض شم. به جهنم زندگی ماام همینه. باید همینجوری پیش بریم تا بمیریم یا اینا بمیرن. پس 

어쩌라고 어쩌라고 하면서 살게요 어쩔수 없으니까 😔😑😶 

این امریکای خاک تو سر فش رکیک کی میخاد حمله کنه ؟! زودتر حمله کنه حداقل بدونیم جنگه اینترنت نیست . دیگه واقعا کلافه شدم . از اینور اونورم می شنوم میگن نمیخاد نت درست شه واقعا عصابم ریخته بهم دوست دارم فریاد بکشم خودمو بزنم واقعا دیوانه شدم . دیوونه کننده ترش اینکه یه سری ها قطعی نت رو تایید و میگن اپ های ایرانی خیلی خوبه وای ینی میخام یه شمشیر داشته باشم سر همشونو باهاش بزنم . واقعا نمیدونم تو کله ی اینا پهنه چیه !؟ من ادمم اینا ادمن ! اصلا موندم معطل . میگن یک عالم ادم مرده و کشته شده ، خب خاک تو سرشون که بیهوده رفتن خودشونو به کشتن دادن تازه چهارنفرم زدن کشتن واسه خودشون توشه جهنم بردن . شما که عرضه ندارین و عده تون کمه گوه میخورین برای هر بهونه ی مسخره ای می ریزین اتوبوس اتیش می زنین و با یه سری معلوم نی تروریست و غیره که معلوم نی راسته یا نه همکاری میکنین . الان نت ملی شد شما مردین ما چی ؟! اه . بعد نیاین بگین وای تو فلانی بیسالی . من فقط به فکر خودمم . منطقی به این قضایا نگا کنین الان دقیقا چه چیزی بعد از این اعتراضات تغییر کرد ؟! گرونی ها ؟! سردمداری گفت که اره شما راس میگین باید کاری صورت بگیره !؟ اصلا چی شد !؟ هیچی . چهارنفر ادم بدبختر از خودتون که از سر بیکاری و بی پولی و بی پشتوانگی رفته بسیجی و ارتشی شده رو کشتین خب چی تغییر کرد ؟! فقط بهونه دست این حروم زاده ها دادین تا بیشتر خرخره ی مردم رو بدرن . اون از گوه کاری چندسال پیش تون که اینستا فیلتر شد و دکون فیلترشکن فروشا باز شد و سکه شد که اوناام همانا ادمای خودشونن ، اینم از الان .  ماه پیش اینترنت خریدم سه میلیون و نیم . خب من الان چیکار میتونم بکنم !؟ اونی که پول داره ککش نمیگزه خونه داره تو دبی و ترکیه یا هرخارج دیگه ای پامیشه میره . مردم عادی ان که فقط دارن عذاب میکشن . اره از بی اینترنتی . شما چی میدونین !؟ هیچی . دیگه تو این خراب شده ام نمی نویسم .